وقف در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
«[[وقف]]» را چنین تعریف کرده‌اند: منعفت حاصل از چیزی را در راه بخصوصی [[خرج]] کردن. وقف عبارت است از اینکه عین [[مال]] [[حبس]] و [[منافع]] آن تسبیل شود. (ماده ۵۵ [[قانون]] [[مدنی]]). جمع این واژه [[اوقاف]] است. به مال و [[زمین]] وقف شده، موقوفه گفته می‌شود. وقف از جمله [[عقود]] معینی است که در [[فقه]] [[امامیه]] از اعتبار خاصی برخوردار است.
«[[وقف]]» را چنین تعریف کرده‌اند: منعفت حاصل از چیزی را در راه به‌خصوصی [[خرج]] کردن. وقف عبارت است از اینکه عین [[مال]] [[حبس]] و منافع آن تسبیل شود. (ماده ۵۵ [[قانون]] مدنی). جمع این واژه [[اوقاف]] است. به مال و [[زمین]] وقف شده، موقوفه گفته می‌شود. وقف از جمله [[عقود]] معینی است که در [[فقه]] [[امامیه]] از اعتبار خاصی برخوردار است.
در اواخر شاهنشاهی [[ساسانیان]] بنیادهای [[نیکوکاری]] به منظور [[رستگاری]] روان در [[ایران]] بنیاد شد که [[پول]] آن صرف کمک به تنگدستان و احداث تأسیسات عام‌المنفعه می‌شد. همین بنیادها بعدها الگویی برای وقف [[اسلامی]] شدند.
در اواخر شاهنشاهی ساسانیان بنیادهای [[نیکوکاری]] به منظور [[رستگاری]] روان در [[ایران]] بنیاد شد که [[پول]] آن صرف کمک به تنگدستان و احداث تأسیسات عام‌المنفعه می‌شد. همین بنیادها بعدها الگویی برای وقف [[اسلامی]] شدند.
در ایران در [[تشکیلات اداری]] دوره [[سامانیان]] (۲۶۱-۳۸۹ [[هجری]]) از [[دیوان]] [[موقوفات]] و یا دیوان اوقاف نام برده شده که کار آن رسیدگی به امور [[مساجد]] و [[اراضی]] موقوفه بوده است.
 
برای انعقاد وقف به جز «شرایط اساسی [[صحت]] [[قراردادها]]»، شرایط خاصی ضروری است که عبارتند از:
در ایران در تشکیلات اداری دوره [[سامانیان]] (۲۶۱-۳۸۹ هجری) از [[دیوان]] [[موقوفات]] و یا دیوان اوقاف نام برده شده که کار آن رسیدگی به امور [[مساجد]] و [[اراضی]] موقوفه بوده است.
#حبس عین: منظور از حبس مال موقوفه این است که واقف (وقف دهنده) در مدت وقف، [[حق]] هیچ‌گونه دخل و تصرفی در عین موقوفه ندارد. یعنی واقف حق ندارد که مال موقوفه را بفروشد یا اینکه هرگونه نقل و انتقال [[حقوقی]] نسبت به مال موقوفه انجام دهد، یا تصرفی در مال موقوفه بکند که منافی وقف باشد؛
 
#تسبیل [[منفعت]]: وقف در صورتی صحیح است که منظور واقف از وقف حبس عین به منظور [[قرب الهی]] و [[فی‌سبیل‌الله]] باشد؛
برای انعقاد وقف به جز «شرایط اساسی صحت [[قراردادها]]»، شرایط خاصی ضروری است که عبارت‌اند از:
#قابلیت بقای عین: «فقط وقف [[مالی]] جایز می‌باشد که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد.».. (ماده ۵۸ قانون مدنی) بنابراین وقف مالی که در صورت استفاده از آن مال، قابلیت بقا ندارد، [[باطل]] است؛ به عنوان مثال خوراکی‌ها را نمی‌توان وقف کرد؛
# حبس عین: منظور از حبس مال موقوفه این است که واقف (وقف دهنده) در مدت وقف، [[حق]] هیچ‌گونه دخل و تصرفی در عین موقوفه ندارد. یعنی واقف حق ندارد که مال موقوفه را بفروشد یا اینکه هرگونه نقل و انتقال [[حقوقی]] نسبت به مال موقوفه انجام دهد، یا تصرفی در مال موقوفه بکند که منافی وقف باشد؛
#[[قبض]] عین: وقف از عقود تشریفاتی است بنابراین وقف زمانی تحقق پیدا می‌کند که واقف عین موقوفه را در [[اختیار]] موقوف علیه (کسی که وقف به نفع اوست) یا موقوف علیهم قرار دهد و عین موقوفه به قبض موقوف علیه یا موقوف علیهم درآید.
# تسبیل منفعت: وقف در صورتی صحیح است که منظور واقف از وقف حبس عین به منظور [[قرب الهی]] و [[فی‌سبیل‌الله]] باشد؛
[[وقف]] از جمله [[عقود]] لازم است. بنابراین بعد از انعقاد وقف، واقف نمی‌تواند از آن برگردد و [[اختیار]] هرگونه تصرفی در عین موقوفه را از دست می‌دهد. این است که ماده ۶۱ [[قانون]] [[مدنی]] در عبارتی مفصل بیان می‌کند: «وقف بعد از وقوع آن به نحو [[صحت]] و حصول [[قبض]] لازم است و واقف نمی‌تواند از آن [[رجوع]] کند، یا در آن تغییری بدهد یا از موقوف علیهم کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف علیهم نماید یا با آنها [[شریک]] کند، یا اگر در ضمن [[عقد]] متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود به عنوان تولیت دخالت کند».
# قابلیت بقای عین: «فقط وقف [[مالی]] جایز می‌باشد که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد.».. (ماده ۵۸ قانون مدنی) بنابراین وقف مالی که در صورت استفاده از آن مال، قابلیت بقا ندارد، [[باطل]] است؛ به عنوان مثال خوراکی‌ها را نمی‌توان وقف کرد؛
وقف در [[اسلام]] [[ثواب]] بسیاری دارد و پس از [[مرگ]]، به عنوان [[صدقه]]، پیوسته به شخص وقف کننده می‌رسد.
# قبض عین: وقف از عقود تشریفاتی است بنابراین وقف زمانی تحقق پیدا می‌کند که واقف عین موقوفه را در [[اختیار]] موقوف علیه (کسی که وقف به نفع اوست) یا موقوف علیهم قرار دهد و عین موقوفه به قبض موقوف علیه یا موقوف علیهم درآید.
[[ائمه اطهار]]{{عم}} خود در اجرای [[سنت]] وقف پیشقدم بودند؛ [[امام علی]]{{ع}} چاه‌ها و باغ‌های بسیاری را که به دست خود احداث فرموده بود، در [[راه خدا]] و [[مسلمانان]] وقف کرد. برخی از این چاه‌ها هنوز در [[کشور عربستان]] با عنوان «[[آبار علی]]» (چاه‌های علی) شناخته می‌شود و مورد استفاده است.
 
[[وقف]] از جمله [[عقود]] لازم است. بنابراین بعد از انعقاد وقف، واقف نمی‌تواند از آن برگردد و [[اختیار]] هرگونه تصرفی در عین موقوفه را از دست می‌دهد. این است که ماده ۶۱ [[قانون]] مدنی در عبارتی مفصل بیان می‌کند: «وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمی‌تواند از آن رجوع کند، یا در آن تغییری بدهد یا از موقوف علیهم کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف علیهم نماید یا با آنها [[شریک]] کند، یا اگر در ضمن [[عقد]] متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود به عنوان تولیت دخالت کند».
 
وقف در [[اسلام]] [[ثواب]] بسیاری دارد و پس از [[مرگ]]، به عنوان [[صدقه]]، پیوسته به شخص وقف کننده می‌رسد. [[ائمه اطهار]]{{عم}} خود در اجرای [[سنت]] وقف پیشقدم بودند؛ [[امام علی]]{{ع}} چاه‌ها و باغ‌های بسیاری را که به دست خود احداث فرموده بود، در [[راه خدا]] و [[مسلمانان]] وقف کرد. برخی از این چاه‌ها هنوز در کشور عربستان با عنوان «[[آبار علی]]» (چاه‌های علی) شناخته می‌شود و مورد استفاده است.
 
