بنی جذام: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
شمال [[افریقا]] و سپس [[اندلس]] (اسپانیا) نیز عرصهای دیگر برای حضور [[فرزندان]] جذام در این مناطق بود. افراد این قبیله همپای [[گسترش اسلام]]، در شمال افریقا و اندلس پراکنده شدند. [[یعقوبی]] (متوفای نیمه دوم [[قرن سوم]]) در ضمن گزارشات خود از [[بلاد اسلامی]] شمال [[افریقا]]، از سکونت جمعی از [[مردم]] [[قبیله]] [[جذام]] در ناحیة بزرگ بَرْقَه (سیرنائیک) یا مَرْج کنونی در لیبی خبر داده است<ref>یعقوبی، البلدان، ص۳۴۳.</ref>. [[ابن خلدون]] (متوفای [[قرن هشتم هجری]]) نیز گروههایی از چادرنشینان [[عرب]] ناحیة [[طرابلس]]-در [[مغرب]] لیبی- را از این قبیله برشمرده است<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸. نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۴۰؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۹۷.</ref>. [[جمعیت]] بسیاری از این قبیله -از جمله [[بنی ثعلبة بن عبید]]- در پی [[فتح اندلس]]، به این منطقه نقل مکان کردند. بنی ثعلبیها از شاخهها و شعب متعددی در [[اندلس]] برخوردار بودند و در شمار رؤسای [[قوم]] و منطقه به شمار میآمدند. سرزمینهای آنان در این منطقه معروف بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۱.</ref>. همچنین از شَذُونة، [[الجزیره]]، تُدمیر و اشبیلیه(سویل) –بزرگترین [[سرزمین]] اندلس- به عنوان برخی از مناطق محل سکونت افراد قبیلة جذام در اندلس در [[قرن چهارم]] و پنجم یاد شده است<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۱.</ref>. [[ولایت]] [[ثغر]] [[اعلی]] به مرکزیت سرقسطه در شمال شرقی اندلس<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۲۰۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۴۳؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۳۵.</ref>، ارده<ref>زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۳۲.</ref> و تطیله<ref>زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۳۲. ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۲۰۹.</ref> هم از دیگر مناطقی بودند که حضور جمعی از بنی جذام در آن گزارش شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | شمال [[افریقا]] و سپس [[اندلس]] (اسپانیا) نیز عرصهای دیگر برای حضور [[فرزندان]] جذام در این مناطق بود. افراد این قبیله همپای [[گسترش اسلام]]، در شمال افریقا و اندلس پراکنده شدند. [[یعقوبی]] (متوفای نیمه دوم [[قرن سوم]]) در ضمن گزارشات خود از [[بلاد اسلامی]] شمال [[افریقا]]، از سکونت جمعی از [[مردم]] [[قبیله]] [[جذام]] در ناحیة بزرگ بَرْقَه (سیرنائیک) یا مَرْج کنونی در لیبی خبر داده است<ref>یعقوبی، البلدان، ص۳۴۳.</ref>. [[ابن خلدون]] (متوفای [[قرن هشتم هجری]]) نیز گروههایی از چادرنشینان [[عرب]] ناحیة [[طرابلس]]-در [[مغرب]] لیبی- را از این قبیله برشمرده است<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸. نیز ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۲۴۰؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۹۷.</ref>. [[جمعیت]] بسیاری از این قبیله -از جمله [[بنی ثعلبة بن عبید]]- در پی [[فتح اندلس]]، به این منطقه نقل مکان کردند. بنی ثعلبیها از شاخهها و شعب متعددی در [[اندلس]] برخوردار بودند و در شمار رؤسای [[قوم]] و منطقه به شمار میآمدند. سرزمینهای آنان در این منطقه معروف بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۱.</ref>. همچنین از شَذُونة، [[الجزیره]]، تُدمیر و اشبیلیه(سویل) –بزرگترین [[سرزمین]] اندلس- به عنوان برخی از مناطق محل سکونت افراد قبیلة جذام در اندلس در [[قرن چهارم]] و پنجم یاد شده است<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۱.</ref>. [[ولایت]] [[ثغر]] [[اعلی]] به مرکزیت سرقسطه در شمال شرقی اندلس<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۲۰۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۳۴۳؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۲۳۵.</ref>، ارده<ref>زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۳۲.</ref> و تطیله<ref>زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۱۳۲. ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۴، ص۲۰۹.</ref> هم از دیگر مناطقی بودند که حضور جمعی از بنی جذام در آن گزارش شده است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی جذام و [[تاریخ]] [[جاهلی]] این [[قوم]]== | |||
همانگونه که گفته شد، جذامیها در سدههای نخستین میلادی در پی [[سیل عرم]] و ویرانی [[سد مأرب]]<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>، همراه با [[قبایل]] [[لخم]] و عامله و [[غسان]] به نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]] وارد شده بودند<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیدهاند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> و در دایره وسیعی از این [[سرزمین]] که مناطقی همچون نقاط ساحلی شام<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸.</ref> و [[فلسطین]]<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۱۹۰؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۹۸. نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۶، ص۲۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۵۳۱.</ref> و نیز مناطق میانی بین [[مدین]] تا [[تبوک]] تا سرزمین [[اذرح]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref> همچنین، اطراف طبریه از سرزمینهای [[اردن]] تا منطقه اللجون و الیامون تا ناحیه [[عکا]]<ref>حسن بن احمد همدانی، صفه جزیره العرب، ص۱۲۹؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref> را در بر میگرفت، ساکن شدند. این گستره عظیم جغرافیایی، با آن پشتبند جمعیتی قابل توجه، –بهویژه زمانی که با حمایتهای [[خویشاوندان]] [[لخمی]] و عاملی شان در منطقه توأم میشد- چنان قدرتی به آنها میبخشید که نگاه دولتهای منطقه را خواسته یا ناخواسته به خود معطوف داشته، مسئولیتهای [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بزرگی را متوجه آنان میکرد. چندان که ایشان در کنار قبایل [[خویشاوند]] خود لخم، [[عامله]] و [[غساسنه]] همیشه یک پای وقایع و جریانات بزرگ منطقه در پیش و پس [[ظهور اسلام]] بودند. از نمودهای بارز [[رفتارهای سیاسی]] بنی جذام، شرکت در نبردهای نظامی است. گذشته از [[روایت]] افسانهای [[همراهی]] ایشان با تبع [[اسعد]] ابوکرب معروف به «تبع اصغر» در [[لشکرکشی]] هایش به [[حیره]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۵۶۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۲۷۷؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۶۱.</ref>، [[همکاری]] با فِهْر بن مالک –فرمانده [[قریشی]] ها- در [[جنگ]] با [[ابن عبد کلال]] -از شاهان متأخر سلسلة دوم حِمْیَریان [[یمن]]- هم، از نخستین گزارشها از این دست است که به نقشآفرینی بنی جذام در وقایع منطقه میپردازد. [[حسان بن عبد کلال حمیری]]، با بسیار کس از [[قبایل یمن]] به [[وادی]] [[مکه]] آمده بود تا [[حجرالاسود]] را را با خود به یمن ببرد. پس [[قریش]] به همراه [[قبایل]] [[کنانه]]، [[خزیمه]]، اسد، جذام و دیگر تیرههای [[مضر]] به [[فرماندهی]] فهر بن مالک به مقابله با او برخاستند و پس از [[جنگی]] سخت و خونین، [[شکست]] بزرگی را بر [[لشکر]] یمن [[تحمیل]] کردند و ضمن کشتن بسیاری از آنان، [[پادشاه]] آنان –حسان- را به [[اسارت]] گرفتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۶۲-۲۶۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۶-۲۲۷.</ref>. [[غارت]] [[مالک بن شنوه]] بر [[بنی شیبان]] نیز از دیگر [[اخبار]] دوران [[جاهلی]] این [[قوم]] است<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۰۲.</ref>. | |||
قبیلۀ جذام در مسیر ارتباطی کاروانهای تجارتی [[حجاز]]، [[شام]] و [[مصر]] [[زندگی]] میکردند، و در نخستین سالهای [[هجری]] از مهمترین [[همپیمانان]] بیزانس به شمار میرفتند<ref>دائره بزرگ اسلامی، مقاله «بنی جذام»، مسعود تاره.</ref>. جذامیها در دوران جاهلی، در [[قیاس]] با [[اعراب]] [[بادیهنشین]] در [[سرزمین]] آبادتری میزیستند<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۱، ص۱۶۲.</ref>، و با تمدنهای بزرگ [[روم]] و [[ایران]] ارتباط داشتند. این [[ارتباطات]] هر چند موجب شد تا بعضی از [[طوایف]] جذام در آخرین سالهای دورة [[جاهلیت]]، تحت تأثیر [[دولت بیزانس]]، تا حدی به [[تکامل]] [[اجتماعی]] رسیدند و [[حکومتی]] مخصوص خود برپا کنند، اما بر اثر این نوع [[زندگی]] زبان قبیلۀ [[جذام]] [[فصاحت]] زبان [[اعراب]] [[بادیهنشین]] را از دست داد، و نژادشان هم کاملاً [[خالص]] نماند<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۱، ص۷۶۵. نیز ر.ک: سیوطی، المزهر فی علوم اللغه و انواعها، ج۱، ص۱۶۷.</ref>. [[حکومت]] جذامیها در پیش از [[اسلام]]، منطقه بزرگی که از ابتدای منطقه [[حجاز]] تا [[ینبع]] در اطراف یثرب و نیز حوالی معان در [[سرزمین شام]] را شامل میشد، در بر میگرفت. این [[فرمانروایی]] در [[خاندان]] بنی نافره از نفاثه بود و [[فروة بن عمرو بن نافره]] از جانب [[روم]] بر [[قوم]] خود و بر اعراب ساکن حوالی معان حکومت میکرد<ref>ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸.</ref>. وی -همانگونه که خواهد آمد،- پس از غزوة [[تبوک]] [[مسلمان]] شد و به همین سبب در سالهای نخستین اسلام، [[اسیر]] [[رومیان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۶؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۹۷.</ref>و به نقلی [[حارث بن ابی شمر]] -[[پادشاه]] غسانیانِ [[شام]] و عامل [[دولت بیزانس]]- گشت و در [[فلسطین]] [[اعدام]] شد<ref>ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۰۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==[[ادیان]] [[جاهلی]] این قوم== | |||
بنی جذام نیز مانند غالب [[اعراب جاهلی]]، به [[بتپرستی]] و [[پرستش]] مظاهر طبیعی [[اشتغال]] داشتند. آنان در شام بتی به نام «اُقَیصِر» داشتند که همراه با [[قبایل]] [[قضاعه]]، [[لخم]]، [[عامله]] و [[غسان]] به پرستش آن مشغول بودند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۳۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸.</ref>. آنان به سوی این [[بت]] [[حج]] به جا میآوردند و سرهایشان را نزد آن میتراشیدند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۳۸؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>. با این حال، ارتباط قبایل شمال [[عربستان]] از جمله جذام و لخم با بیزانس و مراودات گستردهای که [[مردم]] این قوم با [[شامیان]] داشتند، باعث گرویدن برخی از آنان به [[مسیحیت]] شده بود<ref>ر.ک: جاحظ، الحیوان، ج۷، ص۲۱۶؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۲۶۹.</ref>. صرف نظر از انتساب [[طوایف]] [[یهودی]] [[بنی نضیر]] و بنی قُرَیْظة [[مدینه]] به قبیلة جذام<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۴۹، ۵۲.</ref>، و اندک [[مسیحیان]] جذامی ناحیة [[شام]] و [[مصر]]<ref>بری، القبائل العربیه فی مصرفی القرون الثلاثة الاولی للهجره، ص۱۹۶.</ref>، بسیاری از اعضای این [[قبیله]] در دورة [[جاهلیت]]، سیارة مشتری را میپرستیدند<ref>ابن صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم: تاریخ جهانی علوم و دانشمندان تا قرن پنجم هجری، ص۲۰۴؛ عمر رضا کحّاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||