←دلالت بر امامت امام علی {{ع}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
=== دلالت بر [[امامت امام علی]] {{ع}} === | === دلالت بر [[امامت امام علی]] {{ع}} === | ||
از جمله مهمترین دلالتهای آیه تبلیغ، دلالت بر امامت و ولایت امام علی {{ع}} است. | از جمله مهمترین دلالتهای آیه تبلیغ، دلالت بر امامت و ولایت امام علی {{ع}} است. | ||
# '''کیفیت استدلال''' | |||
خداوند به پیامبرش دستور داده [[فضیلت]] و یا [[ولایت امام علی]]{{ع}} را برای همگان آشکار سازد؛ از این رو [[رسول خدا]]{{صل}} پس از این دستور درباره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ}}. با استفاده از سه مقدمه به ضمیمه حدیث غدیر، میتوان [[نزول]] [[آیه تبلیغ]] در [[روز غدیر]] در امامت و ولایت امام علی {{ع}} را به [[اثبات]] رساند. | |||
## مقدمه اول | |||
[[علمای شیعه]] در نزول این [[آیه]] در [[غدیر خم]] [[وحدت]] نظر دارند. در بین اهل سنت نیز بسیاری بر این باورند که این آیه در غدیر خم نازل شده است.<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۱۰۹؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۴، ص۴۰۱.</ref>. | |||
## مقدمه دوم | |||
[[استدلال]] [[شیعه]] این است که [[رسول خدا]]{{صل}} در [[خطبه غدیر]]، جمله {{متن حدیث|من كنت مولاه فهذا علي مولاه}} را فرمودهان. خطبه غدیریه رسول خدا{{صل}} از همان [[زمان]] صدور مورد توجه [[مسلمانان]] و در عصر تدوین مورد توجه [[مورخان]]، [[محدثان]] و [[مفسران]] بوده است و همه کسانی که این [[خطبه]] را نقل کردهاند، صدور این جمله را از رسول خدا{{صل}} نوشتهاند.<ref>على بن محمد، ابن مغازلی، مناقب الامام على بن ابی طالب، ص۷۸؛ابو جعفر بن عبدالله الاسكافى المعتزلى، المعيار والموازينه فى فضائل الامام اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب، ص۲۱۰؛محمد بن احمد، الذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۱۴، ص۲۷۷؛ابى الفداء ابن كثير، البداية و النهاية، ج۱۱، ص۱۲۵ حوادث سال ۳۱۰.</ref>. | |||
## مقدمه سوم | |||
هر چند بسیاری از نویسندگان [[اهل سنت]]، [[اصرار]] دارند که واژه «مولی» را در اینجا به معنای [[دوست]] و [[یار]] و [[یاور]] [[تفسیر]] کنند؛ <ref>رشید رضا، تفسیر المنار، ج۶، ص۳۹۹.</ref> با این حال کلمه «مولی» در این حدیث با توجه به قرائن و شواهد متعدد به معنای «اولی به تصرف بودن» یا همان ولایت داشتن است. از این رو این آیه با استناد به این حدیث بر خلافت و ولایت بلافصل امام علی {{ع}} دلالت دارد.<ref>محمد ساعدی، [[آیات امامت]] و ولایت در [[تفسیر المنار]]، ص216-222</ref>. | |||
برخی از این قرائن عبارتند از: | |||
# [[دوستی علی]]{{ع}} با همه [[مؤمنان]]، مطلب پنهان و پیچیدهای نبود که نیاز به این همه تأکید و بیان داشته باشد و احتیاج به متوقف ساختن آن قافله عظیم در وسط بیابان خشک و سوزان و [[خطبه]] خواندن و گرفتن اعترافهای پی در پی از [[جمعیت]] باشد؛ چراکه [[رسول خدا]]{{صل}} در [[طول حیات]] خویش بارها و به مناسبتهای گوناگون بر [[لزوم]] [[محبت]] و [[دوستی]] [[مسلمانان]] با علی{{ع}} تأکید کرده است و تمام بزرگان [[عامه]] و حتی متعصبترین آنان نیز این طیف از [[احادیث]] را در کتب خود به [[تواتر]] نقل نموده و حتی برخی از آنان فصل جداگانهای را بدان اختصاص دادهاند به گونهای که معارضی برای آن یافت نمیشود. <ref>شهاب الدين مرعشي نجفي، ملحقات احقاق الحق، ج ۲۱، ص۳۶۹-۲۹۴</ref>. | |||
# جمله {{متن حدیث|الستُ أولى بكم من انفسكم}}؛ آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر نیستم که در بسیاری از متون این [[روایت]] آمده است هیچ تناسبی با بیان یک [[دوستی]][[ ساده]] ندارد، بلکه میخواهد بگوید همان [[اولویت]] و اختیاری که من نسبت به شما دارم و [[پیشوا]] و [[سرپرست]] شما هستم برای علی ثابت است و هرگونه [[تفسیری]] برای این جمله غیر از آنچه گفته شد، دور از [[انصاف]] و واقع بینی است؛ مخصوصاً با توجه به تعبیر من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم. | |||
# تبریکهایی که از سوی [[مردم]] در این واقعه [[تاریخی]] به علی گفته شده، مخصوصا تبریکی که «عمر» و «[[ابوبکر]]» به او گفتند نشان میدهد مسئله چیزی جز مسئله [[نصب]] [[خلافت]] نبوده است که در خور تبریک و [[تهنیت]] باشد؛ زیرا اعلام [[دوستی]]، که برای همه [[مسلمانان]] بـه طور عموم ثابت است، تبریک ندارد. در [[مسند احمد]] آمده است که عمر بعد از آن بیانات [[پیامبر]]{{صل}} به علی {{ع}} گفت: {{عربی|هنيئاً يابن ابي طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة}} گوارا باد بر تو ای فرزند [[ابی طالب]]، صبح کردی و [[شام]] کردی در حالی که مولای هر مرد و [[زن]] با [[ایمان]] هستی. <ref>احمد بن محمد بن حنبل، الشيباني، المسند، ج۳۰، ص۴۳۰-۴۳۱، ح۱۸۴۷۹.</ref>. <ref>محمد ساعدی، [[آیات امامت]] و ولایت در [[تفسیر المنار]]، ص216-222</ref>. | |||
گذشته از این قرائن روایات صحیحی در منابع معتبر فریقین نیز در این خصوص نقل شده است. | |||
به عنوان نمونه: | به عنوان نمونه: | ||