پرش به محتوا

شرک: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[6]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شرک در قرآن]] - [[شرک در اخلاق اسلامی]] - [[شرک در کلام اسلامی]] - [[شرک در معارف دعا و زیارات]] - [[شرک در معارف و سیره سجادی]] - [[شرک در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شرک در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[شرک در قرآن]] - [[شرک در اخلاق اسلامی]] - [[شرک در کلام اسلامی]] - [[شرک در معارف دعا و زیارات]] - [[شرک در معارف و سیره سجادی]] - [[شرک در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[شرک در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


خط ۲۸: خط ۲۷:
{{اصلی|مراتب شرک}}
{{اصلی|مراتب شرک}}
شرک در برابر توحید است و همانند توحید، اقسام ذاتی، صفاتی، افعالی و [[عبادی]] دارد. از یک منظر هم می‌توان شرک را به شرک در حوزه [[عقیده]] و شرک در حوزه عمل قسمت کرد که در این صورت [[شرک ذاتی]]، صفاتی و افعالی در قلمرو عقیده و شرک عبادی در عرصه عمل جای می‌گیرد.
شرک در برابر توحید است و همانند توحید، اقسام ذاتی، صفاتی، افعالی و [[عبادی]] دارد. از یک منظر هم می‌توان شرک را به شرک در حوزه [[عقیده]] و شرک در حوزه عمل قسمت کرد که در این صورت [[شرک ذاتی]]، صفاتی و افعالی در قلمرو عقیده و شرک عبادی در عرصه عمل جای می‌گیرد.
# [[شرک ذاتی]]: شرک ذاتی به معنای [[باور]] به دو یا بیش از دو [[واجب]] الوجود و [[غنی]] بالذات در نظام هستی است<ref> تفسیر موضوعی، ج۲، ص۵۷۸، "توحید در قرآن".</ref>. به نظر می‌رسد نه در عصر [[نزول قرآن]] و نه در هیچ دوره‌ای کسی چنین باوری نداشته است؛ زیرا [[پیروان]] همه مکاتب معهود شرک، در محدوده خالقیت، [[ربوبیت]]، الوهیت و [[عبادت]] [[مشرک]] هستند نه در مرتبه ذات<ref> المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>. البته شرک ذاتی از مصادیق بارز شرک است و [[معتقد]] به آن از دایره [[اسلام]] و [[جهان‌بینی توحیدی]] خارج است و همه [[احکام فقهی]] شرک بر چنین کسی مترتب است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۱؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۶؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref>.
# '''[[شرک ذاتی]]:''' شرک ذاتی به معنای [[باور]] به دو یا بیش از دو [[واجب]] الوجود و [[غنی]] بالذات در نظام هستی است<ref> تفسیر موضوعی، ج۲، ص۵۷۸، "توحید در قرآن".</ref>. به نظر می‌رسد نه در عصر [[نزول قرآن]] و نه در هیچ دوره‌ای کسی چنین باوری نداشته است؛ زیرا [[پیروان]] همه مکاتب معهود شرک، در محدوده خالقیت، [[ربوبیت]]، الوهیت و [[عبادت]] [[مشرک]] هستند نه در مرتبه ذات<ref> المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>. البته شرک ذاتی از مصادیق بارز شرک است و [[معتقد]] به آن از دایره [[اسلام]] و [[جهان‌بینی توحیدی]] خارج است و همه [[احکام فقهی]] شرک بر چنین کسی مترتب است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۱؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۶؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref>.
# [[شرک صفاتی]]: [[اعتقاد]] به اینکه [[صفات الهی]] با [[ذات خداوند]] مغایرند و وجودی مستقل از ذات او دارند، شرک صفاتی است. لازم اعتقاد به جدا بودن صفات ذاتی مانند [[علم]] از ذات خدا، تعدد قدما و شرک است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>.
# '''[[شرک صفاتی]]:''' [[اعتقاد]] به اینکه [[صفات الهی]] با [[ذات خداوند]] مغایرند و وجودی مستقل از ذات او دارند، شرک صفاتی است. لازم اعتقاد به جدا بودن صفات ذاتی مانند [[علم]] از ذات خدا، تعدد قدما و شرک است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>.
# [[شرک افعالی]]: این شرک در برابر توحید اَفعالی است و از آنجا که [[توحید افعالی]] به معنای [[اعتقاد]] به منتهی شدن همه امور و حرکت‌ها و تأثیر و تأثرهای عالم به ذات الهی است: {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>، شرک افعالی به معنای [[باور]] به اثرگذاری غیر خدا در امور عالم است. مهم‌ترین اقسام شرک افعالی، هماهنگ با اقسام توحید افعالی عبارت‌اند از شرک در خالقیت، [[مالکیت]]، [[ربوبیّت]]، رزاقیت و ولایت<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۳.</ref>.
# '''[[شرک افعالی]]:''' این شرک در برابر توحید اَفعالی است و از آنجا که [[توحید افعالی]] به معنای [[اعتقاد]] به منتهی شدن همه امور و حرکت‌ها و تأثیر و تأثرهای عالم به ذات الهی است: {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>، شرک افعالی به معنای [[باور]] به اثرگذاری غیر خدا در امور عالم است. مهم‌ترین اقسام شرک افعالی، هماهنگ با اقسام توحید افعالی عبارت‌اند از شرک در خالقیت، [[مالکیت]]، [[ربوبیّت]]، رزاقیت و ولایت<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۳.</ref>.
# شرک در خالقیت: شرک در خالقیت بدین معناست که [[انسان]] بر خلاف نگاه [[توحیدی]] که [[خالق]] همه چیز را خدا می‌داند<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>، به گونه‌ای غیر خدا را در [[خلق]] برخی امور مستقل یا [[شریک]] خدا بداند<ref>جهان بینی توحیدی، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ص۶۴ - ۶۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۲ ـ ۲۰۴؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref>
# '''شرک در خالقیت:''' شرک در خالقیت بدین معناست که [[انسان]] بر خلاف نگاه [[توحیدی]] که [[خالق]] همه چیز را خدا می‌داند<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>، به گونه‌ای غیر خدا را در [[خلق]] برخی امور مستقل یا [[شریک]] خدا بداند<ref>جهان بینی توحیدی، مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی، ص۶۴ - ۶۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۲ ـ ۲۰۴؛ [[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref>
# شرک در [[ربوبیت]]: [[ربوبیّت]] به معنای پروراندن و [[تدبیر]] کردن است<ref>مفردات، ص۳۳۶، "رب".</ref>. [[ربّ]] از صفات فعلی خدا از همین ریشه و به مفهوم پرورنده است. شرک در ربوبیّت در تقابل با [[توحید]] در ربوبیّت به معنای قائل شدن نقش برای غیر خدا در پروراندن جهان هستی و [[تدبیر]] آن است. [[قرآن کریم]] بر پیوند میان ربوبیّت و خالقیت دلالت دارد<ref>سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>، از این رو می‌توان براساس پذیرش خالقیت [[خدا]] بر [[اثبات]] [[توحید ربوبی]] و [[نفی]] شرک در [[ربوبیت]] [[استدلال]] کرد؛ با این بیان که [[خالق]] عالم فقط خداست و هر خالقی [[ربّ]] و مدبّر است و در نتیجه، ربّ و مدبّر عالم فقط خداست<ref>«گفت: (نه،) بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آنها را پدید آورده است و من بر این گواهم» سوره انبیاء، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۵ ـ ۲۰۸؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref>
# '''شرک در [[ربوبیت]]:''' [[ربوبیّت]] به معنای پروراندن و [[تدبیر]] کردن است<ref>مفردات، ص۳۳۶، "رب".</ref>. [[ربّ]] از صفات فعلی خدا از همین ریشه و به مفهوم پرورنده است. شرک در ربوبیّت در تقابل با [[توحید]] در ربوبیّت به معنای قائل شدن نقش برای غیر خدا در پروراندن جهان هستی و [[تدبیر]] آن است. [[قرآن کریم]] بر پیوند میان ربوبیّت و خالقیت دلالت دارد<ref>سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>، از این رو می‌توان براساس پذیرش خالقیت [[خدا]] بر [[اثبات]] [[توحید ربوبی]] و [[نفی]] شرک در [[ربوبیت]] [[استدلال]] کرد؛ با این بیان که [[خالق]] عالم فقط خداست و هر خالقی [[ربّ]] و مدبّر است و در نتیجه، ربّ و مدبّر عالم فقط خداست<ref>«گفت: (نه،) بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آنها را پدید آورده است و من بر این گواهم» سوره انبیاء، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۵ ـ ۲۰۸؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref>
# شرک در [[حاکمیت]]: [[قرآن کریم]] از [[فرمانروایی]] بر عالم، به "[[مُلک]]" تعبیر کرده<ref> تفسیر نسفی، ج۱، ص۵۵۱؛ تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۸۶۴.</ref> و هرگونه شرک در آن را از غیر خدا نفی کرده<ref>سوره اسراء، آیه ۱۱۱.</ref> و این حاکمیت را مختص خداوند دانسته است<ref>سوره مائده، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۸ ـ ۲۰۹.</ref>
# '''شرک در [[حاکمیت]]:''' [[قرآن کریم]] از [[فرمانروایی]] بر عالم، به "[[مُلک]]" تعبیر کرده<ref> تفسیر نسفی، ج۱، ص۵۵۱؛ تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۸۶۴.</ref> و هرگونه شرک در آن را از غیر خدا نفی کرده<ref>سوره اسراء، آیه ۱۱۱.</ref> و این حاکمیت را مختص خداوند دانسته است<ref>سوره مائده، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۸ ـ ۲۰۹.</ref>
# [[شرک عبادی]]: شرک عبادی به معنای نهایت [[خضوع]] و تذلل [[انسان]] در برابر کسانی است که آنها را در [[تدبیر]] برخی [[شئون]] عالم اثرگذار و مستقل بداند<ref>معالم التوحید فی القرآن، ص۳۸۴.</ref>. از آنجا که این شرک در عمل [[ظهور]] می‌یابد، به آن "شرک عملی" نیز گفته‌اند<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۹ ـ ۲۱۱؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref>
# '''[[شرک عبادی]]:''' شرک عبادی به معنای نهایت [[خضوع]] و تذلل [[انسان]] در برابر کسانی است که آنها را در [[تدبیر]] برخی [[شئون]] عالم اثرگذار و مستقل بداند<ref>معالم التوحید فی القرآن، ص۳۸۴.</ref>. از آنجا که این شرک در عمل [[ظهور]] می‌یابد، به آن "شرک عملی" نیز گفته‌اند<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۰۹ ـ ۲۱۱؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref>


== [[شرک خفی]] و جلی ==
== [[شرک خفی]] و جلی ==
شرک جلی یا شرک بزرگ عبارت است از شریک قرار دادن برای خداوند و شرک خفی یا کوچک در برابر شرک جلیّ و بزرگ بدین معناست که انسان به رغم [[اعتقاد]] به [[انواع توحید]]، به مراتب عالی آن دست نیافته و از این‌رو در [[باور]] و [[رفتار]] گرفتار نوعی شرک پوشیده و مخفی است.
شرک جلی یا شرک بزرگ عبارت است از شریک قرار دادن برای خداوند و شرک خفی یا کوچک در برابر شرک جلیّ و بزرگ بدین معناست که انسان به رغم [[اعتقاد]] به [[انواع توحید]]، به مراتب عالی آن دست نیافته و از این‌رو در [[باور]] و [[رفتار]] گرفتار نوعی شرک پوشیده و مخفی است.


شرک خفیّ همانند شرک جلیّ در هر دو قلمرو [[عقیده]] و عمل تحقق‌پذیر است و در مقابل مفهوم [[اخلاص]] قرار دارد که [[پاک]] کردن [[نیت]] و عمل برای خداست. این گونه شرک برخلاف شرک جلیّ در قلمرو [[مؤمنان]] دست‌نایافته به درجات [[خالص]] [[ایمان]] مطرح است، از این رو موجب خروج از قلمرو ایمان و [[اسلام]] نمی‌شود و از آنجا که اندکی از مؤمنان به مراتب عالی [[توحید]] و ایمان[[دست]] می‌یابند، بیشتر مؤمنان به گونه‌ای گرفتار این شرک‌اند. [[فرمان]] [[قرآن کریم]] بر [[ایمان آوردن]] مؤمنان با این [[هدف]] است که مؤمنان به مراحل [[برتر]] ایمان و توحید دست یابند و ایمان خود را افزایش دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref> نک: المیزان، ج۵، ص۱۱۲. </ref> در [[روایات]]، مخفی بودن این شرک به [[راه رفتن]] مورچه‌ای در شب تاریک بر سنگی سیاه [[تشبیه]] شده که [[آگاهی]] از آن بسیار دشوار است<ref>الدر المنثور، ج۲، ص۱۷؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۲. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> به [[آلوده]] بودن بیشتر [[مؤمنان]] به گونه‌ای از شرک اشاره دارد و خطاب به [[رسول خدا]] {{صل}}تأکید می‌کند که بیشتر [[مردم]] به [[خدا]] [[ایمان]] نمی‌آورند، مگر اینکه در همان حال مشرک‌اند. مراد از شرک در این آیه، [[شرک خفی]] است که با ایمان جمع می‌شود<ref> المیزان، ج۱۱، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>
شرک خفیّ همانند شرک جلیّ در هر دو قلمرو [[عقیده]] و عمل تحقق‌پذیر است و در مقابل مفهوم [[اخلاص]] قرار دارد که [[پاک]] کردن [[نیت]] و عمل برای خداست. این گونه شرک برخلاف شرک جلیّ در قلمرو [[مؤمنان]] دست‌نایافته به درجات [[خالص]] [[ایمان]] مطرح است، از این رو موجب خروج از قلمرو ایمان و [[اسلام]] نمی‌شود و از آنجا که اندکی از مؤمنان به مراتب عالی [[توحید]] و ایمان[[دست]] می‌یابند، بیشتر مؤمنان به گونه‌ای گرفتار این شرک‌اند. [[فرمان]] [[قرآن کریم]] بر [[ایمان آوردن]] مؤمنان با این [[هدف]] است که مؤمنان به مراحل [[برتر]] ایمان و توحید دست یابند و ایمان خود را افزایش دهند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر او ایمان بیاورید» سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>.<ref> نک: المیزان، ج۵، ص۱۱۲. </ref> در [[روایات]]، مخفی بودن این شرک به [[راه رفتن]] مورچه‌ای در شب تاریک بر سنگی سیاه [[تشبیه]] شده که [[آگاهی]] از آن بسیار دشوار است<ref>الدر المنثور، ج۲، ص۱۷؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۲. </ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«و بیشتر آنها که (در ظاهر) به خداوند ایمان می‌آورند (در باطن همچنان) مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> به [[آلوده]] بودن بیشتر [[مؤمنان]] به گونه‌ای از شرک اشاره دارد و خطاب به [[رسول خدا]] {{صل}}تأکید می‌کند که بیشتر [[مردم]] به [[خدا]] [[ایمان]] نمی‌آورند، مگر اینکه در همان حال مشرک‌اند. مراد از شرک در این آیه، [[شرک خفی]] است که با ایمان جمع می‌شود<ref> المیزان، ج۱۱، ص۲۷۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۲۸.</ref>


== عوامل شرک ورزی ==
== عوامل شرک ورزی ==
# [[جهالت]] (بی‌عقلی و [[نادانی]]): بسیاری از [[آیات قرآن کریم]]، [[جهل]] را منشأ شرک شناسانده‌اند. جهل در برابر [[عقل]] به معنای [[سفاهت]] و حماقت است و همان‌گونه که عقل به نظری (نیروی عهده‌دار فهم و [[اندیشه]]) و عملی (نیروی عهده‌دار [[عزم]] و [[اراده]]) قسمت می‌شود،<ref>حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، ص۳۵.</ref> جهل نیز همین دو قسم را دارد: جهلی که عامل شرک است در برابر [[عقل عملی]] قرار دارد و این [[جهل]] با برخورداری از [[علم]] و [[دانش]] سازگار است.
# '''[[جهالت]] (بی‌عقلی و [[نادانی]]):''' بسیاری از [[آیات قرآن کریم]]، [[جهل]] را منشأ شرک شناسانده‌اند. جهل در برابر [[عقل]] به معنای [[سفاهت]] و حماقت است و همان‌گونه که عقل به نظری (نیروی عهده‌دار فهم و [[اندیشه]]) و عملی (نیروی عهده‌دار [[عزم]] و [[اراده]]) قسمت می‌شود،<ref>حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، ص۳۵.</ref> جهل نیز همین دو قسم را دارد: جهلی که عامل شرک است در برابر [[عقل عملی]] قرار دارد و این [[جهل]] با برخورداری از [[علم]] و [[دانش]] سازگار است.
# [[هوای نفس]]: از عوامل مهم شرک‌ورزی، [[پیروی از هوای نفس]] است. [[خواهش‌های نفسانی]] مشرکان را به اتخاذ آلهه می‌کشانند<ref>سوره نجم، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا هواپرستانِ حق‌گریز، با پذیرش [[توحید]] و قبول دعوت انبیا باید در حصار حدود و قواعد [[شرعی]] قرار گیرند، درحالی که آنان می‌خواهند بی‌قید و رها باشند و در [[پیروی]] از نفس اماره هیچ محدودیتی نداشته باشند<ref>سوره قیامه، آیه ۵.</ref>.
# '''[[هوای نفس]]:''' از عوامل مهم شرک‌ورزی، [[پیروی از هوای نفس]] است. [[خواهش‌های نفسانی]] مشرکان را به اتخاذ آلهه می‌کشانند<ref>سوره نجم، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا هواپرستانِ حق‌گریز، با پذیرش [[توحید]] و قبول دعوت انبیا باید در حصار حدود و قواعد [[شرعی]] قرار گیرند، درحالی که آنان می‌خواهند بی‌قید و رها باشند و در [[پیروی]] از نفس اماره هیچ محدودیتی نداشته باشند<ref>سوره قیامه، آیه ۵.</ref>.
# حس‌گرایی: کسانی که از قلمرو امور [[حسّی]] فراتر نمی‌روند و از [[ادراک]] معارف ماورای طبیعت محروم‌اند در مواجهه با چنین معارفی اصل آن را منکر می‌شوند و در صورت پذیرش، آن معارف متعالی را در حدّ [[حسّ]] تنزل می‌دهند.
# '''حس‌گرایی:''' کسانی که از قلمرو امور [[حسّی]] فراتر نمی‌روند و از [[ادراک]] معارف ماورای طبیعت محروم‌اند در مواجهه با چنین معارفی اصل آن را منکر می‌شوند و در صورت پذیرش، آن معارف متعالی را در حدّ [[حسّ]] تنزل می‌دهند.
# [[تعصب]] و [[تقلید]] از نیاکان: [[تبعیت]] از بزرگان و [[تعصب]] به پیشینیان از عوامل و زمینه‌های [[بت‌پرستی]] مشرکان بود<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۰.</ref>. نکوهش [[قرآن]] از تقلید پدران از این روست که اساساً در مسائل [[عقیدتی]] و اساس دین، [[تقلید]] روا نیست؛ زیرا مانع [[تعقل]] و کسب معرفت است و شخص به جای [[اندیشه]] و تعقل، [[معتقدات]] خود را از دیگران می‌گیرد. افزون بر اینکه مشرکان با تعصب‌های شدید قومی و با عدم بهره‌گیری از [[خردورزی]] بدون هیچ [[تأمّل]] و تفکّری بر آراء و [[تفکرات]] نیاکان خود پای می‌فشردند.
# '''[[تعصب]] و [[تقلید]] از نیاکان:''' [[تبعیت]] از بزرگان و [[تعصب]] به پیشینیان از عوامل و زمینه‌های [[بت‌پرستی]] مشرکان بود<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۰.</ref>. نکوهش [[قرآن]] از تقلید پدران از این روست که اساساً در مسائل [[عقیدتی]] و اساس دین، [[تقلید]] روا نیست؛ زیرا مانع [[تعقل]] و کسب معرفت است و شخص به جای [[اندیشه]] و تعقل، [[معتقدات]] خود را از دیگران می‌گیرد. افزون بر اینکه مشرکان با تعصب‌های شدید قومی و با عدم بهره‌گیری از [[خردورزی]] بدون هیچ [[تأمّل]] و تفکّری بر آراء و [[تفکرات]] نیاکان خود پای می‌فشردند.
# [[زمامداران]] [[ستمگر]]: [[حاکمان ستمگر]] در جبهه مقابل پیامبران، همواره در راستای منافع خود در جهت اشاعه شرک و [[پایداری]] بر آن کوشیده‌اند؛ از جمله [[فرعون]] به [[دفاع]] از [[آیین]] بت‌پرستی برخاست و از [[مردم]] خواست دست او را در کشتن [[موسی]] باز بگذارند تا او [[دین]] مردم را [[تغییر]] ندهد<ref>سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> سردمداران [[حکومت]] او نیز در راستای تثبیت بت‌پرستی از فرعون خواستند با موسی {{ع}}برخورد کند؛ زیرا او فرعون و خدایان را رها کرده است<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲۷.</ref>.
# '''[[زمامداران]] [[ستمگر]]:''' [[حاکمان ستمگر]] در جبهه مقابل پیامبران، همواره در راستای منافع خود در جهت اشاعه شرک و [[پایداری]] بر آن کوشیده‌اند؛ از جمله [[فرعون]] به [[دفاع]] از [[آیین]] بت‌پرستی برخاست و از [[مردم]] خواست دست او را در کشتن [[موسی]] باز بگذارند تا او [[دین]] مردم را [[تغییر]] ندهد<ref>سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> سردمداران [[حکومت]] او نیز در راستای تثبیت بت‌پرستی از فرعون خواستند با موسی {{ع}}برخورد کند؛ زیرا او فرعون و خدایان را رها کرده است<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲۷.</ref>.
# [[غلو]]: [[غلوّ]] درباره پیام‌آوران الهی، از ریشه‌های اصلی شرک به شمار می‌آید. [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] گرچه مظهر [[اسمای الهی]] و دارای چنان کمالی هستند که هرگز شناخت کامل [[منزلت]] آنان مقدور انسان‌های عادی نیست، با این حال [[عبد]] و مربوب‌اند. این منزلت موجب شده است عدّه‌ای به غلوّ گرفتار شده و پیامبران را از قلمرو مربوب و ممکن بودن به [[مقام]] [[ربوبی]] و [[واجب]] بالا برند.
# '''[[غلو]]:''' [[غلوّ]] درباره پیام‌آوران الهی، از ریشه‌های اصلی شرک به شمار می‌آید. [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] گرچه مظهر [[اسمای الهی]] و دارای چنان کمالی هستند که هرگز شناخت کامل [[منزلت]] آنان مقدور انسان‌های عادی نیست، با این حال [[عبد]] و مربوب‌اند. این منزلت موجب شده است عدّه‌ای به غلوّ گرفتار شده و پیامبران را از قلمرو مربوب و ممکن بودن به [[مقام]] [[ربوبی]] و [[واجب]] بالا برند.
# [[ربوبیت]] پنداری: شرک [[ربوبی]] از عوامل و ریشه‌های [[شرک عبادی]] است. از آنجا که [[مشرکان]] [[ربوبیّت]] آلهه را [[باور]] داشتند، خود را به [[عبادت]] آنها موظف می‌دانستند و در مقابل از خدایان [[انتظار]] داشتند که به اقتضای ربوبیتشان سودهای بیشتری به آنها داده و زیان‌هایی را دفع کنند. بنابراین جلب منفعت از سوی آلهه، از عوامل اساسی [[عبادت]] آنها به شمار می‌آمد. دستیابی به [[شفاعت]] [[بت‌ها]] از انگیزه‌های عبادت [[مشرکان]] بوده است<ref>سوره یونس، آیه ۱۸.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج۲، ص۶۶۶، "توحید در قرآن".</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۱۶ ـ ۲۲۴.</ref>
# '''[[ربوبیت]] پنداری:''' شرک [[ربوبی]] از عوامل و ریشه‌های [[شرک عبادی]] است. از آنجا که [[مشرکان]] [[ربوبیّت]] آلهه را [[باور]] داشتند، خود را به [[عبادت]] آنها موظف می‌دانستند و در مقابل از خدایان [[انتظار]] داشتند که به اقتضای ربوبیتشان سودهای بیشتری به آنها داده و زیان‌هایی را دفع کنند. بنابراین جلب منفعت از سوی آلهه، از عوامل اساسی [[عبادت]] آنها به شمار می‌آمد. دستیابی به [[شفاعت]] [[بت‌ها]] از انگیزه‌های عبادت [[مشرکان]] بوده است<ref>سوره یونس، آیه ۱۸.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج۲، ص۶۶۶، "توحید در قرآن".</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۱۶ ـ ۲۲۴.</ref>


== پیامدهای شرک ==
== پیامدهای شرک ==
بر اساس [[آموزه‌های قرآن کریم]]، شرک آثار شوم گسترده‌ای در [[زندگی]] و [[سرنوشت انسان]] دارد. شماری از این پیامدها بدین شرح‌اند:
بر اساس [[آموزه‌های قرآن کریم]]، شرک آثار شوم گسترده‌ای در [[زندگی]] و [[سرنوشت انسان]] دارد. شماری از این پیامدها بدین شرح‌اند:
# کوری [[باطن]]: [[مشرک]] بر اثر [[اعراض]] از [[توحید]] و رو آوردن به اوهامِ شرک، خود را در شرایطی قرار داده است که نه می‌تواند از دیدن خویشتن و مشاهده [[آیات انفسی]] بهره‌مند شود و نه از [[رؤیت]] [[حقیقت]] [[جهان هستی]] و [[آیات آفاقی]] حظّی ببرد<ref>سوره یس، آیه ۸ و ۹.</ref>،.
# '''کوری [[باطن]]:''' [[مشرک]] بر اثر [[اعراض]] از [[توحید]] و رو آوردن به اوهامِ شرک، خود را در شرایطی قرار داده است که نه می‌تواند از دیدن خویشتن و مشاهده [[آیات انفسی]] بهره‌مند شود و نه از [[رؤیت]] [[حقیقت]] [[جهان هستی]] و [[آیات آفاقی]] حظّی ببرد<ref>سوره یس، آیه ۸ و ۹.</ref>،.
# بی‌پناهی و [[تحیر]]: از نگاه [[قرآن کریم]]، پناه بردن به غیر خدا و [[برگزیدن]] [[بت‌ها]] به [[سرپرستی]] و [[تدبیر امور]] خود مانند بنا کردن [[خانه]] عنکبوت است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۳۸۵.</ref> خانه‌ای که به سبب بنیانی [[سست]]، صاحب خود را از گزند حوادث [[حفظ]] نمی‌کند<ref>سوره عنکبوت، آیه ۴۱.</ref> [[مشرک]] به سبب بی‌پناهی و بلاتکلیفی همواره در [[اضطراب]] و تحیر است و [[آرامش]] ندارد.
# '''بی‌پناهی و [[تحیر]]:''' از نگاه [[قرآن کریم]]، پناه بردن به غیر خدا و [[برگزیدن]] [[بت‌ها]] به [[سرپرستی]] و [[تدبیر امور]] خود مانند بنا کردن [[خانه]] عنکبوت است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۳۸۵.</ref> خانه‌ای که به سبب بنیانی [[سست]]، صاحب خود را از گزند حوادث [[حفظ]] نمی‌کند<ref>سوره عنکبوت، آیه ۴۱.</ref> [[مشرک]] به سبب بی‌پناهی و بلاتکلیفی همواره در [[اضطراب]] و تحیر است و [[آرامش]] ندارد.
# [[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]: [[خداوند]] هر گناهی جز شرک را می‌بخشاید و [[مشرک]] هرگز مشمول [[مغفرت]] او نیست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref>.
# '''[[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]:''' [[خداوند]] هر گناهی جز شرک را می‌بخشاید و [[مشرک]] هرگز مشمول [[مغفرت]] او نیست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref>.
# [[حبط اعمال]]: همه [[اعمال]] مشرکان بر اثر شرک نابود می‌گردد و در نتیجه آنان هیچ عمل صالحی ندارند تا با ترازوی [[حق]] سنجیده شود، از همین‌رو در [[قیامت]] برای توزین اعمال منکران توحید<ref>التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۱۹.</ref>، سنجه و میزانی [[نصب]] نمی‌شود و سزای آنان به [[جرم]] [[کفر]] و ریشخند به [[پیامبران]] و [[آیات الهی]]، [[دوزخ]] است<ref>سوره کهف، آیه ۱۰۵.</ref>.
# '''[[حبط اعمال]]:''' همه [[اعمال]] مشرکان بر اثر شرک نابود می‌گردد و در نتیجه آنان هیچ عمل صالحی ندارند تا با ترازوی [[حق]] سنجیده شود، از همین‌رو در [[قیامت]] برای توزین اعمال منکران توحید<ref>التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۱۹.</ref>، سنجه و میزانی [[نصب]] نمی‌شود و سزای آنان به [[جرم]] [[کفر]] و ریشخند به [[پیامبران]] و [[آیات الهی]]، [[دوزخ]] است<ref>سوره کهف، آیه ۱۰۵.</ref>.
# [[خواری]] و ناکامی: نتیجه [[پرستش]] و [[شریک]] قرار دادن غیر [[خدا]]، زمین‌گیر شدن و خواری است<ref>سوره اسراء، آیه ۲۲.</ref>.
# '''[[خواری]] و ناکامی:''' نتیجه [[پرستش]] و [[شریک]] قرار دادن غیر [[خدا]]، زمین‌گیر شدن و خواری است<ref>سوره اسراء، آیه ۲۲.</ref>.
# [[عذاب اخروی]]: [[عذاب]] [[دوزخ]] از پیامدهای شرک به خداست: {{متن قرآن|فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ}}<ref>«پس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) مخوان که از عذاب‌شدگان باشی» سوره شعراء، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۲۴ ـ ۲۲۸.</ref>
# '''[[عذاب اخروی]]:''' [[عذاب]] [[دوزخ]] از پیامدهای شرک به خداست: {{متن قرآن|فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ}}<ref>«پس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) مخوان که از عذاب‌شدگان باشی» سوره شعراء، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]، ص۲۲۴ ـ ۲۲۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۱۰

ویرایش