دین الهی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
'''دین الهی''' به معنی [[اطاعت]] از [[قوانین]] و تعالیم الهی است به منظور [[رشد]] مادی و معنوی [[بشر]] که توسط [[پیامبران]] آنها را ارسال میکند. این [[دین]] در [[زمان]] [[حضرت آدم]] تدوین و در زمان [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به حد کمال رسید بنابراین میتوان مدعی شد [[ادیان الهی]] در ذات و ماهیت هیچگونه تفاوتی باهم نداشته بلکه تمام [[پیامبران]]، پیامبران پیشین را | '''دین الهی''' به معنی [[اطاعت]] از [[قوانین]] و تعالیم الهی است به منظور [[رشد]] مادی و معنوی [[بشر]] که توسط [[پیامبران]] آنها را ارسال میکند. این [[دین]] در [[زمان]] [[حضرت آدم]] تدوین و در زمان [[پیامبر خاتم]] {{صل}} به حد کمال رسید بنابراین میتوان مدعی شد [[ادیان الهی]] در ذات و ماهیت هیچگونه تفاوتی باهم نداشته بلکه تمام [[پیامبران]]، پیامبران پیشین را تصدیق و آن را به عنوان [[اسلام]] برای پیروانشان [[تبلیغ]] کردهاند. ویژگیهای شاخص این دین عبارت است از: حقانیت، [[توحید]]، انطباق با فطرت و [[عقل]]، [[جامعیت]] و کمال. | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
[[قرآن کریم]] [[دین حق]] و [[الهی]] را از [[حضرت آدم]] {{ع}} تا [[پیامبر خاتم]] {{صل}} یکی میداند: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>. در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[مفسرین]] [[اختلاف]] نظر دارند چنانکه عده ای معتقدند [[دین اسلام]] نزد [[خداوند]] در این [[آیه]] به معنای لغوی یعنی [[تسلیم]] است، یعنی تمام [[مردم]] باید [[تسلیم]] [[حق]] شده و اعمالشان را بر اساس [[حق]] و حقانیت انجام دهند، بنابراین [[دین]] همان اطاعتی است که [[خداوند]] از بندگانش خواستار شده است. اما اختلافاتی که در [[دین]] وجود دارد به معنای [[اختلاف]] در ذات [[دین]] ([[توحید]]، [[معاد]] و [[نبوت]]) نیست بلکه اختلافاتی که در [[دین]] وجود دارد بر اساس کیفیت و کمیت و به بیانی دیگر در [[فروع دین]] است و اصل دین که همان [[تسلیم]] در برابر [[اوامر]] [[خداوند]] است یکی است و آن [[اسلام]] است. اما نکتهای که در ادامۀ [[آیه]] وجود دارد: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، این است، بعضی از اختلافاتی که وجود دارد از نظر کمی و کیفی آن نیست، بلکه به سبب [[تحریف]] و دست برد علمایی است که با [[علم]]، [[آگاهی]] و تعمد دست به این تغییرات زدند و همین امر موجب ایجاد اختلاف در [[ادیان الهی]] شد. ولی با توجه به ادامه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> مشخص میشود این امر بی جواب نخواهد ماند<ref>تفسیر أحسن الحدیث، ج۲، ص: ۳۹؛ تفسیر الکاشف، ج۲، ص: ۲۷؛ کوثر، ج۲، ص ۸۷ .</ref>. | [[قرآن کریم]] [[دین حق]] و [[الهی]] را از [[حضرت آدم]] {{ع}} تا [[پیامبر خاتم]] {{صل}} یکی میداند: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>. در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[مفسرین]] [[اختلاف]] نظر دارند چنانکه عده ای معتقدند [[دین اسلام]] نزد [[خداوند]] در این [[آیه]] به معنای لغوی یعنی [[تسلیم]] است، یعنی تمام [[مردم]] باید [[تسلیم]] [[حق]] شده و اعمالشان را بر اساس [[حق]] و حقانیت انجام دهند، بنابراین [[دین]] همان اطاعتی است که [[خداوند]] از بندگانش خواستار شده است. اما اختلافاتی که در [[دین]] وجود