طواف: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹۵: | خط ۱۹۵: | ||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانهات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث میشود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، میخواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آنگاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>. | [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانهات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث میشود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، میخواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آنگاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>. | ||
== [[نماز]] | == [[نماز]] طواف == | ||
نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] میخوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] میخوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژدهآور و بیمدهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>. | ||
| خط ۲۰۶: | خط ۲۰۶: | ||
و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبهروی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیکتر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>. | و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبهروی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیکتر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>. | ||
در مرآة الحج میفرماید: اگر بداند که [[نماز]] | در مرآة الحج میفرماید: اگر بداند که [[نماز]] طواف [[واجب]] را که باید در [[مقام ابراهیم]] به جا آورد از جهت هجوم [[مردم]]، [[طمأنینه]]، یا سائر شرائط نمازش به جا آورده نمیشود، میتواند در خارج مقام بخواند، ولی باید مراعات الاقرب فالاقرب را بنماید<ref>اگر دو طرف نزدیکتر از پشت باشند، لکن هیچ کدام نزد مقام نباشند، بعید نیست جائز بودن اکتفا به پشت، لکن احتیاط آن است که: یک نماز در پشت مقام بخواند، و یک نماز در یک طرف با ملاحظه نزدیکتر و احوط اعاده نماز است در صورت امکان پشت مقام تا وقتی که وقت تنگ نشده باشد برای سعی. (امام «ره»).</ref>. اگر از روی [[جهل]] به مسئله، نماز را در خارج مقام، در سائر جاهای دیگر [[مسجد]] بخواند، [[حکم]] او حکم کسی است که نماز طواف را فراموش کرده. هرگاه کسی نماز طواف را فراموش کند، اگر در بین سعی باشد، آن را رها کند و برگردد نماز را بخواند، بعد از آن سعی را از همان جا تمام کند. مُخیّر است که نماز طواف را بلند بخواند یا آهسته، و میتواند با هر [[سوره]] که بخواهد بخواند، مگر سورههای [[سجده]]، بلی [[مستحب]] است در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم بعد از حمد سوره «کافرون» را بخواند. | ||
این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند. | این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند. | ||
نمازی را که برای طواف مستحب میخواند، اگر چه میتواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه میتواند عمداً ترک کند. | نمازی را که برای طواف مستحب میخواند، اگر چه میتواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه میتواند عمداً ترک کند. | ||
و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] | و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] طواف مبادرت نماید، بلکه بعضی فرمودهاند: بنابر [[احتیاط]] [[واجب]]، باید بین نماز و طواف فاصله نشود. در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم [[سوره]] «جحد (کافرون)» بخواند. پس از نماز حمد و [[ثنای الهی]] را به جا آورده و [[صلوات]] فرستد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي}} و در بعضی از [[روایات]] است که [[امام ششم]]{{ع}} بعد از نماز طواف به [[سجده]] رفت و چنین گفت: {{متن حدیث|سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقّاً حَقّاً الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ غَيْرُكَ فَاغْفِرْ لِي فَإِنِّي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلَى نَفْسِي وَ لَا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ}}. | ||
بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دستها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرمودهاند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} میفرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب مینوشید: میگفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ}}. | ||
| خط ۲۲۰: | خط ۲۲۰: | ||
حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود میگذشت و در اصطلاح «هروله» میکرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر میپیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختیهای حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست. | حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود میگذشت و در اصطلاح «هروله» میکرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر میپیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختیهای حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست. | ||
مکان هروله اکنون با چراغهای سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط | مکان هروله اکنون با چراغهای سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط طواف کردند، سه شوط را با هروله و تند رفتن، و چهار شوط را به حالت راه رفتن<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | ||
و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان میگذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی. | و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان میگذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی. | ||
| خط ۲۲۸: | خط ۲۲۸: | ||
[[میرزا خلیل کمرهای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین میگوید: دیده میشود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان میدهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید میآید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که میخواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمیداند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمیآید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref> | [[میرزا خلیل کمرهای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین میگوید: دیده میشود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان میدهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید میآید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که میخواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمیداند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمیآید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref> | ||
=== هروله در | === هروله در طواف === | ||
در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهایشان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دستها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>. | در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهایشان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دستها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>. | ||
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>. | ||
این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در حال | این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در حال طواف دستور دادهاند، گفت: هم [[دروغ]] گفتهاند و هم راست! گفتم چگونه؟ پاسخ داد: پیامبر{{صل}} در [[عمرة القضاء]] در حالی وارد [[مکه]] شد که [[مردم]] [[مشرک]] بودند، به [[مکیان]] خبر داده بودند که [[یاران محمد]]{{صل}} در [[سختی]] بسر برده و خستهاند. پیامبر{{صل}} (برای خنثی نمودن این [[شایعه]]) فرمود: «خدای [[رحمت]] کند مردی را که [[صلابت]] و [[قدرت]] خود را به آنان نشان دهد و بنمایاند». پس آنها را [[فرمان]] داد و آنان نیز در حالی که رسول خدا{{صل}} بر [[ناقه]] خود سوار بودند و [[عبدالله بن رواحه]] افسار شتر حضرت را در دست داشت، سه شوط را هروله کنان انجام داده، قدرت خویش را آشکار ساختند. [[مشرکان]] نیز در برابر ناودان [[کعبه]] آنها را نگاه میکردند. پس از آن، رسول خدا{{صل}} بار دیگر [[حج]] گزارد ولی در طواف هروله نکرد و مردم را نیز بدان امر ننمود. پس آنها هم راست گفتند و هم دروغ<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۴.</ref>. همچنین در روایتی آمده است: دیدم [[علی بن الحسین]]{{ع}} در طواف راه میرفت و هروله نمیفرمود<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۳.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||