تحریم اقتصادی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۴۰۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ آوریل ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اقتصاد | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مفهوم‌شناسی حصر و محاصره== حصر در اصل لغت عربی به قبض شکم و یبوست و همچنین محکم و سخت بستن چیزی از همه جوانب به طوری که هیچ‌گونه راه خروجی نداشته باشد، گفته...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۹: خط ۶۹:
سرانجام وضع [[مسلمانان]] و بنی‌هاشم به حدی رسید که بعضی از [[سران قریش]] را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که [[عهدنامه]] را ملغی سازند. در همین [[زمان]]، [[پیامبر]] به [[علم الهی]]، [[ابوطالب]] را از خورده شدن [[پیمان]] [[مشرکین]] توسط موریانه [[آگاه]] کرد. این یکی از [[معجزات پیامبر]] بود؛ زیرا هیچ کس، در [[کعبه]] را نگشوده بود.
سرانجام وضع [[مسلمانان]] و بنی‌هاشم به حدی رسید که بعضی از [[سران قریش]] را تحت تاثیر قرار داد و تصمیم گرفتند که [[عهدنامه]] را ملغی سازند. در همین [[زمان]]، [[پیامبر]] به [[علم الهی]]، [[ابوطالب]] را از خورده شدن [[پیمان]] [[مشرکین]] توسط موریانه [[آگاه]] کرد. این یکی از [[معجزات پیامبر]] بود؛ زیرا هیچ کس، در [[کعبه]] را نگشوده بود.
وقتی [[مشرکان]]، پیمان را بیرون آوردند، [[مشاهده]] کردند که موریانه تمام عهدنامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسائل سبب شد که [[تعهد]] [[قریش]] از بین برود و بنی‌هاشم بار دیگر [[آزاد]] شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و [[خدیجه]] درگذشتند.<ref>نگاه کنید: سیره رسول خدا‏، ص۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن]]</ref>
وقتی [[مشرکان]]، پیمان را بیرون آوردند، [[مشاهده]] کردند که موریانه تمام عهدنامه را به جز عنوان «بسمک اللهم» خورده است. مجموع این مسائل سبب شد که [[تعهد]] [[قریش]] از بین برود و بنی‌هاشم بار دیگر [[آزاد]] شدند. اندکی پس از بیرون آمدن از شعب دو تن از عزیزترین افراد پیامبر یعنی ابوطالب و [[خدیجه]] درگذشتند.<ref>نگاه کنید: سیره رسول خدا‏، ص۳۶۱، فروغ ابدیت، سبحانی، ج ۱، ص۳۵۳، به نقل از تاریخ طبری، ج ۲، ص۷۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن]]</ref>
==[[اسراف]] و [[تبذیر]] در [[خدمت]] [[تحریم]]==
هر [[اجتماعی]] با دو ستون اصلی، [[فرهنگ]] و [[اقتصاد]] سرپا می‌شود؛ زیرا از یک سو، فرهنگ، تأمین‌کننده [[آرامش روانی]]، اصول [[معنوی]]، [[مبانی فکری]] و [[فلسفی]] [[زندگی]] و از سوی دیگر، اقتصاد تأمین‌کننده [[آسایش]] [[بدنی]] و نیازهای [[زندگی مادی]] و [[دنیوی]] [[بشر]] است.
از نظر [[قرآن]]، هر اجتماعی از امت‌های [[انسانی]]، زمانی شکل می‌گیرد که تأمین‌کننده [[سعادت]] با دو عنصر [[آرامش]] و آسایش باشد. بنابراین [[فلسفه زندگی]] چیزی جز سعادت نیست. از همین رو، هر اجتماعی سبک‌هایی از زندگی را [[انتخاب]] می‌کند که بتواند با بهره‌گیری از آنها، سعادت را تأمین کند.
بی‌گمان [[مال]] و اقتصاد، همچون ستون اصلی [[خیمه]] [[اجتماع]] عمل می‌‌کند. از این‌رو [[مدیریت اقتصادی]] و [[حفظ]] و صیانت از [[اموال]] یک [[واجب شرعی]] است که [[کشف]] این [[وجوب شرعی]] از طریق [[عقل سلیم]] و نقل [[وحیانی]] امکان‌پذیر است.
از نظر [[آموزه‌های وحیانی]]، به سبب «قوام» بودن اقتصاد که اجتماع انسانی بر آن [[استوار]] است، هر گونه [[رفتار]] و کاری که «اقتصاد» و «مال» را نابود می‌کند و به نوعی موجب [[کفران نعمت]] می‌‌شود، به عنوان [[حرام]] ممنوع شده است.
هر کسی در مال خویش مجاز است تا به گونه‌ای [[تصرف]] کند که در راستای بهره‌گیری درست و مفید از اقتصاد و مال و نیز حفظ و صیانت از آن باشد؛ زیرا [[شکر]] هر نعمتی، استفاده درست و مناسب از آن [[نعمت]] در راستای تأمین اهداف و [[حکمت آفرینش]] است. بنابراین، حتی اگر [[عاقل]] و بالغی از روی [[علم]] و عمد بخواهد در مال به گونه‌ای تصرف کند که از مصادیق کفران نعمت باشد، از آن منع می‌شود و به عنوان حرام و [[گناه]] از آن بازداشته می‌شود.
به عنوان نمونه، هر‌گونه اسراف و [[زیاده‌روی]] در مال از سوی عاقل عالم عامد حرام و گناه دانسته شده است؛ زیرا نوعی کفران نعمت، بلکه نابود کردن ستون اصلی اجتماع است که اجتماع بدان استوار است. [[خدا]] در قرآن بصراحت می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ}}<ref>«اسراف مکنید؛ زیرا خدا مسرفان را دوست نمی‌دارد» سوره انعام، آیه ۱۴۱.</ref>
همچنین در جایی دیگر می‌‌فرماید: ای [[فرزندان آدم]]! [[زینت]] خود را به هنگام رفتن به [[مسجد]]، با خود بردارید! و<ref>از نعمت‌های الهی</ref> بخورید و بیاشامید، ولی [[اسراف]] نکنید که [[خداوند]] [[مسرفان]] را [[دوست]] نمی‌دارد!<ref>اعراف، آیه ۳۱</ref>
پس اگر [[خوردن و آشامیدن]] به معنای [[تصرف]] [[مباح]] در [[اموال]] خویش، مجاز دانسته شده است، این نباید همراه با اسراف و [[زیاده‌روی]] در خوردن و [[نوشیدن]] باشد.
از آنجا که [[دشمنان]] [[امت اسلام]]، تلاش می‌کنند تا به بنیادهای [[امت]] یعنی «[[فرهنگ]]» و «[[اقتصاد]]» ضربه بزنند، [[تهاجم]] همه جانبه‌ای را علیه این و ستون‌های اصلی آغاز کرده‌اند. این‌گونه است که «[[تهاجم فرهنگی]]» و «تحریم اقتصادی» در دستور کار [[دشمنان اسلام]] که از [[ظالمان]] و [[مستکبران]] [[جهانی]] هستند، قرار گرفته است.
براساس [[تعالیم قرآن]]، گروه‌هایی از اقشار امت از جمله «[[منافقان]]» و «[[سست ایمان]] ها» در راستای [[خدمت‌رسانی]] به [[شیاطین]] استکباری قرار می‌گیرند و با [[اعمال]] و رفتارهای مخرب گوناگون به قوام‌بخش‌های [[اجتماع]] و امت اسلام از فرهنگ و اقتصاد ضربه می‌‌زنند. از جمله فعالیت‌های مخرب آنان، می‌‌توان به [[شایعه‌سازی]] و [[شایعه‌پراکنی]] برای [[تضعیف]] [[روحیه]] و روان [[مؤمنان]] و [[مسلمانان]] اشاره کرد که موجب شود تا لرزه‌های [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] و [[امنیتی]] در اجتماع بیفتد.<ref>احزاب، آیه ۶۰</ref>
همچنین ممکن است برخی از مسلمانان خواسته و ناخواسته در [[خدمت]] اهداف [[دشمن]] قرار گیرند و با «[[مصرف‌گرایی]]»، «[[تجمل‌گرایی]]»، «اسراف و زیاده‌روی در [[مصرف]]» آسیب‌های جدی به ستون اقتصادی اجتماع وارد سازند. [[خدا]] به مؤمنان این هشدار را می‌دهد که این کارها از جمله عوامل تقرب‌زدا است؛ زیرا [[مسلمانی]] که خواهان [[محبت الهی]] و محبوب شدن است، با چنین [[رفتاری]] اگر چه [[بغض]] [[الهی]] را برای خود نمی‌خرد، ولی محبت الهی را نیز نصیب خود نخواهد ساخت.<ref>انعام، آیه ۱۴۱؛ اعرف، آیه ۳۱</ref>
از نظر [[قرآن]]، بدتر از مسرفان کسانی هستند که [[تبذیر]] می‌کنند؛ تبذیر به معنای ریخت و پاش است؛ پس کسی که تبذیر می‌کند، در خوردن و آشامیدن زیاده‌روی و اسراف نمی‌کند، بلکه خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها را دور می‌ریزد، بی‌آنکه خود یا دیگران بتوانند از آن استفاده کنند.
[[خدا]] در [[قرآن]]، با [[تهدید]] نسبت به مبذران، آنان را «اخوان الشیاطین» معرفی می‌کند و می‌فرماید: به [[راستی]] که مبذران، [[برادران]] [[شیطان‌ها]] هستند؛ و [[شیطان]] همواره نسبت به پروردگارش [[ناسپاس]] بوده است.<ref>اسراء، آیه ۲۷</ref>
بر اساس [[آموزه‌های قرآن]]، [[مسلمانان]] نسبت به هم [[برادر دینی]] هستند: انما المؤمنون اخوهًْ.<ref>حجرات، آیه ۱۰</ref> از آثار این [[برادری]] این است که نسبت به هم «[[ایثار]]»<ref>حشر، آیات ۸ و ۹</ref> دارند و با [[احسان]] و [[اکرام]] با هم [[رفتار]] می‌کنند و [[همکاری]] دارند.<ref>مائده، آیه ۲</ref> همین حالت در میان «اخوان الشیاطین» است؛ یعنی آنان برای تحقق اهداف شیطان تلاش می‌کنند و در [[خدمت]] آن هستند. از همین رو «[[تعاون]] بر [[اثم]] و [[عدوان]]»<ref>مائده، آیه ۲</ref> دارند و هر آن چه که [[رهبری]] و [[نظام اسلامی]] دستور می‌دهد، برخلاف آن عمل می‌کنند و [[معصیت]] و [[عصیان]] نسبت به دستورهای [[رهبر دینی]] [[جامعه]] را در دستور کار قرار می‌دهند.<ref>ممتحنه، آیه ۸</ref>
کسانی در [[امت اسلام]] به عنوان ایادی شیطان و [[مستکبران]] [[جهانی]] عمل می‌کنند که از مهم‌ترین آنها می‌توان به [[مسرفان]] و مبذران اشاره کرد که قوام [[اجتماع]] و [[مردم]] را با رفتارهای نادرست [[اقتصادی]] به خطر می‌اندازند و در [[حقیقت]] در خدمت اهداف [[دشمن]] از جمله تاثیرگذاری تحریم‌های اقتصادی هستند. از همین رو تبذیرکنندگان را به عنوان «اخوان الشیاطین» معرفی می‌کنند تا مردم با [[شناخت]] این دسته از دوست‌نمایان همراه و همکار و همگام با دشمن، نسبت به آنان واکنش طردی و منفی داشته باشند و به [[مبارزه]] با عوامل و [[ایادی دشمن]] در داخل [[امت]] بپردازند.
[[احزاب]] و [[اولیای شیطان]] در خدمت تحریم اقتصادی
خدا در قرآن به [[سست]] [[ایمان‌ها]] هشدار می‌دهد که نمی‌توانند خود را جزو «[[حزب‌الله]]» بدانند، در حالی که به جای [[دشمنی با دشمنان خدا]] و [[رسول]] و امت، با [[مودت]] و [[دوستی]]، دلبسته آنان هستند؛ زیرا کسی که از امت [[حزب‌الله]] است، به جای [[مودت]] نسبت با [[دشمنان]] [[امت]]، آنان را [[دشمن]] می‌دارند. بنابراین، هرگونه رابطه [[مودت]] میان [[امت اسلام]] با [[دشمنان اسلام]] و [[نظام اسلامی]]، به معنای خروج از [[امت]] [[حزب‌الله]] و دخول به حزب‌الشیطان است.<ref>مجادله، آیه ۲۲</ref>
«حزب‌الله» کسی است که در همه امور از جمله مسائل [[اقتصادی]] بر اساس [[آموزه‌های قرآن]] و فرمان‌های [[رهبری]] امت عمل می‌کند<ref>مجادله، آیه ۲۲</ref>؛ اما کسانی که برخلاف این اصول [[رفتار]] و عمل می‌کنند، از حزب‌الله به حزب‌الشیطان درآمده‌اند.
[[خدا]] به امت اسلام هشدار می‌دهد که [[حزب شیطان]] و اولیای او، [[دشمن]] امت هستند و نباید [[گمان]] کرد که این «توهم» است، بلکه واقعیتی است آشکار که هیچ شکی و ریبی در آن نیست؛ بنابراین، می‌بایست با مبذران و [[مسرفان]] به عنوان اخوان الشیاطین دشمن روبه‌رو شود و به سخنان و [[اعمال]] آنان به عنوان رفتار دشمنانه نگریست و واکنش نشان داد.<ref>فاطر، آیه ۶</ref>
از آنجا که مسرفان و مبذران در حوزه اقتصادی، خدا و [[فرمان‌های الهی]] را فراموش کرده‌اند، از امت اسلام و حزب‌الله بیرون رفته و جزو حزب‌الشیطان درمی‌آیند و این‌گونه [[اهل]] [[خسران]] می‌شوند.<ref>مجادله، آیه ۱۹</ref>
برخی از این [[دوستان]]، [[برادران]]، [[اولیاء]] و [[احزاب]] [[شیطان]]، در [[خدمت]] شیطان به [[شایعه‌سازی]] می‌پردازند و تلاش می‌کنند تا تحریم‌های اقتصادی [[دشمنان]] را به گونه‌ای نشان دهند که [[مردم]] دلسرد شده و [[امید]] خود را از دست دهند و گمان کنند که می‌میرند.<ref>توبه، آیه ۲۸</ref> در حالی که همین تحریم‌ها می‌تواند [[عامل رشد]] و [[پیشرفت]] امت باشد؛ زیرا وقتی امت تحت ولایت‌الله است، از [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] بهره‌مند می‌شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|برادران شیطان و تحریم اقتصادی]]</ref>
==تاثیرگذاری علل و اسباب با [[اذن خداوند]]==
از نظر [[قرآن]]، اسباب و وسایل، امر مهمی در ساختار طبیعت [[دنیوی]] است؛ اما این‌گونه نیست که اسباب، خود بخود بدون [[مشیت]] و [[حکمت الهی]] تاثیرگذار باشد؛ بلکه هر تاثیری اگر برای اسباب و وسایل است، بر اساس مشیت و [[حکمت]] و [[اذن الهی]] باید باشد.
توضیح اینکه حکمت الهی این است که مثلا [[آتش]] بسوزاند و بر اساس همین حکمت و [[فلسفه]]، خدا مشیت کرده تا آتش بسوزاند و چنین اثری را برای آن قرار داده است. این‌گونه است که [[سنت]] و [[قانون]] [[تکوینی]] [[الهی]]، سوخت برای [[آتش]] یا چربی برای روغن است؛ اما این بدن معنا نیست که [[قانون]] و [[سنت الهی]] بر خود [[خدا]] [[حاکم]] شود و دیگر به مانند یک [[ساعت]] خودکار عمل کند و خدا نتواند هیچ تصرفی در آن داشته باشد، بلکه اگر [[حکمت]] و [[مشیت]] و سنت الهی بر این قرار گرفته که آتش بسوزاند، این زمانی خواهد بود که همراه با [[اذن الهی]] باشد. بنابراین، خدا به عنوان حاکم بر [[قوانین]] و [[سنت‌ها]]، می‌تواند جلوی تاثیر آتش را بگیرد و [[اجازه]] [[سوزاندن]] ندهد؛ چنانکه درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} چنین کرد و اجازه نداد که آتش او را بسوزاند.<ref>انبیاء، آیه ۶۹</ref>
از همین رو در [[کلام اسلامی]] سخن از «یحب عنه» به جای «یحب علیه» است؛ یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نمی‌شود، بلکه باید گفت مثلا از خدا [[ظلم]] صادر نمی‌شود.
با توجه به آنچه بیان شد، باید دانست که اسباب و وسایل تا جایی [[کارایی]] دارد که اذن الهی مبتنی بر حکمت و [[مشیت الهی]] با آن همراه باشد؛ اما وقتی خدا [[اراده]] کند می‌تواند جلوی تاثیر اسباب و وسایل را بگیرد؛ چنانکه در آتش برای ابراهیم این کار را کرد<ref>انبیاء، آیه ۶۹</ref> یا در تاثیر [[سحر]] باید این [[اذن]] باشد تا سحر تاثیرگذار باشد.<ref>بقره، آیه ۱۰۲</ref>
بر همین اساس، [[امام سجاد]]{{ع}} درباره تاثیر اسباب، به [[حکمت الهی]] اشاره می‌دهد و می‌فرماید: یا من لاتبدل حکمته الوسایل؛ ای خدایی که حکمتش را وسایل و اسباب تبدیل نمی‌دهد.<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۱۳</ref>
پس زمانی اسباب و وسایل از جمله [[دعا]] و [[دارو]] تاثیرگذار خواهد بود که برخلاف حکمت الهی نباشد؛ اگر حکمت الهی بر [[مرگ]] شخصی باشد، دعا و [[درمان]] تاثیر
نخواهد گذاشت. به سخن دیگر، اثر برای اسباب را خدا گذاشته است و همان خدا می‌تواند اثر و تاثیر اسباب و وسایل را بردارد. بنابراین، نمی‌توان تنها به [[امید]] اسباب عمل و [[رفتار]] کرد و از خدایی که اثر را برای اسباب می‌گذارد [[غافل]] شد. این نکته در داستانی که ممکن است [[روایت]] نباشد، به خوبی بیان شده است. می‌گویند: [[حضرت موسی]]{{ع}} [[دندان]] [[درد]] گرفت و به [[خدا]] [[شکایت]] کرد.
[[حق تعالی]] به او دستور داد از فلان [[گیاه]] مثلا میخک استفاده کن! حضرت چنان کرد و دندانش خوب شد. بار دیگر دندان [[موسی]] [[درد]] گرفت و همان دوا را به کار برد، ولی [[دندان حضرت]] خوب نشد!!! او از [[خداوند]] سبب را پرسید؛ خطاب [[الهی]] آمد که دفعه قبل به [[امید]] ما رفتی اما این بار به امید [[گیاه]] رفتی و از ما [[غافل]] شدی. بنابراین، ‌اگر برای تحریم‌های [[اقتصادی]] [[دشمن]] به عنوان یکی از اسباب و وسایل تاثیری می‌توان قایل شد تا زمانی است که [[حکمت الهی]] مقتضای تاثیری باشد؛ اما وقتی حکمت الهی به چیزی دیگر تعلق گیرد، اسباب و وسایل [[کارایی]] و تاثیر خود را از دست می‌دهد و [[امدادهای الهی]] به داد [[مردم]] می‌رسد؛ چنان‌که در مسئله محاصره [[امت]] موسی{{ع}} چنین شد و [[فرعون]] این [[استکبار]] زمانه، نتوانست به اهداف خویش برسد.<ref>شعراء، آیات ۶۱ تا ۶۳</ref>
از نظر [[قرآن]]، تحریم‌های اقتصادی [[دشمنان]] برای [[امت اسلام]] که تحت ولایت‌ [[الله]] قرار دارند تاثیری نخواهد گذاشت و [[خدا]] با [[امدادهای غیبی]] خویش تاثیر [[تحریم]] را از میان برمی‌دارد و از جایی که [[انسان]] [[گمان]] نمی‌کند او را [[یاری]] می‌رساند.<ref>توبه، آیه ۲۸؛ طلاق، آیات ۲ و ۳</ref>
به هر حال، در هر جامعه‌ای افرادی در [[خدمت]] اهداف دشمن آن [[اجتماع]] هستند که می‌بایست آنان را [[شناخت]] و با آنان و روش‌هایشان [[مبارزه]] کرد. بی‌گمان تجمل‌گرایان، [[مسرفان]]، مبذران، تفاخرگرایان و مانند آنان که [[اقتصاد]] امت را نابود یا بد [[مدیریت]] می‌کنند، از جمله همین ایادی [[و]] [[برادران]] و [[اولیا]] و [[احزاب]] [[شیطان]] هستند. اینان به ظاهر جزو امت و در [[باطن]] جزو [[حزب شیطان]] و ایادی او هستند و باید با آنان مبارزه کرد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|برادران شیطان و تحریم اقتصادی]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
 
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[برادران شیطان و تحریم اقتصادی (مقاله)|'''برادران شیطان و تحریم اقتصادی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|'''راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن (مقاله)|'''راهکارهای مقابله با محاصره و تحریم اقتصادی از نگاه قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۸۰٬۱۹۰

ویرایش