|
|
| خط ۴۰: |
خط ۴۰: |
|
| |
|
| این [[روایات]] صریحاً نشان میدهند که [[دین اسلام]] آخرین [[دین]] و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[آخرین پیامبر]] است و پس از او باب نبوت به طور مطلق مسدود میشود و پیامبر دیگری ظهور نخواهد کرد؛ نه پیامبر [[تشریعی]] که دارای کتاب و [[شریعت]] جدید باشد و نه پیامبر [[تبلیغی]] که مبلغ و مروج دین اسلام باشد. بنابراین، روایات یادشده «[[خاتمیت]]» را به کاملترین وجه و با صراحت به [[اثبات]] میرساند<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]] ص ۵۴.</ref>. | | این [[روایات]] صریحاً نشان میدهند که [[دین اسلام]] آخرین [[دین]] و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[آخرین پیامبر]] است و پس از او باب نبوت به طور مطلق مسدود میشود و پیامبر دیگری ظهور نخواهد کرد؛ نه پیامبر [[تشریعی]] که دارای کتاب و [[شریعت]] جدید باشد و نه پیامبر [[تبلیغی]] که مبلغ و مروج دین اسلام باشد. بنابراین، روایات یادشده «[[خاتمیت]]» را به کاملترین وجه و با صراحت به [[اثبات]] میرساند<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]] ص ۵۴.</ref>. |
|
| |
| == [[دلیل اجماع]] ==
| |
| [[اجماع]] علمای [[اسلام]] بر این است که بعد از [[پیامبر اسلام]]، [[نبوت]] و [[شریعت]] [[دینی]] خاتمه پیدا کرده است<ref>ر.ک: [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[خاتمیت (مقاله)|خاتمیت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص۵۲۹ ـ ۵۳۸. </ref>. همچنین باید توجه داشت ارسال [[نامه]] از سوی [[پیامبر]] {{صل}} برای سران کشورهای [[ایران]]، [[روم]]، [[حبشه]] و [[یمن]]، مؤید [[ختم نبوت]] است؛ زیرا اگر [[اسلام]] ناقص و برای [[قوم]] و یا [[قبیله]] ای بود، جایی برای [[دعوت]] سایر اقوام به [[اسلام]] وجود نداشت<ref>ر.ک: [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ص ۱۲۷. </ref>.
| |
|
| |
| در روایات به خاتمیت تصریح شده است، چنان که [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: من برای همه مردم فرستاده شدم و با من به [[نبوت]] پایان داده شد<ref>صحیح مسلم، ج ۷، ص ۶۴ - ۶۵؛ الطبقات، ج۱، ص ۱۹۲؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۴۱۲.</ref>؛ همچنین خطاب به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} فرمود<ref>الکافی، ج ۸، ص ۱۰۶.</ref>: تو نسبت به من همانند [[حضرت هارون|هارون]] {{ع}} نسبت به [[حضرت موسی|موسی]] {{ع}} هستی؛ جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود<ref>ر.ک: الکافی، ج ۸، ص ۲۶، ۱۰۷؛ کمالالدین، ص ۲۵، ۲۷۸؛ نیز ر.ک: بحارالانوار، ج ۳۹، ص ۱۸، ۲۱۸.</ref>.
| |
|
| |
| [[امام علی|امیر مؤمنان، علی]] {{ع}} نیز با عبارتهای {{متن حدیث|الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ}}، {{متن حدیث|خَاتَمُ رُسُلِهِ}} و {{متن حدیث|خَاتَمِ النَّبِيِّينَ}} بر خاتمیت تأکید کرده است <ref>نهجالبلاغه، خطبه ۷۲، ۱۷۳، ۸۷.</ref> برخی خاتمیت را بحثی درون دینی دانسته و گفتهاند: نمیتوان برای اثبات آن، برهانی عقلی آورد و از دیدگاه عقل، تنها میتوان آن را ممکن دانست<ref>شرح نهجالبلاغه، ابنمیثم، ج ۱، ص ۵۷۲.</ref> .برخی اندیشمندان معاصر نیز معتقدند شناخت معیارهای خاتمیت در چنبره دانش ما نیست و بر پایه حکمت الهی است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} آخرین فرستاده خدای والا باشد. به رغم سخنان یاد شده میتوان با اثبات کمال نهایی اسلام، بر خاتمیت پیامآورش استدلال کرد. به سخن دیگر، خاتمیّت و کمال نهایی، دو امر متلازماند و نمیشود دینی خود را خاتم ادیان بداند و داعیه کمال نهایی نداشته باشد؛ یا داعیه کمال نهایی داشته باشد ولی خود را خاتم ادیان نداند<ref>معارف قرآن، ج ۵، ص ۱۸۴؛ نک: آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۲۶ - ۱۲۷.</ref>.
| |
|
| |
| متکلمان مسلمان، سه دلیل نقلی برای اثبات خاتمیت یاد کردهاند: نخست آیه آیه{{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره احزاب، آیه۴۰.</ref> و دوم، سخن [[رسول خدا]] {{صل}} به [[امیر مؤمنان]] {{ع}} که فرمود: نسبت تو به من مانند نسبت [[حضرت هارون|هارون]] {{ع}} به [[حضرت موسی|موسی]] {{ع}} است، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد بود. دلیل سوم، اجماع است<ref>صحیح البخاری، ج ۵، ص ۱۲۹؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۰۹؛ الاعتماد، ص ۸۴؛ کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۵۹۹ - ۶۰۰.</ref>.
| |
|
| |
| با بهرهگیری از دیگر آیات قرآن در بیانی تحلیلی میتوان چنین گفت: قرآن کریم بیانگر هر چیزی است: {{متن قرآن|تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ }}<ref> بیانگر هر چیز است؛ سوره نحل، آیه۸۹.</ref> و از هیچ امری که لازمِ هدایت و ارشاد مردم باشد غفلت نورزیده: {{متن قرآن|مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ }}<ref> ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم؛ سوره انعام، آیه۳۸.</ref> و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نیز به برترین مرتبه از کمال رسیده است: {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد. آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید؛ سوره نجم، آیه ۸- ۹.</ref>، از اینرو قرآن وی کاملترین [[وحی]] و در بردارنده برترین معارف<ref>الکاشف، ج۶، ص ۲۲۵ - ۲۲۶.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا}}<ref> بیگمان این قرآن به آیین استوارتر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند؛ سوره اسراء، آیه۹.</ref> و مهیمن بر همه کتابهای آسمانی است:<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص ۴۱۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۱۰ - ۱۱؛ المیزان، ج ۲، ص ۳۱۲.</ref>{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}<ref> و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف میورزیدید آگاه میگرداند؛ سوره مائده، آیه۴۸.</ref> هیمنه داشتن به معنای تسلط بر چیزی به جهت مراقبت از آن یا اعمال انواع تصرفات در آن است و قرآن از آن رو مهیمن بر دیگر کتابهای آسمانی است که اصول ثابت و تغییرناپذیری مانند توحید و معاد را که در آنها آمده، حفظ میکند و احکام و قوانینی را که به زمانی خاص، اختصاص داشتهاند نسخ کرده و احکام جدیدی را جایگزین آنها میسازد<ref>المیزان، ج ۵، ص ۳۴۸.</ref>؛ همچنین شریعت او کاملترین شریعت است و همه نیازهای آفریدگان را در همه زمانها و مکانها و هر شرایطی تا قیامت تأمین میکند، بنابراین پیامبر دیگری پس از ایشان نخواهد آمد<ref>الارشاد، ص ۲۱۰.</ref>.
| |
|
| |
| افزون بر این، قرآن کریم [[پیامبر]] {{صل}} را رسولی برای همه بشر تا پایان جهان میداند: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> و تو را جز مژدهبخش و بیمدهنده برای همه مردم نفرستادهایم اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره سبأ، آیه۲۸.</ref> و تأکید میکند انذار ایشان برای جهانیان: {{متن قرآن|تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا }}<ref> بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد؛ سوره فرقان، آیه۱.</ref> و رسالتش مایه رحمت برای همه عالمیان است: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ}}<ref> و تو را جز رحمتی برای جهانیان، نفرستادهایم؛ سوره انبیاء، آیه ۱۰۷.</ref> و این همه خود دلیل دیگری برای اثبات خاتمیتاند، ازاینرو برخی عمومیت [[نبوت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را مستلزم خاتمیت ایشان دانستهاند<ref>اوائل المقالات، ص ۱۷۵.</ref> بعضی نیز براساس آیه ۱۰۷ سوره انبیاء برای هر پیامبری به سهمی از شفقت و نصیحت معتقد شدهاند و برترین درجه ممکن را به [[پیامبر اسلام]] {{صل}} اختصاص داده و افزودهاند سهمی از شفقت، نصیحت، هدایت و ارشاد برای پیامبر دیگری پس از او نمانده است، تا با بعثت او به انجام رسد، پس ایشان پایانبخش رسولان است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۱۴؛ روحالمعانی، ج ۲۲، ص ۳۲.</ref> و با نبوتشان باب بعثت مُهر شده است<ref>روضالجنان، ج ۱۵، ص ۴۳۱.</ref>.<ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[خاتمیت (مقاله)|خاتمیت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱]]، ص۵۲۹ - ۵۳۸.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |