اثبات وجود خدا: تفاوت میان نسخهها
←انواع براهین عقلی اثبات خدا
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
== انواع براهین عقلی اثبات خدا == | == انواع براهین عقلی اثبات خدا == | ||
برهانهای عقلیای که در طول [[تاریخ]] [[الهیات]] بر وجود خدا اقامه شده بسیار است که معروفترین و مهمترین آنها عبارت است از: | برهانهای عقلیای که در طول [[تاریخ]] [[الهیات]] بر وجود خدا اقامه شده بسیار است که معروفترین و مهمترین آنها عبارت است از: | ||
# [[برهان حرکت]]: حرکت، خروج تدریجی شیء از قوّه به فعل است و این خروج، نیازمند علّت فاعلی است و علّت فاعلی حرکت، یعنی محرّک، خارج از شیء متحرک است و محرِّک اگر خود نیز متحرک باشد محتاج محرِّک دیگری است که به دلیل بطلان [[تسلسل]] در علل فاعلی، باید به محرّک غیر متحرک منتهی شود<ref>اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۷۳ و نهایة الحکمه، ص۲۷۱ـ۲۷۲.</ref>. | # '''[[برهان حرکت]]:''' حرکت، خروج تدریجی شیء از قوّه به فعل است و این خروج، نیازمند علّت فاعلی است و علّت فاعلی حرکت، یعنی محرّک، خارج از شیء متحرک است و محرِّک اگر خود نیز متحرک باشد محتاج محرِّک دیگری است که به دلیل بطلان [[تسلسل]] در علل فاعلی، باید به محرّک غیر متحرک منتهی شود<ref>اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۷۳ و نهایة الحکمه، ص۲۷۱ـ۲۷۲.</ref>. | ||
# [[برهان حدوث]]: در این [[برهان]]، حدوث شیء حادث، سبب احتیاج آن به علّت دانسته میشود؛ چراکه هر چه آغاز دارد باید توسط علت دیگری به وجود آید و چون تسلسل در علل محال است، پس سلسله حوادث به موجودی ختم میشود که حادث نبوده و قدیم است<ref>شرح المواقف، ج۳، ص۱۲ـ ۱۳، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۶ـ۱۷، شرح الاصول الخمسه، ص۷۲، قواعد العقاید، ص۳۹ـ۴۶ و قواعد المرام، ص۶۷.</ref>. | # '''[[برهان حدوث]]:''' در این [[برهان]]، حدوث شیء حادث، سبب احتیاج آن به علّت دانسته میشود؛ چراکه هر چه آغاز دارد باید توسط علت دیگری به وجود آید و چون تسلسل در علل محال است، پس سلسله حوادث به موجودی ختم میشود که حادث نبوده و قدیم است<ref>شرح المواقف، ج۳، ص۱۲ـ ۱۳، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۶ـ۱۷، شرح الاصول الخمسه، ص۷۲، قواعد العقاید، ص۳۹ـ۴۶ و قواعد المرام، ص۶۷.</ref>. | ||
# [[برهان نظم]]: این برهان بر دو مقدمه متکی است: مقدمه اول، وجود [[افعال]] هماهنگ در عالم طبیعت است، اعم از اینکه [[نظم]]، مربوط به بخشی از آن و یا کلّ آن باشد. این مقدمه، تجربی است. مقدمه دوم، این قضیه است که هر نظمی نیازمند ناظم است و چون فعلی که از ناظم صادر میشود، یعنی [[نظام]]، عالمانه بوده و با [[علم]] قرین است، از این طریق وصف علم نیز برای ناظم [[اثبات]] میگردد<ref>حق الیقین فی معرفة اصول الدین،ص۲۰ـ ۲۳ و اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۵۶ـ ۶۳.</ref>. | # '''[[برهان نظم]]:''' این برهان بر دو مقدمه متکی است: مقدمه اول، وجود [[افعال]] هماهنگ در عالم طبیعت است، اعم از اینکه [[نظم]]، مربوط به بخشی از آن و یا کلّ آن باشد. این مقدمه، تجربی است. مقدمه دوم، این قضیه است که هر نظمی نیازمند ناظم است و چون فعلی که از ناظم صادر میشود، یعنی [[نظام]]، عالمانه بوده و با [[علم]] قرین است، از این طریق وصف علم نیز برای ناظم [[اثبات]] میگردد<ref>حق الیقین فی معرفة اصول الدین،ص۲۰ـ ۲۳ و اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۵، ص۵۶ـ ۶۳.</ref>. | ||
# [[برهان امکان]] و [[وجوب]]: در این [[برهان]]، به خلاف [[برهان حدوث]]، امکان اشیاء حدّ وسط [[برهان]] قرار میگیرد، و حدوث یا فنا تنها عهده دار اثبات امکان برای موجودات مورد مشاهده است، بعد از اثبات صفت امکان برای موجودات عالم، این مقدمه ضمیمه میشود که موجود ممکن برای وجود یافتن، نیازمند به غیر است و این غیر یا خود باید واجب الوجود باشد و یا به دلیل بطلان [[تسلسل]] در سلسله فاعلی منتهی به واجب الوجود شود<ref>شرح المواقف، ج۳، ص۱۲ـ۱۳، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۶، قواعد العقاید، ص۴۶، قواعد المرام، ص۶۳ـ ۶۵ و گوهر مراد، ص۲۳۵.</ref>. | # '''[[برهان امکان]] و [[وجوب]]:''' در این [[برهان]]، به خلاف [[برهان حدوث]]، امکان اشیاء حدّ وسط [[برهان]] قرار میگیرد، و حدوث یا فنا تنها عهده دار اثبات امکان برای موجودات مورد مشاهده است، بعد از اثبات صفت امکان برای موجودات عالم، این مقدمه ضمیمه میشود که موجود ممکن برای وجود یافتن، نیازمند به غیر است و این غیر یا خود باید واجب الوجود باشد و یا به دلیل بطلان [[تسلسل]] در سلسله فاعلی منتهی به واجب الوجود شود<ref>شرح المواقف، ج۳، ص۱۲ـ۱۳، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۶، قواعد العقاید، ص۴۶، قواعد المرام، ص۶۳ـ ۶۵ و گوهر مراد، ص۲۳۵.</ref>. | ||
# [[برهان صدیقین]]: [[صدیقین]]، نام برهانی است که در آن هیچ یک از [[افعال]] و [[مخلوقات]] [[خداوند]] نظیر حرکت و حدوث، واسطه در اثبات نیست<ref>الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۶۶.</ref>. مدعای برهان صدیقین این است که تحقق واقعیتی که از [[ضرورت]] [[ازلی]] برخوردار است یک قضیه بدیهی اوّلی است و راهی برای تردید در آن وجود ندارد و مرز سفسطه و [[فلسفه]] در پذیرفتن این قضیه است. واقعیت، امری است که امکان [[انکار]] آن در هیچ فرضی ممکن نیست و به همین دلیل قضیه بدیهی اولیهای که از [[صدق]] آن خبر میدهد از ضرورت ازلیه برخوردار است و واقعیتهای محدود و مقیّد که هر یک مشروط به شرط و محدود به حدّ خاص خود هستند در محدوده مصداق خود صادق بوده و در خارج از آن کاذب هستند لذا هیچ یک نمیتواند مصداق آن واقعیت مطلق باشد، بلکه آن واقعیت، امری است که بدون آنکه به حدّی خاص در آید با همه واقعیتهای محدود همراه بوده و هیچ [[غیبت]] و زوالی برای آن متصور نیست. | # '''[[برهان صدیقین]]:''' [[صدیقین]]، نام برهانی است که در آن هیچ یک از [[افعال]] و [[مخلوقات]] [[خداوند]] نظیر حرکت و حدوث، واسطه در اثبات نیست<ref>الاشارات والتنبیهات، ج۳، ص۶۶.</ref>. مدعای برهان صدیقین این است که تحقق واقعیتی که از [[ضرورت]] [[ازلی]] برخوردار است یک قضیه بدیهی اوّلی است و راهی برای تردید در آن وجود ندارد و مرز سفسطه و [[فلسفه]] در پذیرفتن این قضیه است. واقعیت، امری است که امکان [[انکار]] آن در هیچ فرضی ممکن نیست و به همین دلیل قضیه بدیهی اولیهای که از [[صدق]] آن خبر میدهد از ضرورت ازلیه برخوردار است و واقعیتهای محدود و مقیّد که هر یک مشروط به شرط و محدود به حدّ خاص خود هستند در محدوده مصداق خود صادق بوده و در خارج از آن کاذب هستند لذا هیچ یک نمیتواند مصداق آن واقعیت مطلق باشد، بلکه آن واقعیت، امری است که بدون آنکه به حدّی خاص در آید با همه واقعیتهای محدود همراه بوده و هیچ [[غیبت]] و زوالی برای آن متصور نیست. | ||
# برهان وجودی: این [[برهان]] برای اثبات وجود خدا از تحلیل مفهومی کمک میگیرد و با دقت در مفاهیمی مثل [[واجب الوجود]]، کامل مطلق، بینهایت و... میخواهد نشان دهد که اگر واجب الوجود بالذات در هستی نباشد تناقض لازم میآید و صرف تصور چنین مفهومی مستلزم اعتراف به وجود اوست<ref>اثبات وجود خدا، ص۵۲، نقد برهان ناپذیری خدا، ص۱۷۲.</ref>. | # '''برهان وجودی:''' این [[برهان]] برای اثبات وجود خدا از تحلیل مفهومی کمک میگیرد و با دقت در مفاهیمی مثل [[واجب الوجود]]، کامل مطلق، بینهایت و... میخواهد نشان دهد که اگر واجب الوجود بالذات در هستی نباشد تناقض لازم میآید و صرف تصور چنین مفهومی مستلزم اعتراف به وجود اوست<ref>اثبات وجود خدا، ص۵۲، نقد برهان ناپذیری خدا، ص۱۷۲.</ref>. | ||
# [[برهان معجزه]]: برخی از [[متکلمان]] غربی [[مسیحی]]، [[معجزات]]، [[امدادهای غیبی]] و یا رخدادهای غیر عادی را که در اثر [[دعا]] و نظیر آن حاصل میشود، به صورت مقدمه برای [[اثبات]] [[واجب]] به کار گرفتهاند به این بیان که نظیر حوادث یاد شده وجود دارد و این گونه از حوادث مبدأ و علت مادی و طبیعی ندارند پس ناگزیر علت و مبدئی غیر مادی که سبب پیدایش آنها باشد، وجود دارد<ref>فلسفه دین، جان هیک، ص۷۳.</ref>. این [[برهان]] اگر به براهینی مثل [[برهان امکان]] و [[وجوب]] بازگشت ننماید هرگز صلاحیت اثبات واجب را نداشته و اشکالات فراوانی بر آن وارد میشود. حکمای اسلامی از [[معجزه]] تنها برای [[اثبات نبوت]] استفاده کردهاند که بعد از پذیرش وجود خداست<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۴۷ـ ۲۴۸، فلسفه دین، جان هاسپرز، ص۸۳.</ref>. | # '''[[برهان معجزه]]:''' برخی از [[متکلمان]] غربی [[مسیحی]]، [[معجزات]]، [[امدادهای غیبی]] و یا رخدادهای غیر عادی را که در اثر [[دعا]] و نظیر آن حاصل میشود، به صورت مقدمه برای [[اثبات]] [[واجب]] به کار گرفتهاند به این بیان که نظیر حوادث یاد شده وجود دارد و این گونه از حوادث مبدأ و علت مادی و طبیعی ندارند پس ناگزیر علت و مبدئی غیر مادی که سبب پیدایش آنها باشد، وجود دارد<ref>فلسفه دین، جان هیک، ص۷۳.</ref>. این [[برهان]] اگر به براهینی مثل [[برهان امکان]] و [[وجوب]] بازگشت ننماید هرگز صلاحیت اثبات واجب را نداشته و اشکالات فراوانی بر آن وارد میشود. حکمای اسلامی از [[معجزه]] تنها برای [[اثبات نبوت]] استفاده کردهاند که بعد از پذیرش وجود خداست<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۴۷ـ ۲۴۸، فلسفه دین، جان هاسپرز، ص۸۳.</ref>. | ||
# براهین اخلاقی: برهان اخلاقی تحریر و تقریرهای مختلفی دارد. در برخی از آنها از [[ثبات]] و اطلاق [[اوامر]] اخلاقی بر وجود آمر و [[مربّی]] ثابت و مطلق که همان [[خداوند]] است، [[استدلال]] شده است و در بعضی دیگر از [[احساس]] [[اقتدار]] اخلاقی در شرایطی که [[اراده]] جزئی [[انسان]] برخلاف آن عمل میکند، بر وجود منشأ غیر [[انسانی]] که از ارادهای فراتر از [[اراده انسان]] برخوردار است، استدلال شده است و در برخی از استلزام بین [[قانون]] و قانونگذار برای اثبات مبدأ قانونگذار کمک گرفته شده، و یا آنکه از وجود [[قوانین]] مشترک اخلاقی در فرهنگهای مختلف بشری، فرض خداوندی که عهده دار نگارش این قوانین بر [[قلوب]] [[آدمیان]] باشد، [[تأیید]] شده است<ref>براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، ص۱۳۸.</ref>. ادعای [[اثبات وجود خداوند]] از طریق برهان اخلاقی نیازمند به [[اقامه برهان]] نسبت به مقدمه نخست آن است که راهی برای اثبات آن نیست و تا وقتی که برهان بر آن اقامه نشده باشد تردید در آن به قوت خود باقی است<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۷۲.</ref>. | # '''براهین اخلاقی:''' برهان اخلاقی تحریر و تقریرهای مختلفی دارد. در برخی از آنها از [[ثبات]] و اطلاق [[اوامر]] اخلاقی بر وجود آمر و [[مربّی]] ثابت و مطلق که همان [[خداوند]] است، [[استدلال]] شده است و در بعضی دیگر از [[احساس]] [[اقتدار]] اخلاقی در شرایطی که [[اراده]] جزئی [[انسان]] برخلاف آن عمل میکند، بر وجود منشأ غیر [[انسانی]] که از ارادهای فراتر از [[اراده انسان]] برخوردار است، استدلال شده است و در برخی از استلزام بین [[قانون]] و قانونگذار برای اثبات مبدأ قانونگذار کمک گرفته شده، و یا آنکه از وجود [[قوانین]] مشترک اخلاقی در فرهنگهای مختلف بشری، فرض خداوندی که عهده دار نگارش این قوانین بر [[قلوب]] [[آدمیان]] باشد، [[تأیید]] شده است<ref>براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب، ص۱۳۸.</ref>. ادعای [[اثبات وجود خداوند]] از طریق برهان اخلاقی نیازمند به [[اقامه برهان]] نسبت به مقدمه نخست آن است که راهی برای اثبات آن نیست و تا وقتی که برهان بر آن اقامه نشده باشد تردید در آن به قوت خود باقی است<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۷۲.</ref>. | ||
# [[برهان]] [[تجربه دینی]]: این [[برهان]] از جمله براهینی است که فاقد صورت [[فلسفی]] و برهانی است و مبتنی بر تجربهها، دریافتها و شهودهای افراد نسبت به واقعیتی است که از [[ارزش]] و قداستی عمیق برخوردار است. تقریرهای این [[برهان]] به لحاظ سنخ [[تجربه]] مورد استفاده در [[استدلال]]، ساختار [[استنتاج]] و نتیجه آن، متفاوت است. [[برهان]] واقعی بر وجود [[خداوند]] همانا [[احساس]] افراد [[انسان]] از حضور [[خدا]] و [[آگاهی]] از [[اراده]] او در تعارض با اراده خود آنان است و نیز [[احساس آرامش]] که به دنبال پذیرفتن [[امر الهی]] [[دست]] میدهد، تجربههای دیدار یا [[درک]] یا لقای خدای خود بنفسه معتبرند و متضمن هیچ سلسلهای از استنتاجهای بیاعتبار، یا سبک سنگین کردن فرضیهها نیستند. آنها بیاعتقادی را عقلاً مهمل میگردانند<ref>خدا در فلسفه، ص۱۱۳ـ ۱۱۴.</ref>، [[شهود]] نسبت به یک واقعیت [[مقدس]] و ارزشمند وجود دارد و این شهود نمیتواند به مبادی طبیعی استناد پیدا کند، پس یک واقعیت فوق طبیعی که خداوند است وجود دارد<ref>فلسفه دین، جان هاسپرز، ص۶۷.</ref>. این برهان نیز [[مبتلا]] به اشکالاتی است؛ زیرا اوّلاً شهود دارای مراتب مختلفی است و تنها در برخی از مراحل، صاحب [[کشف]] در مرتبه شهود از [[یقین]] برخوردار است و ثانیاً: شهود [[عارف]] برای کسی که از آن [[محروم]] است [[معرفت یقینی]] به دنبال نمیآورد و ثالثاً: تنها موجود فوق طبیعی را [[اثبات]] میکند و رابعاً: کبرای [[قیاس]] (در تقریر اخیر) نیازمند برهان است، چه اینکه در برخی از تئوریهای روان کاوانه، غرایز بشری یا وجدان [[اجتماعی]]، سبب پیدایش تجربیات [[دینی]] معرفی شده است<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۶۰.</ref>. | # '''[[برهان]] [[تجربه دینی]]:''' این [[برهان]] از جمله براهینی است که فاقد صورت [[فلسفی]] و برهانی است و مبتنی بر تجربهها، دریافتها و شهودهای افراد نسبت به واقعیتی است که از [[ارزش]] و قداستی عمیق برخوردار است. تقریرهای این [[برهان]] به لحاظ سنخ [[تجربه]] مورد استفاده در [[استدلال]]، ساختار [[استنتاج]] و نتیجه آن، متفاوت است. [[برهان]] واقعی بر وجود [[خداوند]] همانا [[احساس]] افراد [[انسان]] از حضور [[خدا]] و [[آگاهی]] از [[اراده]] او در تعارض با اراده خود آنان است و نیز [[احساس آرامش]] که به دنبال پذیرفتن [[امر الهی]] [[دست]] میدهد، تجربههای دیدار یا [[درک]] یا لقای خدای خود بنفسه معتبرند و متضمن هیچ سلسلهای از استنتاجهای بیاعتبار، یا سبک سنگین کردن فرضیهها نیستند. آنها بیاعتقادی را عقلاً مهمل میگردانند<ref>خدا در فلسفه، ص۱۱۳ـ ۱۱۴.</ref>، [[شهود]] نسبت به یک واقعیت [[مقدس]] و ارزشمند وجود دارد و این شهود نمیتواند به مبادی طبیعی استناد پیدا کند، پس یک واقعیت فوق طبیعی که خداوند است وجود دارد<ref>فلسفه دین، جان هاسپرز، ص۶۷.</ref>. این برهان نیز [[مبتلا]] به اشکالاتی است؛ زیرا اوّلاً شهود دارای مراتب مختلفی است و تنها در برخی از مراحل، صاحب [[کشف]] در مرتبه شهود از [[یقین]] برخوردار است و ثانیاً: شهود [[عارف]] برای کسی که از آن [[محروم]] است [[معرفت یقینی]] به دنبال نمیآورد و ثالثاً: تنها موجود فوق طبیعی را [[اثبات]] میکند و رابعاً: کبرای [[قیاس]] (در تقریر اخیر) نیازمند برهان است، چه اینکه در برخی از تئوریهای روان کاوانه، غرایز بشری یا وجدان [[اجتماعی]]، سبب پیدایش تجربیات [[دینی]] معرفی شده است<ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۶۰.</ref>. | ||
# [[برهان فطرت]]: این برهان بخشی از واقعیت انسان را که حقیقتی ذات اضافه و دارای دو طرف است مورد استفاده قرار میدهد و با توجه به تضایفی که بین دو طرف [[حقایق]] اضافی برقرار است از تحقق یکی از دو طرف به تحقق طرف دیگر استدلال میکند. دو امر متضایف، دو واقعیتی هستند که بین آنها [[ضرورت]] بالقیاس برقرار است و وجود هر یک از آنها اعم از اینکه بالقوه یا بالفعل باشد با وجود بالقوه یا بالفعل دیگری ملازم است، مانند پدری و [[فرزندی]] و محبّ بودن و محبوب بودن. حدّ وسط [[برهان فطرت]]، اوصاف اضافی مختلفی میتواند باشد ولی معمولاً از [[محبّت]] و یا [[امید]] استفاده شده است. [[دوستی]] و [[محبت]] با هستی و واقعیت [[انسان]] قرین است و همانگونه که [[دل]] و [[جان آدمی]] یک واقعیت خارجی است، آنچه که دل، در گرو او و [[جان]] [[تشنه]] آن است نیز یک واقعیت است. [[انسان]] هرگز اموری را که در مقطعی ظهور داشته و در مراتب دیگر افول دارند [[دوست]] نمیدارد بلکه [[دوستدار]] [[حقیقت]] مطلق و نامحدود است و اگر به دنبال کمالهای محدود و مقیّد میرود به دلیل نشانه ای است که این امور به راست و یا [[دروغ]] نسبت به آن حقیقت نامحدود، دارند. حال که [[محبت]] که حقیقتی اضافی است وجود دارد، ناگزیر آن وجود مطلق و نامحدود ([[خدا]]) که طرف دیگر اضافه است نیز واقعیت دارد <ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۸۴ـ ۲۸۶.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[عبدالرحیم سلیمانی بهبهانی|سلیمانی بهبهانی]]، [[اثبات خدا (مقاله)|مقاله «اثبات خدا»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۶۶-۱۷۳.</ref> | # '''[[برهان فطرت]]:''' این برهان بخشی از واقعیت انسان را که حقیقتی ذات اضافه و دارای دو طرف است مورد استفاده قرار میدهد و با توجه به تضایفی که بین دو طرف [[حقایق]] اضافی برقرار است از تحقق یکی از دو طرف به تحقق طرف دیگر استدلال میکند. دو امر متضایف، دو واقعیتی هستند که بین آنها [[ضرورت]] بالقیاس برقرار است و وجود هر یک از آنها اعم از اینکه بالقوه یا بالفعل باشد با وجود بالقوه یا بالفعل دیگری ملازم است، مانند پدری و [[فرزندی]] و محبّ بودن و محبوب بودن. حدّ وسط [[برهان فطرت]]، اوصاف اضافی مختلفی میتواند باشد ولی معمولاً از [[محبّت]] و یا [[امید]] استفاده شده است. [[دوستی]] و [[محبت]] با هستی و واقعیت [[انسان]] قرین است و همانگونه که [[دل]] و [[جان آدمی]] یک واقعیت خارجی است، آنچه که دل، در گرو او و [[جان]] [[تشنه]] آن است نیز یک واقعیت است. [[انسان]] هرگز اموری را که در مقطعی ظهور داشته و در مراتب دیگر افول دارند [[دوست]] نمیدارد بلکه [[دوستدار]] [[حقیقت]] مطلق و نامحدود است و اگر به دنبال کمالهای محدود و مقیّد میرود به دلیل نشانه ای است که این امور به راست و یا [[دروغ]] نسبت به آن حقیقت نامحدود، دارند. حال که [[محبت]] که حقیقتی اضافی است وجود دارد، ناگزیر آن وجود مطلق و نامحدود ([[خدا]]) که طرف دیگر اضافه است نیز واقعیت دارد <ref>تبیین براهین اثبات خدا، ص۲۸۴ـ ۲۸۶.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[عبدالرحیم سلیمانی بهبهانی|سلیمانی بهبهانی]]، [[اثبات خدا (مقاله)|مقاله «اثبات خدا»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)| دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص۱۶۶-۱۷۳.</ref> | ||
== راههای اثبات وجود خدا در [[قرآن]] == | == راههای اثبات وجود خدا در [[قرآن]] == | ||