دارد به معنای [[اختلاف]] در ذات [[دین]] ([[توحید]]، [[معاد]] و [[نبوت]]) نیست بلکه اختلافاتی که در [[دین]] وجود دارد بر اساس کیفیت و کمیت و به بیانی دیگر در [[فروع دین]] است و اصل دین که همان [[تسلیم]] در برابر [[اوامر]] [[خداوند]] است یکی است و آن [[اسلام]] است. اما نکتهای که در ادامۀ [[آیه]] وجود دارد: {{متن قرآن|وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ}}<ref>«بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>، این است، بعضی از اختلافاتی که وجود دارد از نظر کمی و کیفی آن نیست، بلکه به سبب [[تحریف]] و دست برد علمایی است که با [[علم]]، [[آگاهی]] و تعمد دست به این تغییرات زدند و همین امر موجب ایجاد اختلاف در [[ادیان الهی]] شد. ولی با توجه به ادامه [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref>«و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> مشخص میشود این امر بی جواب نخواهد ماند<ref>تفسیر أحسن الحدیث، ج۲، ص: ۳۹؛ تفسیر الکاشف، ج۲، ص: ۲۷؛ کوثر، ج۲، ص ۸۷ .</ref>. | ||
معنی [[تسلیم]] از واژه [[اسلام]] توسط [[روایات]] نیز [[تأیید]] شده است چنانکه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در روایتی فرمودند: «معنای [[اسلام]] [[تسلیم]] و معنای [[تسلیم]] [[یقین]] و معنای [[یقین]] | معنی [[تسلیم]] از واژه [[اسلام]] توسط [[روایات]] نیز [[تأیید]] شده است چنانکه [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در روایتی فرمودند: «معنای [[اسلام]] [[تسلیم]] و معنای [[تسلیم]] [[یقین]] و معنای [[یقین]] تصدیق و معنای تصدیق [[اقرار]] و معنای [[اقرار]] اداء کردن و معنای اداء کردن عمل کردن است»<ref>نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، ج٢، ص٢٢٧.</ref>. | ||
اما عده ای دیگر معتقدند [[دین اسلام]] در این [[آیه]] همان معنای اصطلاحی [[اسلام]] یعنی [[دین]] [[پیامبر خاتم]] است و به هیچ عنوان [[ادیان]] ماقبل خودش را شامل نمیشود، چنانکه در [[آیه]] ۸۴ [[سوره آل عمران]] [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|َوَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>، زیرا اگر منظور از کلمه [[اسلام]] معنای اصطلاحی آن نباشد لازمهاش این است که [[ادیان]] غیر [[اسلام]] پس از [[نزول قرآن]] بر [[حق]] باشند، در صورتی که [[آیه]] تنها در مقام اثبات حقانیت [[دین]] [[پیامبر خاتم]] است<ref>تفسیر آسان، ج۲، ص۳۵۰. .</ref>. | اما عده ای دیگر معتقدند [[دین اسلام]] در این [[آیه]] همان معنای اصطلاحی [[اسلام]] یعنی [[دین]] [[پیامبر خاتم]] است و به هیچ عنوان [[ادیان]] ماقبل خودش را شامل نمیشود، چنانکه در [[آیه]] ۸۴ [[سوره آل عمران]] [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|َوَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>، زیرا اگر منظور از کلمه [[اسلام]] معنای اصطلاحی آن نباشد لازمهاش این است که [[ادیان]] غیر [[اسلام]] پس از [[نزول قرآن]] بر [[حق]] باشند، در صورتی که [[آیه]] تنها در مقام اثبات حقانیت [[دین]] [[پیامبر خاتم]] است<ref>تفسیر آسان، ج۲، ص۳۵۰. .</ref>. | ||
[[آیه]] دیگری که [[مفسرین]] در باره وحدانیت دین الهی از آن سخن گفتهاند [[آیه]] ۸۳ [[سوره آل عمران]] است: {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا جز دین خداوند را باز میجویند با آنکه آنان که در آسمانها و زمینند خواهناخواه گردن نهاده فرمان اویند و به سوی او بازگردانده میشوند» سوره آل عمران، آیه ۸۳.</ref>. بعضی از [[مفسرین]] معتقدند [[آیه]] درصدد [[اثبات]] وحدانیت دین الهی به نام [[اسلام]] است، جملۀ {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ}} در واقع اشاره به [[آیات]] قبل که در آن سخن از [[پیمان]] [[انبیاء الهی]] بر سر [[دین]] واحد و | [[آیه]] دیگری که [[مفسرین]] در باره وحدانیت دین الهی از آن سخن گفتهاند [[آیه]] ۸۳ [[سوره آل عمران]] است: {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا جز دین خداوند را باز میجویند با آنکه آنان که در آسمانها و زمینند خواهناخواه گردن نهاده فرمان اویند و به سوی او بازگردانده میشوند» سوره آل عمران، آیه ۸۳.</ref>. بعضی از [[مفسرین]] معتقدند [[آیه]] درصدد [[اثبات]] وحدانیت دین الهی به نام [[اسلام]] است، جملۀ {{متن قرآن|أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ}} در واقع اشاره به [[آیات]] قبل که در آن سخن از [[پیمان]] [[انبیاء الهی]] بر سر [[دین]] واحد و تصدیق [[پیامبران]] بعد از خودشان گرفته شده است میکند؛ در واقع تصدیق [[پیامبران]] بعد از هر [[پیامبری]] [[تأیید]] کنندۀ این مطلب است که [[دین]] تمام [[انبیا]] [[الهی]] واحد است، چراکه در غیر اینصورت تصدیق [[پیامبر]] [[آینده]] توسط [[پیامبر]] فعلی امری [[بیهوده]] محسوب میشود. چنانکه ادامه [[آیه]] یعنی اسلام آوردن اهل آسمان و [[زمین]] به صورت [[تکوینی]] (غیر اختیاری) همراه [[شوق]] و یا [[کراهت]] دلالت بر این مطلب دارد که [[آیه]] مورد نظر درباره [[دین]] واحدی به نام [[اسلام]] [[سخن]] میگوید. | ||
میتوان مدعی شد چنین اثباتی از منظر [[اهل بیت]] نیز قابل پذیرش است، چنانکه در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «منظور از [[آیه]] مورد نظر این است که عده ای با [[اکراه]] و عده ای دیگر با [[کراهت]] [[دین اسلام]] را میپذیرند» و یا در [[روایت]] دیگری فرمودند: «منظور از این [[آیه]] زمانی است که [[قائم]] ما [[قیام]] کند که در آن صورت تمام [[زمین]] از بانگ [[شهادت]] «[[لا اله الا الله]] و [[محمد]] [[رسول الله]]» پر خواهد شد». بنابراین اگر منظور از این [[آیه]] وحداینت دین الهی نبود دلیلی وجود نداشت که [[روایات]] ذیل [[آیه]] تنها [[اسلام]] را (چه با [[شوق]] و چه با [[کراهت]]) برای تمام [[انسانها]] مورد قبول بدانند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، ج٣، ص۵١٩؛ ثقفی تهرانی، محمد، ج١، ص۴۴٨.</ref>. | میتوان مدعی شد چنین اثباتی از منظر [[اهل بیت]] نیز قابل پذیرش است، چنانکه در روایتی [[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «منظور از [[آیه]] مورد نظر این است که عده ای با [[اکراه]] و عده ای دیگر با [[کراهت]] [[دین اسلام]] را میپذیرند» و یا در [[روایت]] دیگری فرمودند: «منظور از این [[آیه]] زمانی است که [[قائم]] ما [[قیام]] کند که در آن صورت تمام [[زمین]] از بانگ [[شهادت]] «[[لا اله الا الله]] و [[محمد]] [[رسول الله]]» پر خواهد شد». بنابراین اگر منظور از این [[آیه]] وحداینت دین الهی نبود دلیلی وجود نداشت که [[روایات]] ذیل [[آیه]] تنها [[اسلام]] را (چه با [[شوق]] و چه با [[کراهت]]) برای تمام [[انسانها]] مورد قبول بدانند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، ج٣، ص۵١٩؛ ثقفی تهرانی، محمد، ج١، ص۴۴٨.</ref>. | ||