←اسلم در روز عاشورا
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۹: | خط ۷۹: | ||
حضرت با سرعت به بالین وی آمد و دست در گردنش انداخت و صورت بر صورت او گذاشت و گریست. همان کاری که بالین [[جوان]] رشیدش [[علی اکبر]] {{ع}} کرد با [[اسلم]] این غلام کرد.<ref>{{عربی|"فَجَاءَهُ الْحُسَيْنُ {{ع}} فَبَکَی وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ"}}؛ همین تعبیر برای اسلم بن عمرو ترکی و جون غلام ابی ذر.</ref>. | حضرت با سرعت به بالین وی آمد و دست در گردنش انداخت و صورت بر صورت او گذاشت و گریست. همان کاری که بالین [[جوان]] رشیدش [[علی اکبر]] {{ع}} کرد با [[اسلم]] این غلام کرد.<ref>{{عربی|"فَجَاءَهُ الْحُسَيْنُ {{ع}} فَبَکَی وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ"}}؛ همین تعبیر برای اسلم بن عمرو ترکی و جون غلام ابی ذر.</ref>. | ||
غلام، این مردی که هیچ حسب و نسب و فامیلی در آن [[سپاه]] نداشت، هرگز [[باور]] نمیداشت لحظه آخر کسی سر او را به دامن بگیرد. اما در آخرین لحظات [[جان]] دادن ناگهان چشم گشود، سر خود را در دامن مولا و مقتدایش [[فرزند فاطمه]] {{ع}} و [[علی]] {{ع}} دید، با دیدن [[امام]] {{ع}} که به همه آرزوهای باورنکردنی خود رسیده دید، بر رخسار منور [[سرور]] و سالارش امام حسین {{ع}} تبسمی کرد و در همان دم، جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد و به درجه رفیع [[شهادت]] نائل آمد<ref>اعیان الشیعه، ج۳، ص۳۰۳ و تنقیح المقال، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | غلام، این مردی که هیچ حسب و نسب و فامیلی در آن [[سپاه]] نداشت، هرگز [[باور]] نمیداشت لحظه آخر کسی سر او را به دامن بگیرد. اما در آخرین لحظات [[جان]] دادن ناگهان چشم گشود، سر خود را در دامن مولا و مقتدایش [[فرزند فاطمه]] {{ع}} و [[علی]] {{ع}} دید، با دیدن [[امام]] {{ع}} که به همه آرزوهای باورنکردنی خود رسیده دید، بر رخسار منور [[سرور]] و سالارش امام حسین {{ع}} تبسمی کرد و گفت: {{عربی|مثلي فابن رسول الله وضع خده على خدي}} و در همان دم، جان به جان آفرین [[تسلیم]] کرد و به درجه رفیع [[شهادت]] نائل آمد<ref>اعیان الشیعه، ج۳، ص۳۰۳ و تنقیح المقال، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | ||
از امتیاز [[مکتب اسلام]] و حرکت هدایتگرانه [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] آن حضرت {{ع}} این است که در این حرکت [[الهی]] پیر و جوان، [[زن]] و مرد، عالی و دانی، ارباب و غلام همه و همه در یک صف و در یک ردیف با هماند، و بر همین اساس، در [[قیام حسینی]] و [[شهدای کربلا]] فرمانده لشکر با غلام سیاه و یا غلام ترک کنار هم در [[خیمه]] یکدیگر و در صفی واحد مقابل [[دشمن]] ایستادند و هرکدام طبق [[وظیفه]] خود عمل میکردند، و از نظر [[معنوی]] و ارزشی تفاوتی به چشم نمیخورد. | از امتیاز [[مکتب اسلام]] و حرکت هدایتگرانه [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] آن حضرت {{ع}} این است که در این حرکت [[الهی]] پیر و جوان، [[زن]] و مرد، عالی و دانی، ارباب و غلام همه و همه در یک صف و در یک ردیف با هماند، و بر همین اساس، در [[قیام حسینی]] و [[شهدای کربلا]] فرمانده لشکر با غلام سیاه و یا غلام ترک کنار هم در [[خیمه]] یکدیگر و در صفی واحد مقابل [[دشمن]] ایستادند و هرکدام طبق [[وظیفه]] خود عمل میکردند، و از نظر [[معنوی]] و ارزشی تفاوتی به چشم نمیخورد. | ||
