اصحاب امام مهدی چه ویژگیهایی دارند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخهها
اصحاب امام مهدی چه ویژگیهایی دارند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۲ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۵۴
، ۲۲ آوریل ۲۰۲۵←پاسخها ودیدگاههای متفرقه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۸: | خط ۷۸: | ||
| پاسخدهنده = سید محمد صدر | | پاسخدهنده = سید محمد صدر | ||
| پاسخ = [[آیت الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ پس از ظهور (کتاب)|تاریخ پس از ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = [[آیت الله]] [[شهید]] '''[[سید محمد صدر]]''' در کتاب ''«[[تاریخ پس از ظهور (کتاب)|تاریخ پس از ظهور]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«'''ویژگی نخست:''' نامگذاری آنان به [[سپاه]] [[خشم]]؛ [[نعمانی]]<ref>ر.ک: النعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة؛ ص ۱۶۷ به بعد.</ref> و [[صدوق]]<ref>ر.ک: الصدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة (نسخه خطی).</ref> در این باره خبرهایی را [[نقل]] کردهاند که برخی از آنها گذشت. [[راز]] این نامگذاری آن است که آنها به [[رهبری]] [[امام]] خود، نماد [[خشم]] الهی نسبت به [[جامعه]] فاسدی هستند که شیرازه [[اعتقادی]]، [[سیاسی]] و [[اخلاقی]] آن از هم گسیخته است. آنها با در هم پیچیدن طومار آن [[جامعه]]، طرحی نو در انداخته و جامعهای [[عادل]] را که [[خوشبختی]] و [[رفاه]] بر آن سایه افکنده بنیان مینهند. | |||
'''ویژگی دوم:''' آنها جوانانیاند که جز اندکی پیر در میانشان نیست؛ هم چون [[سرمه در چشم]] یا نمک در غذا این [[تشبیه]] بیانگر آن است که همین پیران بسیار اندک، [[مؤمنترین]] و مخلصترین [[یاران]] [[امام]] {{ع}} و دارای بینشی بسیار وسیع میباشند که حضورشان در آن جمع ضروری است. همان طور که هر چند مقدار نمک در غذا نسبت به سایر مواد آن کمتر است، اما وجودش بسیار با اهمیت و ضروری است. این ترکیب نیروی انسانی با ویژگیهای روحی [[آدمی]] تناسب دارد زیرا [[جوان]] به طور طبیعی انگیزه و ارادهاش نیرومندتر از پیر است؛ از سویی دیگر پیر از لحاظ رشد فکری و تجربه و بینش [[برتر]] از [[جوان]] است و یک [[سپاه]] پیشرو به هر دو گروه نیازمند است، اما به انگیزه و نیروی [[اراده]] نیازمندتر. اگر به ارائه نظر مشورتی از سوی [[یاران]] احتیاج افتد، در این صورت تعداد کم هم [[کفایت]] میکند و روشن است که نظر دهی در مورد کارهای مهم با خود [[امام]] {{ع}} است مگر آنجا که از یارانش [[مشورت]] بخواهد؛ همانطور که گاهی اوقات [[پیامبر]] {{صل}} چنان میکرد. بهویژه پس از آن که [[امام]] {{ع}} با آنان [[پیمان]] میبندد: "آن گونه باشد که آنها میخواهند". | |||
'''ویژگی سوم:''' آن گروه با چند ویژگی از دیگران ممتاز میگردند: | |||
# در نتیجه [[آزمایشهای الهی]] در دوره [[پیش از ظهور]]، به درجه نخست [[اخلاص]] بار مییابند. | # در نتیجه [[آزمایشهای الهی]] در دوره [[پیش از ظهور]]، به درجه نخست [[اخلاص]] بار مییابند. | ||
# آنها نخستین کسانیاند که پس از [[جبرئیل]]، با [[امام مهدی]] {{ع}} [[بیعت]] مینمایند و به سخنان آن حضرت گوش فرا میدهند. | # آنها نخستین کسانیاند که پس از [[جبرئیل]]، با [[امام مهدی]] {{ع}} [[بیعت]] مینمایند و به سخنان آن حضرت گوش فرا میدهند. | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۹: | ||
«[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراهشان نبرد کردند و از هر رنجی که در راه خدا دیدند، نه سستی ورزیدند و نه ضعف و زبونی نشان دادند و خداوند، شکیبایان را دوست میدارد. سخنشان فقط این بود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندرویهای ما در کارها در گذر! گامهای ما را استوار بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز کن!؛ سوره آل عمران، ۱۴۶ و ۱۴۷.</ref>. واژه {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ}} در این دو [[آیه]] شریف به مردمی [[خداپرست]] اشاره دارد که مخلصانه در رکاب [[پیامبران]] با [[کافران]] و [[مشرکان]] جنگیدند. ویژگیهای اساسی {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ}} که در این دو [[آیه]] شریف بیان شده است، عبارتند از: [[قدرت]] والای روحی، [[بردباری]]، طلب [[مغفرت]]، طلب [[استواری]] و [[استقامت]] و طلب [[نصرت]] که درباره هریک از این ویژگیها توضیحی مختصر ارائه میکنیم: | «[[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراهشان نبرد کردند و از هر رنجی که در راه خدا دیدند، نه سستی ورزیدند و نه ضعف و زبونی نشان دادند و خداوند، شکیبایان را دوست میدارد. سخنشان فقط این بود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندرویهای ما در کارها در گذر! گامهای ما را استوار بدار و ما را بر جمعیت کافران پیروز کن!؛ سوره آل عمران، ۱۴۶ و ۱۴۷.</ref>. واژه {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ}} در این دو [[آیه]] شریف به مردمی [[خداپرست]] اشاره دارد که مخلصانه در رکاب [[پیامبران]] با [[کافران]] و [[مشرکان]] جنگیدند. ویژگیهای اساسی {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ}} که در این دو [[آیه]] شریف بیان شده است، عبارتند از: [[قدرت]] والای روحی، [[بردباری]]، طلب [[مغفرت]]، طلب [[استواری]] و [[استقامت]] و طلب [[نصرت]] که درباره هریک از این ویژگیها توضیحی مختصر ارائه میکنیم: | ||
# '''[[قدرت]] والای روحی:''' میدان [[جنگ]]، عرصه جنگیدن، کشتن و کشته شدن است. طولانی شدن [[جنگ]]، به طور طبیعی آثار منفی فراوانی را در پی میآورد. از یک طرف، عواملی چون دوری از [[زن]] و [[فرزند]]، نابسامانی خانوادهها، بیسرپرستی بچهها، [[فقر]] و ویرانی ناشی از [[جنگ]]، باعث سست شدن [[اراده]] و انرژی روحی جنگاوران میشود و از طرف دیگر، آثار ضعف و سستی در [[بدن]] و انرژیهای جسمانی بروز میکند. مجموعه این عوامل میتواند باعث [[خضوع]] و [[تسلیم]] در مقابل [[دشمن]] شود. [[خداوند متعال]]، جنگاوران مجاهدی را میستاید که به [[عشق]] [[خدا]] و [[رسول]] او، خالصانه در میدانهای طاقتفرسای [[جنگ]] [[استقامت]] ورزیدند و لحظهای ضعف از خود نشان ندادند؛ [[ستارگان]] درخشانی که حتی با طولانی شدن [[جنگ]] و پیشامد مصیبتهای گوناگون، نه در [[عشق]] و [[اراده]] آهنینشان ضعفی پیدا شد و نه در برابر [[دشمن]]، دست [[خضوع]] و [[تسلیم]] بالا بردند: {{متن قرآن|فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ}}<ref>از هر صدمهای که در راه خدا دیدند، نه سستی ورزیدند و نه ضعف و زبونی نشان دادند؛ سوره آل عمران، ۱۴۶.</ref>. | # '''[[قدرت]] والای روحی:''' میدان [[جنگ]]، عرصه جنگیدن، کشتن و کشته شدن است. طولانی شدن [[جنگ]]، به طور طبیعی آثار منفی فراوانی را در پی میآورد. از یک طرف، عواملی چون دوری از [[زن]] و [[فرزند]]، نابسامانی خانوادهها، بیسرپرستی بچهها، [[فقر]] و ویرانی ناشی از [[جنگ]]، باعث سست شدن [[اراده]] و انرژی روحی جنگاوران میشود و از طرف دیگر، آثار ضعف و سستی در [[بدن]] و انرژیهای جسمانی بروز میکند. مجموعه این عوامل میتواند باعث [[خضوع]] و [[تسلیم]] در مقابل [[دشمن]] شود. [[خداوند متعال]]، جنگاوران مجاهدی را میستاید که به [[عشق]] [[خدا]] و [[رسول]] او، خالصانه در میدانهای طاقتفرسای [[جنگ]] [[استقامت]] ورزیدند و لحظهای ضعف از خود نشان ندادند؛ [[ستارگان]] درخشانی که حتی با طولانی شدن [[جنگ]] و پیشامد مصیبتهای گوناگون، نه در [[عشق]] و [[اراده]] آهنینشان ضعفی پیدا شد و نه در برابر [[دشمن]]، دست [[خضوع]] و [[تسلیم]] بالا بردند: {{متن قرآن|فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ}}<ref>از هر صدمهای که در راه خدا دیدند، نه سستی ورزیدند و نه ضعف و زبونی نشان دادند؛ سوره آل عمران، ۱۴۶.</ref>. | ||
# '''[[بردباری]]:''' دلیرمردانی که در این [[آیه]]، مورد [[ستایش]] [[خداوند]] قرار میگیرند، مجاهدانی خستگی ناپذیرند که به سبب [[بردباری]] فوق العاده شان، | # '''[[بردباری]]:''' دلیرمردانی که در این [[آیه]]، مورد [[ستایش]] [[خداوند]] قرار میگیرند، مجاهدانی خستگی ناپذیرند که به سبب [[بردباری]] فوق العاده شان، محبوب [[ذات اقدس الهی]] شدهاند: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ}}<ref>و خداوند، چنین صبرکنندگانی را دوست میدارد؛ سوره آل عمران، ۱۴۶.</ref>. اگر در [[شأن]] رزمندگان جز همین جمله در [[قرآن]] نازل نشده بود، برای [[پاداش]] آنها کافی بود. چه پاداشی بالاتر از محبوبیت نزد [[خداوند]] قابل تصور است؟! آن که پروردگارش او را [[دوست]] بدارد، چه چیزی کم خواهد داشت؟! | ||
# '''طلب [[آمرزش]]، [[استقامت]] و [[یاری]]:''' چنین مجاهدان راستینی در کشاکش مصیبتهای [[جنگ]] و رنجهای جنگاوری، زبان حال و قالشان، چیزی جز طلب [[آمرزش]]، عذرخواهی و طلب [[استقامت]] و [[یاری]] از پروردگارشان نیست: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا}}<ref>سخنشان جز این نبود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندرویهای ما در کارها در گذر؛ سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>؛ این رزم آوران الهی، نه تنها خود و عمل خود را نمیبینند، بلکه همواره عذر [[تقصیر]] به درگاه الهی میآورند که خدایا! تو خود کوتاهیهای ما را در انجام [[وظیفه]] ببخشای و از [[گناه]] و زیاده روی و کوتاهی ما به [[لطف]] و مرحمت خویش در گذر: {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. و افراطهای ما نیز در انجام [[وظیفه]] [[بندگی]] و [[مجاهدت]] چشم بپوش: {{متن قرآن|وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. پروردگارا! همه هستی ما از تو است و اکنون به درگاه تو تقدیم میکنیم. [[لطف]] و مرحمتی کن و کاستیها و لغزشهای ما را تو خود جبران و [[اصلاح]] فرما! بار پروردگارا! این راه خطرخیز را با همه افت و خیزهایش تا بدین جا رساندهایم؛ اما چه [[امان]] از سستی در ادامه راه و فریبهای [[شیطان]] و زمینگیری [[دنیا]]؟! پس اکنون خدایا! ما را تا سرانجام این راه، همواره استوار و پابرجا بدار: {{متن قرآن|وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. بار خدایا! هر چند [[مأموریت]] ما انجام [[وظیفه]] است، نه رسیدن به نتیجه؛ اما نهایت آرزوی ما [[پیروزی]] بر [[کافران]] و نابکاران عالم است. خدایا! تو خود به [[قدرت]] قاهر خویش ما را بدین [[هدف]] برسان: {{متن قرآن|وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. | # '''طلب [[آمرزش]]، [[استقامت]] و [[یاری]]:''' چنین مجاهدان راستینی در کشاکش مصیبتهای [[جنگ]] و رنجهای جنگاوری، زبان حال و قالشان، چیزی جز طلب [[آمرزش]]، عذرخواهی و طلب [[استقامت]] و [[یاری]] از پروردگارشان نیست: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا}}<ref>سخنشان جز این نبود که پروردگارا! گناهان ما را ببخش و از تندرویهای ما در کارها در گذر؛ سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>؛ این رزم آوران الهی، نه تنها خود و عمل خود را نمیبینند، بلکه همواره عذر [[تقصیر]] به درگاه الهی میآورند که خدایا! تو خود کوتاهیهای ما را در انجام [[وظیفه]] ببخشای و از [[گناه]] و زیاده روی و کوتاهی ما به [[لطف]] و مرحمت خویش در گذر: {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. و افراطهای ما نیز در انجام [[وظیفه]] [[بندگی]] و [[مجاهدت]] چشم بپوش: {{متن قرآن|وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. پروردگارا! همه هستی ما از تو است و اکنون به درگاه تو تقدیم میکنیم. [[لطف]] و مرحمتی کن و کاستیها و لغزشهای ما را تو خود جبران و [[اصلاح]] فرما! بار پروردگارا! این راه خطرخیز را با همه افت و خیزهایش تا بدین جا رساندهایم؛ اما چه [[امان]] از سستی در ادامه راه و فریبهای [[شیطان]] و زمینگیری [[دنیا]]؟! پس اکنون خدایا! ما را تا سرانجام این راه، همواره استوار و پابرجا بدار: {{متن قرآن|وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. بار خدایا! هر چند [[مأموریت]] ما انجام [[وظیفه]] است، نه رسیدن به نتیجه؛ اما نهایت آرزوی ما [[پیروزی]] بر [[کافران]] و نابکاران عالم است. خدایا! تو خود به [[قدرت]] قاهر خویش ما را بدین [[هدف]] برسان: {{متن قرآن|وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>سوره آل عمران، ۱۴۷.</ref>. | ||
# '''[[رابطه عاشقانه]] با [[پروردگار]]:''' [[آیات]] متعدد دیگری در [[قرآن]] داریم که بنا بر [[روایات]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} در [[شأن]] گروهی از [[شیعیان]] [[علوی]] نازل شده است که در [[آخر الزمان]] پدیدار خواهند شد. یکی از این [[آیات]] شریف که بر {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ }} نیز تطبیق میشود، این [[آیه]] نورانی است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرکس از شما که از آیین خود بازگردد، [بداند که] خداوند به زودی، قومی را برمیانگیزاند که ایشان را بسیار دوست میدارد و آنها نیز خداوند را دوست میدارند و در برابر مؤمنان سرافکنده و فروتن و در مقابل کافران سرافراز و مقتدرند؛ سوره مائده، ۵۴.</ref>. لحن [[آیه]] پیشین، [[رنج]] و ناراحتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[مؤمنان راستین]] از سست عنصری و دم دمی مزاجی افراد ضعیف الایمان را نشان میدهد؛ ناراحتی و نگرانی از عقبگرد و بازگشت [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] به حلقه [[کافران]]. این [[آیه]] نورانی دربردارنده بشارتی شورانگیز به [[پیامبر]] و [[مؤمنان راستین]] است که هرگز نپندارید قوام [[دین]] [[خدا]] فقط به عدهای تازه [[مسلمانان]] ضعیف است که اگر به [[کفر]] و [[شرک]] بازگردند، [[اسلام]] و افتخارهای آن از بین میرود. اگر عدهای از [[اسلام]] روی گردانیدند و به [[کفر]] بازگشتند، هرگز اندوهی به خویش راه ندهید؛ چرا که [[خداوند]]، در آینده، مؤمنانی را برخواهد انگیخت که نخستین صفت و مدال افتخارشان این است که | # '''[[رابطه عاشقانه]] با [[پروردگار]]:''' [[آیات]] متعدد دیگری در [[قرآن]] داریم که بنا بر [[روایات]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} در [[شأن]] گروهی از [[شیعیان]] [[علوی]] نازل شده است که در [[آخر الزمان]] پدیدار خواهند شد. یکی از این [[آیات]] شریف که بر {{متن قرآن|رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ }} نیز تطبیق میشود، این [[آیه]] نورانی است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>ای کسانی که ایمان آوردهاید! هرکس از شما که از آیین خود بازگردد، [بداند که] خداوند به زودی، قومی را برمیانگیزاند که ایشان را بسیار دوست میدارد و آنها نیز خداوند را دوست میدارند و در برابر مؤمنان سرافکنده و فروتن و در مقابل کافران سرافراز و مقتدرند؛ سوره مائده، ۵۴.</ref>. لحن [[آیه]] پیشین، [[رنج]] و ناراحتی [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[مؤمنان راستین]] از سست عنصری و دم دمی مزاجی افراد ضعیف الایمان را نشان میدهد؛ ناراحتی و نگرانی از عقبگرد و بازگشت [[مسلمانان]] [[سست ایمان]] به حلقه [[کافران]]. این [[آیه]] نورانی دربردارنده بشارتی شورانگیز به [[پیامبر]] و [[مؤمنان راستین]] است که هرگز نپندارید قوام [[دین]] [[خدا]] فقط به عدهای تازه [[مسلمانان]] ضعیف است که اگر به [[کفر]] و [[شرک]] بازگردند، [[اسلام]] و افتخارهای آن از بین میرود. اگر عدهای از [[اسلام]] روی گردانیدند و به [[کفر]] بازگشتند، هرگز اندوهی به خویش راه ندهید؛ چرا که [[خداوند]]، در آینده، مؤمنانی را برخواهد انگیخت که نخستین صفت و مدال افتخارشان این است که محبوب خداوندگار، و محب اویند: {{متن قرآن|يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ}}؛ [[خداوند]] دوستدار ایشان است و ایشان نیز دوستدار خداوندند. عشقی [[مقدس]] و طرفینی بین ایشان و پروردگارشان برقرار شده است؛ فضیلتی بس ارزشمند که مقامی بالاتر از آن تصور شدنی نیست. | ||
# '''[[فروتنی]] در برابر [[مؤمنان]] و گردنفرازی در مقابل [[کافران]]:''' علامت این [[عشق]] [[پاک]] طرفینی، دو صفت همراه با هم است: {{متن قرآن|أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}؛ در برابر [[مؤمنان]] متواضع و فروتنند و در مقابل [[کافران]] گردن فراز و مقتدرند. در مقابل اهل [[ایمان]]، چنان [[تواضع]] دارند که گویا [[بنده]] ایشانند. در برابر [[مؤمنان]] به هیچ [[وجه]] انانیت و خودبینی ندارند؛ به طوری که گویا خود ایشانند. همینان که در برابر [[مؤمنان]]، چنین خاکی و متواضعند، در مقابل [[کافران]]، سرسخت و عزتمندند. ایشان در مقابل گردن کشان چنان در اوج [[عزت]] و [[قدرت]] و گردن فرازیاند که گویا آنان را هرگز به شمار نمیآورند. [[وعده الهی]] در این [[آیه]] نورانی و [[معجزه]] آمیز، از [[ظهور]] خداباورانی ثابت قدم با دو صفت والای [[باطنی]] و روحی خبر میدهد که هم | # '''[[فروتنی]] در برابر [[مؤمنان]] و گردنفرازی در مقابل [[کافران]]:''' علامت این [[عشق]] [[پاک]] طرفینی، دو صفت همراه با هم است: {{متن قرآن|أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}؛ در برابر [[مؤمنان]] متواضع و فروتنند و در مقابل [[کافران]] گردن فراز و مقتدرند. در مقابل اهل [[ایمان]]، چنان [[تواضع]] دارند که گویا [[بنده]] ایشانند. در برابر [[مؤمنان]] به هیچ [[وجه]] انانیت و خودبینی ندارند؛ به طوری که گویا خود ایشانند. همینان که در برابر [[مؤمنان]]، چنین خاکی و متواضعند، در مقابل [[کافران]]، سرسخت و عزتمندند. ایشان در مقابل گردن کشان چنان در اوج [[عزت]] و [[قدرت]] و گردن فرازیاند که گویا آنان را هرگز به شمار نمیآورند. [[وعده الهی]] در این [[آیه]] نورانی و [[معجزه]] آمیز، از [[ظهور]] خداباورانی ثابت قدم با دو صفت والای [[باطنی]] و روحی خبر میدهد که هم محبوب [[خدا]]، و هم محب اویند؛ ویژگیهای والایی که از راههای ظاهری قابل تشخیص نیست؛ زیرا این دو [[ویژگی]] قلبی، رازی [[نهان]] بین عاشق و [[معشوق]] است که بیگانگان از آن [[آگاهی]] ندارند؛ اما کسانی که این دو [[ویژگی]] قلبی را دارا هستند، دو نشانه ظاهری در [[رفتار]] و گفتارشان پدیدار میشود: ۱. {{متن قرآن|أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}؛ <ref>خاضع و فروتن در برابر مؤمنان.</ref>؛ ۲. {{متن قرآن|أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}}؛ <ref>عزتمند و مقتدر در برابر کافران.</ref>. این تجلی {{متن قرآن|أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ}} است که در برابر هیچ [[قدرت]] [[شیطانی]] [[خضوع]] نمیکند و اندک باجی نمیدهد؛ چرا که [[روح]] والایش به اقیانوس بیکران [[قدرت]] الهی متصل شده است. پشتوانه چنین رادمردانی، کوهساری عظیم از [[قدرت]] خدایی و عنایت [[اولیای الهی]] است. اینان تحت عنایتهای خاص [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[امامان]] {{عم}} و در صدر ایشان، تحت [[ولایت]] خاص [[امام عصر]] {{ع}} قرار گرفتهاند؛ از این رو در برابر هیبت و شوکت [[دشمنان]]، [[خم]] به ابرو نمیآورند و هیچ گاه احساس [[شکست]] و حقارت نمیکنند؛ هر چند در مقابل تجهیزات فوق مدرن [[کافران]] هیچ سلاحی نداشته باشند. این مردان ربانی، با [[قدرت]] بینهایت، رابطهای عاشقانه برقرار کرده و محبوب او شدهاند؛ تمام هستی خویش را در برابر او باخته و همه چیز را به او یافتهاند. | ||
# '''[[نهراسیدن از سرزنشها]]:''' نشانه دیگر این مردان الهی این است که در [[جهاد]] فی [[سبیل الله]]، از هیچ سرزنشی نمیهراسند: {{متن قرآن|يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>آنها در راه خدا مجاهده میکنند و از سرزنش هیچ ملامت گری هراسی ندارند؛ سوره مائده، ۵۴.</ref>؛ [[مجاهده]] فرهنگی این رادمردان، زبان ملامتگران را ضدشان میگشاید؛ ولی آنها هیچ باکی ندارند. اگر بنا بود، در مجاهدتهای الهی ملامتی در کار نباشد، این [[آیه]] برای چه بود؟! شیعیانی [[مخلص]] همچون میثم تمارها، عمروبن حمدها، حجربن عدیها و ابوذرها تبعید شدند؛ زندانی و [[شکنجه]] شدند، و بدنهایشان را بر دار نگه داشتند؛ اما لحظهای از [[ولایت]] مولایشان [[امام علی|علی]] {{ع}} و [[ستایش]] او دست برنداشتند تا آن که زبانشان را بریدند؛ شکمشان را دریدند و [[عاقبت]] به [[شهادت]] رسیدند. اگر ما نیز بخواهیم در شمار [[شیعیان]] واقعی [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[امام]] زمانمان باشیم، باید خود را آماده کنیم و در راه انجام [[وظیفه]] و اظهار [[حق]]، از هیچ چیزی، حتی از سرزنش [[دوستان]] نیز نهراسیم. خیلی راحت است که [[انسان]] به دست [[دشمنان]] [[ترور]] و کشته شود؛ اما آن چه تحملش مشکل است، ملامت [[دوستان]] است. کسانی که [[خداوند]]، برای زنده کردن دینش برخواهد انگیخت، از سرزنش [[دوستان]] نیز نمیهراسند. بر حذر باشیم که اگر خود را برای ایفای چنین مسؤولیت سنگینی آماده نکنیم و یا در دام ملامتگران و [[فتنه]] جویان گرفتار آییم، جزو گروه و حزبی خواهیم شد که خلاف [[قرآن]] و [[معارف]] [[اهل بیت]] {{عم}} [[رفتار]] میکنند؛ البته با شعار و فریاد، [[انسان]] نه [[علوی]] میشود و نه [[حسینی]]»<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آفتاب ولایت (کتاب)|آفتاب ولایت]]، ص۱۷۷ - ۱۸۳.</ref>. | # '''[[نهراسیدن از سرزنشها]]:''' نشانه دیگر این مردان الهی این است که در [[جهاد]] فی [[سبیل الله]]، از هیچ سرزنشی نمیهراسند: {{متن قرآن|يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>آنها در راه خدا مجاهده میکنند و از سرزنش هیچ ملامت گری هراسی ندارند؛ سوره مائده، ۵۴.</ref>؛ [[مجاهده]] فرهنگی این رادمردان، زبان ملامتگران را ضدشان میگشاید؛ ولی آنها هیچ باکی ندارند. اگر بنا بود، در مجاهدتهای الهی ملامتی در کار نباشد، این [[آیه]] برای چه بود؟! شیعیانی [[مخلص]] همچون میثم تمارها، عمروبن حمدها، حجربن عدیها و ابوذرها تبعید شدند؛ زندانی و [[شکنجه]] شدند، و بدنهایشان را بر دار نگه داشتند؛ اما لحظهای از [[ولایت]] مولایشان [[امام علی|علی]] {{ع}} و [[ستایش]] او دست برنداشتند تا آن که زبانشان را بریدند؛ شکمشان را دریدند و [[عاقبت]] به [[شهادت]] رسیدند. اگر ما نیز بخواهیم در شمار [[شیعیان]] واقعی [[امام علی|علی بن ابی طالب]] {{ع}} و [[امام]] زمانمان باشیم، باید خود را آماده کنیم و در راه انجام [[وظیفه]] و اظهار [[حق]]، از هیچ چیزی، حتی از سرزنش [[دوستان]] نیز نهراسیم. خیلی راحت است که [[انسان]] به دست [[دشمنان]] [[ترور]] و کشته شود؛ اما آن چه تحملش مشکل است، ملامت [[دوستان]] است. کسانی که [[خداوند]]، برای زنده کردن دینش برخواهد انگیخت، از سرزنش [[دوستان]] نیز نمیهراسند. بر حذر باشیم که اگر خود را برای ایفای چنین مسؤولیت سنگینی آماده نکنیم و یا در دام ملامتگران و [[فتنه]] جویان گرفتار آییم، جزو گروه و حزبی خواهیم شد که خلاف [[قرآن]] و [[معارف]] [[اهل بیت]] {{عم}} [[رفتار]] میکنند؛ البته با شعار و فریاد، [[انسان]] نه [[علوی]] میشود و نه [[حسینی]]»<ref>[[محمد تقی مصباح یزدی|مصباح یزدی، محمد تقی]]، [[آفتاب ولایت (کتاب)|آفتاب ولایت]]، ص۱۷۷ - ۱۸۳.</ref>. | ||
}} | }} | ||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۴۲: | ||
و نیز فرمود: "[[خداوند]] [[ترس]] را از دلهای [[شیعه]] ما ببرد و در [[دل]] [[دشمنان]] ما جای دهد، پس یک نفر از [[شیعیان]] از نیزه سریعتر و از شیر جریتر خواهد بود، [[دشمن]] خود را به نیزه طعن کند و به [[شمشیر]] بزند و یا پایمال کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۳۶، ح ۷۰.</ref>. نیز فرمود: "هرگاه [[قائم]] ما [[قیام]] کند [[خداوند]]، [[شیعیان]] ما را در گوش و چشمشان مدد دهد، تا اینکه بین ایشان و بین [[قائم]] {{ع}} یک برید (چهار فرسخ) راه باشد، با او سخن بگویند و حرف او را بشنوند و او را ببینند در مکان خود"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۳۶، ح ۷۲.</ref>. نیز فرمود: "[[مؤمن]] در زمان [[قائم]] {{ع}} با اینکه در [[مشرق]] است برادر خود را که در [[مغرب]] است میبیند و همچنین آنکه در [[مغرب]] است آن را که در [[مشرق]] است میبیند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۹۱، ح ۲۱۳.</ref>. [[عبد الملک بن اعین]] گفت: "روزی در خدمت [[امام صادق|حضرت صادق]] {{ع}} بودم چون خواستم برخیزم از ضعف تکیه بر دست خود کردم، پس مرا گریه گرفت گفتم، من امیدوار بودم که این امر ([[قیام]]) را دریابم و مرا قوتی باشد". فرمود: "آیا شما [[راضی]] نیستید که [[دشمنان]] شما بعضی، بعضی را بکشند و شماها در خانهها خود ایمن هستید، بدان که چون آن هنگام شود به هر مردی از شما قوت چهل مرد داده شود و دلهای شما مانند [[پارههای آهن]] محکم گردد، اگر بر کوهها بزنید کوهها را بشکافید و شماها قوام [[زمین]] و خزینهداران [[زمین]] خواهید بود"<ref>روضه کافی، ص ۲۳۳، ح ۴۴۹.</ref>. این [[اخبار]] چنانکه میبینی عام است برای همه [[یاران]]، بلکه برای همه [[شیعیان]] حتی بعد از زمان [[جنگ]]. {{عربی|"جعلنا الله ان شاء الله من شیعتهم و رزقنا ایام دولتهم و وفقنا لنصرتهم"}}»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۲۵۹.</ref>. | و نیز فرمود: "[[خداوند]] [[ترس]] را از دلهای [[شیعه]] ما ببرد و در [[دل]] [[دشمنان]] ما جای دهد، پس یک نفر از [[شیعیان]] از نیزه سریعتر و از شیر جریتر خواهد بود، [[دشمن]] خود را به نیزه طعن کند و به [[شمشیر]] بزند و یا پایمال کند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۳۶، ح ۷۰.</ref>. نیز فرمود: "هرگاه [[قائم]] ما [[قیام]] کند [[خداوند]]، [[شیعیان]] ما را در گوش و چشمشان مدد دهد، تا اینکه بین ایشان و بین [[قائم]] {{ع}} یک برید (چهار فرسخ) راه باشد، با او سخن بگویند و حرف او را بشنوند و او را ببینند در مکان خود"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۳۶، ح ۷۲.</ref>. نیز فرمود: "[[مؤمن]] در زمان [[قائم]] {{ع}} با اینکه در [[مشرق]] است برادر خود را که در [[مغرب]] است میبیند و همچنین آنکه در [[مغرب]] است آن را که در [[مشرق]] است میبیند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۹۱، ح ۲۱۳.</ref>. [[عبد الملک بن اعین]] گفت: "روزی در خدمت [[امام صادق|حضرت صادق]] {{ع}} بودم چون خواستم برخیزم از ضعف تکیه بر دست خود کردم، پس مرا گریه گرفت گفتم، من امیدوار بودم که این امر ([[قیام]]) را دریابم و مرا قوتی باشد". فرمود: "آیا شما [[راضی]] نیستید که [[دشمنان]] شما بعضی، بعضی را بکشند و شماها در خانهها خود ایمن هستید، بدان که چون آن هنگام شود به هر مردی از شما قوت چهل مرد داده شود و دلهای شما مانند [[پارههای آهن]] محکم گردد، اگر بر کوهها بزنید کوهها را بشکافید و شماها قوام [[زمین]] و خزینهداران [[زمین]] خواهید بود"<ref>روضه کافی، ص ۲۳۳، ح ۴۴۹.</ref>. این [[اخبار]] چنانکه میبینی عام است برای همه [[یاران]]، بلکه برای همه [[شیعیان]] حتی بعد از زمان [[جنگ]]. {{عربی|"جعلنا الله ان شاء الله من شیعتهم و رزقنا ایام دولتهم و وفقنا لنصرتهم"}}»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۲۵۹.</ref>. | ||
[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "برای آن حضرت مردانی است که گویا دلهای ایشان [[پارههای آهن]] است، هیچگاه در آن دلها شکی در [[ذات خدا]] نیامده و مخلوط به [[شک]] نگشته، از سنگ محکمتر و سختتر هستند، اگر بر کوهها حمله کنند کوهها را از بین ببرند، با رایات خود به هیچ شهری رو نیاورند مگر اینکه او را خراب کنند، گویا بر اسبهای ایشان عقاب سوار است پس خود را بر زین اسب [[امام]] {{ع}} میمالند و به این عمل [[تبرک]] میجویند و بر گرد او احاطه میکنند و بر اطراف او میچرخند تا او را به [[جان]] خود در جنگها حفظ کنند و آنچه او [[اراده]] کند پیش دستی کنند و به او وانگذارند، و مراد او را [[کفایت]] کنند. در میان ایشان مردانی است که شب را نمیخوابند، ایشان را در نمازشان ناله و زمزمه است مانند آواز [[زنبور عسل]] در کندوی خود، شبها را بر روی پاهای خود به [[عبادت]] میگذرانند و صبح میکنند بر بالای اسبان، در شبها چون راهب هستند و در روزها چون شیر، در [[مقام]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[امام]] {{ع}}، مطیعتر از کنیز برای آقای خود. دلهای ایشان مانند چراغ، گویا آن دلها قندیلهایی است از روشنی و مع ذلک ایشان از [[خشیت]] [[خدا]] در [[بیم]] و ترسند و در [[دعا]] درخواست [[شهادت]] میکنند و تمنا میکنند که در [[راه خدا]] کشته شوند، شعار ایشان {{عربی|"يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْن"}} است (ای خونخواهان [[حسین]]) هرگاه به راه افتند [[رعب]] در جلو ایشان بهقدر مسیر یک ماه حرکت کند، [[خداوند]]، [[امام]] را به ایشان [[نصرت]] خواهد کرد"<ref>الزام الناصب، ج ۲، ۲۹۶.</ref>. و نیز آن حضرت فرمود: "گویا نظر میکنم به [[قائم]] و [[اصحاب]] او در [[نجف]]، [[اصحاب]] او در برابر او چنان به حال [[خضوع]] و سکوتند که گویا مرغ بر سر ایشان نشسته، میبینم که زاد و توشههاشان تمام گشته و جامههاشان کهنه شده، اثر [[سجود]] بر پیشانیهاشان ظاهر است، در روز چون شیرند و در شب چون راهب، گویا دلهای ایشان پاره آهن است، به هر مردی از ایشان قوت چهل مرد داده میشود، هیچ فردی از ایشان نمیکشد مگر [[کافر]] یا [[منافق]] را، [[خداوند]] در کتاب خود ایشان را به "توسم" وصف کرده فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}}<ref> سوره حجر، ۷۵.</ref> یعنی ایشان اهل تفرس و [[صاحب]] فراستند، (پس به فراست خود [[مؤمن]] را از [[مشرک]] و [[منافق]] میشناسند، پس نمیکشند مگر [[مشرکان]] [[منافق]] را)"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۸۶، ح ۲۰۲.</ref>. | |||
[[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "آن حضرت [[سیصد و سیزده]] تن را به آفاق [[زمین]] میفرستد و دست بر پشت و سینههای ایشان میکشد پس در هیچ قضاوتی عاجز نمیمانند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۴۵، ح ۹۱.</ref>. [[حضرت صاحب الامر]] {{ع}} به [[علی بن ابراهیم بن مهزیار]] فرمود: "پدرم فرمود: گویا میبینم تو را که بیرقهای زرد و علمهای سفید بر اطراف تو به حرکت آمده و پرچمها میوزد در مابین حطیم و زمزم و گویا میبینم که بیعتهای پشت سر یکدیگر و صفای [[ولایت]] و [[دوستی]] بر تو منتظم گشته مانند منتظم شدن درها در رشتهها و میبینم دست دادن کفها را به تو برای [[بیعت]] در اطراف [[حجر الاسود]]، همه به ساحت تو ملتجی گشته، از جماعتی که [[خداوند]] ایشان را بیرون آورده و آفریده از طینت طاهره [[ولایت]] و [[تربت]] نفیسه، دلهای ایشان [[مقدس]] و منزه گشته از چرک [[نفاق]] و مهذب شده از [[پلیدی]] شقاق (مخالفتورزی) طبعهای ایشان برای [[دین]] نرم، و خوهای ایشان از [[دشمنی]] ورزیدن خشن، روهای ایشان برای قبول باز، [[فطرت]] ایشان برای [[فضل]] شکفته و درخشنده، [[دیانت]] دارند به [[دین حق]] و [[اهل حق]]، پس چون ارکان ایشان محکم شود و بنیان ایشان قوام پیدا کند، از هم شکافته و پاره شود طبقات [[امتها]] به سبب اجتماع و تکاثر ایشان، هنگامی که [[بیعت]] و [[تبعیت]] کنند تو را در سایه درخت عظیمی که شاخههای او بر اطراف [[دریاچه طبریه]] آویزان شده و سایه افکنده (در آنجاست که [[سفیانی]] کشته میشود) پس در آن وقت صبح [[حق]] تلألؤ کند و [[تاریکی]] [[باطل]] منجلی شود و [[خداوند]] طغیان را به سبب تو بشکند و [[خرد]] سازد و معالم [[ایمان]] را برگرداند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ۴۴۹، ح ۱۹.</ref>»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۲۶۱.</ref>. | [[حضرت باقر]] {{ع}} فرمود: "آن حضرت [[سیصد و سیزده]] تن را به آفاق [[زمین]] میفرستد و دست بر پشت و سینههای ایشان میکشد پس در هیچ قضاوتی عاجز نمیمانند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ۳۴۵، ح ۹۱.</ref>. [[حضرت صاحب الامر]] {{ع}} به [[علی بن ابراهیم بن مهزیار]] فرمود: "پدرم فرمود: گویا میبینم تو را که بیرقهای زرد و علمهای سفید بر اطراف تو به حرکت آمده و پرچمها میوزد در مابین حطیم و زمزم و گویا میبینم که بیعتهای پشت سر یکدیگر و صفای [[ولایت]] و [[دوستی]] بر تو منتظم گشته مانند منتظم شدن درها در رشتهها و میبینم دست دادن کفها را به تو برای [[بیعت]] در اطراف [[حجر الاسود]]، همه به ساحت تو ملتجی گشته، از جماعتی که [[خداوند]] ایشان را بیرون آورده و آفریده از طینت طاهره [[ولایت]] و [[تربت]] نفیسه، دلهای ایشان [[مقدس]] و منزه گشته از چرک [[نفاق]] و مهذب شده از [[پلیدی]] شقاق (مخالفتورزی) طبعهای ایشان برای [[دین]] نرم، و خوهای ایشان از [[دشمنی]] ورزیدن خشن، روهای ایشان برای قبول باز، [[فطرت]] ایشان برای [[فضل]] شکفته و درخشنده، [[دیانت]] دارند به [[دین حق]] و [[اهل حق]]، پس چون ارکان ایشان محکم شود و بنیان ایشان قوام پیدا کند، از هم شکافته و پاره شود طبقات [[امتها]] به سبب اجتماع و تکاثر ایشان، هنگامی که [[بیعت]] و [[تبعیت]] کنند تو را در سایه درخت عظیمی که شاخههای او بر اطراف [[دریاچه طبریه]] آویزان شده و سایه افکنده (در آنجاست که [[سفیانی]] کشته میشود) پس در آن وقت صبح [[حق]] تلألؤ کند و [[تاریکی]] [[باطل]] منجلی شود و [[خداوند]] طغیان را به سبب تو بشکند و [[خرد]] سازد و معالم [[ایمان]] را برگرداند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ۴۴۹، ح ۱۹.</ref>»<ref>[[محمد جواد خراسانی|خراسانی، محمد جواد]]، [[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]، ص ۲۶۱.</ref>. | ||
| خط ۱۴۹: | خط ۱۵۳: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین [[محسن قرائتی]] در کتاب ''«[[جهتنما (کتاب)|جهتنما]]»'' در اين باره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین [[محسن قرائتی]] در کتاب ''«[[جهتنما (کتاب)|جهتنما]]»'' در اين باره گفته است: | ||
«[[یاران امام زمان]] {{ع}} ویژگیهای خاصی دارند که مهمترین آنها | «[[یاران امام زمان]] {{ع}} ویژگیهای خاصی دارند که مهمترین آنها عبارتاند از: | ||
# '''[[شناخت حضرت مهدی]] {{ع}}:''' [[پیامبر خاتم]] {{صل}}:{{عربی|" مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً "}}<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۴۰۹.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}}: "[[بنده خدا]] [[مؤمن]] نخواهد بود، مگر این که [[خداوند متعال]]، [[رسول]] او تمام [[اهل بیت]] او به ویژه [[امام]] زمانش را بشناسد" <ref>{{عربی|" لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ "}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۰.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}}: "هر آن که [[نفس]] خود را برای [[عبادت]] [[خداوند متعال]] به [[تلاش]] وکوشش وا دارد، در حالی که امامی از سوی [[خداوند متعال]] برای خویش برنگزیده باشد؛ عمل او به درگاه الهی پذیرفته نمیشود" <ref>{{عربی|" كُلُ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ"}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۳.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} : "بالاترین و گوارا ترین مرحله برای وجود [[انسان]] که بازکننده درهای امور است، [[رضایت]] [[خداوند متعال]] به [[اطاعت از امام]]، سپس از [[شناخت]] اوست"{{عربی|" ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ تَبَارَكَ وَ تَعَالى الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِه"}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۵. | # '''[[شناخت حضرت مهدی]] {{ع}}:''' [[پیامبر خاتم]] {{صل}}:{{عربی|" مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً "}}<ref>کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۴۰۹.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}}: "[[بنده خدا]] [[مؤمن]] نخواهد بود، مگر این که [[خداوند متعال]]، [[رسول]] او تمام [[اهل بیت]] او به ویژه [[امام]] زمانش را بشناسد" <ref>{{عربی|" لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ "}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۰.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}}: "هر آن که [[نفس]] خود را برای [[عبادت]] [[خداوند متعال]] به [[تلاش]] وکوشش وا دارد، در حالی که امامی از سوی [[خداوند متعال]] برای خویش برنگزیده باشد؛ عمل او به درگاه الهی پذیرفته نمیشود" <ref>{{عربی|" كُلُ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ"}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۳.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} : "بالاترین و گوارا ترین مرحله برای وجود [[انسان]] که بازکننده درهای امور است، [[رضایت]] [[خداوند متعال]] به [[اطاعت از امام]]، سپس از [[شناخت]] اوست"{{عربی|" ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ تَبَارَكَ وَ تَعَالى الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِه"}}؛ کافی، ج ۱، ص ۱۸۵. | ||
# '''[[داشتن اخلاق نیکو]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} : {{عربی|" مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاق"}}<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۰۰.</ref> {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند؛ سوره نور، آیه: ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ }}<ref> و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۷۰.</ref> [[اطاعت]] [[امام مهدی|امام]] {{ع}} [[امام باقر]] {{ع}}: {{عربی|" ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ- تَبَارَكَ وَ تَعَالى- الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِه"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۱۸۵.</ref>»<ref>[[محسن قرائتی|قرائتی، محسن]]، [[جهتنما (کتاب)|جهتنما]]، ص ۱۱۷ - ۱۱۸.</ref>. | # '''[[داشتن اخلاق نیکو]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} : {{عربی|" مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاق"}}<ref>غیبت نعمانی، ص ۲۰۰.</ref> {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref> خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند؛ سوره نور، آیه: ۵۵.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ }}<ref> و آنان که به کتاب (آسمانی) چنگ میزنند و نماز را بر پا میدارند، ما پاداش نکوکاران را تباه نمیگردانیم؛ سوره اعراف، آیه: ۱۷۰.</ref> [[اطاعت]] [[امام مهدی|امام]] {{ع}} [[امام باقر]] {{ع}}: {{عربی|" ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمنِ- تَبَارَكَ وَ تَعَالى- الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِه"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۱۸۵.</ref>»<ref>[[محسن قرائتی|قرائتی، محسن]]، [[جهتنما (کتاب)|جهتنما]]، ص ۱۱۷ - ۱۱۸.</ref>. | ||
| خط ۱۵۹: | خط ۱۶۳: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[قنبر علی صمدی]]'''، در کتاب ''«[[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[قنبر علی صمدی]]'''، در کتاب ''«[[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«آن چه موجب [[برازندگی]] و [[برگزیدگی]] [[یاران]] خاص حضرت شده، وجود خصوصیات و اوصاف غبطه برانگیزی است که توجه به آن، بسی آموزنده و در ابعاد فردی و اجتماعی قابل تأمل است. [[یاران]] حضرت، هم از بعد جسمانی، نیرومند و پرتواناند و هم در بعد معنوی، مجهز به [[سلاح]] [[ایمان]] و [[تقوی]] و دارای [[قدرت]] و [[اراده]] نافذ هستند؛ به طوری که بر انبوه مشکلات فائق میآیند و خواستههای [[رهبر]] و پیشوای خویش را بیکم و کاست به [[اجرا]] میگذارند. آن چه موجب درخشش [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} میشود، [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] کامل آنان از [[دستورات]] [[امام]] {{ع}} و ثبات و پایمردی بینظیر آنان در پیشبرد اهداف حضرت، در آن شرایط حساس دوران آغازین [[ظهور]] است. [[یاران مهدی]] {{ع}} انسانهایی خودساخته، [[شجاع]]، دریادل و نیرومند یاند و هیچ کسی در برابر آنان، تاب [[مقاومت]] ندارد. [[امام جواد]] {{ع}} از قول اجداد طاهرینش از [[رسول خدا]] {{صل}} قاطعیت و [[اطاعت]] پذیری [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} را چنین بیان کرده است: "آنان با [[سختی]] و [[تلاش]] در پی انجام [[فرمان]] مولای خویش است"<ref>{{عربی|"كَدَّادُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِه"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۱.</ref>؛ [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} فرمود: "گویا میبینم که [[قائم]] {{ع}} با [[یاران]] خویش در [[نجف]] نزدیک [[کوفه]] حضور دارند، آثار [[سجده]] در پیشانی آنان نمایان است؛ شیران روز و زاهدان شباند، دلهایشان از شدت [[ایمان]] همانند پاره آهناند هریک از آنان [[توانمندی]] چهل مرد را دارند، هیچ کدام آنان جز [[منافق]] و [[کافر]] را نمیکشند"<ref>{{عربی|"كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ {{ع}}وَ أَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ كَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرَ فَنِيَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خَلَقَتْ ثِيَابُهُمْ مُتَنَكِّبِينَ قِسِيَّهُمْ قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرَ الْحَدِيدِ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ يُعْطِيهِمْ صَاحِبُهُمُ التَّوَسُّمَ لَا يَقْتُلُ أَحَدٌ مِنْهُمْ إِلَّا كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً "}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص۳۸۷.</ref>؛ بر پایه گزارش [[ابی بصیر]]، [[امام صادق]] {{ع}} در بیان [[صلابت]] و [[شهامت]] آنان چنین فرمود: "این گفتار [[حضرت لوط]] به قومش که {{متن قرآن|لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ}}<ref>ای کاش من در برابر شما توانائی داشتم یه به سوی رکن شدیدی ماوی داشتم؛ سوره هود، آیه ۸۰.</ref> مقصودش جز این نبود که نیروی [[حضرت قائم]] {{ع}} و [[یاران]] او را [[آرزو]] داشت، همان استوانههایی [[استواری]] که هرکدام نیروی چهل مرد را دارد و دلهای آنان از شدت [[ایمان]] سختتر از پارههای آهناند و اگر بر کوههای آهن بگذرند، آن را متلاشی میکنند! آنان در [[حمایت]] از [[دین خدا]]، هرگز شمشیرها را در نیام نمیبرند تا خدای بزرگ از آنان [[خشنود]] گردد"<ref>{{عربی|" مَا كَانَ قَوْلُ لُوطٍ {{ع}}لِقَوْلِهِ {{متن قرآن| لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ}} إِلَّا تَمَنِّياً لِقُوَّةِ الْقَائِمِ {{ع}} وَ لَا ذَكَرَ إِلَّا شِدَّةَ أَصْحَابِهِ وَ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ لَيُعْطَى قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ إِنَّ قَلْبَهُ لَأَشَدُّ مِنْ زُبَرِ الْحَدِيدِ وَ لَوْ مَرُّوا بِجِبَالِ الْحَدِيدِ لَقَلَعُوهَا وَ لَا يَكُفُّونَ سُيُوفَهُمْ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ"}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۶۷۴؛ شرح الاخبار، ج۳، ص۵۶۹؛ نور الثقلین، ج۲، ص۳۸۸؛ ینابیع الموده، ج۳، ص۲۴۲.</ref>؛ از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که در [[تأویل]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً}}<ref>و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref>؛ گروهی از [[بندگان]] خویش را که جنگاورانی رزمنده و با [[صلابت]] بودند بر سر شما فرستادیم. سپس فرمود: این [[بندگان]] سخت مقاوم و با [[صلابت]]، [[حضرت قائم]] و [[یاران]] جنگاور او هستند"<ref>{{عربی|" ثُمَّ قَالَ وَ هُوَ الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ"}}؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۷.</ref>؛ از [[امیر مؤمنان]] {{ع}} نیز [[نقل]] شده است: "آن گاه [[خداوند متعال]] گروهی را که مانند ابرهای پاره پاره متفرق بودهاند جمع و بین آنها [[دوستی]] [[حاکم]] میکند. آنان از احدی نمیترسند و از این که کسی به جمع آنها وارد، به آنها اضافه شود، خوشحال نمیشوند. زیرا آنان فقط فریفته [[امام]] خویشاند و بود و نبود اشخاص دیگر برای آنان مهم نخواهد بود. تعداد آنها به عدد [[اصحاب]] [[بدر]] است. نه کسی از پیشینیان بر آنان سبقت میگیرد و نه کسی از آیندگان موقعیت آنان را در مییابد! آنان به تعداد [[اصحاب طالوت]] پیامبرند که همراه با او از نهر گذشتند"<ref>{{عربی|" فَيَجْمَعُ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ قَوْماً قَزَعُ كَقَزَعِ السَّحَابِ، يُؤَلِّفَ اللَّهُ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ، لا يَسْتَوْحِشُونَ إِلَى أَحَدٍ، وَ لَا يَفْرَحُونَ بِأَحَدٍ، يُدْخِلُ فِيهِمْ عَلَى عِدَّةُ أَصْحَابِ بَدْرٍ، لَمْ يَسْبِقُهُمْ الْأَوَّلُونَ وَ لَا يدركهم الْآخَرُونَ، وَ عَلَى عَدَدِ أَصْحَابِ طَالُوتَ الَّذِينَ جاوزوا مَعَهُ النَّهَرِ "}}؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج۳، ص۱۰۰.</ref>؛ روشن است که شدت عمل و انعطاف ناپذیری [[یاران مهدی]] {{ع}} نه از روی [[خشونت]] و بیرحمی، بلکه مبتنی بر [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> نوعی شدت آمیخته با [[رحمت]] و عطوفت است. شدت در مقابل [[دشمنان]] بیرحم و عطوفت و [[مهربانی]] در برابر سایر خلق [[الله]]. لذا از نظر وجهه اجتماعی، آنان از بیشترین [[محبوبیت]] در میان [[مردم]] و [[جامعه]] برخوردارند. طبق [[نقل]] [[روایات]]، همه [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} جواناند، مگر تعداد اندکی، هم چون [[سرمه در چشم]] یا نمک در غذا<ref>الغیبة، طوسی، ص۲۸۴؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۵۹۲؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۳۴.</ref>. در برخی [[روایات]]، [[یاران مهدی]] {{ع}} به شیران روز و نیایشگران [[شب زنده دار]] که [[دل]] هایشان مانند [[پارههای آهن]] محکم و استوار است، توصیف شدهاند<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۸۶.</ref>. آنان رادمردانی هستند که جز [[شهادت]] در [[راه خدا]]، آرزوی دیگری ندارند و در برابر [[رهبر]] و مولایشان، سخت [[مطیع]] و فرمانبرند. ابهت و هیبت این [[جنگ]] جویان مصمم و فولادین، در [[دل]] [[دشمنان]] [[رعب]] میافکند و آنان را [[زمین]]گیر میکنند<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۱۴.</ref>. در راه انجام [[مأموریت]] خود، بسیار [[قاطع]] و نترساند و از [[دشمن]] هراسی به [[دل]] راه نمیدهند<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۰۸.</ref>. [[امام مهدی]] {{ع}} با چنین [[اصحاب]] و یارانی، [[اسلام]] را در سراسر [[گیتی]] [[حکم]] فرما و [[عدالت]] و [[دادگری]] را جایگزین [[ستم]] و [[بیداد]] میکند»<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص213 -217</ref>. | «آن چه موجب [[برازندگی]] و [[برگزیدگی]] [[یاران]] خاص حضرت شده، وجود خصوصیات و اوصاف غبطه برانگیزی است که توجه به آن، بسی آموزنده و در ابعاد فردی و اجتماعی قابل تأمل است. [[یاران]] حضرت، هم از بعد جسمانی، نیرومند و پرتواناند و هم در بعد معنوی، مجهز به [[سلاح]] [[ایمان]] و [[تقوی]] و دارای [[قدرت]] و [[اراده]] نافذ هستند؛ به طوری که بر انبوه مشکلات فائق میآیند و خواستههای [[رهبر]] و پیشوای خویش را بیکم و کاست به [[اجرا]] میگذارند. آن چه موجب درخشش [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} میشود، [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] کامل آنان از [[دستورات]] [[امام]] {{ع}} و ثبات و پایمردی بینظیر آنان در پیشبرد اهداف حضرت، در آن شرایط حساس دوران آغازین [[ظهور]] است. [[یاران مهدی]] {{ع}} انسانهایی خودساخته، [[شجاع]]، دریادل و نیرومند یاند و هیچ کسی در برابر آنان، تاب [[مقاومت]] ندارد. [[امام جواد]] {{ع}} از قول اجداد طاهرینش از [[رسول خدا]] {{صل}} قاطعیت و [[اطاعت]] پذیری [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} را چنین بیان کرده است: "آنان با [[سختی]] و [[تلاش]] در پی انجام [[فرمان]] مولای خویش است"<ref>{{عربی|"كَدَّادُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِه"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۱.</ref>؛ [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} فرمود: "گویا میبینم که [[قائم]] {{ع}} با [[یاران]] خویش در [[نجف]] نزدیک [[کوفه]] حضور دارند، آثار [[سجده]] در پیشانی آنان نمایان است؛ شیران روز و زاهدان شباند، دلهایشان از شدت [[ایمان]] همانند پاره آهناند هریک از آنان [[توانمندی]] چهل مرد را دارند، هیچ کدام آنان جز [[منافق]] و [[کافر]] را نمیکشند"<ref>{{عربی|"كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ {{ع}}وَ أَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ كَأَنَّ عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرَ فَنِيَتْ أَزْوَادُهُمْ وَ خَلَقَتْ ثِيَابُهُمْ مُتَنَكِّبِينَ قِسِيَّهُمْ قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرَ الْحَدِيدِ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ يُعْطِيهِمْ صَاحِبُهُمُ التَّوَسُّمَ لَا يَقْتُلُ أَحَدٌ مِنْهُمْ إِلَّا كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً "}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص۳۸۷.</ref>؛ بر پایه گزارش [[ابی بصیر]]، [[امام صادق]] {{ع}} در بیان [[صلابت]] و [[شهامت]] آنان چنین فرمود: "این گفتار [[حضرت لوط]] به قومش که {{متن قرآن|لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ}}<ref>ای کاش من در برابر شما توانائی داشتم یه به سوی رکن شدیدی ماوی داشتم؛ سوره هود، آیه ۸۰.</ref> مقصودش جز این نبود که نیروی [[حضرت قائم]] {{ع}} و [[یاران]] او را [[آرزو]] داشت، همان استوانههایی [[استواری]] که هرکدام نیروی چهل مرد را دارد و دلهای آنان از شدت [[ایمان]] سختتر از پارههای آهناند و اگر بر کوههای آهن بگذرند، آن را متلاشی میکنند! آنان در [[حمایت]] از [[دین خدا]]، هرگز شمشیرها را در نیام نمیبرند تا خدای بزرگ از آنان [[خشنود]] گردد"<ref>{{عربی|" مَا كَانَ قَوْلُ لُوطٍ {{ع}}لِقَوْلِهِ {{متن قرآن| لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ}} إِلَّا تَمَنِّياً لِقُوَّةِ الْقَائِمِ {{ع}} وَ لَا ذَكَرَ إِلَّا شِدَّةَ أَصْحَابِهِ وَ إِنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ لَيُعْطَى قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا وَ إِنَّ قَلْبَهُ لَأَشَدُّ مِنْ زُبَرِ الْحَدِيدِ وَ لَوْ مَرُّوا بِجِبَالِ الْحَدِيدِ لَقَلَعُوهَا وَ لَا يَكُفُّونَ سُيُوفَهُمْ حَتَّى يَرْضَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ"}}؛ کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۶۷۴؛ شرح الاخبار، ج۳، ص۵۶۹؛ نور الثقلین، ج۲، ص۳۸۸؛ ینابیع الموده، ج۳، ص۲۴۲.</ref>؛ از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که در [[تأویل]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً}}<ref>و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است؛ سوره اسراء، آیه ۵.</ref>؛ گروهی از [[بندگان]] خویش را که جنگاورانی رزمنده و با [[صلابت]] بودند بر سر شما فرستادیم. سپس فرمود: این [[بندگان]] سخت مقاوم و با [[صلابت]]، [[حضرت قائم]] و [[یاران]] جنگاور او هستند"<ref>{{عربی|" ثُمَّ قَالَ وَ هُوَ الْقَائِمُ وَ أَصْحَابُهُ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ"}}؛ بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۷.</ref>؛ از [[امیر مؤمنان]] {{ع}} نیز [[نقل]] شده است: "آن گاه [[خداوند متعال]] گروهی را که مانند ابرهای پاره پاره متفرق بودهاند جمع و بین آنها [[دوستی]] [[حاکم]] میکند. آنان از احدی نمیترسند و از این که کسی به جمع آنها وارد، به آنها اضافه شود، خوشحال نمیشوند. زیرا آنان فقط فریفته [[امام]] خویشاند و بود و نبود اشخاص دیگر برای آنان مهم نخواهد بود. تعداد آنها به عدد [[اصحاب]] [[بدر]] است. نه کسی از پیشینیان بر آنان سبقت میگیرد و نه کسی از آیندگان موقعیت آنان را در مییابد! آنان به تعداد [[اصحاب طالوت]] پیامبرند که همراه با او از نهر گذشتند"<ref>{{عربی|" فَيَجْمَعُ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ قَوْماً قَزَعُ كَقَزَعِ السَّحَابِ، يُؤَلِّفَ اللَّهُ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ، لا يَسْتَوْحِشُونَ إِلَى أَحَدٍ، وَ لَا يَفْرَحُونَ بِأَحَدٍ، يُدْخِلُ فِيهِمْ عَلَى عِدَّةُ أَصْحَابِ بَدْرٍ، لَمْ يَسْبِقُهُمْ الْأَوَّلُونَ وَ لَا يدركهم الْآخَرُونَ، وَ عَلَى عَدَدِ أَصْحَابِ طَالُوتَ الَّذِينَ جاوزوا مَعَهُ النَّهَرِ "}}؛ معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، ج۳، ص۱۰۰.</ref>؛ روشن است که شدت عمل و انعطاف ناپذیری [[یاران مهدی]] {{ع}} نه از روی [[خشونت]] و بیرحمی، بلکه مبتنی بر [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref> نوعی شدت آمیخته با [[رحمت]] و عطوفت است. شدت در مقابل [[دشمنان]] بیرحم و عطوفت و [[مهربانی]] در برابر سایر خلق [[الله]]. لذا از نظر وجهه اجتماعی، آنان از بیشترین [[محبوبیت]] در میان [[مردم]] و [[جامعه]] برخوردارند. طبق [[نقل]] [[روایات]]، همه [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} جواناند، مگر تعداد اندکی، هم چون [[سرمه در چشم]] یا نمک در غذا<ref>الغیبة، طوسی، ص۲۸۴؛ کنزالعمال، ج۱۴، ص۵۹۲؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۳۴.</ref>. در برخی [[روایات]]، [[یاران مهدی]] {{ع}} به شیران روز و نیایشگران [[شب زنده دار]] که [[دل]] هایشان مانند [[پارههای آهن]] محکم و استوار است، توصیف شدهاند<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۸۶.</ref>. آنان رادمردانی هستند که جز [[شهادت]] در [[راه خدا]]، آرزوی دیگری ندارند و در برابر [[رهبر]] و مولایشان، سخت [[مطیع]] و فرمانبرند. ابهت و هیبت این [[جنگ]] جویان مصمم و فولادین، در [[دل]] [[دشمنان]] [[رعب]] میافکند و آنان را [[زمین]]گیر میکنند<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۱۱۴.</ref>. در راه انجام [[مأموریت]] خود، بسیار [[قاطع]] و نترساند و از [[دشمن]] هراسی به [[دل]] راه نمیدهند<ref>بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۰۸.</ref>. [[امام مهدی]] {{ع}} با چنین [[اصحاب]] و یارانی، [[اسلام]] را در سراسر [[گیتی]] [[حکم]] فرما و [[عدالت]] و [[دادگری]] را جایگزین [[ستم]] و [[بیداد]] میکند»<ref>[[قنبر علی صمدی|صمدی، قنبر علی]]، [[آخرین منجی (کتاب)|آخرین منجی]]، ص213 -217.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۷۰: | ||
| پاسخدهنده = حبیبالله طاهری | | پاسخدهنده = حبیبالله طاهری | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیبالله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در اینباره گفتهاست: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین دکتر [[حبیبالله طاهری]] در کتاب ''«[[سیمای آفتاب (کتاب)|سیمای آفتاب]]»'' در اینباره گفتهاست: | ||
«[[روایت]] وارده در مورد [[یاران حضرت مهدی]] که میتوان از آنها ویژگیها و خصایص [[یاران]] حضرت را به دست آورد، بسیار است، ولی ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره میکنیم و سپس از مجموع [[آیات]] و [[روایات]]، ویژگیهای [[یاران]] حضرت را استخراج میکنیم: | |||
# [[امام سجاد|امام زین العابدین]] {{ع}} فرمود: ابوخالد! مردمی که در زمان [[غیبت]] [[امام زمان]] به سر میبرند و [[معتقد]] به [[امامت]] و [[رهبری]] آن حضرت بوده و [[منتظر]] [[ظهور]] و قیامش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند، چرا که [[خداوند]] آنها را آنچنان از [[عقل]] و [[فهم]] و [[شناخت]] برخوردار کرده که [[غیبت]] [[امام زمان]] {{ع}} برای آنان همچون حضور آن حضرت است، [[خداوند]] آنها را در این زمان همچون مجاهدانی قرار داده که با [[شمشیر]] در پیشاپیش [[پیامبر خاتم|رسول الله]] با [[دشمن]] میجنگیدند، در [[حقیقت]]، اینان مردان [[خالص]] و [[شیعیان راستین]] ما و دعوتکنندگان به سوی [[خدا]] در آشکار و پنهانند<ref>{{عربی|"قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ {{ع}}: يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} بِالسَّيْفِ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً"}}؛ کمال الدین صدوق، ص ۳۲۰.</ref>؛ | # [[امام سجاد|امام زین العابدین]] {{ع}} فرمود: ابوخالد! مردمی که در زمان [[غیبت]] [[امام زمان]] به سر میبرند و [[معتقد]] به [[امامت]] و [[رهبری]] آن حضرت بوده و [[منتظر]] [[ظهور]] و قیامش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند، چرا که [[خداوند]] آنها را آنچنان از [[عقل]] و [[فهم]] و [[شناخت]] برخوردار کرده که [[غیبت]] [[امام زمان]] {{ع}} برای آنان همچون حضور آن حضرت است، [[خداوند]] آنها را در این زمان همچون مجاهدانی قرار داده که با [[شمشیر]] در پیشاپیش [[پیامبر خاتم|رسول الله]] با [[دشمن]] میجنگیدند، در [[حقیقت]]، اینان مردان [[خالص]] و [[شیعیان راستین]] ما و دعوتکنندگان به سوی [[خدا]] در آشکار و پنهانند<ref>{{عربی|"قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ {{ع}}: يَا أَبَا خَالِدٍ إِنَ أَهْلَ زَمَانِ غَيْبَتِهِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِينَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} بِالسَّيْفِ أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سِرّاً وَ جَهْراً"}}؛ کمال الدین صدوق، ص ۳۲۰.</ref>؛ | ||
# [[پیامبر خاتم]] {{صل}} میفرمایند: "مردمی از [[مشرق]] [[زمین]] بپا میخیزند و زمینهساز [[حکومت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} میشوند"<ref>{{عربی|"قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ"}}؛ کنز العمال، ج ۷، ص ۱۸۶.</ref>؛ | # [[پیامبر خاتم]] {{صل}} میفرمایند: "مردمی از [[مشرق]] [[زمین]] بپا میخیزند و زمینهساز [[حکومت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} میشوند"<ref>{{عربی|"قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: يَخْرُجُ نَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ"}}؛ کنز العمال، ج ۷، ص ۱۸۶.</ref>؛ | ||
# [[امام علی]] {{ع}}: "خوشا به حال [[طالقان]] بخاطر گنجهایی که برای [[خدا]] در آن است که نه از طلا است و نه از نقره، بلکه مردانی هستند که به [[حق]] [[خدا]] را شناختهاند و آنان [[یاران]] [[حضرت مهدی]] در [[آخرالزمان]] میباشند"<ref> | # [[امام علی]] {{ع}}: "خوشا به حال [[طالقان]] بخاطر گنجهایی که برای [[خدا]] در آن است که نه از طلا است و نه از نقره، بلکه مردانی هستند که به [[حق]] [[خدا]] را شناختهاند و آنان [[یاران]] [[حضرت مهدی]] در [[آخرالزمان]] میباشند"<ref> | ||
{{عربی|"قَالَ عَلِيٌّ {{ع}}: وَيْحاً لِلطَّالَقَانِ فَإِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا كُنُوزاً لَيْسَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَكِنْ بِهَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ هُمْ أَيْضاً أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ الزَّمَانِ"}}؛ [[منتخب الاثر]]، ص ۴۸۴، به [[نقل]] از: منتخب کنز العمال.</ref>؛ | {{عربی|"قَالَ عَلِيٌّ {{ع}}: وَيْحاً لِلطَّالَقَانِ فَإِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا كُنُوزاً لَيْسَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَكِنْ بِهَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ هُمْ أَيْضاً أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ الزَّمَانِ"}}؛ [[منتخب الاثر]]، ص ۴۸۴، به [[نقل]] از: منتخب کنز العمال.</ref>؛ | ||
# [[امام علی]] {{ع}} فرمود: [[اصحاب]] و [[یاران حضرت مهدی]] همگی جوانند و پیر در آنها نیست، مگر مانند [[سرمه در چشم]] و نمک در غذا و کمترین چیز در غذا نمک است"<ref>{{عربی|"عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}} قَالَ: أَصْحَابُ الْمَهْدِيِ شَبَابٌ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا مِثْلَ كُحْلِ الْعَيْنِ وَ الْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ"}}</ref>؛ | # [[امام علی]] {{ع}} فرمود: [[اصحاب]] و [[یاران حضرت مهدی]] همگی جوانند و پیر در آنها نیست، مگر مانند [[سرمه در چشم]] و نمک در غذا و کمترین چیز در غذا نمک است"<ref>{{عربی|"عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}} قَالَ: أَصْحَابُ الْمَهْدِيِ شَبَابٌ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا مِثْلَ كُحْلِ الْعَيْنِ وَ الْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ"}}.</ref>؛ | ||
# [[ابا بصیر]] میگوید: از [[امام صادق]] {{ع}} سؤال کردم که آیا در هنگام [[ظهور]] [[حضرت مهدی]] مؤمنی غیر از [[یاران]] معدود او وجود ندارد؟ فرمود: چرا، مؤمنانی هستند لکن این عده کسانی هستند که [[خدای متعال]] [[حضرت مهدی]] را در بین آنها ظاهر میکند و انان، [[نجبا]] و [[قضات]] و [[حکام]] و فقهای در [[دین]] هستند که [[خداوند]] چنان عنایتی به آنها مینماید که ابداً [[حکم]] و [[وظایف]] آنان بر آنان مشتبه نمیشود<ref>{{عربی|"عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، لَيْسَ عَلَى الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مُؤْمِنٌ غَيْرُهُمْ؟ قَالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ هَذِهِ الَّتِي يُخْرِجُ اللَّهُ فِيهَا الْقَائِمَ {{ع}}، هُمُ النُّجَبَاءُ وَ الْقُضَاةُ وَ الْحُكَّامُ وَ الْفُقَهَاءُ فِي الدِّينِ، يَمْسَحُ بُطُونَهُمْ وَ ظُهُورَهُمْ فَلَا يَشْتَبِهُ عَلَيْهِمْ حُكْمٌ"}}؛ [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۸۵.</ref>؛ | # [[ابا بصیر]] میگوید: از [[امام صادق]] {{ع}} سؤال کردم که آیا در هنگام [[ظهور]] [[حضرت مهدی]] مؤمنی غیر از [[یاران]] معدود او وجود ندارد؟ فرمود: چرا، مؤمنانی هستند لکن این عده کسانی هستند که [[خدای متعال]] [[حضرت مهدی]] را در بین آنها ظاهر میکند و انان، [[نجبا]] و [[قضات]] و [[حکام]] و فقهای در [[دین]] هستند که [[خداوند]] چنان عنایتی به آنها مینماید که ابداً [[حکم]] و [[وظایف]] آنان بر آنان مشتبه نمیشود<ref>{{عربی|"عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}}: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، لَيْسَ عَلَى الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مُؤْمِنٌ غَيْرُهُمْ؟ قَالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ هَذِهِ الَّتِي يُخْرِجُ اللَّهُ فِيهَا الْقَائِمَ {{ع}}، هُمُ النُّجَبَاءُ وَ الْقُضَاةُ وَ الْحُكَّامُ وَ الْفُقَهَاءُ فِي الدِّينِ، يَمْسَحُ بُطُونَهُمْ وَ ظُهُورَهُمْ فَلَا يَشْتَبِهُ عَلَيْهِمْ حُكْمٌ"}}؛ [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۸۵.</ref>؛ | ||
# در سیر حلبیه آمده است که بعضیها گفتهاند که [[اصحاب کهف]] همه عجمند، ولی به زبان [[عربی]] سخن میگویند و آنان از [[یاران]] و وزراء [[حضرت مهدی]] {{ع}} هستند<ref>{{عربی|"وَ قَدْ ذَكَرَ بَعْضُهُمْ أَنَّ أَهْلَ اَلْكَهْفِ كُلَّهُمْ أَعْجَامٌ وَ لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ بِالعَرَبِيَّةِ وَ أَنَّهُمْ يَكنُّونَ وُزَراءَ المَهْدِيّ"}}؛ [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۸۵.</ref>؛ | # در سیر حلبیه آمده است که بعضیها گفتهاند که [[اصحاب کهف]] همه عجمند، ولی به زبان [[عربی]] سخن میگویند و آنان از [[یاران]] و وزراء [[حضرت مهدی]] {{ع}} هستند<ref>{{عربی|"وَ قَدْ ذَكَرَ بَعْضُهُمْ أَنَّ أَهْلَ اَلْكَهْفِ كُلَّهُمْ أَعْجَامٌ وَ لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ بِالعَرَبِيَّةِ وَ أَنَّهُمْ يَكنُّونَ وُزَراءَ المَهْدِيّ"}}؛ [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۸۵.</ref>؛ | ||
| خط ۱۷۷: | خط ۱۸۲: | ||
# چنان که قبلاً در [[فضیلت انتظار]] و [[منتظر]]، روایاتی را [[نقل]] کردهایم که [[منتظران واقعی]] و [[یاران]] آن حضرت، کسانی هستند که در رکاب [[پیامبر]] {{صل}} جنگیده و به فرق [[دشمن]] کوبیدهاند<ref> بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۹.</ref>. | # چنان که قبلاً در [[فضیلت انتظار]] و [[منتظر]]، روایاتی را [[نقل]] کردهایم که [[منتظران واقعی]] و [[یاران]] آن حضرت، کسانی هستند که در رکاب [[پیامبر]] {{صل}} جنگیده و به فرق [[دشمن]] کوبیدهاند<ref> بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۹.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: گویا [[قائم]] [[آل محمد]] {{صل}} و یارانش را در [[نجف]] [[کوفه]] مشاهده میکنم که... سجدهها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و [[پارسایان]] شبند، گویا [[قلب]] آنان [[پارههای آهن]] است و هر یک مرد باندازه چهل مرد [[قدرت]] و قوت دارد<ref> {{عربی|"قَالَ الصّادِقُ {{ع}}: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ {{ع}} وَ أَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ... قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ، لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ، رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ، كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا..."}}؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۶.</ref>؛ | # [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: گویا [[قائم]] [[آل محمد]] {{صل}} و یارانش را در [[نجف]] [[کوفه]] مشاهده میکنم که... سجدهها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و [[پارسایان]] شبند، گویا [[قلب]] آنان [[پارههای آهن]] است و هر یک مرد باندازه چهل مرد [[قدرت]] و قوت دارد<ref> {{عربی|"قَالَ الصّادِقُ {{ع}}: كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ {{ع}} وَ أَصْحَابِهِ فِي نَجَفِ الْكُوفَةِ... قَدْ أَثَّرَ السُّجُودُ بِجِبَاهِهِمْ، لُيُوثٌ بِالنَّهَارِ، رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ، كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنْهُمْ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلًا..."}}؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۶.</ref>؛ | ||
# [[مفصل بن عمر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] کرد که آن حضرت فرمود: به همراه [[قائم]] که از پشت [[کوفه]] حرکت میکند ۲۷ مرد هستند که پانزده نفرشان از [[قوم]] موسای کلیماند که معاصران خود را به راه [[حق]] و [[عدالت]] [[دعوت]] میکردند و هفت نفرشان از [[اصحاب]] کهفند، و مابقی عبارتند از: [[یوشع بن نون]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابودجانه انصاری]]، [[مقداد]] و [[مالک اشتر]] حضرت را [[یاری]] میدهند و فرامین او را [[اجرا]] مینمایند<ref>{{عربی|"عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: يَخْرُجُ إِلَى الْقَائِمِ مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةٌ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُو دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيُّ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ مَالِكٌ الْأَشْتَرُ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاماً"}}</ref>؛ | # [[مفصل بن عمر]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] کرد که آن حضرت فرمود: به همراه [[قائم]] که از پشت [[کوفه]] حرکت میکند ۲۷ مرد هستند که پانزده نفرشان از [[قوم]] موسای کلیماند که معاصران خود را به راه [[حق]] و [[عدالت]] [[دعوت]] میکردند و هفت نفرشان از [[اصحاب]] کهفند، و مابقی عبارتند از: [[یوشع بن نون]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابودجانه انصاری]]، [[مقداد]] و [[مالک اشتر]] حضرت را [[یاری]] میدهند و فرامین او را [[اجرا]] مینمایند<ref>{{عربی|"عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: يَخْرُجُ إِلَى الْقَائِمِ مِنْ ظَهْرِ الْكُوفَةِ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ رَجُلًا خَمْسَةَ عَشَرَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى الَّذِينَ كَانُوا يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ سَبْعَةٌ مِنْ أَصْحَابِ الْكَهْفِ وَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُو دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيُّ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ مَالِكٌ الْأَشْتَرُ فَيَكُونُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ أَنْصَاراً وَ حُكَّاماً"}}.</ref>؛ | ||
در یک جمعبندی کوتاه ویژگیهایی که برای [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} به ترتیب ذکر آنها استفاده میشود عبارت است از: | |||
# آنان [[مؤمنان]] صالحی هستند که به جای پیشینیان در [[زمین]] [[حکومت]] میکنند. | # آنان [[مؤمنان]] صالحی هستند که به جای پیشینیان در [[زمین]] [[حکومت]] میکنند. | ||
# آنان دارای نفوذ معنوی و [[صاحب]] دینی هستند که مورد رضای خداست. | # آنان دارای نفوذ معنوی و [[صاحب]] دینی هستند که مورد رضای خداست. | ||
| خط ۲۲۵: | خط ۲۳۱: | ||
| پاسخدهنده = خدامراد سلیمیان | | پاسخدهنده = خدامراد سلیمیان | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[پرسمان مهدویت (کتاب)|پرسمان مهدویت]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[خدامراد سلیمیان]]'''، در کتاب ''«[[پرسمان مهدویت (کتاب)|پرسمان مهدویت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«طبق [[روایات معصومین]] {{عم}} شمار [[یاران خاصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} [[سیصد و سیزده]] نفرند. به نظر میرسد [[حاکمان]] و [[زمامداران]] [[جهان]] از میان آنها برگزیده خواهند شد. | |||
# [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} در [[تأویل]] سخن [[خدای متعال]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ}}<ref> و اگر عذاب را از آنان چندگاهی پس افکنیم به یقین میگویند: چه آن را باز داشت؟ آگاه باشید روزی که به آنان برسد از ایشان بازگردانده نمیشود و آنچه به ریشخند میگرفتند آنها را فرا میگیرد؛ سوره هود، آیه: ۸.</ref> فرمودند: مراد از [[امت]] معدود، [[یاران مهدی]] در [[آخر الزمان]]ند؛ [[سیصد و سیزده]] نفر به تعداد افراد [[جنگ بدر]]. آنان در ساعتی جمع میشوند؛ مانند ابرهایی که در پاییز جمع میگردند"<ref>{{عربی|" أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ يَعْنِي عِدَّةً كَعِدَّةِ بَدْرٍ قَالَ يَجْمَعُونَ لَهُ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعاً كَقَزَعِ الْخَرِيفِ "}}؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵۵، ح ۴۲؛ نیز: ر. ک: الغیبة، ص ۲۴۱.</ref> | در [[عصر ظهور]] [[یاران خاصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}، برگزیدگان اهل [[زمین]] بوده و شایستگیهای لازم برای [[تدبیر امور]] همه [[مردم]] [[جهان]] را دارا خواهند بود. ایشان در اوّلین فرصت خود را به مولای خود رسانده، و با آن حضرت [[بیعت]] خواهند کرد. | ||
# از [[امام صادق]] {{ع}} درباره این سخن [[خدای تعالی]] {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا }}<ref> در نیکیها بر یکدیگر پیشی گیرید. هر کجا باشید، خدا همه شما را خواهد آورد؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۸.</ref> [[روایت]] شده است: {{عربی|" يَعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِم "}}<ref> شیخ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۱۳، ح ۴۸۷.</ref>. و نیز فرمود: "مقصود سیصد و اندی [[یاران قائم]] است، و آنان- و اللّه- [[امت]] معدودهاند. در یک ساعت جمع میشوند؛ همانگونه که ابرها در پاییز جمع میشوند"<ref> کافی، ج ۸، ص ۳۱۳، ح ۴۸۷؛ همچنین ر. ک: کتاب الغیبة، ص ۴۷۷؛ الغیبة، ص ۲۸۲.</ref> | |||
[[احادیث]] فراوانی در [[ستایش]] این گروه ممتاز وارد شده و در [[قرآن کریم]] آیاتی است که [[تأویل]] به آنان شده است: | |||
# [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} در [[تأویل]] سخن [[خدای متعال]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ}}<ref> و اگر عذاب را از آنان چندگاهی پس افکنیم به یقین میگویند: چه آن را باز داشت؟ آگاه باشید روزی که به آنان برسد از ایشان بازگردانده نمیشود و آنچه به ریشخند میگرفتند آنها را فرا میگیرد؛ سوره هود، آیه: ۸.</ref> فرمودند: مراد از [[امت]] معدود، [[یاران مهدی]] در [[آخر الزمان]]ند؛ [[سیصد و سیزده]] نفر به تعداد افراد [[جنگ بدر]]. آنان در ساعتی جمع میشوند؛ مانند ابرهایی که در پاییز جمع میگردند"<ref>{{عربی|" أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ يَعْنِي عِدَّةً كَعِدَّةِ بَدْرٍ قَالَ يَجْمَعُونَ لَهُ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَزَعاً كَقَزَعِ الْخَرِيفِ "}}؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۵۵، ح ۴۲؛ نیز: ر.ک: الغیبة، ص ۲۴۱.</ref> | |||
# از [[امام صادق]] {{ع}} درباره این سخن [[خدای تعالی]] {{متن قرآن|وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا }}<ref> در نیکیها بر یکدیگر پیشی گیرید. هر کجا باشید، خدا همه شما را خواهد آورد؛ سوره بقره، آیه: ۱۴۸.</ref> [[روایت]] شده است: {{عربی|" يَعْنِي أَصْحَابَ الْقَائِم "}}<ref> شیخ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۳۱۳، ح ۴۸۷.</ref>. و نیز فرمود: "مقصود سیصد و اندی [[یاران قائم]] است، و آنان- و اللّه- [[امت]] معدودهاند. در یک ساعت جمع میشوند؛ همانگونه که ابرها در پاییز جمع میشوند"<ref> کافی، ج ۸، ص ۳۱۳، ح ۴۸۷؛ همچنین ر.ک: کتاب الغیبة، ص ۴۷۷؛ الغیبة، ص ۲۸۲.</ref>. | |||
[[امام صادق]] {{ع}} در وصف [[یاران خاصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} فرمود: "مردانی که گویی قلبهایشان مانند [[پارههای آهن]] است. هیچ چیز نتواند دلهای آنان را نسبت به ذات [[خداوند]] گرفتار [[شک]] سازد. سختتر از سنگ هستند. اگر بر کوهها حمله کنند، آنها را از هم خواهند پاشید... گویی که بر اسبان خود، مانند عقاب هستند. بر زین اسب [[امام]] دست میکشند و از این کار [[برکت]] طلب میکنند. گرد [[امام]] خویش چرخیده، در جنگها [[جان]] خود را سپر او میسازند و هرچه بخواهد برایش انجام میدهند. مردانی که شبها نمیخوابند؛ در نمازشان همهمهای چون صدای [[زنبور عسل]] دارند. شبها بر پای خویش [[ایستاده]] و صبح بر مرکبهای خود سوارند. [[پارسایان]] شباند و شیران روز. [[اطاعت]] آنان در برابر امامشان، از [[اطاعت]] کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغها هستند... گویی که دلهایشان قندیل است. از [[ترس]] [[خدا]] بیمناک و خواهان شهادتاند. تمنایشان [[شهید]] شدن در [[راه خدا]] است. شعارشان این است: ای [[مردم]]! برای خونخواهی [[حسین]] به پا خیزید. وقتی حرکت میکنند، پیشاپیش آنان به فاصله یک ماه [[ترس]] و [[وحشت]] حرکت کند، آنان دسته دسته به سوی مولا میروند. [[خدا]] به وسیله آنان [[امام]] [[راستین]] را [[یاری]] میفرماید"<ref> محمّد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref>. | |||
از مجموع روایاتی که در دست است، درباره صفات و ویژگیهای این بزرگان، میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: | |||
# آنان از مناطق مختلف [[جهان]] به صورتی خارق العاده گرد هم میآیند. | # آنان از مناطق مختلف [[جهان]] به صورتی خارق العاده گرد هم میآیند. | ||
# آنها نخستین بیعتکنندگان با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} هستند. | # آنها نخستین بیعتکنندگان با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} هستند. | ||
| خط ۲۴۱: | خط ۲۵۲: | ||
# آنان دارای روحی تأیید شده از طرف [[خداوند]] هستند که هرگز تردیدی درباره حقّ در آنان راه نخواهد یافت. | # آنان دارای روحی تأیید شده از طرف [[خداوند]] هستند که هرگز تردیدی درباره حقّ در آنان راه نخواهد یافت. | ||
# و دیگر آنکه، ایشان پس از [[مبارزه]] با [[دشمنان]] و از بین بردن آنها [[کارگزاران]] آن حضرت در روی [[زمین]] خواهند شد. | # و دیگر آنکه، ایشان پس از [[مبارزه]] با [[دشمنان]] و از بین بردن آنها [[کارگزاران]] آن حضرت در روی [[زمین]] خواهند شد. | ||
از برخی [[روایات]] استفاده میشود سیزده تن و از برخی دیگر، استفاده میشود، پنجاه تن از این تعداد زنان هستند. [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "... به [[خدا]] [[سوگند]] ۳۱۳ تن از مردان نزد او میآیند، که با آنان پنجاه [[زن]] نیز هستند..."<ref> تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۶۴.</ref>. | |||
این موضوع دو نکته را روشن میسازد: | |||
# زنان که در طول [[تاریخ]] از [[حقوق]] خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود، در دوران آن [[انقلاب]] بزرگ، شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان [[کارگزاران]] اصلی تحوّل عظیم، در [[جامعه جهانی]] شرکت خواهند داشت. این موضوع اهمیت ویژهای دارد که [[ارزش]] واقعی و پایه [[قدرت]] و [[توانمندی]] نوع [[زن]] و ارزشیابی استعدادهای او را- درصورتیکه خود را ساخته باشد- مشخص میسازد. | # زنان که در طول [[تاریخ]] از [[حقوق]] خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود، در دوران آن [[انقلاب]] بزرگ، شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان [[کارگزاران]] اصلی تحوّل عظیم، در [[جامعه جهانی]] شرکت خواهند داشت. این موضوع اهمیت ویژهای دارد که [[ارزش]] واقعی و پایه [[قدرت]] و [[توانمندی]] نوع [[زن]] و ارزشیابی استعدادهای او را- درصورتیکه خود را ساخته باشد- مشخص میسازد. | ||
# زنان اگر در [[جهاد]] و رویارویی مستقیم شرکت نکنند، در دیگر پستها و مسؤولیتها و سازندگیها، میتوانند مشارکت داشته باشند. همچنین در گسترش [[فرهنگ]] اسلامی، تبیین خطوط اصلی [[دین]]، [[آموزش]] [[معارف الهی]] و جایگزین ساختن معیارها و اصول [[انقلاب مهدوی]]، میتوانند کارآمد باشند و نقشهای اصلی و برجستهای را بر عهده گیرند و در [[دوران ظهور]] [[شایستگی]] شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به [[داعی]] [[حق]] را داشته باشند.<ref> عصر زندگی، ص ۵۷.</ref> اگرچه برخی، [[رجعت کنندگان]] را در شمار [[یاران خاصّ]] آن حضرت قلمداد کردهاند لکن با توجه به اینکه از [[روایات]] استفاده میشود در [[زمان رجعت]] هیچگونه تکلیفی متوجه آنان نخواهد بود و نیز شمار [[رجعت کنندگان]] در قسمت [[مؤمنان]] محض بسیار فراتر از [[یاران]] و [[یاوران]] آن حضرت خواهد بود، بنابراین چنین گمانهای غیر قابل قبول خواهد بود<ref> ر. ک: نگارنده، بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، بخش رجعتکنندگان.</ref> | # زنان اگر در [[جهاد]] و رویارویی مستقیم شرکت نکنند، در دیگر پستها و مسؤولیتها و سازندگیها، میتوانند مشارکت داشته باشند. همچنین در گسترش [[فرهنگ]] اسلامی، تبیین خطوط اصلی [[دین]]، [[آموزش]] [[معارف الهی]] و جایگزین ساختن معیارها و اصول [[انقلاب مهدوی]]، میتوانند کارآمد باشند و نقشهای اصلی و برجستهای را بر عهده گیرند و در [[دوران ظهور]] [[شایستگی]] شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به [[داعی]] [[حق]] را داشته باشند.<ref> عصر زندگی، ص ۵۷.</ref> اگرچه برخی، [[رجعت کنندگان]] را در شمار [[یاران خاصّ]] آن حضرت قلمداد کردهاند لکن با توجه به اینکه از [[روایات]] استفاده میشود در [[زمان رجعت]] هیچگونه تکلیفی متوجه آنان نخواهد بود و نیز شمار [[رجعت کنندگان]] در قسمت [[مؤمنان]] محض بسیار فراتر از [[یاران]] و [[یاوران]] آن حضرت خواهد بود، بنابراین چنین گمانهای غیر قابل قبول خواهد بود<ref>ر.ک: نگارنده، بازگشت به دنیا در پایان تاریخ، بخش رجعتکنندگان.</ref>. | ||
از روایاتی دیگر استفاده میشود، افزون بر افراد ذکر شده، [[یاران]] عام آن حضرت نیز [[پس از ظهور]] به ایشان ملحق میشوند. از این [[روایات]] استفاده میشود [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} از [[مکه]] خارج نخواهد شد؛ مگر آنکه همراهشان ده هزار تن از [[یاوران]] خواهند بود <ref> بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷، ح ۸۱.</ref>. البته این تعداد، گروهی از [[یاوران]] ایشانند و نه همه آنان. به عنوان نمونه فقط [[سید هاشمی]] با دوازده هزار نیرو به [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در [[عراق]] ملحق میگردند... این همه غیر از [[فرشتگان]] است. آنان نیز [[یاوران]] حضرت بوده و [[اوامر]] آن بزرگوار و آموزههایش را فرمانبردار خواهد بود. | |||
اما بین [[یاران خاصّ]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} و [[یاوران]] آن حضرت یک تفاوت عمده وجود دارد و آن اینکه: [[سیصد و سیزده]] نفر [[اصحاب]] و [[یاران خاص]] و به تعبیر [[امام علی]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} "پرچمداران" [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} هستند و هریک از آنها نقش عظیمی در [[فرماندهی سپاه]] و گشودن [[شهرها]] و اداره امور و... دارند. در حالی که [[یاران]] عام آن حضرت- یاوران- [[مؤمنان]] صالحیاند که به [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} در [[مکه]] و غیر آن ملحق میشوند. زیر پرچمش گرد میآیند و با [[دشمنان]] [[خدا]] و [[پیامبر خدا]] {{صل}} میجنگند. بیشتر [[یاران خاصّ]] حضرت در سن جوانیاند و بزرگسالان در میان آنان کم هستند. این [[یاران]] دارای افکاری متحد و دیدگاههایی یکنواخت بوده و دلهایشان به هم پیوسته است. [[امام علی]] {{ع}} در این باره فرموده است: "همانا [[یاران قائم]] {{ع}} همگی جوانند و پیر در میانشان نیست، مگر به اندازه [[سرمه در چشم]] یا به [[قدر]] نمک در توشه راه و کمترین چیز در توشه راه، نمک است"<ref>{{عربی|" إِنَ أَصْحَابَ الْقَائِمِ شَبَابٌ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا كَالْكُحْلِ فِي الْعَيْنِ أَوْ كَالْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ"}}؛ نعمانی، الغیبة، ص ۳۱۵، ح ۱۰.</ref>. در آنان اختلافی در [[اندیشه]] و [[رأی]] و یا گفتار نتوان یافت. گویی همه ایشان دارای [[دل]] و [[اندیشه]] و زبانی واحدند. از تنهایی هراسی ندارند؛ چرا که انسانی که با خدای عز و جل مرتبط باشد، هرگز هراس ندارد و تنها آرزویشان این است که در [[راه خدا]] [[شهید]] شوند<ref>ر.ک: امام مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف از ولادت تا ظهور، ص ۵۰۶- ۵۰۷.</ref>. | |||
نکته جالب اینکه [[یاران خاصّ]] آن حضرت از مناطق مختلف [[جهان]] هستند. همین که امر [[ظهور]] حتمی شد، تمام آنها به [[قدرت الهی]]، در کمترین زمان ممکن و به گونهای [[معجزه آسا]]، به [[امام]] و مقتدای خود ملحق میشوند»<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[پرسمان مهدویت (کتاب)|پرسمان مهدویت]]، ص ۲۵۷- ۲۶۱.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۲۵۶: | خط ۲۷۲: | ||
«در [[روایات]] برای [[اصحاب]] و [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} ویژگیهای بسیاری گفته شده که به پارهای از آنها بسنده میکنیم: | «در [[روایات]] برای [[اصحاب]] و [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} ویژگیهای بسیاری گفته شده که به پارهای از آنها بسنده میکنیم: | ||
# '''[[عبادت]] و [[پارسایی]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[یاران]] حضرت میفرماید: "آنان مردانی [[شب زنده دار]] هستند که شب را در حال [[قیام]] - به [[پرستش]] میپردازند - وبه هنگام [[نماز]]، زمزمهای مانند [[زنبور عسل]] دارند وصبح هنگام در حالی که بر اسبهای خود سوارند، برای انجام [[مأموریت]] میروند. آنان [[پارسایان]] شب وشیران روزند واز [[ترس]] [[خدا]]، حالت خاصی پیدا کردهاند. [[خداوند]] به وسیله آنان، به [[امام]] [[حق]] [[یاری]] میرساند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref> ونیز آن حضرت میفرماید: "گویا [[امام مهدی|قائم آل محمد]] {{ع}} و یارانش را در پشت شهر [[کوفه]] میبینم. گویی پرندگان بر بالای سر آنان بال گسترده اند. زاد وتوشه شان پایان یافته ولباسهایشان مندرس وژنده است وسجده بر پیشانی آنان اثر گذارده است. آری، آنان شیران روز ونیایشگران شبند. دلهایشان مانند [[پارههای آهن]]، محکم واستوار است. هرکدام از آنان نیروی چهل مرد را داراست. کسی جز [[کافر]] ومنافق آنان را نمیکشد. [[خداوند]] در [[قرآن]] از آنان این گونه یاد کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}}<ref> سوره حجر: آیه: ۷۵.</ref> در این مطلب، هوشمندان را آیت و عبرت بسیار است <ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۶</ref> | # '''[[عبادت]] و [[پارسایی]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} در توصیف [[یاران]] حضرت میفرماید: "آنان مردانی [[شب زنده دار]] هستند که شب را در حال [[قیام]] - به [[پرستش]] میپردازند - وبه هنگام [[نماز]]، زمزمهای مانند [[زنبور عسل]] دارند وصبح هنگام در حالی که بر اسبهای خود سوارند، برای انجام [[مأموریت]] میروند. آنان [[پارسایان]] شب وشیران روزند واز [[ترس]] [[خدا]]، حالت خاصی پیدا کردهاند. [[خداوند]] به وسیله آنان، به [[امام]] [[حق]] [[یاری]] میرساند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref> ونیز آن حضرت میفرماید: "گویا [[امام مهدی|قائم آل محمد]] {{ع}} و یارانش را در پشت شهر [[کوفه]] میبینم. گویی پرندگان بر بالای سر آنان بال گسترده اند. زاد وتوشه شان پایان یافته ولباسهایشان مندرس وژنده است وسجده بر پیشانی آنان اثر گذارده است. آری، آنان شیران روز ونیایشگران شبند. دلهایشان مانند [[پارههای آهن]]، محکم واستوار است. هرکدام از آنان نیروی چهل مرد را داراست. کسی جز [[کافر]] ومنافق آنان را نمیکشد. [[خداوند]] در [[قرآن]] از آنان این گونه یاد کرده است: {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ}}<ref> سوره حجر: آیه: ۷۵.</ref> در این مطلب، هوشمندان را آیت و عبرت بسیار است <ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۶.</ref> | ||
# '''[[عشق]] به [[امام]] و فرمانبرداری از او:''' [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "[[صاحب]] امر را در برخی از این درّهها ([[ذی طوی]]) غیبتی خواهد بود. دو شب پیش از ظهورش، نزدیکترین پیشخدمتش، به [[دیدار]] برخی از [[یاران]] حضرت میرود واز ایشان میپرسد: شما در این جا چند نفرید؟ میگویند: چهل تن. میگوید: چگونه خواهید بود، اگر پیشوای خود را ببینید؟ پاسخ میدهند: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر در کوهها زندگی کند، همراه او خواهیم بود وهمانگونه زندگی خواهیم کرد"<ref>عیاشی، تفسیر، ج ۲، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۱</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|حضرت]] {{ع}} دستهای خود را بر زین مرکب [[امام]] {{ع}} میکشند و با این کار، درخواست [[برکت]] میکنند. دور حضرت حلقه میزنند ودر جنگها جسم وجان خود را سپر بلای او میکنند وهر چه از آنان بخواهد، [[اجابت]] کرده، انجام میدهند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref>. نیز آن حضرت در توصیف [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} میفرماید: "او مردانی دارد که گویا دلهای شان از پاره آهن است... آنان در برابر حضرت از یک کنیز نسبت به مولا ومالک خود، فرمانبردارتر ودر برابر اوامرش [[تسلیم]] هستند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} میفرماید: "[[خداوند]] برای [[حضرت مهدی]] {{ع}} از گوشه وکنار [[جهان]] به تعداد اهل [[بدر]]، جنگجو گرد میآورد. آنان در فرمانبرداری از حضرتش بسیار کوشا ومصمم هستند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۰</ref> [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "گویا میبینم که [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} ویارانش در [[نجف]] ([[کوفه]]) مستقر شدهاند (وچنان ثابت واستوارند) که گویی پرنده بر سر آنان نشسته است"<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۸۵</ref>. جنگاوران چنان منظّم، بی حرکت وتسلیم محض در برابر حضرت میایستند که گویی پرنده بر سرشان نشسته است که اگر کوچک ترین حرکتی از خود نشان دهند، پرنده پروازمیکند. | # '''[[عشق]] به [[امام]] و فرمانبرداری از او:''' [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "[[صاحب]] امر را در برخی از این درّهها ([[ذی طوی]]) غیبتی خواهد بود. دو شب پیش از ظهورش، نزدیکترین پیشخدمتش، به [[دیدار]] برخی از [[یاران]] حضرت میرود واز ایشان میپرسد: شما در این جا چند نفرید؟ میگویند: چهل تن. میگوید: چگونه خواهید بود، اگر پیشوای خود را ببینید؟ پاسخ میدهند: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر در کوهها زندگی کند، همراه او خواهیم بود وهمانگونه زندگی خواهیم کرد"<ref>عیاشی، تفسیر، ج ۲، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۱.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|حضرت]] {{ع}} دستهای خود را بر زین مرکب [[امام]] {{ع}} میکشند و با این کار، درخواست [[برکت]] میکنند. دور حضرت حلقه میزنند ودر جنگها جسم وجان خود را سپر بلای او میکنند وهر چه از آنان بخواهد، [[اجابت]] کرده، انجام میدهند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref>. نیز آن حضرت در توصیف [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} میفرماید: "او مردانی دارد که گویا دلهای شان از پاره آهن است... آنان در برابر حضرت از یک کنیز نسبت به مولا ومالک خود، فرمانبردارتر ودر برابر اوامرش [[تسلیم]] هستند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref>. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} میفرماید: "[[خداوند]] برای [[حضرت مهدی]] {{ع}} از گوشه وکنار [[جهان]] به تعداد اهل [[بدر]]، جنگجو گرد میآورد. آنان در فرمانبرداری از حضرتش بسیار کوشا ومصمم هستند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۰.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "گویا میبینم که [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} ویارانش در [[نجف]] ([[کوفه]]) مستقر شدهاند (وچنان ثابت واستوارند) که گویی پرنده بر سر آنان نشسته است"<ref>اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۸۵.</ref>. جنگاوران چنان منظّم، بی حرکت وتسلیم محض در برابر حضرت میایستند که گویی پرنده بر سرشان نشسته است که اگر کوچک ترین حرکتی از خود نشان دهند، پرنده پروازمیکند. | ||
# '''[[سپاهیان]] قدرتمند و [[جوان]]:''' [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} همه جوانند وپیر وکهنسال در میان آنان وجود ندارد، جز تعداد اندکی که مانند سرمه برای چشم ونمک برای غذا لازم هستند. البته کمترین چیز مورد نیاز در غذا نمک است"<ref>طوسی، غیبة، ص ۲۸۴؛ نعمانی، غیبة، ص ۳۱۵؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۱۴۵؛ کنز العمّال، ج ۱۴، ص ۵۹۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۴؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۷</ref> [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "منظور [[حضرت لوط|لوط پیامبر]]، از این سخن خود که به [[دشمنان]] گفت: "ای کاش نیروی قدرتمندی علیه شما داشتم یا به استوانهای محکم پناه میبردم، نیرویی همانند نیروی مقتدر [[امام مهدی|مهدی موعود]] {{ع}} ویاران او بود که یک تن از آنان، توان چهل مرد را دارد. آنان دلهایی استوارتر از [[پارههای آهن]] دارند وچون از برابر کوهها بگذرند، صخرهها به لرزه درآیند. شمشیرها را غلاف نمیکنند تا آن هنگام که [[خداوند]] بخواهد وخشنود شود"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۶۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷ و۳۲۷</ref>. [[امام سجاد]] {{ع}} در این باره میفرماید: "آن گاه که [[قائم]] ما [[قیام]] کند، [[خداوند]] سستی وضعف را از [[شیعیان]] ما دور میکند ودلهای شان را چون [[پارههای آهن]] محکم واستوار مینماید وبه هر کدام از آنان [[قدرت]] چهل مرد را میبخشد وآنان [[فرمانروایان]] وبزرگان [[زمین]] میشوند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۶۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷، ۳۲۷، ۳۷۲؛ ینابیع المودّه، ص ۴۲۴؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۴۶</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "در [[حکومت]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} [[شیعیان]] ما، [[فرمانروایان]] وبزرگان [[زمین]] خواهند بود وهر کدام از آنان، [[قدرت]] چهل مرد را داراست"<ref>مفید، اختصاص، ص ۲۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۲</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "در [[دل]] [[شیعیان]] ما (امروز) از [[دشمنان]] [[ترس]] انداخته شده است؛ ولی روزگاری که [[حکومت]] ما فرا رسد و [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند، هر یک از [[شیعیان]] ما، از شیر بیباک تر واز نیزه برنده تر خواهند شد. آنان [[دشمنان]] ما را با پا لگدمال میکنند وبا دست میکشند" <ref>مفید، اختصاص، ص ۲۴؛ بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۲۴؛ ینابیع المودّه، ص ۴۴۸، ۴۸۹؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۵۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۸، ۳۷۲</ref>. [[عبدالملک بن اعین]] میگوید: هنگامی که از خدمت [[امام باقر]] {{ع}} برخاستم، به دستم تکیه دادم وگفتم: [[آرزو]] داشتم، [[ظهور]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} را در روزگار [[جوانی]]، (روزهایی که توان جسمیداشتم) [[درک]] کنم. [[امام]] {{ع}} فرمود: "آیا به این [[خشنود]] نیستید که [[دشمنان]] شما یک دیگر را بکشند، ولی شما در خانههای تان در [[امان]] باشید؟ اگر [[امام]] {{ع}} [[ظهور]] کند، به هر یک از شما توان چهل مرد داده میشود ودل هایتان همانند [[پارههای آهن]] میگردد؛ به گونهای که اگر با آن دلها به کوه بزنید، کوهها را میشکافد وازجا میکند وشما [[رهبران]] [[زمین]] وامانت داران آن خواهید بود"<ref>کافی، ج ۸، ص ۲۸۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۵</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "به هنگام فرا رسیدن امر ما ([[حکومت]] [[حضرت مهدی]]) [[خداوند]]، [[ترس]] را از [[دل]] [[شیعیان]] ما برمیدارد ودر دلهای [[دشمنان]] ما جای میدهد. در آن هنگام هر یک از [[شیعیان]] ما از نیزه بُرنده تر واز شیر [[شجاع]] تر میشود. یک [[شیعه]]، [[دشمن]] خود را با نیزه [[هدف]] میگیرد وبا [[شمشیر]] میزند [[وزیر]] پای خود لگدمال میکند"<ref>خرائج، ج ۲، ص ۸۴۰؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶؛ ر. ک: حلیة الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۴؛ کشف الغمّه، ج، ص ۳۴۵؛ ینابیع المودّه، ص ۴۴۸؛ مانند این روایت از امام باقر {{ع}} رسیده است: بصائر الدرجات، ص ۲۴؛ بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۸۹</ref> هم چنین آن حضرت میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} مردانی هستند که دلهای آنان مانند آهن سخت ومحکم است. هرگز [[شک]] وشبههای در [[ذات خدا]]، بر آن دلها راه نمییابد. آنان از سنگها سخت ترند. اگر به آنان [[مأموریت]] داده شود تا کوهها را از جای برکنند وجابه جاکنند، این کار را به سرعت انجام میدهند واگر [[مأموریت]] سرکوبی ونابودی شهری به آنان داده شود، آن را ویران میسازند (در سرعت عمل وقاطعیت چنانند که) گویی عقابهایی بر اسبها نشستهاند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref>. | # '''[[سپاهیان]] قدرتمند و [[جوان]]:''' [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} همه جوانند وپیر وکهنسال در میان آنان وجود ندارد، جز تعداد اندکی که مانند سرمه برای چشم ونمک برای غذا لازم هستند. البته کمترین چیز مورد نیاز در غذا نمک است"<ref>طوسی، غیبة، ص ۲۸۴؛ نعمانی، غیبة، ص ۳۱۵؛ ابن طاووس، ملاحم، ص ۱۴۵؛ کنز العمّال، ج ۱۴، ص ۵۹۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۴؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۱۷.</ref> [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "منظور [[حضرت لوط|لوط پیامبر]]، از این سخن خود که به [[دشمنان]] گفت: "ای کاش نیروی قدرتمندی علیه شما داشتم یا به استوانهای محکم پناه میبردم، نیرویی همانند نیروی مقتدر [[امام مهدی|مهدی موعود]] {{ع}} ویاران او بود که یک تن از آنان، توان چهل مرد را دارد. آنان دلهایی استوارتر از [[پارههای آهن]] دارند وچون از برابر کوهها بگذرند، صخرهها به لرزه درآیند. شمشیرها را غلاف نمیکنند تا آن هنگام که [[خداوند]] بخواهد وخشنود شود"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۶۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷ و۳۲۷.</ref>. [[امام سجاد]] {{ع}} در این باره میفرماید: "آن گاه که [[قائم]] ما [[قیام]] کند، [[خداوند]] سستی وضعف را از [[شیعیان]] ما دور میکند ودلهای شان را چون [[پارههای آهن]] محکم واستوار مینماید وبه هر کدام از آنان [[قدرت]] چهل مرد را میبخشد وآنان [[فرمانروایان]] وبزرگان [[زمین]] میشوند"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۶۷۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷، ۳۲۷، ۳۷۲؛ ینابیع المودّه، ص ۴۲۴؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۴۶.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "در [[حکومت]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} [[شیعیان]] ما، [[فرمانروایان]] وبزرگان [[زمین]] خواهند بود وهر کدام از آنان، [[قدرت]] چهل مرد را داراست"<ref>مفید، اختصاص، ص ۲۴؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۲.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "در [[دل]] [[شیعیان]] ما (امروز) از [[دشمنان]] [[ترس]] انداخته شده است؛ ولی روزگاری که [[حکومت]] ما فرا رسد و [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند، هر یک از [[شیعیان]] ما، از شیر بیباک تر واز نیزه برنده تر خواهند شد. آنان [[دشمنان]] ما را با پا لگدمال میکنند وبا دست میکشند" <ref>مفید، اختصاص، ص ۲۴؛ بصائر الدرجات، ج ۱، ص ۱۲۴؛ ینابیع المودّه، ص ۴۴۸، ۴۸۹؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۵۷؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۸، ۳۷۲.</ref>. [[عبدالملک بن اعین]] میگوید: هنگامی که از خدمت [[امام باقر]] {{ع}} برخاستم، به دستم تکیه دادم وگفتم: [[آرزو]] داشتم، [[ظهور]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} را در روزگار [[جوانی]]، (روزهایی که توان جسمیداشتم) [[درک]] کنم. [[امام]] {{ع}} فرمود: "آیا به این [[خشنود]] نیستید که [[دشمنان]] شما یک دیگر را بکشند، ولی شما در خانههای تان در [[امان]] باشید؟ اگر [[امام]] {{ع}} [[ظهور]] کند، به هر یک از شما توان چهل مرد داده میشود ودل هایتان همانند [[پارههای آهن]] میگردد؛ به گونهای که اگر با آن دلها به کوه بزنید، کوهها را میشکافد وازجا میکند وشما [[رهبران]] [[زمین]] وامانت داران آن خواهید بود"<ref>کافی، ج ۸، ص ۲۸۲؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۵.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "به هنگام فرا رسیدن امر ما ([[حکومت]] [[حضرت مهدی]]) [[خداوند]]، [[ترس]] را از [[دل]] [[شیعیان]] ما برمیدارد ودر دلهای [[دشمنان]] ما جای میدهد. در آن هنگام هر یک از [[شیعیان]] ما از نیزه بُرنده تر واز شیر [[شجاع]] تر میشود. یک [[شیعه]]، [[دشمن]] خود را با نیزه [[هدف]] میگیرد وبا [[شمشیر]] میزند [[وزیر]] پای خود لگدمال میکند"<ref>خرائج، ج ۲، ص ۸۴۰؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶؛ ر.ک: حلیة الاولیاء، ج ۳، ص ۱۸۴؛ کشف الغمّه، ج، ص ۳۴۵؛ ینابیع المودّه، ص ۴۴۸؛ مانند این روایت از امام باقر {{ع}} رسیده است: بصائر الدرجات، ص ۲۴؛ بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۸۹.</ref> هم چنین آن حضرت میفرماید: "[[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} مردانی هستند که دلهای آنان مانند آهن سخت ومحکم است. هرگز [[شک]] وشبههای در [[ذات خدا]]، بر آن دلها راه نمییابد. آنان از سنگها سخت ترند. اگر به آنان [[مأموریت]] داده شود تا کوهها را از جای برکنند وجابه جاکنند، این کار را به سرعت انجام میدهند واگر [[مأموریت]] سرکوبی ونابودی شهری به آنان داده شود، آن را ویران میسازند (در سرعت عمل وقاطعیت چنانند که) گویی عقابهایی بر اسبها نشستهاند"<ref>بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref>. | ||
# '''[[سپاهیان]] | # '''[[سپاهیان]] محبوب:''' [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "گویا [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} را میبینم که سراسر [[زمین]] وآسمان را احاطه کرده اند وهیچ چیز در [[جهان]] نیست که فرمانبردار وتسلیم محض آنان نباشد. درندگان [[زمین]] وپرندگان شکاری نیز در پی خشنودی آنان هستند. آنان به قدری [[محبوبیت]] دارند که جایی از [[زمین]] بر جای دیگر فخر ومباهات میکند ومیگوید: امروز یکی از [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} بر من گام نهاد واز این جا گذشت"<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۶۷۳؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۹۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷.</ref> | ||
# '''عاشقان [[شهادت]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} درباره ویژگیهای [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} میفرماید: "آنان از [[ترس]] [[خدا]]، بیمناکند وآرزوی [[شهادت]] دارند. خواسته شان این است که در [[راه خدا]] کشته شوند. شعارشانای خونخواهان [[امام حسین|حسین]] {{ع}} است. چون حرکت میکنند ورعب وترس از آنان در [[دل]] [[دشمن]] به فاصله یک ماه در حرکت است"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۱۴</ref>»<ref>[[نجمالدین طبسی|طبسی؛ نجمالدین]]، [[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]، ص ۷۶ - ۷۸.</ref>. | # '''عاشقان [[شهادت]]:''' [[امام صادق]] {{ع}} درباره ویژگیهای [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} میفرماید: "آنان از [[ترس]] [[خدا]]، بیمناکند وآرزوی [[شهادت]] دارند. خواسته شان این است که در [[راه خدا]] کشته شوند. شعارشانای خونخواهان [[امام حسین|حسین]] {{ع}} است. چون حرکت میکنند ورعب وترس از آنان در [[دل]] [[دشمن]] به فاصله یک ماه در حرکت است"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۱۴.</ref>»<ref>[[نجمالدین طبسی|طبسی؛ نجمالدین]]، [[چشم اندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشم اندازی به حکومت مهدی]]، ص ۷۶ - ۷۸.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۲۸۱: | خط ۲۹۷: | ||
# '''[[صبر]] و [[بردباری]]:''' [[مبارزه]] برضد [[ظلم]] جهانی و [[تلاش]] برای برقراری [[عدالت]]، با [[رنج]] و مشقتهای فراوان همراه است. [[یاوران]] [[امام]]، در راه تحقّق آرمانهای جهانی [[امام مهدی]] {{ع}} همه ناگواریها را به [[جان]] میخرند؛ ولی از سر [[اخلاص]] و [[تواضع]]، عمل خود را ناچیز میشمارند. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "آنان، گروهی هستند که به سبب [[صبر]] و [[بردباری]] در [[راه خدا]]، بر [[خداوند]] منّت نمیگذارند و از این که [[جان]] خویش را تقدیم حضرت [[حق]] میکنند، به خود نمیبالند و آن را بزرگ نمیشمارند"<ref>یوم الخلاص، ص۲۲۴.</ref> | # '''[[صبر]] و [[بردباری]]:''' [[مبارزه]] برضد [[ظلم]] جهانی و [[تلاش]] برای برقراری [[عدالت]]، با [[رنج]] و مشقتهای فراوان همراه است. [[یاوران]] [[امام]]، در راه تحقّق آرمانهای جهانی [[امام مهدی]] {{ع}} همه ناگواریها را به [[جان]] میخرند؛ ولی از سر [[اخلاص]] و [[تواضع]]، عمل خود را ناچیز میشمارند. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "آنان، گروهی هستند که به سبب [[صبر]] و [[بردباری]] در [[راه خدا]]، بر [[خداوند]] منّت نمیگذارند و از این که [[جان]] خویش را تقدیم حضرت [[حق]] میکنند، به خود نمیبالند و آن را بزرگ نمیشمارند"<ref>یوم الخلاص، ص۲۲۴.</ref> | ||
# '''[[اتحاد]] و [[همدلی]]:''' آنان، خودخواهیها و خواستههای شخصی را از خود دور کردهاند. همه چیز را برای [[هدف]] واحد میخواهند و زیر یک [[پرچم]] به [[قیام]] میپردازند. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "ایشان، یکدل و هماهنگ هستند"<ref>یوم الخلاص، ص۲۲۳.</ref> | # '''[[اتحاد]] و [[همدلی]]:''' آنان، خودخواهیها و خواستههای شخصی را از خود دور کردهاند. همه چیز را برای [[هدف]] واحد میخواهند و زیر یک [[پرچم]] به [[قیام]] میپردازند. [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "ایشان، یکدل و هماهنگ هستند"<ref>یوم الخلاص، ص۲۲۳.</ref> | ||
# '''[[زهد]] و [[پارسایی]]:''' [[امام علی]] {{ع}} در وصف [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} فرموده است: "او، از یارانش [[بیعت]] میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جویی [[ذخیره]] نکنند"<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، فصل ۶، ب۱۱، ح۴.</ref> آنان، اهداف بلندی دارند و برای آرمانی بزرگ برخاسته اند؛ لذا مادیات و [[دنیا]] نباید آنان را از [[هدف]] باز دارد؛ بنابراین کسانی که با دیدن زرق و برق [[دنیا]]، چشمهایشان خیره شده و دلهایشان میلرزد، میان [[یاوران]] [[امام]]، جایی ندارند. البته نباید فراموش کرد که این حالات و ویژگیها، یک باره در [[انسان]] متجلّی نمیشود و [[آدمی]]، به آنها متّصف نمیشود؛ بلکه باید سالها برای تحصیل آنها [[تلاش]] کند؛ از این رو، [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]]، به [[سازندگی]] مشغول میشوند. یاور [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} در همه حال پیرو [[امام]] خود است و [[اطاعت]] از او را، سر لوحه زندگی خود قرار میدهد. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود:{{عربی|" %|"طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ يَأْتَمُ بِهِ "}} <ref>خوشا به حال کسی که قائم [[اهل بیت]] مرا درک کند، در حالی که پیش از قیامش، به او اقتدا کرده و از او پیروی نماید؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص ۱۲۹</ref>. روشن است که بدون یار و یاور نباید [[منتظر]] حرکت و اقدامی بود، هر چند برنامه و [[رهبر]] آماده باشد<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک: [[نصرت الله آیتی]]، فصل نامه انتظار موعود، ش۳، سال ۱۳۸۱.</ref>»<ref>[[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]؛ [[شرایط ظهور (کتاب)|شرایط ظهور]]، ص ۳۰ - ۳۶.</ref>. | # '''[[زهد]] و [[پارسایی]]:''' [[امام علی]] {{ع}} در وصف [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} فرموده است: "او، از یارانش [[بیعت]] میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جویی [[ذخیره]] نکنند"<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، فصل ۶، ب۱۱، ح۴.</ref> آنان، اهداف بلندی دارند و برای آرمانی بزرگ برخاسته اند؛ لذا مادیات و [[دنیا]] نباید آنان را از [[هدف]] باز دارد؛ بنابراین کسانی که با دیدن زرق و برق [[دنیا]]، چشمهایشان خیره شده و دلهایشان میلرزد، میان [[یاوران]] [[امام]]، جایی ندارند. البته نباید فراموش کرد که این حالات و ویژگیها، یک باره در [[انسان]] متجلّی نمیشود و [[آدمی]]، به آنها متّصف نمیشود؛ بلکه باید سالها برای تحصیل آنها [[تلاش]] کند؛ از این رو، [[یاران]] [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} در دوران [[غیبت]]، به [[سازندگی]] مشغول میشوند. یاور [[امام مهدی|مهدی]] {{ع}} در همه حال پیرو [[امام]] خود است و [[اطاعت]] از او را، سر لوحه زندگی خود قرار میدهد. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود:{{عربی|" %|"طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِي وَ هُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ يَأْتَمُ بِهِ "}} <ref>خوشا به حال کسی که قائم [[اهل بیت]] مرا درک کند، در حالی که پیش از قیامش، به او اقتدا کرده و از او پیروی نماید؛ بحار الانوار، ج۵۲، ص ۱۲۹.</ref>. روشن است که بدون یار و یاور نباید [[منتظر]] حرکت و اقدامی بود، هر چند برنامه و [[رهبر]] آماده باشد<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک: [[نصرت الله آیتی]]، فصل نامه انتظار موعود، ش۳، سال ۱۳۸۱.</ref>»<ref>[[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]؛ [[شرایط ظهور (کتاب)|شرایط ظهور]]، ص ۳۰ - ۳۶.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۲۹۰: | خط ۳۰۶: | ||
«در [[روایت]] [[فضیل بن یسار]] از [[امام صادق]] {{ع}} به اهم صفات [[یاران مهدی]] {{ع}} اشاره شده است: | «در [[روایت]] [[فضیل بن یسار]] از [[امام صادق]] {{ع}} به اهم صفات [[یاران مهدی]] {{ع}} اشاره شده است: | ||
# '''[[خداجویی]]:''' [[خداجویی]] و [[توحید]]، سرلوحه [[عقاید]] و خصال [[یاران مهدی]] {{ع}} است. آنان [[خدا]] را به [[شایستگی]] شناخته و همه وجودشان غرق جلوه [[نور]] ایزدی است. همهچیز را جلوه او دیده و جز یاد او، سخن دیگران در نظرشان بیلطف و جاذبه است. [[غیب]] را چونان [[شهود]] دیده و از صفای [[روحانی]] عالم معنی نوش کردهاند. ایمانی خالصانه در سینه دارند که [[شک]] و [[تردید]] با آن بیگانه است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ۳۷۸.</ref> در [[شناخت]] [[حقیقت]]، به مرتبه [[یقین]] رسیدهاند و حقایق را بدون پرده مشاهده میکنند<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ۲۹۱.</ref>. کمال [[معرفت]] و آشنایی با حقایق آنان را به مرحله عالی [[خشیت]] نائل کرده و از کوتاهی در انجام [[وظیفه]]، هراس دارند، زیرا آنکس که به [[خدا]] نزدیکتر است و به [[عزت]] و [[قدرت]] بیپایان او، بیشتر [[آگاهی]] دارد ترسش از [[خدا]] فزونتر است و در انجام [[وظیفه]] شکیباتر. [[شوق دیدار]] | # '''[[خداجویی]]:''' [[خداجویی]] و [[توحید]]، سرلوحه [[عقاید]] و خصال [[یاران مهدی]] {{ع}} است. آنان [[خدا]] را به [[شایستگی]] شناخته و همه وجودشان غرق جلوه [[نور]] ایزدی است. همهچیز را جلوه او دیده و جز یاد او، سخن دیگران در نظرشان بیلطف و جاذبه است. [[غیب]] را چونان [[شهود]] دیده و از صفای [[روحانی]] عالم معنی نوش کردهاند. ایمانی خالصانه در سینه دارند که [[شک]] و [[تردید]] با آن بیگانه است<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ۳۷۸.</ref> در [[شناخت]] [[حقیقت]]، به مرتبه [[یقین]] رسیدهاند و حقایق را بدون پرده مشاهده میکنند<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۱، ۲۹۱.</ref>. کمال [[معرفت]] و آشنایی با حقایق آنان را به مرحله عالی [[خشیت]] نائل کرده و از کوتاهی در انجام [[وظیفه]]، هراس دارند، زیرا آنکس که به [[خدا]] نزدیکتر است و به [[عزت]] و [[قدرت]] بیپایان او، بیشتر [[آگاهی]] دارد ترسش از [[خدا]] فزونتر است و در انجام [[وظیفه]] شکیباتر. [[شوق دیدار]] محبوب، دلهایشان را به وجد آورده و در [[اشتیاق]] وصل او، شب و روز نمیشناسند. [[امام صادق]] {{ع}} درباره اینان میفرماید: "مردانی که گویا دلهایشان [[پارههای آهن]] است. غبار [[تردید]] در [[ذات مقدس]] خدای، خاطرشان را نمیآلاید... همانند چراغهای فروزانند، گویا دلهایشان نورباران است. از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند. برای [[شهادت]] [[دعا]] میکنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند"<ref>{{عربی|"رجال کان قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شک فی ذات الله... كَالْمَصَابِيحِ كَأَنَّ قُلُوبَهُمُ الْقَنَادِيلُ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ يَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ وَ يَتَمَنَّوْنَ أَنْ يُقْتَلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ "}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۰۸.</ref>. [[امام علی|امیر مؤمنان]] {{ع}} [[یاران مهدی]] {{ع}} را گنجهایی میداند آکنده از [[معرفت]] خدایی: "خوشا به حال [[طالقان]] که خدای بزرگ در آن [[گنجهای نهفته]] دارد [[برتر]] از طلا و نقره. آن گنجها، مردانی مؤمناند که خدای را به [[شایستگی]] شناختهاند. آنان، [[یاران مهدی]] {{ع}} در [[آخر الزمان]] هستند"<ref>{{عربی|"وَيْحاً لِلطَّالَقَانِ فَإِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا كُنُوزاً لَيْسَتْ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّةٍ وَ لَكِنْ بِهَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ هُمْ أَيْضاً أَنْصَارُ الْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ الزَّمَانِ"}}؛ ینابیع الموده، ۴۴۹.</ref>. | ||
# '''[[بصیرت]] و [[آگاهی]]:''' [[شناخت]] مقصد چراغ راه است، راه را بر رونده آشکار و آسان میسازد. در دوراهیها، او را از سرگردانی رهایی میبخشد. مردان [[حقیقت]] آشنا، از دوری راه، [[ناامید]] نمیگردند و در بحرانها، کمر [[خم]] نمیکنند. پیچ و خمهای زندگی و کژیها، آنان را به [[بیراهه]] نمیکشاند. چراغی فراروی دارند و بردبارانه به سوی آن راه میگشایند<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۸۶.</ref>. [[امام علی|علی]] {{ع}} رویارویی با فتنههای کور و ورطههای هراسانگیز، چون جنگیدن با [[مسلمانان]] بیشعور و جاهلان پینه بر پیشانی بسته را، نه در صلاحیت هرکس که در توان دلیرمردانی میبیند کارکشته و ژرفنگر، که در [[ظواهر]] درنگ نکرده و از ورای همه موانع پایان را تماشا کنند و [[اسلام ناب محمدی]] را از [[اسلام]] ناخالص و شرکآلود متمایز سازند. حضرت در آغاز درگیری با [[مسلمانان]] مقدسنمای پیمانشکن، خطاب به [[یاران]]، فرمود: "میان شما و اهل [[قبله]] در [[جنگ]] گشوده شد و این [[علم]] را برندارد مگر آنکس که بینا و شکیبا باشد و داند که [[حق]] در کجا است"<ref>{{عربی|" وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاقِعِ الْحَق"}}؛ نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، خطبه ۱۷۳، ۱۷۹، انقلاب اسلامی.</ref>. [[یاران مهدی]] {{ع}}، در [[بصیرت]]، [[درایت]] و [[خردمندی]] سرآمدند. در فتنههایی که زیرکان در آن فرو میمانند، هوشیارانه راه جویند و [[حق]] را از [[باطل]] بازشناسند. چنان از جامهای [[حکمت]] سیرابند و آماده کار که: "چون [[فرمان خدا]] [[آزمایش]] را به سرآورد، شمشیرها در راه [[حق]] آختند و بصیرتی را که در کار [[دین]] داشتند آشکار کردند. [[طاعت]] پروردگارشان را پذیرفتند و [[فرمان]] واعظشان را شنیدند"<ref>{{عربی|" حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ، حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ، وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِم"}}؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۵۰.</ref>. [[بصیرت]] و [[آگاهی]] عمیق از [[هدفها]] و راهها و [[شناخت]] [[دوستان]] و [[دشمنان اسلام]]، سبب میشود که در احیای [[سنت]] و [[مبارزه]] با [[بدعت]] درنگ نکنند و در پی [[رسالت]] شرکتزدایی، به همراه [[امام]] خود، تبر بردارند و بتشکنی کنند، پیرایههایی که به اسم [[دین]] در ذهنها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافتهاند نابود سازند و [[اسلام]] را در [[صفا]] و [[خلوص]] نخستین خود عرضه بدارند. | # '''[[بصیرت]] و [[آگاهی]]:''' [[شناخت]] مقصد چراغ راه است، راه را بر رونده آشکار و آسان میسازد. در دوراهیها، او را از سرگردانی رهایی میبخشد. مردان [[حقیقت]] آشنا، از دوری راه، [[ناامید]] نمیگردند و در بحرانها، کمر [[خم]] نمیکنند. پیچ و خمهای زندگی و کژیها، آنان را به [[بیراهه]] نمیکشاند. چراغی فراروی دارند و بردبارانه به سوی آن راه میگشایند<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۸۶.</ref>. [[امام علی|علی]] {{ع}} رویارویی با فتنههای کور و ورطههای هراسانگیز، چون جنگیدن با [[مسلمانان]] بیشعور و جاهلان پینه بر پیشانی بسته را، نه در صلاحیت هرکس که در توان دلیرمردانی میبیند کارکشته و ژرفنگر، که در [[ظواهر]] درنگ نکرده و از ورای همه موانع پایان را تماشا کنند و [[اسلام ناب محمدی]] را از [[اسلام]] ناخالص و شرکآلود متمایز سازند. حضرت در آغاز درگیری با [[مسلمانان]] مقدسنمای پیمانشکن، خطاب به [[یاران]]، فرمود: "میان شما و اهل [[قبله]] در [[جنگ]] گشوده شد و این [[علم]] را برندارد مگر آنکس که بینا و شکیبا باشد و داند که [[حق]] در کجا است"<ref>{{عربی|" وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاقِعِ الْحَق"}}؛ نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدی، خطبه ۱۷۳، ۱۷۹، انقلاب اسلامی.</ref>. [[یاران مهدی]] {{ع}}، در [[بصیرت]]، [[درایت]] و [[خردمندی]] سرآمدند. در فتنههایی که زیرکان در آن فرو میمانند، هوشیارانه راه جویند و [[حق]] را از [[باطل]] بازشناسند. چنان از جامهای [[حکمت]] سیرابند و آماده کار که: "چون [[فرمان خدا]] [[آزمایش]] را به سرآورد، شمشیرها در راه [[حق]] آختند و بصیرتی را که در کار [[دین]] داشتند آشکار کردند. [[طاعت]] پروردگارشان را پذیرفتند و [[فرمان]] واعظشان را شنیدند"<ref>{{عربی|" حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ، حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ، وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِم"}}؛ نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۵۰.</ref>. [[بصیرت]] و [[آگاهی]] عمیق از [[هدفها]] و راهها و [[شناخت]] [[دوستان]] و [[دشمنان اسلام]]، سبب میشود که در احیای [[سنت]] و [[مبارزه]] با [[بدعت]] درنگ نکنند و در پی [[رسالت]] شرکتزدایی، به همراه [[امام]] خود، تبر بردارند و بتشکنی کنند، پیرایههایی که به اسم [[دین]] در ذهنها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافتهاند نابود سازند و [[اسلام]] را در [[صفا]] و [[خلوص]] نخستین خود عرضه بدارند. | ||
# '''[[عبادت]] و [[بندگی]]:''' [[یاران مهدی]] {{ع}}، مردان عبادتند و [[نیایش]]، شیران روز و نیایشگران شب. آن هم نه عبادتی عادتگونه و یا چون [[پرستش]] مزدوران و تاجران، بلکه نیایشی عارفانه و پاکبازانه، پیوند [[روح]] با ابدیت، عالیترین عکسالعمل سپاسگزارانه [[انسان]] در برابر [[خدا]]. [[عبادت]] آزادگان. [[نیایش]] پرجوش و خروش و [[سیر و سلوک]]. [[روح]] [[بندگی]] و [[راز]] و نیاز با جانشان درهمآمیخته، همواره خود را در محضر [[خدا]] میبینند و از یاد او لحظهای [[غفلت]] نمیورزند. از [[ترس]] [[خداوند]]، نیمه شب، چونان مادران [[فرزند]] مرده میگریند. [[شبزندهداران]] و روزهداران<ref>الزام الناصب، شیخ علی یزدی حائری، ج ۲، ۲۰.</ref>. به گفته [[فضیل بن یسار]]: "مردانی که سبک خوابند و در [[نماز]]، بسان [[زنبور عسل]]، زمزمهکنان"<ref>{{عربی|" رِجَالٌ لَا يَنَامُونَ اللَّيْلَ لَهُمْ دَوِيٌّ فِي صَلَاتِهِمْ كَدَوِيِّ النَّحْلِ يَبِيتُونَ قِيَاماً عَلَى أَطْرَافِهِمْ وَ يُصْبِحُونَ عَلَى خُيُولِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ لُيُوثٌ بِالنَّهَار"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۰۸.</ref>. [[امام]]، در سفر و حضر، [[جنگ]] و [[صلح]] [[یاران]] را به [[تعبد]] و [[تضرع]] سفارش میکند، تا مقصد فراموش نگردد و پیروزیهای پیاپی، آنان را به [[غفلت]] و [[غرور]] دچار نسازد. همواره [[پیروزی]] را از جانب [[خدا]] ببینند و [[مناجات]] و [[نماز]] را کلید [[نصرت]] او. | # '''[[عبادت]] و [[بندگی]]:''' [[یاران مهدی]] {{ع}}، مردان عبادتند و [[نیایش]]، شیران روز و نیایشگران شب. آن هم نه عبادتی عادتگونه و یا چون [[پرستش]] مزدوران و تاجران، بلکه نیایشی عارفانه و پاکبازانه، پیوند [[روح]] با ابدیت، عالیترین عکسالعمل سپاسگزارانه [[انسان]] در برابر [[خدا]]. [[عبادت]] آزادگان. [[نیایش]] پرجوش و خروش و [[سیر و سلوک]]. [[روح]] [[بندگی]] و [[راز]] و نیاز با جانشان درهمآمیخته، همواره خود را در محضر [[خدا]] میبینند و از یاد او لحظهای [[غفلت]] نمیورزند. از [[ترس]] [[خداوند]]، نیمه شب، چونان مادران [[فرزند]] مرده میگریند. [[شبزندهداران]] و روزهداران<ref>الزام الناصب، شیخ علی یزدی حائری، ج ۲، ۲۰.</ref>. به گفته [[فضیل بن یسار]]: "مردانی که سبک خوابند و در [[نماز]]، بسان [[زنبور عسل]]، زمزمهکنان"<ref>{{عربی|" رِجَالٌ لَا يَنَامُونَ اللَّيْلَ لَهُمْ دَوِيٌّ فِي صَلَاتِهِمْ كَدَوِيِّ النَّحْلِ يَبِيتُونَ قِيَاماً عَلَى أَطْرَافِهِمْ وَ يُصْبِحُونَ عَلَى خُيُولِهِمْ رُهْبَانٌ بِاللَّيْلِ لُيُوثٌ بِالنَّهَار"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۰۸.</ref>. [[امام]]، در سفر و حضر، [[جنگ]] و [[صلح]] [[یاران]] را به [[تعبد]] و [[تضرع]] سفارش میکند، تا مقصد فراموش نگردد و پیروزیهای پیاپی، آنان را به [[غفلت]] و [[غرور]] دچار نسازد. همواره [[پیروزی]] را از جانب [[خدا]] ببینند و [[مناجات]] و [[نماز]] را کلید [[نصرت]] او. | ||
| خط ۳۳۱: | خط ۳۴۷: | ||
| پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا امامی میبدی]]'''، در کتاب ''«[[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا امامی میبدی]]'''، در کتاب ''«[[آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی (کتاب)|آموزههای مهدویت در آثار علامه طباطبائی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«طبق [[روایات]] حلقه اصلی [[یاران امام مهدی]] {{ع}} را افرادی ویژه و خاص تشکیل میدهند که در خدمت آن حضرت میباشند و در پیشبرد [[قیام]] و [[حکومت]] [[امام]] آن حضرت را [[یاری]] میکنند. اکنون به بررسی تعداد و ویژگیهای بینشی و گرایشی این افراد میپردازیم. | «طبق [[روایات]] حلقه اصلی [[یاران امام مهدی]] {{ع}} را افرادی ویژه و خاص تشکیل میدهند که در خدمت آن حضرت میباشند و در پیشبرد [[قیام]] و [[حکومت]] [[امام]] آن حضرت را [[یاری]] میکنند. اکنون به بررسی تعداد و ویژگیهای بینشی و گرایشی این افراد میپردازیم. | ||
'''تعداد و کیستی [[اصحاب امام زمان]] {{ع}}''': در این قسمت، تعداد [[یاران]] [[امام زمان]] {{ع}} و اسامی بعضی از آنان که در آثار [[علامه]] مورد توجه قرار گرفته است، را ذکر میکنیم. | |||
الف) '''تعداد [[یاران]]''': مطابق [[روایات]] فراوان، عدد [[اصحاب امام زمان]] {{ع}} به تعداد [[لشکریان]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]] یعنی ۳۱۳ نفر میباشد. [[علامه]] در [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}} ضمن اینکه این [[آیه]] را مربوط به کسانی میداند که در [[آخرالزمان]] برای [[یاری دین]] میآیند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۵۵.</ref>. به روایاتی اشاره میکند که منظور از {{متن قرآن|أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}} را [[اصحاب امام زمان]] {{ع}} و تعداد آنها را سیصد و چند نفر میداند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۸۱؛ به نقل از الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۴۱؛تفسیر قمی، جلد ۱، صفحه ۳۲۳؛ تفسیر عیاشی، جلد ۲، صفحه ۵۶ و ۱۴۰؛الکافی، جلد ۸، صفحه ۳۱۳.</ref>. همچنین از [[مجمع البیان]] [[نقل]] میکند که گفته شده است منظور از [[امت معدوده]] [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} است که عددشان سیصد و اندی نفر است -به مقدار عدد [[اصحاب]] بدر- که در روز ظهورش در یک ساعت، دوران جناب جمع میشوند، همانطور که قطعات ابرهای پاییزی دور هم جمع میشوند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۸۱.</ref>. [[طبرسی]] بعد از ذکر این قول، به روایتی از [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{ع}} اشاره میکند که همین مطلب را بیان میکند<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، جلد ۵، صفحه ۲۱۸.</ref>. | الف) '''تعداد [[یاران]]''': مطابق [[روایات]] فراوان، عدد [[اصحاب امام زمان]] {{ع}} به تعداد [[لشکریان]] [[اسلام]] در [[جنگ بدر]] یعنی ۳۱۳ نفر میباشد. [[علامه]] در [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}} ضمن اینکه این [[آیه]] را مربوط به کسانی میداند که در [[آخرالزمان]] برای [[یاری دین]] میآیند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۵۵.</ref>. به روایاتی اشاره میکند که منظور از {{متن قرآن|أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}} را [[اصحاب امام زمان]] {{ع}} و تعداد آنها را سیصد و چند نفر میداند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۸۱؛ به نقل از الغیبه للنعمانی، صفحه ۲۴۱؛تفسیر قمی، جلد ۱، صفحه ۳۲۳؛ تفسیر عیاشی، جلد ۲، صفحه ۵۶ و ۱۴۰؛الکافی، جلد ۸، صفحه ۳۱۳.</ref>. همچنین از [[مجمع البیان]] [[نقل]] میکند که گفته شده است منظور از [[امت معدوده]] [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} است که عددشان سیصد و اندی نفر است -به مقدار عدد [[اصحاب]] بدر- که در روز ظهورش در یک ساعت، دوران جناب جمع میشوند، همانطور که قطعات ابرهای پاییزی دور هم جمع میشوند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۸۱.</ref>. [[طبرسی]] بعد از ذکر این قول، به روایتی از [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{ع}} اشاره میکند که همین مطلب را بیان میکند<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، جلد ۵، صفحه ۲۱۸.</ref>. | ||
| خط ۳۴۰: | خط ۳۵۷: | ||
حدیثی را از [[تفسیر قمی]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در قسمتی از آن آمده است: «اولین کسی که با او [[بیعت]] کند، [[جبرئیل]] و سپس [[سیصد و سیزده]] نفر از [[یاران]] او میباشند»<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. البته ایشان در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} تعداد [[یاران]] حضرت را بیشتر از [[سیصد و سیزده]] نفر میداند و میگوید در [[روایت]] است که چون [[حضرت قائم]] [[ظهور]] کند اول [[دعوت]] خود را از [[مکه]] آغاز میکنند؛ بدین طریق که بین [[رکن و مقام]] پشت به [[کعبه]] نموده و اعلان میفرمایند؛ از [[خواص]] آن حضرت سیصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع میگردند<ref>مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶؛ رساله لب اللباب (طبع جدید)، صفحه ۲۷۷.</ref>. | حدیثی را از [[تفسیر قمی]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در قسمتی از آن آمده است: «اولین کسی که با او [[بیعت]] کند، [[جبرئیل]] و سپس [[سیصد و سیزده]] نفر از [[یاران]] او میباشند»<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. البته ایشان در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} تعداد [[یاران]] حضرت را بیشتر از [[سیصد و سیزده]] نفر میداند و میگوید در [[روایت]] است که چون [[حضرت قائم]] [[ظهور]] کند اول [[دعوت]] خود را از [[مکه]] آغاز میکنند؛ بدین طریق که بین [[رکن و مقام]] پشت به [[کعبه]] نموده و اعلان میفرمایند؛ از [[خواص]] آن حضرت سیصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع میگردند<ref>مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶؛ رساله لب اللباب (طبع جدید)، صفحه ۲۷۷.</ref>. | ||
ذکر این نکته در اینجا لازم است که دریچه روایتای به صورت صریح عدد سیصد و شصت نفر برای [[اصحاب]] [[امام]] {{ع}} ذکر نشده است ولی در بعضی از [[روایات]] آمده است که {{عربی|وَ يَجِي ءُ وَ اللَّهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ}} و سیصد و چند مرد که در میان آنها پنجاه [[زن]] نیز هستند، خواهند آمد و بدون قرار قبلی در [[مکه]] جمع میشوند<ref>تفسیر العیاشی، جلد ۱، صفحه ۶۴؛بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۲۲۳.</ref>. بر اساس این [[روایت]] مجموع مردان و زنانی که حلقه اصلی [[یاران]] حضرت را تشکیل میدهند در [[حدود]] سیصد و شصت نفر میباشند و به احتمال قوی نظر [[مرحوم علامه]] نیز به همین مطلب میباشد لذا ذکر این عدد با [[سیصد و سیزده]] نفر بودن [[اصحاب]] که در بسیاری از [[احادیث]] آمده است مغایرتی | ذکر این نکته در اینجا لازم است که دریچه روایتای به صورت صریح عدد سیصد و شصت نفر برای [[اصحاب]] [[امام]] {{ع}} ذکر نشده است ولی در بعضی از [[روایات]] آمده است که {{عربی|وَ يَجِي ءُ وَ اللَّهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ}} و سیصد و چند مرد که در میان آنها پنجاه [[زن]] نیز هستند، خواهند آمد و بدون قرار قبلی در [[مکه]] جمع میشوند<ref>تفسیر العیاشی، جلد ۱، صفحه ۶۴؛بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۲۲۳.</ref>. بر اساس این [[روایت]] مجموع مردان و زنانی که حلقه اصلی [[یاران]] حضرت را تشکیل میدهند در [[حدود]] سیصد و شصت نفر میباشند و به احتمال قوی نظر [[مرحوم علامه]] نیز به همین مطلب میباشد لذا ذکر این عدد با [[سیصد و سیزده]] نفر بودن [[اصحاب]] که در بسیاری از [[احادیث]] آمده است مغایرتی ندارد<ref>البته بعضی برخلاف بیان فوق معتقدند که از تعبیر «فیهم» که در روایت آمده است استفاده میشود که پنجاه زن مذکور در روایت جزء سیصد و سیزده نفر میباشند و تعبیر رجل در {{عربی|ثلاثمائه و بضعه عشر رجلا}} از باب تغلیب میباشد. موعودشناسی، صفحه ۵۹۴.</ref>. | ||
ب) '''کیستی [[یاران]]''': در بعضی از [[اخبار]] اسامی بعضی از [[اصحاب]] حضرت ضبط شده است که [[مرحوم علامه]] نیز در ضمن مباحث تفسیری خود، بعضی از این [[احادیث]] را [[نقل]] کرده است<ref>المیزان، جلد ۱۳، صفحه ۲۹۰.</ref>. از جمله در [[تفسیر]] [[سوره کهف]] از [[سیوطی]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: [[اصحاب کهف]] [[یاران]] مهدیاند<ref>الدر المنثور، جلد ۴، صفحه ۲۱۵.</ref>. همچنین از [[تفسیر برهان]] [[نقل]] میکند که ابن الفارسی میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] {{ع}} از [[پشت کوفه]] خروج میکند با هفده نفر از [[قوم موسی]] {{ع}} که به [[حق]] راه یافته و با [[حق]] [[عدالت]] میکردند و هفت نفر از اهل کهف و یوشع بن نون و [[ابودجانه انصاری]] و [[مقداد]] بن اسود و [[مالک اشتر]] که اینان نزد آن جناب از [[انصار]] و [[حکام]] او هستند<ref>تفسیر البرهان، جلد ۲، صفحه ۴۶۰.</ref>. در این [[روایت]] بیست و هشت نفر از [[یاران]] [[امام]] {{ع}} مشخص شدهاند،<ref>تمامی این افراد از رجعتکنندگان میباشند و در بحث رجعت در فصل سیزدهم خواهد آمد.</ref> به غیر از هفده نفری که از [[قوم]] [[حضرت موسی]] {{ع}} هستند و نامشان مشخص نیست اسامی بقیه از این قرار است: | ب) '''کیستی [[یاران]]''': در بعضی از [[اخبار]] اسامی بعضی از [[اصحاب]] حضرت ضبط شده است که [[مرحوم علامه]] نیز در ضمن مباحث تفسیری خود، بعضی از این [[احادیث]] را [[نقل]] کرده است<ref>المیزان، جلد ۱۳، صفحه ۲۹۰.</ref>. از جمله در [[تفسیر]] [[سوره کهف]] از [[سیوطی]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: [[اصحاب کهف]] [[یاران]] مهدیاند<ref>الدر المنثور، جلد ۴، صفحه ۲۱۵.</ref>. همچنین از [[تفسیر برهان]] [[نقل]] میکند که ابن الفارسی میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] {{ع}} از [[پشت کوفه]] خروج میکند با هفده نفر از [[قوم موسی]] {{ع}} که به [[حق]] راه یافته و با [[حق]] [[عدالت]] میکردند و هفت نفر از اهل کهف و یوشع بن نون و [[ابودجانه انصاری]] و [[مقداد]] بن اسود و [[مالک اشتر]] که اینان نزد آن جناب از [[انصار]] و [[حکام]] او هستند<ref>تفسیر البرهان، جلد ۲، صفحه ۴۶۰.</ref>. در این [[روایت]] بیست و هشت نفر از [[یاران]] [[امام]] {{ع}} مشخص شدهاند،<ref>تمامی این افراد از رجعتکنندگان میباشند و در بحث رجعت در فصل سیزدهم خواهد آمد.</ref> به غیر از هفده نفری که از [[قوم]] [[حضرت موسی]] {{ع}} هستند و نامشان مشخص نیست اسامی بقیه از این قرار است: | ||
| خط ۳۵۴: | خط ۳۷۲: | ||
# [[ابودجانه انصاری]] از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}}. | # [[ابودجانه انصاری]] از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}}. | ||
# [[مقداد بن اسود]] از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} و [[یاران امام علی]] {{ع}}. | # [[مقداد بن اسود]] از [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} و [[یاران امام علی]] {{ع}}. | ||
# [[مالک اشتر]] نخعی از [[یاران امام علی]] {{ع}} | # [[مالک اشتر]] نخعی از [[یاران امام علی]] {{ع}}<ref>نام افراد دیگر نیز در روایت آمده است که به علت ذکر نشدن این روایات در آثار علامه از ذکر آنها پرهیز میکنیم. ر.ک: معجم احادیث الامام المهدی {{ع}}، جلد ۵، صفحه ۱۲۲.</ref>. | ||
'''ویژگیهای ایمانی و [[اخلاقی]] [[یاران]]''': از [[آیات]] و روایاتی که ناظر به [[اصحاب امام زمان]] {{ع}} هست ویژگیها و خصوصیات ایمانی و [[اخلاقی]] ویژهای برای آنها استفاده میشود؛ این اوصاف را میتوان در موارد زیر برشمرد. | |||
۱.'''[[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]]''': بر اساس [[روایات]]، مقصود از {{متن قرآن|عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و به تحقیق در زبور بعد از ذکر چنین نوشتیم، که زمین را بندگان شایسته من به میراث میبرند». انبیا: ۱۰۵.</ref> [[امام زمان]] و [[یاران]] آن حضرت میباشند<ref>تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۷۷.</ref>. لذا [[بندگی]] [[خداوند]] و از [[صالحین]] بودن از خصوصیات [[یاران]] حضرت میباشد<ref>المیزان، جلد ۱۴، صفحه ۳۳۷.</ref>. | ۱.'''[[بندگان]] [[صالح]] [[خدا]]''': بر اساس [[روایات]]، مقصود از {{متن قرآن|عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}} در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و به تحقیق در زبور بعد از ذکر چنین نوشتیم، که زمین را بندگان شایسته من به میراث میبرند». انبیا: ۱۰۵.</ref> [[امام زمان]] و [[یاران]] آن حضرت میباشند<ref>تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۷۷.</ref>. لذا [[بندگی]] [[خداوند]] و از [[صالحین]] بودن از خصوصیات [[یاران]] حضرت میباشد<ref>المیزان، جلد ۱۴، صفحه ۳۳۷.</ref>. | ||
در توصیف این [[بندگان]] [[خداوند]] همین کافی است که [[قرآن]] درباره آنها میفرماید: {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>«پس خدای تعالی به زودی قومی را خواهد آورد که دوستشان دارد و آنان نیز او را دوست دارند، قومی که در برابر مؤمنین خوار و علیه کفار شکست ناپذیرند، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمیترسند». مائده: ۵۴.</ref> و نیز فرموده: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ... يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خدا به کسانی از شما که ایمان آوردند و اعمال صالح کردند وعده داده که بهزودی آنان را جانشین کفار در زمین خواهد کرد، همانطور که مؤمنین قبل از ایشان را جایگزین کفار نمود و بهزودی آنان را در عمل به دینی که خدا برایشان پسندیده مطمئن خواهد ساخت، تا مرا بپرستند و چیزی را شریک من در پرستش نگیرند». نور: ۵۵.</ref> | در توصیف این [[بندگان]] [[خداوند]] همین کافی است که [[قرآن]] درباره آنها میفرماید: {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>«پس خدای تعالی به زودی قومی را خواهد آورد که دوستشان دارد و آنان نیز او را دوست دارند، قومی که در برابر مؤمنین خوار و علیه کفار شکست ناپذیرند، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمیترسند». مائده: ۵۴.</ref> و نیز فرموده: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ... يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا}}<ref>«خدا به کسانی از شما که ایمان آوردند و اعمال صالح کردند وعده داده که بهزودی آنان را جانشین کفار در زمین خواهد کرد، همانطور که مؤمنین قبل از ایشان را جایگزین کفار نمود و بهزودی آنان را در عمل به دینی که خدا برایشان پسندیده مطمئن خواهد ساخت، تا مرا بپرستند و چیزی را شریک من در پرستش نگیرند». نور: ۵۵.</ref>. | ||
بر اساس این [[آیات]] شریفه [[خدای سبحان]] وعده داده که روزی، این [[دین]] را به دست قومی [[صالح]] تأیید میکند، قومی که هیچ چیزی را بر [[دین خدا]] مقدم نمیدارند و چون این [[قوم]] فراهم آیند در آن هنگام [[خدای تعالی]] دینی را که برای آنان [[پسندیده]] بلامانع و بدون مزاحم بر [[جهان]] مسلط میکند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۵۵.</ref>. | بر اساس این [[آیات]] شریفه [[خدای سبحان]] وعده داده که روزی، این [[دین]] را به دست قومی [[صالح]] تأیید میکند، قومی که هیچ چیزی را بر [[دین خدا]] مقدم نمیدارند و چون این [[قوم]] فراهم آیند در آن هنگام [[خدای تعالی]] دینی را که برای آنان [[پسندیده]] بلامانع و بدون مزاحم بر [[جهان]] مسلط میکند<ref>المیزان، جلد ۱۰، صفحه ۱۵۵.</ref>. | ||
۲. '''دارای [[کاملترین]] [[صفات الهی]] و انسانی''': در تبیین [[آیات]] مربوط به تحقق [[دوران ظهور]] گفته شد، که از [[آیه]] {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>«پس خدای تعالی به زودی قومی را خواهد آورد که دوستشان دارد و آنان نیز او را دوست دارند قومی که در برابر مؤمنین خوار و علیه کفار شکست ناپذیرند، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمیترسند». مائده: ۵۴.</ref> که مربوط به [[امام مهدی]] {{ع}} و [[یاران]] ایشان میباشد، خصوصیاتی که انسانهای الهی دارند به دست میآید<ref>مراجعه شود به گفتار دوم در فصل نهم:</ref>. | ۲. '''دارای [[کاملترین]] [[صفات الهی]] و انسانی''': در تبیین [[آیات]] مربوط به تحقق [[دوران ظهور]] گفته شد، که از [[آیه]] {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ}}<ref>«پس خدای تعالی به زودی قومی را خواهد آورد که دوستشان دارد و آنان نیز او را دوست دارند قومی که در برابر مؤمنین خوار و علیه کفار شکست ناپذیرند، در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت هیچ ملامتگری نمیترسند». مائده: ۵۴.</ref> که مربوط به [[امام مهدی]] {{ع}} و [[یاران]] ایشان میباشد، خصوصیاتی که انسانهای الهی دارند به دست میآید<ref>مراجعه شود به گفتار دوم در فصل نهم:.</ref>. | ||
در اینجا به صورت خلاصه به این صفات اشاره میکنیم. | در اینجا به صورت خلاصه به این صفات اشاره میکنیم. | ||
| خط ۳۷۰: | خط ۳۹۰: | ||
آنها از [[کفر]] و [[ظلم]] و [[اسراف]] و افساد و [[تجاوز]] و [[استکبار]] و [[خیانت]] و دیگر رذائلی که [[خداوند]] [[دوست]] ندارد مبرا هستند. | آنها از [[کفر]] و [[ظلم]] و [[اسراف]] و افساد و [[تجاوز]] و [[استکبار]] و [[خیانت]] و دیگر رذائلی که [[خداوند]] [[دوست]] ندارد مبرا هستند. | ||
چنین | چنین انسانهایی به فضائلی مانند [[تقوا]]، [[عدل]]، [[احسان]]، [[صبر]]، ثبات، [[توکل]] و دیگر ارزشهای الهی و انسانی متصف میباشند. | ||
نسبت به [[مؤمنان]] مهربان و رئوف میباشند. | نسبت به [[مؤمنان]] مهربان و رئوف میباشند. | ||
| خط ۳۷۶: | خط ۳۹۶: | ||
در برابر [[دشمنان]] [[خدا]] سختگیر و مقاوم هستند. | در برابر [[دشمنان]] [[خدا]] سختگیر و مقاوم هستند. | ||
تحت تأثیر سخنان و سرزنشهای دیگران قرار نمیگیرند | تحت تأثیر سخنان و سرزنشهای دیگران قرار نمیگیرند و... | ||
و... | |||
۳. '''اهل [[طی الارض]]''': [[علامه]] از [[تفسیر قمی]] روایتی را از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در بخشی از آن میفرماید: اولین کسی که با او [[بیعت]] کند [[جبرئیل]] و سپس ۳۱۳ نفراند و این عدد هرکدام بتوانند راه افتاده خود را به وی میرسانند و هر یک به این صورت به وی نرسند، در رختخوابشان ناپدید میشوند و منظور [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از عبارت {{عربی|هم المفقودون عن فرشهم}}<ref>«ایشان از رختخواب شان مفقود میشوند».</ref> همین است و نیز منظور از [[آیه]] {{متن قرآن|فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا}}<ref>«پس در عمل به خیرات سبقت جویید، که هرجا باشید خدا همگیتان را میآورد. بقره:۱۴۸. علامه در المیزان، جلد ۱، صفحه ۳۳۴ نیز بیان میکند که مقصود از این آیه اصحاب امام زمان {{ع}} میباشند.</ref> همین است و فرمود منظور از خیرات [[ولایت]] و ([[محبت]] [[اهل بیت]] {{عم}}) است. همچنان که در جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}}<ref>«اگر عذاب را از ایشان تاخیر اندازیم، تا امت معدوده...) هود: ۸.</ref> منظور از [[امت معدوده]] [[اصحاب قائم]] {{ع}} است که در عرض یک ساعت همه یکجا جمع میشوند<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. | ۳. '''اهل [[طی الارض]]''': [[علامه]] از [[تفسیر قمی]] روایتی را از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در بخشی از آن میفرماید: اولین کسی که با او [[بیعت]] کند [[جبرئیل]] و سپس ۳۱۳ نفراند و این عدد هرکدام بتوانند راه افتاده خود را به وی میرسانند و هر یک به این صورت به وی نرسند، در رختخوابشان ناپدید میشوند و منظور [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} از عبارت {{عربی|هم المفقودون عن فرشهم}}<ref>«ایشان از رختخواب شان مفقود میشوند».</ref> همین است و نیز منظور از [[آیه]] {{متن قرآن|فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا}}<ref>«پس در عمل به خیرات سبقت جویید، که هرجا باشید خدا همگیتان را میآورد. بقره:۱۴۸. علامه در المیزان، جلد ۱، صفحه ۳۳۴ نیز بیان میکند که مقصود از این آیه اصحاب امام زمان {{ع}} میباشند.</ref> همین است و فرمود منظور از خیرات [[ولایت]] و ([[محبت]] [[اهل بیت]] {{عم}}) است. همچنان که در جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ}}<ref>«اگر عذاب را از ایشان تاخیر اندازیم، تا امت معدوده...) هود: ۸.</ref> منظور از [[امت معدوده]] [[اصحاب قائم]] {{ع}} است که در عرض یک ساعت همه یکجا جمع میشوند<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. | ||
| خط ۴۰۰: | خط ۴۱۸: | ||
# [[صبر]] و [[پایداری]] در راه [[حق]]: [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران مهدی]] {{ع}} گروهیاند که به سبب [[صبر]] و [[بردباری]] در [[راه خدا]]، بر او منت نمیگذارند و از اینکه [[جان]] خویش را تقدیم [[حضرت حق]] میکنند، به خود نمیبالند و [[تکبر]] نمیکنند"<ref>سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ص۲۲۴.</ref>. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است: "آنان پروانهوار شمع [[وجود امام]] را در میان گرفته، او را با جانشان محافظت میکنند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۸، ح۸۲.</ref>. | # [[صبر]] و [[پایداری]] در راه [[حق]]: [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران مهدی]] {{ع}} گروهیاند که به سبب [[صبر]] و [[بردباری]] در [[راه خدا]]، بر او منت نمیگذارند و از اینکه [[جان]] خویش را تقدیم [[حضرت حق]] میکنند، به خود نمیبالند و [[تکبر]] نمیکنند"<ref>سلیمان، کامل، یوم الخلاص، ص۲۲۴.</ref>. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] شده است: "آنان پروانهوار شمع [[وجود امام]] را در میان گرفته، او را با جانشان محافظت میکنند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۸، ح۸۲.</ref>. | ||
# [[همدلی]]: [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "ایشان یکدل و هماهنگاند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۲۴.</ref>. | # [[همدلی]]: [[امام علی]] {{ع}} میفرماید: "ایشان یکدل و هماهنگاند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۲۴.</ref>. | ||
# [[عبادت]] و [[معنویت]]: [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "در [[دل]] شب، از [[خشیت]] [[خداوند]]، نالههایی دارند، مانند ناله [[مادران]] پسر مرده" و "شبها را با [[عبادت]] به صبح میرسانند و روزها را با [[روزه]] به پایان میبرند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۲۴.</ref>. آن | # [[عبادت]] و [[معنویت]]: [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "در [[دل]] شب، از [[خشیت]] [[خداوند]]، نالههایی دارند، مانند ناله [[مادران]] پسر مرده" و "شبها را با [[عبادت]] به صبح میرسانند و روزها را با [[روزه]] به پایان میبرند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۲۴.</ref>. آن حضرت در سخن دیگری میفرماید: "گویا من نظر میکنم به [[قائم]] و [[اصحاب]] او در [[نجف]] و [[کوفه]]، سجدهها به پیشانیهایشان اثر گذاشته است. شیران در روز و [[راهبان]] در شباند..."<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۸۶، ح۲۰۲.</ref>. همچنین آن حضرت میفرمایند: [[یاران مهدی]] {{ع}} کسانیاند که شب بیدارند و در [[نماز]] خود، نغمهای مانند صدای زنبور دارند. شب را بیدارند و به [[عبادت]] میپردازند و روز مانند شیرند. مطیعتر از کنیز برای مولای خویشاند و همانند چراغ نورانیاند گویا قلبهایشان چراغهایی است و از [[خوف]] [[خدا]] بیمناکاند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۳۳-۳۳۴.</ref>. | ||
# [[علم]] و [[بصیرت]]: [[امام]] امیرالمؤمنین [[علی]] {{ع}} میفرماید: "[[علمی]] که طبق حقایق امور است بر آنان به یکباره وارد میشود و با [[روح]] [[یقین]] مباشرت میکنند..."<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ج۱، ص۲۹۱.</ref>. آن | # [[علم]] و [[بصیرت]]: [[امام]] امیرالمؤمنین [[علی]] {{ع}} میفرماید: "[[علمی]] که طبق حقایق امور است بر آنان به یکباره وارد میشود و با [[روح]] [[یقین]] مباشرت میکنند..."<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین، ج۱، ص۲۹۱.</ref>. آن حضرت همچنین میفرمایند: "پس گروهی در آن [[فتنهها]] صیقلی میشوند، مانند [[صیقل]] دادن [[شمشیر]] توسط آهنگر. دیدههای آنان به [[نور]] [[قرآن]] جلا داده و [[تفسیر]] در گوشهایشان جا گرفته است. در شب جام [[حکمت]] را به آنان مینوشانند، بعد از اینکه در بامداد هم نوشیده باشند"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۳۴، ح۶۴.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} نیز دراینباره میفرمایند: "آنان انسانهایی نجیب و [[فقیه]] و [[قضات]] و [[حکام]] دیناند که دست [[امام]]، [[قلب]] آنان را نوازش داده و هیچ حکمی برای آنها مشتبه نخواهد شد"<ref>طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامه، ص۵۶۲.</ref>. | ||
# [[حق]] یاوری: [[امام صادق]] {{ع}} در این زمینه میفرمایند: "[[خداوند]] با آنان، [[امام حق]] را [[یاری]] میکند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۸.</ref>. | # [[حق]] یاوری: [[امام صادق]] {{ع}} در این زمینه میفرمایند: "[[خداوند]] با آنان، [[امام حق]] را [[یاری]] میکند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۸.</ref>. | ||
# [[اقتدار]]: یکی از [[ویژگیهای یاران امام مهدی]] {{ع}} که در [[روایات]] بر آن تأکید شده، [[اقتدار]] در برابر [[دشمنان]] است. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "وقتی امر ما فرا رسد و [[مهدی]] ما [[قیام]] کند، هر یک از [[یاران]] او قویتر از شیر و برّندهتر از نیزهاند؛ [[دشمن]] را زیر قدمهایشان میگذارند و با دستهای خود از پا در میآورند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۷۲.</ref>. | # [[اقتدار]]: یکی از [[ویژگیهای یاران امام مهدی]] {{ع}} که در [[روایات]] بر آن تأکید شده، [[اقتدار]] در برابر [[دشمنان]] است. [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: "وقتی امر ما فرا رسد و [[مهدی]] ما [[قیام]] کند، هر یک از [[یاران]] او قویتر از شیر و برّندهتر از نیزهاند؛ [[دشمن]] را زیر قدمهایشان میگذارند و با دستهای خود از پا در میآورند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۷۲.</ref>. | ||
امیرالمؤمنین علی {{ع}} در این باره میفرمایند: "[[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} مانند شیرهاییاند که از جنگل بیرون آمدهاند، قلبهای آنان تکههای آهن است، اگر بخواهند کوهی را از جا درآورند، از جا در میآورند. روش و [[لباس]] یکسانی دارند، مثل اینکه همه از یک پدرند"<ref>کورانی، علی، معجم احادیث الامام المهدی، ج۳، ص۹۴.</ref>»<ref>[[محمود ملکی راد|ملکی راد، محمود]]، [[خانواده و زمینهسازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینهسازی ظهور]]، ص ۱۹۳</ref>. | امیرالمؤمنین علی {{ع}} در این باره میفرمایند: "[[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} مانند شیرهاییاند که از جنگل بیرون آمدهاند، قلبهای آنان تکههای آهن است، اگر بخواهند کوهی را از جا درآورند، از جا در میآورند. روش و [[لباس]] یکسانی دارند، مثل اینکه همه از یک پدرند"<ref>کورانی، علی، معجم احادیث الامام المهدی، ج۳، ص۹۴.</ref>»<ref>[[محمود ملکی راد|ملکی راد، محمود]]، [[خانواده و زمینهسازی ظهور (کتاب)|خانواده و زمینهسازی ظهور]]، ص ۱۹۳.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۴۱۴: | خط ۴۳۲: | ||
«مطابق برخی از [[روایات]]، [[اصحاب]] حضرت {{ع}} از صفات و ویژگیهایی برخوردارند از قبیل: | «مطابق برخی از [[روایات]]، [[اصحاب]] حضرت {{ع}} از صفات و ویژگیهایی برخوردارند از قبیل: | ||
# '''[[اخلاص]]:''' در روایتی [[امام جواد]] {{ع}} به [[عبدالعظیم حسنی]] {{ع}} فرمود:... و هنگامی که برای او این تعداد ۳۱۳ نفر از اهل [[اخلاص]] جمع شد [[خداوند]] امر او را ظاهر خواهد کرد...<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۷۷و۳۷۸</ref>. | # '''[[اخلاص]]:''' در روایتی [[امام جواد]] {{ع}} به [[عبدالعظیم حسنی]] {{ع}} فرمود:... و هنگامی که برای او این تعداد ۳۱۳ نفر از اهل [[اخلاص]] جمع شد [[خداوند]] امر او را ظاهر خواهد کرد...<ref>[[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۷۷و۳۷۸.</ref>. | ||
# '''[[یقین]] و [[استقامت]]:''' از [[امام صادق]] {{ع}} در حدیثی [[نقل]] شده که فرمود:... گویا قلبهای آنها به مانند تکّههای آهن است، شکی در [[قلوب]] آنها راجع به [[خدا]] وجود ندارد. محکم تر از سنگ است...<ref>بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷، ح ۸۲</ref>. | # '''[[یقین]] و [[استقامت]]:''' از [[امام صادق]] {{ع}} در حدیثی [[نقل]] شده که فرمود:... گویا قلبهای آنها به مانند تکّههای آهن است، شکی در [[قلوب]] آنها راجع به [[خدا]] وجود ندارد. محکم تر از سنگ است...<ref>بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷، ح ۸۲.</ref>. | ||
# '''[[خداشناس]] واقعی:''' از [[امام علی]] {{ع}} در ضمن حدیثی [[نقل]] است که فرمود:... ولکن در [[طالقان]] مردمانی [[مؤمن]] خواهند آمد که به [[خداوند]] [[معرفت]] واقعی دارند و آنان [[انصار]] [[مهدی]] در [[آخرالزمان]] میباشند<ref>همان، ج ۵۱، ص ۸۷، ح ۸۳</ref>. | # '''[[خداشناس]] واقعی:''' از [[امام علی]] {{ع}} در ضمن حدیثی [[نقل]] است که فرمود:... ولکن در [[طالقان]] مردمانی [[مؤمن]] خواهند آمد که به [[خداوند]] [[معرفت]] واقعی دارند و آنان [[انصار]] [[مهدی]] در [[آخرالزمان]] میباشند<ref>همان، ج ۵۱، ص ۸۷، ح ۸۳.</ref>. | ||
# '''شیران روز و زاهدان شب:''' از [[امام صادق]] {{ع}} در حدیثی راجع به [[اصحاب قائم]] {{ع}} [[نقل]] است که فرمود: گویا من نظر میکنم به [[قائم]] و [[اصحاب]] او در [[نجف]] [[کوفه]]... سجدهها به پیشانیهای آنها اثر گذارده است، شیران در روز و [[راهبان]] در شباند...<ref>همان، ج ۵۲، ص ۳۸۶</ref>. | # '''شیران روز و زاهدان شب:''' از [[امام صادق]] {{ع}} در حدیثی راجع به [[اصحاب قائم]] {{ع}} [[نقل]] است که فرمود: گویا من نظر میکنم به [[قائم]] و [[اصحاب]] او در [[نجف]] [[کوفه]]... سجدهها به پیشانیهای آنها اثر گذارده است، شیران در روز و [[راهبان]] در شباند...<ref>همان، ج ۵۲، ص ۳۸۶.</ref>. | ||
# '''برخورداری از [[تأیید الهی]]:''' [[طبرسی]] در روایتی از [[امام علی]] {{ع}} [[نقل]] کرده که فرمود: تا اینکه [[خداوند]] مردی را در [[آخرالزمان]] برمی انگیزاند... او را به ملائکهاش تأیید کرده و انصارش را حفظ خواهد نمود<ref>همان، ج ۵۲، ص ۲۸۰، ح ۶</ref>»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص ۵۹۹.</ref>. | # '''برخورداری از [[تأیید الهی]]:''' [[طبرسی]] در روایتی از [[امام علی]] {{ع}} [[نقل]] کرده که فرمود: تا اینکه [[خداوند]] مردی را در [[آخرالزمان]] برمی انگیزاند... او را به ملائکهاش تأیید کرده و انصارش را حفظ خواهد نمود<ref>همان، ج ۵۲، ص ۲۸۰، ح ۶.</ref>»<ref>[[علی اصغر رضوانی|رضوانی، علی اصغر]]، [[موعودشناسی و پاسخ به شبهات (کتاب)|موعودشناسی و پاسخ به شبهات]]، ص ۵۹۹.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۴۴۱: | خط ۴۵۹: | ||
| پاسخ = آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آقای '''[[مجتبی تونهای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در اینباره گفته است: | ||
«[[یاران امام]]، سنگهای زیرین [[انقلاب]] جهانیاند. [[امامان]] {{عم}} همواره آرزومند همراهی آن حضرت بودهاند و یاوری آن چهره پنهانکرده را به [[دوستان]] خویش، همهگاه یادآوری میفرمودند: "خدایا [[درود]] فرست بر مولا و سرورم [[صاحب الزمان]] و مرا از [[یاران]] و [[پیروان]] و حامیان او قرار ده و از آنان که در رکابش، شربت [[شهادت]] مینوشند..."<ref>مفاتیح الجنان، ترجمه الهى قمشهاى، ص ۹۸۸، انتشارات علمى</ref>. و اما برای [[یاران]] و همراهان [[حضرت مهدی]] {{ع}} ویژگیهایی ذکر کردهاند که اهم آنها عبارتند از: | «[[یاران امام]]، سنگهای زیرین [[انقلاب]] جهانیاند. [[امامان]] {{عم}} همواره آرزومند همراهی آن حضرت بودهاند و یاوری آن چهره پنهانکرده را به [[دوستان]] خویش، همهگاه یادآوری میفرمودند: "خدایا [[درود]] فرست بر مولا و سرورم [[صاحب الزمان]] و مرا از [[یاران]] و [[پیروان]] و حامیان او قرار ده و از آنان که در رکابش، شربت [[شهادت]] مینوشند..."<ref>مفاتیح الجنان، ترجمه الهى قمشهاى، ص ۹۸۸، انتشارات علمى.</ref>. و اما برای [[یاران]] و همراهان [[حضرت مهدی]] {{ع}} ویژگیهایی ذکر کردهاند که اهم آنها عبارتند از: | ||
# '''[[خداجویی]]''': "[[امام صادق]] {{ع}} درباره آنان میفرماید: "مردانی که گویا دلهایشان [[پارههای آهن]] است. غبار [[تردید]] در [[ذات مقدس]] خدای، خاطرشان را نمیآلاید... از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند. برای [[شهادت]] [[دعا]] میکنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref>. | # '''[[خداجویی]]''': "[[امام صادق]] {{ع}} درباره آنان میفرماید: "مردانی که گویا دلهایشان [[پارههای آهن]] است. غبار [[تردید]] در [[ذات مقدس]] خدای، خاطرشان را نمیآلاید... از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند. برای [[شهادت]] [[دعا]] میکنند و آرزومند کشته شدن در راه خدایند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref>. | ||
# '''[[بصیرت]] و [[آگاهی]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} در [[بصیرت]]، [[درایت]] و [[خردمندی]] سرآمدند. در فتنههایی که زیرکان در آن فرومیمانند، هوشیارانه راه میجویند و [[حق]] را از [[باطل]] باز میشناسند. | # '''[[بصیرت]] و [[آگاهی]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} در [[بصیرت]]، [[درایت]] و [[خردمندی]] سرآمدند. در فتنههایی که زیرکان در آن فرومیمانند، هوشیارانه راه میجویند و [[حق]] را از [[باطل]] باز میشناسند. | ||
# '''[[عبادت]] و [[بندگی]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} شیران روز و نیایشگران شباند. [[روح]] [[بندگی]] و رازونیاز، با جانشان درهم آمیخته، همواره خود را در محضر [[خدا]] میبینند و از یاد او لحظهای [[غفلت]] نمیورزند. [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "گویا، [[قائم]] و یارانش را در [[نجف اشرف]] مینگرم، توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته است. جای [[سجده]]، بر پیشانیشان نمایان است. شیران روزند و [[راهبان]] شب"<ref>بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۷</ref>. | # '''[[عبادت]] و [[بندگی]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} شیران روز و نیایشگران شباند. [[روح]] [[بندگی]] و رازونیاز، با جانشان درهم آمیخته، همواره خود را در محضر [[خدا]] میبینند و از یاد او لحظهای [[غفلت]] نمیورزند. [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "گویا، [[قائم]] و یارانش را در [[نجف اشرف]] مینگرم، توشههایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته است. جای [[سجده]]، بر پیشانیشان نمایان است. شیران روزند و [[راهبان]] شب"<ref>بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۷.</ref>. | ||
# '''[[حافظان حدود الهی]]''': [[اسلام]]، [[دین]] مرزهاست و همه چیز در آن قانون دارد. [[واجبات]] و [[محرمات]]، مرزهای [[دین]] خدایند. حرکت در مرز، حرکت در راه است و [[تجاوز]] از آن [[بیراهه]] و [[گمراهی]]. [[حضرت علی]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] با این شرایط با امامشان [[بیعت]] میکنند که دستپاک باشند و پاکدامن. زبان به دشنام نگشایند و [[خون]] کسی، به ناحق نریزند. بر مرکبهای ممتاز سوار نشوند و لباسهای فاخر نپوشند... ساده زندگی کنند و در [[راه خدا]] به [[شایستگی]] [[جهاد]] کنند. [[امام]] نیز [[متعهد]] میشود، بهسان همراهان زندگی کند..."<ref>الملاحم و الفتن، ص ۱۴۹</ref>. [[امام]] {{ع}} نیز بر [[رفتار]] [[کارگزاران]] خود و مواظبت آنان بر اجرای [[وظایف]] خود نظارت دوچندان دارد<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۳۱۱</ref>. | # '''[[حافظان حدود الهی]]''': [[اسلام]]، [[دین]] مرزهاست و همه چیز در آن قانون دارد. [[واجبات]] و [[محرمات]]، مرزهای [[دین]] خدایند. حرکت در مرز، حرکت در راه است و [[تجاوز]] از آن [[بیراهه]] و [[گمراهی]]. [[حضرت علی]] {{ع}} میفرماید: "[[یاران]] با این شرایط با امامشان [[بیعت]] میکنند که دستپاک باشند و پاکدامن. زبان به دشنام نگشایند و [[خون]] کسی، به ناحق نریزند. بر مرکبهای ممتاز سوار نشوند و لباسهای فاخر نپوشند... ساده زندگی کنند و در [[راه خدا]] به [[شایستگی]] [[جهاد]] کنند. [[امام]] نیز [[متعهد]] میشود، بهسان همراهان زندگی کند..."<ref>الملاحم و الفتن، ص ۱۴۹.</ref>. [[امام]] {{ع}} نیز بر [[رفتار]] [[کارگزاران]] خود و مواظبت آنان بر اجرای [[وظایف]] خود نظارت دوچندان دارد<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۳۱۱.</ref>. | ||
# '''[[شجاعت]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} دلیرمردند و جنگاوران میدانهای [[نبرد]]. دلهایشان [[پارههای آهن]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸</ref> و از انبوه [[دشمن]] هراسی به [[دل]] راه نمیدهند. [[یاران مهدی]] {{ع}} [[قدرت]] چهل مرد دارند. شیران میدان رزمند و جانهایشان از خاراسنگ، محکمتر<ref>خصال صدوق، ج ۲، ص ۳۱۸</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "گویا آنان را مینگرم... که دلهایی چون پولاد دارند. در هرسو، تا مسافت یک ماه راه، [[ترس]] بر دلهای [[دشمنان]] سایه میافکند." در سوارکاری و تیراندازی بینظیرند: "[[خیر الفوارس]]". در رزمگاه نشان شجاعان بر تن دارند و چونان [[یاران پیامبر]] {{صل}} در [[نبرد]] [[بدر]]، نشانه ویژه بر سر نهادهاند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۳ و ۳۱۰</ref>. | # '''[[شجاعت]]''': [[یاران مهدی]] {{ع}} دلیرمردند و جنگاوران میدانهای [[نبرد]]. دلهایشان [[پارههای آهن]] است<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۸.</ref> و از انبوه [[دشمن]] هراسی به [[دل]] راه نمیدهند. [[یاران مهدی]] {{ع}} [[قدرت]] چهل مرد دارند. شیران میدان رزمند و جانهایشان از خاراسنگ، محکمتر<ref>خصال صدوق، ج ۲، ص ۳۱۸.</ref>. [[امام باقر]] {{ع}} میفرماید: "گویا آنان را مینگرم... که دلهایی چون پولاد دارند. در هرسو، تا مسافت یک ماه راه، [[ترس]] بر دلهای [[دشمنان]] سایه میافکند." در سوارکاری و تیراندازی بینظیرند: "[[خیر الفوارس]]". در رزمگاه نشان شجاعان بر تن دارند و چونان [[یاران پیامبر]] {{صل}} در [[نبرد]] [[بدر]]، نشانه ویژه بر سر نهادهاند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۳ و ۳۱۰.</ref>. | ||
# '''[[فرمانبری]]''': [[یاران امام مهدی|یاران مهدی]] {{ع}}، عاشق مولای خودند و پاکبازان راه او و در انجام دستورهای وی، بر یکدیگر پیشی میگیرند. به فرموده [[پیامبر]] {{صل}}: "تلاشگر و کوشا در [[پیروی]] از اویند"<ref>عیون اخبار الرضا، صدوق، ج ۱، ص ۶۳</ref>. [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} در سخنانی که در آخرین روزهای [[عمر]]، به [[فرزند]] خود فرموده، از [[یاران]] [[مخلص]] [[مهدی]] {{ع}} یاد کرده و [[فرزند]] را با یاد آن مردان باوفا دلداری داده است: "...روزی را میبینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار [[کعبه]] به اهتزاز درآمده، دستها برای [[بیعت]] تو پی در پی صف کشیدهاند... شمع وجودت را احاطه کردهاند و دستهایشان برای [[بیعت]] با تو، در کنار [[حجر الاسود]] به هم میخورد. قومی به آستانهات گرد آیند که [[خداوند]] آنان را از سرشتی [[پاک]] و ریشهای [[پاکیزه]] و گرانبها آفریده است... به فرمانهای دینی فروتناند... سیمایشان به [[نور]] [[فضل]] و کمال آراسته، [[آیین حق]] را میپرستند و از [[اهل حق]] [[پیروی]] میکنند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵</ref>. | # '''[[فرمانبری]]''': [[یاران امام مهدی|یاران مهدی]] {{ع}}، عاشق مولای خودند و پاکبازان راه او و در انجام دستورهای وی، بر یکدیگر پیشی میگیرند. به فرموده [[پیامبر]] {{صل}}: "تلاشگر و کوشا در [[پیروی]] از اویند"<ref>عیون اخبار الرضا، صدوق، ج ۱، ص ۶۳.</ref>. [[امام عسکری|امام حسن عسکری]] {{ع}} در سخنانی که در آخرین روزهای [[عمر]]، به [[فرزند]] خود فرموده، از [[یاران]] [[مخلص]] [[مهدی]] {{ع}} یاد کرده و [[فرزند]] را با یاد آن مردان باوفا دلداری داده است: "...روزی را میبینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار [[کعبه]] به اهتزاز درآمده، دستها برای [[بیعت]] تو پی در پی صف کشیدهاند... شمع وجودت را احاطه کردهاند و دستهایشان برای [[بیعت]] با تو، در کنار [[حجر الاسود]] به هم میخورد. قومی به آستانهات گرد آیند که [[خداوند]] آنان را از سرشتی [[پاک]] و ریشهای [[پاکیزه]] و گرانبها آفریده است... به فرمانهای دینی فروتناند... سیمایشان به [[نور]] [[فضل]] و کمال آراسته، [[آیین حق]] را میپرستند و از [[اهل حق]] [[پیروی]] میکنند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵.</ref>. | ||
# '''[[ایثار]] و [[مواسات]]''': دلهایشان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. گویا یک پدر و مادر آنان را پرورش داده است و دلهای آنان از [[محبت]] و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است<ref>الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۰</ref>. | # '''[[ایثار]] و [[مواسات]]''': دلهایشان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. گویا یک پدر و مادر آنان را پرورش داده است و دلهای آنان از [[محبت]] و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است<ref>الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۰.</ref>. | ||
# '''[[زهد]] و سادهزیستی''': [[زهد]]، زینت [[کارگزاران]] [[مهدی]] است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمیرود. نمیتوانند تن به [[آسایش]] و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام [[مصلح]] [[جهان]] بر خویش نهند؛ چرا که آنکه با عشرتطلبان همسو میشود و [[دل]] در گرو [[آز]] و طمع میبندد، نمیتواند مروج [[دین]] باشد و کارگزارای [[شایسته]] برای [[حکومت عدل]] و داد"<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۱۱۰</ref>. | # '''[[زهد]] و سادهزیستی''': [[زهد]]، زینت [[کارگزاران]] [[مهدی]] است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمیرود. نمیتوانند تن به [[آسایش]] و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام [[مصلح]] [[جهان]] بر خویش نهند؛ چرا که آنکه با عشرتطلبان همسو میشود و [[دل]] در گرو [[آز]] و طمع میبندد، نمیتواند مروج [[دین]] باشد و کارگزارای [[شایسته]] برای [[حکومت عدل]] و داد"<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ش ۱۱۰.</ref>. | ||
# '''[[نظم]] و [[انضباط]]''': [[یاران]] حضرت دارای [[نظم]] و تشکیلاتی مناسب با [[حکومت]] جهانیاند و کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند<ref>چشمبهراه مهدى، ص ۳۸۳</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۷۶۴.</ref>. | # '''[[نظم]] و [[انضباط]]''': [[یاران]] حضرت دارای [[نظم]] و تشکیلاتی مناسب با [[حکومت]] جهانیاند و کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند<ref>چشمبهراه مهدى، ص ۳۸۳.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۷۶۴.</ref>. | ||
«"[[خیر الفوارس]]" بهمعنای "[[بهترین]] سوارکاران" است. از صفات [[یاران]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} است که در سوارکاری و تیراندازی بینظیرند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۰ (به نقل از چشمبهراه مهدی، ص ۳۷۸.).</ref>»<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۳۱۰.</ref>. | |||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۴۶۹: | خط ۴۸۸: | ||
«کارآمدی و [[شایستگی]] [[یاران امام]] عصر {{ع}} در [[روایات]] صادره از [[معصومین]] به معنای دارا بودن صفات و ویژگیهایی است که در اینجا به بیان مهمترین آنها میپردازیم. | «کارآمدی و [[شایستگی]] [[یاران امام]] عصر {{ع}} در [[روایات]] صادره از [[معصومین]] به معنای دارا بودن صفات و ویژگیهایی است که در اینجا به بیان مهمترین آنها میپردازیم. | ||
# '''[[ایمان]] مستحکم:''' اصلیترین ویژگی انصارالمهدی، [[ایمان]] و [[باور]] مستحکم به [[خداوند]] است که از راه [[معرفت]] بالا به [[خدا]] و [[اعمال صالح]] ایجاد شده است؛ همچنانکه [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند [[پارههای آهن]] است، شکی در [[ایمان به خدا]] در آن راه نیافته و در طریق [[ایمان]] از سنگ محکمترند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | # '''[[ایمان]] مستحکم:''' اصلیترین ویژگی انصارالمهدی، [[ایمان]] و [[باور]] مستحکم به [[خداوند]] است که از راه [[معرفت]] بالا به [[خدا]] و [[اعمال صالح]] ایجاد شده است؛ همچنانکه [[امام صادق]] {{ع}} میفرمایند: "آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند [[پارههای آهن]] است، شکی در [[ایمان به خدا]] در آن راه نیافته و در طریق [[ایمان]] از سنگ محکمترند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | ||
# '''[[عبادت]] و [[مناجات]]:''' [[عبودیت]] [[نیازمند]] تمرین و اظهار [[خشوع]] در برابر [[خداوند]] است و [[انسان]] با [[عبادت]] یاد | # '''[[عبادت]] و [[مناجات]]:''' [[عبودیت]] [[نیازمند]] تمرین و اظهار [[خشوع]] در برابر [[خداوند]] است و [[انسان]] با [[عبادت]] یاد میگیرد که در همه عرصههای [[زندگی]] [[تسلیم]] خواسته [[خدا]] باشد. هر [[قدر]] [[امتحانات الهی]] سختتر باشد، اهمیت [[عبادت]] بیشتر خواهد بود؛ چنانچه در وصف [[یاران]] حضرت {{ع}} آمده است: "مردانی در میان آنها هستند که شبها نمیخوابند، زمزمه آنها در حال [[عبادت]] همچون [[زنبور عسل]] است. تمام شب را به [[عبادت]] مشغولند و روزها، سواره به [[دشمن]] حمله میکنند. آنها در وقت شب، [[راهب]] و در هنگام روز، شیرند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | ||
# '''[[معرفت]] به [[امام]]:''' پس از [[معرفت]] به [[خدا]]، [[معرفت]] به [[امام]] {{ع}} مهمترین [[سرمایه]] انصارالمهدی است. [[کسب معرفت]]، ناگهانی نیست بلکه آنها در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} و [[انتظار]] ظهورش به این [[معرفت]] رسیدهاند، چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} فرمودند: "[[مردم]] [[زمان غیبت]] او که [[معتقد به امامت]] او و [[منتظر]] ظهورش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند؛ زیرا [[خداوند]] [[عقل]]، [[فهم]] و معرفتی به آنها عطا کرده که [[غیبت]] نزد آنها چون مشاهده است"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | # '''[[معرفت]] به [[امام]]:''' پس از [[معرفت]] به [[خدا]]، [[معرفت]] به [[امام]] {{ع}} مهمترین [[سرمایه]] انصارالمهدی است. [[کسب معرفت]]، ناگهانی نیست بلکه آنها در [[زمان غیبت]] [[امام]] {{ع}} و [[انتظار]] ظهورش به این [[معرفت]] رسیدهاند، چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} فرمودند: "[[مردم]] [[زمان غیبت]] او که [[معتقد به امامت]] او و [[منتظر]] ظهورش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند؛ زیرا [[خداوند]] [[عقل]]، [[فهم]] و معرفتی به آنها عطا کرده که [[غیبت]] نزد آنها چون مشاهده است"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | ||
# '''[[ولایتپذیری]] و [[اطاعت از امام]]:''' از مهمترین ویژگیهای عملی انصارالمهدی، [[ولایتپذیری]] و [[اطاعت]] بیچون و چرا از [[امام]] {{ع}} است. آن چنانکه در توصیف آنها آمده است: "[[فرمانبرداری]] آنها از [[امام]] بیش از [[فرمانبرداری]] کنیز از آقایش است"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | # '''[[ولایتپذیری]] و [[اطاعت از امام]]:''' از مهمترین ویژگیهای عملی انصارالمهدی، [[ولایتپذیری]] و [[اطاعت]] بیچون و چرا از [[امام]] {{ع}} است. آن چنانکه در توصیف آنها آمده است: "[[فرمانبرداری]] آنها از [[امام]] بیش از [[فرمانبرداری]] کنیز از آقایش است"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | ||
# جاننثاری برای [[امام]] و [[شهادتطلبی]]: در [[روایات]]، در توصیف [[یاران امام زمان]] {{ع}} آمده است: "آنها برای تبرّک، [[بدن]] خود را به زین اسب میرسانند. آنها در [[جنگها]]، [[امام]] را در میان گرفته و با [[جان]] خود از وی [[دفاع]] میکنند و هر کاری که داشته باشد، برایش انجام میدهند... آنها ادعای [[شهادت]] دارند و تمنا میکنند که در [[راه خدا]] کشته شوند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | # جاننثاری برای [[امام]] و [[شهادتطلبی]]: در [[روایات]]، در توصیف [[یاران امام زمان]] {{ع}} آمده است: "آنها برای تبرّک، [[بدن]] خود را به زین اسب میرسانند. آنها در [[جنگها]]، [[امام]] را در میان گرفته و با [[جان]] خود از وی [[دفاع]] میکنند و هر کاری که داشته باشد، برایش انجام میدهند... آنها ادعای [[شهادت]] دارند و تمنا میکنند که در [[راه خدا]] کشته شوند"<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۰۸.</ref>. | ||
# '''[[تقوا]] و [[پرهیزگاری]]:''' [[تقوا]]، ویژگی ممتازی است که [[قرآن]] مکرراً بر آن تأکید کرده است و [[امام صادق]] {{ع}} صریحاً [[تقوا]] را پیششرط یاوری [[امام زمان]] {{ع}} معرفی میکند: "هرکس که بودن در شمار [[یاران قائم]]، شادمانش میسازد، باید در [[انتظار]] باشد و با حال [[انتظار]] به [[پرهیزگاری]] و خلق [[نیکو]] [[رفتار]] کند. پس اگر اجلش برسد و [[امام]] [[قائم]] {{ع}} پس از درگذشت او [[قیام]] کند، بهره او همچون بهره کسی است که آن | # '''[[تقوا]] و [[پرهیزگاری]]:''' [[تقوا]]، ویژگی ممتازی است که [[قرآن]] مکرراً بر آن تأکید کرده است و [[امام صادق]] {{ع}} صریحاً [[تقوا]] را پیششرط یاوری [[امام زمان]] {{ع}} معرفی میکند: "هرکس که بودن در شمار [[یاران قائم]]، شادمانش میسازد، باید در [[انتظار]] باشد و با حال [[انتظار]] به [[پرهیزگاری]] و خلق [[نیکو]] [[رفتار]] کند. پس اگر اجلش برسد و [[امام]] [[قائم]] {{ع}} پس از درگذشت او [[قیام]] کند، بهره او همچون بهره کسی است که آن حضرت را دریافته باشد؛ پس بکوشید و [[منتظر]] باشید". | ||
# '''اخلاقمحوری:''' [[زندگی]] بر محور [[اخلاق]] [[اسلامی]]، یکی دیگر از صفات ممتاز انصارالمهدی است، چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} ذیل [[آیه]] ۵۴ سوره [[مبارکه]] [[مائده]]، انصارالمهدی را از مصداقهای کامل این [[آیه]] دانسته و فرمودند: "آنان همان کسانی هستند که در [[قرآن]] درباره آنان بیان شده: [[خداوند]] به زودی گروهی را خواهد آورد که آنان را [[دوست]] میدارد و آنان نیز او را [[دوست]] میدارند؛ در برابر [[مؤمنان]]، [[فروتن]] و در برابر [[کافران]]، باعزت و درشتخو و سختگیرند"<ref>نعمانی، الغیبه، ص۲۰۰.</ref>. | # '''اخلاقمحوری:''' [[زندگی]] بر محور [[اخلاق]] [[اسلامی]]، یکی دیگر از صفات ممتاز انصارالمهدی است، چنانکه [[امام صادق]] {{ع}} ذیل [[آیه]] ۵۴ سوره [[مبارکه]] [[مائده]]، انصارالمهدی را از مصداقهای کامل این [[آیه]] دانسته و فرمودند: "آنان همان کسانی هستند که در [[قرآن]] درباره آنان بیان شده: [[خداوند]] به زودی گروهی را خواهد آورد که آنان را [[دوست]] میدارد و آنان نیز او را [[دوست]] میدارند؛ در برابر [[مؤمنان]]، [[فروتن]] و در برابر [[کافران]]، باعزت و درشتخو و سختگیرند"<ref>نعمانی، الغیبه، ص۲۰۰.</ref>. | ||
# '''[[نصرت]] [[دین خدا]] و [[ترویج]] [[احکام الهی]]:''' [[سنت]] [[نصرت]] در مقابل [[نصرت]] یکی از [[سنن الهی]] است. [[قرآن]] میفرماید: "اگر [[خدا]] را [[یاری]] کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را [[استوار]] میسازد"<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}} «اگر (دین) خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد» سوره محمد، آیه ۷.</ref>. یکی از ویژگیهای انصارالمهدی، دغدغه [[ترویج]] [[دین حق]] و رساندن آن به [[مردم]] است؛ چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} فرمودند: "... آنان به [[حق]]، [[مخلصان]] و [[شیعیان]] ما و دعوتکنندگان به [[دین خدا]] در پنهان و آشکارند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | # '''[[نصرت]] [[دین خدا]] و [[ترویج]] [[احکام الهی]]:''' [[سنت]] [[نصرت]] در مقابل [[نصرت]] یکی از [[سنن الهی]] است. [[قرآن]] میفرماید: "اگر [[خدا]] را [[یاری]] کنید، یاریتان میکند و گامهایتان را [[استوار]] میسازد"<ref>{{متن قرآن|إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ}} «اگر (دین) خداوند را یاری کنید او نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد» سوره محمد، آیه ۷.</ref>. یکی از ویژگیهای انصارالمهدی، دغدغه [[ترویج]] [[دین حق]] و رساندن آن به [[مردم]] است؛ چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} فرمودند: "... آنان به [[حق]]، [[مخلصان]] و [[شیعیان]] ما و دعوتکنندگان به [[دین خدا]] در پنهان و آشکارند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | ||
# '''تخصص:''' کادر [[حضرت مهدی]] {{ع}} علاوه بر [[تعهد]]، [[ایمان]] و [[محبت به امام]] {{ع}} باید دارای تخصص در زمینههای گوناگون و [[قدرت]] [[مدیریت]] باشند؛ لذا [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>؛ طبق این [[آیه شریفه]]، [[وارثان زمین]] دو ویژگی دارند: [[تقوای الهی]] و دیگری صلاحیت که همان [[لیاقت]]، تحصص و مدیریتِ لازم است. | # '''تخصص:''' کادر [[حضرت مهدی]] {{ع}} علاوه بر [[تعهد]]، [[ایمان]] و [[محبت به امام]] {{ع}} باید دارای تخصص در زمینههای گوناگون و [[قدرت]] [[مدیریت]] باشند؛ لذا [[قرآن]] میفرماید: {{متن قرآن|أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>؛ طبق این [[آیه شریفه]]، [[وارثان زمین]] دو ویژگی دارند: [[تقوای الهی]] و دیگری صلاحیت که همان [[لیاقت]]، تحصص و مدیریتِ لازم است. | ||
# '''[[توانایی]] جسمانی:''' [[قدرت جسمانی]] یکی دیگر از [[صفات یاران امام مهدی]] {{ع}} است؛ زیرا انجام [[مدیریت]] امور سنگین با وسعت جهانی [[نیازمند]] [[توانایی]] بدنی است همچنانکه در [[قرآن]]، [[علم]] همراه با [[قدرت جسمانی]] به عنوان شرایط یک مدیر مطرح شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند:» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>.[[امام سجاد]] {{ع}} نیز فرمودند: "هنگامی که [[قائم]] ما [[قیام]] کند، [[خداوند]] از [[شیعه]] ما آفت را برطرف سازد و دلهایشان را همچون [[پارههای آهن]] کند و نیروی هر یک مرد از آنان را به اندازه چهل مرد قرار دهد و [[فرمانروایان]] و بزرگان روی [[زمین]] خواهند بود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۴۱.</ref>. | # '''[[توانایی]] جسمانی:''' [[قدرت جسمانی]] یکی دیگر از [[صفات یاران امام مهدی]] {{ع}} است؛ زیرا انجام [[مدیریت]] امور سنگین با وسعت جهانی [[نیازمند]] [[توانایی]] بدنی است همچنانکه در [[قرآن]]، [[علم]] همراه با [[قدرت جسمانی]] به عنوان شرایط یک مدیر مطرح شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}} «و پیامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما گمارده است، گفتند:» سوره بقره، آیه ۲۴۷.</ref>.[[امام سجاد]] {{ع}} نیز فرمودند: "هنگامی که [[قائم]] ما [[قیام]] کند، [[خداوند]] از [[شیعه]] ما آفت را برطرف سازد و دلهایشان را همچون [[پارههای آهن]] کند و نیروی هر یک مرد از آنان را به اندازه چهل مرد قرار دهد و [[فرمانروایان]] و بزرگان روی [[زمین]] خواهند بود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۴۱.</ref>. | ||
# '''[[صبر]] و [[استقامت]]:''' در [[قرآن کریم]]، [[استقامت]] مقدمه [[نصرت الهی]] معرفی شده است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا}} «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref>. بر این اساس تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] [[نیازمند]] [[صبر]] و [[استواری]] در امور است و [[صبر]] از صفات حتمی [[کارگزاران]] آن | # '''[[صبر]] و [[استقامت]]:''' در [[قرآن کریم]]، [[استقامت]] مقدمه [[نصرت الهی]] معرفی شده است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا}} «و به یقین پیش از تو (نیز) پیامبرانی دروغگو شمرده شدند پس، هر چه دروغگو شمرده شدند و آزار دیدند شکیبایی ورزیدند تا آنکه یاری ما به ایشان رسید» سوره انعام، آیه ۳۴.</ref>. بر این اساس تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] [[نیازمند]] [[صبر]] و [[استواری]] در امور است و [[صبر]] از صفات حتمی [[کارگزاران]] آن حضرت است که در [[عصر غیبت]]، آن را کسب کردهاند. همچنانکه [[امام حسین]] {{ع}} فرمودند: "...برای او غیبتی است که جمعی در آن [[مرتد]] شوند و جمعی دیگر [[ثابت قدم]] در [[دین]] بمانند و [[آزار]] ببینند و به ایشان گفته شود: کجاست این [[وعده]] اگر راستگو هستید؟ هر آینه بردباران در [[عصر غیبت]] او بر [[آزار]] و [[تکذیب]] همانند جهادکنندگان با شمشیرند در رکاب [[رسول]] {{صل}}" <ref>علی بن محمد خزاز، کفایةالاثر، ص۲۳۲.</ref>. | ||
# '''[[اخلاص]] و انگیزه [[الهی]]:''' تنها انگیزه انصارالمهدی، [[خدا]] و [[تقرب]] به اوست، چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} میفرمایند: "[[مردم]] [[زمان غیبت]] او که [[معتقد به امامت]] او بوده و [[منتظر]] ظهورش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند... آنان به [[حق]]، [[مخلصان]] و به درستی، [[شیعیان]] ما هستند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | # '''[[اخلاص]] و انگیزه [[الهی]]:''' تنها انگیزه انصارالمهدی، [[خدا]] و [[تقرب]] به اوست، چنانچه [[امام سجاد]] {{ع}} میفرمایند: "[[مردم]] [[زمان غیبت]] او که [[معتقد به امامت]] او بوده و [[منتظر]] ظهورش هستند، از [[مردم]] هر زمانی برترند... آنان به [[حق]]، [[مخلصان]] و به درستی، [[شیعیان]] ما هستند"<ref>شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۰.</ref>. | ||
# '''دوری از [[غرور]]:''' انصارالمهدی که متربّیان [[مکتب]] قرآنند، در پیروزیهای خود هرگز [[مغرور]] نمیشوند و به این سفارش [[قرآن]] پایبندند: "و هنگامی که تو تیر انداختی، تو نبودی (بلکه مؤثر اصلی [[خدا]] بود)"<ref>{{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}} «و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | # '''دوری از [[غرور]]:''' انصارالمهدی که متربّیان [[مکتب]] قرآنند، در پیروزیهای خود هرگز [[مغرور]] نمیشوند و به این سفارش [[قرآن]] پایبندند: "و هنگامی که تو تیر انداختی، تو نبودی (بلکه مؤثر اصلی [[خدا]] بود)"<ref>{{متن قرآن|وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى}} «و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>. | ||
| خط ۴۹۰: | خط ۵۰۹: | ||
| پاسخ = آقای '''[[مهدی لطفی]]'''، در کتاب ''«[[پیامبر و امام مهدی (کتاب)|پیامبر و امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | | پاسخ = آقای '''[[مهدی لطفی]]'''، در کتاب ''«[[پیامبر و امام مهدی (کتاب)|پیامبر و امام مهدی]]»'' در اینباره گفته است: | ||
[[یاران مهدی]] {{ع}} نشانههایی دارند که به آنها شناخته میشوند. آنان که میخواهند از [[یاران]] | [[یاران مهدی]] {{ع}} نشانههایی دارند که به آنها شناخته میشوند. آنان که میخواهند از [[یاران]] حضرت باشند، باید بکوشند خود را به آن صفتها بیارایند. [[پیامبر اسلام]] در وصف [[یاران]] حضرت فرمود: "... آنان عابدان [[شب]] و [[شیران روز]] هستند. قلوبشان چون آهن، محکم و انعطاف ناپذیر است..."<ref>شیخ مفید، الاختصاص، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۲۵ ه.ق، چ ۷، ص۲۰۸.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر، [[یاران]] حضرت را ۳۱۳ نفر به تعداد [[اصحاب بدر]] میداند و آنان را به گنجهای گرانقیمت [[تشبیه]] میکند <ref>بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۰۷.</ref>. [[پیامبر اعظم]] {{صل}} در [[حدیث]] دیگری، دو ویژگی برای [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} بیان میکند که [[منتظران]] حضرتش باید در [[دوران غیبت]] بکوشند خود را به این دو ویژگی بیارایند تا بتوانند در شمار [[یاران]] آن حضرت قرار گیرند. [[پیامبر اسلام]] فرمود: "یاران [[مهدی]] {{ع}} در [[جنگها]] حملهور و در [[اطاعت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} بسیار کوشا هستند"<ref>کمال الدین، ج۱، باب ۲۴، ص۴ و ۵، ح۱۱.</ref>. بنابراین، [[نشانه]] [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}}، [[شجاعت]] و برخورداری از [[ایمان راسخ]] و [[سختکوشی]] در [[اطاعت]] از آن حضرت است، به گونهای که در همه [[کارها]] هدفشان جلب [[رضایت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} باشد<ref>[[مهدی لطفی|لطفی، مهدی]]، [[پیامبر و امام مهدی (کتاب)| پیامبر و امام مهدی]]، ص۴۱- ۴۲.</ref>. | ||
}} | }} | ||
{{پاسخ پرسش | {{پاسخ پرسش | ||
| خط ۵۱۱: | خط ۵۳۰: | ||
«مهمترین ویژگیهای [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} که در [[روایات]] به آن اشاره شده عبارتاند از: | «مهمترین ویژگیهای [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} که در [[روایات]] به آن اشاره شده عبارتاند از: | ||
در [[روایت]] دیگری [[امام صادق]] {{ع}} درباره آنها میفرماید: آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند [[پارههای آهن]] است و هیچ تردیدی نسبت به [[ذات مقدس]] [[خداوند]] ندارند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۲، ص ۳۰۸: {{عربی|رِجَالٌ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ لَا يَشُوبُهَا شَكٌّ فِي ذَاتِ اللَّ}}</ref> این بینش نشانه دارد؛ نشانههای آن ذکر و [[تلاش]] در [[اطاعت]] است که [[روایات]] بدان اشاره دارد: [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: آنان در [[دل]] شب، از [[خشیت]] [[خداوند]] مانند مادران [[جوان]] از دست داده ناله میکنند<ref>یوم الخلاص، ص ۲۲۴: {{عربی|لهم فی اللیل اصوات کأصوات الثواکل حزنا من خشیه اللّه}}</ref> در [[روایت]] دیگری میفرماید: شبها را با [[عبادت]] به صبح میرسانند و روزها را با [[روزه]] به پایان میبرند<ref>همان: {{عربی|قُوّامٌ بِاللَّيلِ صُوّامٌ بِالنَّهارِ}}</ref> | '''بینش عمیق نسبت به [[حق تعالی]]''': [[امام علی]] {{ع}} درباره ویژگی [[یاران امام مهدی]] {{ع}} میفرماید: آنها مردانی هستند که [[خدا]] را آنچنانکه [[شایسته]] است میشناسند<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۶۱۱: {{عربی|رِجَالٌ عَرَفُوا اَللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ}}.</ref> در [[روایت]] دیگری میفرماید: آنان به وحدانیت [[خداوند]]، آنچنانکه [[حق]] وحدانیت است، [[اعتقاد]] دارند<ref>یوم الخلاص، ص ۲۲۴: {{عربی|فهم الذین وحّدوا اللّه حق توحیده}}.</ref> | ||
در [[روایت]] دیگری [[امام صادق]] {{ع}} درباره آنها میفرماید: آنان مردانی هستند که دلهایشان مانند [[پارههای آهن]] است و هیچ تردیدی نسبت به [[ذات مقدس]] [[خداوند]] ندارند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۲، ص ۳۰۸: {{عربی|رِجَالٌ كَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِيدِ لَا يَشُوبُهَا شَكٌّ فِي ذَاتِ اللَّ}}.</ref> این بینش نشانه دارد؛ نشانههای آن ذکر و [[تلاش]] در [[اطاعت]] است که [[روایات]] بدان اشاره دارد: [[امام صادق]] {{ع}} میفرماید: آنان در [[دل]] شب، از [[خشیت]] [[خداوند]] مانند مادران [[جوان]] از دست داده ناله میکنند<ref>یوم الخلاص، ص ۲۲۴: {{عربی|لهم فی اللیل اصوات کأصوات الثواکل حزنا من خشیه اللّه}}.</ref> در [[روایت]] دیگری میفرماید: شبها را با [[عبادت]] به صبح میرسانند و روزها را با [[روزه]] به پایان میبرند<ref>همان: {{عربی|قُوّامٌ بِاللَّيلِ صُوّامٌ بِالنَّهارِ}}.</ref> | |||
در [[روایت]] دیگری آمده است: آنان مردان شبزندهداری هستند که زمزمه نمازشان مانند صدای کندوی زنبوران به گوش میرسد. شبها را با زندهداری سپری میکنند و بر فراز اسبها، [[خداوند]] را [[تسبیح]] میگویند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۲، ص ۳۰۸: {{عربی|رِجالٌ لا ینامُونَ اللَّیلَ، لَهُمْ دَوِی فی صلَواتهِمْ كَدَوِی النَّحْلِ، یبیتُونَ قِیاما عَلی اَطْرافِهِمْ و یسبّحون علی خیولهم}}.</ref> [[پیامبر خاتم|پیامبر مکرم اسلام]] {{صل}} هم درباره آن بزرگواران میفرماید: آنان در طریق [[عبودیت]]، اهل جدیت و تلاشاند<ref>کامل سلیمان، یوم الخلاص، ص ۲۲۳: {{عربی|مُجِدُّونَ فی طاعَةِ اللّه}}.</ref>. | |||
'''بینش عمیق نسبت به [[امام زمان]] {{ع}}''': [[یاران امام مهدی]] {{ع}} [[معرفت]] و [[شناخت]] و [[اعتقاد]] کامل به امامشان دارند. [[امام سجاد]] {{ع}} دراینباره میفرماید: آنان قائل به [[امامت امام مهدی]] {{ع}} هستند<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۲۴۴: القائلین بامامته.</ref>. | |||
نتیجه این بینش عمیق، [[عشق]] و [[محبت]] و [[اطاعت از امام]] است. [[امام صادق]] {{ع}} دراینباره میفرماید: آنان برای [[تبرک]]، بر زین اسب [[امام]] دست میکشند و در میان رزم، گردش میچرخند و با [[جان]] خود، از او محافظت میکنند و [[اطاعت]] آنان از [[امام]]، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است... و [[آرزو]] میکنند که در [[راه خدا]] به [[شهادت]] برسند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۲، ص ۳۰۸: {{عربی|یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه و یحفّون به یقونه بانفسهم فی الحروب... هم اطوع له من الأمه لسیدها... و یتمنّون ان یقتلوا فی سبیل اللّه}}</ref> و <ref>در [[روایات]] ویژگیهای دیگری مانند شجاعت، ایثار، یکدلی، استواری و امثال آن بیان شده است که میتوانید برای اطلاع بیشتر، نک: فصلنامه انتظار، ش ۲، ص ۷۳، مهدی یاوران؛ محمد باقر پورامینی، جوانان یاوران مهدی {{ع}}، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود {{ع}}، تهران</ref> [[شهدا]] هم جزو [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} هستند؛ در [[روایات]] [[رجعت]] بیان شده است که [[مؤمنین خالص]] که از [[دنیا]] رفتهاند، برمیگردند<ref>تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۰۸</ref> مثلاً در [[روایات]] آمده: [[امام حسین]] {{ع}} و [[یاران]] باوفایش [[رجعت]] میکنند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۱، ص ۵۶</ref>. | نتیجه این بینش عمیق، [[عشق]] و [[محبت]] و [[اطاعت از امام]] است. [[امام صادق]] {{ع}} دراینباره میفرماید: آنان برای [[تبرک]]، بر زین اسب [[امام]] دست میکشند و در میان رزم، گردش میچرخند و با [[جان]] خود، از او محافظت میکنند و [[اطاعت]] آنان از [[امام]]، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است... و [[آرزو]] میکنند که در [[راه خدا]] به [[شهادت]] برسند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۲، ص ۳۰۸: {{عربی|یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه و یحفّون به یقونه بانفسهم فی الحروب... هم اطوع له من الأمه لسیدها... و یتمنّون ان یقتلوا فی سبیل اللّه}}.</ref> و <ref>در [[روایات]] ویژگیهای دیگری مانند شجاعت، ایثار، یکدلی، استواری و امثال آن بیان شده است که میتوانید برای اطلاع بیشتر، نک: فصلنامه انتظار، ش ۲، ص ۷۳، مهدی یاوران؛ محمد باقر پورامینی، جوانان یاوران مهدی {{ع}}، انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود {{ع}}، تهران.</ref> [[شهدا]] هم جزو [[یاران]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} هستند؛ در [[روایات]] [[رجعت]] بیان شده است که [[مؤمنین خالص]] که از [[دنیا]] رفتهاند، برمیگردند<ref>تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۰۸.</ref> مثلاً در [[روایات]] آمده: [[امام حسین]] {{ع}} و [[یاران]] باوفایش [[رجعت]] میکنند<ref>[[بحار الانوار (کتاب)|بحار الانوار]]، ج ۵۱، ص ۵۶.</ref>. | ||
یارانی که همراه [[امام زمان]] هستند، در اوج [[تربیت]] [[نفس]] خویش، به پایگاهی رسیدهاند که تصور آن مشکل است. ایشان در بحران تضادها و کشمکشهای مادی [[حاکم]] بر [[اجتماع بشری]]، خودشان را نگه میدارند و هیچ موقع تابع [[هواهای نفسانی]] خود و دیگران نمیشوند. هیچ کاری را به [[دلیل]] سود مادی انجام نمیدهند. در هر کاری [[خدا]] و [[مصالح]] افراد و [[جامعه]] را مدنظر خود قرار میدهند. به [[دلیل]] رسیدن به این مرحله، [[امام]] آنها را برای همراهی خود، [[انتخاب]] میکند و به مقامی میرسند که همیشه همراه [[امامان]]د. در واقع عمل ایشان، سبب رسیدن به [[جایگاه]] و [[مقام]] همراهی [[امام]] میشود»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۴۲۲.</ref>. | یارانی که همراه [[امام زمان]] هستند، در اوج [[تربیت]] [[نفس]] خویش، به پایگاهی رسیدهاند که تصور آن مشکل است. ایشان در بحران تضادها و کشمکشهای مادی [[حاکم]] بر [[اجتماع بشری]]، خودشان را نگه میدارند و هیچ موقع تابع [[هواهای نفسانی]] خود و دیگران نمیشوند. هیچ کاری را به [[دلیل]] سود مادی انجام نمیدهند. در هر کاری [[خدا]] و [[مصالح]] افراد و [[جامعه]] را مدنظر خود قرار میدهند. به [[دلیل]] رسیدن به این مرحله، [[امام]] آنها را برای همراهی خود، [[انتخاب]] میکند و به مقامی میرسند که همیشه همراه [[امامان]]د. در واقع عمل ایشان، سبب رسیدن به [[جایگاه]] و [[مقام]] همراهی [[امام]] میشود»<ref>[[مهدویت پرسشها و پاسخها (کتاب)|مهدویت پرسشها و پاسخها]]، ص ۴۲۲.</ref>. | ||
| خط ۵۵۲: | خط ۵۷۳: | ||
# '''اتّحاد و [[همدلی]]:''' [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در توصیف [[همدلی]] و [[اتحاد]] [[یاران]] [[امام]] چنین فرمود: "ایشان یکدل و هماهنگ هستند".<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ح ۶۴۲، ص ۱۳۷.</ref>. این یکدلی به سبب آن است که خودخواهیها و خواستههای شخصی در وجود آنان نیست. آنها با [[اعتقادی]] صحیح در زیر یک [[پرچم]] و برای یک [[هدف]]، [[قیام]] میکنند و این خود یکی از عوامل [[پیروزی]] آنها بر جبهه مقابل میباشد. | # '''اتّحاد و [[همدلی]]:''' [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در توصیف [[همدلی]] و [[اتحاد]] [[یاران]] [[امام]] چنین فرمود: "ایشان یکدل و هماهنگ هستند".<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ح ۶۴۲، ص ۱۳۷.</ref>. این یکدلی به سبب آن است که خودخواهیها و خواستههای شخصی در وجود آنان نیست. آنها با [[اعتقادی]] صحیح در زیر یک [[پرچم]] و برای یک [[هدف]]، [[قیام]] میکنند و این خود یکی از عوامل [[پیروزی]] آنها بر جبهه مقابل میباشد. | ||
# '''[[زهد]] و [[پارسایی]]:''' [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در وصف [[یاران امام مهدی]] {{ع}} فرمود: "او از یارانش [[بیعت]] میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جوی [[ذخیره]] نکنند".<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، فصل ۶، باب ۱۱، ح ۴، ص۵۸۱.</ref> آنان اهداف بلندی دارند و برای آرمانی بزرگ برخاستهاند و مادّیات [[دنیا]] نباید آنها را از اهداف و آرمانها باز دارد؛ بنابراین آنها که با دیدن زرق و برق [[دنیا]]، چشمهایشان خیره میشود و دلهایشان میلرزد در میان [[یاوران]] ویژه [[امام مهدی]] {{ع}} جایی ندارند. | # '''[[زهد]] و [[پارسایی]]:''' [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} در وصف [[یاران امام مهدی]] {{ع}} فرمود: "او از یارانش [[بیعت]] میگیرد که طلا و نقرهای نیندوزند و گندم و جوی [[ذخیره]] نکنند".<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، فصل ۶، باب ۱۱، ح ۴، ص۵۸۱.</ref> آنان اهداف بلندی دارند و برای آرمانی بزرگ برخاستهاند و مادّیات [[دنیا]] نباید آنها را از اهداف و آرمانها باز دارد؛ بنابراین آنها که با دیدن زرق و برق [[دنیا]]، چشمهایشان خیره میشود و دلهایشان میلرزد در میان [[یاوران]] ویژه [[امام مهدی]] {{ع}} جایی ندارند. | ||
آنچه گذشت بخشی از ویژگیهای [[یاران امام مهدی]] {{ع}} بود. به سبب برخورداری از این خصوصیات، در [[روایات]] از آنان به بزرگی یاد شده است و [[پیشوایان]] [[معصوم]] {{عم}} زبان به [[ستایش]] و بزرگداشت آنان گشودهاند. | |||
[[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} در وصف آنان فرموده است: "آنان [[بهترین]] [[امت]] من هستند" <ref>{{عربی|" أُولئِكَ هُمُ خِيَارَ الْأَمَةِ "}}؛ غیبت طوسی، ح ۴۹۵، ص ۴۷۳.</ref>. و در سخنی دیگر [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} فرموده است: "پدر و مادرم فدای گروه اندکی باد که در [[زمین]] ناشناختهاند!"<ref>{{عربی|" فبابي وَ أُمِّي مَنْ عِدَّةِ قَلِيلَةُ أسمائهم فِي الْأَرْضِ مَجْهُولَةُ "}}؛ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه ۲۲۹، ص ۷۵۵.</ref>. | |||
البتّه [[یاوران]] [[امام مهدی]] {{ع}} طبق لیاقت و شایستگیها در ردههای مختلف قرار میگیرند. در [[روایات]] آمده است که آن حضرت علاوه بر ۳۱۳ نفر یار ویژه که اعضای اصلی [[قیام]] را تشکیل میدهند، از لشکری ده هزار نفری نیز برخوردار است و به علاوه خیل عظیم [[مؤمنان]] [[منتظر]] به [[یاری]] او خواهند شتافت»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائریپور|حائریپور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۱۶۰ - ۱۶۳.</ref>. | |||
}} | }} | ||