پرش به محتوا

توحید در ربوبیت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
از مظاهر [[توحید افعالی]]، توحید ربوبی است. [[حقیقت]] [[ربوبیت]] و [[تدبیر]] عالم، تنظیم اسباب و مسببات به گونه‌ای است که موجودات در یکدیگر تأثیر می‌کنند و در نتیجه هر موجودی به کمال مناسب و [[هدف]] مطلوب خود می‌رسد و این در حقیقت [[آفریدن]] هدفمند و نظام‌مند است، یعنی در عالم [[تکوین]]، تدبیر، مستلزم [[خالقیت]] است<ref>ربانی گلپایگانی، علی، محاضرات، ص۶۸.</ref>. منشأ خطای [[مشرکان]] این بوده است که [[تدبیر الهی]] را از قبیل تدبیرهای بشری انگاشته‌اند که گاهی تدبیرکننده چیزی غیر از سازنده آن است، در حالی که تدبیر در عالم تکوین، بدون [[سازندگی]] و ایجاد ممکن نیست، تدبیر در تکوین در حقیقت، [[خلق]] و [[آفرینش]] مستمر است پس [[براهین]] [[توحید در خالقیت]]، [[براهین]] [[توحید در ربوبیت]] نیز به شمار می‌روند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۰۸.</ref>. مضاف بر این که در باب [[ربوبیت]] از [[نظم]] و [[هماهنگی]] [[حاکم]] بر [[جهان]] نیز می‌توان بر [[یگانگی]] مدیر جهان [[استدلال]] کرد و این یکی از تقریرهای [[برهان تمانع]] است<ref>ر.ک: دانشنامه کلام اسلامی، ج۲، مدخل برهان تمانع.</ref>. در [[آیات قرآن کریم]] [[ربوبیت الهی]] به [[خالقیت]] [[خداوند]] تعلیل شده است: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید» سوره یونس، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>.
از مظاهر [[توحید افعالی]]، توحید ربوبی است. [[حقیقت]] [[ربوبیت]] و [[تدبیر]] عالم، تنظیم اسباب و مسببات به گونه‌ای است که موجودات در یکدیگر تأثیر می‌کنند و در نتیجه هر موجودی به کمال مناسب و [[هدف]] مطلوب خود می‌رسد و این در حقیقت [[آفریدن]] هدفمند و نظام‌مند است، یعنی در عالم [[تکوین]]، تدبیر، مستلزم خالقیت است<ref>ربانی گلپایگانی، علی، محاضرات، ص۶۸.</ref>. منشأ خطای [[مشرکان]] این بوده است که تدبیر الهی را از قبیل تدبیرهای بشری انگاشته‌اند که گاهی تدبیرکننده چیزی غیر از سازنده آن است، در حالی که تدبیر در عالم تکوین، بدون سازندگی و ایجاد ممکن نیست، تدبیر در تکوین در حقیقت، [[خلق]] و [[آفرینش]] مستمر است پس [[براهین]] توحید در خالقیت، [[براهین]] [[توحید در ربوبیت]] نیز به شمار می‌روند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۰۸.</ref>. مضاف بر این که در باب [[ربوبیت]] از [[نظم]] و هماهنگی [[حاکم]] بر [[جهان]] نیز می‌توان بر یگانگی مدیر جهان [[استدلال]] کرد و این یکی از تقریرهای [[برهان تمانع]] است<ref>ر.ک: دانشنامه کلام اسلامی، ج۲، مدخل برهان تمانع.</ref>. در [[آیات قرآن کریم]] [[ربوبیت الهی]] به خالقیت [[خداوند]] تعلیل شده است: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ}}<ref>«به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید» سوره یونس، آیه ۳.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ}}<ref>«ای مردم! پروردگارتان را بپرستید که شما و پیشینیانتان را آفرید، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>.
 
از اینجا می‌توان به مفاد [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> پی برد. کلمه «[[خلق]]» ناظر به [[آفرینش]]، و کلمه «امر» ناظر به [[تدبیر]] جهان است، در نتیجه [[آیه شریفه]] بر [[حصر]] خالقیت و تدبیر جهان به [[خدای متعال]] دلالت می‌کند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۰۹.</ref>.
از اینجا می‌توان به مفاد [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ}}<ref>«آگاه باشید که آفرینش و فرمان او راست» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref> پی برد. کلمه «[[خلق]]» ناظر به [[آفرینش]]، و کلمه «امر» ناظر به [[تدبیر]] جهان است، در نتیجه [[آیه شریفه]] بر [[حصر]] خالقیت و تدبیر جهان به [[خدای متعال]] دلالت می‌کند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۱، ص۴۰۹.</ref>.


در [[روایات ائمه اهل بیت]]{{عم}} از طریق هماهنگی حاکم بر جهان، بر یگانگی [[مدبر]] عالم استدلال شده است<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید، ص۲۴۴ و ۲۵۰.</ref>. معنای انحصار تدبیر در خدای متعال [[نفی]] هرگونه مدبر در عالم نیست؛ زیرا علاوه بر [[گواهی]] [[حس]] بر نقش اسباب طبیعی در [[نظام]] عالم، [[قرآن کریم]] آشکارا از مدیرات امور عالم یاد کرده است {{متن قرآن|فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا}}<ref>«آنگاه، به فرشتگان کارگزار،» سوره نازعات، آیه ۵.</ref>، اما مدبرهای طبیعی و ماوراء طبیعی در ذات و فعل خود [[استقلال]] ندارند و همگی در دایره ایجاد و [[تدبیر الهی]] عمل می‌کنند و در ذات و فعل خود وام‌دار [[قادر]] [[متعال]] هستند: {{متن قرآن|وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً}}<ref>«و او بر بندگان خویش چیره است و بر شما نگهبانانی می‌فرستد تا چون مرگ هر یک از شما در رسد فرشتگان ما جان او را بستانند و آنان کوتاهی نمی‌ورزند» سوره انعام، آیه ۶۱.</ref>. نقش اسباب [[تکوینی]] عالم نسبت به نقش [[خداوند]] در [[جهان]] از قبیل نقشی است که قلم در نوشتار نسبت به نقش نویسنده در آن دارد، یعنی سببیت آن دو طولی بوده و یکی مسخر دیگری است<ref>طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۲۰، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید افعالی - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید افعالی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]] ص ۵۹.</ref>
در روایات ائمه اهل بیت{{عم}} از طریق هماهنگی حاکم بر جهان، بر یگانگی [[مدبر]] عالم استدلال شده است<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، التوحید، ص۲۴۴ و ۲۵۰.</ref>. معنای انحصار تدبیر در خدای متعال [[نفی]] هرگونه مدبر در عالم نیست؛ زیرا علاوه بر [[گواهی]] [[حس]] بر نقش اسباب طبیعی در [[نظام]] عالم، [[قرآن کریم]] آشکارا از مدیرات امور عالم یاد کرده است {{متن قرآن|فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا}}<ref>«آنگاه، به فرشتگان کارگزار،» سوره نازعات، آیه ۵.</ref>، اما مدبرهای طبیعی و ماوراء طبیعی در ذات و فعل خود [[استقلال]] ندارند و همگی در دایره ایجاد و تدبیر الهی عمل می‌کنند و در ذات و فعل خود وام‌دار قادر متعال هستند: {{متن قرآن|وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً}}<ref>«و او بر بندگان خویش چیره است و بر شما نگهبانانی می‌فرستد تا چون مرگ هر یک از شما در رسد فرشتگان ما جان او را بستانند و آنان کوتاهی نمی‌ورزند» سوره انعام، آیه ۶۱.</ref>. نقش اسباب [[تکوینی]] عالم نسبت به نقش [[خداوند]] در [[جهان]] از قبیل نقشی است که قلم در نوشتار نسبت به نقش نویسنده در آن دارد، یعنی سببیت آن دو طولی بوده و یکی مسخر دیگری است<ref>طباطبایی، محمدحسین، المیزان، ج۲۰، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[توحید افعالی - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «توحید افعالی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص ۵۹.</ref>