رفع بسیاری از نیازمندی‌های [[مستمندان]] و گشوده شدن بسیاری از گره‌های [[اقتصادی]]، با سنت وقف، عملی است. وقف، [[ثروت]] و مایملک را بسان چشمه‌ای همیشه جوشان می‌سازد، که هرگز از فیضان و جوشش بازنمی‌ایستد و برای همیشه [[روزگار]] خیر و [[برکت]] را بر بستر [[زمان]] و [[اجتماع]] جاری و صاحب خویش را از بهره‌های عظیم برخوردار می‌کند.
 
در اینجا یادآوری [[کلامی]] گران‌سنگ از میان سخنان و تأکیدات بسیاری که [[پیامبر]] بزرگ اسلام در زمینه ترغیب و [[تشویق]] [[مؤمنان]] به [[انفاق]] داشته‌اند، مناسب به نظر می‌رسد.
 
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌فرمایند، با مردن [[انسان]] طومار [[زندگی]] او پیچیده شده و برای همیشه ارتباط او با [[دنیا]] قطع می‌گردد، مگر سه گروه:
# دانشمندی که اثری [[علمی]] برای [[هدایت مردم]]، از خود به یادگار گذاشته باشد؛
# [[صدقات]] و [[خیرات]] مستمری که [[مردم]]، به آنها سود برند، از کسی باقی مانده باشد؛
# فرزند [[صالح]] و نیک کرداری که پدر و مادر را به [[دعای خیر]] یاد کنند.


رفع بسیاری از نیازمندی‌های [[مستمندان]] و گشوده شدن بسیاری از گره‌های [[اقتصادی]]، با سنت وقف، عملی است.
وقف، [[ثروت]] و مایملک را بسان چشمه‌ای همیشه جوشان می‌سازد، که هرگز از فیضان و جوشش بازنمی‌ایستد و برای همیشه [[روزگار]] خیر و [[برکت]] را بر بستر [[زمان]] و [[اجتماع]] جاری و صاحب خویش را از بهره‌های [[عظیم]] برخوردار می‌کند.
در اینجا یادآوری [[کلامی]] گران‌سنگ از میان سخنان و تأکیدات بسیاری که [[پیامبر]] بزرگ اسلام در زمینه [[ترغیب]] و [[تشویق]] [[مؤمنان]] به [[انفاق]] داشته‌اند، مناسب به نظر می‌رسد.
[[پیامبر اکرم]] می‌فرمایند، با مردن [[انسان]] طومار [[زندگی]] او پیچیده شده و برای همیشه [[ارتباط]] او با [[دنیا]] قطع می‌گردد، مگر سه گروه:
#دانشمندی که اثری [[علمی]] برای [[هدایت مردم]]، از خود به یادگار گذاشته باشد؛
#[[صدقات]] و [[خیرات]] [[مستمری]] که [[مردم]]، به آنها [[سود]] برند، از کسی باقی مانده باشد؛
#فرزند [[صالح]] و [[نیک کرداری]] که پدر و مادر را به [[دعای خیر]] یاد کنند.
حسب تأکید [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]] از همان آغاز، [[مسلمانان]] [[وقف]] را مورد عمل خود قرار دادند.
حسب تأکید [[پیامبر عظیم‌الشأن اسلام]] از همان آغاز، [[مسلمانان]] [[وقف]] را مورد عمل خود قرار دادند.
در کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] آمده است اغلب [[صحابه]] [[پیغمبر]]{{صل}} از خود موقوفاتی را به یادگار گذاشتند، تا آنجا که [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: از [[یاران پیامبر]]{{صل}} کسی نبود که [[توانایی مالی]] داشته و چیزی را وقف نکرده باشد. [[امام علی]]{{ع}} [[موقوفات]] بسیاری را از خود به جای گذاشت، اسامی موقوفات و وقفنامه‌های امام علی{{ع}} در مطاوی [[کتب حدیث]] آمده است، این وقفنامه‌ها خود همواره یک منبع الهام‌بخش، برای مسلمانان در طول تاریخ بوده است.


از مباحثی که (در باب وقف) غالب، بلکه [[جمهور]] [[اصحاب]] و نیز فقهای دیگر [[مذاهب اسلامی]] به آن پرداخته‌اند، مبحث ملکیت در وقف است. یعنی این مسئله که اولاً، آیا وقف تملیک است یا (همانند [[عتق]]) تحریر و فک [[ملک]] است؟ و ثانیاً به فرض تملیک بودن، تملیک به [[خداوند]] است یا تملیک به موقوف علیه، و یا در این جهت باید بین وقف بر جهت عام و وقف بر معین تفصیل داد؟ و یا اینکه اصلاً تملیک نیست و [[مال]] وقفی همچنان در ملک واقف باقی می‌ماند.
در کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] آمده است اغلب [[صحابه]] [[پیغمبر]]{{صل}} از خود موقوفاتی را به یادگار گذاشتند، تا آنجا که [[جابر بن عبدالله انصاری]] می‌گوید: از [[یاران پیامبر]]{{صل}} کسی نبود که توانایی مالی داشته و چیزی را وقف نکرده باشد. [[امام علی]]{{ع}} [[موقوفات]] بسیاری را از خود به جای گذاشت، اسامی موقوفات و وقفنامه‌های امام علی{{ع}} در مطاوی کتب حدیث آمده است، این وقفنامه‌ها خود همواره یک منبع الهام‌بخش، برای مسلمانان در طول تاریخ بوده است.
 
از مباحثی که (در باب وقف) غالب، بلکه جمهور [[اصحاب]] و نیز فقهای دیگر [[مذاهب اسلامی]] به آن پرداخته‌اند، مبحث ملکیت در وقف است. یعنی این مسئله که اولاً، آیا وقف تملیک است یا (همانند [[عتق]]) تحریر و فک [[ملک]] است؟ و ثانیاً به فرض تملیک بودن، تملیک به [[خداوند]] است یا تملیک به موقوف علیه، و یا در این جهت باید بین وقف بر جهت عام و وقف بر معین تفصیل داد؟ و یا اینکه اصلاً تملیک نیست و [[مال]] وقفی همچنان در ملک واقف باقی می‌ماند.
 
بنابراین در ظاهر پنج قول (یا احتمال) در این مسئله قابل طرح است:
بنابراین در ظاهر پنج قول (یا احتمال) در این مسئله قابل طرح است:
#بر ملک واقف باقی می‌ماند و تنها [[منفعت]] آن نسبت به او سلب می‌شود؛
# بر ملک واقف باقی می‌ماند و تنها منفعت آن نسبت به او سلب می‌شود؛
#فک ملک است و بعد از وقف (همانند عتق) بلامالک خواهد شد؛
# فک ملک است و بعد از وقف (همانند عتق) بلامالک خواهد شد؛
#به «موقوف علیهم» منتقل می‌شود.
# به «موقوف علیهم» منتقل می‌شود.
#به [[خدای متعال]] منتقل می‌شود و مالک آن بعد از وقف، خداوند است؛
# به [[خدای متعال]] منتقل می‌شود و مالک آن بعد از وقف، خداوند است؛
#در وقف بر جهات [[عامه]] (مانند [[مسلمین]]، [[فقرا]] و...) به خداوند و در وقف بر معین (خاص) به موقوف علیه و در وقف بر [[مساجد]] و... فک ملک است.
# در وقف بر جهات [[عامه]] (مانند [[مسلمین]]، [[فقرا]] و...) به خداوند و در وقف بر معین (خاص) به موقوف علیه و در وقف بر [[مساجد]] و... فک ملک است.
قبل از پرداختن به این مسئله یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که: در ملکیت موقوف علیه نسبت به [[منافع]] (همان‌طور که [[فاضل مقداد]] تصریح کرده است) اختلافی نیست، یعنی بعد از انعقاد و تمامیت [[وقف]]، منافع [[مال]] موقوف به «موقوف علیهم» منتقل خواهد شد. البته، همان‌طور که ابن‌زهره در غنیه تصریح کرده، [[مالکیت]] موقوف علیه نسبت به منافع در بعضی از موارد، مالکیت انتفاع است، نه مالکیت [[منفعت]].
 
قبل از پرداختن به این مسئله یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که: در ملکیت موقوف علیه نسبت به منافع (همان‌طور که [[فاضل مقداد]] تصریح کرده است) اختلافی نیست، یعنی بعد از انعقاد و تمامیت [[وقف]]، منافع [[مال]] موقوف به «موقوف علیهم» منتقل خواهد شد. البته، همان‌طور که ابن‌زهره در غنیه تصریح کرده، [[مالکیت]] موقوف علیه نسبت به منافع در بعضی از موارد، مالکیت انتفاع است، نه مالکیت منفعت.


توضیح: مالکیت منفعت در مواردی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد باشد، تا در مصارفی معین هزینه شود، مانند وقف بر افراد معین و یا وقف اموالی برای صرف درآمد و منافع آن در اداره [[مسجد]] و [[مدرسه]] و... که در این صورت منافع، [[ملک]] موقوف علیه است، ملکیت طلقی که می‌توان آنها را فروخت و یا به سبب دیگری آنها را به دیگری منتقل کرد.
توضیح: مالکیت منفعت در مواردی است که نظر واقف از وقف، تحصیل درآمد باشد، تا در مصارفی معین هزینه شود، مانند وقف بر افراد معین و یا وقف اموالی برای صرف درآمد و منافع آن در اداره [[مسجد]] و [[مدرسه]] و... که در این صورت منافع، [[ملک]] موقوف علیه است، ملکیت طلقی که می‌توان آنها را فروخت و یا به سبب دیگری آنها را به دیگری منتقل کرد.
مالکیت انتفاع مربوط به مواردی است که نظر واقف از وقف تحصیل درآمد مادی نباشد، مانند احداث [[مدارس]]، قناطر و مشاهد و... که [[مسلمانان]] مالک انتفاع از این [[موقوفات]] هستند، نه مالک منافع. پس [[حق]] [[خرید و فروش]]، هبه و... را نسبت به آن منافع ندارند. به عبارت دیگر تملیک انتفاع عبارت است از [[اذن]] به دیگری برای اینکه تنها خودش به مباشرت از [[مالی]] انتفاع ببرد، مانند اذن در سکنای مدارس و... این اذن ممکن است از طرف [[خداوند]] و [[شارع]] باشد، مانند اذن به [[تمتع]] از طیبات و... و گاه از طرف مالک یک عین یا منفعت است.
 
مالکیت انتفاع مربوط به مواردی است که نظر واقف از وقف تحصیل درآمد مادی نباشد، مانند احداث [[مدارس]]، قناطر و مشاهد و... که [[مسلمانان]] مالک انتفاع از این [[موقوفات]] هستند، نه مالک منافع. پس [[حق]] [[خرید و فروش]]، هبه و... را نسبت به آن منافع ندارند. به عبارت دیگر تملیک انتفاع عبارت است از [[اذن]] به دیگری برای اینکه تنها خودش به مباشرت از [[مالی]] انتفاع ببرد، مانند اذن در سکنای مدارس و... این اذن ممکن است از طرف [[خداوند]] و [[شارع]] باشد، مانند اذن به تمتع از طیبات و... و گاه از طرف مالک یک عین یا منفعت است.


البته در وقف انتفاع تعبیر به ملکیت انتفاع، شاید خالی از [[مسامحه]] نباشد. در این موارد تعبیر به [[اباحه]] از تعبیر به تملیک، مناسب‌تر است.
البته در وقف انتفاع تعبیر به ملکیت انتفاع، شاید خالی از [[مسامحه]] نباشد. در این موارد تعبیر به [[اباحه]] از تعبیر به تملیک، مناسب‌تر است.
وقف و [[حبس]] جزء انباشت [[سرمایه]] از شیوه‌های عملی [[فقرزدایی]] محسوب می‌شود. وقف و حبس که در مقوله [[حقوقی]] مورد تأکید [[اسلام]] است، به‌طور دقیق در جهت کار افتادن سرمایه به شکل خارج از دست [[سرمایه‌دار]] طراحی و [[تشریع]] شده است؛ سرمایه‌هایی که وقف یا حبس می‌شود، از [[اختیار]] مالکیت آن [[آزاد]] می‌شود و منافع حاصل چه در [[تولید]] یا [[تجارت]] و خدمات به گروه‌های نیازمند اختصاص می‌یابد.
 
[[وقف]] و [[حبس]] در عین اینکه یک [[سیاست]] حمایتی در جهت [[فقرزدایی]] به شمار می‌آید خود وسیله [[توزیع]] [[سرمایه]] و گردش آن توسط افرادی غیر از [[سرمایه‌دار]] است<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۷۵۹.</ref>
وقف و [[حبس]] جزء انباشت [[سرمایه]] از شیوه‌های عملی [[فقرزدایی]] محسوب می‌شود. وقف و حبس که در مقوله [[حقوقی]] مورد تأکید [[اسلام]] است، به‌طور دقیق در جهت کار افتادن سرمایه به شکل خارج از دست سرمایه‌دار طراحی و [[تشریع]] شده است؛ سرمایه‌هایی که وقف یا حبس می‌شود، از [[اختیار]] مالکیت آن [[آزاد]] می‌شود و منافع حاصل چه در [[تولید]] یا [[تجارت]] و خدمات به گروه‌های نیازمند اختصاص می‌یابد.
 
[[وقف]] و [[حبس]] در عین اینکه یک [[سیاست]] حمایتی در جهت [[فقرزدایی]] به شمار می‌آید خود وسیله توزیع سرمایه و گردش آن توسط افرادی غیر از سرمایه‌دار است<ref>فقه سیاسی، ج۴، ص۱۲۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۷۵۹.</ref>


== وقف در جامعه اسلامی ==
== وقف در جامعه اسلامی ==
خط ۵۱: خط ۶۲:


وقف از سنت‌های پسندیده‌ای است که در سیره امامان معصوم{{عم}} به‌ویژه [[امام علی]]{{ع}} و نیز بزرگان و [[علما]] و [[عامه]] [[مردم]] رواج داشته است؛ به طوری که بسیاری از مؤسسات [[علمی]]، [[فرهنگی]]، مذهبی و عام‌المنفعه در [[جهان اسلام]] به [[برکت]] [[وقف]] ایجاد شده‌اند. [[انسان]] می‌تواند [[خانه]]، [[زمین]] یا باغ خود را وقف [[مستمندان]]، سالخوردگان و معلولان و... کند یا ثروتش را صرف ساختن [[مدرسه]] و بیمارستان نماید. در [[حقیقت]] گستره عمل وقف بسیار وسیع و هر امر عام‌المنفعه‌ای را شامل می‌شود<ref>سید حسین میرمعزی، نظام اقتصادی اسلام، ص۳۹۰.</ref>.
وقف از سنت‌های پسندیده‌ای است که در سیره امامان معصوم{{عم}} به‌ویژه [[امام علی]]{{ع}} و نیز بزرگان و [[علما]] و [[عامه]] [[مردم]] رواج داشته است؛ به طوری که بسیاری از مؤسسات [[علمی]]، [[فرهنگی]]، مذهبی و عام‌المنفعه در [[جهان اسلام]] به [[برکت]] [[وقف]] ایجاد شده‌اند. [[انسان]] می‌تواند [[خانه]]، [[زمین]] یا باغ خود را وقف [[مستمندان]]، سالخوردگان و معلولان و... کند یا ثروتش را صرف ساختن [[مدرسه]] و بیمارستان نماید. در [[حقیقت]] گستره عمل وقف بسیار وسیع و هر امر عام‌المنفعه‌ای را شامل می‌شود<ref>سید حسین میرمعزی، نظام اقتصادی اسلام، ص۳۹۰.</ref>.
نهاد وقف در تأسیس و تداوم [[حیات]] نهادها و مراکز [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] تأثیر فراوانی داشته و توانسته است در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]]، منشأ حرکت‌های مؤثری باشد. پیوستگی وقف با [[اسلام]] و به عبارتی پشتوانه‌های [[دینی]] آن سبب می‌شود [[مسلمانان]] توجه شایانی به آن بکنند. در تاریخ، مدارس علمیه [[مساجد]]، تکایا، حسینیه‌ها و حتی کاروان‌سراها، حمام‌ها و بازارچه‌های بسیاری دیده می‌شود که محصول وقف هستند.
نهاد وقف در تأسیس و تداوم [[حیات]] نهادها و مراکز [[فرهنگی]]، [[اقتصادی]] و [[اجتماعی]] تأثیر فراوانی داشته و توانسته است در دوره‌های گوناگون [[تاریخ]]، منشأ حرکت‌های مؤثری باشد. پیوستگی وقف با [[اسلام]] و به عبارتی پشتوانه‌های [[دینی]] آن سبب می‌شود [[مسلمانان]] توجه شایانی به آن بکنند. در تاریخ، مدارس علمیه [[مساجد]]، تکایا، حسینیه‌ها و حتی کاروان‌سراها، حمام‌ها و بازارچه‌های بسیاری دیده می‌شود که محصول وقف هستند.


۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش