←تعریف سیره و سنت
(←پانویس) برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
۱. واژه «سیره» در لغتشناسی از ریشه «[[سیر]]» ([[حرکت]] و پیمودن) بوده و به مفهوم شیوه، حالت و سبکی است که در راهرفتن یا سایر [[رفتار انسان]] یا [[حیوان]] وجود دارد<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱، مادة «سیر»؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۸۹ - ۳۹۰؛ احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، مادة «سیر». عبدالرحیم صفیپور، منتهی الإرب، مادة «سیر»؛ اسماعیل بن حماد جوهری، صحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۲، ص۶۹۱.</ref> و به گفتۀ [[راغب]] [[اصفهانی]] دوام و ماندگاری از ویژگیهای این شیوه و حالت است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن الکریم، ص۴۳۳.</ref>. دو واژه «جلوس» و «جِلسَه» نیز همین تفاوت معنایی را دارند؛ یعنی جلوس به معنای نشستن و جِلسَه به مفهوم سبک و چگونگی نشستن است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۳۹.</ref>. در [[ادبیات]] کهن نیز به معنای شیوه و سبک [[رفتاری]] که [[باطن]] شخص را نشان میدهد، به کار رفته است؛ چنانکه در اشعار [[ناصر خسرو]]، [[سعدی]] و [[حافظ]] چنین شده است<ref>علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ج۸، ماده «سیرت». ببین گرت باید که بینی بظاهر/ از و صورت و سیرت حیدری را (ناصر خسرو). صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست / چاره عشق احتمال، شرط محبت وفاست (سعدی). من غلام نظر آصف عهدم کو را / صورت خواجگی و سیرت درویشانست (حافظ).</ref>. در [[علوم اسلامی]] برای این واژه دو معنا بیان شده است: | ۱. واژه «سیره» در لغتشناسی از ریشه «[[سیر]]» ([[حرکت]] و پیمودن) بوده و به مفهوم شیوه، حالت و سبکی است که در راهرفتن یا سایر [[رفتار انسان]] یا [[حیوان]] وجود دارد<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۱۲۰-۱۲۱، مادة «سیر»؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج۴، ص۳۸۹ - ۳۹۰؛ احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، مادة «سیر». عبدالرحیم صفیپور، منتهی الإرب، مادة «سیر»؛ اسماعیل بن حماد جوهری، صحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۲، ص۶۹۱.</ref> و به گفتۀ [[راغب]] [[اصفهانی]] دوام و ماندگاری از ویژگیهای این شیوه و حالت است<ref>حسین بن محمد راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن الکریم، ص۴۳۳.</ref>. دو واژه «جلوس» و «جِلسَه» نیز همین تفاوت معنایی را دارند؛ یعنی جلوس به معنای نشستن و جِلسَه به مفهوم سبک و چگونگی نشستن است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ج۶، ص۳۹.</ref>. در [[ادبیات]] کهن نیز به معنای شیوه و سبک [[رفتاری]] که [[باطن]] شخص را نشان میدهد، به کار رفته است؛ چنانکه در اشعار [[ناصر خسرو]]، [[سعدی]] و [[حافظ]] چنین شده است<ref>علیاکبر دهخدا، لغتنامه، ج۸، ماده «سیرت». ببین گرت باید که بینی بظاهر/ از و صورت و سیرت حیدری را (ناصر خسرو). صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست / چاره عشق احتمال، شرط محبت وفاست (سعدی). من غلام نظر آصف عهدم کو را / صورت خواجگی و سیرت درویشانست (حافظ).</ref>. در [[علوم اسلامی]] برای این واژه دو معنا بیان شده است: | ||
#شیوۀ عملی [[عرف]] [[عامه]] و عموم عقلا در انجامدادن کاری یا ترک آنکه اگر [[مذهب]] و [[دینی]] در آن بینقش باشد، نام رایج این معنا «بنای عقلا»، یعنی سیرۀ عقلاست؛ برای مثال در [[تصرف]] کالای بدون مالک میگویند برابر «بنای عقلا» حیازت<ref>تصرفکردن و به دستآوردن.</ref> سبب ملکیت است؛ ولی اگر در عملکردِ عرف عامه، [[دین]] یا مذهبی نقش داشته باشد، عنوان اصطلاحی آن، «سیرۀ متشرعه» یا «سیرۀ [[مسلمانان]]» یا «سیرۀ مسحیان» است<ref>محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۱۵۳؛ سیدمحمدباقر صدر، الحلقة الثانیة، ص۱۲۳-۱۲۴؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگنامه اصول فقه، ص۴۹۴ - ۴۹۶، واژه «سیره».</ref>. | #شیوۀ عملی [[عرف]] [[عامه]] و عموم عقلا در انجامدادن کاری یا ترک آنکه اگر [[مذهب]] و [[دینی]] در آن بینقش باشد، نام رایج این معنا «بنای عقلا»، یعنی سیرۀ عقلاست؛ برای مثال در [[تصرف]] کالای بدون مالک میگویند برابر «بنای عقلا» حیازت<ref>تصرفکردن و به دستآوردن.</ref> سبب ملکیت است؛ ولی اگر در عملکردِ عرف عامه، [[دین]] یا مذهبی نقش داشته باشد، عنوان اصطلاحی آن، «سیرۀ متشرعه» یا «سیرۀ [[مسلمانان]]» یا «سیرۀ مسحیان» است<ref>محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۱۵۳؛ سیدمحمدباقر صدر، الحلقة الثانیة، ص۱۲۳-۱۲۴؛ مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، فرهنگنامه اصول فقه، ص۴۹۴ - ۴۹۶، واژه «سیره».</ref>. | ||
#نوعی زندگینامه و شرح حال است؛ چنانکه به کتابهای مربوط به [[زندگی]] [[معصومان]] بهویژه [[پیامبر]]{{صل}} [[سیره]] گفته شده است<ref>ر.ک: احمد صدر حاج سیدجوادی (زیرنظر)، دایرة المعارف تشیع، ج۹، صص۴۷۸ و ۴۸۰.</ref>. به گفته مقری (-۷۷۰ق) این واژه تا [[زمان]] او نزد [[فقیهان]] درباره جنگهای پیامبر۹ به کار میرفت<ref>احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ماده «سیر».</ref>. بخش مهم کتاب [[المغازی]] [[واقدی]] هم درباره [[جنگها]] و سریههای آن حضرت است. مقصود ما از واژه «[[سیره]]» در اینجا شیوه، سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف [[زندگی]] است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست میآید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۹ (حقی که بر ما دارید این است که به کتاب خدا و شیوه و رفتار رسول خدا{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref> و در تعبیر دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او (پیامبر{{صل}}) میانهروی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کردهاند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref> | #نوعی زندگینامه و شرح حال است؛ چنانکه به کتابهای مربوط به [[زندگی]] [[معصومان]] بهویژه [[پیامبر]]{{صل}} [[سیره]] گفته شده است<ref>ر.ک: احمد صدر حاج سیدجوادی (زیرنظر)، دایرة المعارف تشیع، ج۹، صص۴۷۸ و ۴۸۰.</ref>. به گفته مقری (-۷۷۰ق) این واژه تا [[زمان]] او نزد [[فقیهان]] درباره جنگهای پیامبر۹ به کار میرفت<ref>احمد بن علی مقری، المصباح المنیر، ماده «سیر».</ref>. بخش مهم کتاب [[المغازی]] [[واقدی]] هم درباره [[جنگها]] و سریههای آن حضرت است. مقصود ما از واژه «[[سیره]]» در اینجا شیوه، سبک، راه و روش و چگونگی [[رفتار]] معصومان{{عم}} در ابعاد مختلف [[زندگی]] است و این معنا از مجموع معانی لغوی و اصطلاحی به دست میآید و در بیان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|لَكُمْ عَلَيْنَا الْعَمَلُ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ سِيرَةِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ الْقِيَامُ بِحَقِّهِ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۶۹ (حقی که بر ما دارید این است که به کتاب خدا و شیوه و رفتار رسول خدا{{صل}} عمل کنیم و حقش را به جای آوریم).</ref> و در تعبیر دیگر آمده است: {{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۹۴ (شیوه رفتاری او (پیامبر{{صل}}) میانهروی و راه و رسمش رشد بود).</ref>. [[شهید مطهری]] نیز همین معنا را برای این واژه بیان کردهاند<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۵۹</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||