←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
[[رویارویی]] دیگر [[لخمیها]] با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[سال هشتم هجری]] رقم خورد. بنا بر نقل برخی منابع، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جمادی الاخر]] این سال، جمعی از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] از جمله [[ابوبکر]] و عمر و [[ابوعبیده]] را به فرماندهی [[عمرو بن عاص]] به [[ذات السلاسل]] –که در فاصله ده [[روز]] راه تا مدینه قرار داشت،- فرستاد. این گروه پس از رسیدن به منطقه مورد نظر، به [[اجتماع]] [[دشمن]]، متشکل از [[قضاعه]]، [[عامله]]، [[لخم]] و [[جذام]]، [[حمله]] بردند و ضمن به [[هلاکت]] رساندن تعداد زیادی از آنان، [[اموال]] بسیاری از ایشان را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۶۹-۷۷۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۲.</ref>. [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]] هم از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} است که در آن ذکری از بنی لخم به میان رفته است. در این سال، گروهی از [[بازرگانان]] شامی خبر آوردند که [[هرقل]] –امپراطور بیزانس- سپاهی بزرگ از [[رومیان]] فراهم آورده و [[مردم]] [[لخم]]، [[جذام]]، [[عامله]] و [[غسان]] را بر مقدمه آن گماشته و آنها را به بلقاء<ref>«بلقاء» ناحیه ای است از مناطق تحت حاکمیت دمشق، بین شام و وادی القری. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۹)</ref> فرستاده است. در پی دریافت این خبر، [[رسول خدا]]{{صل}} با وجود گرمای زی[[اد]] هوا، دستور به [[بسیج عمومی]] مردم دادند و از آنها خواستند تا با [[آمادهسازی]] تمام امکانات خود، مهیای این [[جنگ]] شوند. [[پیامبر]]{{صل}}، اشخاصی را هم به [[مکه]] و [[قبایل]] دیگر اعزام فرمود تا آنها را برای جنگ [[حرکت]] دهند. با گرد آمدن [[سپاه]]، [[لشکر]] راهی [[سرزمین روم]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۲، ص۴۷.</ref>. | [[رویارویی]] دیگر [[لخمیها]] با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[سال هشتم هجری]] رقم خورد. بنا بر نقل برخی منابع، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جمادی الاخر]] این سال، جمعی از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] از جمله [[ابوبکر]] و عمر و [[ابوعبیده]] را به فرماندهی [[عمرو بن عاص]] به [[ذات السلاسل]] –که در فاصله ده [[روز]] راه تا مدینه قرار داشت،- فرستاد. این گروه پس از رسیدن به منطقه مورد نظر، به [[اجتماع]] [[دشمن]]، متشکل از [[قضاعه]]، [[عامله]]، [[لخم]] و [[جذام]]، [[حمله]] بردند و ضمن به [[هلاکت]] رساندن تعداد زیادی از آنان، [[اموال]] بسیاری از ایشان را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۶۹-۷۷۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۲.</ref>. [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]] هم از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} است که در آن ذکری از بنی لخم به میان رفته است. در این سال، گروهی از [[بازرگانان]] شامی خبر آوردند که [[هرقل]] –امپراطور بیزانس- سپاهی بزرگ از [[رومیان]] فراهم آورده و [[مردم]] [[لخم]]، [[جذام]]، [[عامله]] و [[غسان]] را بر مقدمه آن گماشته و آنها را به بلقاء<ref>«بلقاء» ناحیه ای است از مناطق تحت حاکمیت دمشق، بین شام و وادی القری. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۹)</ref> فرستاده است. در پی دریافت این خبر، [[رسول خدا]]{{صل}} با وجود گرمای زی[[اد]] هوا، دستور به [[بسیج عمومی]] مردم دادند و از آنها خواستند تا با [[آمادهسازی]] تمام امکانات خود، مهیای این [[جنگ]] شوند. [[پیامبر]]{{صل}}، اشخاصی را هم به [[مکه]] و [[قبایل]] دیگر اعزام فرمود تا آنها را برای جنگ [[حرکت]] دهند. با گرد آمدن [[سپاه]]، [[لشکر]] راهی [[سرزمین روم]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۲، ص۴۷.</ref>. | ||
از دیگر [[اخبار]] بهدست آمده از این [[قوم]] در دوران [[حیات]] [[نبی]] خانم{{صل}} باید از [[نامه]] رسول خدا{{صل}} به [[زیاد بن جمهور لخمی]] و هشدار به او از [[فتنه انگیزی]] فردی به نام [[عمرو بن حارث]] اشاره کرد<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۵، ص۱۸۰۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | از دیگر [[اخبار]] بهدست آمده از این [[قوم]] در دوران [[حیات]] [[نبی]] خانم{{صل}} باید از [[نامه]] رسول خدا{{صل}} به [[زیاد بن جمهور لخمی]] و هشدار به او از [[فتنه انگیزی]] فردی به نام [[عمرو بن حارث]] اشاره کرد<ref>ابن قانع، معجم الصحابه، ج۵، ص۱۸۰۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی لخم و تعامل با خلفای ثلاث== | |||
از این قوم و تعاملات آنان با خلفای این دوره و نیز نقش آنان در اموری چون [[کارگزاری]] و [[فرماندهی نظامی]] در این دوره اطلاع چندانی در دست نیست. شاید بتوان، بعضی اخبار واصله از نقشآفرینی این قوم در واقعه موسوم به «رده» و نیز مشارکت در جریان [[فتوحات اسلامی]] –بهویژه [[شام]] و [[مصر]]- را تنها اخبار نقشآفرینی مردم لخم در این دوره دانست. بر این اساس و بنا بر برخی گزارشات [[تاریخی]]، پس از [[ارتحال پیامبر اکرم]]{{صل}} و در پی واقعه [[عصیان]] [[قبایل]] علیه [[دولت]] [[ابوبکر]]، [[اسامة بن زید]] بعد از [[حمله]] به [[شورشیان]] [[سرزمین]] [[قضاعه]]، به «حَمقَتین»<ref>از بلندیهای شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۳۰۵)</ref> [[حمله]] برد و پس از فائق آمدن بر [[طایفه]] بنی ضبیب جذام و بنی خیلیل لخم و یارانشان از جذام و لخم، همراه با [[غنایم]] به [[مدینه]] بازگشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۲۴۳.</ref>. [[فتوحات اسلامی]] نیز از دیگر وقایع مهم [[صدر اسلام]] است که در آن به برخی [[اخبار]] و اقدامات و نقشآفرینیهای [[مردم]] [[لخم]] پرداخته شده است. بر اساس گزارشات موجود، در پی آغاز فتوحات اسلامی، هراکلیوس<ref>امپراطور بیزانس که در منابع عربی با نام هرقل از او یاد میشود.</ref> که پیشتر مناطق مهم [[شام]] -از جمله [[حمص]]- را از دست داده بود، یکبار دیگر کوشید تا با سامان دادن لشکری عظیم از [[رومیها]]، [[شامیان]]، اهالی جزیره و ارمنستانیها، در کنار [[قبایل عرب]] منطقه همچون: لخم، جذام، بلقین، بلی، [[عامله]] و [[قبائل]] [[قضاعه]] و [[غسان]] به [[جنگ]] [[مسلمانان]] برود. بدین منظور، او در تابستان [[سال ۱۴ هجری]]، همراه با [[رومیان]] و جمع زیادی از مستعربه از [[قبایل]] لخم، جذام، بلقین، بلی، عامله و قبائل قضاعه و غسان به [[انطاکیه]] رفت و آماده [[پیکار]] با مسلمانان شد. او بخشی از [[سپاه]] خود را به [[فرماندهی]] فردی به نام «صقلار» به سوی مسلمانان فرستاد. این سپاه در [[رجب]] [[سال ۱۵ هجری]] در [[یرموک]] با مسلمانان به فرماندهی [[ابوعبیده جراح]] مصاف داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۷۰؛ فسوی، المعرفة و التاریخ، ج۳، ص۳۰۰.</ref>. در این جنگ، با وجود آنکه قبیلۀ لخم، همچون قبیلههای دیگر [[عرب]] شام، [[همپیمان]] سپاه بیزانس بودند، برخی از مردان بنی لخم در کنار تنی چند از [[مردمان]] [[قبیله]] جذام و عامله همراه [[برادران]] عرب خود در سپاه [[مسلمین]] حضور داشتند. اما حضور ایشان در این جنگ، تداوم چندانی نداشت،؛ چراکه آنان پس از [[مشاهده]] شدت جنگ، پا به [[فرار]] گذاشتند و در دهکدههای اطراف [[پناه]] گرفتند. این امر دستمایه یکی از مسلمانان در اشعارش گردید و ضمن شعری در [[مذمت]] [[فرار]] ایشان از معرکه چنین سرود: [[مردم]] [[لخم]] و [[جذام]] در کار [[گریز]] بودند و ما و [[رومیان]] در «[[مرج]]» به کشاکش بودیم. اگر پس از این، [[لخمیها]] و جذامیها نزد ما باز گردند، ما با آنها کاری نخواهیم داشت».<ref>زبیر بن بکار، جمهرة نسب قریش، ج۲، ص۹۲۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۷۱.</ref> در پی این [[نبرد]]، [[مسلمانان]] در پیکاری دیگر، با [[هرقل]] و [[سپاه]] بزرگش درگیر شدند و در آن نبرد که با کشته شدن جمع زیادی از مستعربه –از جمله جذامی ها- همراه بود، به فتحی بزرگ دست یافتند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۷۲.</ref>. آنان در نبرد «[[یرموک]]» (۱۳ [[هجری]]) نیز شرکت داشتند<ref>رجوع کنید به ابناعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. در این نبرد، [[قبیله]] لخم همراه با [[قبایل]] همدان، [[مذحج]]، [[حمیر]]، [[خثعم]]، [[کنانه]]، [[قضاعه]]، جذام، [[خولان]] و حضرموت در [[میمنه]] و [[میسره]] [[سپاه اسلام]] جای داشتند<ref>ابناعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۱۹۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۷، ص۱۱.</ref>. از جمله این لخمیها، مسعود بن عون [[امیر]] بنی لخم در [[عراق]] بود. او در [[فتح دمشق]] و سپس مرج الدیباج حضور داشت و به همراه جمعی از مردم لخم و جذام با ۱۵۰۰ سوار در یرموک شرکت داشت. فتح [[بیت المقدس]] هم از دیگر عرصههای حضور [[مسعود بن عون]] گزارش شده است. وی در [[جنگ]] قنسرین [[شجاعت]] زایدالوصفی از خود نشان داد و چون [[حلب]] فتح شد، [[ابوعبیده]] او را در مقدمه سپاهش گماشت و مسعود را برای [[نبرد با رومیان]] به [[انطاکیه]] فرستاد. وی این [[شهر]] را گشود و بعد از آن در بلاد المعره ساکن شد.<ref>زرکلی، الاعلام، ج۷، ص۲۱۹.</ref> حضور در [[فتح مصر]] ([[سال ۲۰ هجری]]) هم از دیگر مواضعی است که نامی از بنی لخم و مردمانش به میان آمده است. بسیاری از لخمیها در پی این فتح، [[مصر]] را محل سکونت خود قرار دادند و در این [[سرزمین]] سکنی گزیدند<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۵، ص۳۶۵.</ref>. گذشته از [[اخبار]] [[جنگ]]، فرستادن [[حاطب بن ابی بلتعه]] نزد [[مقوقس]] از سوی [[ابوبکر]] جهت انعقاد [[صلح]] با آنان<ref>این صلح تا فتح مصر توسط عمرو بن عاص در سال ۲۰ هجری برقرار بود. (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۳۱۴)</ref> و [[اجازه]] قصه گویی در [[بیت المقدس]] از [[عمر بن خطاب]] توسط [[تمیم بن اوس بن خارجه داری]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۸۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۵۶.</ref>، از دیگر [[اخبار]] واصله از [[قوم]] لخم در این بازه زمانی است.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||