فقرزدایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ نوامبر ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


==[[سیره فردی]] [[معصومان]] در فقرزدایی==
==[[سیره فردی]] [[معصومان]] در فقرزدایی==
حضرات معصومان در [[جبهه]] [[مقابله با فقر]] و [[دفاع از حقوق]] [[مالی]] فراموش‌شدۀ اقشار آسیب‌پذیر [[جامعه]]، [[الگوی رفتاری]] جامع و [[کارآمدی]] را عملیاتی کرده‌اند و بر صفحات [[تاریخ]] نگاشته‌اند که بایسته تحقیق و بررسی و ارائه به همه [[مردم]] اعم از [[ملت‌ها]] و [[حکومت‌ها]] است؛ ازاین‌رو در ذیل در چند گفتار این [[الگوها]] را بحث و بررسی می‌کنیم:
حضرات معصومان در جبهه مقابله با فقر و دفاع از حقوق [[مالی]] فراموش‌شدۀ اقشار آسیب‌پذیر [[جامعه]]، الگوی رفتاری جامع و [[کارآمدی]] را عملیاتی کرده‌اند و بر صفحات [[تاریخ]] نگاشته‌اند که بایسته تحقیق و بررسی و ارائه به همه [[مردم]] اعم از [[ملت‌ها]] و [[حکومت‌ها]] است؛ ازاین‌رو در ذیل در چند گفتار این [[الگوها]] را بحث و بررسی می‌کنیم:


==سیره فردی در [[کسب درآمد]]==
==سیره فردی در [[کسب درآمد]]==
خط ۱۶: خط ۱۶:


===کار و کارگری===
===کار و کارگری===
کسب درآمد از این منبع درآمدی در تأمین نیازهای زندگی و مقابله با فقر برای معصومان همچون اقشار عادی از مردم رایج بلکه اجتناب‌ناپذیر بوده است و بر خلاف تصور برخی از مردم، آنان در این عرصه امتیازی بر دیگران نداشته‌اند؛ چنان‌که [[قرآن]] افزون برگزارش از وجود چنین تفکری درباره [[پیامبر خاتم]]{{صل}}، اندیشۀ تأمین درآمد و [[معیشت]] بدون کار را برای آن حضرت [[باطل]] و سخیف دانسته و آن را تقبیح کرده است: «[[دشمنان]] گفتند: چرا این [[پیامبر]] غذا می‌خورد و در [[بازار]] راه می‌رود؟ [نه [[سنت]] [[فرشتگان]] را دارد و نه روش شاهان را] چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را [[انذار]] کند [و [[گواه]] [[صدق]] دعوی او باشد]؟ یا گنجی [از [[آسمان]]] برای او فرستاده شود یا [[باغی]] داشته باشد که از (میوه) آن بخورد [و [[امرار معاش]] کند]؟»<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا * أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا}} «و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟! چرا به سوی او فرشته‌ای فرو نفرستاده‌اند تا بیم‌دهنده‌ای همراه او باشد؟ * یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمی‌افکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟» سوره فرقان، آیه ۷.</ref> [[غافل]] از اینکه شاید [[مشیت الهی]] بر این بود که او هم از جنس [[بشر]] باشد و هم از طریق [[امداد غیبی]] رفع نیاز و [[تأمین معیشت]] نکند، بلکه او را هم گریزی از تن‌دادن به [[کار و تلاش]] در [[کسب درآمد]] برای تأمین نیازهایش در [[زندگی]] نباشد تا بتواند الگویی شایسته و مقبول برای همگان باشد. دیگر حضرات [[معصومان]] نیز به لحاظ اینکه [[پیشوا]] و الگوی [[مردم]] در همه ابعاد زندگی آنان هستند، می‌باید مانند دیگران و بر اساس [[قانون]] [[حاکم]] بر [[جهان هستی]] از طریق کار و تلاش کسب درآمد کنند تا اقتدای به آن حضرات برای پیروانشان در همه عرصه‌ها از جمله در حوزه کار و تلاش سزاوار [[مقبولیت]] لازم در تأمین نیازهای زندگی آنان گردد؛ ازاین‌رو آنان نه‌تنها [[اهل]] کار و تلاش بودند و از این منبع در‌آمدی کسب درآمد و [[امرار معاش]] داشته‌اند، بلکه بیش از دیگران به آن اهتمام می‌ورزیدند و مردم را بر اهمیت‌دادن به کسب درآمد از راه کار و تلاش سفارش می‌کرده‌اند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} مردم را به [[پیروی]] از [[پدران]] خود فرا خوانده و فرموده است: «هرگز در [[طلب]] [[معیشت]] و کسب روزی خود [[سستی]] نکنید؛ زیرا پدران ما همواره بر [[طلب روزی]] خود [[اصرار]] می‌ورزیده‌اند»<ref>{{متن حدیث|لَا تَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا}} (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۸).</ref>؛ همچنین [[موسی بن جعفر]]{{ع}} در پاسخ [[علی بن ابی‌حمزه]] که آن حضرت را مشغول [[کار در مزرعه]] با پاهای خیس در عرق می‌بیند و می‌گوید: فدایت شوم! [چرا شما کار می‌کنید؟] مگر مردانِ شما کجا هستند؟ می‌فرماید:
کسب درآمد از این منبع درآمدی در تأمین نیازهای زندگی و مقابله با فقر برای معصومان همچون اقشار عادی از مردم رایج بلکه اجتناب‌ناپذیر بوده است و بر خلاف تصور برخی از مردم، آنان در این عرصه امتیازی بر دیگران نداشته‌اند؛ چنان‌که [[قرآن]] افزون برگزارش از وجود چنین تفکری درباره [[پیامبر خاتم]]{{صل}}، اندیشۀ تأمین درآمد و [[معیشت]] بدون کار را برای آن حضرت [[باطل]] و سخیف دانسته و آن را تقبیح کرده است: «[[دشمنان]] گفتند: چرا این [[پیامبر]] غذا می‌خورد و در [[بازار]] راه می‌رود؟ [نه [[سنت]] [[فرشتگان]] را دارد و نه روش شاهان را] چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را [[انذار]] کند [و [[گواه]] [[صدق]] دعوی او باشد]؟ یا گنجی [از [[آسمان]]] برای او فرستاده شود یا [[باغی]] داشته باشد که از (میوه) آن بخورد [و [[امرار معاش]] کند]؟»<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا * أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا}} «و گفتند: چگونه پیغمبری است این، که خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟! چرا به سوی او فرشته‌ای فرو نفرستاده‌اند تا بیم‌دهنده‌ای همراه او باشد؟ * یا چرا گنجی به سوی او (از آسمان) نمی‌افکنند یا باغی ندارد که از (بار و بر) آن بخورد؟» سوره فرقان، آیه ۷.</ref> [[غافل]] از اینکه شاید [[مشیت الهی]] بر این بود که او هم از جنس [[بشر]] باشد و هم از طریق [[امداد غیبی]] رفع نیاز و [[تأمین معیشت]] نکند، بلکه او را هم گریزی از تن‌دادن به [[کار و تلاش]] در [[کسب درآمد]] برای تأمین نیازهایش در [[زندگی]] نباشد تا بتواند الگویی شایسته و مقبول برای همگان باشد. دیگر حضرات [[معصومان]] نیز به لحاظ اینکه [[پیشوا]] و الگوی [[مردم]] در همه ابعاد زندگی آنان هستند، می‌باید مانند دیگران و بر اساس [[قانون]] [[حاکم]] بر [[جهان هستی]] از طریق کار و تلاش کسب درآمد کنند تا اقتدای به آن حضرات برای پیروانشان در همه عرصه‌ها از جمله در حوزه کار و تلاش سزاوار [[مقبولیت]] لازم در تأمین نیازهای زندگی آنان گردد؛ ازاین‌رو آنان نه‌تنها [[اهل]] کار و تلاش بودند و از این منبع در‌آمدی کسب درآمد و [[امرار معاش]] داشته‌اند، بلکه بیش از دیگران به آن اهتمام می‌ورزیدند و مردم را بر اهمیت‌دادن به کسب درآمد از راه کار و تلاش سفارش می‌کرده‌اند؛ چنان‌که [[امام صادق]]{{ع}} مردم را به [[پیروی]] از پدران خود فرا خوانده و فرموده است: «هرگز در [[طلب]] [[معیشت]] و کسب روزی خود [[سستی]] نکنید؛ زیرا پدران ما همواره بر [[طلب روزی]] خود [[اصرار]] می‌ورزیده‌اند»<ref>{{متن حدیث|لَا تَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا}} (شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۸).</ref>؛ همچنین [[موسی بن جعفر]]{{ع}} در پاسخ [[علی بن ابی‌حمزه]] که آن حضرت را مشغول [[کار در مزرعه]] با پاهای خیس در عرق می‌بیند و می‌گوید: فدایت شوم! [چرا شما کار می‌کنید؟] مگر مردانِ شما کجا هستند؟ می‌فرماید: علی بن حمزه، شخصیت‌هایی بهتر از من و پدرم با دست خودشان در [[زمین]] خود کار می‌کرده‌اند. وقتی می‌پرسد آنان که بوده‌اند؟ می‌فرماید: [[رسول خدا]]، [[امیر مؤمنان]] و همه پدرانم بوده‌اند که با دستان خود کار می‌کرده‌اند و این نوع از تلاش، کار [[انبیا]] و [[رسولان]] و [[اوصیا]] و [[صالحان]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۵.</ref>.
علی بن حمزه، شخصیت‌هایی بهتر از من و پدرم با دست خودشان در [[زمین]] خود کار می‌کرده‌اند. وقتی می‌پرسد آنان که بوده‌اند؟ می‌فرماید: [[رسول خدا]]، [[امیر مؤمنان]] و همه پدرانم بوده‌اند که با دستان خود کار می‌کرده‌اند و این نوع از تلاش، کار [[انبیا]] و [[رسولان]] و [[اوصیا]] و [[صالحان]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۵.</ref>.


[[پیامبر اعظم]]{{صل}} درباره [[اشتغال]] [[انبیای الهی]] فرموده است: هیچ [[پیغمبری]] نبوده است مگر اینکه گوسفندچرانی کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۱، ص۱۱۷ (با اندکی اضافه در عبارت).</ref> و من هم برای اهالی [[مکه]] گوسفند می‌چرانده‌ام<ref>{{متن حدیث|قالَ: و أَنا كُنْتُ أَرْعَاهَا لأَهْلِ مَكَّةَ بِالْقَرَارِيطَ}} (محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن‌ماجه، ج۲، ص۷۲۷).</ref>.
[[پیامبر اعظم]]{{صل}} درباره [[اشتغال]] [[انبیای الهی]] فرموده است: هیچ [[پیغمبری]] نبوده است مگر اینکه گوسفندچرانی کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۱، ص۱۱۷ (با اندکی اضافه در عبارت).</ref> و من هم برای اهالی [[مکه]] گوسفند می‌چرانده‌ام<ref>{{متن حدیث|قالَ: و أَنا كُنْتُ أَرْعَاهَا لأَهْلِ مَكَّةَ بِالْقَرَارِيطَ}} (محمد بن یزید قزوینی، سنن ابن‌ماجه، ج۲، ص۷۲۷).</ref>.
امیر مؤمنان{{ع}} نیز بدون التفات به [[مقام]] و موقعیت از کار بلکه از اجیری برای دیگران در [[کسب درآمد]] و [[تأمین معیشت]] خود و [[فقیران]] همچون [[پیامبر]]{{صل}} ابا و گریزی نداشته است؛ چنان‌که فرموده است: «روزی به [[گرسنگی]] [[سختی]] در [[مدینه]] دچار شدم. برای پیداکردن کار به اطراف مدینه رفتم. دیدم زنی مقداری خاک انباشته است و می‌خواهد آن را آب بگیرد. نزدش رفتم و بنا شد برای گل‌شدن خاک آب بیاورم و برای هر دلوی دانه خرمایی به من دهد. شانزده دلو کشیدم که دستانم تاول زد. مزدم را گرفتم و نزد پیامبر{{صل}} رفتم و با آن حضرت آن خرماها را تناول کردیم»<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۱۲۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۳۹؛ علاءالدین علی متقی هندی، کنز العمال، ج۶، ص۶۱۸، ح۱۷۱۱۱؛ محمد بن یزید ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ج۲، ص۸۱۸، ح۲۴۴۶ و۲۴۴۸ (با اختلاف در عبارت).</ref>؛ چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار، «بحث وضعیت مالی».</ref> گاهی شب را تا به صبح برای آبیاری نخلستانی [[اجیر]] می‌شد و مقداری جُو برای [[خوراک]] [[اهل]] و عیالش فراهم می‌کرد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمّه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. آن [[بزرگوار]] از تن‌دادن به کارگری برای شخص [[یهودی]] دریغ نورزید و برای تأمین [[زندگی]] در مقابل آب‌دادن هر نخلی، یک مدّ (۷۵۰ گرم) جو دریافت می‌کرد و با آن قرص نانی می‌پخت و هنگام [[افطار]] آن را به [[نیازمندی]] می‌داد و خود گرسنه سر به بالین می‌گذارد و این‌چنین با خدای خویش [[معامله]] می‌کرد<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۱۰۱.</ref>.
 
[[حضرت زهرا]]{{س}} نیز همچون پدر بزرگوار و همسرش به منظور [[تأمین معیشت]] خود، بلکه [[نیازمندان]] از کارکردن برای دیگران در [[خانه]] دریغ نداشت. در ماجرای [[بیماری]] [[حسنین]]{{ع}} و [[نذر]] [[روزه]] برای [[عافیت]] آنان، کار پشم‌ریسی برای [[شمعون]] را در مقابل دریافت سه صاع جو بر عهده گرفت و همسرش [[علی بن أبی‌طالب]] را در تأمین معیشت و تهیه افطاری اعضای خانواده‌اش [[یاری]] کرد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و سرانجام دیگر نیازمندان را بر خود و فرزندانش ترجیح داد.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۱۸.</ref>
امیر مؤمنان{{ع}} نیز بدون التفات به مقام و موقعیت از کار بلکه از اجیری برای دیگران در [[کسب درآمد]] و [[تأمین معیشت]] خود و [[فقیران]] همچون [[پیامبر]]{{صل}} ابا و گریزی نداشته است؛ چنان‌که فرموده است: «روزی به [[گرسنگی]] [[سختی]] در [[مدینه]] دچار شدم. برای پیداکردن کار به اطراف مدینه رفتم. دیدم زنی مقداری خاک انباشته است و می‌خواهد آن را آب بگیرد. نزدش رفتم و بنا شد برای گل‌شدن خاک آب بیاورم و برای هر دلوی دانه خرمایی به من دهد. شانزده دلو کشیدم که دستانم تاول زد. مزدم را گرفتم و نزد پیامبر{{صل}} رفتم و با آن حضرت آن خرماها را تناول کردیم»<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۱۲۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۳۹؛ علاءالدین علی متقی هندی، کنز العمال، ج۶، ص۶۱۸، ح۱۷۱۱۱؛ محمد بن یزید ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ج۲، ص۸۱۸، ح۲۴۴۶ و۲۴۴۸ (با اختلاف در عبارت).</ref>؛ چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار، «بحث وضعیت مالی».</ref> گاهی شب را تا به صبح برای آبیاری نخلستانی [[اجیر]] می‌شد و مقداری جُو برای [[خوراک]] [[اهل]] و عیالش فراهم می‌کرد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمّه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. آن [[بزرگوار]] از تن‌دادن به کارگری برای شخص [[یهودی]] دریغ نورزید و برای تأمین [[زندگی]] در مقابل آب‌دادن هر نخلی، یک مدّ (۷۵۰ گرم) جو دریافت می‌کرد و با آن قرص نانی می‌پخت و هنگام [[افطار]] آن را به [[نیازمندی]] می‌داد و خود گرسنه سر به بالین می‌گذارد و این‌چنین با خدای خویش [[معامله]] می‌کرد<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۹، ص۱۰۱.</ref>.
 
[[حضرت زهرا]]{{س}} نیز همچون پدر بزرگوار و همسرش به منظور [[تأمین معیشت]] خود، بلکه [[نیازمندان]] از کارکردن برای دیگران در [[خانه]] دریغ نداشت. در ماجرای [[بیماری]] [[حسنین]]{{ع}} و [[نذر]] [[روزه]] برای [[عافیت]] آنان، کار پشم‌ریسی برای [[شمعون]] را در مقابل دریافت سه صاع جو بر عهده گرفت و همسرش [[علی بن أبی‌طالب]] را در تأمین معیشت و تهیه افطاری اعضای خانواده‌اش [[یاری]] کرد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و سرانجام دیگر نیازمندان را بر خود و فرزندانش ترجیح داد<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۱۸.</ref>.


===[[کشاورزی]]===
===[[کشاورزی]]===
خط ۲۷: خط ۲۸:


پس در اهتمام و فراوانی کار آن حضرت در حوزه [[کشاورزی]] تردید و بحثی نبوده است و تنها بحث در این بوده است که آیا کثرت [[اشتغال]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به کار کشاورزی در مزارع و نخلستان‌ها، برخاسته از علاقه حضرت به چنین مشاغلی است؟ چنان‌که برخی چنین گفته‌اند<ref>علی‌اکبر رشاد، دانشنامه امام علی{{ع}}، ج۷، ص۲۵۰.</ref> یا ریشه در [[احساس مسئولیت]] آن حضرت در مقابل گرسنگان از [[اهل]] و عیال و دیگر [[مستمندان]] و [[نیازمندان]] دارد؟ چنان‌که برخی ریشه آن را [[مسئولیت]] [[کسب درآمد]] برای تأمین معاش و [[مقابله با فقر]] شمرده‌اند و به [[رفتاری]] از رفتارهای آن حضرت [[تمسک]] کرده و گفته‌اند: هرگاه علی{{ع}} با مشکلی در [[معیشت]] روبرو می‌شد، از [[خلق]] [[خدا]] رویگردانی می‌کرد و به عرصه [[کسب و کار]] قدم می‌گذارد<ref>ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، ج۱، ص۷۰؛ نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج۸، ص۶۱۰.</ref> و برای ایفای این مسئولیت خویش، ساعات گرم‌تر [[روز]] را بر می‌گزید تا خدا را بر [[تحمل]] [[رنج]] و [[زحمت]] خود در انجام این [[وظیفه]] و چگونگی دستیابی خود بر [[حلال]] [[مال]] [[شاهد]] قرار بگیرد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳؛ ابن‌ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۳، ص۱۹۳.</ref>.
پس در اهتمام و فراوانی کار آن حضرت در حوزه [[کشاورزی]] تردید و بحثی نبوده است و تنها بحث در این بوده است که آیا کثرت [[اشتغال]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به کار کشاورزی در مزارع و نخلستان‌ها، برخاسته از علاقه حضرت به چنین مشاغلی است؟ چنان‌که برخی چنین گفته‌اند<ref>علی‌اکبر رشاد، دانشنامه امام علی{{ع}}، ج۷، ص۲۵۰.</ref> یا ریشه در [[احساس مسئولیت]] آن حضرت در مقابل گرسنگان از [[اهل]] و عیال و دیگر [[مستمندان]] و [[نیازمندان]] دارد؟ چنان‌که برخی ریشه آن را [[مسئولیت]] [[کسب درآمد]] برای تأمین معاش و [[مقابله با فقر]] شمرده‌اند و به [[رفتاری]] از رفتارهای آن حضرت [[تمسک]] کرده و گفته‌اند: هرگاه علی{{ع}} با مشکلی در [[معیشت]] روبرو می‌شد، از [[خلق]] [[خدا]] رویگردانی می‌کرد و به عرصه [[کسب و کار]] قدم می‌گذارد<ref>ابونعیم اصفهانی، حلیه الاولیاء، ج۱، ص۷۰؛ نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج۸، ص۶۱۰.</ref> و برای ایفای این مسئولیت خویش، ساعات گرم‌تر [[روز]] را بر می‌گزید تا خدا را بر [[تحمل]] [[رنج]] و [[زحمت]] خود در انجام این [[وظیفه]] و چگونگی دستیابی خود بر [[حلال]] [[مال]] [[شاهد]] قرار بگیرد<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳؛ ابن‌ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۳، ص۱۹۳.</ref>.
پس به نظر می‌رسد آنچه [[همت]] بیشتر و کثرت اشتغال آن حضرت را در عرصه کشاورزی موجب می‌شده است، پاسخ به [[ضرورت]] [[تأمین معیشت]] و ایفای مسئولیت بوده است؛ از همین رو است که پس از [[جهاد در راه خدا]] و فعالیت‌های روزمره [[فرهنگی]]، کشاورزی را در جدول کاری خود قرار می‌داد و پس از باز گشت از میدان [[جنگ]] و [[فعالیت‌های فرهنگی]] به کار کشاورزی می‌پرداخت؛ یعنی بیل را بر می‌داشت و مشغول شخم‌زدن و کولیدن باغچه [[خانه]] خود می‌گردید<ref>ابن‌فهد حلی، عده الداعی، ص۱۰۱؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۱۷.</ref>. چنین برنامه و نظامی در عرصه [[زندگی]] نیز می‌تواند حاکی از این باشد که [[کار و تلاش]] امیر مؤمنان{{ع}} در عرصه کشاورزی، برای نوعی [[تکلیف]] و مسئولیت همچون [[جهاد در راه خدا]] و [[مجاهدت]] در عرصه [[دینی]] و [[فرهنگی]] بوده است؛ همچنین به لحاظ اینکه قبل از [[خلافت]] حضرت وضعیت تلاشِ فزون‌تری برای حضور در آن عرصه فراهم بوده است، حضرت این‌گونه از فعالیت را از محدوده باغچه [[خانه]] به [[اراضی]] وسیع‌تر دیگری تسرّی دادند و با دست [[مبارک]] خود اراضی وسیع بسیاری را کشت می‌کرد و با حفر چاه‌ها و احداث چشمه‌هایی به آبیاری آنها می‌پرداخت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۵؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۴۷.</ref>؛ از جمله چاه‌ها و چشمه‌های فراوانی را با دست مبارک خود در «[[ینبع]]»<ref>«ینبع» به فتح سپس سکون و باء مضمومه و عین مهمله، دهی است که در جانب راست «رضوی» واقع شده است و میزان مسافت از مدینه به آنجا ازسوی دریا، به اندازه یک شب راه است و متعلق است به بنی‌حسن بن علی بن أبی‌طالب و دارای چشمه‌های آب شیرین است (یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۴۴۹).</ref> احداث کرد<ref>ابن‌فرحون، تاریخ المدینه المنوره، ج۱، ص۲۱.</ref> و افزون بر آن چاه‌های دیگری را برای رفع نیاز و نقیصه در مسیر [[کوفه]] به [[مکه]] حفر نمود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۱۲۳.</ref> که هر کدام [[گواه]] و نشانه‌ای از مجاهدت و تلاش آن حضرت در عرصه [[کشاورزی]] برای [[تأمین معیشت]] و بهره‌مندی خود و دیگران از نعمت‌های نهفته در [[دل]] [[زمین]] بوده است. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} بیل می‌زد و نعمت‌های نهفته در دل زمین را استخراج می‌کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref> و درآمد حاصل از کار کشاورزی را از جمله در راه آزادسازی [[نیروهای انسانی]] از [[اسارت]] فرد و [[فقر]] تا [[مرز]] هزار نفر [[هزینه]] می‌کرد<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ يَعْمَلُ فِي ضِيَاعِهِ مَا بَيْنَ ذَلِكَ فَأَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ كُلُّهُمْ مِنْ كَسْبِ يَدِهِ}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۰۲؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۴۴۹).</ref>.
پس به نظر می‌رسد آنچه [[همت]] بیشتر و کثرت اشتغال آن حضرت را در عرصه کشاورزی موجب می‌شده است، پاسخ به [[ضرورت]] [[تأمین معیشت]] و ایفای مسئولیت بوده است؛ از همین رو است که پس از [[جهاد در راه خدا]] و فعالیت‌های روزمره [[فرهنگی]]، کشاورزی را در جدول کاری خود قرار می‌داد و پس از باز گشت از میدان [[جنگ]] و [[فعالیت‌های فرهنگی]] به کار کشاورزی می‌پرداخت؛ یعنی بیل را بر می‌داشت و مشغول شخم‌زدن و کولیدن باغچه [[خانه]] خود می‌گردید<ref>ابن‌فهد حلی، عده الداعی، ص۱۰۱؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۱۷.</ref>. چنین برنامه و نظامی در عرصه [[زندگی]] نیز می‌تواند حاکی از این باشد که [[کار و تلاش]] امیر مؤمنان{{ع}} در عرصه کشاورزی، برای نوعی [[تکلیف]] و مسئولیت همچون [[جهاد در راه خدا]] و [[مجاهدت]] در عرصه [[دینی]] و [[فرهنگی]] بوده است؛ همچنین به لحاظ اینکه قبل از [[خلافت]] حضرت وضعیت تلاشِ فزون‌تری برای حضور در آن عرصه فراهم بوده است، حضرت این‌گونه از فعالیت را از محدوده باغچه [[خانه]] به [[اراضی]] وسیع‌تر دیگری تسرّی دادند و با دست [[مبارک]] خود اراضی وسیع بسیاری را کشت می‌کرد و با حفر چاه‌ها و احداث چشمه‌هایی به آبیاری آنها می‌پرداخت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۵؛ ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۴۷.</ref>؛ از جمله چاه‌ها و چشمه‌های فراوانی را با دست مبارک خود در «[[ینبع]]»<ref>«ینبع» به فتح سپس سکون و باء مضمومه و عین مهمله، دهی است که در جانب راست «رضوی» واقع شده است و میزان مسافت از مدینه به آنجا ازسوی دریا، به اندازه یک شب راه است و متعلق است به بنی‌حسن بن علی بن أبی‌طالب و دارای چشمه‌های آب شیرین است (یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۴۴۹).</ref> احداث کرد<ref>ابن‌فرحون، تاریخ المدینه المنوره، ج۱، ص۲۱.</ref> و افزون بر آن چاه‌های دیگری را برای رفع نیاز و نقیصه در مسیر [[کوفه]] به [[مکه]] حفر نمود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۲، ص۱۲۳.</ref> که هر کدام [[گواه]] و نشانه‌ای از مجاهدت و تلاش آن حضرت در عرصه [[کشاورزی]] برای [[تأمین معیشت]] و بهره‌مندی خود و دیگران از نعمت‌های نهفته در [[دل]] [[زمین]] بوده است. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} بیل می‌زد و نعمت‌های نهفته در دل زمین را استخراج می‌کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref> و درآمد حاصل از کار کشاورزی را از جمله در راه آزادسازی [[نیروهای انسانی]] از [[اسارت]] فرد و [[فقر]] تا [[مرز]] هزار نفر [[هزینه]] می‌کرد<ref>{{متن حدیث|وَ كَانَ يَعْمَلُ فِي ضِيَاعِهِ مَا بَيْنَ ذَلِكَ فَأَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ كُلُّهُمْ مِنْ كَسْبِ يَدِهِ}} (نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۰۲؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۴۴۹).</ref>.


درباره [[کار و تلاش]] حضرات [[ائمۀ معصومین]]{{عم}}، بر گزارش‌هایی از کار و فعالیت [[امام صادق]]{{ع}} در حوزۀ [[کشاورزی]] دست یافته‌ایم که از جملۀ آنها گزارش [[اسماعیل بن جابر]] است که می‌گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} در حالی رسیدم که در باغ خودش بیلی به دست گرفته بود و با آن راه آب را باز می‌کرد<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} وَ إِذَا هُوَ فِي حَائِطٍ لَهُ بِيَدِهِ مِسْحَاةٌ وَ هُوَ يَفْتَحُ بِهَا الْمَاءَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶).</ref> و آبیاری می‌فرمود.
درباره [[کار و تلاش]] حضرات [[ائمۀ معصومین]]{{عم}}، بر گزارش‌هایی از کار و فعالیت [[امام صادق]]{{ع}} در حوزۀ [[کشاورزی]] دست یافته‌ایم که از جملۀ آنها گزارش [[اسماعیل بن جابر]] است که می‌گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} در حالی رسیدم که در باغ خودش بیلی به دست گرفته بود و با آن راه آب را باز می‌کرد<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} وَ إِذَا هُوَ فِي حَائِطٍ لَهُ بِيَدِهِ مِسْحَاةٌ وَ هُوَ يَفْتَحُ بِهَا الْمَاءَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶).</ref> و آبیاری می‌فرمود.
گزارش [[ابوعمرو شیبانی]] نیز از دیگر گزارش‌های در این موضوع است که می‌گوید: «امام صادق{{ع}} را در حالی دیدم که در باغ خودش بیل به دست گرفته کار می‌کند و عرق از پشت مبارکش جاری است. عرض کردم فدایت شوم! [[اجازه]] بفرمایید من این کار را انجام دهم. فرمود: دوست دارم [[انسان]] در [[طلب]] [[معیشت]] [خود] [[رنج]] حرارت [[آفتاب]] را [[تحمل]] کند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref>.
 
گزارش [[ابوعمرو شیبانی]] نیز از دیگر گزارش‌های در این موضوع است که می‌گوید: «امام صادق{{ع}} را در حالی دیدم که در باغ خودش بیل به دست گرفته کار می‌کند و عرق از پشت مبارکش جاری است. عرض کردم فدایت شوم! [[اجازه]] بفرمایید من این کار را انجام دهم. فرمود: دوست دارم [[انسان]] در طلب [[معیشت]] [خود] [[رنج]] حرارت [[آفتاب]] را [[تحمل]] کند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۴.</ref>.
 
[[روایت]] دیگری به همین مضمون از فضل بن ابوقُرّه است با این تفاوت که حضرت پس از اجازه‌خواستن او بر انجام کار به جای آن [[بزرگوار]]، فرمود: «نه! مرا وا گذارید؛ چون دوست دارم [[خدا]] در حالی مرا ببیند که با دست خودم کار می‌کنم و رنج و [[زحمت]] [[کسب حلال]] را تحمل می‌نمایم»<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳.</ref>. همچنین روایتی از [[عبدالاعلی]] در این موضوع وارد شده است که می‌گوید: «[[روز]] بسیار گرمی بود که امام صادق{{ع}} را در یکی از راه‌های اطراف [[مدینه]] دیدم. عرض کردم شما با موقعیتی که نزد خدا و قرابتی که با [[رسول خدا]] دارید در چنین روزی این‌همه خودتان را به زحمت می‌افکنید؟ فرمود: «ای عبدالاعلی! برای [[طلب روزی]] خارج شدم تا از مثل تو مستغنی گردم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۲۱.</ref>
[[روایت]] دیگری به همین مضمون از فضل بن ابوقُرّه است با این تفاوت که حضرت پس از اجازه‌خواستن او بر انجام کار به جای آن [[بزرگوار]]، فرمود: «نه! مرا وا گذارید؛ چون دوست دارم [[خدا]] در حالی مرا ببیند که با دست خودم کار می‌کنم و رنج و [[زحمت]] [[کسب حلال]] را تحمل می‌نمایم»<ref>شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳.</ref>. همچنین روایتی از [[عبدالاعلی]] در این موضوع وارد شده است که می‌گوید: «[[روز]] بسیار گرمی بود که امام صادق{{ع}} را در یکی از راه‌های اطراف [[مدینه]] دیدم. عرض کردم شما با موقعیتی که نزد خدا و قرابتی که با [[رسول خدا]] دارید در چنین روزی این‌همه خودتان را به زحمت می‌افکنید؟ فرمود: «ای عبدالاعلی! برای [[طلب روزی]] خارج شدم تا از مثل تو مستغنی گردم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۲۱.</ref>


خط ۳۷: خط ۴۱:


[[امام حسین]]{{ع}} نیز مالک شترانی بوده است؛ چنان‌که [[بشیر بن غالب]] از سفری که در رکاب آن حضرت بوده است، می‌گوید: «از [[آشامیدن]] در حال ایستاده پرسیدم که پاسخم نداد؛ اما وقتی از مرکب فرود آمد، شتری را دوشید و مرا به [[نوشیدن]] آن [[دعوت]] کرد و درحالی‌که ایستاده بود از شیرش نوشید»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۲۴۴.</ref>.
[[امام حسین]]{{ع}} نیز مالک شترانی بوده است؛ چنان‌که [[بشیر بن غالب]] از سفری که در رکاب آن حضرت بوده است، می‌گوید: «از [[آشامیدن]] در حال ایستاده پرسیدم که پاسخم نداد؛ اما وقتی از مرکب فرود آمد، شتری را دوشید و مرا به [[نوشیدن]] آن [[دعوت]] کرد و درحالی‌که ایستاده بود از شیرش نوشید»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۲۴۴.</ref>.
آن حضرت گوسفندانی نیز داشته است که [[حمزه بن میثم]] از آن گزارش داده است و می‌گوید:
 
پدرم از خاطرات سفر [[عمره]] برایم این خاطره را گفت: از [[امّ‌سلمه]] [[اذن ورود]] گرفتم و بر او وارد شدم؛ درحالی‌که بین من و او پرده‌ای آویخته بود. از من پرسید: تو میثم هستی؟ در پاسخ گفتم: آری من میثم هستم. سپس گفت: بسیاری از مواقع [[حسین بن علی]]{{ع}} از تو یاد می‌کند. پرسیدم: هم‌اکنون آن حضرت کجا است؟ امّ‌سلمه در پاسخ من گفت: لحظاتی پیش با گوسفندان خود بیرون رفت. گفتم: به [[خدا]] قسم من هم فراوان از آن بزرگوار یاد می‌کنم. [[سلام]] مرا به آن حضرت برسان که هم‌اکنون من ناگزیر از رفتنم<ref>شیخ طوسی، رجال الکشی، ص۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۲، ص۱۲۸.</ref>.
آن حضرت گوسفندانی نیز داشته است که [[حمزه بن میثم]] از آن گزارش داده است و می‌گوید: پدرم از خاطرات سفر [[عمره]] برایم این خاطره را گفت: از [[امّ‌سلمه]] [[اذن ورود]] گرفتم و بر او وارد شدم؛ درحالی‌که بین من و او پرده‌ای آویخته بود. از من پرسید: تو میثم هستی؟ در پاسخ گفتم: آری من میثم هستم. سپس گفت: بسیاری از مواقع [[حسین بن علی]]{{ع}} از تو یاد می‌کند. پرسیدم: هم‌اکنون آن حضرت کجا است؟ امّ‌سلمه در پاسخ من گفت: لحظاتی پیش با گوسفندان خود بیرون رفت. گفتم: به [[خدا]] قسم من هم فراوان از آن بزرگوار یاد می‌کنم. [[سلام]] مرا به آن حضرت برسان که هم‌اکنون من ناگزیر از رفتنم<ref>شیخ طوسی، رجال الکشی، ص۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۲، ص۱۲۸.</ref>.


بهره‌مندی [[امام باقر]]{{ع}} از این منبع درآمدی نیز از برخی گزارش‌های ثبت‌شده در متون [[تاریخی]] استخراج و [[اثبات]] می‌شود. وقتی [[یحیی بن ابراهیم ابی‌البلاد]] نزد امام باقر{{ع}} رفت و از برخی بیماری‌هایش [[شکوه]] کرد، [[امام]] او را به نوشیدن شیر گاو توصیه می‌کند و می‌افزاید: «اگر فصلش بود، به [[ینبع]] می‌رفتیم و از آن استفاده می‌کردیم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳۷، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۱۱۲.</ref>. چنین تعبیری حکایت دارد از اینکه آن حضرت در یَنبٌع گاو شیری داشته است؛ اما در آن مقطع از [[زمان]] شرایط استفاده از آن فراهم نبوده است. [[امام صادق]]{{ع}} نیز از این منبع درآمدی برخوردار بوده است؛ چنان‌که صفوان [[روایت]] می‌کند آن حضرت به من فرمود: «برایم شتر ماده‌ای از نوع زشت‌چهرۀ آن بخر<ref>در برخی روایات رنگ آن معیّن شده است. حضرت فرموده است: وَلْیکُنْ أَسْوَدَ: باید سیاه باشد (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۰۰).</ref> که عمری طولانی دارند. من طبق [[دستور امام]]{{ع}} شتری را با همان خصوصیات به مبلغ هشتاد درهم خریدم و نزد آن حضرت آوردم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴۳؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۷۳.</ref>. پس این روایت افزون بر اینکه ورود امام صادق{{ع}} را به این عرصه برای [[تأمین نیاز]] و [[خودکفایی]] [[اثبات]] می‌کند، بر اهتمام آن حضرت به بهره‌مندی بیشتر از آن نیز دلالت می‌کند؛ زیرا دستور به خرید شتری می‌دهد که عمری طولانی داشته باشد و امکان بهره‌مندی از او برای سال‌هایی متمادی وجود داشته باشد.
بهره‌مندی [[امام باقر]]{{ع}} از این منبع درآمدی نیز از برخی گزارش‌های ثبت‌شده در متون [[تاریخی]] استخراج و [[اثبات]] می‌شود. وقتی [[یحیی بن ابراهیم ابی‌البلاد]] نزد امام باقر{{ع}} رفت و از برخی بیماری‌هایش [[شکوه]] کرد، [[امام]] او را به نوشیدن شیر گاو توصیه می‌کند و می‌افزاید: «اگر فصلش بود، به [[ینبع]] می‌رفتیم و از آن استفاده می‌کردیم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۳۷، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۵، ص۱۱۲.</ref>. چنین تعبیری حکایت دارد از اینکه آن حضرت در یَنبٌع گاو شیری داشته است؛ اما در آن مقطع از [[زمان]] شرایط استفاده از آن فراهم نبوده است. [[امام صادق]]{{ع}} نیز از این منبع درآمدی برخوردار بوده است؛ چنان‌که صفوان [[روایت]] می‌کند آن حضرت به من فرمود: «برایم شتر ماده‌ای از نوع زشت‌چهرۀ آن بخر<ref>در برخی روایات رنگ آن معیّن شده است. حضرت فرموده است: وَلْیکُنْ أَسْوَدَ: باید سیاه باشد (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۵۰۰).</ref> که عمری طولانی دارند. من طبق [[دستور امام]]{{ع}} شتری را با همان خصوصیات به مبلغ هشتاد درهم خریدم و نزد آن حضرت آوردم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۴۳؛ محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۷۳.</ref>. پس این روایت افزون بر اینکه ورود امام صادق{{ع}} را به این عرصه برای [[تأمین نیاز]] و [[خودکفایی]] [[اثبات]] می‌کند، بر اهتمام آن حضرت به بهره‌مندی بیشتر از آن نیز دلالت می‌کند؛ زیرا دستور به خرید شتری می‌دهد که عمری طولانی داشته باشد و امکان بهره‌مندی از او برای سال‌هایی متمادی وجود داشته باشد.
خط ۴۵: خط ۴۹:
===[[تجارت]]===
===[[تجارت]]===
تجارت، از [[منابع مالی]] دیگر برخی از [[معصومان]] در [[تأمین معیشت]] و [[زدودن فقر]] از چهره [[زندگی]] آنان و [[فقرا]] بوده است که در بخش‌های مختلف آن حضور کم‌و‌بیشی به نام آنان در [[تاریخ]] ثبت شده است. [[رسول خدا]] [[دوازده]]<ref>احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۸، ص۱۷۴.</ref> یا نه<ref>احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۱۴.</ref> ساله و به قولی سیزده‌ساله<ref>علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۵.</ref> بوده است که با عموی خود [[ابوطالب]] برای [[تجارت]] عازم [[سفر]] [[شام]] گردید و در ۲۵ سالگی سفری [[بازرگانی]] برای [[خدیجه بنت خویلد]] به شام داشته است<ref>احمدبن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۸، ص۱۷۴.</ref> و چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع وشرایط مالی پیامبر{{صل}}».</ref>، آن حضرت از [[سود]] یک تجارت افزون بر [[تأمین نیاز]] خود، بخشی از نیاز [[فقیران]] را برطرف می‌کرد. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در بعضی از بخش‌ها دادوستد و فعالیت [[تجاری]] داشتند و گاهی با خرید [[زمین]] [[کشاورزی]] که حاصل آن [[کارآفرینی]] و افزایش [[تولید]] است، از تولید و تولیدکننده [[حمایت]] می‌کرد و [[کاستی]] [[ارزاق]] و ابتلای به [[فقر]] را دفع می‌کرد. آن حضرت [[اراضی]] بین «خَوَرنَق<ref>مکانی است اطراف کوفه (یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۴۰۱).</ref> و [[کوفه]]» (از مسیر [[حیره]] به کوفه) را به چهل هزار درهم از دهقانان و بزرگانِ محل خرید<ref>ابن‌طاوس، فرحه الغری، ص۲۹؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۶۱ (با اندکی اختلاف در عبارت).</ref> که معلوم است این [[زمین‌ها]] زمین کشاورزی بوده و آنها را برای افزایش سطح تولید و تأمین ارزاق خود و [[جامعه]] خریده است؛ چنان‌که با چنین [[انگیزه‌ها]] و اهدافی در بخش [[دامداری]] نیز ورود داشتند. نمونه‌ای از آن را «تمیمی [[مغربی]]» گزارش کرده است: «[[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در [[ربذه]] یک شتر نر را با چهار شتر نر و یک شتر ماده را با بیست شتر نر معاوضه کرد»<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۴.</ref>.
تجارت، از [[منابع مالی]] دیگر برخی از [[معصومان]] در [[تأمین معیشت]] و [[زدودن فقر]] از چهره [[زندگی]] آنان و [[فقرا]] بوده است که در بخش‌های مختلف آن حضور کم‌و‌بیشی به نام آنان در [[تاریخ]] ثبت شده است. [[رسول خدا]] [[دوازده]]<ref>احمد بن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۸، ص۱۷۴.</ref> یا نه<ref>احمد بن ابی‌یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۱۴.</ref> ساله و به قولی سیزده‌ساله<ref>علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۲۷۵.</ref> بوده است که با عموی خود [[ابوطالب]] برای [[تجارت]] عازم [[سفر]] [[شام]] گردید و در ۲۵ سالگی سفری [[بازرگانی]] برای [[خدیجه بنت خویلد]] به شام داشته است<ref>احمدبن علی مقریزی، امتاع الاسماع، ج۸، ص۱۷۴.</ref> و چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع وشرایط مالی پیامبر{{صل}}».</ref>، آن حضرت از [[سود]] یک تجارت افزون بر [[تأمین نیاز]] خود، بخشی از نیاز [[فقیران]] را برطرف می‌کرد. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز در بعضی از بخش‌ها دادوستد و فعالیت [[تجاری]] داشتند و گاهی با خرید [[زمین]] [[کشاورزی]] که حاصل آن [[کارآفرینی]] و افزایش [[تولید]] است، از تولید و تولیدکننده [[حمایت]] می‌کرد و [[کاستی]] [[ارزاق]] و ابتلای به [[فقر]] را دفع می‌کرد. آن حضرت [[اراضی]] بین «خَوَرنَق<ref>مکانی است اطراف کوفه (یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۴۰۱).</ref> و [[کوفه]]» (از مسیر [[حیره]] به کوفه) را به چهل هزار درهم از دهقانان و بزرگانِ محل خرید<ref>ابن‌طاوس، فرحه الغری، ص۲۹؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۶۱ (با اندکی اختلاف در عبارت).</ref> که معلوم است این [[زمین‌ها]] زمین کشاورزی بوده و آنها را برای افزایش سطح تولید و تأمین ارزاق خود و [[جامعه]] خریده است؛ چنان‌که با چنین [[انگیزه‌ها]] و اهدافی در بخش [[دامداری]] نیز ورود داشتند. نمونه‌ای از آن را «تمیمی [[مغربی]]» گزارش کرده است: «[[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در [[ربذه]] یک شتر نر را با چهار شتر نر و یک شتر ماده را با بیست شتر نر معاوضه کرد»<ref>نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۴.</ref>.
آن حضرت افزون بر ورود به بخش تولید، برای [[احیا]] و افزایش آن در بخش [[مصرف]] نیز با [[هدف]] [[کسب درآمد]] و تأمین معاش حضور داشتند و دادوستدهایی از خود به یادگار گذاشتند که نمونه‌ای از آنها را [[احمد بن حنبل]] گزارش کرده است: [[امیر مؤمنان]]{{ع}} [[پوشش]] تیره‌ای بر تن خویش داشت و می‌فرمود: این را به پنج درهم خریده‌ام و با [[سود]] یک درهم می‌فروشم<ref>احمد ابن‌حنبل، فضائل علی بن أبی‌طالب{{ع}}، ص۱۱۵.</ref>.
آن حضرت افزون بر ورود به بخش تولید، برای [[احیا]] و افزایش آن در بخش [[مصرف]] نیز با [[هدف]] [[کسب درآمد]] و تأمین معاش حضور داشتند و دادوستدهایی از خود به یادگار گذاشتند که نمونه‌ای از آنها را [[احمد بن حنبل]] گزارش کرده است: [[امیر مؤمنان]]{{ع}} [[پوشش]] تیره‌ای بر تن خویش داشت و می‌فرمود: این را به پنج درهم خریده‌ام و با [[سود]] یک درهم می‌فروشم<ref>احمد ابن‌حنبل، فضائل علی بن أبی‌طالب{{ع}}، ص۱۱۵.</ref>.


درباره دیگر [[ائمه]] هم در بحث از «اوضاع و شرایط [[مالی]] سایر [[امامان]]» به [[تجارت]] ایشان و خرید [[اراضی]] برای [[حمایت]] از [[تولید]] و مصرف‌کننده اشاره شد که هر یک در ارتقای سطح تولید و [[تأمین معیشت]] اثرگذار بوده‌اند. به [[گواهی]] بسیاری از [[روایات]]، این حضرات افزون بر بهره‌مندی از منبع درآمدی [[کشاورزی]]، به عرصۀ تجارت ورود پیدا کرده‌اند و از آن نیز [[کسب درآمد]] داشته‌اند. در ذیل به روایت‌هایی در این زمینه اشاره می‌کنیم:
درباره دیگر [[ائمه]] هم در بحث از «اوضاع و شرایط [[مالی]] سایر [[امامان]]» به [[تجارت]] ایشان و خرید [[اراضی]] برای [[حمایت]] از [[تولید]] و مصرف‌کننده اشاره شد که هر یک در ارتقای سطح تولید و [[تأمین معیشت]] اثرگذار بوده‌اند. به [[گواهی]] بسیاری از [[روایات]]، این حضرات افزون بر بهره‌مندی از منبع درآمدی [[کشاورزی]]، به عرصۀ تجارت ورود پیدا کرده‌اند و از آن نیز [[کسب درآمد]] داشته‌اند. در ذیل به روایت‌هایی در این زمینه اشاره می‌کنیم: [[روایت]] [[حلبی]] از [[امام صادق]]{{ع}} که از آوردن کالایی برای [[امام باقر]] از [[مصر]] و فروش آن به گروهی از [[تجار]] به مبلغ [[دوازده]] هزار درهم گزارش کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص۱۹۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۵۴.</ref>. یا گفته‌اند برای [[امام جواد]]{{ع}} کالای بزّازی با قیمت بسیار گرانی می‌آوردند که در بین راه ناپدید شد و به [[سرقت]] رفت. حامل بار در نامه‌ای خبر را به اطلاع [[امام]] رسانید و حضرت در پاسخ نامۀ او به خط خود نوشت: [[جان]] و [[مال]] ما از [[مواهب الهی]] است و نزد ما به [[امانت]] و عاریه سپرده شده است. تا زمانی که از آنها بهره‌مند باشیم، مایۀ [[خوشی]] و [[شادکامی]] است و زمانی که از ما گرفته شود و از دست برود، [[اجر]] و [[پاداش]] آن در پی آن است؛ ولی کسی که [[بی‌صبری]] و [[جزع]] و فزع داشته باشد، اجر و پاداش خود را ضایع می‌کند و ما از چنین رخداد و شرایطی به [[خدا]] [[پناه]] می‌بریم<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۵۶.</ref>.
[[روایت]] [[حلبی]] از [[امام صادق]]{{ع}} که از آوردن کالایی برای [[امام باقر]] از [[مصر]] و فروش آن به گروهی از [[تجار]] به مبلغ [[دوازده]] هزار درهم گزارش کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص۱۹۷؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۵۴.</ref>. یا گفته‌اند برای [[امام جواد]]{{ع}} کالای بزّازی با قیمت بسیار گرانی می‌آوردند که در بین راه ناپدید شد و به [[سرقت]] رفت. حامل بار در نامه‌ای خبر را به اطلاع [[امام]] رسانید و حضرت در پاسخ نامۀ او به خط خود نوشت: [[جان]] و [[مال]] ما از [[مواهب الهی]] است و نزد ما به [[امانت]] و عاریه سپرده شده است. تا زمانی که از آنها بهره‌مند باشیم، مایۀ [[خوشی]] و [[شادکامی]] است و زمانی که از ما گرفته شود و از دست برود، [[اجر]] و [[پاداش]] آن در پی آن است؛ ولی کسی که [[بی‌صبری]] و [[جزع]] و فزع داشته باشد، اجر و پاداش خود را ضایع می‌کند و ما از چنین رخداد و شرایطی به [[خدا]] [[پناه]] می‌بریم<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۵۶.</ref>.


البته این گزارش به صراحت مال‌التجاره‌بودن مال را [[اثبات]] نمی‌کند، اما بر خلاف برخی<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}»، در مجلّه تاریخ در آینۀ پژوهش مهر ۱۳۹۱، ص۱۶۵.</ref> که بدون ترجیح احتمال هدیه‌بودن آن را تقویت کرده‌اند، احتمال تجاری‌بودن آن قوی‌تر است؛ زیرا اولاً معمولاً هدایایی که برای حضرات [[ائمه]] از بلاد دیگر می‌آورده‌اند یکدست نبوده، بلکه مختلط بوده است، ثانیاً تعبیر [[امام]] به {{متن حدیث|أَمْوَالَنَا}} عرفاً بر [[مالی]] صادق است که [[قبض]] شده و در [[اختیار]] بوده است، نه بر مالی که هنوز به [[تصرف]] در نیامده است، ثالثاً [[مال]] مفقود و مسروقی بایستۀ [[صبر]] است؛ زیرا در اختیار بوده و ناگهان به [[سرقت]] رفته است و از دگرسو هدیه‌بودن یا بودن آن از وجوه شرعیه، دلیل یا قرینه می‌خواهد؛ اما تجاری‌بودن آن مطابق با ظاهر آن است و همین در استناد به تجاری‌بودن آن کفایت می‌کند، هرچند محتمل است کالایی [[تجاری]] بوده باشد؛ چنان‌که احتمال هدیه‌بودن یا از وجوه شرعی‌بودن آن نیز بعید به نظر نمی‌رسد.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۲۹.</ref>
البته این گزارش به صراحت مال‌التجاره‌بودن مال را [[اثبات]] نمی‌کند، اما بر خلاف برخی<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}»، در مجلّه تاریخ در آینۀ پژوهش مهر ۱۳۹۱، ص۱۶۵.</ref> که بدون ترجیح احتمال هدیه‌بودن آن را تقویت کرده‌اند، احتمال تجاری‌بودن آن قوی‌تر است؛ زیرا اولاً معمولاً هدایایی که برای حضرات [[ائمه]] از بلاد دیگر می‌آورده‌اند یکدست نبوده، بلکه مختلط بوده است، ثانیاً تعبیر [[امام]] به {{متن حدیث|أَمْوَالَنَا}} عرفاً بر [[مالی]] صادق است که [[قبض]] شده و در [[اختیار]] بوده است، نه بر مالی که هنوز به [[تصرف]] در نیامده است، ثالثاً [[مال]] مفقود و مسروقی بایستۀ [[صبر]] است؛ زیرا در اختیار بوده و ناگهان به [[سرقت]] رفته است و از دگرسو هدیه‌بودن یا بودن آن از وجوه شرعیه، دلیل یا قرینه می‌خواهد؛ اما تجاری‌بودن آن مطابق با ظاهر آن است و همین در استناد به تجاری‌بودن آن کفایت می‌کند، هرچند محتمل است کالایی [[تجاری]] بوده باشد؛ چنان‌که احتمال هدیه‌بودن یا از وجوه شرعی‌بودن آن نیز بعید به نظر نمی‌رسد<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۲۹.</ref>.


===پذیرش [[هدایا]]===
===پذیرش [[هدایا]]===
[[پذیرفتن هدیه]] و اهدای آن به دیگران افزون بر اینکه در کاهش و ازبین‌بردن کدورت‌ها و جلب [[محبت]] و پیوند [[دل‌ها]] به یکدیگر و سرانجام برقراری ارتباط میان گروه‌ها و [[قبایل]] مختلف [[جامعه]] برای [[حل مشکلات]] بزرگ [[مردم]] اثرگذار است، در مواردی می‌تواند [[کمک به نیازمندان]] و [[درماندگان]] جامعه باشد. از همین رو [[معصومان]]، هم پذیرای هدایای مردم بوده‌اند و هم در هدیه‌دادن به دیگران پیشی می‌گرفته‌اند؛ چنان‌که در بحث «اوضاع و شرایط مالی [[پیامبر]]» گفته آمد [[پیامبر خدا]] پذیرای هدایای سران [[حکومت‌ها]] و سران قبایل و گروه‌های مردمی از سوی افراد یا [[نمایندگان]] قبایل گردید و [[هدیه]] از جملۀ منابع درآمدی آن حضرت بوده است. پس آن حضرت با التفات به چنین آثار و برکاتی هدیه را می‌پذیرفته است؛ چنان‌که در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} این موضوع را تصریح کرده است: «[[رسول خدا]] هدیه را می‌پذیرفت، اما از پذیرش [[صدقه]] [[استنکاف]] می‌فرمود»<ref>{{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَأْكُلُ الْهَدِيَّةَ وَ لَا يَأْكُلُ الصَّدَقَةَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۳؛ علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۲۱۹).</ref> و حتی کمی و زیادی اهدایی در پذیرش و رد آن تأثیری نداشت. آن حضرت [[هدیه]] «ایماء بن رحصه» را که چند گوسالۀ پروار و صد گوسفند و دو شتر بود، پذیرفت<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۵۷۷.</ref> و هدیه اندک را نیز هرچند جرعه شیری بود، می‌پذیرفت اما [[صدقه]] را رد می‌کرد و میل نمی‌فرمود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۱، ص۱۴۶؛ قطب‌الدین راوندی، فقه القرآن، ج۲، ص۲۹۴.</ref>؛ چنان‌که هدیه افراد، گروه‌ها، سران [[قبایل]] و [[زمامداران]] جز بعضی از آنان را می‌پذیرفت<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع و شرایط مالی پیامبر{{صل}}».</ref>.
پذیرفتن هدیه و اهدای آن به دیگران افزون بر اینکه در کاهش و ازبین‌بردن کدورت‌ها و جلب [[محبت]] و پیوند [[دل‌ها]] به یکدیگر و سرانجام برقراری ارتباط میان گروه‌ها و [[قبایل]] مختلف [[جامعه]] برای [[حل مشکلات]] بزرگ [[مردم]] اثرگذار است، در مواردی می‌تواند [[کمک به نیازمندان]] و [[درماندگان]] جامعه باشد. از همین رو [[معصومان]]، هم پذیرای هدایای مردم بوده‌اند و هم در هدیه‌دادن به دیگران پیشی می‌گرفته‌اند؛ چنان‌که در بحث «اوضاع و شرایط مالی [[پیامبر]]» گفته آمد [[پیامبر خدا]] پذیرای هدایای سران [[حکومت‌ها]] و سران قبایل و گروه‌های مردمی از سوی افراد یا [[نمایندگان]] قبایل گردید و [[هدیه]] از جملۀ منابع درآمدی آن حضرت بوده است. پس آن حضرت با التفات به چنین آثار و برکاتی هدیه را می‌پذیرفته است؛ چنان‌که در روایتی [[امام باقر]]{{ع}} این موضوع را تصریح کرده است: «[[رسول خدا]] هدیه را می‌پذیرفت، اما از پذیرش [[صدقه]] [[استنکاف]] می‌فرمود»<ref>{{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَأْكُلُ الْهَدِيَّةَ وَ لَا يَأْكُلُ الصَّدَقَةَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۳؛ علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۲۱۹).</ref> و حتی کمی و زیادی اهدایی در پذیرش و رد آن تأثیری نداشت. آن حضرت [[هدیه]] «ایماء بن رحصه» را که چند گوسالۀ پروار و صد گوسفند و دو شتر بود، پذیرفت<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۵۷۷.</ref> و هدیه اندک را نیز هرچند جرعه شیری بود، می‌پذیرفت اما [[صدقه]] را رد می‌کرد و میل نمی‌فرمود<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۱، ص۱۴۶؛ قطب‌الدین راوندی، فقه القرآن، ج۲، ص۲۹۴.</ref>؛ چنان‌که هدیه افراد، گروه‌ها، سران [[قبایل]] و [[زمامداران]] جز بعضی از آنان را می‌پذیرفت<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع و شرایط مالی پیامبر{{صل}}».</ref>.


این منبع درآمدی به [[گواهی]] [[تاریخ]] مختص [[پیامبر خدا]] و محدود به عصر آن [[بزرگوار]] نبوده است، بلکه دیگر حضرات [[معصومان]] از آن برخوردار بوده‌اند. [[ابن‌ابی‌الحدید]] پس از گزارش از رد هدیۀ [[اشعث بن قیس]] از سوی [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و بیان دلیل نپذیرفتن آن می‌نویسد: اما آن حضرت هدایای جماعتی از [[یاران]] خود را پذیرفته است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۸.</ref>.
این منبع درآمدی به [[گواهی]] [[تاریخ]] مختص [[پیامبر خدا]] و محدود به عصر آن [[بزرگوار]] نبوده است، بلکه دیگر حضرات [[معصومان]] از آن برخوردار بوده‌اند. [[ابن‌ابی‌الحدید]] پس از گزارش از رد هدیۀ [[اشعث بن قیس]] از سوی [[امیر مؤمنان]]{{ع}} و بیان دلیل نپذیرفتن آن می‌نویسد: اما آن حضرت هدایای جماعتی از [[یاران]] خود را پذیرفته است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۲۴۸.</ref>.
[[امام حسن]]{{ع}} نیز برخوردار از هدایای [[مردم]] بوده است و مردم هم بهره‌مند از هدایای آن بزرگوار؛ چنان‌که بر اساس گزارشی آن حضرت هدیه‌ای گرفت و به صاحب آن هدیه، هدیه‌ای را که بیست برابر آن بود، اهدا فرمود<ref>احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۹.</ref>.
[[امام حسن]]{{ع}} نیز برخوردار از هدایای [[مردم]] بوده است و مردم هم بهره‌مند از هدایای آن بزرگوار؛ چنان‌که بر اساس گزارشی آن حضرت هدیه‌ای گرفت و به صاحب آن هدیه، هدیه‌ای را که بیست برابر آن بود، اهدا فرمود<ref>احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۹.</ref>.
[[امام حسین]]{{ع}} نیز کم‌و‌بیش همچون معصومان قبل از خود از این منبع درآمدی برخوردار بوده است و به گواهی تاریخ، مردم برای آن حضرت نیز هدایایی می‌فرستادند<ref>احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۹۸.</ref>.
[[امام حسین]]{{ع}} نیز کم‌و‌بیش همچون معصومان قبل از خود از این منبع درآمدی برخوردار بوده است و به گواهی تاریخ، مردم برای آن حضرت نیز هدایایی می‌فرستادند<ref>احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۲۹۸.</ref>.
[[امام باقر]]{{ع}} نیز با بهره‌مندی از این منبع درآمدی، بخشی از نیاز خود و [[فقیران]] را تأمین می‌کرد از جمله بر پایۀ گزارشی آن بزرگوار برای [[راهنمایی]] فردی که پدرش درگذشته بود و او را از [[محل دفن]] گنج خود باخبر نکرده بود، هدیه‌ای را به مبلغ پنجاه هزار درهم پذیرفت و آن را هزینۀ [[زندگی]] خود و فقرای خاندانش کرد<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۵۹۷.</ref>.
[[امام باقر]]{{ع}} نیز با بهره‌مندی از این منبع درآمدی، بخشی از نیاز خود و [[فقیران]] را تأمین می‌کرد از جمله بر پایۀ گزارشی آن بزرگوار برای [[راهنمایی]] فردی که پدرش درگذشته بود و او را از [[محل دفن]] گنج خود باخبر نکرده بود، هدیه‌ای را به مبلغ پنجاه هزار درهم پذیرفت و آن را هزینۀ [[زندگی]] خود و فقرای خاندانش کرد<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۵۹۷.</ref>.


[[امام صادق]]{{ع}} بر اساس [[روایات]] واردۀ در موضوع هدیه بیش از [[امامان]] قبل از خود از هدایای مختلفی برخوردار بوده است که گاهی هدیۀ به آن حضرت [[ثبات]] و استمراری نداشته است همچون هدیۀ «شعیب [[عقرقوفی]]» که بر اساس [[روایت]] وی مبلغ سیصد دینار را به [[امام صادق]]{{ع}} [[هدیه]] کرد و آن حضرت مقداری از آن را که [[مال]] شعیب بود، برداشت و پذیرفت<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۱۸۲.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} بر اساس [[روایات]] واردۀ در موضوع هدیه بیش از [[امامان]] قبل از خود از هدایای مختلفی برخوردار بوده است که گاهی هدیۀ به آن حضرت [[ثبات]] و استمراری نداشته است همچون هدیۀ «شعیب [[عقرقوفی]]» که بر اساس [[روایت]] وی مبلغ سیصد دینار را به [[امام صادق]]{{ع}} [[هدیه]] کرد و آن حضرت مقداری از آن را که [[مال]] شعیب بود، برداشت و پذیرفت<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۱۸۲.</ref>.
گاهی هم هدیۀ به امام صادق{{ع}} ثبات و استمرار داشته است؛ چنان‌که بر پایۀ گزارشی هر ساله فردی [[خراسانی]] هنگام [[حج]]، هزار دینار و نیز جواهرات و پارچه‌های گرانبهایی به امام صادق{{ع}} و [[خانواده]] او هدیه می‌داد<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۶۲۷.</ref>. در مواردی هم هدیه به آن حضرت، هدیه‌ای [[خانوادگی]] بوده است؛ چنان‌که در روایت پیش‌گفته به آن اشاره شده است و افزون بر آن در روایت دیگری هم از رواج چنین هدیه‌ای (خانوادگی) گزارش شده است و گفته‌اند شخصی به نام «[[فیض بن مختار]]» هزار دینار برای امام صادق{{ع}} و هزار دینار برای فرزندش [[موسی بن جعفر]]{{ع}} که در آن [[زمان]] [[کودک]] خردسالی بود، فرستاد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۱.</ref>. گاهی هم هدایای تقدیم‌شده غیرنقدی بود؛ همچون هدیه خیمه‌های «[[عمران بن عبدالله قمی]]» به امام صادق{{ع}} در یکی از سفرهای حج خود که همراه همسرانش بود و قصد خریداری آنها را داشت؛ اما [[عمران]] از آن حضرت خواست خیمه‌هایی را که کرباسش را با دست خودش بافته است، از او به عنوان هدیه بپذیرد؛ ازاین‌رو [[امام]] این هدیه را پذیرفت و برای او [[دعا]] کرد<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ص۳۳۱؛ شیخ مفید، الإختصاص، ص۶۸.</ref>. پس با استناد به [[روایات]] مزبور می‌توان گفت: اموالی که در [[عصر امام صادق]]{{ع}} به نام هدیه پرداخت می‌شده از نظر کمی و کیفی افزایش یافت که احتمالاً به دلیل فضای باز [[سیاسی]] برخاسته از شیوه [[بنی‌امیه]] و [[حکومت]] تازه‌بنیاد [[بنی‌عباس]] و ممانعت نکردن از فعالیت [[شیعیان]] بوده است.


در [[زمان امام کاظم]]{{ع}} نیز همچنان هدایای [[مردم]] به [[امام]] [[شیعیان]] رو به افزایش بود و در فضایی همراه با [[آرامش]] فرستاده می‌شد؛ از همین رو افرادی افزون بر هدایای نقدی، هدیه‌های غیرنقدی خود را نیز از راه‌های دور و نزدیک برای آن حضرت می‌فرستاده‌اند و اشخاصی همچون [[علی بن یقطین]] با فرستادن هدایای نقدیِ صد تا سیصد هزار دیناری<ref>شیخ طوسی، رجال کشی، ص۴۳۴.</ref> و [[اموال]] غیرنقدی خود به [[مدینه]]<ref>شیخ طوسی، رجال کشی، صص۴۳۵ و ۴۳۶.</ref>، امام را در [[تأمین معیشت]] و [[دستگیری از فقیران]] و [[درماندگان]] [[یاری]] کرده‌اند. این گونه افراد و دیگر ارادتمندان به [[امامان شیعه]] حتی پیش از [[مرگ]] خود [[وصیت]] می‌کردند تمام یا بخشی از اموال خود را به امام اهدا کنند؛ چنان‌که بر پایه گزارشی [[محمد بن عبدالله بن زراره]] به [[احمد بن حسن]] وصیت کرد [[خانه]] و دیگر اموالش را بفروشد و مبلغ آن را به [[امام کاظم]]{{ع}} برساند. [[حسین بن احمد حلبی]] نیز وصیت می‌کند از دویست درهم پس‌اندازش مازاد بر بخش همسرش، [[هدیه]] برای امام کاظم{{ع}} باشد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۹۶-۱۹۵.</ref>.
گاهی هم هدیۀ به امام صادق{{ع}} ثبات و استمرار داشته است؛ چنان‌که بر پایۀ گزارشی هر ساله فردی [[خراسانی]] هنگام [[حج]]، هزار دینار و نیز جواهرات و پارچه‌های گرانبهایی به امام صادق{{ع}} و [[خانواده]] او هدیه می‌داد<ref>قطب‌الدین راوندی، الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۶۲۷.</ref>. در مواردی هم هدیه به آن حضرت، هدیه‌ای [[خانوادگی]] بوده است؛ چنان‌که در روایت پیش‌گفته به آن اشاره شده است و افزون بر آن در روایت دیگری هم از رواج چنین هدیه‌ای (خانوادگی) گزارش شده است و گفته‌اند شخصی به نام «[[فیض بن مختار]]» هزار دینار برای امام صادق{{ع}} و هزار دینار برای فرزندش [[موسی بن جعفر]]{{ع}} که در آن [[زمان]] [[کودک]] خردسالی بود، فرستاد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۱.</ref>. گاهی هم هدایای تقدیم‌شده غیرنقدی بود؛ همچون هدیه خیمه‌های «[[عمران بن عبدالله قمی]]» به امام صادق{{ع}} در یکی از سفرهای حج خود که همراه همسرانش بود و قصد خریداری آنها را داشت؛ اما [[عمران]] از آن حضرت خواست خیمه‌هایی را که کرباسش را با دست خودش بافته است، از او به عنوان هدیه بپذیرد؛ ازاین‌رو [[امام]] این هدیه را پذیرفت و برای او [[دعا]] کرد<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال، ص۳۳۱؛ شیخ مفید، الإختصاص، ص۶۸.</ref>. پس با استناد به [[روایات]] مزبور می‌توان گفت: اموالی که در عصر امام صادق{{ع}} به نام هدیه پرداخت می‌شده از نظر کمی و کیفی افزایش یافت که احتمالاً به دلیل فضای باز [[سیاسی]] برخاسته از شیوه [[بنی‌امیه]] و [[حکومت]] تازه‌بنیاد [[بنی‌عباس]] و ممانعت نکردن از فعالیت [[شیعیان]] بوده است.
این [[سنت]] همچنان در [[زمان امام رضا]]{{ع}} رایج بوده است و مردم خودشان به‌طورمستقیم هدایایی به آن حضرت تقدیم می‌کرده‌اند یا به وسیلۀ شخصی هدایای خود را برای آن حضرت می‌فرستاده‌اند که از جمله آن موارد فرستادن مبلغی از [[هدایای مردمی]] برای [[امام رضا]]{{ع}} است که [[اسماعیل بن بزیع]] از آن گزارش داده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۶۰.</ref>.
 
در زمان امام کاظم{{ع}} نیز همچنان هدایای [[مردم]] به [[امام]] [[شیعیان]] رو به افزایش بود و در فضایی همراه با [[آرامش]] فرستاده می‌شد؛ از همین رو افرادی افزون بر هدایای نقدی، هدیه‌های غیرنقدی خود را نیز از راه‌های دور و نزدیک برای آن حضرت می‌فرستاده‌اند و اشخاصی همچون [[علی بن یقطین]] با فرستادن هدایای نقدیِ صد تا سیصد هزار دیناری<ref>شیخ طوسی، رجال کشی، ص۴۳۴.</ref> و [[اموال]] غیرنقدی خود به [[مدینه]]<ref>شیخ طوسی، رجال کشی، صص۴۳۵ و ۴۳۶.</ref>، امام را در [[تأمین معیشت]] و [[دستگیری از فقیران]] و [[درماندگان]] [[یاری]] کرده‌اند. این گونه افراد و دیگر ارادتمندان به [[امامان شیعه]] حتی پیش از [[مرگ]] خود [[وصیت]] می‌کردند تمام یا بخشی از اموال خود را به امام اهدا کنند؛ چنان‌که بر پایه گزارشی [[محمد بن عبدالله بن زراره]] به [[احمد بن حسن]] وصیت کرد [[خانه]] و دیگر اموالش را بفروشد و مبلغ آن را به [[امام کاظم]]{{ع}} برساند. [[حسین بن احمد حلبی]] نیز وصیت می‌کند از دویست درهم پس‌اندازش مازاد بر بخش همسرش، [[هدیه]] برای امام کاظم{{ع}} باشد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۹۶-۱۹۵.</ref>.
 
این [[سنت]] همچنان در زمان امام رضا{{ع}} رایج بوده است و مردم خودشان به‌طورمستقیم هدایایی به آن حضرت تقدیم می‌کرده‌اند یا به وسیلۀ شخصی هدایای خود را برای آن حضرت می‌فرستاده‌اند که از جمله آن موارد فرستادن مبلغی از [[هدایای مردمی]] برای [[امام رضا]]{{ع}} است که [[اسماعیل بن بزیع]] از آن گزارش داده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۶۰.</ref>.


سنت وصیت اهدای اموال به امام در میان مردم عصر [[رضوی]] به مردان آن [[زمان]] اختصاص نداشت، بلکه افرادی از [[زنان]] متمکن بر اهدای اموال خود به امام وصیت می‌کرده‌اند؛ چنان‌که به [[روایت]] [[محمد بن عمرو]]، زنی به او وصیت کرد پس از مرگش مبلغ سی دینار از اموالش را به امام رضا{{ع}} اهدا کند و عمرو هم در وقت آن به وصیت وی عمل کرد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۰۱؛ شیخ طوسی، استبصار، ج۳، ص۹۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۷۱.</ref>. در [[عصر امام هادی]]{{ع}} نیز [[وصیت]] افراد به اهدای بخشی از [[اموال]] آنان به [[امام]] پس از [[مرگ]] آنها میان [[شیعیان]] همچنان رایج بوده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۶۰؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}،ج۴، ص۲۳۲.</ref>؛ چنان‌که بر اساس گزارشی، [[محمد بن عبدالله بن زراره]] به برادرش احمد وصیت کرده بود پس از مرگش [[خانه]] و بقیه آنچه را بر جا می‌گذارد به [[امام هادی]]{{ع}} اهدا کند.
سنت وصیت اهدای اموال به امام در میان مردم عصر [[رضوی]] به مردان آن [[زمان]] اختصاص نداشت، بلکه افرادی از [[زنان]] متمکن بر اهدای اموال خود به امام وصیت می‌کرده‌اند؛ چنان‌که به [[روایت]] [[محمد بن عمرو]]، زنی به او وصیت کرد پس از مرگش مبلغ سی دینار از اموالش را به امام رضا{{ع}} اهدا کند و عمرو هم در وقت آن به وصیت وی عمل کرد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۰۱؛ شیخ طوسی، استبصار، ج۳، ص۹۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۷۱.</ref>. در [[عصر امام هادی]]{{ع}} نیز [[وصیت]] افراد به اهدای بخشی از [[اموال]] آنان به [[امام]] پس از [[مرگ]] آنها میان [[شیعیان]] همچنان رایج بوده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۶۰؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}،ج۴، ص۲۳۲.</ref>؛ چنان‌که بر اساس گزارشی، [[محمد بن عبدالله بن زراره]] به برادرش احمد وصیت کرده بود پس از مرگش [[خانه]] و بقیه آنچه را بر جا می‌گذارد به [[امام هادی]]{{ع}} اهدا کند.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز در عصر خود از چنین هدایایی برخوردار بوده است؛ چنان‌که مردی جبلی بر اساس وصیت پدرش، مبلغ چهار هزار دینار را به امام حسن عسکری{{ع}} [[هدیه]] داد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۴۲۶.</ref> و شخصی به نام [[حسین بن احمد حلبی]] به [[ایوب بن نوح]] وصیت کرده بود پس از کسر مهریه همسرش از دویست درهم باقیمانده، درهم‌ها و بقیه اموالش را نیز به امام حسن عسکری{{ع}} هدیه بدهد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۹۵ و ۱۹۶؛ استبصار، ج۴، ص۱۲۳.</ref>. هدایای تقدیم‌شده به حضرات [[امامان]]{{عم}} به شیعیان اختصاص نداشته است، بلکه از سوی [[اهل سنت]] و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] نیز بوده است<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}»، ص۵۴-۵۳.</ref>. هدیه ده هزار دیناری مادر [[متوکل]] برای امام هادی{{ع}} از جمله هدایای قابل توجه مردمی است و گفته‌اند: زمانی متوکل به [[بیماری]] [[سختی]] دچار شده بود؛ ازاین‌رو مادرش [[نذر]] کرد اگر فرزندش بهبود یابد، این [[مال]] را به امام هادی{{ع}} تقدیم کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۹؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۴، ص۴۱۵.</ref>.
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز در عصر خود از چنین هدایایی برخوردار بوده است؛ چنان‌که مردی جبلی بر اساس وصیت پدرش، مبلغ چهار هزار دینار را به امام حسن عسکری{{ع}} [[هدیه]] داد<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۴۲۶.</ref> و شخصی به نام [[حسین بن احمد حلبی]] به [[ایوب بن نوح]] وصیت کرده بود پس از کسر مهریه همسرش از دویست درهم باقیمانده، درهم‌ها و بقیه اموالش را نیز به امام حسن عسکری{{ع}} هدیه بدهد<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۹۵ و ۱۹۶؛ استبصار، ج۴، ص۱۲۳.</ref>. هدایای تقدیم‌شده به حضرات [[امامان]]{{عم}} به شیعیان اختصاص نداشته است، بلکه از سوی [[اهل سنت]] و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] نیز بوده است<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}»، ص۵۴-۵۳.</ref>. هدیه ده هزار دیناری مادر [[متوکل]] برای امام هادی{{ع}} از جمله هدایای قابل توجه مردمی است و گفته‌اند: زمانی متوکل به [[بیماری]] [[سختی]] دچار شده بود؛ ازاین‌رو مادرش [[نذر]] کرد اگر فرزندش بهبود یابد، این [[مال]] را به امام هادی{{ع}} تقدیم کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۹۹؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۴، ص۴۱۵.</ref>.


همچنین وقتی [[یوسف بن یعقوب]] نصرانیِ کاتب از سوی متوکل فرا خوانده شده بود، [[هراس]] او را فراگرفت و نذر کرد اگر از [[خشم]] متوکل در [[امان]] بماند، مبلغ صد دینار را برای امام هادی{{ع}} بفرستد. وی پس از رفع خطر به نذر خود عمل کرد و امام هم هدیه او را پذیرفت<ref>علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، ج۲، ص۲۰۳.</ref>.
همچنین وقتی [[یوسف بن یعقوب]] نصرانیِ کاتب از سوی متوکل فرا خوانده شده بود، [[هراس]] او را فراگرفت و نذر کرد اگر از [[خشم]] متوکل در [[امان]] بماند، مبلغ صد دینار را برای امام هادی{{ع}} بفرستد. وی پس از رفع خطر به نذر خود عمل کرد و امام هم هدیه او را پذیرفت<ref>علی بن یونس نباطی بیاضی، الصراط المستقیم، ج۲، ص۲۰۳.</ref>.
پس [[سنت]] اهدای [[هدیه]] از سوی [[مردم]] به [[معصومین]]{{عم}} در [[زمان]] همه حضرات آنان رایج بوده است و آن بزرگواران هم آنچه از [[شیعیان]] و دیگر گروه‌های یادشده تقدیم حضورشان می‌شد، می‌پذیرفته‌اند و در رفع نیاز شخصی خود و [[پیروان]] به [[مصرف]] می‌رسانده‌اند. تنها در [[میزان]] آن در دوره‌ها و در شرایط مختلف [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] تفاوت بوده است که نشان‌دهنده میزان [[هدایا]] در دوره هر یک از حضرات آنان است؛ مثلاً از عصر [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} تا [[زمان امام صادق]]{{ع}} مقدار [[هدایای مردمی]] چندان چشمگیر نبوده است؛ امّا در دورۀ [[امامان]] پس از آن حضرت افزایش یافت. در [[زمان امام کاظم]]{{ع}} مقدار هدایا به اوج خود رسید و افزون بر فزونی‌یافتن [[جمعیت]] شیعیان، شکل‌گرفتن [[نهاد وکالت]] عامل مؤثری در افزایش هدایا گردید؛ ولی در دوره [[امام جواد]]، [[امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} بر خلاف دوره پیشین روند کاهش هدایای مردمی خودنمایی می‌کند که محتمل است سبب آن حضور [[ائمه]]{{عم}} در [[سامرا]] و دسترسی‌نداشتن شیعیان به آنان باشد<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومۀ اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}» مجلّه تاریخ در آئینۀ پژوهش، سال نهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۱، ص۴۹-۶۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۳۲.</ref>
پس [[سنت]] اهدای [[هدیه]] از سوی [[مردم]] به [[معصومین]]{{عم}} در [[زمان]] همه حضرات آنان رایج بوده است و آن بزرگواران هم آنچه از [[شیعیان]] و دیگر گروه‌های یادشده تقدیم حضورشان می‌شد، می‌پذیرفته‌اند و در رفع نیاز شخصی خود و [[پیروان]] به [[مصرف]] می‌رسانده‌اند. تنها در [[میزان]] آن در دوره‌ها و در شرایط مختلف [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] تفاوت بوده است که نشان‌دهنده میزان [[هدایا]] در دوره هر یک از حضرات آنان است؛ مثلاً از عصر [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} تا [[زمان امام صادق]]{{ع}} مقدار [[هدایای مردمی]] چندان چشمگیر نبوده است؛ امّا در دورۀ [[امامان]] پس از آن حضرت افزایش یافت. در [[زمان امام کاظم]]{{ع}} مقدار هدایا به اوج خود رسید و افزون بر فزونی‌یافتن [[جمعیت]] شیعیان، شکل‌گرفتن [[نهاد وکالت]] عامل مؤثری در افزایش هدایا گردید؛ ولی در دوره [[امام جواد]]، [[امام هادی]] و [[امام حسن عسکری]]{{ع}} بر خلاف دوره پیشین روند کاهش هدایای مردمی خودنمایی می‌کند که محتمل است سبب آن حضور [[ائمه]]{{عم}} در [[سامرا]] و دسترسی‌نداشتن شیعیان به آنان باشد<ref>نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومۀ اخلاقی، مقاله «جایگاه هدایا در منابع مالی ائمه{{ع}}» مجلّه تاریخ در آئینۀ پژوهش، سال نهم، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۱، ص۴۹-۶۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۳۲.</ref>


===استفاده از [[ارث]]===
===استفاده از [[ارث]]===
از دیگر منابع درآمدی خصوصی حضرات [[معصومان]] ارث بوده است؛ از جمله [[پیامبر خدا]] پنج شتر و چند گوسفند از پدرش عبدالله و یک باب [[خانه]] از مادرش [[آمنه]] به ارث برده است<ref>علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۱۷۱.</ref>. [[امیر مؤمنان]] و [[فاطمه زهرا]]{{ع}} اموالی را از پیامبر خدا ارث برده‌اند؛ چنان‌که علی{{ع}} [[علم]]، [[زره]]، [[شمشیر]] و [[عمامه]] [[رسول خدا]] را به ارث بردند و دخترش [[فاطمه]]{{س}} متاع خانه را<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: وَرِثَ عَلِيٌّ{{ع}} عِلْمَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ وَرِثَتْ فَاطِمَةُ{{س}} تَرِكَتَهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۸۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۲۷۷).</ref>. بر پایۀ [[روایات]] مذکور در بحث اوضاع و شرایط [[مالی]]<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع و شرایط مالی».</ref> [[فاطمۀ زهرا]]{{س}} غیر از [[فدک]] اموالی همچون اسب و استر و [[ناقه]] و شتر و [[اموال]] و اشیای دیگری از پدر بزرگوارش به [[ارث]] برد. البته آنچه از [[رسول خدا]] بر جای ماند و [[ارثیه]] دخترش [[فاطمه]]{{س}} بود، ذخیره و اندوخته‌ای به شمار نمی‌آمد، بلکه از لوازم اولیه [[زندگی]] آن [[زمان]] بود؛ زیرا [[پیامبر خدا]] در پی ذخیره اموال نبود و برآنچه از [[مال]] و [[ثروت]] دست می‌یافت، [[هزینه]] ضروری زندگی خود و [[نیازمندان]] می‌کرد.
از دیگر منابع درآمدی خصوصی حضرات [[معصومان]] ارث بوده است؛ از جمله [[پیامبر خدا]] پنج شتر و چند گوسفند از پدرش عبدالله و یک باب [[خانه]] از مادرش [[آمنه]] به ارث برده است<ref>علی بن محمد ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۱۷۱.</ref>. [[امیر مؤمنان]] و [[فاطمه زهرا]]{{ع}} اموالی را از پیامبر خدا ارث برده‌اند؛ چنان‌که علی{{ع}} [[علم]]، [[زره]]، [[شمشیر]] و [[عمامه]] [[رسول خدا]] را به ارث بردند و دخترش [[فاطمه]]{{س}} متاع خانه را<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: وَرِثَ عَلِيٌّ{{ع}} عِلْمَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ وَرِثَتْ فَاطِمَةُ{{س}} تَرِكَتَهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۸۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۲۷۷).</ref>. بر پایۀ [[روایات]] مذکور در بحث اوضاع و شرایط [[مالی]]<ref>ر.ک: همین نوشتار، «اوضاع و شرایط مالی».</ref> [[فاطمۀ زهرا]]{{س}} غیر از [[فدک]] اموالی همچون اسب و استر و [[ناقه]] و شتر و [[اموال]] و اشیای دیگری از پدر بزرگوارش به [[ارث]] برد. البته آنچه از [[رسول خدا]] بر جای ماند و [[ارثیه]] دخترش [[فاطمه]]{{س}} بود، ذخیره و اندوخته‌ای به شمار نمی‌آمد، بلکه از لوازم اولیه [[زندگی]] آن [[زمان]] بود؛ زیرا [[پیامبر خدا]] در پی ذخیره اموال نبود و برآنچه از [[مال]] و [[ثروت]] دست می‌یافت، [[هزینه]] ضروری زندگی خود و [[نیازمندان]] می‌کرد.
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز به لحاظ انفاق‌های فراوان اندوخته‌ای نداشته است و از خود ارثی بر جای نگذارد؛ چنان‌که بر پایه گزارش مشهوری، فرزند برومندش [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در خطابی به [[مردم کوفه]] [[سوگند]] یاد کرد و فرمود: به [[خدا]] سوگند علی{{ع}} در حالی [[دنیا]] را بدرود گفت که از زر و سیم بیش از هفتصد دینار نداشت که آن را هم به منظور خرید [[خادمی]] برای همسرش گذاشته بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} نیز به لحاظ انفاق‌های فراوان اندوخته‌ای نداشته است و از خود ارثی بر جای نگذارد؛ چنان‌که بر پایه گزارش مشهوری، فرزند برومندش [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} در خطابی به [[مردم کوفه]] [[سوگند]] یاد کرد و فرمود: به [[خدا]] سوگند علی{{ع}} در حالی [[دنیا]] را بدرود گفت که از زر و سیم بیش از هفتصد دینار نداشت که آن را هم به منظور خرید [[خادمی]] برای همسرش گذاشته بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.


[[امام حسن]]{{ع}} نیز [[املاک]] باقیمانده از آن [[بزرگوار]] برای ادای [[قرض]] آن حضرت که هشتصد درهم بود، فروخت<ref>سیدعلی بن موسی ابن‌طاووس، کشف المحجه لثمره المهجه، ص۱۸۳.</ref>.
[[امام حسن]]{{ع}} نیز [[املاک]] باقیمانده از آن [[بزرگوار]] برای ادای [[قرض]] آن حضرت که هشتصد درهم بود، فروخت<ref>سیدعلی بن موسی ابن‌طاووس، کشف المحجه لثمره المهجه، ص۱۸۳.</ref>.  
دیگر حضرات [[معصومان]] نیز [[فقیر]] نبوده‌اند و از مال و ثروتی برخوردار بوده‌اند؛ اما به لحاظ اینکه [[سنت]] و [[سیره رسول خدا]] و امیر مؤمنان{{ع}} را در [[انفاق]] به [[مستمندان]] و [[درماندگان]] اتخاذ کرده بودند، ذخیره و اندوخته‌ای نداشته‌اند تا از خود ارثی به جای گذارند، جز مال و ثروتی که فرصتی برای انفاق آن فراهم نیامده بود یا در دست وکیلی از [[وکیلان]] آنان بوده است و دستی بر آن نداشته‌اند؛ همچون اموال باقیمانده نزد [[علی بن راشد]] [[وکیل]] [[مالی]] [[امام جواد]]{{ع}} که از [[امام هادی]]{{ع}} برای آن کسب [[تکلیف]] کرد و آن حضرت فرمود: «آنچه به سبب [[امامت]] در [[اختیار]] پدرم قرار می‌گرفته به من سپرده می‌شود و باقیماندۀ آن طبق [[فرمان خدا]] و [[کتاب و سنت]] بین [[ورثه]] تقسیم می‌شود». پس معلوم می‌شود گاهی به دلیل اینکه اموالی از [[اموال]] متعلق به شخص حضرات [[معصومان]] نزد [[وکیل]] آنان باقی می‌ماند و [[فرصت]] [[هزینه]] و [[انفاق]] آن فراهم نبود و بدون اینکه انگیزه‌ای بر ذخیره‌کردن آن باشد، به میراثی برای [[وارثان]] تبدیل می‌شد؛ ازاین‌رو به نظر می‌رسد عمده منابع درآمدی خصوصی حضرات معصومان در فقرزدایی از چهره [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]]، منابعی همچون [[کشاورزی]]، کارگری، [[تجارت]] و [[هدایای مردمی]] بوده است.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۳۸.</ref>
 
دیگر حضرات [[معصومان]] نیز [[فقیر]] نبوده‌اند و از مال و ثروتی برخوردار بوده‌اند؛ اما به لحاظ اینکه [[سنت]] و [[سیره رسول خدا]] و امیر مؤمنان{{ع}} را در [[انفاق]] به [[مستمندان]] و [[درماندگان]] اتخاذ کرده بودند، ذخیره و اندوخته‌ای نداشته‌اند تا از خود ارثی به جای گذارند، جز مال و ثروتی که فرصتی برای انفاق آن فراهم نیامده بود یا در دست وکیلی از [[وکیلان]] آنان بوده است و دستی بر آن نداشته‌اند؛ همچون اموال باقیمانده نزد [[علی بن راشد]] [[وکیل]] [[مالی]] [[امام جواد]]{{ع}} که از [[امام هادی]]{{ع}} برای آن کسب [[تکلیف]] کرد و آن حضرت فرمود: «آنچه به سبب [[امامت]] در [[اختیار]] پدرم قرار می‌گرفته به من سپرده می‌شود و باقیماندۀ آن طبق [[فرمان خدا]] و [[کتاب و سنت]] بین [[ورثه]] تقسیم می‌شود». پس معلوم می‌شود گاهی به دلیل اینکه اموالی از [[اموال]] متعلق به شخص حضرات [[معصومان]] نزد [[وکیل]] آنان باقی می‌ماند و [[فرصت]] [[هزینه]] و [[انفاق]] آن فراهم نبود و بدون اینکه انگیزه‌ای بر ذخیره‌کردن آن باشد، به میراثی برای [[وارثان]] تبدیل می‌شد؛ ازاین‌رو به نظر می‌رسد عمده منابع درآمدی خصوصی حضرات معصومان در فقرزدایی از چهره [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]]، منابعی همچون [[کشاورزی]]، کارگری، [[تجارت]] و [[هدایای مردمی]] بوده است<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۳۸.</ref>.


===استفاده از [[موقوفات]]===
===استفاده از [[موقوفات]]===
خط ۸۹: خط ۱۰۲:


===استفاده از هبه===
===استفاده از هبه===
هبه بعضی از حضرات [[معصومان]] به برخی دیگر از آنان از جمله [[منابع مالی]] دیگر حضرات در [[تأمین معیشت]] و [[مقابله با فقر]] بوده است که از جمله آنها [[اموال]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در «[[وادی‌القری]]» است که آنها را به [[فرزندان زهرا]]{{س}} هبه کرده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۴۵-۱۴۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۹.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۴۳.</ref>
هبه بعضی از حضرات [[معصومان]] به برخی دیگر از آنان از جمله منابع مالی دیگر حضرات در [[تأمین معیشت]] و مقابله با فقر بوده است که از جمله آنها [[اموال]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} در «[[وادی‌القری]]» است که آنها را به [[فرزندان زهرا]]{{س}} هبه کرده است<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۹، ص۱۴۵-۱۴۸؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۷، ص۴۹.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۴۳.</ref>


====اصول [[حاکم]] بر [[کسب درآمد]] معصومان====
====اصول [[حاکم]] بر [[کسب درآمد]] معصومان====
اصولی بر کسب درآمد معصومان در تأمین معیشت و [[زدودن فقر]] از چهره [[زندگی]] حاکم بوده است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
اصولی بر کسب درآمد معصومان در تأمین معیشت و زدودن فقر از چهره [[زندگی]] حاکم بوده است که برخی از آنها عبارت‌اند از:
#'''اصل [[کار و تلاش]]''': کار و تلاش از اصول مهم حاکم بر کسب درآمد حضرات معصومان{{عم}} بوده است و چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: سیره فردی در کسب درآمد از منابع خصوصی (کار و کارگری).</ref> همه آنان حضوری جدی در عرصه کار و تلاش داشته‌اند و در [[قداست]] آن را همچون [[عبادت]] می‌دانسته‌اند؛ افزون بر این دیگران را نیز بر کار و تلاش [[تشویق]] می‌کرده‌اند و از [[تنبلی]] و [[بی‌کاری]] بر [[حذر]] می‌داشته‌اند<ref>ر.ک: عوامل درونی، بیکاری.</ref>.
#'''اصل کار و تلاش''': کار و تلاش از اصول مهم حاکم بر کسب درآمد حضرات معصومان{{عم}} بوده است و چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: سیره فردی در کسب درآمد از منابع خصوصی (کار و کارگری).</ref> همه آنان حضوری جدی در عرصه کار و تلاش داشته‌اند و در [[قداست]] آن را همچون [[عبادت]] می‌دانسته‌اند؛ افزون بر این دیگران را نیز بر کار و تلاش [[تشویق]] می‌کرده‌اند و از [[تنبلی]] و [[بی‌کاری]] بر [[حذر]] می‌داشته‌اند<ref>ر.ک: عوامل درونی، بیکاری.</ref>.
#'''اصل [[حلیت]]''': وقتی «مصادف» [[غلام]] [[مأمور]] به [[تجارت]] از سوی [[امام صادق]]{{ع}} از [[سفر تجاری]] [[مصر]] با [[سود]] صد در صدی مراجعت نمود و به [[محضر امام]] شرفیاب گردید، حضرت پس از [[پرسش]] از راه دستیابی به چنین سودی و شنیدن پاسخ غلام که گفت ما [[سوگند]] یاد کردیم آن کالای مورد نیاز را به کمتر از سود برابر اصل آن به [[مردم]] [[مسلمان]] نفروشیم، عمل او و همراهانش را تقبیح کرد و فرمود من چنین تجارت و سودی را هرگز نمی‌خواهم؛ سپس یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: من به آن دیگری کاری ندارم و به آن سود نیازی نیست؛ آن‌گاه فرمود: ای مصادف! شمشیرزدن آسان‌تر از [[کسب حلال]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۱-۱۶۲.</ref>.
#'''اصل [[حلیت]]''': وقتی «مصادف» [[غلام]] [[مأمور]] به [[تجارت]] از سوی [[امام صادق]]{{ع}} از سفر تجاری [[مصر]] با سود صد در صدی مراجعت نمود و به محضر امام شرفیاب گردید، حضرت پس از [[پرسش]] از راه دستیابی به چنین سودی و شنیدن پاسخ غلام که گفت ما [[سوگند]] یاد کردیم آن کالای مورد نیاز را به کمتر از سود برابر اصل آن به [[مردم]] [[مسلمان]] نفروشیم، عمل او و همراهانش را تقبیح کرد و فرمود من چنین تجارت و سودی را هرگز نمی‌خواهم؛ سپس یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: من به آن دیگری کاری ندارم و به آن سود نیازی نیست؛ آن‌گاه فرمود: ای مصادف! شمشیرزدن آسان‌تر از کسب حلال است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۱-۱۶۲.</ref>.
#'''اصل عدم [[حرص]]''': [[امام صادق]]{{ع}} مبلغ هزار و هفتصد دینار به «عذافر» داد و فرمود: این وجه را در [[تجارت]] به کار ببند و بدان که انگیزه‌ام از این کار حرصِ به [[مال]] نیست، بلکه [[دوست]] می‌دارم [[خدا]] ببیند که می‌خواهم از فضل او بهره‌مند شوم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۷.</ref>.
#'''اصل عدم [[حرص]]''': [[امام صادق]]{{ع}} مبلغ هزار و هفتصد دینار به «عذافر» داد و فرمود: این وجه را در [[تجارت]] به کار ببند و بدان که انگیزه‌ام از این کار حرصِ به [[مال]] نیست، بلکه [[دوست]] می‌دارم [[خدا]] ببیند که می‌خواهم از فضل او بهره‌مند شوم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۷.</ref>.
#'''اصل [[سرمایه‌گذاری]]''': این اصل همچون اصل پیشین از ذیل [[روایت]] [[محمد بن عذافر]] [[استنباط]] می‌شود؛ زیرا عذافر می‌گوید: آن [[سرمایه]] را به کار بستم و مبلغ صد دینار [[سود]] بردم؛ سپس به [[محضر امام]] رفتم و عرض کردم در تجارت با آن مال صد دینار سود بردم. حضرت فرمود: آن سود را جزء سرمایه‌ام قرار بده<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۷.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۴۳.</ref>
#'''اصل [[سرمایه‌گذاری]]''': این اصل همچون اصل پیشین از ذیل [[روایت]] [[محمد بن عذافر]] [[استنباط]] می‌شود؛ زیرا عذافر می‌گوید: آن [[سرمایه]] را به کار بستم و مبلغ صد دینار سود بردم؛ سپس به محضر امام رفتم و عرض کردم در تجارت با آن مال صد دینار سود بردم. حضرت فرمود: آن سود را جزء سرمایه‌ام قرار بده<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۷.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۴۳.</ref>


==[[سیره فردی]] در [[کسب درآمد]] از منابع عمومی==
==[[سیره فردی]] در [[کسب درآمد]] از منابع عمومی==
از جمله منابع درآمدی عمومی [[معصومین]]{{عم}} «[[فیئ]] و [[انفال]]»، «[[جزیه]] و [[خراج]]» و همچنین «[[خمس]] و [[زکات]]» بوده است که جز دو منبع اخیر که گرفتن آنها منوط به [[تشکیل حکومت]] و [[بسط ید]] بوده است و چنین شرایطی تنها برای [[پیامبر]] و [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فراهم آمده است، تنها بهره‌مندی از آنها به حضرات آنان اختصاص داشته است در فصل سوم این تحقیق درباره آن بحث و بررسی می‌کنیم.
از جمله منابع درآمدی عمومی [[معصومین]]{{عم}} «[[فیئ]] و [[انفال]]»، «[[جزیه]] و [[خراج]]» و همچنین «[[خمس]] و [[زکات]]» بوده است که جز دو منبع اخیر که گرفتن آنها منوط به تشکیل حکومت و بسط ید بوده است و چنین شرایطی تنها برای [[پیامبر]] و [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فراهم آمده است، تنها بهره‌مندی از آنها به حضرات آنان اختصاص داشته است در فصل سوم این تحقیق درباره آن بحث و بررسی می‌کنیم.
خمس و زکات هم که از دیگر منابع درآمدی عمومی [[معصومان]] است، کسب درآمد از آن محدود به برخی از حضرات معصومان{{عم}} بوده است و در مقاطعی از ادوار [[زندگی]] آنان بر آن دستی داشته‌اند که در این [[مقام]] به بحث از آن می‌پردازیم.
خمس و زکات هم که از دیگر منابع درآمدی عمومی [[معصومان]] است، کسب درآمد از آن محدود به برخی از حضرات معصومان{{عم}} بوده است و در مقاطعی از ادوار [[زندگی]] آنان بر آن دستی داشته‌اند که در این مقام به بحث از آن می‌پردازیم.


===استفاده از خمس===
===استفاده از خمس===
بر اساس گزارش‌های [[تاریخی]] [[زمان]] [[وجوب خمس]] بعد از [[نزول]] آیۀ مربوطه<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ}} «و بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و... است» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> و در پایان [[جنگ بدر]] بوده و در غزوۀ [[بنی‌قینقاع]] از [[مسلمانان]] دریافت و عملیاتی شده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۸۱.</ref> که به لحاظ وقوع دو غزوۀ یادشده در [[سال دوم هجرت]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، صص۱۹ و۴۸.</ref> زمان [[قطعی]] [[وجوب]] آن و اولین دریافتی خمس از مسلمانان سال دوم از [[هجرت]] بوده است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۶۵.</ref>. البته بر پایۀ برخی از گزارش‌ها، سران مسلمانان قبل از آن، یعنی از آغاز هجرت مطابق [[سنت جاهلی]] و پیشین خود [[غنایم]] به‌دست‌آمده از [[مشرکان]] را نزد [[رسول خدا]] می‌برده‌اند و از آن حضرت می‌خواسته‌اند نخست متاع برگزیده و یک‌چهارم<ref>یک‌چهارم مختص رئیس قبیله از غنایم در عصر جاهلی که به آن مِرباع گفته می‌شده است (علی اکبری، سیاست‌های مالی امام علی{{ع}}، ص۳۲).</ref> مخصوص خود را بردارد و سپس باقیمانده آن را به آنان واگذارد<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی التفسیر القرآن، ج۹، ص۳۹۲.</ref>. پس با استناد به این گزارش‌ها می‌توان گفت که [[رسول خدا]] از این منبع [[مالی]] برخوردار بوده است. اما [[امیر مؤمنان]] و دیگر حضرات [[معصومان]]{{عم}} چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار فصل اول، «بحث منابع مالیاتی».</ref> تا [[زمان امام باقر]]{{ع}} کسب درآمدی از این منبع درآمدی نداشته‌اند؛ بلکه پس از فراهم‌شدن شرایط آن به وسیلۀ [[امام باقر]]{{ع}}، به‌تدریج در [[عصر امام صادق]]{{ع}}، [[شیعیان]] [[خمس]] [[اموال]] خود را مستقیم یا غیرمستقیم (به وسیله [[وکیلان]] آن حضرت) به [[امام]] می‌رساندند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. مراجعۀ [[مردم]] برای [[پرداخت خمس]] و [[وجوه شرعی]] به آن حضرت به‌گونه‌ای افزایش داشته است که گویا [[منصور عباسی]] [[احساس]] خطر کرد آن حضرت را به گرفتن [[خراج]] از پیروانش متهم نمود حتی آن [[بزرگوار]] را [[تهدید]] کرد و گفت: «نمی‌گذارم احدی از [[اهل شام]] و [[حجاز]] نزد شما بیایند؛ زیرا آنان برای شما مایه [[فساد]] می‌باشند»<ref>ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللآلی، ج۱، ص۳۶۲.</ref>.
بر اساس گزارش‌های [[تاریخی]] [[زمان]] [[وجوب خمس]] بعد از [[نزول]] آیۀ مربوطه<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ}} «و بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و... است» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> و در پایان [[جنگ بدر]] بوده و در غزوۀ [[بنی‌قینقاع]] از [[مسلمانان]] دریافت و عملیاتی شده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، ص۴۸۱.</ref> که به لحاظ وقوع دو غزوۀ یادشده در [[سال دوم هجرت]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم والملوک، ج۲، صص۱۹ و۴۸.</ref> زمان [[قطعی]] [[وجوب]] آن و اولین دریافتی خمس از مسلمانان سال دوم از [[هجرت]] بوده است<ref>ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۴، ص۱۶۵.</ref>. البته بر پایۀ برخی از گزارش‌ها، سران مسلمانان قبل از آن، یعنی از آغاز هجرت مطابق [[سنت جاهلی]] و پیشین خود [[غنایم]] به‌دست‌آمده از [[مشرکان]] را نزد [[رسول خدا]] می‌برده‌اند و از آن حضرت می‌خواسته‌اند نخست متاع برگزیده و یک‌چهارم<ref>یک‌چهارم مختص رئیس قبیله از غنایم در عصر جاهلی که به آن مِرباع گفته می‌شده است (علی اکبری، سیاست‌های مالی امام علی{{ع}}، ص۳۲).</ref> مخصوص خود را بردارد و سپس باقیمانده آن را به آنان واگذارد<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی التفسیر القرآن، ج۹، ص۳۹۲.</ref>. پس با استناد به این گزارش‌ها می‌توان گفت که [[رسول خدا]] از این منبع [[مالی]] برخوردار بوده است. اما [[امیر مؤمنان]] و دیگر حضرات [[معصومان]]{{عم}} چنان‌که گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار فصل اول، «بحث منابع مالیاتی».</ref> تا زمان امام باقر{{ع}} کسب درآمدی از این منبع درآمدی نداشته‌اند؛ بلکه پس از فراهم‌شدن شرایط آن به وسیلۀ [[امام باقر]]{{ع}}، به‌تدریج در عصر امام صادق{{ع}}، [[شیعیان]] [[خمس]] [[اموال]] خود را مستقیم یا غیرمستقیم (به وسیله [[وکیلان]] آن حضرت) به [[امام]] می‌رساندند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۵.</ref>. مراجعۀ [[مردم]] برای [[پرداخت خمس]] و [[وجوه شرعی]] به آن حضرت به‌گونه‌ای افزایش داشته است که گویا [[منصور عباسی]] [[احساس]] خطر کرد آن حضرت را به گرفتن [[خراج]] از پیروانش متهم نمود حتی آن [[بزرگوار]] را [[تهدید]] کرد و گفت: «نمی‌گذارم احدی از [[اهل شام]] و [[حجاز]] نزد شما بیایند؛ زیرا آنان برای شما مایه [[فساد]] می‌باشند»<ref>ابن ابی‌جمهور احسائی، عوالی اللآلی، ج۱، ص۳۶۲.</ref>.
 
در عصر امام کاظم{{ع}} نیز دریافت خمس و دیگر وجوه شرعی توسط آن حضرت رواج داشته است مگر اینکه گاهی به‌طور‌مستقیم و توسط مردم تقدیم آن حضرت می‌شده است؛ مانند خمس [[داوود بن زُربی]] که می‌گوید: مالی را [[خدمت]] [[امام کاظم]] تقدیم کردم؛ ولی آن حضرت بخشی از آن را دریافت داشت و بخش دیگر آن را برگرداند. وقتی علت عدم دریافت تمام آن را جویا شدم، فرمود: مطمئن باش بخش باقیمانده آن را [[صاحب امر]] پس از من از تو خواهد خواست. وقتی خبر [[رحلت]] آن امام بزرگوار منتشرگردید، فرزند برومندش [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از پی من فرستاد و بخش باقیماندۀ اموال را از من مطالبه کرد و من هم تقدیم آن حضرت کردم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.


در [[عصر امام کاظم]]{{ع}} نیز دریافت خمس و دیگر وجوه شرعی توسط آن حضرت رواج داشته است مگر اینکه گاهی به‌طور‌مستقیم و توسط مردم تقدیم آن حضرت می‌شده است؛ مانند خمس [[داوود بن زُربی]] که می‌گوید: مالی را [[خدمت]] [[امام کاظم]] تقدیم کردم؛ ولی آن حضرت بخشی از آن را دریافت داشت و بخش دیگر آن را برگرداند. وقتی علت عدم دریافت تمام آن را جویا شدم، فرمود: مطمئن باش بخش باقیمانده آن را [[صاحب امر]] پس از من از تو خواهد خواست. وقتی خبر [[رحلت]] آن امام بزرگوار منتشرگردید، فرزند برومندش [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از پی من فرستاد و بخش باقیماندۀ اموال را از من مطالبه کرد و من هم تقدیم آن حضرت کردم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۳.</ref>.
گاهی هم به‌طورغیرمستقیم و با وساطت وکیلان آن حضرت تقدیم آن [[امام همام]] می‌گردید؛ زیرا آن بزرگوار را وکیلانی همچون [[نصر بن قابوس لخمی]]، [[عبدالله بن جندب]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۹۰؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۹؛ شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال الکشی)، ص۱۷۹، ص۳۵۵؛ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۲۷۸.</ref>، [[زیاد قندی]]، [[حمزة بن بزیع]] و [[عثمان بن عیسی رواسی]] بوده است که برای دریافت و جمع‌آوری [[اموال]] [[خمس]] به مناطق مختلفی اعزام می‌شده‌اند و دریافتی خود را از [[مردم]] نزد آن حضرت می‌آورده‌اند که از نمونه‌های آن است هفتاد هزار دینار دریافتی زیاد قندی و حمزة بن بزیع و سی هزار دینار از وجوه دریافتی عثمان بن عیسی رواسی که هنگام [[شهادت موسی بن جعفر]]{{ع}} نزد آنان باقی مانده بوده و [[منتظر]] [[تشرف]] به محضر امامِ بعدی و تقدیم اموال باقیمانده به آن حضرت بوده‌اند<ref>ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۹.</ref>. از دیگر موارد چنین پرداخت‌هایی، پرداخت مبلغ سی هزار دینار و پنجاه هزار درهم و همچنین مقداری [[لباس]] از [[وجوهات شرعی]] [[شیعیان]] [[نیشابور]]، برای آن حضرت است که به دست [[وکیلان]] [[امام]]{{ع}} به آن [[بزرگوار]] تحویل گردید<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۴، ص۲۹۱.</ref>.
گاهی هم به‌طورغیرمستقیم و با وساطت وکیلان آن حضرت تقدیم آن [[امام همام]] می‌گردید؛ زیرا آن بزرگوار را وکیلانی همچون [[نصر بن قابوس لخمی]]، [[عبدالله بن جندب]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۹۰؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۹؛ شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال الکشی)، ص۱۷۹، ص۳۵۵؛ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۲۷۸.</ref>، [[زیاد قندی]]، [[حمزة بن بزیع]] و [[عثمان بن عیسی رواسی]] بوده است که برای دریافت و جمع‌آوری [[اموال]] [[خمس]] به مناطق مختلفی اعزام می‌شده‌اند و دریافتی خود را از [[مردم]] نزد آن حضرت می‌آورده‌اند که از نمونه‌های آن است هفتاد هزار دینار دریافتی زیاد قندی و حمزة بن بزیع و سی هزار دینار از وجوه دریافتی عثمان بن عیسی رواسی که هنگام [[شهادت موسی بن جعفر]]{{ع}} نزد آنان باقی مانده بوده و [[منتظر]] [[تشرف]] به محضر امامِ بعدی و تقدیم اموال باقیمانده به آن حضرت بوده‌اند<ref>ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۹.</ref>. از دیگر موارد چنین پرداخت‌هایی، پرداخت مبلغ سی هزار دینار و پنجاه هزار درهم و همچنین مقداری [[لباس]] از [[وجوهات شرعی]] [[شیعیان]] [[نیشابور]]، برای آن حضرت است که به دست [[وکیلان]] [[امام]]{{ع}} به آن [[بزرگوار]] تحویل گردید<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل أبی‌طالب، ج۴، ص۲۹۱.</ref>.