آری فرمانده سپاه کارش [[فرماندهی]] بود و دیگران از جمله [[غلام]] سیاه و غلام ترک کارش همان بود که مولایش به او [[فرمان]] داده بود و لذا در این صحنه [[کارزار]]، [[شاهد]] هستیم که [[امام حسین]] {{ع}} و [[سرور]] [[جوانان]] [[بهشت]] و [[امیر]] [[لشکر]] در هفت مورد به بالین [[شهدا]] وارد معرکه [[نبرد]] شد، و سه نوبت بالین چند نفر از خاندانش مثل برادرش [[عباس]] {{ع}}، فرزندش [[علی اکبر]] {{ع}} و فرزند برادرش قاسم و چهار نفر از یارانش چون [[مسلم بن عوسجه]]، و [[حر بن یزید ریاحی]]، و [[جون بن حوی]] غلام سیاه، و بالین همین اسلم غلام ترک [[دیلم]] حاضر شد<ref>بدون تردید، عدم حضور امام {{ع}} بالین سر سایر شهداء از باب بیتوجهی و یا بیاعتنایی به مقام شامخ آنان نبوده است؛ زیرا که همه شهدا در مقام قرب ربوبی از منزلت والایی برخوردار بودهاند اگر چه برخی از نظر تحمل سختی و جراحت بیشتر یا از نظر سابقه فداکاری و غیره متفاوتند که تنها خدا به آن آگاهی دارد، پس نیآمدن امام {{ع}} بالین سر همه شهدا از این جهت نبوده است بلکه یا شرایط جنگی اقتضا نمیکرده یا امکان چنین حضوری برای آمدن بالین سر همه شهدا نبوده است و یا جهت دیگر.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۳- | آری فرمانده سپاه کارش [[فرماندهی]] بود و دیگران از جمله [[غلام]] سیاه و غلام ترک کارش همان بود که مولایش به او [[فرمان]] داده بود و لذا در این صحنه [[کارزار]]، [[شاهد]] هستیم که [[امام حسین]] {{ع}} و [[سرور]] [[جوانان]] [[بهشت]] و [[امیر]] [[لشکر]] در هفت مورد به بالین [[شهدا]] وارد معرکه [[نبرد]] شد، و سه نوبت بالین چند نفر از خاندانش مثل برادرش [[عباس]] {{ع}}، فرزندش [[علی اکبر]] {{ع}} و فرزند برادرش قاسم و چهار نفر از یارانش چون [[مسلم بن عوسجه]]، و [[حر بن یزید ریاحی]]، و [[جون بن حوی]] غلام سیاه، و بالین همین اسلم غلام ترک [[دیلم]] حاضر شد<ref>بدون تردید، عدم حضور امام {{ع}} بالین سر سایر شهداء از باب بیتوجهی و یا بیاعتنایی به مقام شامخ آنان نبوده است؛ زیرا که همه شهدا در مقام قرب ربوبی از منزلت والایی برخوردار بودهاند اگر چه برخی از نظر تحمل سختی و جراحت بیشتر یا از نظر سابقه فداکاری و غیره متفاوتند که تنها خدا به آن آگاهی دارد، پس نیآمدن امام {{ع}} بالین سر همه شهدا از این جهت نبوده است بلکه یا شرایط جنگی اقتضا نمیکرده یا امکان چنین حضوری برای آمدن بالین سر همه شهدا نبوده است و یا جهت دیگر.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۳۱۳-۳۱۶؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۷۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||