پرش به محتوا

عبدالله بن عمیر کلبی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۵: خط ۵۵:


== پیوستن عبدالله به کاروان حسینی ==
== پیوستن عبدالله به کاروان حسینی ==
چند [[روز]] قبل از [[واقعه عاشورا]]، [[عبدالله بن عمیر کلبی]] دید که گروهی در نُخَیله [[کوفه]] رژه می‌‌روند و آماده جنگ‌اند، سبب را جویا شد؟ گفتند: آنها را برای جنگ با [[امام حسین]]{{ع}}، [[فرزند فاطمه]] می‌‌فرستند. از آن پس بود که عبدالله تصمیم گرفت هر طوری که شده خود را به کاروان حسینی برساند و در رکاب آن حضرت [[مجاهدت]] نماید و با خود چنین می‌‌گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] من [[جنگ با مشرکان]] را بسیار [[دوست]] می‌‌داشتم و هم اکنون امیدوارم که [[جنگ]] با این مردمی که برای کشتن پسر [[دختر پیامبر]]{{صل}} می‌‌روند، آسان‌تر از [[پیکار]] با [[مشرکان]] نبوده باشد!»
چند [[روز]] قبل از [[واقعه عاشورا]]، عبدالله بن عمیر کلبی دید که گروهی در نُخَیله [[کوفه]] رژه می‌‌روند و آماده جنگ‌اند، سبب را جویا شد؟ گفتند: آنها را برای جنگ با [[امام حسین]]{{ع}}، [[فرزند فاطمه]] می‌‌فرستند. از آن پس بود که عبدالله تصمیم گرفت هر طوری که شده خود را به کاروان حسینی برساند و در رکاب آن حضرت [[مجاهدت]] نماید و با خود چنین می‌‌گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]] من [[جنگ با مشرکان]] را بسیار [[دوست]] می‌‌داشتم و هم اکنون امیدوارم که [[جنگ]] با این مردمی که برای کشتن پسر [[دختر پیامبر]]{{صل}} می‌‌روند، آسان‌تر از [[پیکار]] با [[مشرکان]] نبوده باشد!»


آنگاه نزد همسرش آمد و آنچه را شنیده بود و نیز تصمیم خود را با وی در میان گذاشت! همسرش گفت: [[هدف]] خوبی در پیش گرفته‌ای، [[خداوند]] تو را به آن برساند و به بهترین راه [[راهنمایی]] کند. این کار را انجام بده و مرا نیز همراه خود ببر. عبدالله با همسرش ام وهب در شب هشتم [[محرم]]، شبانه و مخفیانه از کوفه بیرون آمدند و خود را به امام حسین{{ع}} رساندند و تا [[روز عاشورا]] برای [[یاری]] آن حضرت در [[کربلا]] ماندند<ref>مقتل ابو مخنف، تحقیق غفاری، ص۱۲۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۸۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۴؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۰۱ و ابصارالعین، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۵۱۱؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۴۹.</ref>
آنگاه نزد همسرش آمد و آنچه را شنیده بود و نیز تصمیم خود را با وی در میان گذاشت! همسرش گفت: [[هدف]] خوبی در پیش گرفته‌ای، [[خداوند]] تو را به آن برساند و به بهترین راه [[راهنمایی]] کند. این کار را انجام بده و مرا نیز همراه خود ببر. عبدالله با همسرش ام وهب در شب هشتم [[محرم]]، شبانه و مخفیانه از کوفه بیرون آمدند و خود را به امام حسین{{ع}} رساندند و تا [[روز عاشورا]] برای [[یاری]] آن حضرت در [[کربلا]] ماندند<ref>مقتل ابو مخنف، تحقیق غفاری، ص۱۲۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۲۹؛ البدایة والنهایة، ج۸، ص۱۸۳؛ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۵۶۴؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۰۱ و ابصارالعین، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام حسین - ناظم‌زاده (کتاب)|اصحاب امام حسین]]، ص۵۱۱؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۲]]، ص ۴۹.</ref>
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش