پرش به محتوا

تجربه دینی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۰: خط ۶۰:


در نتیجه [[وحی]] و همۀ لوازم آن باید از جانب [[خداوند]] باشد در حالی که [[تجربۀ دینی]] چنین نیست. مقصود از تجربه یا [[شهود]] ارتباط [[صاحب]] آن با [[عالم غیب]] است که با [[وحی]] تفاوت اساسی دارد<ref>ر.ک: [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۵۰.</ref>.
در نتیجه [[وحی]] و همۀ لوازم آن باید از جانب [[خداوند]] باشد در حالی که [[تجربۀ دینی]] چنین نیست. مقصود از تجربه یا [[شهود]] ارتباط [[صاحب]] آن با [[عالم غیب]] است که با [[وحی]] تفاوت اساسی دارد<ref>ر.ک: [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۵۰.</ref>.
==[[تجربه دینی]]<ref>Religigious Experience.</ref> در [[کلام]]==
[[تجربه]] نوعی [[حس]] و احساسی است که [[انسان]] با تجربه خود، متعلق آن را لمس و مییابد که از آن می‌‌توان به «[[آگاهی]] [[حسی]]» تعبیر کرد. مثال بارز آن تجربه وجود خود و [[شئون]] مربوط بدان از قبیل [[احساس]] شعف و [[شادی]]، [[تشنگی]] و [[گرسنگی]] است. این قبیل تجربیات، تجربیات صرف یا مادی است.
نوع دیگر تجربه، حالات [[باطنی]] انسان است که در آن انسان به نوعی از [[عالم ماده]] و مافیها خارج شده و یک احساس فراماده و [[وابستگی]] خود به آن، در خودش حس می‌کند، از این نوع حس و تجربه به تجربه دینی تعبیر می‌شود که متعلق تجربه «[[دین]]» است و آن شامل هسته مشترک [[ادیان]] [[جهان]] می‌شود که در [[ادیان آسمانی]] «[[خداوند]]» و در دین [[بودیسم]] «نیروانا» و در هندیسم «[[برهمن]]» می‌باشد. روشنترین تجربه‌های [[دینی]] [[مقامات]] و حالات [[کشف و شهود]]، جذبه [[عارفان]]<ref>درباره تفاوت تجربه دینی و عرفانی آرای مختلفی ابراز شده است. معروف‌ترین فرق این است که در تجربه دینی صاحب تجربه متعلق تجربه مثلاً خداوند ادیان را تجربه و مشاهده می‌کند با این وصف که تغایر خود و آن را احساس می‌کند، اما در تجربه عرفانی تغایری نیست و صاحب تجربه به تعبیری عرفانی به مقام وحدت، فنا و عینیت نایل می‌آید. نسبت آن دو را می‌‌توان نسبت عموم مطلق ذکر کرد به این معنی که همه تجربههای عرفانی، دینی هستند (برای توضیح بیشتر ر.ک: «مقاله مکاشفه یا تجربه دینی و دیگر مقالات آن»)؛ نسبت فوق بنا بر صدق و مطابقت تجربه عرفانی با واقع است، اما بنا بر فرض عدم عموم منوجه خواهد بود؛ چراکه بعضی تجربه‌های عرفانی در فرض خطا دینی نخواهد بود. این نکته، یعنی احتمال خطا در تجربه عرفانی و عدم خطا در تجربه وحیانی (عصمت) تفاوت و ممیّزه دوم آن دو را تشکیل می‌دهد.</ref> در ادیان مختلف است که در این تجربه عارفان [[غایت]] و هسته مشترک [[آیین]] خود یا متعلقات آن را [[مشاهده]] یا بدان وصل میشوند، سپس بعد از [[بیداری]] از حالات خود گزارش می‌دهند.
مایکل پترسون در تعریف [[تجربه دینی]] می‌‌نویسد:
تجربه دینی را غیر از تجربههای متعارف می‌دانند، یعنی شخص، متعلق این [[تجربه]] را موجود یا حضوری مافوق طبیعی می‌داند، (یعنی [[خداوند]] یا تجلی [[خداوند]] در یک فعل یا آن را موجودی می‌‌انگارد که به نحوی با خداوند مربوط است. (مثل تجلی خداوند یا شخصیتی نظیر [[مریم]] [[عذرا]]) و یا آن را حقیقتی غایی میپندارد، حقیقتی که توصیفناپذیر است، مثل امر مطلق غیر [[ثنوی]] [[[برهمن]]] یا نیروانا<ref>مایکل پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۳۷.</ref>.
تعریف دقیق «[[تجربه دینی]]» به دلیل ابهام در تعریف خود «[[دین]]» و عدم امکان [[مشاهده]] [[تجربه]] برای دیگران، مشکل، بلکه محال و به تعبیر پراود فوت، جستوجویی بی‌نتیجه است<ref>ر.ک: پراود فوت، تجربه دینی، صص۴۱۴ و ۲۴۴؛ نور من گیسلر، فلسفه دین، ص۱۷؛ استیس، عرفان و فلسفه، ص۲۹۰.</ref>.
از تجربه دینی تعریفهای مختلف مانند «نوعی [[احساس]]»، «احساس مبتنی بر [[ادراک]] احساس»، «تبیین مافوق طبیعی» ارائه شده که تقریر آن مجال دیگری می‌‌طلبد<ref>ر.ک: مایکل پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱ – ۵۲؛ مجله نقد و نظر، شماره ۲۳ و ۲۴، ص۲۳۲.</ref>.
ما در اینجا به دو رویکرد مهم در [[تفسیر]] ماهیت تجربه دینی می‌‌پردازیم که پاسخ این سؤال است که: آیا تجربه‌های [[دینی]] هسته مشترکی دارند؟
۱. ذاتیگرا<ref>Essentialist Thesis</ref>: این دیدگاه همه [[تجارب دینی]] [[عارفان]]، [[پیامبران]] و دیگر تجربهگرایان را ذاتاً یکی میشمارد و چنان که از اسمش پیداست برای همه آنها یک هسته و گوهر مشترک به نام مواجهه با امر الوهی (مینوی) یا «ذات مطلق» قایل است. طرفداران این دیدگاه معتقدند تجارب [[عرفانی]]، [[ناب]] بوده و از زبان، [[فرهنگ]] و پیشفرضهای تجربهگر متأثر و منفعل نیست، بلکه مانند دیگر تجارب [[حسی]] معرفتزا هستند. آنان مبنای دین و گوهر آن را تجربه دینی هر شخص متأله ذکر می‌کنند و به آموزههای [[وحیانی]] موجود در [[ادیان آسمانی]] و همچنین آموزههای [[عقلانی]] موجود در [[الهیات]] طبیعی و [[نظریه اخلاقی]] کانت در [[شناخت خدا]]، وقعی نمی‌دهند. شلایر ماخر<ref>ر.ک: مایکل پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۴۱؛ پراود فوت، تجربه دینی، ص۱۷؛ ویلیام هوردن، راهنمای الهیات پروتستان، ص۴۰.</ref>، رودلف اتو، ویلیام جیمز<ref>ر.ک: ویلیام جیمز، دین و روان، ص۱۱۵؛ پراود فوت، تجربه دینی، ص۲۴.</ref>، استیس<ref>ر.ک: استیس، عرفان و فلسفه، صص ۲۳ و ۳۱ به بعد.</ref> از طراحان و [[مبلغان]] رویکرد فوق هستند<ref>ایان باربور، علم و دین، ص۱۳۱؛ رودلف اتو، مفهوم امر قدسی، ص۲۵۳.</ref>.
۲. ساختیگرا<ref>Constructive Thesis</ref>: این دیدگاه عکس دیدگاه پیشین و منکر هسته مشترک [[تجارب دینی]] است و تجربه‌های [[دینی]] را از پیشفرضها و پیشدانسته‌های [[اعتقادی]]، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]] متأثر می‌داند. از طرفداران این دیدگاه می‌‌توان به ویتگنشتاین، کتز، هیک، نینان اسمارت، فوت، [[وین]] [[رایت]] و استیفن کاتس اشاره کرد<ref>ر.ک: پراود فوت، تجربه دینی، ص۱۷۳؛ مایکل پترسون، عقل و اعتقاد دینی، ص۲۴۳؛ علیرضا قائمینیا، وحی و افعال گفتاری، ص۱۱۲.</ref>.
برخی [[روشنفکران]] [[تجربه دینی]] را پذیرفته، بلکه آن را گوهر و [[منشأ دین]] نیز توصیف کرده‌اند. آقای [[مجتهد]] شبستری مروج این نظر است که ماهیت [[دین]] را «تجربه دینی» می‌‌انگارد. وی آموزه‌های دیگر [[اسلام]] اعم از اعتقادی و عملی «[[شریعت]]» را [[آموزه‌ها]] و [[تکالیف]] خاصی می‌داند که [[خداوند]] بر حسب مقتضیات زمانه در [[صدر اسلام]] نازل کرده است و [[حکم]] قانونیت و [[ثبات]] را ندارد، بلکه مسئله قانونیت بعدها پیدا شده است<ref>محمد مجتهد شبستری، نقدی بر قرائت رسمی از دین، ص۴۱۹.</ref>. وی با تکیه بر اصل تجربه دینی -که گاهی از آن به [[ایمان]] تعبیر می‌کند - خواستار انحلال [[سیستم]] [[حقوقی]] و اجتماعی اسلام می‌‌شود.
باید سعی کرد شریعت را از حالت رسوبی و منجمد شده و به صورت یک سیستم حقوقی و اجتماعی و [[آداب و رسوم]] درآمده، بیرون آورد و به آن شکل تجلی عملی دینی [[ایمانی]] را داد. در این صورت شریعت عبارت خواهد بود از معیارهای [[رفتار]] [[آدمی]] که از تجربه دینی [[تغذیه]] می‌کند و همه جوانب [[زندگی]] را [[پوشش]] می‌‌دهد<ref>محمد مجتهد شبستری، نقدی بر قرائت رسمی از دین، ص۴۲۱.</ref>.
