بنیاسرائیل در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۹۴: | خط ۱۹۴: | ||
در این دو آیه به [[بنی اسرائیل]] که خواهان [[زندگی]] معمولی و برخورداری از [[دنیا]] بودند و از «مَنّ و سلوی» دو غذا و [[نعمت الهی]] و آسمانی خسته شده بودند، دستور میدهد که وارد [[قدس]] شوند تا از [[دنیا]] و نعمتهای آن برخوردار گردند، ولی بر آنان [[واجب]] گردانید که برای ورود به این مکان [[مقدس]] وقتی به دروازههای [[شهر]] رسیدند به [[سجده]] بیفتند، [[توبه]] کرده و از [[خداوند]] [[طلب آمرزش]] و [[غفران]] [[گناهان]] بخواهید. سپس وارد شهر شده و از نعمتهای آن استفاده کنید. [[قوم یهود]] پس از ورود به قدس دست به [[تجاوز]] و تعدّی زده، [[احکام خدا]] را زیر پا نهاده، [[کتاب خدا]] را [[تحریف]] و [[خشم خدا]] را برانگیختند. آنان پیاپی [[گناه]] میکردند، [[آیات خدا]] [[کافر]] شدند، [[پیامبران]] را به ناحق کشتند و [[عصیان]] و تجاوز را از حد گذراندند، از اینرو خداوند آنان را به [[سختی]] گرفت و [[خواری]]، [[ذلت]]، [[فقر]] و [[مسکنت]] را بر ایشان [[تحمیل]] کرد و به دست بندگانی به [[بردگی]] کشیده شدند. این [[آیات]] نشان میدهد که قوم یهود در گذشته همواره خلاف جریان احکام خدا [[حرکت]] میکردند و این رفتارشان موجب خواری و [[مرگ]] ایشان میشد. اکنون نیز همان [[رفتار]] را پیشه خویش کرده و به زودی به [[وعده]] دوم خداوند به سختی [[مجازات]] خواهند شد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن (مقاله)|نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن]]</ref> | در این دو آیه به [[بنی اسرائیل]] که خواهان [[زندگی]] معمولی و برخورداری از [[دنیا]] بودند و از «مَنّ و سلوی» دو غذا و [[نعمت الهی]] و آسمانی خسته شده بودند، دستور میدهد که وارد [[قدس]] شوند تا از [[دنیا]] و نعمتهای آن برخوردار گردند، ولی بر آنان [[واجب]] گردانید که برای ورود به این مکان [[مقدس]] وقتی به دروازههای [[شهر]] رسیدند به [[سجده]] بیفتند، [[توبه]] کرده و از [[خداوند]] [[طلب آمرزش]] و [[غفران]] [[گناهان]] بخواهید. سپس وارد شهر شده و از نعمتهای آن استفاده کنید. [[قوم یهود]] پس از ورود به قدس دست به [[تجاوز]] و تعدّی زده، [[احکام خدا]] را زیر پا نهاده، [[کتاب خدا]] را [[تحریف]] و [[خشم خدا]] را برانگیختند. آنان پیاپی [[گناه]] میکردند، [[آیات خدا]] [[کافر]] شدند، [[پیامبران]] را به ناحق کشتند و [[عصیان]] و تجاوز را از حد گذراندند، از اینرو خداوند آنان را به [[سختی]] گرفت و [[خواری]]، [[ذلت]]، [[فقر]] و [[مسکنت]] را بر ایشان [[تحمیل]] کرد و به دست بندگانی به [[بردگی]] کشیده شدند. این [[آیات]] نشان میدهد که قوم یهود در گذشته همواره خلاف جریان احکام خدا [[حرکت]] میکردند و این رفتارشان موجب خواری و [[مرگ]] ایشان میشد. اکنون نیز همان [[رفتار]] را پیشه خویش کرده و به زودی به [[وعده]] دوم خداوند به سختی [[مجازات]] خواهند شد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن (مقاله)|نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن]]</ref> | ||
==[[بهانه جویی]] غیر از عذر و [[اعتذار]]== | |||
بهانه جویی به معنای فراهم آوری علل بیپایه و اساس برای توجیه [[رفتار]] است که در گذشته یا حال یا [[آینده]] انجام شده یا میشود. در [[حقیقت]] بهانه جویی، [[وجاهت]] بخشی به چیزی است که وجاهت ندارد و شخص با آوردن [[دلایل]] واهی و پوچ یا عدم [[فهم]] و [[درک]] از مسأله و تجاهل تلاش میکند تا [[تخلف]] خویش را وجاهت بخشد و از زیر بار [[تکلیف]] و مسئولیتی بگریزد. | |||
بر اساس گزارشهای [[قرآنی]]، [[یهودیان]] در اموری بسیاری پیشگام هستند که از جمله آنها میتوان به «[[قتل]] [[پیامبران]]»، «[[تخلف از عهد]] [[الهی]]»، «[[تحریفگری]]»، «[[دین فروشی]]»، «[[مسئولیت گریزی]]»، «[[قانون گریزی]]» و مانند آنها اشاره کرد. یکی از مهمترین [[رفتارهای زشت]] و خلاف [[ایمان]] و [[اسلام]] [[بنی اسرائیل]]، «بهانه جویی» است که به سبب پیشگامی و تکرار بسیار آن، این [[ملت]] بدان مشهور شده و «ضرب المثل» شدهاند تا جایی که ضرب المثل و اصطلاح بهانه [[بنی اسرائیلی]] یکی از پرکاربردترینها در این ساحت به شمار میآید. | |||
البته مشهورترین بهانههای بنی اسرائیلی در داستان [[ذبح]] گاو برای آشکار شدن قاتلی از طبقه اشراف و «[[ملأ]]» ی [[اسرائیلی]] است؛ زیرا اشراف بنی اسرائیل برای سرپوش گذاشتن [[قاتل]] و [[فرار]] از [[قصاص]] که در [[سنت]] [[دینی]] و [[شریعت]] [[تورات]] بیان شده، انواع و اقسام بهانه را آوردهاند تا از انجام ذبح گاو و [[رسوایی]] قاتل جلوگیری کنند. [[خدا]] در [[قرآن]] بیان میکند که آنان وقتی [[مأموریت الهی]] ذبح گاو را برای مشخص شدن قاتل دریافت کردند، آن را از مصادیق «هزوا» دانسته و مدعی شدند که این گونه «دست انداخته شده» و مسخره و [[استهزاء]] میشوند. پس از تأکید [[حضرت موسی]]{{ع}} بر تکلیف ذبح گاو، خواهان تبیین خصوصیات گاو میشوند؛ اما پس از بیان [[حکم]]، باز سرباز زده و بهانه دیگر آوردند که ما رنگ گاو را نمیدانیم؛ پس از بیان حکم رنگ گاو، دوباره بهانه سومی را میآورند که [[حقیقت]] گاو بر ما مشتبه شده و ما نمیتوانیم تشخیص دهیم که کدام گاو مد نظر [[خدا]] است. خدا پس از آن در مرتبه سوم نیز بهانهزدایی کرده و [[حکم]] را بیان میکند و خصوصیاتی دیگر را با قیودی اضافی تبیین مینماید. با این حال در مرتبه سوم با آنکه باز هم دنبال [[بهانه جویی]] بودند و نزدیک بود که به حکم تن ندهند، به ناچار بدان تن میدهند. | |||
بر اساس [[روایات تفسیری]] به ویژه از [[امام رضا]]{{ع}} در همین باب، اگر [[بنی اسرائیل]] به همان [[حکم اولی]] تن میدادند و گاوی را [[ذبح]] میکردند، مسأله تمام بود، اما بهانه جویی موجب میشود تا شرایط سختتر و سختتر شود و [[هزینه]] گزافی را نیز متحمل میشوند. | |||
خدا در [[آیات قرآنی]] در تبیین علل بهانه جویی، بنی اسرائیل در این زمینه و مانند آنها به این نکته توجه میدهد که علل اصلی بهانه جویی و [[ترک تکلیف]] و [[تخلف]] از آن به اشکال گوناگون، چیزی جز «[[قساوت قلب]]» آنان نیست به طوری که [[قلوب]] ایشان از [[فطرت سالم]] خارج شده و به در مسیر [[سقوط]] و [[هبوط]] از [[مقام]] و [[منزلت]] [[انسانیت]] به جایی رسیده که [[پستتر]] از [[چارپایان]] و گیاهان به سطح جمادات بلکه سختتر در [[قساوت]] در آمدهاند؛ زیرا سنگ خارا نیز از آن آبی خارج میشود و در برابر [[عظمت]] و [[جلال الهی]] و [[غضب]] او، [[خشیت]] و [[ترس]] عالمانه دارد و پذیرای [[اطاعت فرمان الهی]] است، اما قلوب سنگ خارایی [[یهودیان]] از آن نیز سختتر است و هیچ تاثیری از جلال الهی نمیپذیرد و تن به هبوط نمیدهد.<ref>بقره، آیه ۷۴؛ اعراف، آیه ۱۷۹؛ فصلت، آیه ۱۱؛ رعد، آیه ۱۵</ref> | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، گاهی [[انسان]] در ترک تکلیف و [[وظیفه]] ای عذری دارد؛ چنان که مریض یا مسافر به سبب [[مرض]] یا [[سفر]] [[ناتوان]] از انجام تکلیفی چون [[روزه]] است که [[عقل]] و نقل آن را میپذیرد و قبول میکند؛ یا آنکه [[تکالیف]] هر چند که در ساختار «[[استطاعت]]» نوعی صادر میشود، اما شخص به دلایلی [[ناتوان]] است و «[[طاقت]]» انجام آن را ندارد که در این صورت نیز عذری برای [[ترک تکلیف]] است.<ref>بقره، آیات ۱۸۳ و ۲۳۳ و ۲۸۶؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اعراف، آیه ۴۲</ref> | |||
از نظر [[قرآن]]، یکی از [[تکالیف اجتماعی]] که [[انسان]] را از [[خسران]] [[ابدی]] [[نجات]] میدهد، توصیه به [[حق]] و توصیه به [[صبر]]<ref>{{متن قرآن|بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلْعَصْرِ * إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَفِى خُسْرٍ * إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْحَقِّ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ}} «سوگند به روزگار، * که آدمی در زیانمندی است * جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۱-۳.</ref> در قالب [[امر به معروف و نهی از منکر]] است که ترک این [[فریضه]] یا [[سکوت]] و بیعمل نسبت به [[منکرات]] موجب میشود تا شخص عذری نداشته باشد؛ زیرا عدم تاثیرپذیری [[منکران]] از [[نهی]] دلیل و بهانه ای برای ترک فریضه [[واجب]] امر به معروف و نهی از منکر نیست. از همین روست که [[آمر به معروف]] و [[ناهیان از منکر]]، در قالب «معذره» و عذر به پیشگاه [[الهی]]، [[نهی از منکر]] میکنند تا [[مسئولیت]] و [[تکلیف]] [[اجتماعی]] خویش را انجام داده باشند. از نظر قرآن، تارکان فریضه به هر بهانه ای جزو عاملان منکر شناخته و همانند آنها [[عذاب]] میشوند؛ چنان که تارکان فریضه در [[بنی اسرائیل]] همانند [[عامل به منکر]]، به [[غضب الهی]] دچار شده و در همین [[دنیا]] به بوزینه [[مسخ]] شدهاند.<ref>اعراف، آیات ۱۶۳ تا ۱۶۶</ref> | |||
به هر حال، از نظر قرآن، فرق بنیادین و اساسی میان «عذر» و «[[بهانه جویی]]» و «وجه سازی» [[دروغین]] با [[دلایل]] واهی و پوچ است. | |||
==بهانه جوییهای [[بنی اسرائیلی]] و علل آن== | |||
از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، بنی اسرائیل استاد بهانه جویی است تا [[مسئولیت گریزی]] خویش را توجیه نموده و بدان وجاهتی بخشد که البته وجاهتی ندارد و [[خدا]] آن را نمیپذیرد. برخی از [[بهانه جویی]] [[بنی اسرائیلی]] عبارتند از: | |||
#'''بهانه [[معجزه]] سوختن [[قربانی]]''': از نظر [[آموزههای وحیانی قرآن]]، [[بنی اسرائیل]] برای عدم [[ایمان به پیامبر]]{{صل}} بهانه جویی میکردند و میگفتند: خدا به ما سفارش کرده است که به هیچ [[پیامبری]] [[ایمان]] نیاوریم تا برای ما نشانه ای از [[صدق]] [[نبوت]] خویش بیاورد که آن قربانی است که با [[آتش]] [[غیبی]] بسوزد.<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَآ أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍۢ تَأْكُلُهُ ٱلنَّارُ قُلْ قَدْ جَآءَكُمْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِى بِٱلْبَيِّنَـٰتِ وَبِٱلَّذِى قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}} «کسانی که گفتند: خداوند به ما سفارش کرده است که به فرستادهای ایمان نیاوریم مگر آنکه برای ما قربانییی بیاورد که آتش (آسمانی) آن را (به نشان پذیرش) بسوزد؛ بگو: پیش از من پیامبرانی برهانها (ی روشن) و (همان) چیزی را که گفتید، برایتان آوردند، اگر راست میگویید پس چرا آنان را کشتید؟» سوره آلعمران، آیه ۱۸۳.</ref> خدا در پاسخ این بهانه جویی بنی اسرائیلی میگوید: به آنان بگو: پیش از این پیامبرانی [[دلایل]] روشن و آن چه گفتید برای شما آوردند، پس اگر شما [[راستگو]] هستید، چرا آنان را کشدید؟ پس از نظر [[قرآن]]، [[یهودیان]] مدعی امری میشوند تا با بهانه قرار دادن آن از پذیرش حقیقتی روشن و واضح چون پیامبری [[رسول الله]]{{صل}} بگریزند، در حالی که اینان در بهانه خویش [[دروغ]] میگفتند؛ زیرا حتی پیامبرانی که به همین درخواست آنان پاسخ داده و قربانی آوردند که با آتش غیبی سوخت، اما به آنان ایمان نیاورده و آنان را به [[قتل]] رساندند. از نظر آموزههای وحیانی قرآن، بنی اسرائیل بر اساس منابع توراتی خویش به خوبی از [[خصوصیات پیامبر]]{{صل}} [[آگاه]] بودند تا جایی که [[معرفت]] به جزئیات آن حضرت و زندگیاش داشتهاند. خدا به صراحت میفرماید آنان همانگونه که [[فرزندان]] خویش را میشناسند، درباره [[پیامبر]]{{صل}} معرفت و [[شناخت]] دارند، ولی حاضر به پذیرش [[پیامبری]] ایشان نیستند، و دنبال بهانه میروند تا [[کتمان حق]] نمایند.<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَـٰهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ يَعْرِفُونَهُۥ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَآءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًۭا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ ٱلْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم او را میشناسند همانگونه که فرزندانشان را میشناسند؛ و به راستی دستهای از آنان حق را دانسته پنهان میدارند» سوره بقره، آیه ۱۴۶.</ref> ریشه این [[بهانه جویی]] را میبایست در همان [[قساوت قلب]] ایشان جستجو کرد؛ زیرا قساوت قلب آنان به گونه ای است که نسبت به [[حق]] و [[حقیقت]] واکنش مثبت نشان نمیدهند و آن را نمیپذیرند؛ از همین روست که [[حقایق]] [[قرآنی]] را میشنوند و پس از [[تعقل]] و [[درک]] [[عقلی]] نسبت به [[حقانیت]] آن، باز هم آن را [[تحریف]] میکنند تا این گونه تن به آن ندهند. پس ایشان در راستای بهانه جویی دست به تحریف حقایق میزنند و حتی کسانی که حقیقت را آشکار میکنند، مورد [[سرزنش]] قرار میدهند که [[اسرار]] توراتی را چرا فاش کردند تا [[مؤمنان]] بدان [[استدلال]] کرده و علیه شما [[یهودیان]] [[احتجاج]] کنند. این شیوه [[عالمان]] آنان است که [[مردمان]] بیسواد و غیر عالم را به دنبال خویش میکشند تا [[اسلام]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[شریعت]] ایشان را نپذیرند با آنکه به حقانیت آن [[آگاه]] و عالم هستند. | |||
#'''بهانه ابناء [[الله]] بودن''': یکی از بدترین بهانههای [[بنی اسرائیلی]] که بس خطرناک است و حتی ممکن است در میان [[مسلمانان]] نیز رواج یابد، بهانه «نحن ابناء الله و احبائه؛ ما [[فرزندان]] [[خدا]] و محبوبان اوییم» است.<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ وَٱلنَّصَـٰرَىٰ نَحْنُ أَبْنَـٰٓؤُا۟ ٱللَّهِ وَأَحِبَّـٰٓؤُهُۥ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌۭ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ}} «و یهودیان و مسیحیان گفتند: ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ بگو: پس چرا شما را برای گناهانتان عذاب میکند؟ خیر، شما نیز بشری هستید از همان کسان که آفریده است، هر که را بخواهد میبخشاید و هر که را بخواهد عذاب میکند و فرمانفرمایی آسمانها و زمین و آنچه» سوره مائده، آیه ۱۸.</ref> [[یهودیان]] بلکه حتی [[مسیحیان]] با [[توسل]] به این بهانه نه تنها بر این باورند که از دیگر هم نوعان خویش متمایز هستند تا جایی که برای دیگر افراد [[بشر]] [[ارزش]] و اهمیتی قایل نیستند در حالی که همگی بشر از «نفس واحد» هستند<ref>{{متن قرآن|بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًۭا كَثِيرًۭا وَنِسَآءًۭ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًۭا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref> و با این بهانه در [[حق]] بشر [[ظلم]] روا میدارند و در امانتهای دیگران [[خیانت]] میورزند<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّـۧنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}} «و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس میدهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان میگویند: درباره بیسوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ میبندند با آنکه خود میدانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.</ref>، بلکه چنین تصور [[باطل]] و تخیل واهی موجب میشود تا بگویند که «[[بهشت]]» تنها برای ایشان است و اصلا ایشان به [[دوزخ]] نمیروند و [[عذاب]] نمیشوند، بلکه اگر هم به دوزخ بروند روزهای معدودی خواهد بود.<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ وَٱلنَّصَـٰرَىٰ نَحْنُ أَبْنَـٰٓؤُا۟ ٱللَّهِ وَأَحِبَّـٰٓؤُهُۥ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌۭ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ}}«و یهودیان و مسیحیان گفتند: ما فرزندان خداوند و دوستان اوییم؛ بگو: پس چرا شما را برای گناهانتان عذاب میکند؟ خیر، شما نیز بشری هستید از همان کسان که آفریده است، هر که را بخواهد میبخشاید و هر که را بخواهد عذاب میکند و فرمانفرمایی آسمانها و زمین و آنچه» سوره مائده، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|وَقَالُوا۟ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامًۭا مَّعْدُودَةًۭ قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ ٱللَّهِ عَهْدًۭا فَلَن يُخْلِفَ ٱللَّهُ عَهْدَهُۥٓ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و گفتند آتش (دوزخ) جز چند روزی، به ما نمیرسد، بگو: آیا از خداوند پیمانی گرفتهاید- (اگر گرفته باشید) خداوند هرگز پیمان خود را نمیشکند- یا اینکه چیزی را که نمیدانید بر خداوند میبندید؟» سوره بقره، آیه ۸۰.</ref> چنین بهانه ای جویی موجب میشود تا ایشان نسبت به [[عهد الهی]] [[تخلف]] ورزند و به انجام [[تکالیف]] و مسئولیتهای خویش نپردازند و بر خلاف [[آموزههای وحیانی]] [[تورات]] عمل و [[رفتار]] کنند.<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامًۭا مَّعْدُودَةًۭ قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ ٱللَّهِ عَهْدًۭا فَلَن يُخْلِفَ ٱللَّهُ عَهْدَهُۥٓ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و گفتند آتش (دوزخ) جز چند روزی، به ما نمیرسد، بگو: آیا از خداوند پیمانی گرفتهاید- (اگر گرفته باشید) خداوند هرگز پیمان خود را نمیشکند- یا اینکه چیزی را که نمیدانید بر خداوند میبندید؟» سوره بقره، آیه ۸۰.</ref> از نظر [[قرآن]]، اینانی که [[معتقد]] هستند [[بهشت آخرت]] [[خالص]] برای آنان است<ref>{{متن قرآن|قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ ٱللَّهِ خَالِصَةًۭ مِّن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا۟ ٱلْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}} «بگو، اگر راست میگویید که از میان همه مردم، سرای واپسین نزد خداوند، ویژه شماست پس آرزوی مرگ کنید» سوره بقره، آیه ۹۴.</ref>، نه تنها چنین نیست؛ زیرا هر کسی با عملش به [[بهشت]] یا [[دوزخ]] میرود<ref>{{متن قرآن|بَلَىٰ مَن كَسَبَ سَيِّئَةًۭ وَأَحَـٰطَتْ بِهِۦ خَطِيٓـَٔتُهُۥ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}} «نه چنین است، آنانکه گناهی انجام دهند و گناهشان آنان را فرا گیرد، دمساز آتشند؛ آنان در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۸۱.</ref>، بلکه اگر چنین [[باور]] و [[اعتقادی]] دارند،؛ چراکه تمنای [[مرگ]] نمیکند و چرا این قدر [[حرص]] [[دنیا]] میزنند و [[دوست]] دارند تا هزار سال عمر میکردند تا در دنیا [[زندگی]] کنند.<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَيَبْلُوَنَّكُمُ ٱللَّهُ بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلصَّيْدِ تَنَالُهُۥٓ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَخَافُهُۥ بِٱلْغَيْبِ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ * يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَقْتُلُوا۟ ٱلصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌۭ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدًۭا فَجَزَآءٌۭ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدْلٍۢ مِّنكُمْ هَدْيًۢا بَـٰلِغَ ٱلْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّـٰرَةٌۭ طَعَامُ مَسَـٰكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَٰلِكَ صِيَامًۭا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِۦ عَفَا ٱللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ ٱللَّهُ مِنْهُ وَٱللَّهُ عَزِيزٌۭ ذُو ٱنتِقَامٍ * أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ ٱلْبَحْرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَـٰعًۭا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ ٱلْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًۭا وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! خداوند شما را (در حال احرام) به چیزی از شکاری که دست یا نیزهتان به آن میرسد میآزماید تا معلوم دارد که چه کسی از او در نهان میترسد؟ بنابراین هر کس پس از این، تجاوز کند عذابی دردناک خواهد داشت * ای مؤمنان! شکار را در حالی که در احرام هستید نکشید و هر کسی به عمد آن را بکشد، کیفرش چهارپایی است همگون آنچه کشته است، چنانکه دو (گواه) دادگر از خودتان بر (همگونی) آن (با شکار) حکم کنند، قربانییی که به (قربانگاه) کعبه برسد؛ یا کفّارهای است برابر با اطعام مستمندان یا همچند آن (شصت روز) روزه تا کیفر کار خود را بچشد؛ خداوند از گذشته در گذشت ولی هر که (به شکار کردن) برگردد خداوند از وی انتقام خواهد گرفت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است * شکار دریا و خوراک آن بر شما حلال است تا شما و کاروانیان را بهرهای باشد و شکار خشکی تا در احرامید بر شما حرام است و از خداوند که به سوی وی گرد آورده میشوید پروا کنید» سوره مائده، آیه ۹۴-۹۶.</ref> البته در برخی از [[مسلمانان]] و [[شیعیان]] نیز این [[باور]] غلط رایج است که ما چون [[فرزندان پیامبر]]{{صل}} هستیم به [[دوزخ]] نمیرویم یا چون [[محبت اهل بیت]] داریم، ما [[اهل بهشت]] هستیم، در حالی که [[خدا]] به صراحت در [[آیات]] بسیاری گفته که هیچ نسبتی با [[انسان]] ندارد و تعهدی نیز برای کسی نیست که او را به دوزخ [[نبرد]]، بلکه هر که به [[پیامبر]]{{صل}} نسبتی دارد میبایست بسیار بر خود هراسان باشد؛ زیرا اگر با کار خوب [[پاداش مضاعف]] دارد، با کار بدش [[عذاب]] و [[کیفر]] مضاعف نیز برایش به سبب نسبت به پیامبر{{صل}} وجود دارد.<ref>{{متن قرآن|يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ يُضَـٰعَفْ لَهَا ٱلْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرًۭا * وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعْمَلْ صَـٰلِحًۭا نُّؤْتِهَآ أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًۭا كَرِيمًۭا}} «ای زنان پیامبر! هر یک از شما دست به زشتکاری آشکاری زند عذاب او دو چندان میگردد و این (کار) بر خداوند آسان است * و هر یک از شما که در برابر خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کند و کاری شایسته انجام دهد پاداش او را دوبار میدهیم و برای او روزی ارجمندی آماده میداریم» سوره احزابآیات، آیه ۳۰ و ۳۱.</ref> | |||
#'''استناد [[دروغین]]''': از نظر [[قرآن]]، یکی از بهانههای [[بنی اسرائیلی]] آن است که در [[تورات]] چنین حکمی است، در حالی که نیست تا این گونه از [[احکام الهی]] بگریزند و تن به آن ندهند. خدا در قرآن، مواردی از استنادهای دروغین بهانه جویان بنی اسرائیلی را بیان کرده است که از جمله آنها درباره [[احکام]] [[حلال و حرام]] است. [[خدا]] بیان میکند که هر طعامی بر [[بنی اسرائیل]] پیش از [[نزول]] [[تورات]] [[حلال]] بود؛ البته [[حضرت یعقوب]]{{ع}} پیش از نزول تورات به سدههایی برخی چیزها را بر خویش [[حرام]] کرده بوده، که البته در تورات این [[حرامها]] نیست؛ اما [[یهودیان]] برای آنکه بر اساس [[هواهای نفسانی]] خویش عمل کنند، مدعی [[حرمت]] برخی از خوراکیها بودند که در تورات نیامده است. بنابراین، یکی از بهانههای [[بنی اسرائیلی]] استنادات [[دروغین]] به تورات است که هیچ منبع و دلیل و مدرکی برای این استنادات نیست.<ref>{{متن قرآن|كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ}} «همه خوردنیها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود، بگو: اگر راست میگویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید» سوره آلعمران، آیه ۹۳.</ref> خدا در [[قرآن]] برای [[رسوایی]] بنی اسرائیل مواردی که در تورات حرام بوده بیان کرده است تا اسباب [[بهانه جویی]] از ایشان را بگیرد و آنان را [[خلع سلاح]] کند.<ref>{{متن قرآن|وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِى ظُفُرٍۢ وَمِنَ ٱلْبَقَرِ وَٱلْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلْحَوَايَآ أَوْ مَا ٱخْتَلَطَ بِعَظْمٍۢ ذَٰلِكَ جَزَيْنَـٰهُم بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَـٰدِقُونَ}} «و بر یهودیان هر (جاندار) ناخنداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آنها را بر آنها حرام کردیم جز آنچه بر گرده و روده دارند و یا همراه استخوانهاست؛ بدین گونه آنان را برای افزونجوییشان کیفر دادیم و بیگمان ما راستگفتاریم» سوره انعام، آیه ۱۴۶.</ref> | |||
#'''بهانه غلف بودن [[قلوب]]''': یکی از بهانههای بنی اسرائیلی برای غلف بودن قلوب است تا این گونه نه تنها به [[پیامبران]] دیگر حتی از [[قوم بنی اسرائیل]] [[ایمان]] نیاورند، بلکه آنان را بکشند و به [[قتل]] برسانند؛ زیرا این پیامبران با [[تحریفگری]] [[عالمان یهودی]] [[مبارزه]] میکردند و [[اجازه]] نمیدادند تا [[احکام]] بر اساس [[هواهای نفسانی]] ایشان باشد. بنابراین، با [[استکبارورزی]] علیه [[پیامبران]] یا به [[تکذیب]] ایشان میپرداختند یا آنان را میکشتند. [[خدا]] به ایشان میگوید [[قلوب]] شما غلف نیست که چنین با پیامبران و احکام [[شرایع الهی]] [[مخالفت]] میکنید و [[پیامبران الهی]] را تکذیب کرده یا میکشید، بلکه [[حقیقت]] این است که شما به سبب [[فجور]] و [[دریدگی]] نسبت به [[حدود الهی]] و [[قتل]] پیامبران، گرفتار [[لعن الهی]] شده اید و خدا نسبت به شما [[غضب]] کرده است؛ زیرا شما کسانی هستید که حتی در [[زمان]] [[حضرت موسی]]{{ع}} گوساله پرست شده اید و از [[عبادت خدا]] به گوساله پرستی در آمدهاید. | |||
#'''بهانه [[حکمیت]] از [[پیامبر]]''': [[خدا]] در [[قرآن]] گزارش کرده که [[یهودیان]]، یعنی همان «من الذین هادوا» که مدعی [[هدایت]] یا [[یهودی]] بودن هستند، [[اهل]] [[تحریف]] [[حقایق]] و [[کتمان]] آن هستند. آنان برای آنکه گاه از [[احکام]] [[تورات]] خود را [[نجات]] دهند، بهانههایی را میآورند که از جمله آنها مراجعه به [[حکومت]] و حکمیت پیامبر{{صل}} است تا این گونه خود را از [[عمل به احکام]] تورات رها سازند و [[دل]] خوش دارند که به [[حکم الهی]] عمل کردهاند. خدا به پیامبر{{صل}} [[فرمان]] میدهد که بهانه به دست آنان ندهد، بلکه با [[اعراض]] از [[حکم]] و حکومت و حکمیت ایشان را به همان تورات ارجاع دهد؛ و اگر بخواهد حکومت و حکمی داشته باشد، بر اساس همان [[عدالت قسطی]] حکم را صادر کند که [[عقل]] [[فطری]] و نقل [[وحیانی]] آن را [[امضا]] کرده است؛ اما پیامبر{{صل}} باید بداند که کسانی که به حکمیت نزد تو آمدهاند، برای [[احقاق حق]] بر اساس عدالت قسطی نیست، از همین رو، اگر مطابق [[هواهای نفسانی]] ایشان نباشد، آن را نخواهند پذیرفت و بهانه ای میآورند. پس آنان به [[بهانه جویی]] برای حکمیت میآیند و اگر مطابق هواها و [[خواستههای نفسانی]] نباشد، باز هم به بهانه ای از آن سرباز خواهند زد.([[مائده]]، [[آیات]] ۴۱ تا ۴۵) جالب است که امروزه نیز مدعیان [[ایمان]] و [[اسلام]] و [[اصلاحات]] نیز این گونه عمل میکنند. اصولا برخی که دنبال توجیه رفتارهای خلاف [[شریعت]] هستند برای آنکه توجیه برای عمل [[خلاف شرع]] خویش داشته باشند، به [[مسیحیت]] [[رجوع]] میکنند تا به شریعت عمل نکنند؛ این در حالی است که در همان شریعت توراتی و انجیلی احکامی سخت و سفت مثلا در باره [[حکم شرعی]] [[حجاب]] است که راهبههای [[مسیحی]] و [[مؤمنان]] توراتی به آن عمل میکند. در [[مسائل اعتقادی]] نیز عُزَیر و [[مسیح]] را [[فرزند خدا]] میدانند<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ عُزَيْرٌ ٱبْنُ ٱللَّهِ وَقَالَتِ ٱلنَّصَـٰرَى ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَٰهِهِمْ يُضَـٰهِـُٔونَ قَوْلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَبْلُ قَـٰتَلَهُمُ ٱللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ}} «یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است؛ این گفتار، سر زبان آنهاست که با گفته کافران پیشین همانندی میکند؛ خداوندشان بکشاد! چگونه (از حقّ) باز گردانیده میشوند؟» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref>، در حالی که اگر [[عزیر]] پس از [[مرگ]] صد ساله [[رجعت]] داشته<ref>{{متن قرآن|أَوْ كَٱلَّذِى مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍۢ وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْىِۦ هَـٰذِهِ ٱللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ ٱللَّهُ مِا۟ئَةَ عَامٍۢ ثُمَّ بَعَثَهُۥ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِا۟ئَةَ عَامٍۢ فَٱنظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَٱنظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ ءَايَةًۭ لِّلنَّاسِ وَٱنظُرْ إِلَى ٱلْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًۭا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}} «یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابههای) شهری (با خانههایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن (ها) زنده میگرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد؛ فرمود: چندگاه درنگ داشتی؟ گفت: یک روز یا پارهای از یک روز درنگ داشتم؛ فرمود: (نه) بلکه صد سال است که درنگ کردهای، به آب و غذایت بنگر که دگرگونی نپذیرفته است و (نیز) به درازگوش خود بنگر (که مرده و پوسیده است)- و (این) برای آن (است) که تو را نشانهای برای مردم کنیم- و به استخوانها بنگر که چگونه آنها را جنبانده، کنار هم فرا میچینیم آنگاه گوشت (و پوست) بر آن میپوشانیم، و چون بر وی آشکار شد گفت: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>، [[اصحاب کهف]] پس از مرگ سیصد ساله رجعت داشته اند<ref>{{متن قرآن|سَيَقُولُونَ ثَلَـٰثَةٌۭ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌۭ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًۢا بِٱلْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌۭ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌۭ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءًۭ ظَـٰهِرًۭا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًۭا}} «خواهند گفت: سه تن بودند چهارمین آنان سگشان بود و میگویند پنج تن بودند ششمین آنان سگشان بود- در حالی که تیری در تاریکی میافکنند- و میگویند: هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود؛ بگو: پروردگارم از شمار آنان آگاهتر است، جز اندکی (شمار) آنها را نمیدانند پس درباره ایشان جز با گفت و گویی سرسری بگومگو مکن و در مورد آنان از هیچ یک از آنها چیزی مپرس» سوره کهف، آیه ۲۲.</ref>، و اگر [[مسیح]] بیپدر و تنها با مادر به [[دنیا]] آمده، [[آدم]] و [[حوا]] بیپدر و مادر به دنیا آمدهاند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍۢ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ}} «داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بیدرنگ موجود شد» سوره آلعمران، آیه ۵۹.</ref>؛ اما کسانی که دنبال بهانه هستند، به این [[حقایق]] توجه نمیکنند و دنبال توجیه [[رفتار]] واعمال خویش هستند. پس به جایی مراجعه میکنند و [[حکم]] و [[حکمیت]] میخواهند که مطابق [[هواهای نفسانی]] ایشان باشد، و اگر نباشد از آن نیز سرباز میزنند. از نظر [[قرآن]]، این گونه [[رفتارها]] چیزی جز [[بهانه جویی]] نیست. جالب این که [[احکام شرعی]] در [[تورات]] درباره موضوعات گوناگون بسیار سختتر و [[تکالیف]] آن شدیدتر از [[احکام اسلام]] و [[شریعت]] آخر زمانی [[پیامبر]]{{صل}} است؛ زیرا بسیاری از [[احکام]] به [[دستور خدا]] در [[شریعت اسلام]] [[نسخ]] و حذف شده است تا تکالیف آسانتر و [[سهله]] و [[سمحه]] شود.<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِىَّ ٱلْأُمِّىَّ ٱلَّذِى يَجِدُونَهُۥ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَىٰهُمْ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَـٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ ٱلْخَبَـٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَٱلْأَغْلَـٰلَ ٱلَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلنُّورَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ}} «همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف)های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref> باید گفت که افراد [[فاسق]] دنبال توجیه [[رفتارها]] و [[بهانه جویی]] هستند تا بتوانند فشار [[فطرت]] را از [[قلب]] خویش دور سازند؛ زیرا نفس «لوامه» نسبت به [[رفتارهای زشت]] و [[سوء]] که بر خلاف فطرت است، [[سرزنش]] میکند<ref>{{متن قرآن|وَلَآ أُقْسِمُ بِٱلنَّفْسِ ٱللَّوَّامَةِ}} «نه، و سوگند به روان سرزنشگر،» سوره قیامت، آیه ۲.</ref> و اینان برای آنکه بتوانند خود را آرام کنند و به [[اطمینان قلبی]] برسند دنبال بهانه به هر جایی سرک میکشند و دنبال توجیهات واهی و [[سست]] هستند، چنان که [[خدا]] بیان میکند حتی [[راهبان]] بر خلاف [[شریعت]] بدعتی خویش نیز عمل نمیکنند و با آنکه [[احکام]] بسیاری را بر خود از پیش خود [[تحمیل]] کردهاند، چون بر خلاف فطرت و [[طاقت]] و [[استطاعت]] نوع [[بشر]] است، آن احکام بدعتی خویش را رها کرده و علیه آن عمل میکنند و فاسق نسبت به همان آموزههای رهبانیتی خویش هستند.<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰٓ ءَاثَـٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ وَءَاتَيْنَـٰهُ ٱلْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأْفَةًۭ وَرَحْمَةًۭ وَرَهْبَانِيَّةً ٱبْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَـٰهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ٱبْتِغَآءَ رِضْوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَـَٔاتَيْنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ فَـٰسِقُونَ}} «سپس پیامبران خود را در پی آنان آوردیم و (نیز) عیسی پسر مریم را و به او انجیل دادیم و در دل پیروان او مهر و بخشایشی نهادیم و ما رها کردن این جهان را که از خود درآوردند بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند امّا آن را چنان که سزاوار نگاهداشت آن است نگاه نداشتند آنگاه ما پاداش مؤمنانشان را ارزانی داشتیم و بسیاری از آنان بزهکارند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref> | |||
#'''بهانه [[عقلانیت]]''': یکی از مهمترین بهانههای [[بنی اسرائیلی]]، بهانه عقلانیت [[دروغین]] است که بر پایه مشاهدات [[حسی]] سامان مییابد و پا از [[عالم شهادت]] فراتر نمیگذارد تا به [[عالم غیب]] غیر محسوس وارد شود. این گونه است که دنبال خدایی هستند که قابل [[رؤیت]] به [[چشم سر]] باشد، نه چشم [[قلب]] و [[تعقل]] و [[تفکر]]؛ زیرا آنان گرفتار [[حسگرایی]] [[افراطی]] هستند و تنها [[حقیقت]] را همان مشهودات حسی میدانند. برهمین اساس گرفتار گوساله پرستی میشوند. از نظر [[قرآن]]، چنین افرادی فاقد [[قلب سالم]] در نفس مستوی و [[معتدل]] هستند؛ زیرا تعقل و [[تفقه]] و [[تذکر]] و [[تدبر]] از کارکردهای قلب سالم است؛ در حالی که قلب اینان در [[قساوت]] به سنگ تبدیل شده و مختوم یا مطبوع شده است. وقتی قلب [[بیمار]] و مختوم و مطبوع شود، [[توانایی]] و کارکردهای [[شناختی]] و گرایشی خویش را در ساحت [[اندیشه]] و انگیزه از دست میدهد و به تعقل و تفکر نمیپردازد، بلکه گرفتار توهم و تخیل است تا جایی که امور وارونه مینگرد و تحلیل و تبیین و توصیه میکند. از این روست که چنین افرادی نه تنها به [[رشد عقلی]] نمیرسند بلکه در [[سفاهت]] گرفتار هستند تا جایی که بر اساس وارونگی شناختی و گرایشی [[افساد]] را [[اصلاح]] و اصلاح را افساد و [[ارزشها]] را [[ضد ارزش]] و [[ضد ارزشها]] را [[ارزش]] میبییند و این گونه تحلیل و تبیین و توصیه میکنند. بنابراین، یکی از مهمترین [[مشکلات]] نسبت به این گونه افراد این است که اینانی که فاقد قلب سالم و تعقل و تفکر هستند، هر چیزی را بر اساس ارزشهای مشهود محسوس ظاهری تحلیل و تبیین و توصیه کرده و به بهانه عقلانیت از [[حقایق]] مسلم چون [[آخرت]] و [[اصلاح]] و مانند آنها [[فرار]] میکنند و تن به [[فساد]] و [[افساد]] و ضد [[ارزشهای اخلاقی]] میدهند و از [[ارزشهای فطری]] [[اخلاقی]] نیز گریزان میشوند. از نظر [[قرآن]]، بسیاری از [[مردم]] در [[زندگی]] برای [[گریز]] از چیزی که [[عقل]] [[فطری]] [[کشف]] میکند و آن را ارزشهای حقانی میداند، یعنی فرار و گریز از [[عدالت]]، [[امانت]]، [[صداقت]]، [[ایمان]]، [[شکر]]، و مانند آنها، دنبال بهانه میروند، در حالی مثلا به عقل فطری میدانند که هیچ [[تساوی]] میان [[علم]]، [[نور]]، [[عدل]]، [[بینایی]]، [[شنوایی]] و مانند آنها با [[جهل]]، [[ظلمت]]، [[ظلم]]، [[کوری]] و کری و مانند آنها نیست. در [[حقیقت]] گریز و فرار از [[حق]] و مصادیق آنکه عقل فطری یا نقل [[وحیانی]] کشف میکند، به انواع بهانهها شیوه ای است که بسیاری از مردم حق گریز انجام میدهند و چون [[بنی اسرائیل]] ضرب المثل در [[بهانه جویی]] شدهاند، از این گونه بهانهها به بهانههای [[بنی اسرائیلی]] یاد میشود. امروزه در [[جهان]] معاصر نیز با ظاهر [[علمی]] و [[عقلی]]، همان رفتارهای [[جاهلانه]] عقلی و علمی انجام میشود و [[خرافات]] و [[ظنون]] بر [[قلوب]] مسلط است و [[انسانها]] برای فرار از حق و مصادیق آن بهانه جویی میکنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[بهانههای بنی اسرائیلی مدعیان (مقاله)|بهانههای بنی اسرائیلی مدعیان]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۰۰: | خط ۲۲۳: | ||
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[بنی اسرائیل (مقاله)|مقاله «بنی اسرائیل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | # [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[ابوالفضل روحی|روحی، ابوالفضل]]، [[بنی اسرائیل (مقاله)|مقاله «بنی اسرائیل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۶''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن (مقاله)|'''نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن (مقاله)|'''نگاهی به وعده شکست بنی اسرائیل از مسلمین در قرآن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[بهانههای بنی اسرائیلی مدعیان (مقاله)|'''بهانههای بنی اسرائیلی مدعیان''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||