پرش به محتوا

ضرورت تشکیل حکومت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۳۲: خط ۲۳۲:
عبارت {{متن حدیث|أَئِمَّةَ الْجَوْرِ}} صریح در رهبران [[سیاسی]] ستمگر است و به قرینۀ مقابله، مراد از [[امام]] در عبارت مورد بحث، امام و [[رهبر سیاسی]] است.
عبارت {{متن حدیث|أَئِمَّةَ الْجَوْرِ}} صریح در رهبران [[سیاسی]] ستمگر است و به قرینۀ مقابله، مراد از [[امام]] در عبارت مورد بحث، امام و [[رهبر سیاسی]] است.
نتیجۀ مباحث گذشته در چرایی [[قدرت سیاسی]] به معنای اوّل - که چرایی به معنای دلیل بر [[ضرورت حکومت]] و [[رهبری سیاسی]] است - این شد که: براساس [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]]، [[حکومت]] و [[رهبری سیاسی]] یک [[ضرورت اجتماعی]] است و براساس ادلۀ [[شرعی]] - [[کتاب و سنت]] - افزون بر ضرورت اجتماعی حکومت و رهبری سیاسی، [[ضرورت]] [[تکوینی]] آن و نیز ضرورت شرعی آن ثابت است.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۵۲-۷۴.</ref>
نتیجۀ مباحث گذشته در چرایی [[قدرت سیاسی]] به معنای اوّل - که چرایی به معنای دلیل بر [[ضرورت حکومت]] و [[رهبری سیاسی]] است - این شد که: براساس [[ادلۀ عقلی]] و [[نقلی]]، [[حکومت]] و [[رهبری سیاسی]] یک [[ضرورت اجتماعی]] است و براساس ادلۀ [[شرعی]] - [[کتاب و سنت]] - افزون بر ضرورت اجتماعی حکومت و رهبری سیاسی، [[ضرورت]] [[تکوینی]] آن و نیز ضرورت شرعی آن ثابت است.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۵۲-۷۴.</ref>
==[[روایات]]==
در روایات وارده از [[معصومین]]{{عم}} - چه در [[منابع شیعه]] و چه در [[منابع اهل سنت]] - بر این [[حقیقت]] تأکید شده است که در هر [[زمان]] باید [[امام]] عادلی از سوی [[خدا]] باشد که به وسیلۀ او [[فرصت عدل]] در [[جامعۀ بشر]] وجود داشته باشد - خواه [[مردم]] به [[فرمانروایی]] و [[حاکمیت]] او تن دهندو جامعۀ [[عدل بالفعل]] برپا کنند یا به فرمانروایی و حاکمیت او تن ندهند؛ لکن [[استعداد]] بازگشت به فرمانروایی و [[تسلیم]] به حاکمیت او - اگرچه در نسل‌های بعد - داشته باشند.
در منابع اهل سنت - همان‌گونه که در گذشته اشاره کردیم - روایات فراوانی با مضمون {{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ لِإِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}؛ «هر کس در حالی بمیرد که بر گردنش بیعتی برای امام نباشد به [[مرگ جاهلی]] مرده است» آمده است، از جمله:
[[روایت]] مسلم در صحیح به سندش از [[رسول خدا]]{{صل}}:
{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، ص۲۲.</ref>؛
هر کس بمیرد در حالی که بر گردنش بیعتی نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
نیز [[حافظ هیثمی]] در [[مجمع الزوائد]] به سندش از [[رسول اکرم]]{{صل}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}<ref>مجمع الزوائد، ج۵، ص۲۱۸.</ref>؛
کسی که بدون امام بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.
[[متقی هندی]] در [[کنز العمال]] از رسول اکرم{{صل}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ وَ لَا بَيْعَةَ عَلَيْهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}<ref>کنزالعمال، ح۴۶۳.</ref>؛
کسی که بمیرد در حالی که بیعتی بر او نباشد به مرگ جاهلی مرده است.
و نیز از رسول اکرم{{صل}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|مَنْ مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}<ref>کنزالعمال، ح۴۶۴.</ref>؛
کسی که بدون امام بمیرد به مرگ جاهلی مرده است.
همین مضمون در روایات وارده از معصومین{{عم}} در منابع شیعه آمده است، از جمله:
[[کلینی]] به [[سند صحیح]] روایت می‌کند:
{{متن حدیث|عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: ابْتَدَأَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَوْماً وَ قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِمَامٌ فَمِيتَتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ.
فَقُلْتُ: قَالَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}؟
فَقَالَ: إِي وَ اللَّهِ قَدْ قَالَ.
قُلْتُ: فَكُلُّ مَنْ مَاتَ وَ لَيْسَ لَهُ إِمَامٌ فَمِيتَتُهُ مِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ؟
قَالَ: نَعَمْ}}<ref>اصول کافی، ج۱، ص۳۷۶.</ref>؛
[[فضیل بن یسار]] [[روایت]] کرده است گفت: [[ابوعبدالله]] ([[امام صادق]]){{ع}} روزی ابتداء به ساکن فرمود: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: هرکس بمیرد و بر او امامی نباشد به [[مرگ جاهلی]] مرده است.
پس گفتم: رسول خدا{{صل}} چنین فرموده است؟!
فرمود: آری به [[خداوند]] [[سوگند]] چنین فرموده است.
گفتم: پس هرکس بمیرد و امامی نداشته باشد مرگش مرگ جاهلی است؟!
فرمود: آری.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۳ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۳، ص ۴۹</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش