پرش به محتوا

طواف: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹۵: خط ۱۹۵:
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانه‌ات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث می‌شود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، می‌خواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آن‌گاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۲۳۴.</ref>؛ «هرگاه از حج فارغ شدی، به خانه‌ات مراجعت کن؛ زیرا این روش باعث می‌شود علاقمندی تو نسبت به رجوع (به مکه و [[کعبه]]) بیشتر شود. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|يَنْبَغِي لِمَنْ أَرَادَ الْخُرُوجَ مِنْ مَكَّةَ بَعْدَ قَضَاءِ حَجِّهِ أَنْ يَكُونَ آخِرُ عَهْدِهِ بِالْبَيْتِ يَطُوفُ بِهِ طَوَافَ الْوَدَاعِ ثُمَّ يُوَدِّعُهُ يَضَعُ يَدَهُ بَيْنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ الْبَابِ وَ يَدْعُو وَ يُوَدِّعُ وَ يَنْصَرِفُ خَارِجاً}}؛ «سزاوار است کسی که پس از انجام حجش، می‌خواهد از مکه خارج شود، برای آخرین بار طواف وداع کند، آن‌گاه دستش را بین [[حجرالاسود]] و درب کعبه بگذارد و [[دعا]] کند و پس از وداع برگردد»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۴۷.</ref>.


== [[نماز]] [[طواف]] ==
== [[نماز]] طواف ==
نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] می‌خوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژده‌آور و بیم‌دهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>.
نمازی است که در [[مراسم حج]] و [[عمره]] پس از انجام عمل طواف ([[زیارت]] و نساء) پشت [[مقام ابراهیم]] می‌خوانند: {{متن قرآن|وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى...}}<ref>«و (گفتیم) از «مقام ابراهیم» نمازگاه گزینید» سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref> باید بعد از هر طواف [[واجب]]، دو رکعت نماز، پشت مقام ابراهیم بخوانید<ref>{{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ}} «ما تو را به درستی مژده‌آور و بیم‌دهنده فرستادیم و از تو درباره دوزخیان باز نپرسند» سوره بقره، آیه ۱۱۹.</ref>.


خط ۲۰۶: خط ۲۰۶:
و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبه‌روی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیک‌تر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>.
و نیز احوط است که در پشت مقام به جا آورد، یعنی طوری بایستد که سنگی که نشانه پای [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} بر آن است روبه‌روی او باشد و بهتر آن است که هر چه ممکن باشد نزدیک‌تر بایستد<ref>نه به طوری که مزاحمت با سائرین نماید. (امام «ره»).</ref>.


در مرآة الحج می‌فرماید: اگر بداند که [[نماز]] [[طواف]] [[واجب]] را که باید در [[مقام ابراهیم]] به جا آورد از جهت هجوم [[مردم]]، [[طمأنینه]]، یا سائر شرائط نمازش به جا آورده نمی‌شود، می‌تواند در خارج مقام بخواند، ولی باید مراعات الاقرب فالاقرب را بنماید<ref>اگر دو طرف نزدیک‌تر از پشت باشند، لکن هیچ کدام نزد مقام نباشند، بعید نیست جائز بودن اکتفا به پشت، لکن احتیاط آن است که: یک نماز در پشت مقام بخواند، و یک نماز در یک طرف با ملاحظه نزدیک‌تر و احوط اعاده نماز است در صورت امکان پشت مقام تا وقتی که وقت تنگ نشده باشد برای سعی. (امام «ره»).</ref>. اگر از روی [[جهل]] به مسئله، نماز را در خارج مقام، در سائر جاهای دیگر [[مسجد]] بخواند، [[حکم]] او حکم کسی است که نماز طواف را فراموش کرده. هرگاه کسی نماز طواف را فراموش کند، اگر در بین سعی باشد، آن را رها کند و برگردد نماز را بخواند، بعد از آن سعی را از همان جا تمام کند. مُخیّر است که نماز طواف را بلند بخواند یا آهسته، و می‌تواند با هر [[سوره]] که بخواهد بخواند، مگر سوره‌های [[سجده]]، بلی [[مستحب]] است در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم بعد از حمد سوره «کافرون» را بخواند.
در مرآة الحج می‌فرماید: اگر بداند که [[نماز]] طواف [[واجب]] را که باید در [[مقام ابراهیم]] به جا آورد از جهت هجوم [[مردم]]، [[طمأنینه]]، یا سائر شرائط نمازش به جا آورده نمی‌شود، می‌تواند در خارج مقام بخواند، ولی باید مراعات الاقرب فالاقرب را بنماید<ref>اگر دو طرف نزدیک‌تر از پشت باشند، لکن هیچ کدام نزد مقام نباشند، بعید نیست جائز بودن اکتفا به پشت، لکن احتیاط آن است که: یک نماز در پشت مقام بخواند، و یک نماز در یک طرف با ملاحظه نزدیک‌تر و احوط اعاده نماز است در صورت امکان پشت مقام تا وقتی که وقت تنگ نشده باشد برای سعی. (امام «ره»).</ref>. اگر از روی [[جهل]] به مسئله، نماز را در خارج مقام، در سائر جاهای دیگر [[مسجد]] بخواند، [[حکم]] او حکم کسی است که نماز طواف را فراموش کرده. هرگاه کسی نماز طواف را فراموش کند، اگر در بین سعی باشد، آن را رها کند و برگردد نماز را بخواند، بعد از آن سعی را از همان جا تمام کند. مُخیّر است که نماز طواف را بلند بخواند یا آهسته، و می‌تواند با هر [[سوره]] که بخواهد بخواند، مگر سوره‌های [[سجده]]، بلی [[مستحب]] است در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم بعد از حمد سوره «کافرون» را بخواند.


این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند.
این نماز، مانند نماز یومیه است در [[احکام]]، بنابراین، [[شک]] در رکعات آن موجب بطلان نماز است و باید اعاده کند.
نمازی را که برای طواف مستحب می‌خواند، اگر چه می‌تواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه می‌تواند عمداً ترک کند.
نمازی را که برای طواف مستحب می‌خواند، اگر چه می‌تواند پشت مقام بخواند، جایز است در جاهای دیگر مسجد هم به جا آورد، بلکه می‌تواند عمداً ترک کند.


و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] [[طواف]] مبادرت نماید، بلکه بعضی فرموده‌اند: بنابر [[احتیاط]] [[واجب]]، باید بین نماز و طواف فاصله نشود. در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم [[سوره]] «جحد (کافرون)» بخواند. پس از نماز حمد و [[ثنای الهی]] را به جا آورده و [[صلوات]] فرستد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي‌}} و در بعضی از [[روایات]] است که [[امام ششم]]{{ع}} بعد از نماز طواف به [[سجده]] رفت و چنین گفت: {{متن حدیث|سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقّاً حَقّاً الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ غَيْرُكَ فَاغْفِرْ لِي فَإِنِّي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلَى نَفْسِي وَ لَا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ}}.
و اما [[آداب]] و [[مستحبات]] نماز طواف؛ بعد از طواف فوراً، به [[نماز]] طواف مبادرت نماید، بلکه بعضی فرموده‌اند: بنابر [[احتیاط]] [[واجب]]، باید بین نماز و طواف فاصله نشود. در رکعت اول بعد از [[حمد]] «[[توحید]]» و در رکعت دوم [[سوره]] «جحد (کافرون)» بخواند. پس از نماز حمد و [[ثنای الهی]] را به جا آورده و [[صلوات]] فرستد و بگوید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي‌}} و در بعضی از [[روایات]] است که [[امام ششم]]{{ع}} بعد از نماز طواف به [[سجده]] رفت و چنین گفت: {{متن حدیث|سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقّاً حَقّاً الْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ الْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ هَا أَنَا ذَا بَيْنَ يَدَيْكَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ غَيْرُكَ فَاغْفِرْ لِي فَإِنِّي مُقِرٌّ بِذُنُوبِي عَلَى نَفْسِي وَ لَا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ}}.


بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دست‌ها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرموده‌اند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} می‌فرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب می‌نوشید: می‌گفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ‌}}.
بعد از فراغ از نماز، و پیش از سعی، [[سنت]] است که برود نزد [[حجرالاسود]] و د و آن را ببوسد، و دست‌ها را یا بدن را بر آن بمالد یا اشاره کند، و بعد نزد آب [[زمزم]] رفته مقداری از آن بیاشامد. فرموده‌اند: اگر با سه نفس بیاشامد بهتر است، بلکه [[مستحب]] است [[سیراب شدن]] از آن. علی{{ع}} می‌فرماید: آب زمزم بهترین آبی است که در روی [[زمین]] است؛ [[امام هفتم]]{{ع}} وقتی که از این آب می‌نوشید: می‌گفت: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ‌}}.
خط ۲۲۰: خط ۲۲۰:
حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود می‌گذشت و در اصطلاح «هروله» می‌کرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر می‌پیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختی‌های حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست.
حالتی است میان دویدن و راه رفتن. [[هاجر]] فاصله میان [[کوه]] [[صفا و مروه]] را که حدود ۳۹۴/۵ متر بود، هفت بار در جست و جوی آب طی کرد. قسمتی از این مسیر که امروزه با «چراغ سبز» روشن است را با [[اضطراب]] شدیدی که ناشی از [[نگرانی]] نسبت به وضع فرزند خود بود می‌گذشت و در اصطلاح «هروله» می‌کرد. در وجه [[تسمیه]] هروله اقوال دیگری نیز هست از آن جمله این که [[شیطان]] در این مکان بر [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} ظاهر شده و آن حضرت برای [[رهایی]] از شیطان این قسمت را تندتر می‌پیمود. در هر [[حال]] باید به یاد [[شداید]] و سختی‌های حضرت هاجر{{س}} در این مکان هروله کرد. البته هروله برای [[زنان]] لازم نیست.


مکان هروله اکنون با چراغ‌های سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط [[طواف]] کردند، سه شوط را با هروله و تند رفتن، و چهار شوط را به حالت راه رفتن<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>.
مکان هروله اکنون با چراغ‌های سبز مشخص است. در دوران [[عثمانی]] این قسمت که حدود ۵۵ متر است به وسیله استوانه کوچک کاشیکاری شده به رنگ سبز، مشخص بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۹۲.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مسجدالحرام]] وارد شدند، هفت شوط طواف کردند، سه شوط را با هروله و تند رفتن، و چهار شوط را به حالت راه رفتن<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>.


و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان می‌گذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی.
و اما [[فلسفه]] هروله؛ در بین دو علامت که میان صفا و مروه است باید «هروله» کنی! یعنی ای [[انسان]]، به خود تکانی ده، [[جنبش]] نما و خود را [[یاری]] کن، سرعت گیر تا هر چه زودتر [[شاهد]] [[آرزو]] را در آغوش کشی، بدان که پایان هر کوششی [[موفقیت]] است و همه اکتشافات [[جهان]]، در اثر [[پشتکار]] و [[کوشش]] است، و [[اسلام]] [[دین]] جنبش و تحرک است... . هاجر در این جا دوان دوان می‌گذشت تا آب را و مایه [[حیات]] را به دست آورد، سعی کرد تا موفق شد، پس تو هم ای انسان کوشش کن تا محتاج دیگران نشوی.
خط ۲۲۸: خط ۲۲۸:
[[میرزا خلیل کمره‌ای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین می‌گوید: دیده می‌شود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان می‌دهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید می‌آید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که می‌خواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمی‌داند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمی‌آید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref>
[[میرزا خلیل کمره‌ای]]، در رابطه با [[فلسفه]] هروله چنین می‌گوید: دیده می‌شود که شخص مردد، قدمی به جلو، و قدمی به عقب گذاشته، صورت [[حیرت]] خود را در بدن نشان می‌دهد، و چون جزر و مد [[فکر]]، کمتر از جزر و مد دریا نیست؛ لذا از جزر و مد در اعصاب اضطرابی در اعضاء پدید می‌آید. همین [[طور]] است [[حال]] کسی که می‌خواهد قدم به طرف دربار شخصیتی بزرگ بردارد و نمی‌داند که آیا از عهده [[وظایف]] حضور برمی‌آید یا نه؟!<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۲۲۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۲.</ref>


=== هروله در [[طواف]] ===
=== هروله در طواف ===
در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهای‌شان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بی‌گمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دست‌ها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>.
در جریان [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از ورود به [[شهر]]، [[خانه]] [[ابوسفیان]] را مکان [[امن]] قرار داد. [[مردم]] نیز به این خانه [[پناه]] آورده، در به روی خویش بسته و [[جنگ]] افزارهای‌شان را بر زمین نهادند. آنگاه [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[حجر الاسود]] آمده، آن را لمس فرمود و مشغول طواف شد. حضرت به بتی رسید که کنار [[کعبه]] قرار داشت، آن گاه با کمانی که قوس آن را در دست گرفته بود، در چشم [[بت]] فرو کرده، فرمود: {{متن قرآن|جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بی‌گمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref> و چون از طواف خانه فارغ شدند به [[کوه صفا]] آمده، از آن بالا رفتند و از آنجا به [[خانه کعبه]] نگاه کرده، دست‌ها را بلند نمود و [[دعا]] کرد<ref>فتوح البلدان، ص۵۹.</ref>.


[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>.
[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «هنگامی که رسول خدا{{صل}} به [[مسجد الحرام]] وارد شدند... هفت شوط طواف کردند؛ سه شوط را با حالت هروله و تند رفتن و چهار شوط را به حالت [[راه رفتن]]»<ref>دعائم الاسلام، ج۱، ص۳۱۲.</ref>.


این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در حال [[طواف]] دستور داده‌اند، گفت: هم [[دروغ]] گفته‌اند و هم راست! گفتم چگونه؟ پاسخ داد: پیامبر{{صل}} در [[عمرة القضاء]] در حالی وارد [[مکه]] شد که [[مردم]] [[مشرک]] بودند، به [[مکیان]] خبر داده بودند که [[یاران محمد]]{{صل}} در [[سختی]] بسر برده و خسته‌اند. پیامبر{{صل}} (برای خنثی نمودن این [[شایعه]]) فرمود: «خدای [[رحمت]] کند مردی را که [[صلابت]] و [[قدرت]] خود را به آنان نشان دهد و بنمایاند». پس آنها را [[فرمان]] داد و آنان نیز در حالی که رسول خدا{{صل}} بر [[ناقه]] خود سوار بودند و [[عبدالله بن رواحه]] افسار شتر حضرت را در دست داشت، سه شوط را هروله کنان انجام داده، قدرت خویش را آشکار ساختند. [[مشرکان]] نیز در برابر ناودان [[کعبه]] آنها را نگاه می‌کردند. پس از آن، رسول خدا{{صل}} بار دیگر [[حج]] گزارد ولی در طواف هروله نکرد و مردم را نیز بدان امر ننمود. پس آنها هم راست گفتند و هم دروغ<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۴.</ref>. همچنین در روایتی آمده است: دیدم [[علی بن الحسین]]{{ع}} در طواف راه می‌رفت و هروله نمی‌فرمود<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۳.</ref>
این که چرا [[پیامبر]]{{صل}} در [[فتح مکه]] به [[اصحاب]] و [[یاران]] خود این گونه دستور دادند، دلیلی شنیدنی دارد؛ شخصی از [[ابن عباس]] پرسید که برخی [[گمان]] دارند [[رسول خدا]]{{صل}} به هروله کردن و دویدن در حال طواف دستور داده‌اند، گفت: هم [[دروغ]] گفته‌اند و هم راست! گفتم چگونه؟ پاسخ داد: پیامبر{{صل}} در [[عمرة القضاء]] در حالی وارد [[مکه]] شد که [[مردم]] [[مشرک]] بودند، به [[مکیان]] خبر داده بودند که [[یاران محمد]]{{صل}} در [[سختی]] بسر برده و خسته‌اند. پیامبر{{صل}} (برای خنثی نمودن این [[شایعه]]) فرمود: «خدای [[رحمت]] کند مردی را که [[صلابت]] و [[قدرت]] خود را به آنان نشان دهد و بنمایاند». پس آنها را [[فرمان]] داد و آنان نیز در حالی که رسول خدا{{صل}} بر [[ناقه]] خود سوار بودند و [[عبدالله بن رواحه]] افسار شتر حضرت را در دست داشت، سه شوط را هروله کنان انجام داده، قدرت خویش را آشکار ساختند. [[مشرکان]] نیز در برابر ناودان [[کعبه]] آنها را نگاه می‌کردند. پس از آن، رسول خدا{{صل}} بار دیگر [[حج]] گزارد ولی در طواف هروله نکرد و مردم را نیز بدان امر ننمود. پس آنها هم راست گفتند و هم دروغ<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۴.</ref>. همچنین در روایتی آمده است: دیدم [[علی بن الحسین]]{{ع}} در طواف راه می‌رفت و هروله نمی‌فرمود<ref>مستدرک، ج۹، ص۳۹۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش