پرش به محتوا

مبانی اقتصادی در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۰: خط ۷۰:


منظور از مبنابودن [[عدل]] در اینجا به دو معنای [[رعایت حقوق]] و اولویت‌های افراد و تناسب و [[توازن]] و [[اعتدال]] همه‌جانبه است؛ چراکه در [[آیات قرآن]] به هر دو معنا توجه شده است. [[آفرینش]] [[نظام احسن]] [[جهان]] بر مبنای عدل است. مبنا و معیار تمام رفتار‌ها و گفتار‌های صحیح در همۀ امور عدل است. [[خدای بزرگ]] در توصیه‌های [[رفتاری]] به [[بشر]]، نخست به عدل [[فرمان]] می‌دهد، سپس به [[احسان]] و امور دیگر<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}} «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. [[پیامبر]] [[مأمور]] است در میان [[مردم]] به [[عدالت]] [[رفتار]] کند<ref>{{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}} «و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. گفتار بشر باید عادلانه باشد<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى}} «و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد» سوره انعام، آیه ۱۵۲.</ref>. معیار [[مصالحه]] در [[نزاع‌ها]] عدل است<ref>{{متن قرآن|... فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ}} «... و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. [[معیار داوری]] در نزاع‌ها و همۀ کار‌ها عدل است<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}} «و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>؛ حتی در [[برخورد با دشمن]] باید رفتار‌ها بر محور عدالت باشد<ref>{{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} «و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است» سوره مائده، آیه ۸.</ref> و معیار در [[صراط مستقیم]] بودن عدل است<ref>{{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟» سوره نحل، آیه ۷۶.</ref>. با رعایت این نکات، [[آدمی]] می‌تواند به [[تقوا]] که معیار محوری کمال و [[کرامت انسان]] نزد خداست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}} «بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>، راه یابد؛ چون [[عدل]] تنها چیزی است که به تقوا نزدیک است و کار غیرعادلانه از تقوا دور است<ref>{{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} «[[دادگری]] ورزید که به [[پرهیزگاری]] نزدیک‌تر است» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۸‌. واژه أقرب در اینجا أفعل تعیینی است نه تفضیلی؛ یعنی عدل تنها راه نزدیکی به تقواست. ([[عبدالله جوادی آملی]]، [[تفسیر تسنیم]]، ج۲۲، ص۱۲۲)</ref>؛ خواه تقوا به معنای تقوای از [[الله]] باشد<ref>{{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> یا [[پرهیز]] از [[آتش]]<ref>{{متن قرآن|فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ}} «پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست» سوره بقره، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ}} «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمی‌پیچند و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند» سوره تحریم، آیه ۶.</ref>؛ بنابراین عدل به دو معنای رعایت اولویت‌های افراد و تناسب، [[توازن]] و [[اعتدال]] همه‌جانبه در کارها ملاک و مبنای همۀ امور آدمی، حتی مسائل [[اقتصادی]] و درآمد و [[مصرف]] است. در خصوص [[امور اقتصادی]] از یک سو باید تناسب نیازها و توانمندی‌ها را برای به‌کارگیری نیرو و [[بودجه]] رعایت کرد و به اندازۀ لازم و ضروری (نه مساوی) آنها را در درآمد و مصرف به کار گرفت؛ از سوی دیگر باید [[حقوق]] و اولویت‌های افراد [[حقیقی]] و [[حقوقی]] را نسبت به امکانات و بهره‌گیری از آن رعایت کرد تا حقی پایمال نشود؛ هرچند چنین کاری بسی دشوار است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۲۸</ref>
منظور از مبنابودن [[عدل]] در اینجا به دو معنای [[رعایت حقوق]] و اولویت‌های افراد و تناسب و [[توازن]] و [[اعتدال]] همه‌جانبه است؛ چراکه در [[آیات قرآن]] به هر دو معنا توجه شده است. [[آفرینش]] [[نظام احسن]] [[جهان]] بر مبنای عدل است. مبنا و معیار تمام رفتار‌ها و گفتار‌های صحیح در همۀ امور عدل است. [[خدای بزرگ]] در توصیه‌های [[رفتاری]] به [[بشر]]، نخست به عدل [[فرمان]] می‌دهد، سپس به [[احسان]] و امور دیگر<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}} «به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان می‌دهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. [[پیامبر]] [[مأمور]] است در میان [[مردم]] به [[عدالت]] [[رفتار]] کند<ref>{{متن قرآن|وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}} «و فرمان یافته‌ام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>. گفتار بشر باید عادلانه باشد<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى}} «و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد» سوره انعام، آیه ۱۵۲.</ref>. معیار [[مصالحه]] در [[نزاع‌ها]] عدل است<ref>{{متن قرآن|... فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ}} «... و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>. [[معیار داوری]] در نزاع‌ها و همۀ کار‌ها عدل است<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ}} «و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>؛ حتی در [[برخورد با دشمن]] باید رفتار‌ها بر محور عدالت باشد<ref>{{متن قرآن|وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} «و نباید دشمنی با گروهی شما را وادارد که دادگری نکنید، دادگری ورزید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است» سوره مائده، آیه ۸.</ref> و معیار در [[صراط مستقیم]] بودن عدل است<ref>{{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «آیا او با آن کس که به دادگری فرمان می‌دهد و بر راهی است راست، برابر است؟» سوره نحل، آیه ۷۶.</ref>. با رعایت این نکات، [[آدمی]] می‌تواند به [[تقوا]] که معیار محوری کمال و [[کرامت انسان]] نزد خداست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ}} «بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>، راه یابد؛ چون [[عدل]] تنها چیزی است که به تقوا نزدیک است و کار غیرعادلانه از تقوا دور است<ref>{{متن قرآن|اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى}} «[[دادگری]] ورزید که به [[پرهیزگاری]] نزدیک‌تر است» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۸‌. واژه أقرب در اینجا أفعل تعیینی است نه تفضیلی؛ یعنی عدل تنها راه نزدیکی به تقواست. ([[عبدالله جوادی آملی]]، [[تفسیر تسنیم]]، ج۲۲، ص۱۲۲)</ref>؛ خواه تقوا به معنای تقوای از [[الله]] باشد<ref>{{متن قرآن|وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}} «و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> یا [[پرهیز]] از [[آتش]]<ref>{{متن قرآن|فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ}} «پس، از آتشی پروا کنید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست» سوره بقره، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ}} «ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگ‌هاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمی‌پیچند و آنچه فرمان یابند بجای می‌آورند» سوره تحریم، آیه ۶.</ref>؛ بنابراین عدل به دو معنای رعایت اولویت‌های افراد و تناسب، [[توازن]] و [[اعتدال]] همه‌جانبه در کارها ملاک و مبنای همۀ امور آدمی، حتی مسائل [[اقتصادی]] و درآمد و [[مصرف]] است. در خصوص [[امور اقتصادی]] از یک سو باید تناسب نیازها و توانمندی‌ها را برای به‌کارگیری نیرو و [[بودجه]] رعایت کرد و به اندازۀ لازم و ضروری (نه مساوی) آنها را در درآمد و مصرف به کار گرفت؛ از سوی دیگر باید [[حقوق]] و اولویت‌های افراد [[حقیقی]] و [[حقوقی]] را نسبت به امکانات و بهره‌گیری از آن رعایت کرد تا حقی پایمال نشود؛ هرچند چنین کاری بسی دشوار است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۲۸</ref>
===مبانی مختص===
مقصود از مبانی مختص، آن دسته مبانی نظری است که تنها در قسمت درآمد یا [[مصرف]]، پایۀ برنامه و کار باشد و بتوان فرمول‌های عملی قسمت مربوط را از آن استخراج کرد.
====مبانی درآمدی====
بر پایه [[آموزه‌های دین]] هر مردی [[وظیفه]] دارد هزینه‌های [[زندگی]] خود و [[همسر]] و فرزندانش را در حدّ [[کفاف]] و [[توسعه]] زندگی تأمین کند. هر فردی نیز وظیفه دارد در صورت [[توانایی]]، هزینه‌های زندگی پدر، مادر، اجداد، [[فرزندان]] و [[نوادگان]] نیازمندش را در حدّ کفاف تأمین کند. این [[هزینه]] مخارجی از قبیل [[خوراک]]، [[پوشاک]]، [[مسکن]]، خدمتکار، [[بهداشت]] و [[درمان]]، [[ازدواج]]، رفع نیاز‌ها و [[اجرت]] [[حفظ]] یا بازسازی کالاها را شامل می‌شود<ref>روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۲، ص۲۹۸-۳۰۸، فصل فی النفقات.</ref>. تأمین خرد‌مندانۀ این هزینه‌ها مبتنی بر دسته‌ای از مبانی است که برخی از آنها با مبانی مصرف، مشترک‌اند و در عنوان مبانی مشترک ذکر شده‌اند. برخی نیز تنها مبانی درآمد‌اند که به صورت زیر بازگو می‌شوند:
=====[[پرهیز]] از اکلِ [[مال]] به [[باطل]] ([[کلاهبرداری]])=====
تحصیل خردمندانه درآمدِ [[اقتصادی]]، مناسب [[کرامت]] [[آدمی]] است و [[نیرنگ]] و [[تزویر]] در دستیابی به آن، یکی از راه‌های [[ناپسند]] است که [[عقل]] و نقل معتبر آدمی را از آن باز داشته‌اند. «قاعده [[غرور]]» در [[فقه]]، افراد را از هر نوع [[فریب‌کاری]] در [[امور اقتصادی]] باز می‌دارد<ref>ر.ک: سیدمحمدحسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، ج۱، ص۲۶۹-۲۸۴.</ref>؛ به همین جهت [[کسب درآمد]] از راه رفتار‌هایی چون [[دروغ]]، [[دزدی]]، [[ربا]]، [[کم‌فروشی]]، مردار‌فروشی، فریب‌دادن، [[احتکار]]، [[غصب]]، مبادلۀ مواد افیونی و بیماری‌زا، داد و ستدِ ابزار [[کارهای حرام]]، نوعی از مجسمه‌سازی<ref>ساختن مجسمه جانداران حرام است، ولی تصویر‌های غیرمجسمه‌ای اشکالی ندارد (روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۷۲، مسئله ۱۲).</ref>، کسب از راه [[غنا]] و... در فقه «اکلِ مال به باطل»<ref>تصرف در مال دیگری بدون مجوز شرعی (ر.ک: محمدجعفر جعفری لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۱، واژه «اکل مال به باطل»).</ref> شمرده شده [[و]] مورد [[نهی]] قرار گرفته‌اند<ref>ر.ک: شیخ مرتضی انصاری، المکاسب، ج۱، بخش مکاسب محرمه؛ روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۶۹ - ۴۷۹.</ref>. هر یک از این راه‌ها از نمونه‌های [[کلاهبرداری]] شمرده می‌شوند و دلیل [[فقهی]] هر کدام، به‌کارگیری آنها را منع می‌کند و [[تصرف]] در [[مال]] به‌دست‌آمده از این راه‌ها را ناروا و ممنوع می‌داند<ref>روح‌الله خمینی، تحریر الوسیله، ج۱، ص۴۶۹، مسئله ۱ و ص۴۷۱، مسئله ۹.</ref>. از منظر [[احادیث]] هم این تصرف، بزرگ‌ترین [[گناه]] شمرده شده و عدم پذیرش [[عبادات]] و [[محرومیت از بهشت]] را در پی خواهد داشت؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} تصرف بناحق در مال [[مسلمان]] را در ردیف بزرگ‌ترین گناه دانسته است<ref>محمد بن علی صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الاعمال، ص۲۷۳؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‌۱۶، ص۵۱، ح‌۲۰۹۵۳ (با سند معتبر) ({{متن حدیث|أَعْظَمُ الْخَطَايَا اقْتِطَاعُ مَالِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِغَيْرِ حَقٍّ}}).</ref> و به فرمودۀ [[امام باقر]]{{ع}} [[مالی]] که از راه [[دروغ]]، [[ربا]]، [[خیانت]] و [[دزدی]] به دست آید، صَرف آن برای [[زکات]]، [[صدقه]]، [[حج]] و [[عمره]] پذیرفته نمی‌شود<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۴۵، ح‌۱۴۴۸۲ ({{متن حدیث|مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لَا فِي صَدَقَةٍ...}}).</ref> و اساساً این‌گونه درآمد از عوامل [[فساد]] مال است؛ چنان‌که در [[روایت]] [[امام رضا]]{{ع}} [[راز]] حرام‌بودن ربا، [[فساد مالی]] بیان شده است؛ زیرا [[انسان]] وقتی درهمی را به دو درهم می‌خرد، درهم دومی به لحاظ اینکه به [[ملک]] شخص در نمی‌آید، [[باطل]] و مایۀ نابودی آن است؛ پس در [[معامله]] ربوی نقصان و کمبود است<ref>محمد بن علی صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۹۲، ح۱۰۳، علة تحریم‌الربا ({{متن حدیث|... إِنَّمَا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ لِمَا فِيهِ مِنْ فَسَادِ الْأَمْوَالِ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا اشْتَرَى الدِّرْهَمَ بِالدِّرْهَمَيْنِ كَانَ ثَمَنُ الدِّرْهَمِ دِرْهَماً وَ ثَمَنُ الْآخَرِ بَاطِلًا فَبَيْعُ الرِّبَا وَكْسٌ}}).</ref>. [[قرآن کریم]] نیز ربا را مایۀ نابودی مال دانسته، فرمود: {{متن قرآن|يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا}}<ref>«خداوند ربا را کاستی می‌دهد» سوره بقره، آیه ۲۷۶؛ یعنی همان‌گونه که در آخر ماه، «قرص ماه» به مَحاق می‌رود و اثری ندارد، ربا نیز مایه به‌محاق‌بردن مال آدمی و نابودی آن است.</ref> و برابر سخن [[رسول خدا]]{{صل}} [[مالی]] که از راه [[سوگند دروغ]] به دست می‌آید - هرچند کم باشد - موجب [[محرومیت از بهشت]] و زمینه‌ساز [[جهنم]] است<ref>ابن‌ابی‌جمهور احسائی، [[عوالی]] اللئالی فی الاحادیث الدینیه، ج۳، ص۴۴۳؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[بحار الانوار]]، ج۱۰۱، ص۲۰۷، ح۲۰۴ ({{متن حدیث|...
مَا مِنْ رَجُلٍ اقْتَطَعَ مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِيَمِينِهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ‏ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ أَوْجَبَ لَهُ النَّارَ. فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ إِنْ كَانَ شَيْئاً يَسِيراً؟ قَالَ: وَ إِنْ كَانَ سِوَاكاً}}).</ref>.
بر پایۀ این مطالب به‌کارگیری هرگونه فرمولِ درآمدیِ مبتنی بر عناوین یادشده ممنوع است و باید از آن [[پرهیز]] شود و در اینجا می‌توان به [[رفتار امام]] صادق{{ع}} که بر این پایه مبتنی بود، مثال زد: [[وکیل]] مالی او (مصادف) - که [[ناآگاهانه]] با دیگرتاجران [[هم‌پیمان]] شده بود تا کالای مورد نیاز [[جامعه]] را با [[سود]] صد در صدی بفروشند و برای هر دینار، به سودی کمتر از یک دینار، [[داد و ستد]] نکنند - با [[مخالفت]] [[امام]] مواجه شد و امام این سود را نپذیرفت<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج‌۵، ص۱۶۱، ح‌۱؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۳، ح۵۸.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۳۳</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۱۳

ویرایش