وی شریعتی را می‌‌پذیرد که به تعبیر خودش منبع تغذیه آن تجربه دینی هر شخص باشد.
'''تحلیل و بررسی''': در تحلیل ذکر مصادیق [[علم حضوری]] خصوصاً تجربه دینی به عنوان یک منبع [[معرفتی]] نکات زیر قابل [[تأمل]] است.
#'''احتمال [[خطا]] در تشخیص تجربه دینی سره''': نکته مهم و قابل تأمل در [[تجربی]] دینی احتمال خطا در مورد [[تجربه دینی]] است، به این معنی که آیا واقعاً [[تجربه]] واقع شده، [[تجربی]] [[دینی]] به معنای [[حقیقی]] آن است، یعنی [[مکاشفه]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[عالم رؤیا]] یا [[بیداری]] از طرق معتبر مثل [[الهام]] یا [[رؤیت]] یا شنیدن [[کلام]] [[فرشته]] یا [[روح انسان]] [[معصوم]] مانند [[پیامبران]] و [[امامان]] و [[اولیای الهی]] صورت گرفته است؟ یا اینکه ارتباط با شبحی انجام گرفته و صاحب [[تجربه]] را دچار خیالات کرده است؟ [[اثبات]] این امر هم برای شخص صاحب تجربه و هم برای دیگران مشکل به نظر می‌رسد. خصوصاً خود طرفداران [[تجربه دینی]] معتقدند صاحبان تجربه از تأثیر پیشفرضهای [[ذهنی]] و بیرونی مصون نیستند. تعارضهایی که در ادعای برخی عرفا وجود دارد، یکی از عللش [[خطا]] در [[صدق]] تجربه دینی است؛ برای نمونه [[محی الدین عربی]] از طائفه‌ای به نام «رجبیون» نقل می‌کند که آنان در [[مقام]] [[شهود]] صورت [[واقعی]] [[رافضی]] را به صورت خنزیر [[مشاهده]] کنند<ref>ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۲، ص۸؛ ذیل عنوان رجبیون. گفتنی است استاد جوادی آملی با راهکارهای مختلف مثل احتمال تحریف، تفسیر «رافضی» به فرقه جهمیه می‌کوشد اتهام نسبت فوق به ابن عربی را رد کند (عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۳، ص۴۲۸).</ref>. برخی عرفای معاصر در نقل آن یادآور شدند<ref>سیدروح الله خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس، ص٢٢١.</ref> که صورت واقعی فرد [[شیعه]] خالی از انحرافهای [[اعتقادی]] است، فرد یاد شده، صورت و عکس خود را در چهره شیعه مشاهده کرد، اما نتوانسته تشخیص دهد که صورت خنزیر صورت خودش است که مثل آینه به وی بازتاب شده است.
#'''احتمال خطا در توصیف تجربه دینی''': با قطع نظر از [[حجیت]] یا عدم حجیت تجربه دینی برای تجربه‌گر، سؤال از امکان گزارش و توصیف آن به صورت واقعی و صادق است. [[انسان]] خود در نقل برخی تجارب خود مثل [[رؤیا]] دچار [[فراموشی]] و [[اشتباه]] می‌شود که آن نیز عیناً برای صاحب تجربه دینی ممکن است؛ چراکه در اصل تحقق و توصیف آن هیچ‌گونه تضمینی مثل [[عصمت]] وجود ندارد؛ لذا نمیتوان نقل تجریه [[دینی]] را عین [[تجربه دینی]] انگاشت؛ اما این [[شبهه]] در [[وحی]] [[پیامبر]] و [[الهام]] [[امام]] به علت [[عصمت]] مطرح نیست.
#'''نیاز تجربه دینی به شاخص''': به علت وجود [[خطا]] در [[تجارب دینی]] وجود یک شاخص در تشخیص تجربه دینی سره از ناسره لازم است و آن عرضه آن به دارندگان [[تجارب دینی]] سره و [[ناب]] است که عبارت است از [[شهود]] حضرات [[معصومان]]؛ چراکه تجربه‌های آنان به دلیل [[نعمت]] [[عصمت]] دچار [[خطا]] و [[لغزش]] نمی‌شود.
#'''عدم [[حجیت]] [[تجربه دینی]] در [[حق دیگران]]''': به علت اینکه ماهیت [[تجربه]] و در مورد بحث تجربه دینی فردی و متقوم به شخص خاصی با مبانی و پیش‌فرض‌های خاصی است، اعتبار آن نهایت در [[حق]] صاحب تجربه محدود و منحصر خواهد بود و [[جری]] اعتبار آن به دیگران بدون مبنا و دلیل است؛ مثلاً خوابی که شخص الف می‌‌بیند اولاً برای وی نیز معتبر و معرفت‌زا نیست و ثانیاً و به طریق اُولی برای دیگران نیز معتبر و [[حجت]] نخواهد بود.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۹۴</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۲۹

ویرایش