پرش به محتوا

بنی معاویة الاکرمین بن حارث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱۹: خط ۱۱۹:


در کنار [[مناصب]] لشکری و [[فرمانداری]]، بنی معاویه‌ها در [[منصب قضاء]] [[شهرها]] نیز حضوری چشمگیر داشتند. [[جبیر بن قشم بن یزید بن ارقم]] از جمله این [[قضات]] است از سوی [[عمر بن خطاب]] عهده دار [[منصب قضاوت]] در [[قادسیه]] گردید<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۳۱. ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۵. وکیع در کتاب خود، از او در شمار قضات «مدائن» یاد کرده است. (وکیع، اخبار القضاة، ص۳۵۴)</ref>. [[ابن کلبی]] از او به عنوان نخستین [[قاضی]] عمر در [[عراق]] یاد کرده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۰.</ref>. ابوقره سلمة بن معاویة بن وهب بن قیس بن حجر بن قیس کندی - نخستین [[قاضی کوفه]] - <ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹۹.</ref> و پسرش - عمرو بن ابی قره سلمة بن معاویة بن وهب بن حجر - قاضی [[حجاج بن یوسف ثقفی]] در کوفه هم، از دیگر شخصیت‌های بنامی بودند که منصب قضاء کوفه را در ادوار مختلف کوفه بر عهده داشتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۵؛ زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۲۵۲.</ref>. ضمن این که از حسین بن حسن بن جریر بن حارث بن سلمة بن منذر بن عدی بن حجر هم، از دیگر [[قضات]] این [[قوم]] یاد شده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
در کنار [[مناصب]] لشکری و [[فرمانداری]]، بنی معاویه‌ها در [[منصب قضاء]] [[شهرها]] نیز حضوری چشمگیر داشتند. [[جبیر بن قشم بن یزید بن ارقم]] از جمله این [[قضات]] است از سوی [[عمر بن خطاب]] عهده دار [[منصب قضاوت]] در [[قادسیه]] گردید<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۶۳۱. ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۵. وکیع در کتاب خود، از او در شمار قضات «مدائن» یاد کرده است. (وکیع، اخبار القضاة، ص۳۵۴)</ref>. [[ابن کلبی]] از او به عنوان نخستین [[قاضی]] عمر در [[عراق]] یاد کرده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۰.</ref>. ابوقره سلمة بن معاویة بن وهب بن قیس بن حجر بن قیس کندی - نخستین [[قاضی کوفه]] - <ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۹۹.</ref> و پسرش - عمرو بن ابی قره سلمة بن معاویة بن وهب بن حجر - قاضی [[حجاج بن یوسف ثقفی]] در کوفه هم، از دیگر شخصیت‌های بنامی بودند که منصب قضاء کوفه را در ادوار مختلف کوفه بر عهده داشتند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۵؛ زبیدی، تاج العروس، ج۶، ص۲۵۲.</ref>. ضمن این که از حسین بن حسن بن جریر بن حارث بن سلمة بن منذر بن عدی بن حجر هم، از دیگر [[قضات]] این [[قوم]] یاد شده است<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
==بنی معاویة الاکرمین و تعامل با [[دولت]] [[عباسیان]]==
تعاملات و مناسبات دوستانه بنی معاویة الاکرمین و در رأس آنان [[خاندان]] [[اشعث بن قیس]] پس از [[سقوط دولت اموی]]، در دوران [[حکومت]] [[بنی العباس]] نیز استمرار یافت. آنان با به‌دست گرفتن برخی امور خدمات شایانی به [[دولت عباسی]] بخصوص در [[عهد]] [[خلافت هارون الرشید]] (حک. ۱۷۰ - ۱۹۳) کردند که از جمله آن می‌‌توان از مساعدت و [[همراهی]] [[طلحة بن اسحاق بن محمد بن اشعث]] با [[ابوسلمه خلال]] در [[تأسیس دولت]] [[عباسی]] یاد کرد<ref>مجهول، اخبار الدولة العباسیه، ص۳۶۷</ref>. [[طلحه]] در [[زمان]] [[شورش عبدالله بن علی]] - عموی [[منصور دوانیقی]] - جانب او را گرفت؛ چندان که از او به عنوان یکی از حامیان او و [[جانشین]] [[عیسی بن موسی]] - از [[یاران]] نزدیک [[عبدالله بن علی]] - در [[امارت کوفه]] یاد شده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۷۴.</ref>. موسی بن ابی الروقاء (ابی الرّوحاء) یزید بن حارث هم از دیگر شخصیت‌هایی است که [[فرمانداری فارس]] را برای منصور دوانیقی عهده دار بود<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۲.</ref>.
خدمات متقابل و مناسبات و روابط صمیمانه خاندان بنی اشعث در دوران حکومت [[هارون الرشید]] به اوج خود رسید. آنان در دربار [[هارون]] از [[اجر]] و [[قرب]] بسیاری برخوردار بودند و در مواردی تنه به تنه [[برامکه]] زده، رقیب [[قدرتمندی]] برای ایشان محسوب می‌‌شدند. از جمله این افراد، [[جعفر بن محمد بن اشعث]] بود وی از معتمدان هارون الرشید بود. او سالار [[نگهبانان]] هارون<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه ص۳۰۹؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۲۹.</ref> و نیز مربی [[محمد امین]] فرزند ارشد هارون بود<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۱۴.</ref>. از [[جعفر بن محمد]] همچنین به عنوان [[امین]] هارون در نگهداری [[انگشتر]] [[خلافت]] یاد شده است<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه ص۳۰۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۲۳۵.</ref>. او بر همین [[منصب]] بود تا اینکه هارون [[استانداری خراسان]] را بدو سپرد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه ص۳۰۸؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۶، ص۱۰۱.</ref>. [[هارون]] در [[سال ۱۷۳ هجری]] جعفر را امارت [[خراسان]] [[عزل]] و پسرش عباس را به [[استانداری خراسان]] [[منصوب]] کرد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه ص۳۰۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۲۳۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۱۲۰.</ref>.
از دیگر [[اخبار]] مرتبط با [[بنی معاویه]] ای‌ها در دوران [[حکومت عباسیان]] می‌‌توان از حضور برخی چهره‌های ممتاز این [[قوم]] در [[فتوحات اسلامی]] این دوران یاد کرد. بر اساس برخی گزارشات، قاسم پسر [[هارون الرشید]] در [[سال ۱۸۷ هجری]] به [[روم]] [[لشکر]] کشید و [[شهر]] «[[قره]]» را به محاصره در آورد. وی سپس، [[عباس بن جعفر بن محمد بن اشعث]] را جهت فتح شهر «[[سنان]]» روانه کرد. عباس، این شهر را به محاصره گرفت و بر آنان سخت گرفت چندان که [[رومیان]] به ستوه آمده، با او از در [[صلح]] در آمدند. آنان با این شرط که در ازای [[آزادی]] ۳۲۰ تن از اسرای [[مسلمان]]، وی از محاصره شهر دست بردارد، با او صلح کردند. عباس بن جعفر نیز پذیرفت و پس از تحویل این [[اسرا]]، از محاصره شهر دست کشید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۸، ص۳۰۷؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۸۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


==مناسبات [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] بنی معاویة الاکرمین==
==مناسبات [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] بنی معاویة الاکرمین==
خط ۱۳۱: خط ۱۲۵:


==مشاهیر بنی معاویة الاکرمین==
==مشاهیر بنی معاویة الاکرمین==
از [[طایفه]] بنی معاویة الاکرمین نیز چونان دیگر [[طوایف]] کنده اعلام و [[رجال]] بسیاری برخاستند که علاوه بر نام مشاهیر و بزرگانی که در متن به نام آنها پرداخته شد می‌‌توان از [[عدی بن عمیره]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج‌۱۱، ص۴۱۲۱.</ref> و برادرش عرس [بن قیس] بن عمیره<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج‌۱۲، ص۴۲۰۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴</ref> هر دو از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} و تابعینی چون [[عدی بن عدی بن عمیرة بن زرارة بن ارقم]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۱۶۸.