پرش به محتوا

شرک در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۱۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ مارس ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۸۹: خط ۳۸۹:
=== پناه دادن به مشرکان ===
=== پناه دادن به مشرکان ===
فقیهان فریقین لزوم پذیرش پناهندگی مشرکان از سوی حاکم اسلامی و [[مسلمانان]] را از آیه {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref> استفاده کرده‌اند.<ref>المبسوط، طوسی، ج۲، ص۱۴؛ المهذب، ج۲، ص۳۰۵. </ref> براساس این [[آیه]] که در پی [[آیات برائت]] آمده است، به [[مشرکان]] در حال [[جنگ]] با [[مسلمانان]]، [[امان]] داده می‌شود تا به [[دارالاسلام]] آمده و با [[اسلام]] آشنا شوند و پس از آن بی‌هیچ گونه تعرضی به [[دارالحرب]] و مأمن اصلی خود بازگردانده شوند. [[وجوب]] [[امان]] دادن به [[مشرک]] در صورتی است که وی در صدد تحقیق و شنیدن [[پیام اسلام]] باشد یا عدم پذیرش پناهندگی وی مفسده‌ای در پی داشته باشد. <ref>الموسوعة الفقهیه، ج۵، ص۱۰. </ref> [[قرآن]] با [[تشریع حکم]] امان، راه [[اندیشه]] و [[پژوهش]] را برای مشرکان گشوده است. <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۳. </ref> این [[حکم]] با حکم عقلیِ "[[قبح]] [[عقاب]] بلابیان" نیز [[تأیید]] می‌شود، از همین رو برخی محتوای آیه امان را از [[محکمات]] نسخ‌ناپذیر دانسته و ادعای [[نسخ]] آیه را با آیات برائت و [[قتال]] نپذیرفته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۳. </ref> [[فقیهان]] [[مسلمان]] قلمرو تأمین به مشرکان را توسعه داده‌اند. آنان تأمین [[سیاسی]] به [[نمایندگان]] مشرکان برای [[مذاکره]] و [[ابلاغ پیام]] خود به [[حکومت اسلامی]] <ref> کشف الغطاء، ج۴، ص۳۴۲. </ref> و نیز [[تأمین اقتصادی]] به بازرگانان مشرک برای [[تجارت]] در قلمرو [[کشور اسلامی]] <ref> المغنی، ج۱۰، ص۴۴۱. </ref> را از مصادیق امان دانسته‌اند<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>.
فقیهان فریقین لزوم پذیرش پناهندگی مشرکان از سوی حاکم اسلامی و [[مسلمانان]] را از آیه {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref> استفاده کرده‌اند.<ref>المبسوط، طوسی، ج۲، ص۱۴؛ المهذب، ج۲، ص۳۰۵. </ref> براساس این [[آیه]] که در پی [[آیات برائت]] آمده است، به [[مشرکان]] در حال [[جنگ]] با [[مسلمانان]]، [[امان]] داده می‌شود تا به [[دارالاسلام]] آمده و با [[اسلام]] آشنا شوند و پس از آن بی‌هیچ گونه تعرضی به [[دارالحرب]] و مأمن اصلی خود بازگردانده شوند. [[وجوب]] [[امان]] دادن به [[مشرک]] در صورتی است که وی در صدد تحقیق و شنیدن [[پیام اسلام]] باشد یا عدم پذیرش پناهندگی وی مفسده‌ای در پی داشته باشد. <ref>الموسوعة الفقهیه، ج۵، ص۱۰. </ref> [[قرآن]] با [[تشریع حکم]] امان، راه [[اندیشه]] و [[پژوهش]] را برای مشرکان گشوده است. <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۳. </ref> این [[حکم]] با حکم عقلیِ "[[قبح]] [[عقاب]] بلابیان" نیز [[تأیید]] می‌شود، از همین رو برخی محتوای آیه امان را از [[محکمات]] نسخ‌ناپذیر دانسته و ادعای [[نسخ]] آیه را با آیات برائت و [[قتال]] نپذیرفته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۳. </ref> [[فقیهان]] [[مسلمان]] قلمرو تأمین به مشرکان را توسعه داده‌اند. آنان تأمین [[سیاسی]] به [[نمایندگان]] مشرکان برای [[مذاکره]] و [[ابلاغ پیام]] خود به [[حکومت اسلامی]] <ref> کشف الغطاء، ج۴، ص۳۴۲. </ref> و نیز [[تأمین اقتصادی]] به بازرگانان مشرک برای [[تجارت]] در قلمرو [[کشور اسلامی]] <ref> المغنی، ج۱۰، ص۴۴۱. </ref> را از مصادیق امان دانسته‌اند<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>.
==[[شرک در ذات]] الوهی==
[[شرک]] [[خدا]] مراتب مختلف دارد که [[اعتقاد]] به وجود چند خدا در عرض هم شرک در ذات الوهی محسوب می‌شود چنان که [[یهود]] به [[ثنویت]] (نسبت [[عزیر]] به [[فرزندی]] خدا) و [[مسیحیان]] به [[تثلیث]] (توصیف [[عیسی]] به [[فرزند خدا]] یا یکی از [[خدایان]]؛ توصیف [[روح القدس]] به خدایی) اعتقاد ورزیده‌اند.
{{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ}}<ref>«یهودیان گفتند عزیر پسر خداوند است و مسیحیان گفتند: مسیح پسر خداوند است» سوره توبه، آیه ۳۰.</ref>.
{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا إِلَهٌ وَاحِدٌ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند یکی از سه (اقنوم) است کافر شدند و هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست» سوره مائده، آیه ۷۳.</ref>.
{{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ... وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید... و سخن از (خدای) سه‌گانه سر مکنید» سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.
{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ}}<ref>«به راستی آنان که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند» سوره مائده، آیه ۱۷ و ۷۲.</ref>.
برخی دیگر [[شریک]] خدا را به [[جن]] نیز تعمیم داده و بعضی دیگر برای خدا پسران و دخترانی قایل بودند.
{{متن قرآن|وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«و برای خداوند شریک‌هایی از پریان تراشیدند در حالی که او آنان را آفریده است و (برخی دیگر) از بی‌دانشی برای او پسرانی و دخترانی برساختند؛ پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف می‌کنند» سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref>.
دو [[آیه]] دیگر ضمن گزارش [[عقیده]] برخی به [[انتخاب]] خدا از بین [[ملائکه]] به عنوان [[دختران]] خویش - که از آنها به عنوان «[[الهه]]» یاد می‌شود - آن را سخن عظیم و به تعبیر [[عرفی]] [[دروغ]] شاخدار معرفی نموده و [[مقام]] کبریای [[الهی]] را از آن [[منزه]] ذکر می‌کند.
{{متن قرآن|أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًا}}<ref>«آیا پروردگارتان شما را به (داشتن) [[پسران]] برگزید و برای خود از فرشتگان دخترانی برگرفت؟ بی‌گمان شما سترگ سخنی می‌گویید» [[سوره اسراء]]، [[آیه]] ۴۰؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُورًا * قُلْ لَوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لَابْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا}} «و ما در این [[قرآن]] [[آیات]] گوناگون آورده‌ایم تا در یاد گیرند در حالی که جز بر رمیدنشان نمی‌افزاید * بگو اگر با او خدایانی می‌بودند چنان که می‌گویند، در آن صورت (آن [[خدایان]]) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی [[جهان]]) راهی می‌جستند» سوره اسراء، آیه ۴۱-۴۲؛ {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُمْ بِالْبَنِينَ}} «آیا از آنچه می‌آفریند برای خود دخترانی گرفته و شما را به (داشتن) پسران برگزیده است؟» [[سوره زخرف]]، آیه ۱۶.</ref>.
{{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ}}<ref>«و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند» سوره بقره، آیه ۱۱۶.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۶</ref>
==[[شرک]] در [[ربوبیت]]==
برخی [[پیروان ادیان]] بر این باورند که [[خداوند]] بعد از [[خلقت جهان]] از [[تدبیر]] آن کنار کشیده و آن را به علل دیگر مثل [[فرشتگان]] [[تفویض]] کرده و خود دیگر [[قادر]] به اثرگذاری نیست.
{{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}}<ref>«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانی‌تان به کفر فرمان می‌دهد؟» سوره آل عمران، آیه ۸۰.</ref>.
شرک در ربوبیت در عصر [[حضرت یوسف]] نیز شیوع داشته است؛ چنان که آن حضرت در [[ارشاد]] دو هم‌زندانی خود فرمود: {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref>«ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟» سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref>.
[[آیه]] زیر از اتخاذ [[دانشمندان]] و [[راهبان]] [[قوم یهود]] به عنوان [[رب]] خبر می‌دهد: {{متن قرآن|اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}}<ref>«آنان [[دانشوران]] [[دینی]] و راهبان خود را به جای [[خداوند]] پروردگاران خویش برگزیده‌اند» [[سوره توبه]]، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷</ref>
==[[شرک در عبادت]]==
شرک در عبادت [[انحرافی]] بود که بیشتر گذشتگان بدان گرفتار بوده و آن را به [[پدران]] خود استناد می‌‌نمودند<ref>{{متن قرآن|قَالُوا أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللَّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}} «گفتند: آیا نزد ما آمده‌ای تا ما تنها خداوند را بپرستیم و آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند وا نهیم؟ اگر راست می‌گویی آنچه را که به ما [[وعده]] می‌دهی بر (سر) ما بیاور!» [[سوره اعراف]]، آیه ۷۰؛ {{متن قرآن|قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَنْ نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ}} «گفتند: ای [[صالح]]! بی‌گمان پیش از این در میان ما مایه [[امید]] بودی، آیا ما را از [[پرستیدن]] آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌داری؟ و به [[راستی]] نسبت به آنچه ما را بدان می‌خوانی در [[دو دلی]] گمان‌انگیزی هستیم» [[سوره هود]]، آیه ۶۲؛ {{متن قرآن|قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ}} «گفتند: ای شعیب! آیا دینت تو را وا می‌دارد که (به ما بگویی) آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند وا نهیم یا با دارایی‌های خود آنچه می‌خواهیم انجام ندهیم؟ بی‌گمان تو خود [[بردبار]] راهدانی» سوره هود، آیه ۸۷؛ {{متن قرآن|فَلَا تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِمَّا يَعْبُدُ هَؤُلَاءِ مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنْقُوصٍ}} «پس، از آنچه آنان می‌پرستند در [[گمان]] مباش؛ جز به همان روش که پدرانشان پیش از این، ([[بت‌ها]] را) می‌پرستیده‌اند [[پرستش]] نمی‌کنند و ما بهره آنان را به ایشان ناکاسته خواهیم داد» سوره هود، [[آیه]] ۱۰۹؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «شما به جای او جز نام‌هایی را نمی‌پرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیده‌اید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، [[داوری]] جز از آن [[خداوند]] نیست، [[فرمان]] داده است که جز وی را نپرستید؛ این، [[دین]] پا برجاست اما بیشتر [[مردم]] نمی‌دانند» [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۴۰؛ {{متن قرآن|قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى قَالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ}} «پیامبرانشان گفتند: آیا درباره خداوند- آفریننده [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]- تردیدی هست؟ او شما را فرا می‌خواند تا برخی از گناهانتان را بیامرزد و ([[مرگ]]) شما را تا مدّتی معیّن پس افکند؛ گفتند: شما (نیز) جز بشری مانند ما نیستید که می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، باز دارید؛ بنابراین برهانی روشن برای ما بیاورید» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۱۰.</ref>. آیه زیر گزارش می‌کند که [[مردمان]] عصر [[حضرت ابراهیم]] به جای [[یکتاپرستی]] [[ستارگان]] مختلف مثل [[خورشید]]، ماه و سایر ستارگان را می‌‌پرستیدند که با مخالفت‌های آن حضرت مواجه شدند.
{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً... * فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ}}<ref>«و یاد کن که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت‌ها را به خدایی می‌گزینی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشکاری می‌یابم... * هنگامی که خورشید را درخشان دید گفت: این پروردگار من است، این بزرگ‌تر است و چون غروب کرد گفت: ای قوم من! من از آنچه شریک (خداوند) قرار می‌دهید بیزارم» سوره انعام، آیه ۷۴ و ۷۸.</ref>.
آیه دیگر ضمن گزارش [[شرک عبادت]]، در [[مقام]] نقد آن به [[ناتوانی]] معبودهای غیر [[خداوند]] اشاره می‌کند.
{{متن قرآن|قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا}}<ref>«بگو آیا به جای خداوند، چیزی را می‌پرستید که برای شما نه زیان دارد و نه سود» سوره مائده، آیه ۷۶.</ref>.
قایلان به [[شرک در عبادت]] گاهی در مقام [[استدلال]] و به عبارت دقیق توجیه برآمده و خاطرنشان می‌ساختند که [[عبادت]] غیر خداوند به نوعی [[خواست الهی]] است وگرنه خداوند می‌توانست جلو عبادت آنان را بگیرد.
{{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا}}<ref>«و مشرکان گفتند: اگر خداوند می‌خواست نه ما و نه پدرانمان به جای او چیزی را نمی‌پرستیدیم» سوره نحل، آیه ۳۵.</ref>.
توجیه دیگر [[مشرکان]] طبق دو [[آیه]] زیر به [[زعم]] خود قصد [[تقرب]] به خداوندی از طریق [[عبادت بت‌ها]] بود:
{{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را می‌پرستند که نه زیانی به آنان می‌رساند و نه سودی و می‌گویند اینان میانجی‌های ما نزد خداوندند» سوره یونس، آیه ۱۸.</ref>؛
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى}}<ref>«آنان که به جای او سرورانی گرفته‌اند (و می‌گویند) ما اینان را جز برای آنکه ما را به خداوند، نیک نزدیک گردانند نمی‌پرستیم» سوره زمر، آیه ۳.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۹۵: خط ۴۲۸:
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:1100410.jpg|22px]] [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله «شرک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶''']]
# [[پرونده:1100410.jpg|22px]] [[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله «شرک»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶''']]
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۷۱

ویرایش