پرش به محتوا

عقیل بن ابی‌طالب: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۰: خط ۷۰:
عقیل با روشنگری در [[جامعه]] و دربار [[بنی امیه]] ([[معاویة بن ابی‌سفیان]]) و در جلسات اشراف، مانع تک تازی عده‌ای می‌شد که خود را شایسته [[خلافت]] و [[رهبری جامعه]] می‌دانستند و با [[حق]] [[خلیفه]] راستین [[رسول خدا]] {{صل}} به [[مبارزه]] برخاسته و مانع تحقق اهداف و برنامه‌های آن حضرت می‌شدند، و با یادآوری پیشینه افرادی چون [[عمرو بن عاص]] و معاویة بن ابی سفیان و یادآوری [[فضایل]] و جایگاه ویژه امیرالمؤمنین علی {{ع}} به نحوی به مبارزه خاموش می‌پرداخت و با اینکه او در آخر [[عمر]] نابینا شده بود ولی با این حال با زبان خود به ترویج ویژگی‌های امام علی {{ع}}و [[پیروان]] ایشان می‌پرداخت<ref>ثقفی کوفی می‌نویسد: پس از آنکه عقیل به شام رفت، در مجلس معاویة بن ابی سفیان حاضر می‌شد و درباره اصحاب او و خصوصیات آنها و پدران‌شان صحبت و حقایق را آشکار می‌کرد. الغارات (ترجمه: عطاردی)، ص۴۸۸.</ref>.<ref>[[حسین شهسواری|شهسواری، حسین]]، [[عقیل بن ابی‌طالب (مقاله)|مقاله «عقیل بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶]]، ص۲۸۴-۲۸۶.</ref>
عقیل با روشنگری در [[جامعه]] و دربار [[بنی امیه]] ([[معاویة بن ابی‌سفیان]]) و در جلسات اشراف، مانع تک تازی عده‌ای می‌شد که خود را شایسته [[خلافت]] و [[رهبری جامعه]] می‌دانستند و با [[حق]] [[خلیفه]] راستین [[رسول خدا]] {{صل}} به [[مبارزه]] برخاسته و مانع تحقق اهداف و برنامه‌های آن حضرت می‌شدند، و با یادآوری پیشینه افرادی چون [[عمرو بن عاص]] و معاویة بن ابی سفیان و یادآوری [[فضایل]] و جایگاه ویژه امیرالمؤمنین علی {{ع}} به نحوی به مبارزه خاموش می‌پرداخت و با اینکه او در آخر [[عمر]] نابینا شده بود ولی با این حال با زبان خود به ترویج ویژگی‌های امام علی {{ع}}و [[پیروان]] ایشان می‌پرداخت<ref>ثقفی کوفی می‌نویسد: پس از آنکه عقیل به شام رفت، در مجلس معاویة بن ابی سفیان حاضر می‌شد و درباره اصحاب او و خصوصیات آنها و پدران‌شان صحبت و حقایق را آشکار می‌کرد. الغارات (ترجمه: عطاردی)، ص۴۸۸.</ref>.<ref>[[حسین شهسواری|شهسواری، حسین]]، [[عقیل بن ابی‌طالب (مقاله)|مقاله «عقیل بن ابی‌طالب»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۶]]، ص۲۸۴-۲۸۶.</ref>


== عقیل در عصر [[نبوت]] ==
== اسلام آوردن عقیل ==
عقیل هنگام [[بعثت]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[جوانی]] سی ساله بود ولی بنا به جو [[حاکم]] بر [[شهر مکه]] و [[جامعه]] [[عرب]] و [[حجاز]]، او نیز همانند بسیاری از [[مردم]] مکه به [[اسلام]] گروید. در دوران سیزده ساله اسلام در شهر مکه مطلبی از عقیل نقل نشده و پس از [[هجرت]] [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} او [[خانه]] مخصوص آن حضرت را در [[اختیار]] گرفت<ref>الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، سید علی خان مدنی، ص۱۵۴.</ref> و چون [[آتش]] [[جنگ]] علیه [[مسلمانان]] افروخته شد و اولین جنگ رسمی [[مشرکان]] با [[پیامبر خدا]] {{ع}}و اصحابش در منطقه [[بدر]] آغاز شد، عقیل نیز همانند [[عباس]]، عموی پیامبر، در سپاه مشرکان بود<ref>روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۲۰۲، ح۲۴۴؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۴، ص۴۳۱-۴۳۲.</ref>، اگر چه خود می‌گوید که وی به [[زور]] در این [[سپاه]] قرار گرفت. پس از جنگ که با [[شکست]] [[لشکر]] [[شرک]] همراه بود، عقیل و عباس چون افراد دیگر به [[اسارت]] مسلمانان در آمدند. رسول خدا {{صل}} به عباس گفت: "خود، عقیل، [[نوفل بن حارث]] و عتبة بن عمرو (هم [[پیمان]] عباس) را با پرداخت فدیه [[آزاد]] کن". [[عباس بن عبدالمطلب]] پس از گفتگوی کوتاهی با [[پیامبر خدا]] {{صل}} این سخن را پذیرفت و خود و ایشان را آزاد کرد.
عقیل هنگام [[بعثت]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[جوانی]] سی ساله بود ولی بنا به جو [[حاکم]] بر [[شهر مکه]] و [[جامعه]] [[عرب]] و [[حجاز]]، او نیز همانند بسیاری از [[مردم]] مکه به [[اسلام]] گروید. در دوران سیزده ساله اسلام در شهر مکه مطلبی از عقیل نقل نشده و پس از [[هجرت]] [[رسول گرامی اسلام]] {{صل}} او [[خانه]] مخصوص آن حضرت را در [[اختیار]] گرفت<ref>الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، سید علی خان مدنی، ص۱۵۴.</ref> و چون [[آتش]] [[جنگ]] علیه [[مسلمانان]] افروخته شد و اولین جنگ رسمی [[مشرکان]] با [[پیامبر خدا]] {{ع}}و اصحابش در منطقه [[بدر]] آغاز شد، عقیل نیز همانند [[عباس]]، عموی پیامبر، در سپاه مشرکان بود<ref>روضه کافی، کلینی، ج۸، ص۲۰۲، ح۲۴۴؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۴، ص۴۳۱-۴۳۲.</ref>، اگر چه خود می‌گوید که وی به [[زور]] در این [[سپاه]] قرار گرفت. پس از جنگ که با [[شکست]] [[لشکر]] [[شرک]] همراه بود، عقیل و عباس چون افراد دیگر به [[اسارت]] مسلمانان در آمدند. رسول خدا {{صل}} به عباس گفت: "خود، عقیل، [[نوفل بن حارث]] و عتبة بن عمرو (هم [[پیمان]] عباس) را با پرداخت فدیه [[آزاد]] کن". [[عباس بن عبدالمطلب]] پس از گفتگوی کوتاهی با [[پیامبر خدا]] {{صل}} این سخن را پذیرفت و خود و ایشان را آزاد کرد.


۱۲۹٬۵۴۹

ویرایش