حجاج بن مسروق جعفی در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
او همواره از [[شیعیان]] و در زمره [[موالیان]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} قرار داشت. در کوفه در جمع [[یاران]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بود و پس از آن حضرت، هنگامی که شنید اباعبدالله الحسین{{ع}} از [[مدینه]] عازم [[مکه]] است؛ خود را در مکه به [[امام]]{{ع}} رساند و با حضرت [[ملاقات]] کرد و از همان جا امام را تا [[کربلا]] [[همراهی]] نمود و حضرت او را به عنوان [[مؤذن]] [[نماز]]، گمارد و در کنار امام{{ع}} از مکه تا کربلا به هنگام اوقات نماز، [[اذان]] میگفت<ref>تنقیح المقال، ج۴، ص۲۵۵ و ابصارالعین، ص۱۳۴.</ref>. | او همواره از [[شیعیان]] و در زمره [[موالیان]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} قرار داشت. در کوفه در جمع [[یاران]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بود و پس از آن حضرت، هنگامی که شنید اباعبدالله الحسین{{ع}} از [[مدینه]] عازم [[مکه]] است؛ خود را در مکه به [[امام]]{{ع}} رساند و با حضرت [[ملاقات]] کرد و از همان جا امام را تا [[کربلا]] [[همراهی]] نمود و حضرت او را به عنوان [[مؤذن]] [[نماز]]، گمارد و در کنار امام{{ع}} از مکه تا کربلا به هنگام اوقات نماز، [[اذان]] میگفت<ref>تنقیح المقال، ج۴، ص۲۵۵ و ابصارالعین، ص۱۳۴.</ref>. | ||
در جریان ملاقات [[حر بن یزید ریاحی]] با [[امام حسین]]{{ع}} چون ظهر شد، امام به حجاج فرمود که اذان بگوید و او اذان گفت. در [[منزل]] [[قصر بنی مقاتل]]، حجاج با [[یزید بن مغفل]] ([[معقل]]) که از دیگر [[اصحاب]] با وفای امام حسین{{ع}} بود، از طرف حضرت به [[خیمه]] [[عبیدالله حر جعفی]] رفتند و [[پیام]] حضرت را به او رساندند و از او برای یاری امام{{ع}} [[دعوت]] کردند؛ البته او حاضر نشد امام را [[یاری]] کند. با اینکه خود حضرت به سراغ او آمد، ولی او زیر بار نرفت و گفت در این [[جنگ]] نه شما را یاری میکنم و نه [[دشمنان]] شما را. من از کوفه بیرون آمدهام تا [[شاهد]] [[جنگ]] شما با سپاه عبیدالله زیاد نباشم. امام{{ع}} به او سفارش کرد از صحنه [[کارزار]] کربلا فاصله بگیرد تا صدای [[استغاثه]] او را نشنود. او پس از [[حادثه عاشورا]] تا آخر عمر در [[عذاب]] وجدان و [[حسرت]] و افسوس به سر برد و عاقبت خوبی نداشت<ref>ناظمزاده، سید | در جریان ملاقات [[حر بن یزید ریاحی]] با [[امام حسین]]{{ع}} چون ظهر شد، امام به حجاج فرمود که اذان بگوید و او اذان گفت. در [[منزل]] [[قصر بنی مقاتل]]، حجاج با [[یزید بن مغفل]] ([[معقل]]) که از دیگر [[اصحاب]] با وفای امام حسین{{ع}} بود، از طرف حضرت به [[خیمه]] [[عبیدالله حر جعفی]] رفتند و [[پیام]] حضرت را به او رساندند و از او برای یاری امام{{ع}} [[دعوت]] کردند؛ البته او حاضر نشد امام را [[یاری]] کند. با اینکه خود حضرت به سراغ او آمد، ولی او زیر بار نرفت و گفت در این [[جنگ]] نه شما را یاری میکنم و نه [[دشمنان]] شما را. من از کوفه بیرون آمدهام تا [[شاهد]] [[جنگ]] شما با سپاه عبیدالله زیاد نباشم. امام{{ع}} به او سفارش کرد از صحنه [[کارزار]] کربلا فاصله بگیرد تا صدای [[استغاثه]] او را نشنود. او پس از [[حادثه عاشورا]] تا آخر عمر در [[عذاب]] وجدان و [[حسرت]] و افسوس به سر برد و عاقبت خوبی نداشت<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظمزاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص:۳۸۵-۳۸۶.</ref>. | ||
== حجاج در [[روز عاشورا]] == | == حجاج در [[روز عاشورا]] == | ||