خلافت امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۳۱: خط ۳۱:
و می‌فرماید: اگر من این موارد را [[اصلاح]] می‌کردم «مردم از اطراف من پراکنده می‌شدند»<ref>{{متن حدیث|إِذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّي}}.</ref>. سپس حضرت نمونه‌ای از مخالفت مردم را ذکر می‌کند و می‌فرماید: من در [[ماه رمضان]] دستور دادم که تنها نمازهای واجب خود را به جماعت بخوانند و آنها را [[آگاه]] نمودم که: «نمازهای مستحبی را به جماعت خواندن [[بدعت]] است»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِي النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ}}.</ref>. اما بلافاصله گروهی از نیروهای نظامی لشکرم فریاد برآوردند. ای [[اهل]] [[اسلام]] [[سنت]] [[عمر]] [[تغییر]] پیدا کرده ما را از [[خواندن نماز]] در ماه رمضان [[نهی]] می‌کند<ref>شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، ح۳۰؛ با سندی دیگر از امام صادق{{ع}} نقل کرده: زمانی که امام حسن{{ع}} دستور امیر المؤمنین{{ع}} را در مسجد کوفه به مردم ابلاغ کرد که نمازی در ماه رمضان به جماعت نیست. فریاد آنها به واعمراه واعمراه بلند شد و هنگامی که حضرت صدای آنها را شنید به فرزندش فرمود: {{متن حدیث|قُلْ لَهُمْ صَلُّوا}}؛ «به آنها بگو نماز را به جماعت بخوانند». روایت دیگری نیز نقل شده که آنها درخواست امام جماعت برای نماز تراویح داشتند که حضرت مخالفت کرد و فریاد آنها به اعتراض بلند شد و حضرت ایشان را به حال خود رها کرد (بحارالأنوار، ج۳، ص۳۸۵).</ref> ترسیدم که عده‌ای از لشکرم [[شورش]] کنند و با من به [[مخالفت]] برخیزند<ref>{{متن حدیث|وَ لَقَدْ خِفْتُ أَنْ يَثُورُوا فِي نَاحِيَةِ جَانِبِ عَسْكَرِي}}.</ref>.
و می‌فرماید: اگر من این موارد را [[اصلاح]] می‌کردم «مردم از اطراف من پراکنده می‌شدند»<ref>{{متن حدیث|إِذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّي}}.</ref>. سپس حضرت نمونه‌ای از مخالفت مردم را ذکر می‌کند و می‌فرماید: من در [[ماه رمضان]] دستور دادم که تنها نمازهای واجب خود را به جماعت بخوانند و آنها را [[آگاه]] نمودم که: «نمازهای مستحبی را به جماعت خواندن [[بدعت]] است»<ref>{{متن حدیث|أَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِي النَّوَافِلِ بِدْعَةٌ}}.</ref>. اما بلافاصله گروهی از نیروهای نظامی لشکرم فریاد برآوردند. ای [[اهل]] [[اسلام]] [[سنت]] [[عمر]] [[تغییر]] پیدا کرده ما را از [[خواندن نماز]] در ماه رمضان [[نهی]] می‌کند<ref>شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام، ج۳، ص۷۰، ح۳۰؛ با سندی دیگر از امام صادق{{ع}} نقل کرده: زمانی که امام حسن{{ع}} دستور امیر المؤمنین{{ع}} را در مسجد کوفه به مردم ابلاغ کرد که نمازی در ماه رمضان به جماعت نیست. فریاد آنها به واعمراه واعمراه بلند شد و هنگامی که حضرت صدای آنها را شنید به فرزندش فرمود: {{متن حدیث|قُلْ لَهُمْ صَلُّوا}}؛ «به آنها بگو نماز را به جماعت بخوانند». روایت دیگری نیز نقل شده که آنها درخواست امام جماعت برای نماز تراویح داشتند که حضرت مخالفت کرد و فریاد آنها به اعتراض بلند شد و حضرت ایشان را به حال خود رها کرد (بحارالأنوار، ج۳، ص۳۸۵).</ref> ترسیدم که عده‌ای از لشکرم [[شورش]] کنند و با من به [[مخالفت]] برخیزند<ref>{{متن حدیث|وَ لَقَدْ خِفْتُ أَنْ يَثُورُوا فِي نَاحِيَةِ جَانِبِ عَسْكَرِي}}.</ref>.


سپس حضرت از [[رفتار]] [[مردم]] و [[عصیان]] آنان اظهار [[نگرانی]] کرده می‌فرماید: آن‌چه من از این [[امت]] دیده‌ام عبارت است از: جدایی و [[پیروی]] از [[رهبران]] [[باطل]] و [[گمراه کننده]] و دعوت به آتش<ref>{{متن حدیث|مَا لَقِيتُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنَ الْفُرْقَةِ وَ طَاعَةِ أَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَ الدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ}}.</ref>.
سپس حضرت از [[رفتار]] [[مردم]] و [[عصیان]] آنان اظهار نگرانی کرده می‌فرماید: آن‌چه من از این [[امت]] دیده‌ام عبارت است از: جدایی و [[پیروی]] از [[رهبران]] [[باطل]] و [[گمراه کننده]] و دعوت به آتش<ref>{{متن حدیث|مَا لَقِيتُ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنَ الْفُرْقَةِ وَ طَاعَةِ أَئِمَّةِ الضَّلَالَةِ وَ الدُّعَاةِ إِلَى النَّارِ}}.</ref>.


در آخر حضرت به [[خمس]] اشاره می‌کند و می‌فرماید: من نتوانستم [[حق]] [[ذی القربی]] را از خمس به [[خاندان عصمت و طهارت]] بازگردانم با این که آنها از [[زکات]] [[محروم]] شده و خمس برای آنان تعیین گردیده است<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۶۰، ح۲۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۷۲.</ref>.
در آخر حضرت به [[خمس]] اشاره می‌کند و می‌فرماید: من نتوانستم [[حق]] [[ذی القربی]] را از خمس به [[خاندان عصمت و طهارت]] بازگردانم با این که آنها از [[زکات]] [[محروم]] شده و خمس برای آنان تعیین گردیده است<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۶۰، ح۲۱؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۷۲.</ref>.
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش