شورا و مشورت: تفاوت میان نسخهها
←معناشناسی
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
شورا از کهنترین اصول [[عرفی]] و مقررات سنتی و از بارزترین شیوههای [[عقلانی]] در [[زندگی]] جمعی [[بشر]] است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>، حتی مستبدترین [[حکومتها]] همواره میکوشیدند با استفاده از شورا، از سویی [[مردم]] را قانع کرده و به [[سکوت]] وادارند و از دیگر سو از حجم اشتباهات مبتنی بر خودکامگیها و خودمحوریها بکاهند<ref> فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۴۹۸ ـ ۵۰۰.</ref> | شورا از کهنترین اصول [[عرفی]] و مقررات سنتی و از بارزترین شیوههای [[عقلانی]] در [[زندگی]] جمعی [[بشر]] است<ref>فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>، حتی مستبدترین [[حکومتها]] همواره میکوشیدند با استفاده از شورا، از سویی [[مردم]] را قانع کرده و به [[سکوت]] وادارند و از دیگر سو از حجم اشتباهات مبتنی بر خودکامگیها و خودمحوریها بکاهند<ref> فقه سیاسی، ج۱، ص۴۶۲.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]] و [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده]]، [[شورا (مقاله)|مقاله «شورا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۴۹۸ ـ ۵۰۰.</ref> | ||
«مشورت» از ریشه «شور» به معنای رایزنی است و در اصل، به معنای استخراج عسل از کندو و عرضهکردن و نشاندادن چیز نفیسی است که پنهان باشد<ref>جوهری، صحاح تاج اللغه، ۲/۷۰۵؛ ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۲۶–۲۲۷؛ ابنمنظور، لسان العرب، ۴/۴۳۴.</ref>. در فارسی نیز مشورت به معنای رأیزدن با هم و کنکاش آمده است<ref>دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ۱۲/۱۸۵۲۶–۱۸۵۲۷.</ref>. مشورت در اصطلاح به معنای همفکری در کارها و استفاده از علم و عقل دیگران و کسب اطلاع از رأی اهل خبره برای دستیابی به نتیجه اصلح است<ref>سامانی، مشورت و مشاوران در سنت و سیره پیشوایان، ۱۷.</ref>. با مشورت کردن، رأی ناب از میان آرای گوناگون [[شناسایی]] و برگزیده میشود و در [[حقیقت]] همچنانکه عسل صاف و [[خالص]] از میان موم استخراج میشود، [[انسان]] از میان اشیای متعدد چیز خاصی [[انتخاب]] و عصارهگیری میکند<ref>راغب، مفردات راغب، ۴۷۰؛ جوادی آملی، تسنیم، ۱۶/۱۳۸.</ref>. بر این اساس، [[مشورت]] برابر استبداد به رأی است و شخصی که در کاری که شایسته مشورت است بر رأی و نظر خویش اصرار ورزد، [[مستبد]] خوانده میشود<ref>کواکبی، طبایع الاستبداد یا سرشتهای خودکامگی، ۸۳.</ref>. | |||
[[اهل]] لغت، مشورت و [[شورا]] را به یک معنا دانستهاند<ref>جوهری، صحاح التاج اللغه، ۲/۷۰۵.</ref>. در لغتنامههای فارسی نیز شورا به معنای مشورتکردن و رأیزدن با هم و کنکاش آمدهاست<ref>دهخدا، فرهنگلغت، ۹/۱۲۸۲۶–۱۲۸۲۷.</ref>؛ اما برخی، میان مشورت و شورا تفاوت قائل شده، گفتهاند مشورت به معنای نظرخواهی از فرد یا افراد [[آگاه]] است، ولی شورا معنای وسیعتر و گستردهتری دارد؛ زیرا هم در نظرخواهی از فرد یا افراد آگاه و هم در معنای با یکدیگر مشورت کردن و تصمیم جمعی گرفتن در امری، به کار میرود<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۳۲.</ref> و همین تفکیک، امروزه متداول و متبادر از این دو واژه است<ref>شهریاری، شورا در فتوا، ۲۱.</ref>.<ref>[[اسماعیل اسماعیلی|اسماعیلی، اسماعیل]]، [[مشورت (مقاله)|مقاله «مشورت»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۳۲۲–۳۲۹.</ref> | |||
== شورا در قرآن == | == شورا در قرآن == | ||