</ref>، [[عدی بن عدی بن عمیره]]<ref>خلیفة بن خیاط، طبقات خلیفه، ص۱۳۱ و ۲۲۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴.</ref> معروف به «[[سید اهل جزیره]]»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۹، ص۵۳۴؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۱۶۸.</ref>، [[ثابت بن سمط بن اسود بن جبله]] - [[برادر]] [[شرحبیل بن سمط]] - <ref>ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۹۱.</ref> و [[عدی بن ابی عدی بن جبلة بن عدی]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۲۷۰.</ref> و [[محدثان]] و راویانی همانند [[ابو احمد زکریا بن دوید بن محمد بن اشعث کندی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۳، ص۳۸۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲۰، ص۹۹.</ref>، [[عبدالرحمن بن قیس بن محمد بن اشعث]]<ref>فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۳۸۱.</ref>، [[سعید بن عمرو بن سهل بن اسحاق بن محمد بن اشعث]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۴، ص۵۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۵؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۱، ص۲۱.</ref>، [[عثمان بن قیس بن محمد بن اشعث]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۲۴۶؛ ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۴۴۹.</ref>، [[قیس بن محمد بن اشعث]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۱۵۲؛ ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۱۰۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۳۱۵.</ref> و [[عبدالرحمن بن قیس بن محمد بن اشعث]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۲۷۸.</ref> یاد کرد. ضمن این که از دیگر رجال نام آشنا و بزرگ این [[قوم]] می‌‌توان از المکدّد<ref>در علت موصوف شدن او به مکدّد به شعری از او استناد شده است: {{عربی|سلّوني و كدّوني فانّي لباذل لكم ما حوت كفاني في العسر و اليسر}} (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۴؛ زبیدی، تاج العروس، ج۵، ص۲۲۱.)</ref> شریح بن مرّة بن سلمة بن مرّة بن حجر بن عدی<ref>در کتاب ابن حزم از او با نام و نسب سریح بن سلمة بن مرّة بن حجر بن عدی یاد شده است که به نظر اشتباه در استنساخ یا اشتباه چاپی است. (ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۲۶)</ref> یاد کرد. وی را - که برخی از او با عنوان [[شریح بن مکدد بن مره]] نیز یاد کرده‌اند - <ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref> از [[اصحاب]]<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۲۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ زبیدی، تاج العروس، ج۵، ص۲۲۱.</ref> و وفود کنندگان<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref> و از امرای [[عرب]] و تک سواران [[شجاع]] این قوم<ref>ابن فوطی، مجمع الآداب فی معجم الالقاب، ج۵، ص۴۶۷.</ref> به شمار می‌‌رفت. شریح، فردی [[بخشنده]] بود و در [[زمان]] امارت [[اشعث بن قیس]] بر [[ولایت آذربایجان]]، از سوی او به [[فرمانداری آذربایجان]] منتصب شده بود<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۴.</ref>.
از [[طایفه]] بنی معاویة الاکرمین نیز چونان دیگر [[طوایف]] کنده اعلام و [[رجال]] بسیاری برخاستند که علاوه بر نام مشاهیر و بزرگانی که در متن به نام آنها پرداخته شد می‌‌توان از [[عدی بن عمیره]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج‌۱۱، ص۴۱۲۱.</ref> و برادرش عرس [بن قیس] بن عمیره<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج‌۱۲، ص۴۲۰۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴</ref> هر دو از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} و تابعینی چون [[عدی بن عدی بن عمیرة بن زرارة بن ارقم]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۱۶۸.</ref>، [[عدی بن عدی بن عمیره]]<ref>خلیفة بن خیاط، طبقات خلیفه، ص۱۳۱ و ۲۲۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ص۲۳۴.</ref> معروف به «[[سید اهل جزیره]]»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۰، ص۱۴۱؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۹، ص۵۳۴؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۱۶۸.</ref>، [[ثابت بن سمط بن اسود بن جبله]] - [[برادر]] [[شرحبیل بن سمط]] - <ref>ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۹۱.</ref> و [[عدی بن ابی عدی بن جبلة بن عدی]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۲۷۰.</ref> یاد کرد. ضمن این که از دیگر رجال نام آشنا و بزرگ این [[قوم]] می‌‌توان از المکدّد<ref>در علت موصوف شدن او به مکدّد به شعری از او استناد شده است: {{عربی|سلّوني و كدّوني فانّي لباذل لكم ما حوت كفاني في العسر و اليسر}} (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۴؛ زبیدی، تاج العروس، ج۵، ص۲۲۱.)</ref> شریح بن مرّة بن سلمة بن مرّة بن حجر بن عدی<ref>در کتاب ابن حزم از او با نام و نسب سریح بن سلمة بن مرّة بن حجر بن عدی یاد شده است که به نظر اشتباه در استنساخ یا اشتباه چاپی است. (ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۲۶)</ref> یاد کرد. وی را - که برخی از او با عنوان [[شریح بن مکدد بن مره]] نیز یاد کرده‌اند - <ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref> از [[اصحاب]]<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۲۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ زبیدی، تاج العروس، ج۵، ص۲۲۱.</ref> و وفود کنندگان<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۳ - ۲۷۴.</ref> و از امرای [[عرب]] و تک سواران [[شجاع]] این قوم<ref>ابن فوطی، مجمع الآداب فی معجم الالقاب، ج۵، ص۴۶۷.</ref> به شمار می‌‌رفت. شریح، فردی [[بخشنده]] بود و در [[زمان]] امارت [[اشعث بن قیس]] بر [[ولایت آذربایجان]]، از سوی او به [[فرمانداری آذربایجان]] منتصب شده بود<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۶۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۷۴.</ref>.


از شعرای بنام بنی معاویة الاکرمین نیز باید از اعشی<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۲.</ref>، چون [[حجر]] معروف به «فارس منسال»<ref>می گویند منسال نام اسب یا زمین است. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۸) زبیدی از این اسب با نام «منشال» یاد کرده است. (زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۷۳۵)</ref> [[بن معاویه بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۸. نیز ر.ک: زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۷۳۵.</ref>، قساس بن ابی شمر بن معدیکرب بن سلمه کندی مالکی - از شعرای [[جاهلی]] این [[قوم]] - <ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۵۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۵۹.</ref> منذر بن شعیب بن یزید بن عمرو بن شراحیل<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۵.</ref> و [[وائل بن حجر بن ابی الأسود بن یزید]] شاعر و [[عریف بنی هند]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۴.</ref>و [[ولید بن عدی بن هانی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۱؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۵۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۴۰۹.</ref> نام برد؛ ضمن این که از ابویوسف یعقوب بن اسحاق بن صباح بن عمران بن اسماعیل بن اشعث بن قیس کندی از [[فلاسفه]] بزرگ [[اسلامی]] و از علمای بنام [[روزگار]] خود در رشته‌های مختلف<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۵۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۵؛ ابن ابی اصیبعه، عیون الانباء فی طبقات الأطباء، ج۲، ص۱۷۲</ref>، [[إسحاق بن إبراهیم بن حجر بن معدیکرب أعرج]] از [[عالمان]] [[علم]] [[نسب‌شناسی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۰.</ref>، ابو الکیّاس إیاس بن [[أوس]] بن هانی بن ابی شمر [[نسب شناس]] بزرگ [[قبیله کنده]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> هم، به عنوان دیگر [[علما]] و [[رجال]] سرشناس این قوم یاد شده است. همچنین [[اسحاق بن صباح]] [[متکلم]]، شاعر و [[امیر کوفه]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۵.</ref>، [[هانی بن ابی شمر]] - از اشراف جاهلی این قوم - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> [[اسود بن معدیکرب بن معاویة بن جبله]] - از مقتولان [[جنگ]] [[بنی حارث بن کعب]]، - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۰.</ref>[[سمط بن ثابت بن زید بن شرحبیل]] - از اشراف این [[قوم]] و از کشته شدگان به دست [[مروان بن محمد]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۱.</ref>، و پسرش [[عبداللّه بن سمط]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> و نیز، ذرذار هانی بن حارث (جعد) بن عدیّ بن جبله از اشراف شهیر این قوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۳.</ref>، از دیگر شخصیت‌های بزرگ بنی معاویة الاکرمین هستند که نامشان در [[تاریخ]] به ثبت و ضبط رسیده است.
از شعرای بنام بنی معاویة الاکرمین نیز باید از اعشی<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۲.</ref>، چون [[حجر]] معروف به «فارس منسال»<ref>می گویند منسال نام اسب یا زمین است. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۸) زبیدی از این اسب با نام «منشال» یاد کرده است. (زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۷۳۵)</ref> [[بن معاویه بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۸. نیز ر.ک: زبیدی، تاج العروس، ج۱۵، ص۷۳۵.</ref>، قساس بن ابی شمر بن معدیکرب بن سلمه کندی مالکی - از شعرای [[جاهلی]] این [[قوم]] - <ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۵۴؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۲۵۹.</ref> منذر بن شعیب بن یزید بن عمرو بن شراحیل<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۵.</ref> و [[وائل بن حجر بن ابی الأسود بن یزید]] شاعر و [[عریف بنی هند]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۴.</ref>و [[ولید بن عدی بن هانی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۱؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۵۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۴۰۹.</ref> نام برد؛ ضمن این که از ابویوسف یعقوب بن اسحاق بن صباح بن عمران بن اسماعیل بن اشعث بن قیس کندی از [[فلاسفه]] بزرگ [[اسلامی]] و از علمای بنام [[روزگار]] خود در رشته‌های مختلف<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۵۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۵؛ ابن ابی اصیبعه، عیون الانباء فی طبقات الأطباء، ج۲، ص۱۷۲</ref>، [[إسحاق بن إبراهیم بن حجر بن معدیکرب أعرج]] از [[عالمان]] [[علم]] [[نسب‌شناسی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۰.</ref>، ابو الکیّاس إیاس بن [[أوس]] بن هانی بن ابی شمر [[نسب شناس]] بزرگ [[قبیله کنده]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> هم، به عنوان دیگر [[علما]] و [[رجال]] سرشناس این قوم یاد شده است. همچنین [[اسحاق بن صباح]] [[متکلم]]، شاعر و [[امیر کوفه]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۵.</ref>، [[هانی بن ابی شمر]] - از اشراف جاهلی این قوم - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> [[اسود بن معدیکرب بن معاویة بن جبله]] - از مقتولان [[جنگ]] [[بنی حارث بن کعب]]، - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۰.</ref>[[سمط بن ثابت بن زید بن شرحبیل]] - از اشراف این [[قوم]] و از کشته شدگان به دست [[مروان بن محمد]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۱.</ref>، و پسرش [[عبداللّه بن سمط]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۲.</ref> و نیز، ذرذار هانی بن حارث (جعد) بن عدیّ بن جبله از اشراف شهیر این قوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۴۳؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۳.</ref>، از دیگر شخصیت‌های بزرگ بنی معاویة الاکرمین هستند که نامشان در [[تاریخ]] به ثبت و ضبط رسیده است.
۱۳

ویرایش