حجاج بن یوسف ثقفی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
حجاج دستور داد آن آقا را حاضر ساختند و موضوع به عرض حضرت رسید، فرمود: خاکهای کعبه را هر کس هر چه برده برگرداند، خانهای که ساختمان آن به دست [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{عم}} بنا شده است، سزاوار نباشد که خاکش در اطراف و جوانب پخش شود، آیا [[گمان]] کردهاید که این یک نوع ارثی است برای شما باقی مانده است؟ سپس حضرت دستور داد محل چهار دیوار کعبه را برای بنا آماده سازند و با آمدن حضرت آن مار ناپدید گردید! آن جناب با دست خود پایهها و زیربناهای دیوارهای کعبه را آماده ساخت و دستور داد تا ساختمان را به اتمام رسانند، چون دیوار به جایی رسید که الان باب [[کعبه]] آنجا [[نصب]] میباشد، فرمود: خاکهایی را که [[مردم]] برگرداندهاند در میان چهار رکن [[دیوار کعبه]] بریزند تا پر شود و لذا کعبه برجستهتر از سطح [[مسجد الحرام]] قرار دارد. گویا آن مار، مأموریت داشته تا اساس [[خانه]] به دست فرزند ابراهیم{{ع}} پیریزی گردد<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref>. | حجاج دستور داد آن آقا را حاضر ساختند و موضوع به عرض حضرت رسید، فرمود: خاکهای کعبه را هر کس هر چه برده برگرداند، خانهای که ساختمان آن به دست [[حضرت ابراهیم]] و اسماعیل{{عم}} بنا شده است، سزاوار نباشد که خاکش در اطراف و جوانب پخش شود، آیا [[گمان]] کردهاید که این یک نوع ارثی است برای شما باقی مانده است؟ سپس حضرت دستور داد محل چهار دیوار کعبه را برای بنا آماده سازند و با آمدن حضرت آن مار ناپدید گردید! آن جناب با دست خود پایهها و زیربناهای دیوارهای کعبه را آماده ساخت و دستور داد تا ساختمان را به اتمام رسانند، چون دیوار به جایی رسید که الان باب [[کعبه]] آنجا [[نصب]] میباشد، فرمود: خاکهایی را که [[مردم]] برگرداندهاند در میان چهار رکن [[دیوار کعبه]] بریزند تا پر شود و لذا کعبه برجستهتر از سطح [[مسجد الحرام]] قرار دارد. گویا آن مار، مأموریت داشته تا اساس [[خانه]] به دست فرزند ابراهیم{{ع}} پیریزی گردد<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۶۲.</ref>. | ||
== مرگ حجاج == | |||
حجاج در [[رمضان]] یا [[شوال]] ۹۵ پس از عمری جنایت در ۵۴ سالگی [[مبتلا]] به دلدرد شدیدی شد و پس از پانزده [[روز]] دست و پنجه نرم کردن با [[بیماری]] و مبتلا شدن به [[مرض]] لرزه و سردی اندام که هر چه [[آتش]] در اطرافش برمیافروختند باز گرم نمیشد، سرانجام به هلاکت رسید. وی به [[جانشین]] خود، یزید بن ابی مسلم، [[وصیت]] کرده بود که او را مخفیانه [[دفن]] کند و روی قبرش آب بریزد و آن را محو سازد تا کسی جای آن را نداند و نبش نکند. او را در واسط (میان راه [[بصره]] و [[کوفه]]) دفن کردند<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۲۷۶- ۲۷۹.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||