پرش به محتوا

وکلای مالی ائمه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۸۲۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲۳: خط ۱۲۳:
[[متوکل]] نسبت به علی{{ع}} و خاندانش [[کینه]] و [[عداوت]] عجیبی داشت و اگر [[آگاه]] می‌شد که کسی به آن حضرت علاقه‌مند است، [[مال]] او را [[مصادره]] می‌کرد و خود او را به [[هلاکت]] می‌رساند. بر اساس همین ملاحظات بود که حضرت هادی{{ع}} به‌ویژه در [[زمان]] متوکل، فعالیت‌های خود را به صورت سرّی انجام می‌داد. با این همه شیعیان و [[پیروان]] آن حضرت به هر طریقی که بود [[خمس]] [[اموال]] خود را به آن حضرت یا نمایندگانش می‌رساندند.
[[متوکل]] نسبت به علی{{ع}} و خاندانش [[کینه]] و [[عداوت]] عجیبی داشت و اگر [[آگاه]] می‌شد که کسی به آن حضرت علاقه‌مند است، [[مال]] او را [[مصادره]] می‌کرد و خود او را به [[هلاکت]] می‌رساند. بر اساس همین ملاحظات بود که حضرت هادی{{ع}} به‌ویژه در [[زمان]] متوکل، فعالیت‌های خود را به صورت سرّی انجام می‌داد. با این همه شیعیان و [[پیروان]] آن حضرت به هر طریقی که بود [[خمس]] [[اموال]] خود را به آن حضرت یا نمایندگانش می‌رساندند.
«[[محمد بن داوود قمی]]» و «محمد طلحی» نقل می‌کنند: اموالی از «[[قم]]» و اطراف آنکه شامل [[خمس]]، نذور، [[هدایا]] و جواهرات بود برای [[امام ابوالحسن]] [[هادی]] حمل می‌کردیم. در راه پیک [[امام]] رسید و به ما خبر داد که بازگردیم؛ زیرا موقعیت برای تحویل این [[اموال]] مناسب نیست. ما بازگشتیم و آنچه نزدمان بود همچنان نگه داشتیم. تا آنکه پس از مدتی امام دستور داد اموال را بر شترانی که فرستاده بود بار کنیم و آنها را بدون [[ساربان]] به سوی او روانه کنیم. ما اموال را به همین کیفیت حمل کردیم و فرستادیم. بعد از مدتی که به [[حضور امام]] رسیدیم، فرمود: به اموالی که فرستادید بنگرید. دیدیم در [[خانه امام]] اموال به همان حال محفوظ است<ref>بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۸۵.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۳۵</ref>
«[[محمد بن داوود قمی]]» و «محمد طلحی» نقل می‌کنند: اموالی از «[[قم]]» و اطراف آنکه شامل [[خمس]]، نذور، [[هدایا]] و جواهرات بود برای [[امام ابوالحسن]] [[هادی]] حمل می‌کردیم. در راه پیک [[امام]] رسید و به ما خبر داد که بازگردیم؛ زیرا موقعیت برای تحویل این [[اموال]] مناسب نیست. ما بازگشتیم و آنچه نزدمان بود همچنان نگه داشتیم. تا آنکه پس از مدتی امام دستور داد اموال را بر شترانی که فرستاده بود بار کنیم و آنها را بدون [[ساربان]] به سوی او روانه کنیم. ما اموال را به همین کیفیت حمل کردیم و فرستادیم. بعد از مدتی که به [[حضور امام]] رسیدیم، فرمود: به اموالی که فرستادید بنگرید. دیدیم در [[خانه امام]] اموال به همان حال محفوظ است<ref>بحار الانوار، ج۵۰، ص۱۸۵.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۳۵</ref>
==جمع‌آوری [[خمس]] توسط وکلای [[امام حسن عسکری]]{{ع}}==
[[تعیین وکلا]] و [[نصب]] [[نمایندگان]] در مناطق گوناگون در [[زمان امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز تعقیب گردید:
حضرت نمایندگانی از میان چهره‌های درخشان و شخصیت‌های برجسته [[شیعیان]] برگزیده، در مناطق متعدد [[منصوب]] کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق [[پیروان]] [[تشیع]] را در همه مناطق زیر نظر داشت که اسامی آنان از نظرتان می‌گذرد:
۱. '''[[ابراهیم بن عبده نیشابوری]]''': او [[نماینده امام]] در [[نیشابور]] به عنوان مسؤول جمع‌آوری خمس در آن منطقه بود.
[[امام]] طی [[نامه]] مفصلی خطاب به [[اسحاق بن اسماعیل]] و شیعیان نیشابور، پس از توضیح نقش [[امامت]] در [[هدایت]] [[امت اسلامی]]، و تشریح [[ضرورت]] و اهمیت [[پیروی از امامان]] و هشدار از [[سرپیچی]] از [[فرمان امام]] نوشت:
«ای اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهیم بن عبده هستی تا وی به آنچه من در نامه‌ای که توسط محمد [[موسی]] نیشابوری فرستاده‌ام، عمل کند. تو و همه کسانی که در [[شهر]] تو هستند موظفید بر اساس نامه مزبور عمل کنید. ابراهیم بن عبده این نامه مرا برای همه بخواند تا جای سؤال و ابهامی باقی نماند... [[درود]] و [[رحمت]] فراوان بر ابراهیم بن عبده و بر تو و همه پیروان ما باد. همه کسانی که از پیروان من و از [[مردم]] شهر تواند و این نامه را بخوانند و کسانی که در آن ناحیه از [[حق]] [[منحرف]] نشدند باید [[حقوق مالی]] ما را به ابراهیم بن عبده بپردازند و او نیز باید آن را به رازی<ref>ظاهراً مقصود احمد بن اسحاق رازی یکی از بزرگان شیعیان اهل ری و یکی دیگر از نمایندگان امام عسکری است. حیاه الامام العسکری، ص۳۳۲.</ref> یا به کسی که وی را معرفی می‌کند تحویل بدهد و این دستور من است<ref>اختیار معرفه الرجال، ص۵۷۵ - ۵۸۰، [[حدیث]] ۱۰۸؛ [[بحار الانوار]]، ج۵٠، ص۳۱۹ – ۳۲۳؛ [[تحف العقول]]،
ص ٣۶٣ – ٣۶۴.</ref>. از این نامه علاوه بر موضوع جمع‌آوری وجوه [[مالی]] شیعیان که اهمیت بسزایی در تقویت و [[تحکیم]] [[وضع اقتصادی]] [[جبهه]] [[تشیع]] داشت، استفاده می‌شود که [[نمایندگان امام]] دارای سلسله مراتبی بودند و حوزه فعالیت هر کدام از آنان مشخص بود و وجوه جمع‌آوری شده می‌بایست در نهایت به دست [[وکیل]] اصلی برسد و او به [[امام]] برساند. امام گویا برای تقویت و تثبیت موقعیت [[ابراهیم بن عبده]] و نیز برای روشن ساختن شعاع حوزه فعالیت او، طی نامه‌ای به «[[عبدالله بن حمدویه بیهقی]]» چنین نوشت:
«من ابراهیم بن عبده را برای دریافت [[حقوق مالی]] آن سامان و ناحیه شما [[منصوب]] کردم و او را وکیل [[امین]] و مورد [[اعتماد]] خویش نزد [[پیروان]] خود قرار دادم، [[تقوا]] در پیش گیرید و مراقب باشید و وجوه [[مالی]] [[واجب]] را بپردازید که هیچ‌کس در ترک یا تأخیر پرداخت آن معذور نیست»<ref>اختیار معرفه الرجال، ص۵۸۰، حدیث ۱۰۸۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۱، ص٢۵۵.</ref>.
... گویا برخی از [[شیعیان]] در مورد اصالت خط و [[نامه امام]] درباره ابراهیم ایجاد [[شبهه]] و تردید کرده احتمال داده بودند که مجعول باشد، از این رو امام طی [[نامه]] جداگانه‌ای نوشت:
«نامه‌ای که درباره [[وکالت]] ابراهیم از ناحیه من - جهت دریافت حقوق مالی مربوط به من از شیعیان آن منطقه - رسیده به خط خود من است.»..<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱، ص٢۵۴؛ غیبت طوسی، ص۲۱۲.</ref>.
۲. '''[[احمد بن اسحاق اشعری قمی]]''': یکی دیگر از نمایندگان امام، «[[احمد بن اسحاق عبدالله اشعری قمی]]» از [[یاران خاص]] امام و از شخصیت‌های بزرگ [[شیعی]] در [[قم]] بود.
بعضی از [[دانشمندان علم رجال]]، از او به عنوان رابط بین [[قمی‌ها]] و امام و از جمله [[اصحاب خاص]] آن حضرت یاد کرده‌اند<ref>شیخ طوسی، الفهرست، نجف، المکتبه المرتضویه، قم، منشورات الرضی، بی‌تا، ص٢۶؛ نجاشی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه، قم، مکتبه الداوری، ص۶۶؛ تنقیح المقال، ج۱، ص۵۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۴٧؛ جامع الرواه، ج۱، ص۴١.</ref>. اما [[دانشمندان]] دیگر، او را وکیل و [[نماینده امام]] دانسته‌اند<ref>طبسی، حیاه الامام العسکری، ص۳۳۳.</ref>. از روایتی در [[بحار الانوار]] استفاده می‌شود که او [[نماینده امام]] در [[موقوفات]] [[قم]] بوده است.<ref>بحار الانوار، ج۵٠، ص۳۲۳.</ref>
«[[محمد بن جریر طبری]]» می‌نویسد: [[احمد بن اسحاق قمی اشعری]] استاد [[شیخ صدوق]]، نماینده امام [[ابو محمد]] [[عسکری]] بود. وقتی که آن حضرت درگذشت، [[وکالت]] [[حضرت صاحب الزمان]] را به عهده گرفت. از طرف حضرت نامه‌هایی خطاب به او صادر می‌شد، و او وجوه و [[حقوق مالی]] قم و اطراف آن را گردآوری نموده و به [[امام]] می‌رساند<ref>طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، قم، ط۳، منشورات الرضی، ١٣۶٣ ه. ش، ص٢٧٢.</ref>. [[احمد بن اسحاق]] صد و شصت کیسه طلا و [[نقره]] را که از [[شیعیان قم]] گرفته بود به امام [[تسلیم]] کرد<ref>الطبرسی، ابی منصور، الاحتجاج، تعلیق السید باقر الخرسان، دار النعمان للطباعه و النشر، النجف الاشرف، ١٣٨۶ ه، ١٩۶۶م، ج۲، ص٢۶٩ و ٢٧٠. احتجاج الحجه المنتظر عجل الله فرجه.</ref> و این حجم چشمگیر وجوه جمع‌آوری شده را نشان می‌دهد.
۳. '''[[ابراهیم بن مهزیار اهوازی]]''': وی یکی دیگر از [[وکلای امام]] بود. اموالی از [[بیت المال]] نزد او جمع شده بود و موفق نشده بود به [[حضرت عسکری]]{{ع}} تحویل دهد. پس از [[شهادت امام]]، هنگامی که ابراهیم [[بیمار]] شد به فرزندش محمد [[وصیت]] کرد که آن [[اموال]] را به محضر حضرت صاحب الزمان برساند. او نیز این [[مأموریت]] را انجام داد و به جای پدرش به [[نمایندگی]] [[امام دوازدهم]] [[منصوب]] گردید.
توضیح این که [[محمد بن ابراهیم بن مهزیار]] می‌گوید: پس از [[وفات]] حضرت ابی محمد{{ع}} درباره جانشینش به [[شک]] افتادم و نزد پدرم [[مال]] بسیاری از [[سهم امام]] گرد آمده بود. آنها را برداشت، سوار کشتی شد، من هم دنبال او رفتم، او را تب [[سختی]] گرفت و گفت: فرزند عزیزم مرا برگردان که این [[بیماری]] [[مرگ]] است. آن‌گاه گفت: درباره این اموال از [[خدا]] بترس و به من وصیت نمود. سپس وفات کرد. با خود گفتم پدر من کسی نبود که وصیت نادرستی کند. من این اموال را به [[عراق]] می‌برم و در آنجا خانه‌ای بالای شط [[اجاره]] می‌کنم و به کسی چیزی نمی‌گویم، اگر موضوع برایم آشکار شد چنان که در [[زمان امام حسن عسکری]]{{ع}} برایم واضح شد به او می‌دهم وگرنه مدتی با آنها خوش می‌گذرانم. وارد عراق شدم و منزلی بالای شط اجاره کردم و چند [[روز]] آنجا بودم. ناگاه فرستاده‌ای آمد و نامه‌ای همراه داشت که ای محمد! تو چنین و چنان اموالی را در میان چنین و چنان ظروفی همراه داری (تا آنجا که همه اموالی را که همراه من بود و خودم هم به تفصیل نمی‌دانستم، برایم شرح داد.) من آنها را به فرستاده [[تسلیم]] کردم و چند روز آنجا ماندم. کسی سوی من بلند نکرد (و نزد من نیامد) من [[اندوهگین]] شدم. سپس نامه‌ای به من رسید که تو را به جای پدرت [[منصوب]] ساختیم، [[خدا]] را [[شکر]] کن<ref>شیخ مفید، ارشاد، تحقیق مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، ط ١، ١۴١٣ ه، ج۲، ص۳۵۵؛ الوری باعلام الهدی، ص۴۴۵ و ۴۴۶؛ قاموس الرجال، ج۱، ص۲۱۵؛ الاصول من الکافی، ج۱، ص۴٣٧؛ کتاب الحجه، باب مولد الصاحب{{ع}}، حدیث ۵.</ref>.
۴. '''[[محمد بن عثمان عمری]]''': در رأس سلسله مراتب وکلای [[امام حسن عسکری]]{{ع}} «محمد بن عثمان عمری» قرار داشت که وکلای دیگر به وسیله او با [[امام]] در ارتباط بودند. آنان نوعاً [[اموال]] و وجوه جمع‌آوری شده را به وی تحویل می‌دادند، و او به [[محضر امام]] می‌رساند<ref>اختیار معرفه الرجال، ص۵۳۲، حدیث ۱۰۱۵؛ تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۱، ص٣١۲ – ٣١۵.</ref>.
۵. '''[[عثمان بن سعید عمری]]''': یکی دیگر از وکلای حضرت بود. (نام او جزء [[وکلای امام هادی]]{{ع}} نیز آمده است.) [[عثمان بن سعید]] از [[قبیله بنی‌اسد]] بود و به مناسبت سکونت در [[شهر]] [[سامراء]] «[[عسکری]]» نیز نامیده می‌شود. در محافل [[شیعه]] از او به نام «[[سمان]]» (روغن فروش) یاد می‌شد؛ زیرا به منظور [[استتار]] [[فعالیت‌های سیاسی]]، روغن فروشی می‌کرد و اموال متعلق به امام را که [[شیعیان]] به وی تحویل می‌دادند، در ظرف‌های روغن قرار داده، به محضر [[امام عسکری]] می‌رساند<ref>طوسی، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، ص٢١۴.</ref>. او مورد [[اعتماد]] و [[احترام]] عموم شیعیان بود<ref>{{عربی|... و الشيعة مجتمعة على عدالته و ثقته و امانته}}؛ طوسی، الغیبه، ص٢١۶.</ref>. پس از [[رحلت امام عسکری]]{{ع}} [[مراسم]] [[تغسیل]] و تکفین و [[خاکسپاری]] آن حضرت را در ظاهر، [[عثمان بن سعید]] انجام داد<ref>طوسی، الغیبه، ص٢١۶.</ref>. و نیز همو بود که روزی در حضور جمعی از شیعیان به [[فرمان امام]] [[عسکری]]{{ع}} و به [[نمایندگی]] از طرف آن حضرت، اموالی را که گروهی از شیعیان [[یمن]] آورده بودند از آنان تحویل گرفت و [[امام]] در برابر اظهارات حاضران مبنی بر این که با این اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعید افزایش یافته است، فرمود: [[گواه]] باشید که عثمان بن سعید، [[وکیل]] من است و پسرش محمد نیز وکیل پسرم [[مهدی]] خواهد بود<ref>طوسی، الغیبه، ص٢١۶.</ref>.
۶. '''[[أیوب بن نوح]]'''<ref>تنقیح المقال، ج۱، ص١۵٩؛ رجال علامه حلی، ص۱۲؛ معجم رجال الحدیث، ج۳، ص٢۶۰ - ٢۶۱.</ref>؛
۷. '''[[احمد بن اسحاق رازی]]'''<ref>تنقیح المقال، ج۱، ص۵۰؛ جامع الرواه، ج۱، ص۴١.</ref>؛
۸. '''[[جعفر بن سهیل]]'''<ref>رجال طوسی، ص۴٢٩.</ref>.
اینان نیز از وکلای [[امام حسن عسکری]]{{ع}} بوده‌اند.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۳۵</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش