←شبهه ششم: پیامبر شدن ابراهیم فرزند پیامبر در صورت زنده بودن
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۶۷: | خط ۳۶۷: | ||
بنا بر [[دلایل]] ذکر شده، این شبههافکنی [[بهائیت]] نیز پذیرفتنی نیست<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۲۰۱.</ref>. | بنا بر [[دلایل]] ذکر شده، این شبههافکنی [[بهائیت]] نیز پذیرفتنی نیست<ref>[[نفیسه ابوالحسنی|ابوالحسنی، نفیسه]]، [[خاتمیت در قرآن (کتاب)|خاتمیت در قرآن]]، ص ۲۰۱.</ref>. | ||
=== [[شبهه]] استمرار نبوت با استناد به آیه ۲۱۰ بقره === | |||
==== بیان شبهه ==== | |||
شبهه دیگر این است که بر اساس [[آیه]] ۲۱۰ [[سوره بقره]]، نه تنها [[دین اسلام]] آخرین [[دین]] به شمار نمیآید، بلکه [[پیامبر اسلام]] نیز [[آخرین پیامبر]] نخواهد بود؛ چراکه [[خداوند]] در این آیه میفرماید: {{متن قرآن|هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ}}<ref>«آیا جز این انتظار دارند که (فرمان) خداوند در سایهبانهایی از ابر و (نیز) فرشتگان نزدشان بیایند و کار (هلاکشان) پایان یافته باشد و کارها به سوی خداوند باز گردانده میشود» سوره بقره، آیه ۲۱۰.</ref>. جمله {{متن قرآن|أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ}} در این آیه از آمدن [[پیامبر]] [[تشریعی]] پس از پیامبر اسلام{{صل}} خبر میدهد؛ زیرا «آمدن» و «رفتن» از [[خواص]] موجودات آسمانی است و در این آیه به [[خدا]] نسبت داده شده است؛ در حالی که خداوند [[منزه]] از آن است که به این اوصاف متصف گردد. پس مقصود از آمدن خدا و [[ملائکه]] در این آیه، جز آمدن پیامبر او با [[شریعت]] تازه نخواهد بود؛ بنابراین پیامبر اسلام{{صل}} آخرین پیامبر و دین اسلام، آخرین دین نخواهد بود. | |||
عین عبارت مستشکل چنین است: این آیه مبارکه بهتمامها مطابق است با آنچه در [[انجیل]] [[مقدس]] وارد شده که [[حضرت عیسی]]{{ع}} فرمود آن حضرت در ابرهای [[آسمان]] نازل خواهد شد و ملائکه خود را با صورهای بلند آواز به اقطار [[ارض]] خواهد فرستاد و خلاصه مقصود این است که [[آیه کریمه]] از [[اخبار]] [[ظهور موعود]] بعد از [[حضرت رسول]]{{صل}} است نه آنچه [[اهل]] [[وهم]] پنداشتهاند و به هوای خود [[تفسیر]] کردهاند<ref>ابوالفضل محمد بن محمدرضا الجردقانی، کتاب الفرائد فی بیان وجوه اقسام الدلائل و البرهان، ص۲۸۰.</ref>. | |||
وی پس از بیان برخی مطالب دیگر تصریح میکند که چنین ظهوری [[مقام]] او مقام [[نیابت]] و [[خلافت]] و [[امامت]] نیست، بلکه مقام شارعیت و [[رسالت]] است<ref>ابوالفضل محمد بن محمدرضا الجردقانی، کتاب الفرائد فی بیان وجوه اقسام الدلائل و البرهان، ص۲۸۱.</ref>. | |||
==== پاسخ شبهه ==== | |||
منشأ اشکال در اینجا جمله {{متن قرآن|أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ}} است که از آن، آمدن [[پیامبر]] [[تشریعی]] پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} استفاده شده است. بنابراین در بررسی این اشکال، فهم دقیق این جمله با دستیابی به معنای واژگان و سیاق آن ضروری خواهد بود؛ پس در بررسی این اشکال نیز به سه مطلب پرداخته میشود: اشاره به معنای واژههای جمله مورد بحث، بیان معنای [[آیه]] و ارزیابی [[شبهه]]. | |||
{{متن قرآن|يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ}}: «یأتی» از ماده «أتی»، «أتیاً» و «إتیاناً» است. واژه «أتی» به معانی «آمدن»<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق محمد سید گیلانی، ص۸.</ref>، «انجام دادن»<ref>علی بن اسماعیل بن سیده، المحکم و المحیط الاعظم، ج۹، ص۵۴۷.</ref>، «اعطا»<ref>علی بن اسماعیل بن سیده، المحکم و المحیط الاعظم، ج۹، ص۵۴۷.</ref>، «خبر دادن»<ref>علی بن اسماعیل بن سیده، المحکم و المحیط الاعظم، ج۹، ص۵۴۷؛ محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ص۱۱۳۲.</ref> و اهلاک کردن به کار رفته است، اما در آیه مورد بحث «أتی» به معنای «مجیء» و آمدن است. | |||
پرسشی که در اینجا مطرح میشود، این است که «آمدن» در این آیه به [[خدا]] نسبت داده شده است، در حالی که آمد و رفت به معنای انتقال از مکانی به مکان دیگر است و این امر ویژه اجسام است و [[خداوند]] از آن [[منزه]] است. پس آمدن خداوند در اینجا به چه معناست؟ [[مفسران]] در این باره دیدگاههای مختلفی دارند: | |||
# گروهی از مفسران منظور از آمدن خدا در [[آیه شریفه]] را رسیدن [[عذاب]] و [[کیفر]] او میدانند<ref>علی بن احمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۱، ص۳۱۳.</ref>. | |||
# برخی را [[اعتقاد]] بر آن است که مراد از آمدن خدا، نازل شدن [[آیات]] بزرگ اوست<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۵۳۸.</ref>. | |||
# از منظر گروهی دیگر، مقصود این است که [[خدا]] به وعدههای خویش درباره [[کیفر]] [[تبهکاران]] [[جامه]] عمل خواهد پوشاند<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۵۳۸.</ref>. | |||
# عدهای نیز معتقدند که مراد از آمدن خدا، آمدن «امر» اوست<ref>نصر بن محمد سمرقندی، بحر العلوم، ص۱۹۸.</ref>؛ زیرا در اینجا مضاف حذف شده و مضاف الیه [[جانشین]] آن شده است. در واژه «[[أمر]]» نیز دو احتمال است: | |||
## مراد از «أمر» [[فعل خداوند]] است و مراد از فعل در اینجا فرستادن [[عذاب]] است؛ چون تنها فعلی که با این سیاق سازگاری دارد، فرستادن عذاب است. | |||
## مراد از «أمر» دستور و [[فرمان]] برای وقوع [[قیامت]] یا فرستادن عذاب است<ref>محمد فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۳.</ref>. | |||
# برخی بر این باورند که منظور از آمدن خدا در اینجا برطرف شدن موانع و رفع فاصله و [[حائل]] میان [[قضای خدا]] و [[کفار]] است<ref>سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۰۴.</ref>. | |||
# از دیدگاه عدهای آمدن [[خداوند]] در اینجا به معنای [[حقیقی]] خود به کار رفته است و نیاز به توجیه و تقدیر ندارد. منظور این است که [[پیروان شیطان]] با این همه [[دلایل]] روشن برای رسیدن به [[حق]] و [[رهایی]] از [[شیطان]]، بهانه بیجا تراشیده و [[ایمان آوردن]] خود را به آمدن [[خداوند متعال]] و [[ملائکه]] او متوقف ساختند و توجه به [[ضعف]] گفتار خود ندارند که چنین چیزی محال است؛ چون «آمدن» از [[خواص]] امور جسمانی به شمار میآید و خداوند [[منزه]] از آن است که به این صفت متصف گردد<ref>حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۳، ص۸۳؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲، ص۵۲.</ref>. | |||
گفتنی است که دیدگاههای فوق به هم نزدیک است، بلکه میتوان گفت همه آنها به این [[حقیقت]] باز میگردد که [[آیه]] مزبور تهدیدی است برای [[حقستیزان]] و پیروان شیطان. حال این تهدید ممکن است مربوط به عذابی باشد که در [[روز قیامت]] در پیش دارند و ممکن است تهدیدی باشد به حادثهای که وقوعش در [[دنیا]] متوقع است. | |||
ظلل: «ظلل» جمع «ظلة» یا به معنای «[[ابر]]» است<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱۴.</ref> یا به معنای مطلق چیزی که سایهدار است و از [[سایه]] آن استفاده میشود؛ مانند ابر و هر چیز دیگری که سایه دارد<ref>حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۳، ص۸۳.</ref>. «ظل» به کسر «ظاء» به معنای مطلق سایه است<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۱۴.</ref>. | |||
غمام: «غمام» صفت مشبهه از ماده «[[غم]]» و «غم» به معنای پوشانیدن<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۶۵.</ref> در موضوع مادی یا [[معنوی]] است<ref>حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۳، ص۸۳.</ref>. به همین جهت به «ابر» که مانع از تابش [[آفتاب]] است، «غمام» اطلاق میشود<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۶۵.</ref>. «[[حزن]] و [[اندوه]]» را نیز از آن جهت «غم» گویند که «سرور» و «[[حلم]]» را میپوشاند<ref>سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۵، ص۱۲۱.</ref>. | |||
[[ملائکه]]: «ملائکه» جمع «[[مَلَک]]»<ref>محمد بن یعقوب فیروز آبادی، القاموس المحیط، ص۸۵۹.</ref> یا جمع «ملیک» به معنای [[تسلط]] جمع و [[قدرت]] است و به مناسبت [[مقام]] [[روحانی]] و صفای ذاتی در [[عالم ملکوت]] افراد این عالم را ملائکه گویند<ref>حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۳، ص۸۳.</ref>. این واژه در [[آیه]] مورد بحث، یا عطف بر «غمام» است که باید مجرور خوانده شود یا عطف به واژه [[مقدس]] «[[الله]]» است که باید آن را مرفوع خواند<ref>فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۵۰۸.</ref>. | |||
بر اساس مطالب یاد شده، آیه مزبور را میتوان به دو صورت زیر معنا کرد: | |||
# ای [[پیامبر]]! آیا<ref>واژه «هل» که در آغاز این آیه آمده، از کلمات پرسشی است و در قرآن کاربردهای گوناگونی دارد. در بسیاری از آیات، بعد از لفظ «هل» واژه «إلا» میآید؛ مانند: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}} در امثال این آیات، مراد از «هل» نفی است؛ گویی در مقام «ما» نافیه است؛ چنان که در برخی آیات به جای «هل»، «ما» آمده است؛ مانند: {{متن قرآن|مَا يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً}} آیه مورد بحث نیز از آیاتی است که بعد از لفظ «هل» واژه «إلا» ذکر شده است؛ بنابراین «هل» در این آیه به معنای «نفی» و «انکار» به کار رفته است (محمد طبری، الجامع البیان فی تأویل القرآن، ج۲، ص۳۴۲؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحرالعلوم، ج۱، ص۱۹۷؛ احمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۱، ص۳۱۳؛ سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج۷، ص۱۵۸).</ref> پیروان شیطان پس از این همه [[خیرخواهی]] و روشنگری، جز این [[انتظار]]<ref>بهکارگیری واژه «انتظار» در معنای آیه، بدین جهت است که واژه {{متن قرآن|يُنْظَرُونَ}} در ابتدای آیه مورد بحث به کار رفته است و این واژه از ماده «نظر» است و در اصل به معنای «طلب درک و دریافت» است. از همین جهت است که به معنای اندیشیدن و فکر کردن و نگریستن نیز به کار میرود، اما در آیه مورد بحث به معنای «انتظار» است؛ زیرا شخص منتظر درک آنچه را که توقع دارد، طلب میکند؛ بنابراین {{متن قرآن|يُنْظَرُونَ}} در این آیه به معنای «ینتظرون» است و فاعل آن مخاطبانی هستند که در آیه قبل در ضمن جمله {{متن قرآن|إِنْ زَلَلْتُمْ...}} بیان شدهاند. به تعبیر دیگر، فاعل آن کسانی هستند که پس از ادله روشن، دچار انحراف شده و مقررات خداوند را واگذاشتهاند (فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱-۲، ص۵۳۸؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۹۸؛ احمد واحدی نیشابوری، الوسیط فی تفسیر القرآن المجید، ج۱، ص۳۱۳؛ محمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۲، ص۱۹).</ref> دارند که [[عذاب]] [[خدا]] در سایهبانهایی به سوی آنان میآید و [[فرشتگان]] نیز به [[فرمان خدا]] سر میرسند، در حالی که کار یکسره<ref>بهکارگیری واژه «یکسره» در معنای این آیه، به لحاظ این است که در آن واژه «قضی» به کار رفته است و این واژه به معنای «فیصله دادن»، «به آخر رساندن» و «فارغ شدن از امری» است؛ چه قولی باشد یا فعلی (حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۴۰۶؛ نصر بن محمد سمرقندی، بحر العلوم، ج۱، ص۱۹۸؛ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۳، ص۸۴).</ref> گردیده و همه امور به [[خدا]] باز میگردد<ref>این معنا بر اساس پنج دیدگاه اول نسبت به معنای {{متن قرآن|يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ}} در نظر گرفته شده است.</ref>. | |||
# ای [[پیامبر]]! آیا [[حقستیزان]] و [[پیروان شیطان]] با این همه [[دلایل]] روشن برای رسیدن به [[حق]] و [[رهایی]] از [[شیطان]] بهانهای بیجا تراشیده و [[ایمان آوردن]] خود را به آمدن [[خداوند متعال]] و [[فرشتگان]] او متوقف ساختند؛ در حالی که [[حکم قطعی]] نهایی صادر شده است و همه امور به سوی خدا باز میگردد<ref>این معنا طبق دیدگاه ششم نسبت به معنای {{متن قرآن|يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ}} پیریزی شده است.</ref>.<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]]، ص ۸۱.</ref> | |||
با توجه به معنای [[آیه]]، به [[طور]] قطع میتوان گفت که شبهه مزبور از اساس [[باطل]] است و این آیه هیچ ارتباطی با آمدن [[پیامبر جدید]] پس از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ندارد؛ زیرا آنچه منشأ [[اشتباه]] شده بود، جمله {{متن قرآن|أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ}} بود که از آن آمدن پیامبر جدید استفاده شده بود، در حالی که بر اساس همه معانیای که برای این جمله در نظر گرفته شده بود (چه معنای [[حقیقی]] و چه مجازی) جمله مزبور هیچ ارتباطی با ارسال [[رسول]] ندارد و هرگز از آمدن پیامبر جدید حکایت نمیکند، بلکه طبق همه دیدگاهها تهدیدی برای حقستیزان و پیروان شیطان به شمار میرود و از [[بهانهجویی]] و گفتار موهون آنان خبر میدهد<ref>[[محمد اسحاق عارفی|عارفی، محمد اسحاق]]، [[خاتمیت و پرسشهای نو ج۱ (کتاب)|خاتمیت و پرسشهای نو ج۱]]، ص ۸۶.</ref>. | |||
== [[شبهه]] ششم: پیامبر شدن ابراهیم فرزند پیامبر در صورت زنده بودن == | == [[شبهه]] ششم: پیامبر شدن ابراهیم فرزند پیامبر در صورت زنده بودن == | ||