←عقل در کلام اسلامی
| خط ۱۸۶: | خط ۱۸۶: | ||
مضاف بر اینکه داخل [[عقل برهانی]] و استدلالی نیست. | مضاف بر اینکه داخل [[عقل برهانی]] و استدلالی نیست. | ||
مقصود از «عقل» در مباحث کلامی قسم اول است که شامل دو قسم [[عقل]] بالفعل و بالمستفاد میشود که به معلومات و [[ادراکات کلی]] و صادق منجر شود. با این توضیح که: مقصود از منبعیت عقل در [[دین]]، [[قوه ادراکی]] و [[شناخت]] [[حقیقت]] است که توسط [[خداوند]] در [[انسان]] [[ودیعه]] گذاشته شده است که با آن انسان به حقیقت دست مییابد<ref>نگارنده بعد از تعریف فوق به تعریف مشابه علامه مواجه شد که فرموده است: {{عربی|الِاهْتِدَاءُ إِلَى الْحَقِّ}} (سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۲۵۱).</ref>. حقیقت میتواند تشخیص و [[کشف]] [[واقعیت]] و هستی [[عقل نظری]] یا کشف عمل (باید [[اخلاقی]]) و ناعمل (نباید اخلاقی) باشد که از آن ب ه «[[عقل عملی]]» تعبیر میشود. این مطلب در تعریفهای دیگر نیز قابل [[اصطیاد]] است؛ مثلاً در تعریف عقل به [[معرفت]] حسن یا معرفت [[قبح]] یا [[خیر و شر]] حقیقت وجودی برای انسان مجهول مانده که عقل در صدد کشف آن برمیآید. | |||
بعد از روشن شدن حقیقت عقل، انسان باید بدان [[رجوع]] کرده و [[فهم]] و شناخت [[آموزههای دینی]] به صورت مطلق و [[اعتقادی]] به صورت خاص مثل [[خدا]]، [[راهنما]] و [[فرجامشناسی]] را از منبع فوق بگیرد، بعد از مراجعه به [[قوه]] فوق، تبیین و حکمی که از آن قوه صادر میشود، [[حکم عقل]] نامیده میشود که در صورت استناد آن به حقیقت عقل و عدم تأثیر عوامل دیگر مثل [[تقلید]] و [[هوای نفس]]، معتبر و [[حجت الهی]] خواهد بود که مصداق «[[رسول باطنی]]» است که [[حدیث]] معروف بر آن دلالت میکند. | بعد از روشن شدن حقیقت عقل، انسان باید بدان [[رجوع]] کرده و [[فهم]] و شناخت [[آموزههای دینی]] به صورت مطلق و [[اعتقادی]] به صورت خاص مثل [[خدا]]، [[راهنما]] و [[فرجامشناسی]] را از منبع فوق بگیرد، بعد از مراجعه به [[قوه]] فوق، تبیین و حکمی که از آن قوه صادر میشود، [[حکم عقل]] نامیده میشود که در صورت استناد آن به حقیقت عقل و عدم تأثیر عوامل دیگر مثل [[تقلید]] و [[هوای نفس]]، معتبر و [[حجت الهی]] خواهد بود که مصداق «[[رسول باطنی]]» است که [[حدیث]] معروف بر آن دلالت میکند. | ||
{{متن حدیث|يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۵؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۶.</ref>. | {{متن حدیث|يَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ حُجَّةً ظَاهِرَةً وَ حُجَّةً بَاطِنَةً فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِيَاءُ وَ الْأَئِمَّةُ{{عم}} وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۱، ص۱۵؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۰۶.</ref>. | ||