البته گاهی هم شرایط [[سیاسی]] ایجاب می‌کرد شیعیان خمس و دیگر [[وجوه شرعی]] خود را پنهانی نزد امام خود بفرستند؛ چنان‌که [[علی بن یقطین]] لباس‌های فراوانی از جمله پیراهنی را که [[هارون]] به وی داده بود، همراه مقدار [[مالی]] - که هر ساله آن را بابت خمس نزد [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌فرستاد - مخفیانه تقدیم آن حضرت کرد؛ از همین رو آورنده اموال نزد هارون از «علی بن یقطین» [[بدگویی]] کرد و گفت: این [[مرد]] [[معتقد به امامت]] موسی بن جعفر{{ع}} است و هر ساله خمس [[مال]] خود را نزد او می‌فرستد<ref>{{متن حدیث|وَ يَحْمِلُ إِلَيْهِ خُمُسَ مَالِهِ فِي كُلِّ سَنَةٍ}} (شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۲۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۱۴).</ref>.
البته گاهی هم شرایط [[سیاسی]] ایجاب می‌کرد شیعیان خمس و دیگر [[وجوه شرعی]] خود را پنهانی نزد امام خود بفرستند؛ چنان‌که [[علی بن یقطین]] لباس‌های فراوانی از جمله پیراهنی را که [[هارون]] به وی داده بود، همراه مقدار [[مالی]] - که هر ساله آن را بابت خمس نزد [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌فرستاد - مخفیانه تقدیم آن حضرت کرد؛ از همین رو آورنده اموال نزد هارون از «علی بن یقطین» [[بدگویی]] کرد و گفت: این [[مرد]] [[معتقد به امامت]] موسی بن جعفر{{ع}} است و هر ساله خمس [[مال]] خود را نزد او می‌فرستد<ref>{{متن حدیث|وَ يَحْمِلُ إِلَيْهِ خُمُسَ مَالِهِ فِي كُلِّ سَنَةٍ}} (شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۲۶؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۱۴).</ref>.
همچنین به گزارش [[شیخ صدوق]]، «[[یحیی برمکی]]» از «[[جعفر بن محمد بن اشعث]]» نزد [[هارون عباسی]] بدگویی می‌کند و می‌گوید: هر [[مالی]] از هر کجا به جعفر برسد، [[خمس]] آن را برای [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌فرستد و بی‌تردید بیست هزار دیناری را که دستور دادید به او بدهند نیز چنین کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۷۱.</ref>.
همچنین به گزارش [[شیخ صدوق]]، «[[یحیی برمکی]]» از «[[جعفر بن محمد بن اشعث]]» نزد [[هارون عباسی]] بدگویی می‌کند و می‌گوید: هر [[مالی]] از هر کجا به جعفر برسد، [[خمس]] آن را برای [[موسی بن جعفر]]{{ع}} می‌فرستد و بی‌تردید بیست هزار دیناری را که دستور دادید به او بدهند نیز چنین کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۷۱.</ref>.
گاهی هم رابطۀ میان [[امام]] و [[مردم]] برای فرستادن [[اموال]] و [[وجوه شرعی]] به گونه‌ای سخت و خطیر بود که ناگزیر از قطع آن می‌شدند؛ چنان‌که [[امام کاظم]]{{ع}} به [[وکیل]] خود خالد بن نجیع فرمود: «رابطه خود را با آنان‌که ارتباط داشته‌ای قطع کن و آنچه از اموال وجوه شرعی نزد تو می‌باشد برایم ارسال کن و از کسی چیزی نپذیر تا نامه‌ام به دست تو برسد»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۸۵.</ref>.
گاهی هم رابطۀ میان [[امام]] و [[مردم]] برای فرستادن [[اموال]] و [[وجوه شرعی]] به گونه‌ای سخت و خطیر بود که ناگزیر از قطع آن می‌شدند؛ چنان‌که [[امام کاظم]]{{ع}} به [[وکیل]] خود خالد بن نجیع فرمود: «رابطه خود را با آنان‌که ارتباط داشته‌ای قطع کن و آنچه از اموال وجوه شرعی نزد تو می‌باشد برایم ارسال کن و از کسی چیزی نپذیر تا نامه‌ام به دست تو برسد»<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۲۸۵.</ref>.


گاهی هم شرایط [[سیاسی]] ایجاب می‌کرد [[شیعیان]] خمس اموال خود را به نام [[هدیه]] به محضر آن [[امام همام]] بفرستند؛ چنان‌که امام کاظم{{ع}} در مناظرۀ خود با [[هارون]] به آن اشاره کرده و فرموده است: پیشینیان شما خمسی را که در [[کتاب خدا]] به آن تصریح شده است از ما باز داشتند. [[صدقه]] هم که جایگزین خمس است بر ما [[حرام]] گشته است و در این میان امور ما به سختی‌گراییده است و ما را بر پذیرش هدیه ناگزیر کرده است<ref>شیخ مفید، اختصاص، ص۵۵.</ref>.
گاهی هم شرایط [[سیاسی]] ایجاب می‌کرد [[شیعیان]] خمس اموال خود را به نام [[هدیه]] به محضر آن [[امام همام]] بفرستند؛ چنان‌که امام کاظم{{ع}} در مناظرۀ خود با [[هارون]] به آن اشاره کرده و فرموده است: پیشینیان شما خمسی را که در [[کتاب خدا]] به آن تصریح شده است از ما باز داشتند. [[صدقه]] هم که جایگزین خمس است بر ما [[حرام]] گشته است و در این میان امور ما به سختی‌گراییده است و ما را بر پذیرش هدیه ناگزیر کرده است<ref>شیخ مفید، اختصاص، ص۵۵.</ref>.
[[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} نیز همانند پدر بزرگوارش موسی بن جعفر{{ع}} بر [[لزوم]] [[پرداخت خمس]] و تحویل و ارسال آن توسط وکلایی همچون [[یونس بن عبدالرحمن]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۳۵۶؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۹۸.</ref>، [[محمد بن سنان]]<ref>ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۱۶۰.</ref>، [[نصر بن قابوس لخمی]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۹۰؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۹.</ref>، [[عبدالله بن جندب]]<ref>شیخ طوسی، رجال شیخ طوسی، صص۱۷۹و۳۵۵؛ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۲۷۸.</ref> و [[صفوان بن یحیی]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۱، ص۴۱۳؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۰.</ref> به امام اهتمام داشت؛ چنان‌که به گزارش [[محمد بن فضیل]] در [[تفسیر]] آیۀ<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ}} «و بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و... است» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> حاکی از [[وجوب]] پرداخت آن، [[امام]] محل پرداخت و [[مصرف]] آن را یادآور شده است: «[[خمس]] از آن [[خدا]] و [[رسول]] او است و همان نیز برای ماست»<ref>{{متن حدیث|قَالَ: الْخُمُسُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ هُوَ لَنَا}} (محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۶۲).</ref>؛ همچنین هنگام [[طلب]] [[حلیت]] آن توسط برخی از شیعیانِ [[خراسان]] به آنان پاسخ منفی و قاطعی داد و خطاب به آنان فرمود: «چه درخواست مکرآمیزی! به زبان با ما اظهار [[دوستی]] می‌کنید و حقی را که خدا برای ما مقرر کرده است از ما دریغ می‌دارید؟ هرگز هیچ کدام از شما را در حلیت خمس مجاز نمی‌کنیم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۸.</ref>.
[[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} نیز همانند پدر بزرگوارش موسی بن جعفر{{ع}} بر [[لزوم]] [[پرداخت خمس]] و تحویل و ارسال آن توسط وکلایی همچون [[یونس بن عبدالرحمن]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۳۵۶؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۲۰، ص۱۹۸.</ref>، [[محمد بن سنان]]<ref>ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۱۶۰.</ref>، [[نصر بن قابوس لخمی]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۹۰؛ عبدالله مامقانی، تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۹.</ref>، [[عبدالله بن جندب]]<ref>شیخ طوسی، رجال شیخ طوسی، صص۱۷۹و۳۵۵؛ سیدمهدی بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ج۳، ص۲۷۸.</ref> و [[صفوان بن یحیی]]<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۱، ص۴۱۳؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۰.</ref> به امام اهتمام داشت؛ چنان‌که به گزارش [[محمد بن فضیل]] در [[تفسیر]] آیۀ<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ}} «و بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و... است» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> حاکی از [[وجوب]] پرداخت آن، [[امام]] محل پرداخت و [[مصرف]] آن را یادآور شده است: «[[خمس]] از آن [[خدا]] و [[رسول]] او است و همان نیز برای ماست»<ref>{{متن حدیث|قَالَ: الْخُمُسُ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ هُوَ لَنَا}} (محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۶۲).</ref>؛ همچنین هنگام [[طلب]] [[حلیت]] آن توسط برخی از شیعیانِ [[خراسان]] به آنان پاسخ منفی و قاطعی داد و خطاب به آنان فرمود: «چه درخواست مکرآمیزی! به زبان با ما اظهار [[دوستی]] می‌کنید و حقی را که خدا برای ما مقرر کرده است از ما دریغ می‌دارید؟ هرگز هیچ کدام از شما را در حلیت خمس مجاز نمی‌کنیم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۸.</ref>.


همچنین آن حضرت در جواب [[نامه]] یکی از [[بازرگانان]] فارس که از جانب برخی از ارادتمندان به امام نوشته بود و در آن [[اجازه]] [[مصرف خمس]] را درخواست کرده بود، فرمود: «هیچ [[مالی]] [[حلال]] نمی‌شود مگر از راهی که خدا آن را حلال کرده است. خمس کمک [[دین]] ما، [[خاندان]] ما، [[دوستان]] ما، وسیله [[بذل و بخشش]] ما و [[حفظ]] آبروی ماست از دست کسی که از او [[بیم]] داریم، آن را از ما دریغ ندارید و خود را از دعای ما [[محروم]] نسازید تا آنجا که می‌توانید؛ زیرا [[پرداخت خمس]] کلید روزی شماست و مایه پاک‌شدن [[گناهان]] شما و ذخیره‌ای است که برای [[روز]] [[بینوایی]] خود [[پس‌انداز]] می‌کنید»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷-۵۴۸.</ref>.
همچنین آن حضرت در جواب [[نامه]] یکی از [[بازرگانان]] فارس که از جانب برخی از ارادتمندان به امام نوشته بود و در آن [[اجازه]] [[مصرف خمس]] را درخواست کرده بود، فرمود: «هیچ [[مالی]] [[حلال]] نمی‌شود مگر از راهی که خدا آن را حلال کرده است. خمس کمک [[دین]] ما، [[خاندان]] ما، [[دوستان]] ما، وسیله [[بذل و بخشش]] ما و [[حفظ]] آبروی ماست از دست کسی که از او [[بیم]] داریم، آن را از ما دریغ ندارید و خود را از دعای ما [[محروم]] نسازید تا آنجا که می‌توانید؛ زیرا [[پرداخت خمس]] کلید روزی شماست و مایه پاک‌شدن [[گناهان]] شما و ذخیره‌ای است که برای [[روز]] [[بینوایی]] خود [[پس‌انداز]] می‌کنید»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷-۵۴۸.</ref>.
تأکید آن حضرت بر پرداخت خمس با اشاره به [[برکات]] و آثار مهم و تأثیرگذار آن در [[زندگی]] این سرا و [[جهان آخرت]]، [[شیعیان]] را بر آن داشت تا [[وجوه شرعی]] خود از جمله خمس را از راه‌های دور و نزدیک تقدیم امام خود دارند؛ چنان‌که [[محمد بن اسماعیل بن بزیع]] دینارهایی را به عنوان [[زکات]] و [[صله]] نزد آن حضرت فرستاد و [[امام]] هم دریافت آنها را اعلام فرمود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷۴.</ref>. البته بر اساس گزارش‌های مذکورِ در این [[مقام]] از بحث [[خمس]]، دریافتی آن حضرت از [[شیعیان]] و ارادتمندان به آن حضرت منظور است و بهره‌مندی از [[خمس غنایم]] و دیگر [[اموال عمومی]] نه‌تنها معمول نبود، بلکه ممنوع بوده است؛ چنان‌که [[شیخ صدوق]] در گزارشی می‌نویسد: وقتی به [[مأمون]] خبر دادند مردی از صوفیان [[دزدی]] کرده است، دستور داد او را بیاورند. دید مردی است ژنده‌پوش و آثار [[سجده]] بر پیشانی او هویدا است؛ ازاین‌رو گفت: خیلی عجیب است! این آثار [[نیکو]] و عمل [[زشتی]] که به تو نسبت می‌دهند، آیا باورکردنی است؟ مرد سارق در پاسخ او گفت: البته درخور من نیست؛ ولی از سرِ [[ناچاری]] و در شرایطی به چنین عملی دست زدم که مرا از خمس و غنیمتی که [[حق]] من است، ممنوع کرده‌ای<ref>{{متن حدیث|قَالَ فَعَلْتُ ذَلِكَ اضْطِرَاراً لَا اخْتِيَاراً حِينَ مَنَعْتَنِي حَقِّي مِنَ الْخُمُسِ وَ الْفَيْ‌ءِ}} (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۷).</ref>.
 
تأکید آن حضرت بر پرداخت خمس با اشاره به [[برکات]] و آثار مهم و تأثیرگذار آن در [[زندگی]] این سرا و [[جهان آخرت]]، [[شیعیان]] را بر آن داشت تا [[وجوه شرعی]] خود از جمله خمس را از راه‌های دور و نزدیک تقدیم امام خود دارند؛ چنان‌که [[محمد بن اسماعیل بن بزیع]] دینارهایی را به عنوان [[زکات]] و [[صله]] نزد آن حضرت فرستاد و [[امام]] هم دریافت آنها را اعلام فرمود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷۴.</ref>. البته بر اساس گزارش‌های مذکورِ در این مقام از بحث [[خمس]]، دریافتی آن حضرت از [[شیعیان]] و ارادتمندان به آن حضرت منظور است و بهره‌مندی از [[خمس غنایم]] و دیگر [[اموال عمومی]] نه‌تنها معمول نبود، بلکه ممنوع بوده است؛ چنان‌که [[شیخ صدوق]] در گزارشی می‌نویسد: وقتی به [[مأمون]] خبر دادند مردی از صوفیان [[دزدی]] کرده است، دستور داد او را بیاورند. دید مردی است ژنده‌پوش و آثار [[سجده]] بر پیشانی او هویدا است؛ ازاین‌رو گفت: خیلی عجیب است! این آثار [[نیکو]] و عمل [[زشتی]] که به تو نسبت می‌دهند، آیا باورکردنی است؟ مرد سارق در پاسخ او گفت: البته درخور من نیست؛ ولی از سرِ [[ناچاری]] و در شرایطی به چنین عملی دست زدم که مرا از خمس و غنیمتی که [[حق]] من است، ممنوع کرده‌ای<ref>{{متن حدیث|قَالَ فَعَلْتُ ذَلِكَ اضْطِرَاراً لَا اخْتِيَاراً حِينَ مَنَعْتَنِي حَقِّي مِنَ الْخُمُسِ وَ الْفَيْ‌ءِ}} (شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۷).</ref>.


[[امام جواد]]{{ع}} هم بر [[کسب درآمد]] از منبع درآمدی خمس اهتمام داشتند؛ ازاین‌رو برای جمع‌آوری خمس و دیگر [[اموال]] شیعیان، با اعزام نمایندگانی همچون «[[صفوان بن یحیی]]»، «[[زکریا بن آدم]]»، «[[علی بن مهزیار اهوازی]]»، «[[سعد بن اشعری قمی]]» و «[[ابراهیم بن احمد همدانی]]»<ref>شیخ طوسی، التهذیب، ج۴، ص۱۲۳.</ref> از این منبع درآمدی برخوردار بودند و با دستیابی به چنین اموالی به [[توانمندی]] خود در [[انفاق]] بر [[فقرا]] و [[مستمندان]] افزودند<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۱، ص۴۱۳؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۰.</ref>. برای این منظور بر پرداخت آن به شیعیان سفارش اکید می‌فرمود و آنان را از ترک آن برحذر می‌داشت؛ چنان‌که در بخشی از [[نامه]] خود به علی بن مهزیار اهوازی نوشته است: «اکنون که برخی از شیعیان ما در آنچه بر آنان [[واجب]] شده است، کوتاهی می‌کنند و [[دوست]] داشتم از [[گناه]] [[پاک]] شوند، می‌باید [[خمس]] موارد خاصی از اموالشان را که در [[نامه]] ذکر شده است به وکلای ما بپردازند. پس هر کس چیزی از این دست از [[اموال]] را دارد، باید به [[نماینده]] ما حتی اگر راه او دور باشد، برساند»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۲-۱۴۱.</ref>.
[[امام جواد]]{{ع}} هم بر [[کسب درآمد]] از منبع درآمدی خمس اهتمام داشتند؛ ازاین‌رو برای جمع‌آوری خمس و دیگر [[اموال]] شیعیان، با اعزام نمایندگانی همچون «[[صفوان بن یحیی]]»، «[[زکریا بن آدم]]»، «[[علی بن مهزیار اهوازی]]»، «[[سعد بن اشعری قمی]]» و «[[ابراهیم بن احمد همدانی]]»<ref>شیخ طوسی، التهذیب، ج۴، ص۱۲۳.</ref> از این منبع درآمدی برخوردار بودند و با دستیابی به چنین اموالی به [[توانمندی]] خود در [[انفاق]] بر [[فقرا]] و [[مستمندان]] افزودند<ref>محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواه، ج۱، ص۴۱۳؛ ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۱۳۰.</ref>. برای این منظور بر پرداخت آن به شیعیان سفارش اکید می‌فرمود و آنان را از ترک آن برحذر می‌داشت؛ چنان‌که در بخشی از [[نامه]] خود به علی بن مهزیار اهوازی نوشته است: «اکنون که برخی از شیعیان ما در آنچه بر آنان [[واجب]] شده است، کوتاهی می‌کنند و [[دوست]] داشتم از [[گناه]] [[پاک]] شوند، می‌باید [[خمس]] موارد خاصی از اموالشان را که در [[نامه]] ذکر شده است به وکلای ما بپردازند. پس هر کس چیزی از این دست از [[اموال]] را دارد، باید به [[نماینده]] ما حتی اگر راه او دور باشد، برساند»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۲-۱۴۱.</ref>.


البته آن حضرت ضمن تأکید بر [[پرداخت خمس]] در فرض ابتلای پرداخت‌کننده به [[تنگدستی]] و [[مشقت]]، از [[بخشش]] سهم خود دریغ نداشته است؛ چنان‌که [[علی بن مهزیار اهوازی]] می‌گوید: «در نامه‌ای از [[امام جواد]]{{ع}} خواندم که مردی از آن حضرت خواستار [[اجازه تصرف]] در خمس شده است و آن [[بزرگوار]] با خط خودش مکتوب فرموده است: هر آن‌که پرداخت چیزی از [[حق]] من موجب تنگدستی و نیاز شدید او می‌شود، سهم خودم را بر او [[حلال]] کردم»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۳.</ref>.
البته آن حضرت ضمن تأکید بر [[پرداخت خمس]] در فرض ابتلای پرداخت‌کننده به [[تنگدستی]] و [[مشقت]]، از [[بخشش]] سهم خود دریغ نداشته است؛ چنان‌که [[علی بن مهزیار اهوازی]] می‌گوید: «در نامه‌ای از [[امام جواد]]{{ع}} خواندم که مردی از آن حضرت خواستار [[اجازه تصرف]] در خمس شده است و آن [[بزرگوار]] با خط خودش مکتوب فرموده است: هر آن‌که پرداخت چیزی از [[حق]] من موجب تنگدستی و نیاز شدید او می‌شود، سهم خودم را بر او [[حلال]] کردم»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۳.</ref>.
در دوران [[امام هادی]]{{ع}} به لحاظ [[حصر]] ایجادشده برای حضرت از سوی [[حکومت]]، پیگیری امر خمس و [[وجوهات شرعیه]] دشوار بود؛ ولی وکلای [[مالی]] از طریق [[مکاتبات]] خود با [[امام]] به [[تبلیغ]] و [[تبیین احکام]] خمس در حوزۀ [[وکالت]] خود می‌پرداختند و [[مردم]] را به [[وظایف]] آنان در موضوع خمس و پرداخت آن آشنا می‌کردند؛ چنان‌که بر اساس گزارشی [[ابراهیم بن محمد همدانی]] می‌گوید:
 
به امام هادی{{ع}} نوشتم [[علی بن مهزیار]] نامه پدر شما را برای من خواند که آنچه بر باغداران بعد از کسر مخارج واجب است، نصف سدس است و کسی که عایدی مزرعه و باغش مخارجش را [[کفاف]] ندهد، نَه نصف سدس بر او واجب است و نه چیز دیگری؛ اما مردمی که نزد ما هستند در این باره [[اختلاف]] دارند و می‌گویند بر مزارع بعد از کسر مخارج (مخارج [[زراعت]] و [[خراج]]، نه مخارج خود زارع و خانواده‌اش) خمس واجب است. امام در جواب نوشت پس از کسر هزینه‌های وی و [[خانواده]] و [[مالیات]] [[سلطان]]، خمس آن واجب است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷.</ref>.
در دوران [[امام هادی]]{{ع}} به لحاظ [[حصر]] ایجادشده برای حضرت از سوی [[حکومت]]، پیگیری امر خمس و [[وجوهات شرعیه]] دشوار بود؛ ولی وکلای [[مالی]] از طریق [[مکاتبات]] خود با [[امام]] به [[تبلیغ]] و [[تبیین احکام]] خمس در حوزۀ [[وکالت]] خود می‌پرداختند و [[مردم]] را به [[وظایف]] آنان در موضوع خمس و پرداخت آن آشنا می‌کردند؛ چنان‌که بر اساس گزارشی [[ابراهیم بن محمد همدانی]] می‌گوید: به امام هادی{{ع}} نوشتم [[علی بن مهزیار]] نامه پدر شما را برای من خواند که آنچه بر باغداران بعد از کسر مخارج واجب است، نصف سدس است و کسی که عایدی مزرعه و باغش مخارجش را [[کفاف]] ندهد، نَه نصف سدس بر او واجب است و نه چیز دیگری؛ اما مردمی که نزد ما هستند در این باره [[اختلاف]] دارند و می‌گویند بر مزارع بعد از کسر مخارج (مخارج [[زراعت]] و [[خراج]]، نه مخارج خود زارع و خانواده‌اش) خمس واجب است. امام در جواب نوشت پس از کسر هزینه‌های وی و [[خانواده]] و [[مالیات]] [[سلطان]]، خمس آن واجب است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۴۷.</ref>.


همچنین آن حضرت در پاسخ [[پرسش]] [[محمد بن شجاع نیشابوری]] از [[خمس]] مردی که صد کرّ گندم از مزرعۀ خود به دست آورده است و یک‌دهم آن را از وی [[مالیات]] گرفته‌اند و سی کرّ از آن هم [[هزینه]] [[آبادی]] مزرعه شده است و تنها شصت کر از آن برایش باقی مانده است، نوشت: «پس از کم‌کردن همه هزینه‌های آن، خمس ما بر مازاد آن تعلق می‌گیرد»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۵۰۰.</ref>. آن حضرت افزون بر اهتمام به آشنایی [[مردم]] با مسائل خمس و [[وجوهات]]، بر جمع‌آوری و دریافت آن نیز تأکید داشت؛ از همین رو نمایندگانی را برای این منظور [[منصوب]] می‌کرد که از جملۀ آنان [[ابوعلی بن راشد]] بوده که در معرفی او به پیروانش در [[بغداد]] [[مدائن]] و دیگر مناطق اطراف آن فرمود: «من ابوعلی بن راشد را به جای حسین عبد ربه و هر آن کس پیش از او [[نماینده]] من بوده است، گماردم. او نزد من همان جایگاه آنان را دارد و همه اختیاراتی که نماینده‌های پیشین داشتند برای او نیز ثابت است تا سهم من (خمس) را از شما دریافت کند»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال الکشی)، ص۵۱۴.</ref>.
همچنین آن حضرت در پاسخ [[پرسش]] [[محمد بن شجاع نیشابوری]] از [[خمس]] مردی که صد کرّ گندم از مزرعۀ خود به دست آورده است و یک‌دهم آن را از وی [[مالیات]] گرفته‌اند و سی کرّ از آن هم [[هزینه]] [[آبادی]] مزرعه شده است و تنها شصت کر از آن برایش باقی مانده است، نوشت: «پس از کم‌کردن همه هزینه‌های آن، خمس ما بر مازاد آن تعلق می‌گیرد»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۹، ص۵۰۰.</ref>. آن حضرت افزون بر اهتمام به آشنایی [[مردم]] با مسائل خمس و [[وجوهات]]، بر جمع‌آوری و دریافت آن نیز تأکید داشت؛ از همین رو نمایندگانی را برای این منظور [[منصوب]] می‌کرد که از جملۀ آنان [[ابوعلی بن راشد]] بوده که در معرفی او به پیروانش در [[بغداد]] [[مدائن]] و دیگر مناطق اطراف آن فرمود: «من ابوعلی بن راشد را به جای حسین عبد ربه و هر آن کس پیش از او [[نماینده]] من بوده است، گماردم. او نزد من همان جایگاه آنان را دارد و همه اختیاراتی که نماینده‌های پیشین داشتند برای او نیز ثابت است تا سهم من (خمس) را از شما دریافت کند»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال الکشی)، ص۵۱۴.</ref>.


اهتمام [[امام هادی]]{{ع}} برای جمع‌آوری و دریافت خمس به‌گونه‌ای بوده است که فشار [[سیاسی]] [[خلافت عباسی]] و [[دستگیری]] برخی از [[نمایندگان]] آن حضرت همچون «[[علی بن جعفر همدانی]]»<ref>حبیب‌الله بن محمد هاشمی خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۳۲۰.</ref> و «محمد بن فرج»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۰.</ref> کمترین خللی در [[عزم راسخ]] آن حضرت بر جمع‌آوری [[اموال]] و [[مصرف]] و [[توزیع]] آن در پاسخ به نیازمندی‌های ارباب نیاز ایجاد نکرد و [[مراقبت]] از اموال را همچنان به [[یاران]] خود گوشزد می‌کرد. آن حضرت افزون بر [[نصب]] و معرفی [[وکیل]] برای جمع‌آوری و دریافت خمس و [[وجوه شرعی]]، همواره مراقب نمایندگان و رسیدن [[اموال]] به مقصد و [[مصرف]] در مورد آن بود؛ ازاین‌رو هنگام [[ناامنی]] و خطر هشدار می‌داد و راهکار [[ایمنی]] از دستبرد به آن را به [[وکیلان]] خود گوشزد می‌کرد تا با [[حراست]] از اموال و مصرف بایستۀ آنها در [[حمایت]] از [[فقیران]] و [[درماندگان]] بخشی از [[مسئولیت]] خود را به آنان ایفا کند. [[محمد بن فرج]] یکی از [[نمایندگان]] آن حضرت در نامه‌ای به [[امام]] نوشت: «کار خود را جمع کرده به سرانجام رسان و مراقب باش. محمد می‌گوید: من درحالی‌که کارهایم را سامان می‌دادم و نفهمیدم آن حضرت چه برایم مکتوب فرموده، مأموری وارد شد و دستم را بست و آنچه را در اختیارم بود، [[مصادره]] کرد. مرا [[زندان]] کرد و مدت هشت سال در آن ماندم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۰.</ref>؛ همچنین بر اساس گزارشی «[[محمد بن داوود قمی]]» و «محمد طُلحی» گفته‌اند:
اهتمام [[امام هادی]]{{ع}} برای جمع‌آوری و دریافت خمس به‌گونه‌ای بوده است که فشار [[سیاسی]] [[خلافت عباسی]] و [[دستگیری]] برخی از [[نمایندگان]] آن حضرت همچون «[[علی بن جعفر همدانی]]»<ref>حبیب‌الله بن محمد هاشمی خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۳۲۰.</ref> و «محمد بن فرج»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۰.</ref> کمترین خللی در [[عزم راسخ]] آن حضرت بر جمع‌آوری [[اموال]] و [[مصرف]] و [[توزیع]] آن در پاسخ به نیازمندی‌های ارباب نیاز ایجاد نکرد و [[مراقبت]] از اموال را همچنان به [[یاران]] خود گوشزد می‌کرد. آن حضرت افزون بر [[نصب]] و معرفی [[وکیل]] برای جمع‌آوری و دریافت خمس و [[وجوه شرعی]]، همواره مراقب نمایندگان و رسیدن [[اموال]] به مقصد و [[مصرف]] در مورد آن بود؛ ازاین‌رو هنگام [[ناامنی]] و خطر هشدار می‌داد و راهکار [[ایمنی]] از دستبرد به آن را به [[وکیلان]] خود گوشزد می‌کرد تا با [[حراست]] از اموال و مصرف بایستۀ آنها در [[حمایت]] از [[فقیران]] و [[درماندگان]] بخشی از [[مسئولیت]] خود را به آنان ایفا کند. [[محمد بن فرج]] یکی از [[نمایندگان]] آن حضرت در نامه‌ای به [[امام]] نوشت: «کار خود را جمع کرده به سرانجام رسان و مراقب باش. محمد می‌گوید: من درحالی‌که کارهایم را سامان می‌دادم و نفهمیدم آن حضرت چه برایم مکتوب فرموده، مأموری وارد شد و دستم را بست و آنچه را در اختیارم بود، [[مصادره]] کرد. مرا [[زندان]] کرد و مدت هشت سال در آن ماندم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۰.</ref>؛ همچنین بر اساس گزارشی «[[محمد بن داوود قمی]]» و «محمد طُلحی» گفته‌اند: ما در شرایطی [[خمس]] [[هدایا]] و [[نذورات]] و جواهرات جمع‌آوری شدۀ [[قم]] و اطراف آن را برای [[امام هادی]]{{ع}} می‌بردیم که شخصی از طرف ایشان آمد و گفت برگردید، حالا زمانی نیست که بتوانید خدمت امام برسید. ما نیز از همان بین راه به قم برگشتیم و اموال را نگه داشتیم. پس از گذشت چند [[روز]] از سوی حضرت به ما خبر دادند که چند شتر فرستاده‌ام، آنچه نزد شماست بار شترها کرده، آنها را رها کنید. ما تمام آن اموال را بار شتران کردیم و آنها را رها نمودیم و به [[خدا]] سپردیم. بعد از مدتی خدمت امام رسیدیم ایشان فرمود: اینک آن اموالی را که برای من فرستادید، ملاحظه کنید. نگاه کردیم و دیدیم آنچه بر بار شتران فرستادیم بدون هیچ‌گونه تغییری نزد آن حضرت موجود است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۸۵.</ref>.
ما در شرایطی [[خمس]] [[هدایا]] و [[نذورات]] و جواهرات جمع‌آوری شدۀ [[قم]] و اطراف آن را برای [[امام هادی]]{{ع}} می‌بردیم که شخصی از طرف ایشان آمد و گفت برگردید، حالا زمانی نیست که بتوانید خدمت امام برسید. ما نیز از همان بین راه به قم برگشتیم و اموال را نگه داشتیم. پس از گذشت چند [[روز]] از سوی حضرت به ما خبر دادند که چند شتر فرستاده‌ام، آنچه نزد شماست بار شترها کرده، آنها را رها کنید. ما تمام آن اموال را بار شتران کردیم و آنها را رها نمودیم و به [[خدا]] سپردیم. بعد از مدتی خدمت امام رسیدیم ایشان فرمود: اینک آن اموالی را که برای من فرستادید، ملاحظه کنید. نگاه کردیم و دیدیم آنچه بر بار شتران فرستادیم بدون هیچ‌گونه تغییری نزد آن حضرت موجود است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۸۵.</ref>.


[[امام عسکری]]{{ع}} نیز همچون بسیاری از اجداد طاهرینش احیای امر خمس و بهره‌برداری از این منبع [[مالی]] را به جِدّ تعقیب کرده و [[شیعیان]] را بر پرداخت [[وجوه شرعی]] آنان سفارش می‌فرمود؛ از جمله در نامه‌ای به برخی از [[شیعیان]] و وکلای خود همچون «[[اسحاق بن اسماعیل نیشابوری]]» نوشت: «ای اسحاق! تو و همه شیعیان ما و تمام کسانی که این [[نامه]] را می‌خوانند، می‌باید سهم ما ([[خمس]]) را به [[ابراهیم بن عبده]] بدهند و او نیز می‌باید آن را به رازی برساند. این نامه را بر [[بلالی]] و محمودی قرائت کن و وقتی به [[بغداد]] رفتی، آن را برای [[دهقان]] نیز بخوان؛ زیرا او کسی است که [[پول]] را از [[دوستان]] ما دریافت می‌کند»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال‌الکشی)، ص۵۷۹.</ref>. آن حضرت همچنین در نامه‌ای به [[عبدالله بن حمدویه]] نوشت: «من ابراهیم بن عبده را به سوی شما فرستادم تا [[مردم]] آن [[سرزمین]]، سهم ما (خمس) را به او بپردازند. [[شتاب]] کنید و سهم ما را به او بپردازید که در رهاکردن و تأخیر آن بهانه‌ای نیست»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال‌الکشی)، ص۵۸۰.</ref>.
[[امام عسکری]]{{ع}} نیز همچون بسیاری از اجداد طاهرینش احیای امر خمس و بهره‌برداری از این منبع [[مالی]] را به جِدّ تعقیب کرده و [[شیعیان]] را بر پرداخت [[وجوه شرعی]] آنان سفارش می‌فرمود؛ از جمله در نامه‌ای به برخی از [[شیعیان]] و وکلای خود همچون «[[اسحاق بن اسماعیل نیشابوری]]» نوشت: «ای اسحاق! تو و همه شیعیان ما و تمام کسانی که این [[نامه]] را می‌خوانند، می‌باید سهم ما ([[خمس]]) را به [[ابراهیم بن عبده]] بدهند و او نیز می‌باید آن را به رازی برساند. این نامه را بر [[بلالی]] و محمودی قرائت کن و وقتی به [[بغداد]] رفتی، آن را برای [[دهقان]] نیز بخوان؛ زیرا او کسی است که [[پول]] را از [[دوستان]] ما دریافت می‌کند»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال‌الکشی)، ص۵۷۹.</ref>. آن حضرت همچنین در نامه‌ای به [[عبدالله بن حمدویه]] نوشت: «من ابراهیم بن عبده را به سوی شما فرستادم تا [[مردم]] آن [[سرزمین]]، سهم ما (خمس) را به او بپردازند. [[شتاب]] کنید و سهم ما را به او بپردازید که در رهاکردن و تأخیر آن بهانه‌ای نیست»<ref>شیخ طوسی، اختیار معرفه الرجال (رجال‌الکشی)، ص۵۸۰.</ref>.
خط ۱۵۳: خط ۱۷۰:
#'''فقرپوشی''': حضرات [[معصومان]] در مقاطعی از [[زندگی]] همراه با [[فقر]]، نداری خود را از دیگران پنهان می‌داشتند و [[پیام]] رفتارشان به [[مردم]] این بود که در تنگنا‌های زندگی، [[دشواری]] [[تنگدستی]] را [[تحمل]] کنند و از ابراز فقر خود نزد دیگران خودداری نمایند؛ ولی به این پیام بسنده نکرده‌اند و با گفتار و [[نصایح]] خود نیز بر آن سفارش و تأکید کرده‌اند، بلکه در بعضی موارد به [[تشویق]] و ترغیب مردم بر [[کتمان]] آن پرداخته‌اند و گاهی هم بر بازگوکردن [[حاجت]] هشدار داده‌اند و [[نیازمندان]] را از عرض نیازشان نزد دیگران بر حذر داشته‌اند. پیامبر خدا فرموده است: کسی که گرسنه یا محتاج است ولی آن را کتمان می‌کند و با [[خدا]] در میان می‌گذارد، بر عهده خدا است که [[رزق حلال]] یک‌ساله‌اش را روزی او فرماید<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۸۵.</ref>.
#'''فقرپوشی''': حضرات [[معصومان]] در مقاطعی از [[زندگی]] همراه با [[فقر]]، نداری خود را از دیگران پنهان می‌داشتند و [[پیام]] رفتارشان به [[مردم]] این بود که در تنگنا‌های زندگی، [[دشواری]] [[تنگدستی]] را [[تحمل]] کنند و از ابراز فقر خود نزد دیگران خودداری نمایند؛ ولی به این پیام بسنده نکرده‌اند و با گفتار و [[نصایح]] خود نیز بر آن سفارش و تأکید کرده‌اند، بلکه در بعضی موارد به [[تشویق]] و ترغیب مردم بر [[کتمان]] آن پرداخته‌اند و گاهی هم بر بازگوکردن [[حاجت]] هشدار داده‌اند و [[نیازمندان]] را از عرض نیازشان نزد دیگران بر حذر داشته‌اند. پیامبر خدا فرموده است: کسی که گرسنه یا محتاج است ولی آن را کتمان می‌کند و با [[خدا]] در میان می‌گذارد، بر عهده خدا است که [[رزق حلال]] یک‌ساله‌اش را روزی او فرماید<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۸۵.</ref>.
#'''ترغیب بر [[انفاق]]''': از جمله راهکار‌های فقرزدایی به یادگارمانده از حضرات معصومان در مقابلۀ با فقر، [[اکرام]] خیرین و انفاق‌کنندگان و ترغیب آنان به [[دستگیری از فقیران]] است. در روایتی آمده است که پیامبر خدا چنین [[رفتاری]] با آنان داشته است و فرموده است: [[خداوند متعال]] به پنج گروه از [[مردم]] بر [[ملائکه]] [[مباهات]] می‌کند: به [[مجاهدین]] و [[ثروتمندی]] که فراوان بر [[فقرا]] از اموالش عطا کند و منتی بر آنان نگذارد<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۹۶.</ref>.
#'''ترغیب بر [[انفاق]]''': از جمله راهکار‌های فقرزدایی به یادگارمانده از حضرات معصومان در مقابلۀ با فقر، [[اکرام]] خیرین و انفاق‌کنندگان و ترغیب آنان به [[دستگیری از فقیران]] است. در روایتی آمده است که پیامبر خدا چنین [[رفتاری]] با آنان داشته است و فرموده است: [[خداوند متعال]] به پنج گروه از [[مردم]] بر [[ملائکه]] [[مباهات]] می‌کند: به [[مجاهدین]] و [[ثروتمندی]] که فراوان بر [[فقرا]] از اموالش عطا کند و منتی بر آنان نگذارد<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۹۶.</ref>.
#'''[[استفاده از فرصت‌ها]]''': حسن استفاده از فرصت‌ها و شرایط فراهم‌آمده، راهکار دیگری برای [[تأمین معیشت]] و کاهش یا علاج [[فقر]] بوده است که از برخی حضرات آنان به یادگار مانده است. روزی [[نیازمندی]] عرض [[حاجت]] به محضر [[امام مجتبی]]{{ع}} آورد و [[دست حضرت]] نیز خالی از درهم و دینار و دیگر کالاهای بایسته [[انفاق]] بود و از ردکردن [[مستمندان]] با دستی تهی [[شرم]] و [[حیا]] و [[اکراه]] داشت؛ ازاین‌رو به او فرمود: تو را راهی نشان دهم که خیر تو در آن باشد. [[فقیر]] پرسید: چه راهی؟ [[امام]] فرمود: چون دختر [[خلیفه]] مرده است و کسی تا کنون [[تسلیت]] [[بلیغ]] و مناسبی به او نگفته است، تو نزدش برو و با این کلمات او را [[تعزیت]] بده تا بر خیرش دست یابی. بگو: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَتَرَها بِجُلوسِكَ عَلى قَبرِها وَ لَم يَهتِكْها بِجُلُوسِها عَلى قَبرِكَ}}. فقیر این کلمات را [[حفظ]] کرد و بر او خواند و به او تعزیت گفت و [[غم]] و [[اندوه]] خلیفه برطرف شد. خلیفه دستور پرداخت جایزه‌ای را برایش صادر کرد و پرسید: این [[کلام]] و سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه! بلکه از آن [[امام حسن]]{{ع}} بود. خلیفه گفت: راست گفتی؛ زیرا او [[معدن]] کلام [[فصیح]] است؛ سپس پرداخت جایزۀ دیگری را نیز برایش دستور داد<ref>شبلنجی مؤمن، نور الابصار فی منافب آل بیت‌المختار، ص۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵-۱۶۵.</ref>
#'''استفاده از فرصت‌ها''': حسن استفاده از فرصت‌ها و شرایط فراهم‌آمده، راهکار دیگری برای [[تأمین معیشت]] و کاهش یا علاج [[فقر]] بوده است که از برخی حضرات آنان به یادگار مانده است. روزی [[نیازمندی]] عرض [[حاجت]] به محضر [[امام مجتبی]]{{ع}} آورد و [[دست حضرت]] نیز خالی از درهم و دینار و دیگر کالاهای بایسته [[انفاق]] بود و از ردکردن [[مستمندان]] با دستی تهی [[شرم]] و [[حیا]] و [[اکراه]] داشت؛ ازاین‌رو به او فرمود: تو را راهی نشان دهم که خیر تو در آن باشد. [[فقیر]] پرسید: چه راهی؟ [[امام]] فرمود: چون دختر [[خلیفه]] مرده است و کسی تا کنون [[تسلیت]] [[بلیغ]] و مناسبی به او نگفته است، تو نزدش برو و با این کلمات او را [[تعزیت]] بده تا بر خیرش دست یابی. بگو: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَتَرَها بِجُلوسِكَ عَلى قَبرِها وَ لَم يَهتِكْها بِجُلُوسِها عَلى قَبرِكَ}}. فقیر این کلمات را [[حفظ]] کرد و بر او خواند و به او تعزیت گفت و [[غم]] و [[اندوه]] خلیفه برطرف شد. خلیفه دستور پرداخت جایزه‌ای را برایش صادر کرد و پرسید: این [[کلام]] و سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه! بلکه از آن [[امام حسن]]{{ع}} بود. خلیفه گفت: راست گفتی؛ زیرا او [[معدن]] کلام [[فصیح]] است؛ سپس پرداخت جایزۀ دیگری را نیز برایش دستور داد<ref>شبلنجی مؤمن، نور الابصار فی منافب آل بیت‌المختار، ص۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵-۱۶۵.</ref>


===راهکار‌های رفتاری===
===راهکار‌های رفتاری===
خط ۱۶۱: خط ۱۷۸:
## [[روایت]] معروف [[امام باقر]]{{ع}} نیز از این دست از روایات است که آن حضرت با برشمردن تقدیر در معیشت از جمله وسایل و ابزار کمال، مردم را بر دستیابی به آن - که کاهش فقر و علاج آن را نیز در پی خواهد داشت - ترغیب کرده است: «[[کمال انسان]] تمام، کمال او در دین‌شناختی [[صبر بر مصیبت]] و تقدیر در معیشت اوست»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۲؛ شهید ثانی، منیة المرید، ص۳۷۶.</ref>؛ پس در بخشی از این بیان تقدیر در [[معیشت]] از جمله ارکان سه‌گانه [[کمال انسان]] قرار گرفته است و هر جویای کمالی به برخورداری از آن فرا خوانده شده است.
## [[روایت]] معروف [[امام باقر]]{{ع}} نیز از این دست از روایات است که آن حضرت با برشمردن تقدیر در معیشت از جمله وسایل و ابزار کمال، مردم را بر دستیابی به آن - که کاهش فقر و علاج آن را نیز در پی خواهد داشت - ترغیب کرده است: «[[کمال انسان]] تمام، کمال او در دین‌شناختی [[صبر بر مصیبت]] و تقدیر در معیشت اوست»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۲؛ شهید ثانی، منیة المرید، ص۳۷۶.</ref>؛ پس در بخشی از این بیان تقدیر در [[معیشت]] از جمله ارکان سه‌گانه [[کمال انسان]] قرار گرفته است و هر جویای کمالی به برخورداری از آن فرا خوانده شده است.
## [[روایت]] [[ایوب بن حرّ]] از [[امام صادق]]{{ع}} از دیگر روایاتی است که در آن از [[میزان]] تأثیر تقدیر در معیشت در [[کسب درآمد]] و بهره‌مندی از آن از [[امام]] سؤال شده است. [[راوی]] می‌گوید: شنیدم مردی به آن حضرت عرض می‌کند: شنیده‌ام نقش [[اقتصاد]] و تقدیر در معیشت به اندازه نصف [[کسب و کار]] است؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه! بلکه تمام کسب، همان تقدیر در معیشت است. آن‌گاه خطاب به [[سائل]] چنین فرمود: [[تدبیر]] در معیشت جزئی از [[دین]] است<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۶۷۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۳۴۹.</ref>.
## [[روایت]] [[ایوب بن حرّ]] از [[امام صادق]]{{ع}} از دیگر روایاتی است که در آن از [[میزان]] تأثیر تقدیر در معیشت در [[کسب درآمد]] و بهره‌مندی از آن از [[امام]] سؤال شده است. [[راوی]] می‌گوید: شنیدم مردی به آن حضرت عرض می‌کند: شنیده‌ام نقش [[اقتصاد]] و تقدیر در معیشت به اندازه نصف [[کسب و کار]] است؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه! بلکه تمام کسب، همان تقدیر در معیشت است. آن‌گاه خطاب به [[سائل]] چنین فرمود: [[تدبیر]] در معیشت جزئی از [[دین]] است<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۶۷۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۳۴۹.</ref>.
## امام صادق{{ع}} پس از [[ترغیب]] [[خانواده]] بر [[رفق و مدارا]] و بیان تأثیر آن در وسعت [[رزق]] فرموده است: رفق و مدارا در تقدیر معیشت، بهتر از افزایش در [[مال]] و [[ثروت]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۱۹؛ علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۱۷۹.</ref>.
## امام صادق{{ع}} پس از [[ترغیب]] [[خانواده]] بر [[رفق و مدارا]] و بیان تأثیر آن در وسعت [[رزق]] فرموده است: رفق و مدارا در تقدیر معیشت، بهتر از افزایش در [[مال]] و [[ثروت]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۱۹؛ علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۱۷۹.</ref>. پس بر پایۀ این دسته از [[روایات]]، تقدیر و تدبیر در معیشت افزون بر اینکه کارآمدتر از درآمدافزایی در کاهش و علاج [[فقر]] است، برابر با کسب کامل و موجب کمال انسان و جزیی از اجزای دین است؛ ازاین‌رو وقتی در [[زمان امام صادق]]{{ع}} [[مدینه]] به قحطی و گرانی دچار می‌گردد، حضرت به تقدیر معیشت بایسته و متناسب با شرایط [[زمان]] و [[مردم]] می‌پردازد و از [[غلام]] خود جویای وضعیت موجودی [[انبار]] می‌شود و می‌پرسد: آذوقه ما چقدر است؟ و وقتی او در پاسخ می‌گوید: به اندازۀ [[مصرف]] چندین ماه، حضرت دستور می‌دهد آذوقه را از انبار بیرون بیاور و بفروش. غلام که گویا دغدغه [[روز]] نداری را دارد می‌گوید: ولی در مدینه چیزی نیست! آن را بفروشم؟ امام{{ع}} بار دیگر هم فرمود: آذوقه را بفروش. پس از فروش آن به من فرمود: «حال روزبه‌روز آذوقه مورد نیاز را از مردم بخر و [[خوراک]] [[زن]] و بچه‌ام را نیمی از جو و نیمی از گندم قرار بده. البته [[خدا]] می‌داند همچنان می‌توانم از گندم آنان را تأمین کنم، ولی دوست دارم خدا بر حسن تقدیر در معیشتم [[گواه]] باشد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۶.</ref>.
پس بر پایۀ این دسته از [[روایات]]، تقدیر و تدبیر در معیشت افزون بر اینکه کارآمدتر از درآمدافزایی در کاهش و علاج [[فقر]] است، برابر با کسب کامل و موجب کمال انسان و جزیی از اجزای دین است؛ ازاین‌رو وقتی در [[زمان امام صادق]]{{ع}} [[مدینه]] به قحطی و گرانی دچار می‌گردد، حضرت به تقدیر معیشت بایسته و متناسب با شرایط [[زمان]] و [[مردم]] می‌پردازد و از [[غلام]] خود جویای وضعیت موجودی [[انبار]] می‌شود و می‌پرسد: آذوقه ما چقدر است؟ و وقتی او در پاسخ می‌گوید: به اندازۀ [[مصرف]] چندین ماه، حضرت دستور می‌دهد آذوقه را از انبار بیرون بیاور و بفروش. غلام که گویا دغدغه [[روز]] نداری را دارد می‌گوید: ولی در مدینه چیزی نیست! آن را بفروشم؟ امام{{ع}} بار دیگر هم فرمود: آذوقه را بفروش. پس از فروش آن به من فرمود: «حال روزبه‌روز آذوقه مورد نیاز را از مردم بخر و [[خوراک]] [[زن]] و بچه‌ام را نیمی از جو و نیمی از گندم قرار بده. البته [[خدا]] می‌داند همچنان می‌توانم از گندم آنان را تأمین کنم، ولی دوست دارم خدا بر حسن تقدیر در معیشتم [[گواه]] باشد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۶.</ref>.
#'''[[اعتدال]] در [[مصرف]]''': رعایت اعتدال در مصرف درآمد از جمله راهکارهای دیگری است که حضرات [[معصومان]] آن را به لحاظ اثرگذاری آن در جلب و افزایش درآمد به [[مردم]] ارائه کرده‌اند و بر التفات و [[التزام]] به آن در مصارف مختلف [[زندگی]] تأکید و سفارش کرده‌اند. [[روایات]] بسیاری از اهتمام معصومان{{عم}} در [[میانه‌روی]] در مصرف آمده است که از آن دست است:
#'''[[اعتدال]] در [[مصرف]]''': رعایت اعتدال در مصرف درآمد از جمله راهکارهای دیگری است که حضرات [[معصومان]] آن را به لحاظ اثرگذاری آن در جلب و افزایش درآمد به [[مردم]] ارائه کرده‌اند و بر التفات و [[التزام]] به آن در مصارف مختلف [[زندگی]] تأکید و سفارش کرده‌اند. [[روایات]] بسیاری از اهتمام معصومان{{عم}} در [[میانه‌روی]] در مصرف آمده است که از آن دست است:
## [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} که بر اساس آن میانه‌روی در مصرف درآمد از موجبات [[گشایش]] در [[رزق]] و ترک آن موجب [[محرومیت]] و [[تنگدستی]] است: کسی که اعتدال در [[معیشت]] را پیشه خود سازد، خدا روزی‌اش دهد و آن کس که [[تبذیر]] کند، [[خداوند]] وی را [[تحریم]] کند<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} فِيمَا رَوَاهُ الْإِمَامُ الصَّادِقُ{{ع}}: مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۴).</ref>.
## [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} که بر اساس آن میانه‌روی در مصرف درآمد از موجبات [[گشایش]] در [[رزق]] و ترک آن موجب [[محرومیت]] و [[تنگدستی]] است: کسی که اعتدال در [[معیشت]] را پیشه خود سازد، خدا روزی‌اش دهد و آن کس که [[تبذیر]] کند، [[خداوند]] وی را [[تحریم]] کند<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} فِيمَا رَوَاهُ الْإِمَامُ الصَّادِقُ{{ع}}: مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۴).</ref>.
##روایتی از امام صادق{{ع}} که بر پایۀ آن، آن حضرت میانه‌روی را در جلب روزی و [[زدودن فقر]] از زندگی بدون تردید و [[تأمل]] تأثیرگذار دانسته و فرموده است: برای کسی که میانه‌روی کند، ضمانت کردم که [[فقیر]] نگردد<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}}: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵ و ۵۶).</ref>.
##روایتی از امام صادق{{ع}} که بر پایۀ آن، آن حضرت میانه‌روی را در جلب روزی و [[زدودن فقر]] از زندگی بدون تردید و [[تأمل]] تأثیرگذار دانسته و فرموده است: برای کسی که میانه‌روی کند، ضمانت کردم که [[فقیر]] نگردد<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}}: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵ و ۵۶).</ref>.
## روایت [[پیامبر خدا]] که بر اساس آن فرمود: چند گروه از مردم‌اند که دعایشان [[مستجاب]] نمی‌شود یک دسته آنها کسانی هستند که خداوند [[مال]] و [[ثروت]] بر آنها ارزانی داشته ولی با مصرف بی‌مورد آن را از دست می‌دهند و دگر بار آن را از خدا می‌خواهند؛ [[ولی خدا]] در پاسخ آنان می‌فرماید: مگر [[رزق و روزی]] فراوانی به تو ندادم؟ چرا چنان‌که تو را [[مأمور]] کردم [[میانه‌روی]] نکردی؟ چرا [[مصرف]] آن را [[اصلاح]] نکردی؟<ref>{{متن حدیث|أَ لَمْ أَرْزُقْكَ رِزْقاً وَاسِعاً فَهَلَّا اقْتَصَدْتَ فِيهِ كَمَا أَمَرْتُكَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۷؛ قطب‌الدین راوندی، الدّعوات، ص۳۴).</ref>
## روایت [[پیامبر خدا]] که بر اساس آن فرمود: چند گروه از مردم‌اند که دعایشان [[مستجاب]] نمی‌شود یک دسته آنها کسانی هستند که خداوند [[مال]] و [[ثروت]] بر آنها ارزانی داشته ولی با مصرف بی‌مورد آن را از دست می‌دهند و دگر بار آن را از خدا می‌خواهند؛ [[ولی خدا]] در پاسخ آنان می‌فرماید: مگر [[رزق و روزی]] فراوانی به تو ندادم؟ چرا چنان‌که تو را [[مأمور]] کردم [[میانه‌روی]] نکردی؟ چرا [[مصرف]] آن را [[اصلاح]] نکردی؟<ref>{{متن حدیث|أَ لَمْ أَرْزُقْكَ رِزْقاً وَاسِعاً فَهَلَّا اقْتَصَدْتَ فِيهِ كَمَا أَمَرْتُكَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۷؛ قطب‌الدین راوندی، الدّعوات، ص۳۴).</ref>
#'''مسجدنشینی در صبح''': در بسیاری از [[روایات معتبر]] رسیده از حضرات [[معصومان]]، نشستن در [[مسجد]] بعد از [[طلوع فجر]] تا [[طلوع]] [[آفتاب]] از جمله راهکارهای دیگر [[مقابله با فقر]] و [[گشایش]] در [[رزق و روزی]] است. [[امیر مؤمنان]] فرموده است: «نشستن در مسجد بعد از طلوع فجر تا طلوع [[شمس]]، برای [[طلب روزی]] مؤثرتر است از تلاش در [[زمین]]»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۱۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۰۱.</ref> یا [[امام صادق]]{{ع}} این کار را اثرگذارتر از درنوردیدن دریا می‌شمارد<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. البته صرف حضور و جلوس در مسجد مراد نیست، بلکه منظور نشستن همراه با ذکر خداست و نباید به این دست از راهکارها بسنده کرد و گوشۀ [[عزلت]] برگزید، بلکه آن را پایانی است که با فرارسیدن آن می‌باید برای کسب روزی و پاسخ به نیاز‌های [[زندگی]] خود به دور از هرگونه اندیشۀ [[خرافی]] و تن‌دادن به کسالت و [[تنبلی]] قدم به عرصۀ کار بگذارد. [[قرآن]] برای بهره‌مندی از این [[فرصت‌ها]]، مدت محدودی قرار داده است و مقطع پس از آن را به حضور در حوزه کار و رسیدن به تأمین زندگی و امور آن اختصاص داده است و [[مردم]] را به فعالیت و تلاش در آن عرصه فرا خوانده است<ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۲۷۴؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۲۷.</ref>: سپس گاهی که پایان یافت [[نماز]]، پس پراکنده شوید در زمین و بجویید از [[فضل خدا]] و یاد کنید [[خدا]] را بسیار، شاید [[رستگار]] شوید<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و چون نماز گزارده شد در زمین پراکنده شوید و (روزی خود را) از بخشش خداوند فرا جویید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره جمعه، آیه ۱۰.</ref>.
#'''مسجدنشینی در صبح''': در بسیاری از روایات معتبر رسیده از حضرات [[معصومان]]، نشستن در [[مسجد]] بعد از طلوع فجر تا طلوع [[آفتاب]] از جمله راهکارهای دیگر مقابله با فقر و [[گشایش]] در [[رزق و روزی]] است. [[امیر مؤمنان]] فرموده است: «نشستن در مسجد بعد از طلوع فجر تا طلوع شمس، برای طلب روزی مؤثرتر است از تلاش در [[زمین]]»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۱۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۰۱.</ref> یا [[امام صادق]]{{ع}} این کار را اثرگذارتر از درنوردیدن دریا می‌شمارد<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. البته صرف حضور و جلوس در مسجد مراد نیست، بلکه منظور نشستن همراه با ذکر خداست و نباید به این دست از راهکارها بسنده کرد و گوشۀ [[عزلت]] برگزید، بلکه آن را پایانی است که با فرارسیدن آن می‌باید برای کسب روزی و پاسخ به نیاز‌های [[زندگی]] خود به دور از هرگونه اندیشۀ [[خرافی]] و تن‌دادن به کسالت و [[تنبلی]] قدم به عرصۀ کار بگذارد. [[قرآن]] برای بهره‌مندی از این [[فرصت‌ها]]، مدت محدودی قرار داده است و مقطع پس از آن را به حضور در حوزه کار و رسیدن به تأمین زندگی و امور آن اختصاص داده است و [[مردم]] را به فعالیت و تلاش در آن عرصه فرا خوانده است<ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۲۷۴؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۲۷.</ref>: سپس گاهی که پایان یافت [[نماز]]، پس پراکنده شوید در زمین و بجویید از [[فضل خدا]] و یاد کنید [[خدا]] را بسیار، شاید [[رستگار]] شوید<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و چون نماز گزارده شد در زمین پراکنده شوید و (روزی خود را) از بخشش خداوند فرا جویید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره جمعه، آیه ۱۰.</ref>.
#'''[[شکر]] بر [[نعمت]]''': در [[آموزه‌های دینی]] [[شکرگزاری]] بر [[نعمت‌های الهی]] از جمله راهکارهای جلب و افزایش درآمد و برچیده‌شدن [[فقر]] از عرصه [[زندگی]] است. [[قرآن]] تأکید فراوانی بر انجام‌دادن شکرگزای می‌کند و ترک آن را نیز [[تهدید]] می‌کند: «اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد و اگر [[ناسپاسی]] کنید، مجازاتم شدید است»<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}} «اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما می‌افزایم و اگر ناسپاسی کنید بی‌گمان عذاب من سخت است» سوره ابراهیم، آیه ۷.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} از تأثیر شگرف آن در کسب و افزایش درآمد گزارش شده است: «شکرگزاری بر [[نعمت الهی]] موجب فراوانی آن نعمت و درامان‌ماندن از فقر و پیامدهای آن است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ{{ع}}:... وَ الشُّكْرُ زِيَادَةٌ فِي النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْفَقْرِ}} (حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۶۰).</ref>. ایشان به سفیان ثوری فرموده است: «وقتی [[خدا]] نعمتی را بر تو ارزانی داشت و دوام و فراوانی آن نعمت را از درگاهش خواستی، او را بسیار [[شکرگزار]] باش که فرموده است: اگر شکر کردید، به [[یقین]] آن را بر شما افزون کنم»<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۱۴۹.</ref>.
#'''[[شکر]] بر [[نعمت]]''': در [[آموزه‌های دینی]] [[شکرگزاری]] بر [[نعمت‌های الهی]] از جمله راهکارهای جلب و افزایش درآمد و برچیده‌شدن [[فقر]] از عرصه [[زندگی]] است. [[قرآن]] تأکید فراوانی بر انجام‌دادن شکرگزای می‌کند و ترک آن را نیز [[تهدید]] می‌کند: «اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد و اگر [[ناسپاسی]] کنید، مجازاتم شدید است»<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}} «اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما می‌افزایم و اگر ناسپاسی کنید بی‌گمان عذاب من سخت است» سوره ابراهیم، آیه ۷.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} از تأثیر شگرف آن در کسب و افزایش درآمد گزارش شده است: «شکرگزاری بر [[نعمت الهی]] موجب فراوانی آن نعمت و درامان‌ماندن از فقر و پیامدهای آن است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ{{ع}}:... وَ الشُّكْرُ زِيَادَةٌ فِي النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْفَقْرِ}} (حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۶۰).</ref>. ایشان به سفیان ثوری فرموده است: «وقتی [[خدا]] نعمتی را بر تو ارزانی داشت و دوام و فراوانی آن نعمت را از درگاهش خواستی، او را بسیار [[شکرگزار]] باش که فرموده است: اگر شکر کردید، به [[یقین]] آن را بر شما افزون کنم»<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۱۴۹.</ref>.
#'''[[استغفار]]''': استغفار از [[گناه]] راهکار دیگری برای [[گشایش]] و افزایش در [[رزق]] است که برابر با تأمین نیازهای زندگی و [[رهایی]] از فقر است؛ چنان‌که بر پایۀ گزارشی امام صادق{{ع}} آن را راهکاری برای برخورداری از نعمت معرفی کرده است. حضرت به سفیان ثوری فرموده است: هرگاه به فقر و [[سختی]] در [[معیشت]] [[مبتلا]] شدی، بر استغفار در پیشگاه خدایت بیفزای؛ زیرا [[خداوند]] در کتابش از خطاب نوح به قومش چنین خبر داده و فرموده است که او به [[قوم]] خود گفته است<ref>{{متن حدیث|وَ إِذَا اسْتَبْطَأْتَ الرِّزْقَ فَأَكْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ}} (علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶).</ref> از پروردگارتان [[آمرزش]] بطلبید که او بسیار [[آمرزنده]] است تا باران‌های [[پربرکت]] [[آسمان]] را پی در پی بر شما فرو فرستد و شما را با [[اموال]] و [[فرزندان]] فراوان کمک کند<ref> {{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}} «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است * تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد * و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲.</ref>.
#'''[[استغفار]]''': استغفار از [[گناه]] راهکار دیگری برای [[گشایش]] و افزایش در [[رزق]] است که برابر با تأمین نیازهای زندگی و [[رهایی]] از فقر است؛ چنان‌که بر پایۀ گزارشی امام صادق{{ع}} آن را راهکاری برای برخورداری از نعمت معرفی کرده است. حضرت به سفیان ثوری فرموده است: هرگاه به فقر و [[سختی]] در [[معیشت]] [[مبتلا]] شدی، بر استغفار در پیشگاه خدایت بیفزای؛ زیرا [[خداوند]] در کتابش از خطاب نوح به قومش چنین خبر داده و فرموده است که او به [[قوم]] خود گفته است<ref>{{متن حدیث|وَ إِذَا اسْتَبْطَأْتَ الرِّزْقَ فَأَكْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ}} (علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶).</ref> از پروردگارتان [[آمرزش]] بطلبید که او بسیار [[آمرزنده]] است تا باران‌های [[پربرکت]] [[آسمان]] را پی در پی بر شما فرو فرستد و شما را با [[اموال]] و [[فرزندان]] فراوان کمک کند<ref> {{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}} «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است * تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد * و شما را با دارایی‌ها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستان‌ها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲.</ref>.
۱۳۰٬۲۱۶

ویرایش