مبانی اقتصادی در معارف و سیره معصوم: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۲: | خط ۹۲: | ||
به دیگر سخن میتوان گفت اگر نگاه [[آموزههای دینی]] در [[تولید]]، ضمن پرهیز از تنبلی، تلاش حداکثری است، این تلاش هم مرزی دارد که بر پایۀ سخن یادشدۀ امام صادق{{ع}} حرص و [[طمع]] است و این تلاش نباید از این [[مرز]] عبور کند؛ ازاینرو در [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}} «باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۵-۱۶.</ref> و [[روایات]] از آن [[نهی]] و [[مذمت]] شده است و پیامدهایی دارد که میتوان از برخی از آنها مانند [[زیادهخواهی]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۹۹، ش۶۷۵۶ ({{متن حدیث|لَا تُطْمِعَنَّ نَفْسَكَ فِيمَا فَوْقَ الْكَفَافِ فَيَغْلِبَكَ بِالزِّيَادَةِ}}).</ref>، [[دشواری]] و [[خواری]] در زندگی<ref>تمیمی آمدی، [[غرر الحکم و درر الکلم]]، ص۸۹۷، ش۶۷۳۰ ({{متن حدیث|مَنْ طَمِعَ ذَلَّ وَ تَعَنَّى}}) و ص۲۹۷، ش۶۷۱۴ ({{متن حدیث|الطَّمَعُ مَذَلَّةٌ حَاضِرَةٌ}}) و ص۲۹۸، ش۶۷۳۶ ({{متن حدیث|لَا ذُلَّ أَعْظَمُ مِنَ الطَّمَعِ}}).</ref>، [[شکست]] [[فکری]] و فروخوردگی و بدنامی در [[زندگی]]<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۹، ش۶۷۵۰ و ۶۷۵۳ ({{متن حدیث|أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ}}). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، ص۲۲ ({{متن حدیث|وَ مَنْ طَمِعَ فِيهَا صَرَعَتْهُ}}).</ref>، [[بردگی]] همیشگی<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۷ - ۸۹۸، ش۶۷۳۸ و ۶۷۴۴ ({{متن حدیث|الطَّمَعُ رِقٌّ مُخَلَّدٌ}} / {{متن حدیث|لَا تَكُونُوا عَبِيدَ الْأَهْوَاءِ وَ الْمَطَامِعِ}}).</ref> و درنهایت [[بیتقوایی]] و ازدسترفتن [[باور دینی]]<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۷، ش۶۷۰۶ ({{متن حدیث|سَبَبُ فَسَادِ الْوَرَعِ الطَّمَعُ}}) و ص۲۹۹ ش۶۷۵۹ - ۶۷۶۰ ({{متن حدیث|لَا يُفْسِدُ الدِّينَ كَالطَّمَعِ}} / {{متن حدیث|لَا يَسْلَمُ الدِّينُ مَعَ الطَّمَعِ}}).</ref> نام برد و این، همان ضابطهمندی [[کار و تلاش]] است که قبلاً به آن اشاره شده<ref>ر.ک: فصل یکم، عنوان «میزان کار».</ref> و در اینجا از آن به [[اعتدال]] در [[طلب]] یاد میکنیم؛ بنابراین اعتدال در طلب، پایۀ بخشی از فرمولهای [[کسب درآمد]] به شمار میآید.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۳۷</ref> | به دیگر سخن میتوان گفت اگر نگاه [[آموزههای دینی]] در [[تولید]]، ضمن پرهیز از تنبلی، تلاش حداکثری است، این تلاش هم مرزی دارد که بر پایۀ سخن یادشدۀ امام صادق{{ع}} حرص و [[طمع]] است و این تلاش نباید از این [[مرز]] عبور کند؛ ازاینرو در [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}} «باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۵-۱۶.</ref> و [[روایات]] از آن [[نهی]] و [[مذمت]] شده است و پیامدهایی دارد که میتوان از برخی از آنها مانند [[زیادهخواهی]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۹۹، ش۶۷۵۶ ({{متن حدیث|لَا تُطْمِعَنَّ نَفْسَكَ فِيمَا فَوْقَ الْكَفَافِ فَيَغْلِبَكَ بِالزِّيَادَةِ}}).</ref>، [[دشواری]] و [[خواری]] در زندگی<ref>تمیمی آمدی، [[غرر الحکم و درر الکلم]]، ص۸۹۷، ش۶۷۳۰ ({{متن حدیث|مَنْ طَمِعَ ذَلَّ وَ تَعَنَّى}}) و ص۲۹۷، ش۶۷۱۴ ({{متن حدیث|الطَّمَعُ مَذَلَّةٌ حَاضِرَةٌ}}) و ص۲۹۸، ش۶۷۳۶ ({{متن حدیث|لَا ذُلَّ أَعْظَمُ مِنَ الطَّمَعِ}}).</ref>، [[شکست]] [[فکری]] و فروخوردگی و بدنامی در [[زندگی]]<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۹، ش۶۷۵۰ و ۶۷۵۳ ({{متن حدیث|أَكْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ}}). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، ص۲۲ ({{متن حدیث|وَ مَنْ طَمِعَ فِيهَا صَرَعَتْهُ}}).</ref>، [[بردگی]] همیشگی<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۷ - ۸۹۸، ش۶۷۳۸ و ۶۷۴۴ ({{متن حدیث|الطَّمَعُ رِقٌّ مُخَلَّدٌ}} / {{متن حدیث|لَا تَكُونُوا عَبِيدَ الْأَهْوَاءِ وَ الْمَطَامِعِ}}).</ref> و درنهایت [[بیتقوایی]] و ازدسترفتن [[باور دینی]]<ref>تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۸۹۷، ش۶۷۰۶ ({{متن حدیث|سَبَبُ فَسَادِ الْوَرَعِ الطَّمَعُ}}) و ص۲۹۹ ش۶۷۵۹ - ۶۷۶۰ ({{متن حدیث|لَا يُفْسِدُ الدِّينَ كَالطَّمَعِ}} / {{متن حدیث|لَا يَسْلَمُ الدِّينُ مَعَ الطَّمَعِ}}).</ref> نام برد و این، همان ضابطهمندی [[کار و تلاش]] است که قبلاً به آن اشاره شده<ref>ر.ک: فصل یکم، عنوان «میزان کار».</ref> و در اینجا از آن به [[اعتدال]] در [[طلب]] یاد میکنیم؛ بنابراین اعتدال در طلب، پایۀ بخشی از فرمولهای [[کسب درآمد]] به شمار میآید.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۳۷</ref> | ||
====[[مبنای مصرفی]] یا [[مصرف]] [[پاک]]==== | |||
در تعریف مبانی گفته شده که افراد با توجه به بینشی که دارند، رفتارهای [[مالی]] خود را بر اساس مبانی و اصولی سامان میدهند که جهتدهندۀ آن رفتارهاست و فعالیتهای آنان را در راستای دستیابی به هدفشان جایز یا ممنوع میداند. مصرف هم از این قاعده جدا نیست و از منظر [[دین]]، مبنا و اصول و حدودی دارد که رعایت آن، [[آدمی]] را در [[رشد]] و تعالی فردی و جمعی [[یاری]] میدهد و عدم رعایتش در دو سوی کاهش و افزایش مصرف، سبب آسیبیافتگی [[نظام]] معیشتی و هدفِ مصرف خواهد شد؛ چراکه نگاه دین به [[سرمایه]] و [[مال]]، نگاه ابزاری است و [[هدف]] آن بهرهبرداری از [[مواهب الهی]] در جهت [[کمال انسانی]] است؛ به همین جهت بر مصرف تأمینکنندۀ این هدف - نه بیشتر و کمتر - تأکید دارد و تفاوت مصرفی افراد را بر اساس تفاوت استعدادهای آنان در نیازهای [[زندگی]] و اقتضای [[نظم]] طبیعی [[جامعه]] نیز لحاظ کرده است؛ چنانکه [[آیات]] فراوانی از جمله آیۀ مبارکهای که در خطاب به [[مؤمنان]] میگوید «چیزهای [[پاکیزه]] را که [[خدا]] برای شما [[حلال]] کرده است، [[حرام]] نکنید و از حدّ نگذرید؛ زیرا خدا [[متجاوزان]] را [[دوست]] ندارد»<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ}} «ای مؤمنان! چیزهای پاکیزهای را که خداوند برای شما حلال کرده است حرام مشمارید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوزکاران را دوست نمیدارد * و از آنچه خداوند حلال و پاکیزه روزی شما کرده است بخورید و از خداوند که بدو ایمان دارید پروا کنید» سوره مائده، آیه ۸۷-۸۸.</ref> [[گواه]] مدعاست؛ بنابراین مصرف در دو سوی کاهش و افزایش، [[مرز]] و مبنایی دارد که خروج از آن با تعبیرهای مذمومانهای مانند [[بخل]] و [[اسراف]] همراه است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۳، ح۱۰ ({{متن حدیث|... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ الْبَسُوا وَ تَصَدَّقُوا فِي غَيْرِ سَرَفٍ وَ لَا بُخْلٍ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ}}).</ref> و تنها جانب [[اعتدال]] و [[میانهروی]] در مصرف<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳۶ ({{متن حدیث|... مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ...}}). سند روایت حسن کالصحیح (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۸، ص۲۴۶).</ref>، مورد سفارش [[آیات]] و [[روایات]] است و بر اساس این مبانی و آیات و روایاتی که منشأ آنهاست، میتوان [[هزینه]] را به سه نوع بخیلانه، مسرفانه و معتدلانه تقسیم کرد که تنها [[مصرف]] معتدلانه مورد تأکید است. | |||
در اینجا دربارۀ مبنای مختص مصرفی تعبیر «مصرف [[پاک]]» یا «مصرف گوارا» به کار برده میشود که در [[قرآن]] با واژۀ {{متن قرآن|رَغَدًا}}<ref>{{متن قرآن|وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}} «و گفتیم: ای آدم! تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از (نعمتهای) آن، از هر جا خواهید فراوان بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> و در روایات با تعبیر {{متن حدیث|عِيشَةً نَقِيَّةً}}، {{متن حدیث|طِيبِ الْعَيْشِ}} و {{متن حدیث|عِيشَةً هَنِيئَةً}} یادشده است<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۳، ص۸۸، ح۹؛ عبدلواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۵۵، مادۀ «عیش».</ref>؛ چراکه هزینه اگر بر مبنای [[پاکی]] و آسیبزدایی باشد، استاندارد بوده و مایۀ گوارایی [[زندگی]] میشود. مصرف پاک دو جنبۀ اثباتی و سلبی دارد که در اینجا به آن دو پرداخته میشود: | |||
=====[[قناعت]]===== | |||
قناعت که هممعنا با تعبیر «اندازه در مصرف» است، جنبۀ اثباتی مصرف پاک است و در سه محور مفهوم، اهمیت و آثار قابل بررسی است. مفهوم قناعت در لغت، [[رضایتمندی]] و [[خوشنودی]] از وضع موجود است<ref>ر.ک: ابنمنظور، لسان العرب، ج۸، ص۲۹۸، ماده «قنع».</ref> و در عرف رایج عقلا، به معنای [[کفاف]] و هزینهکرد به مقدار نیاز به کار میرود<ref>ر.ک: آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر، ماده «قنع».</ref>. این معنا از روایات معصومان{{عم}} نیز استفاده میشود. آنان به مصرف بهاندازه (قناعت) با نظرداشتِ مفهوم [[اعتدال]] و [[میانهروی]] توصیه کردهاند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳ ({{متن حدیث|مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ}}). محمد بن مسعود عیاشی، التفسیر، ج۲، ص۲۸۸ ({{متن حدیث|اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تُسْرِفْ وَ لَا تَقْتُرْ وَ كُنْ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً}}). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۷۷، ح۲۰۵۰۵). سند روایت معتبر است.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} این معنا را از وصیتهای [[الهی]] به خود دانسته است<ref>ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۳۵، شماره ۷ ({{متن حدیث|أَوْصَانِي رَبِّي بِتِسْعٍ... وَ الْقَصْدِ فِي الْفَقْرِ وَ الْغِنَى...}}).</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در آخرین وصیتهایش به [[امام مجتبی]]{{ع}} [[اعتدال]] در [[معیشت]] که [[مصرف]]، بخشی از آن است؛ بلکه اعتدال در همۀ کارها؛ حتی در [[عبادت]] را سفارش کرده است<ref>محمد بن محمد مفید، الامالی، ص۲۲۰؛ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۷، ۱؛ نهجالبلاغه، حکمت ۳۱۲؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۳ ({{متن حدیث|... وَ الِاقْتِصَادِ وَ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ الْغَضَبِ... وَ اقْتَصِدْ يَا بُنَيَّ فِي مَعِيشَتِكَ وَ اقْتَصِدْ فِي عِبَادَتِكَ...}}).</ref>. در اینجا تأکید میشود که این [[مقام]]، در بیان تأثیر مبنایی «اندازه در مصرف» در معیشت سالم است؛ نه در بیان تأثیر آن بر [[تولید]]. در مبانی درآمدی گذشت که نگاه [[آموزههای دینی]] در تولید، بر [[قناعت]] و بسندهکردن بر حداقل نیست، بلکه در آنجا بر تلاش حداکثریِ ضابطهمند برای تولید و [[تغییر]] وضعیت موجود تأکید دارند. | |||
به هر روی به لحاظ اهمیّت باید دانست، مصرف بهاندازه، توجه به نیازهای [[واقعی]] در برابر نیازهای کاذب و غیرواقعی است. نیاز واقعی، یعنی آنچه بدن به آن نیاز دارد و امکانات [[مالی]] [[انسان]] به او اجازۀ مصرف میدهد و امکان خرید آن وجود دارد؛ ولی نیاز کاذب، در برابر نیاز واقعی جای دارد و بر این انگیزه است که [[لذت]] و [[رضایتمندی]] و [[امید]] را در پی داشته باشد و این انگیزه چون بر مبنای نیاز واقعی نیست، تنها [[توهّم]] است و اشباع و [[رضایت]] آن، تخیّلی است و هرگز سیرشدنی نیست و پیامد آن هزینۀ بیشتر، [[رضایت]] کمتر و [[امید]] به رضایت بیشتر است که به [[مصرف]] روزافزون میانجامد<ref>مهری بهار، مصرف و فرهنگ، ص۲۸۰.</ref>. | |||
مصرف بهاندازه به لحاظ اثر، یکی از شاخصهای [[اقتصادی]] است که در عرف رایج عقلا، به نقش ویژۀ آن برای [[مصرف بهینه]] توجه شده است و در [[آموزههای دینی]] نیز به تأثیر مبنایی و محوری آن بر [[معیشت]] سالم و فزایندگی [[آسایش]] جسمی و [[آرامش روانی]] [[آدمی]] توجه ویژه شده است. در برخی [[روایتها]] به عنوان عامل بقای نعمت<ref>ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۴۰۳، ح۲۳۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۲۶، ح۴ (امام کاظم{{ع}}: {{متن حدیث|مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ...}}).</ref>، در گروهی مایۀ [[توانگری]] و [[گنج]] [[بینیازی]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸، خطبة لأمیرالمؤمنین{{ع}}، ح۴؛ محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۴، ح۵۸۳۴ ({{متن حدیث|لَا كَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقُنُوعِ}}). ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ج۱، ص۶ ({{متن حدیث|... مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ}}). حسن بن علی دیلمی، ارشاد القلوب الی الصواب، ج۱، ص۱۱۹، ح۲۴۴ ({{متن حدیث|... الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ}}).</ref>، در دستۀ سوم به عنوان عامل گوارایی و آسایش و [[راحتی]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸، ح۴ ({{متن حدیث|... مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ}}). عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۹۳، ش۹۰۷۶ ({{متن حدیث|أَنْعَمُ النَّاسِ عَيْشاً مَنْ مَنَحَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْقَنَاعَةَ}}).</ref>، در پارهای به نام بزرگترین [[ثروت]] و بینیازی<ref>ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۳۱۵ ({{متن حدیث|مَنْ رُزِقَ ثَلَاثاً نَالَ ثَلَاثاً وَ هُوَ الْغِنَى الْأَكْبَرُ: الْقَنَاعَةُ بِمَا أُعْطِيَ...}}).</ref> و در برخی دیگر یکی از [[نشانههای ایمان]] به [[خدا]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷، ح۱ ({{متن حدیث|... أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِي خِصَالٍ:... قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ...}}). سند روایت معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۷، ص۲۹۱).</ref> شمرده شده است. اینگونه تعبیرها نشاندهندۀ نقش مبنایی مصرف بهاندازه ([[قناعت]]) در سامانیابی [[زندگی]] و [[رشد]] [[ایمانی]] است؛ بهگونهایکه در برخی [[روایات]] حتی به این نکته توجه شده که مناسب است با فضاسازی برای افراد، نقش محوری [[مصرف]] بهاندازه (قناعت) در [[تعادل]] هزینههای زندگی برجسته گردد و در راستای بهینهسازی [[اقتصادی]] و گوارایی زندگی توجه و [[گرایش]] افراد به آن جلب شود؛ برای نمونه به چند مورد اشاره میشود: | |||
۱. [[ابوذر غفاری]] میگوید: [[پیامبر]]{{صل}} به من توصیه کرد در مصرف و بهرهگیری از [[مال]] [[دنیا]] به فرودست خود نگاه کن و به فرادست ننگر<ref>محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۳۵۴.</ref>؛ چنانکه در [[روایت]] معتبری<ref>محمدباقر [[مجلسی]]، مرآة العقول، ج۲۶، ۲۰۹ با تعبیر «حسن کالصحیح».</ref> از [[امام صادق]]{{ع}} [[راز]] این مطلب و نقش زیربنایی مصرف بهاندازه (قناعت) در [[آسایش]] زندگی، برای [[حمران بن اعین]]<ref>حمران بن اعین، برادر زرارة بن اعین، از یاران برجسته و مورد اعتماد امام صادق{{ع}} شمرده میشد.</ref> بیان شده و به او توصیه شده که در مصرف به [[پایینتر]] از خود بنگرد و به کسی که توان مصرفیاش از او بیشتر است، نگاه نکند؛ زیرا این کار، او را وا میدارد تا به هزینهکرد کمتر بپردازد و زمینۀ [[توسعه اقتصادی]] و افزایش درآمد را فراهم سازد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴۴، ح۳۳۸؛ محمد بن علی صدوق، علل الشرائع، ج۲، ص۵۵۹ ({{متن حدیث|... يَا حُمْرَانُ، انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بِمَا قُسِمَ لَكَ وَ أَحْرَى أَنْ تَسْتَوْجِبَ الزِّيَادَةَ مِنْ رَبِّكَ}}).</ref>. | |||
۲. در [[حدیث]] معتبری از امام صادق{{ع}} در توصیۀ به [[عبدالله بن سنان]] و [[ابوخالد جهنی]]، [[بینیازی]] و قناعت مایۀ گوارایی زندگی دانسته شده است<ref>احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج۱، ص۹، ح۲۵؛ محمد بن علی صدوق، الأمالی، ص۲۹۱، المجلس الثامن و الأربعون، ح۱۵؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۸۴، ح۳.</ref>. کنار هم قرارگرفتن غِنا و قناعت برای گوارایی زندگی، در توصیۀ [[امام]]، حکایت از آن دارد که [[قناعت]] در [[بینیازی]] [[آدمی]] و درنتیجه در گوارایی [[زندگی]] تأثیر مبنایی دارد. | |||
۳. [[خالد بن نجیح]]<ref>خالد بن نجیحِ خزّاز کوفی در شمار یاران دو امام صادق و کاظم{{ع}} جای داشت. برخی رجالیان، وی را معتبر دانسته و برخی تردید کردهاند (سیدابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۵-۳۷).</ref> نیز همین رویکرد را از همان گرامی در خطاب به شخصی چنین آورده است: روزی [[الهی]] را بهاندازه [[مصرف]] ([[قناعت]]) کن و نگاه تو جز به تلاش و سرمایۀ خود نباشد و در هزینههای [[زندگی]] به چیزی که در توان تو نیست [[آرزو]] مکن؛ زیرا هر که مصرف بهاندازه (قناعت) پیشه کند، [[سیر]] شود و کسی که چنین نکند، سیر نشود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۲۴۴، ح۳۳۷؛ ابنشعبه حرانی، تحف العقول عن آلالرسول، ص۳۰۵ ({{متن حدیث|... وَ اقْنَعْ بِمَا قَسَمَهُ اللَّهُ لَكَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَّا إِلَى مَا عِنْدَكَ وَ لَا تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ تَنَالُهُ فَإِنَّ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ يَقْنَعْ لَمْ يَشْبَعْ...}}).</ref> و به پیامدهای آنکه [[طمع]] و [[زیادهخواهی]] و در نتیجه [[اضطراب]] روانی است، گرفتار آید. | |||
بهکارگیری تعبیر {{متن حدیث|فَإِنَّهُ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ يَقْنَعْ لَمْ يَشْبَعْ}} در [[روایت]] شمارۀ ۳، در [[مقام]] «بیان علت» است و این از نقش بنیادین و مبنایی مصرف بهاندازه (قناعت) در [[امور اقتصادی]] حکایت دارد که علاوه بر [[آسایش]] و [[آرامش]] زندگی، جهتدهی [[سرمایه]] در مسیر [[تولید]] و [[رشد اقتصادی]] را در پی دارد. | |||
توصیۀ به قناعت و توجهدادن به نقش آن از جهات مختلف در این [[روایتها]] و [[احادیث]] مشابه، بسندهکردن به تولیدِ کم را توصیه نمیکنند؛ بلکه بر عکس بر مصرف حداقلی و بهینهکردن سرمایه و انتقال آن به بخش تولید در جهت رشد اقتصادی تأکید دارند؛ چراکه در آن فرض است که [[سودمندی]] تولید و بهرهمندی [[انسانها]]، حتی [[حیوانات]] دیگر از آن، از منظر [[دینی]] معنا مییابد و [[آرامش روانی]] در پی آن خواهد بود؛ چنانکه در قسمت اهداف تولید خواهد آمد که [[هدف]] [[آموزههای دینی]] در تولید، علاوه بر تأمین هزینۀ رایج [[آدمی]]، چیزهای دیگری از جمله بهرهدهی به [[بیچارگان]]، جنبندگان و پرندگان هم است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۲۲۵، ح۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۳، ص۳۹۶، ح۲۹۸۳۶ ({{متن حدیث|وَ مَا أَزْرَعُهُ إِلَّا لِيَنَالَهُ الْمُعْتَرُّ}}).</ref> و این مطلب برای انسانِ [[مؤمن]] یک اصل [[اقتصادی]] در [[معیشت]] سالم شمرده میشود. | |||
به تعبیر دیگر نگاه [[آموزههای دینی]] در [[تولید]]، بر [[قناعت]] و بسندهکردن بر حداقل نیست، بلکه در آنجا بر تلاش حداکثریِ ضابطهمند برای تولید و [[تغییر]] وضعیت موجود برای فرد و [[جامعه]] است. تنها در [[مصرف]] است که باید به حداقل بسنده کرد و [[سرمایه]] را در جهت افزایش تولید به کار گرفت. پس از نگاه [[دینی]]، میان سختکوشیِ آبادکردنِ [[دنیا]] برای [[خدمت به مردم]]، با مصرف [[اشرافیگری]] و زراندوزیِ خودخواهانه تفاوت از [[زمین]] تا [[آسمان]] است و به لحاظ [[ارزشهای دینی]]، اینجا [[مرز]] [[ایثار]] و [[استثمار]] است. | |||
امروزه [[مصرفگرایی]] یکی از آفتهای [[رشد اقتصادی]] شمرده میشود؛ چون مصرف، جهتدهنده تولید است و تولید و مصرف در کنار هم جهتگیریِ [[سرمایهگذاری]] را مشخص میکنند<ref>کتاب همایش، اولین همایش اقتصاد مقاومتی، ص۱۸.</ref>. اگر مصرف بیرویه باشد، بخشی از سرمایه که باید هزینۀ تولید شود، هزینۀ مصرف میشود؛ درنتیجه تولید و سرمایهگذاری کاهش مییابد و [[زیان]] اقتصادی، بلکه چه بسا [[فقر اقتصادی]] را در پی خواهد داشت و تأثیر آن بر همۀ ابعاد [[زندگی]] فرد و جامعه، حتی در [[آسایش]] و [[آرامش روانی]] و [[عبادت]] و [[بندگی]] نمود مییابد. شاید به همین جهت بوده که [[پیامبر]]{{صل}} [[فقر]] را پرتگاه [[کفر]] دانسته است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰۷، ح۴؛ سند روایت به اعتقاد مجلسی معتبر است (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۰، ص۱۶۵).</ref> و [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آن را موجب سلب اعتبار [[اجتماعی]] معرفی کرده است<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غرر الحکم و دررالکلم، ص۴۰۵، ش۹۲۷۷؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۲، ص۴۷ ({{متن حدیث|... الْفَقِيرُ حَقِيرٌ لَا يُسْمَعُ كَلَامُهُ وَ لَا يُعْرَفُ مَقَامُهُ}}).</ref>. در برابر، قناعتِ در مصرف را سرمایه ماندگار دانسته است<ref>نهجالبلاغه، حکمت ۴۷۵ (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۷۸، ح۲۰۵۰۸).</ref>؛ زیرا با مصرف بهاندازه توان تولید مناسب و رشد اقتصادی خود را افزایش میدهد و از آفتها بهدور میماند که ویژگی آن، ضمن داشتن زیرساختهای [[استوار]] و پویا، سودمندی [[سرمایه]] برای صاحب سرمایه و دیگران است؛ چنانکه آن حضرت، با این ویژگی، چنین سرمایهای را بنیان نهاده، از [[سود]] آن، [[کفاف]] زندگیاش را تأمین میکرد و افراد فراوان نیز از آن بهره میبردند که به آن پرداخته خواهد شد<ref>ر.ک: فصل سوم، عنوان «زراعت امیرمؤمنان» و عنوان «وقفیهای معصومان».</ref>. با توجه به این مطالب، [[مصرف]] بهاندازه ([[قناعت]]) که مقوّم اثباتی «مصرف [[پاک]]» یا «مصرف گوارا» است، از مبانی مصرفی در [[معیشت]] [[اقتصادی]] است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۴۸</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||