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
با توجه به معنای لغوی واژه "[[رب]]"، [[توحید]] در [[ربوبیت]]‏ یعنی: "[[اعتقاد]] به اینکه تنها [[خدای متعال]] است که می‌‏تواند استقلالا و بدون [[نیاز]] به هیچگونه [[اذن]] و اجازه‏‌ای، در تمام [[شؤون]] مخلوقات و کل [[جهان]] [[تصرف]] کرده، آنها را [[تدبیر]] و اداره کند"<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن (۳ - ۱)، انتشارات مؤسسه در راه حق، ص‏۲۳.</ref>.
با توجه به معنای لغوی واژه "[[رب]]"، [[توحید]] در [[ربوبیت]]‏ یعنی: "[[اعتقاد]] به اینکه تنها [[خدای متعال]] است که می‌‏تواند استقلالا و بدون [[نیاز]] به هیچگونه [[اذن]] و اجازه‏‌ای، در تمام شؤون مخلوقات و کل [[جهان]] تصرف کرده، آنها را [[تدبیر]] و اداره کند"<ref>مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن (۳ - ۱)، انتشارات مؤسسه در راه حق، ص‏۲۳.</ref>.


طبق این تعریف، [[انسان]] بعد از [[آفرینش]]، تدبیرش به خود او [[تفویض]] نشده بلکه با [[تدبیر الهی]] زیست می‌‏کند. البته این بدان معنا نیست که هیچ عاملی در طول فاعلیت‏ [[خدا]]، از چیز دیگر تأثیر نپذیرد بلکه [[خداوند]] چیزهای دیگر را واسطه سبب قرار می‌‏دهد و از راه آنها تأثیراتی در عالم تحقق پیدا می‏‌کند که تأثیرات [[حقیقی]] است.
طبق این تعریف، [[انسان]] بعد از [[آفرینش]]، تدبیرش به خود او [[تفویض]] نشده بلکه با تدبیر الهی زیست می‌‏کند. البته این بدان معنا نیست که هیچ عاملی در طول فاعلیت‏ [[خدا]]، از چیز دیگر تأثیر نپذیرد بلکه [[خداوند]] چیزهای دیگر را واسطه سبب قرار می‌‏دهد و از راه آنها تأثیراتی در عالم تحقق پیدا می‏‌کند که تأثیرات [[حقیقی]] است.


یکی از محققان در این باره می‌‏نویسد: "مراد از [[رب]] در اصطلاح [[اسلامی]]، مربی کامل است؛ یعنی بنیان‌گذار [[نظام]] [[زندگی]] در طی مراحل پرورش تا رسیدن به [[درجه]] کمال" <ref>عسکری، سید مرتضی، عقاید اسلام در قرآن (۳ - ۱)، ترجمه محمد جواد کرمی، مجتمع علمی اسلامی، چاپ اول، ص‏۱۵۰.</ref>
یکی از محققان در این باره می‌‏نویسد: "مراد از [[رب]] در اصطلاح [[اسلامی]]، مربی کامل است؛ یعنی بنیان‌گذار [[نظام]] [[زندگی]] در طی مراحل پرورش تا رسیدن به [[درجه]] کمال" <ref>عسکری، سید مرتضی، عقاید اسلام در قرآن (۳ - ۱)، ترجمه محمد جواد کرمی، مجتمع علمی اسلامی، چاپ اول، ص‏۱۵۰.</ref>
خط ۲۱: خط ۲۲:
"[[خداوند]] برای تحقق معنای [[رب]] العالمین بودن خود، ابتدا فرشتگاه را آفرید؛ زیرا آنان [[سپاه]] [[خلق]] در [[خلق]] و حاملان [[عرش]] ربوبی هستند. پس از آن، به [[آفرینش]] زمان و مکان و [[آسمان]] و [[زمین]] پرداخت و هر چه مورد [[نیاز]] جانداران آن بود؛ از [[آب]] و گیاه و سایر ما یحتاج، در اختیارشان قرار داد. سپس [[جن]] و حیوان را آفرید و [[انسان]] را پس از [[خلق]] همه نیازمندی‌‏هایش به [[دنیا]] آورد"<ref>عسکری، سید مرتضی، عقاید اسلام در قرآن (۳ - ۱)، ترجمه محمد جواد کرمی، مجتمع علمی اسلامی، چاپ اول، ص‏۱۶۶.</ref>.
"[[خداوند]] برای تحقق معنای [[رب]] العالمین بودن خود، ابتدا فرشتگاه را آفرید؛ زیرا آنان [[سپاه]] [[خلق]] در [[خلق]] و حاملان [[عرش]] ربوبی هستند. پس از آن، به [[آفرینش]] زمان و مکان و [[آسمان]] و [[زمین]] پرداخت و هر چه مورد [[نیاز]] جانداران آن بود؛ از [[آب]] و گیاه و سایر ما یحتاج، در اختیارشان قرار داد. سپس [[جن]] و حیوان را آفرید و [[انسان]] را پس از [[خلق]] همه نیازمندی‌‏هایش به [[دنیا]] آورد"<ref>عسکری، سید مرتضی، عقاید اسلام در قرآن (۳ - ۱)، ترجمه محمد جواد کرمی، مجتمع علمی اسلامی، چاپ اول، ص‏۱۶۶.</ref>.


بر اساس [[توحید]] در [[ربوبیت]]، هر امری که در [[جهان]] محقق شده و سهمی از هستی داشته باشد، به [[خدا]] اسناد پیدا می‏‌کند و علت آن [[خدا]] است؛ خواه آن امر، از امور [[حقیقی]] <ref>حقیقی شامل موجوداتی می‏‌شود که عمل اختیاری انسان در بود و نبود آن‏ها دخیل نباشد.</ref> باشد یا اعتباری <ref>اعتباری شامل اشیا و اموری می‏گردد که در حوزه حیات انسانی یافت می‌‏شوند؛ به گونه‏ای که اگر انسان نباشد آن امور اصلا مطرح نمی‌‏گردند؛ نظیر مالکیت، ریاست زوجیت، عضویت و مانند تمامی اموری که در مسایل اخلاقی و فقهی مطرح می‌‏شوند؛ ر. ک. به: جوادی آملی، عبدالله، ولایت در قرآن، ص‏۲۱۲.</ref>
بر اساس [[توحید]] در [[ربوبیت]]، هر امری که در [[جهان]] محقق شده و سهمی از هستی داشته باشد، به [[خدا]] اسناد پیدا می‏‌کند و علت آن [[خدا]] است؛ خواه آن امر، از امور [[حقیقی]] <ref>حقیقی شامل موجوداتی می‏‌شود که عمل اختیاری انسان در بود و نبود آن‏ها دخیل نباشد.</ref> باشد یا اعتباری<ref>اعتباری شامل اشیا و اموری می‏گردد که در حوزه حیات انسانی یافت می‌‏شوند؛ به گونه‏ای که اگر انسان نباشد آن امور اصلا مطرح نمی‌‏گردند؛ نظیر مالکیت، ریاست زوجیت، عضویت و مانند تمامی اموری که در مسایل اخلاقی و فقهی مطرح می‌‏شوند؛ ر. ک. به: جوادی آملی، عبدالله، ولایت در قرآن، ص‏۲۱۲.</ref>.


به عبارت دیگر، اگر علت که خداست کار [[حقیقی]] انجام دهد؛ مثلاً درخت‏ی [[انسان]] را بیافریند، [[ربوبیت]] او [[تکوینی]] است و اگر کار اعتباری انجام دهد؛ مثلا [[قانون]] [[مالکیت]] را وضع کند [[ربوبیت]] او [[تشریعی]] خواهد بود.  
به عبارت دیگر، اگر علت که خداست کار [[حقیقی]] انجام دهد؛ مثلاً درخت‏ی [[انسان]] را بیافریند، [[ربوبیت]] او [[تکوینی]] است و اگر کار اعتباری انجام دهد؛ مثلا [[قانون]] [[مالکیت]] را وضع کند [[ربوبیت]] او [[تشریعی]] خواهد بود.  
خط ۲۷: خط ۲۸:
بنابراین، [[ربوبیت]] ‏خداوند عام است و شامل تمام امور [[حقیقی]] و اعتباری می‌‏گردد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.
بنابراین، [[ربوبیت]] ‏خداوند عام است و شامل تمام امور [[حقیقی]] و اعتباری می‌‏گردد<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.


== [[شؤون]] و مراتب [[توحید]] در [[ربوبیت]] ==
== شؤون و مراتب [[توحید]] در [[ربوبیت]] ==
[[توحید]] در [[ربوبیت‏]] یکی از اقسام [[توحید افعالی]] است که خود دارای [[شؤون]] و مراتب گوناگون است؛ از جمله:  
[[توحید]] در [[ربوبیت‏]] یکی از اقسام [[توحید افعالی]] است که خود دارای شؤون و مراتب گوناگون است؛ از جمله:  
# [[توحید در تشریع]]؛
# [[توحید در تشریع]]؛
# [[توحید در حاکمیت]]؛
# [[توحید در حاکمیت]]؛
خط ۳۴: خط ۳۵:


== ملازمه میان [[توحید]] در [[ربوبیت]] و [[حکومت دینی]] ==
== ملازمه میان [[توحید]] در [[ربوبیت]] و [[حکومت دینی]] ==
آیا [[یکتاپرستی]]، به عنوان یک مفهوم و برداشت نظری، می‏ تواند در زندگی [[انسان]] و به ویژه در خط دادن به [[حاکمیت ‏سیاسی]] در دنیای [[آدمیان]] مؤثر باشد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم ارائه تصویری روشن از حضور [[خداوند]] در عالم انسانی و دنیای بشری است و اینکه آیا حضور خداوند حضور جنبی و بدون کارایی است‏ یا اینکه اساسی و پویا و تأثیرگذار می‏‌باشد؟ حقیقت این است که [[اسلام]] در صدد آن نبوده است تا مسأله [[توحید]] را بعد تجریدی بدهد تا هیچ ارتباطی با زندگی [[آدمی]] و مسایل روزمره او نداشته باشد بلکه به عکس، سعی کرده تا [[جامعه اسلامی]] را از مسیرهای [[توحید]]، به خصوص [[توحید افعالی]]، به پیش ببرد.
آیا [[یکتاپرستی]]، به عنوان یک مفهوم و برداشت نظری، می‏ تواند در زندگی [[انسان]] و به ویژه در خط دادن به حاکمیت ‏سیاسی در دنیای [[آدمیان]] مؤثر باشد؟ پاسخ به این پرسش مستلزم ارائه تصویری روشن از حضور [[خداوند]] در عالم انسانی و دنیای بشری است و اینکه آیا حضور خداوند حضور جنبی و بدون کارایی است‏ یا اینکه اساسی و پویا و تأثیرگذار می‏‌باشد؟ حقیقت این است که [[اسلام]] در صدد آن نبوده است تا مسأله [[توحید]] را بعد تجریدی بدهد تا هیچ ارتباطی با زندگی [[آدمی]] و مسایل روزمره او نداشته باشد بلکه به عکس، سعی کرده تا [[جامعه اسلامی]] را از مسیرهای [[توحید]]، به خصوص [[توحید افعالی]]، به پیش ببرد.


اما اینکه چگونه می‏ تواند [[جامعه اسلامی]] را از مسیرهای [[توحید افعالی]] به پیش ببرد پاسخ آن، از مباحث مربوط به [[توحید افعالی]] روشن می ‏شود؛ زیرا از [[شؤون ربوبیت‏ خداوند]]، [[توحید در تشریع]]، [[ولایت تشریعی]] ([[توحید در حاکمیت]]) و [[توحید در اطاعت]] است؛ یعنی مبنای [[جهان بینی توحیدی]]:  
اما اینکه چگونه می‏ تواند [[جامعه اسلامی]] را از مسیرهای [[توحید افعالی]] به پیش ببرد پاسخ آن، از مباحث مربوط به [[توحید افعالی]] روشن می ‏شود؛ زیرا از شؤون ربوبیت‏ خداوند، [[توحید در تشریع]]، [[ولایت تشریعی]] ([[توحید در حاکمیت]]) و [[توحید در اطاعت]] است؛ یعنی مبنای [[جهان بینی توحیدی]]:  
# [[تشریع قوانین]] بر اساس [[توحید در تشریع]]، حق [[خداوند]] است.  
# تشریع قوانین بر اساس [[توحید در تشریع]]، حق [[خداوند]] است.  
# اداره امور [[انسانها]] و [[تصرف در نفوس]] و [[تصرف در اموال|اموال]] و [[تصرف در افعال|افعال]] آنان از کانال اعمال [[قوانین خداوند]] بر طبق [[توحید در حاکمیت]] اولا و بالذات در انحصار اوست.  
# اداره امور [[انسان‌ها]] و تصرف در نفوس و تصرف در اموال و افعال آنان از کانال اعمال قوانین خداوند بر طبق [[توحید در حاکمیت]] اولا و بالذات در انحصار اوست.  
# [[اطاعت از خداوند]] و تن دادن به [[ولایت تشریعی]] او، بر اساس [[توحید در اطاعت]]، مخصوص [[خداوند]] است. بنابراین، دخالت در تمام امور [[انسانها]] از اختیارات ویژه مدبر و [[ولی حقیقی بشر]] است که این دخالت تنها در شکل [[حکومت دینی]] امکان‏پذیر است؛ زیرا [[حکومت دینی]] یعنی [[حکومت|حکومتی]] که [[قوانین]] آن از طرف [[خداوند]] بوده و مجریان آن منصوب از طرف او باشند و [[مردم]] نیز از دستورات [[حاکمان منصوب الهی]] که بر اساس [[قانون خداوند]] صادر می ‏شود [[اطاعت]] نمایند.
# [[اطاعت از خداوند]] و تن دادن به [[ولایت تشریعی]] او، بر اساس [[توحید در اطاعت]]، مخصوص [[خداوند]] است. بنابراین، دخالت در تمام امور [[انسان‌ها]] از اختیارات ویژه مدبر و ولی حقیقی بشر است که این دخالت تنها در شکل [[حکومت دینی]] امکان‏پذیر است؛ زیرا [[حکومت دینی]] یعنی [[حکومت|حکومتی]] که [[قوانین]] آن از طرف [[خداوند]] بوده و مجریان آن منصوب از طرف او باشند و [[مردم]] نیز از دستورات حاکمان منصوب الهی که بر اساس قانون خداوند صادر می ‏شود [[اطاعت]] نمایند.


البته تحقق عینی [[ولایت]] و [[حاکمیت تشریعی]] [[خداوند]]، که با [[انسانها]] سر و کار دارد، با دو شرط امکان‏پذیر است:  
البته تحقق عینی [[ولایت]] و حاکمیت تشریعی [[خداوند]]، که با [[انسان‌ها]] سر و کار دارد، با دو شرط امکان‏پذیر است:  
# [[ابلاغ تشریع الهی]] یعنی: [[تشریع الهی]] و [[تقنین]] او به [[مردم]] برسد و [[مردم]] از آن آگاه شوند.  
# ابلاغ تشریع الهی یعنی: تشریع الهی و تقنین او به [[مردم]] برسد و [[مردم]] از آن آگاه شوند.  
# [[اجرای تشریع الهی]] یعنی: [[تشریع الهی]] بعد از آگاهی [[مردم]] از آن، در زندگی فردی و اجتماعی آنان اجرا و پیاده شود.
# [[اجرای تشریع الهی]] یعنی: تشریع الهی بعد از آگاهی [[مردم]] از آن، در زندگی فردی و اجتماعی آنان اجرا و پیاده شود.


با توجه به اینکه انجام و اعمال این دو شرط که مستلزم [[تصرف در امور مردم]] به طور مستقیم است از طرف [[خداوند]] معقول نیست. بنابراین، باید به صورت غیر مستقیم توسط [[منصوبین خاص]] یا [[منصوبین عام|عام]] او صورت گیرد.
با توجه به اینکه انجام و اعمال این دو شرط که مستلزم تصرف در امور مردم به طور مستقیم است از طرف [[خداوند]] معقول نیست. بنابراین، باید به صورت غیر مستقیم توسط منصوبین خاص یا عام او صورت گیرد.


برای تحقق عینی ولایت و حاکمیت تشریعی خداوند دو شرط لازم است که عبارت‌اند از:  
برای تحقق عینی ولایت و حاکمیت تشریعی خداوند دو شرط لازم است که عبارت‌اند از:  
# [[ابلاغ تشریع الهی]]؛
# ابلاغ تشریع الهی؛
# [[اجرای تشریع الهی]]<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.
# [[اجرای تشریع الهی]]<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>.


۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش