ختم نبوت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←گفتار دانشمندان در معنای خاتم
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
بنابراین معنای [[ختم نبوت]] این است که موضوع [[نبوت]] به مرتبه نهایی رسیده و به وسیله [[پیامبر گرامی]]{{صل}} باب نبوت و [[پیامبری]] مهر شده و به روی هیچکس تا دامنه [[قیامت]] باز نخواهد شد<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]، ص ۲۷.</ref>. | بنابراین معنای [[ختم نبوت]] این است که موضوع [[نبوت]] به مرتبه نهایی رسیده و به وسیله [[پیامبر گرامی]]{{صل}} باب نبوت و [[پیامبری]] مهر شده و به روی هیچکس تا دامنه [[قیامت]] باز نخواهد شد<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]، ص ۲۷.</ref>. | ||
==== گفتار | ==== گفتار دانشمندان در معنای خاتم ==== | ||
۱. «ابن فارس که یکی از بزرگترین دانشمندان [[علم]] لغت است مینویسد: معنای اصلی «ختم»، «به آخر رسیدن» است، در زبان عربی میگویند: {{عربی|ختمت العمل}} یعنی کار را به آخر رساندم، و همچنین میگویند: {{عربی|ختم القارئ السورة}} یعنی [[قاری قرآن]]، [[سوره]] را به پایان رسانید، و تا آخر آن را خواند و از همین باب است «ختم» به معنای مهر کردن؛ زیرا آخرین مرحله [[حفظ]] بعضی از اشیا این طور است که درب ظرف و شیشه آن را مهر و موم کنند. | ۱. «ابن فارس که یکی از بزرگترین دانشمندان [[علم]] لغت است مینویسد: معنای اصلی «ختم»، «به آخر رسیدن» است، در زبان عربی میگویند: {{عربی|ختمت العمل}} یعنی کار را به آخر رساندم، و همچنین میگویند: {{عربی|ختم القارئ السورة}} یعنی [[قاری قرآن]]، [[سوره]] را به پایان رسانید، و تا آخر آن را خواند و از همین باب است «ختم» به معنای مهر کردن؛ زیرا آخرین مرحله [[حفظ]] بعضی از اشیا این طور است که درب ظرف و شیشه آن را مهر و موم کنند. | ||
| خط ۱۰۸: | خط ۱۰۸: | ||
و آنچه در بعضی از کتابهای لغت آمده است که «خاتم» به معنای انگشتری است باز با ریشه لغوی آن تناسب کامل دارد، و معنای جداگانهای نیست تا کسی خیال کند که یکی از معانی «خاتم» انگشتری است زیرا همان طور که گفته شد در دورانهای قبل چنین مرسوم بوده است که با انگشتری که نام صاحب آن بر آن نقش شده بود نامهها و نوشتهها و سندها را مهر میکردند و در [[حقیقت]] انگشتریشان مهرشان بود «همان طور که [[رسول اکرم]]{{صل}} هم انگشتری داشتند که مهر ایشان بود و نامههای خود را با آن مهر میکردند»<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۰-۱۶۱، قسم دوم.</ref>. | و آنچه در بعضی از کتابهای لغت آمده است که «خاتم» به معنای انگشتری است باز با ریشه لغوی آن تناسب کامل دارد، و معنای جداگانهای نیست تا کسی خیال کند که یکی از معانی «خاتم» انگشتری است زیرا همان طور که گفته شد در دورانهای قبل چنین مرسوم بوده است که با انگشتری که نام صاحب آن بر آن نقش شده بود نامهها و نوشتهها و سندها را مهر میکردند و در [[حقیقت]] انگشتریشان مهرشان بود «همان طور که [[رسول اکرم]]{{صل}} هم انگشتری داشتند که مهر ایشان بود و نامههای خود را با آن مهر میکردند»<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۰-۱۶۱، قسم دوم.</ref>. | ||
آری در | آری در «قاموس اللغة» آمده است: {{عربی|الخاتم ما يوضع على الطينة و حلي الاصبع}}<ref>قاموس اللغة، ج۴، ص۱۰۲.</ref> ولی منظور صاحب قاموس این است که بگوید خاتم به معنای انگشتری هم آمده است و جمله {{عربی|حلي الاصبع}} را به جای انگشتری به کار برده است نه اینکه بخواهد بگوید خاتم به معنای «[[زینت]]» آمده است. و اینکه بعضی از «مبلغین» بهائی گفتهاند «خاتم» در لغت به معنای «زینت» آمده است و به [[کلام]] صاحب قاموس [[استدلال]] کردهاند دلیل بر بیاطلاعی و مغالطهکاری آنان است والا هیچ شخص با انصافی نمیتواند با استناد به این عبارت قاموس بگوید صاحب قاموس گفته است: «خاتم» به معنای «زینت» آمده است<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل (کتاب)|خاتمیت از نظر قرآن و حدیث و عقل]]، ص ۳۲-۵۳.</ref>. | ||
=== آیه دوم === | === آیه دوم === | ||