←دیدگاه شیعه
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = [[صحابه در قرآن]] - [[صحابه در علوم حدیث]] - [[صحابه در نهج البلاغه]] - [[صحابه در اصول فقه]] - [[صحابه در معارف دعا و زیارات]] - [[صحابه در معارف و سیره سجادی]] - [[صحابه در فقه اسلامی]] - [[صحابه در کلام اسلامی]] - [[صحابه از دیدگاه اهل سنت]] | | مداخل مرتبط = [[صحابه در قرآن]] - [[صحابه در علوم حدیث]] - [[صحابه در نهج البلاغه]] - [[صحابه در اصول فقه]] - [[صحابه در معارف دعا و زیارات]] - [[صحابه در معارف و سیره نبوی]] - [[صحابه در معارف و سیره سجادی]] - [[صحابه در فقه اسلامی]] - [[صحابه در کلام اسلامی]] - [[صحابه از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
| خط ۸۰: | خط ۷۹: | ||
# [[ثابت]] کردن "[[عدالت همه صحابه]]" به وسیله احادیثِ خود صحابه باتوجه به بطلان "دور" در منطق امری محال است؛ زیرا موجب تناقض میشود؛ یعنی "عدالت همه صحابه" پیش از پذیرش این روایات، ثابت نیست و [[اثبات]] عدالت همه صحابه به وسیله همان صحابه که [[عدالت]] آنان ثابت، نیست، دور است و دور، [[باطل]] و محال است. | # [[ثابت]] کردن "[[عدالت همه صحابه]]" به وسیله احادیثِ خود صحابه باتوجه به بطلان "دور" در منطق امری محال است؛ زیرا موجب تناقض میشود؛ یعنی "عدالت همه صحابه" پیش از پذیرش این روایات، ثابت نیست و [[اثبات]] عدالت همه صحابه به وسیله همان صحابه که [[عدالت]] آنان ثابت، نیست، دور است و دور، [[باطل]] و محال است. | ||
# هیچ یک از این روایات، بر "عدالت همه صحابه" دلالت ندارد بلکه این روایات بر دشنام ندادن به اصحاب دلالت دارد و علت دستور پیامبر بر پرهیز از دشنام گویی، نیز این بوده است که برخی اصحاب به یکدیگر دشنام میدادند و حضرت از دشنام دادن جلوگیری کردند. | # هیچ یک از این روایات، بر "عدالت همه صحابه" دلالت ندارد بلکه این روایات بر دشنام ندادن به اصحاب دلالت دارد و علت دستور پیامبر بر پرهیز از دشنام گویی، نیز این بوده است که برخی اصحاب به یکدیگر دشنام میدادند و حضرت از دشنام دادن جلوگیری کردند. | ||
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نفرمود به آنها [[دشنام]] ندهید، چون [[اصحاب]] من [[عادل]] هستند؛ بلکه پرهیز دادن از [[دشنام]] گویی تنها دستوری [[اخلاقی]] و [[فقهی]] است؛ بنابراین دلالت بر [[عادل]] بودن فردی ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نفرمود به آنها [[دشنام]] ندهید، چون [[اصحاب]] من [[عادل]] هستند؛ بلکه پرهیز دادن از [[دشنام]] گویی تنها دستوری [[اخلاقی]] و [[فقهی]] است؛ بنابراین دلالت بر [[عادل]] بودن فردی ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۰۳ ـ ۱۱۵.</ref>. | ||
بنابراین و با وجود [[آیات]] و | بنابراین و با وجود [[آیات]] و روایات معارض با [[ادله]] [[اهل سنت]] روشن میشود به هیچ وجه نمیتوان [[حکم]] به [[عدالت]] جمیع صحابه کرد. | ||
=== نکوهش صحابه در [[روایات]] === | === نکوهش صحابه در [[روایات]] === | ||
| خط ۹۰: | خط ۸۹: | ||
# رسول خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] پس از سخنرانی مفصلی فرمود: "به شما هشدار میدهم که مبادا پس از من [[مرتد]] و [[کافر]] شوید در حالی که همدیگر را به [[قتل]] میرسانید. [[آگاه]] باشید که من [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[رفتار]] شما هستم و شما از آن [[ناآگاه]] هستید"<ref>{{عربی|أَلَا لَأَعْرِفَنَّکُمْ تَرْتَدُّونَ بَعْدِی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ أَلَا إِنِّی قَدْ شَهِدْتُ وَ غِبْتُمْ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۱، ص۹۳؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۷، ص۲۹۵؛ الفتن، ابن ماجه، ح۳۹۳۱.</ref>. | # رسول خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] پس از سخنرانی مفصلی فرمود: "به شما هشدار میدهم که مبادا پس از من [[مرتد]] و [[کافر]] شوید در حالی که همدیگر را به [[قتل]] میرسانید. [[آگاه]] باشید که من [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[رفتار]] شما هستم و شما از آن [[ناآگاه]] هستید"<ref>{{عربی|أَلَا لَأَعْرِفَنَّکُمْ تَرْتَدُّونَ بَعْدِی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ أَلَا إِنِّی قَدْ شَهِدْتُ وَ غِبْتُمْ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۱، ص۹۳؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۷، ص۲۹۵؛ الفتن، ابن ماجه، ح۳۹۳۱.</ref>. | ||
این [[روایات]] نشانگر آن است که همه صحابه در برابر گفتار، رفتار و [[سنت نبوی]] [[تسلیم]] نبودند. پس دلیلی بر [[عدالت همه صحابه]] وجود ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، | این [[روایات]] نشانگر آن است که همه صحابه در برابر گفتار، رفتار و [[سنت نبوی]] [[تسلیم]] نبودند. پس دلیلی بر [[عدالت همه صحابه]] وجود ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۹۸-۱۰۳.</ref>. | ||
== نظریه [[عدالت صحابه]] == | == نظریه [[عدالت صحابه]] == | ||
| خط ۹۸: | خط ۹۷: | ||
[[احترام]] به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[وظیفه]] همه [[مسلمانان]] است و هیچ [[مسلمانی]] [[حق]] [[ناسزاگویی]] به آنها را ندارد. آنها در [[زمان]] زندگانی حضرت به او [[ایمان]] آورده و [[اسلام]] را از وی فرا گرفتند و چون در کنار او [[جهاد]] کردند، [[محترم]] هستند و در [[جهان اسلام]] هیچ مسلمانی نیست که درباره [[صحابه پیامبر اکرم]]{{صل}} بدگویی یا اظهار بیمهری کند و اگر چنین نسبتی به گروهی از [[مسلمانان]] بدهند، نسبتی کاملا بیپایه است. | [[احترام]] به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[وظیفه]] همه [[مسلمانان]] است و هیچ [[مسلمانی]] [[حق]] [[ناسزاگویی]] به آنها را ندارد. آنها در [[زمان]] زندگانی حضرت به او [[ایمان]] آورده و [[اسلام]] را از وی فرا گرفتند و چون در کنار او [[جهاد]] کردند، [[محترم]] هستند و در [[جهان اسلام]] هیچ مسلمانی نیست که درباره [[صحابه پیامبر اکرم]]{{صل}} بدگویی یا اظهار بیمهری کند و اگر چنین نسبتی به گروهی از [[مسلمانان]] بدهند، نسبتی کاملا بیپایه است. | ||
دیدن [[پیامبر]] امری افتخار آفرین است، ولی باعث [[پاک]] بودن هیچ [[انسانی]] از [[گناه]] نمیشود و نمیتوان همه صحابه را [[عادل]] و [[پرهیزگار]] و پیراسته از گناه دانست؛ زیرا به [[شهادت]] [[قرآن]]، آنان در عین داشتن افتخار "[[صحابی]] بودن"، از حیث [[ایمان]] و [[نفاق]] و [[اطاعت]] و [[سرکشی]] در برابر [[خدا]] و رسولش به دستههای گوناگونی تقسیم شدهاند؛ از اینرو، نمیتوان همگان را عادل و پرهیزگار دانست<ref>ر.ک: دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم | دیدن [[پیامبر]] امری افتخار آفرین است، ولی باعث [[پاک]] بودن هیچ [[انسانی]] از [[گناه]] نمیشود و نمیتوان همه صحابه را [[عادل]] و [[پرهیزگار]] و پیراسته از گناه دانست؛ زیرا به [[شهادت]] [[قرآن]]، آنان در عین داشتن افتخار "[[صحابی]] بودن"، از حیث [[ایمان]] و [[نفاق]] و [[اطاعت]] و [[سرکشی]] در برابر [[خدا]] و رسولش به دستههای گوناگونی تقسیم شدهاند؛ از اینرو، نمیتوان همگان را عادل و پرهیزگار دانست<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۷۴-۷۵.</ref>. | ||
[[علامه شرف الدین]] مینویسد: "هر چند که [[صحابه رسول الله]]{{صل}} بودن دارای [[شرافت]] و حسن است لکن به خودی خود سبب [[عدالت]] نمیشود و [[حکم]] آنها سه قسم است: عدول و [[بغات]]<ref>"مرتکب بغی، باغی جمع: بغات خوانده شده است. در منابع، در مقابل اصطلاح «اهل بغی»، «اهل عدل» به کار رفته (برای مثال به این منبع رجوع کنید که گویای مفهوم تاریخی بغی است. هر چند معنای اصلی واژه بغی، گونهای طلب است، اما در فرهنگها با توجه به معنای اصلی و کاربردها، معانی گوناگونی چون تعدی، تجاوز از حد، ظلم، حسد و کذب نیز برای آن ذکر شده است"؛ دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بغی»، ج۱۲، ص۴۹۶۱.</ref> و مجهول الحال و این گزاره ای بر واقعیت صحابه است"<ref>{{عربی|إن من وقف علی رأینا فی الصحابة علم انه اوسط الآراء إذ لم نفرط فیه تفریط الغلاة الذین کفروهم جمیعاً، ولا افرطنا افراط الجمهور الذین وثقوهم اجمعین، فإن الکاملیة ومن کان فی الغلو علی شاکلتهم، قالوا: بکفر الصحابة کافة، وقال أهل السنة: بعدالة کل فرد سمع النبی{{صل}} وسلّم أورآه من المسلمین مطلقاً، واحتجوا بحدیث کل من دب أو درج منهم اجمعین اکتعین ابصعین، أما نحن فإن الصحبة بمجردها وان کانت عندنا فضیلة جلیلة؛ لکنها ـ بما هی ومن حیث هی ـ غیر عاصمة، فالصحابة کغیرهم من الرجال فیهم العدول، | [[علامه شرف الدین]] مینویسد: "هر چند که [[صحابه رسول الله]]{{صل}} بودن دارای [[شرافت]] و حسن است لکن به خودی خود سبب [[عدالت]] نمیشود و [[حکم]] آنها سه قسم است: عدول و [[بغات]]<ref>"مرتکب بغی، باغی جمع: بغات خوانده شده است. در منابع، در مقابل اصطلاح «اهل بغی»، «اهل عدل» به کار رفته (برای مثال به این منبع رجوع کنید که گویای مفهوم تاریخی بغی است. هر چند معنای اصلی واژه بغی، گونهای طلب است، اما در فرهنگها با توجه به معنای اصلی و کاربردها، معانی گوناگونی چون تعدی، تجاوز از حد، ظلم، حسد و کذب نیز برای آن ذکر شده است"؛ دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بغی»، ج۱۲، ص۴۹۶۱.</ref> و مجهول الحال و این گزاره ای بر واقعیت صحابه است"<ref>{{عربی|إن من وقف علی رأینا فی الصحابة علم انه اوسط الآراء إذ لم نفرط فیه تفریط الغلاة الذین کفروهم جمیعاً، ولا افرطنا افراط الجمهور الذین وثقوهم اجمعین، فإن الکاملیة ومن کان فی الغلو علی شاکلتهم، قالوا: بکفر الصحابة کافة، وقال أهل السنة: بعدالة کل فرد سمع النبی{{صل}} وسلّم أورآه من المسلمین مطلقاً، واحتجوا بحدیث کل من دب أو درج منهم اجمعین اکتعین ابصعین، أما نحن فإن الصحبة بمجردها وان کانت عندنا فضیلة جلیلة؛ لکنها ـ بما هی ومن حیث هی ـ غیر عاصمة، فالصحابة کغیرهم من الرجال فیهم العدول، وهم عظماؤهم وعلماؤهم، وأولیاء هؤلاء وفیهم البغاة؛ وفیهم أهل الجرائم من المنافقین، وفیهم مجهول الحال، فنحن نحتج بعدولهم ونتولاهم فی الدنیا والآخرة، اما البغاة علی الوصی، وأخی النبی، وسائر أهل الجرائم والعظائم کابن هند، وابن النابغة، وابن الزرقاء وابن عقبة، وابن ارطاة، وامثالهم فلا کرامة لهم، ولا وزن لحدیثهم، ومجهول الحال نتوقف فیه حتی نتبین أمره، هذا رأینا فی حملة الحدیث من الصحابة وغیرهم، والکتاب والسنة بینتنا علی هذا الرأی}}؛ أجوبة مسائل جار الله؛ ص۱۶.</ref>. | ||
صدر الدین [[سید علی خان مدنی]] شیرازی نیز میگوید: "[[حکم]] [[عدالت صحابه]] مثل مابقی است و مطلق صحابه بودن مساوی با [[عادل]] بود آنها نیست"<ref>{{عربی|حکم الصحابة عندنا فی العدالة حکم غیرهم، ولا یتحتم الحکم بالأیمان والعدالة بمجرد الصحبة ولا یحصل بها النجاة من عقاب النار وغضب الجبار الا ان یکون مع یقین الایمان وخلوص الجنان، فمن علمنا عدالته وایمانه وحفظه وصیة رسول الله فی أهل بیته، وانه مات علی ذلک کسلمان وأبی ذر وعمار والیناه وتقربنا إلی الله تعالی بحبه، ومن علمنا انه انقلب علی عقبه واظهر العداوة لأهل البیت "ع" عادیناه لله تعالی وتبرأنا إلی الله منه و نسکت عن المجهولة حاله"؛ الدرجات الرفیعة}}؛ السید علی ابن معصوم، ج۱، ص۲۴.</ref>. | صدر الدین [[سید علی خان مدنی]] شیرازی نیز میگوید: "[[حکم]] [[عدالت صحابه]] مثل مابقی است و مطلق صحابه بودن مساوی با [[عادل]] بود آنها نیست"<ref>{{عربی|حکم الصحابة عندنا فی العدالة حکم غیرهم، ولا یتحتم الحکم بالأیمان والعدالة بمجرد الصحبة ولا یحصل بها النجاة من عقاب النار وغضب الجبار الا ان یکون مع یقین الایمان وخلوص الجنان، فمن علمنا عدالته وایمانه وحفظه وصیة رسول الله فی أهل بیته، وانه مات علی ذلک کسلمان وأبی ذر وعمار والیناه وتقربنا إلی الله تعالی بحبه، ومن علمنا انه انقلب علی عقبه واظهر العداوة لأهل البیت "ع" عادیناه لله تعالی وتبرأنا إلی الله منه و نسکت عن المجهولة حاله"؛ الدرجات الرفیعة}}؛ السید علی ابن معصوم، ج۱، ص۲۴.</ref>. | ||
دلیل [[شیعه]] برای ادعای خود کارنامه سیاه برخی از صحابه در [[تاریخ]]، همچنین وجود [[آیات]] و [[روایات]] در نکوهش برخی از صحابه و [[ستایش]] برخی دیگر از صحابه است که نشان دهنده یکی نبودن حال تمام صحابه است<ref>ر.ک: [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|صحابه در قرآن]]، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۳۶ ـ ۳۹.</ref>. | دلیل [[شیعه]] برای ادعای خود کارنامه سیاه برخی از صحابه در [[تاریخ]]، همچنین وجود [[آیات]] و [[روایات]] در نکوهش برخی از صحابه و [[ستایش]] برخی دیگر از صحابه است که نشان دهنده یکی نبودن حال تمام صحابه است<ref>ر.ک: [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|صحابه در قرآن]]، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۳۶ ـ ۳۹.</ref>. | ||
نظریه شیعه درباره صحابه برگرفته از [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]] است. در [[قرآن]]، [[خداوند]] گروهی از اصحاب را منافق میشمارد و جمعی را [[اهل]] [[شک]] و عدهای را به نام آزاردهندگان [[رسول خدا]]{{صل}} و برخی را که به [[ارتداد]] خواهندگرایید، نام میبرد. در [[سنت]] نیز آمده است که (به اعتراف [[بخاری]] در صحیح خود) شماری از صحابه به قهقرا و [[عصر جاهلیت]] باز خواهند گشت و شمار آنان آن قدر است که پیامبر{{صل}} فرمود: «[[روز قیامت]] بر سر [[حوض کوثر]] وارد میشوند، ولی آنان را دور میکنند. میگویم اینان اصحاب من هستند، به من جواب داده میشود که تو میدانی، پس از تو چه [[بدعتها]] که نکردند و آنان را دور میکنند. افراد [[نجات]] یابنده جز به تعداد شترهای جا مانده از کاروان نخواهد بود»<ref>صحیح بخاری، ج۷، ص۲۶۵.</ref>. | |||
درباره [[عدالت]] نداشتن همه صحابه، بهترین [[شاهد]]، [[تاریخ]] است. مواردی که خود [[اصحاب]] از کردههای خویش در [[هراس]] بودهاند و اعتراف داشتند که پس از [[پیامبر]]{{صل}} به [[خطا]] و [[انحراف]] رفتهاند، یا این که برخی از صحابه، دیگری را به [[کذب]] و [[دروغ]] و [[نفاق]] و حتی [[کفر]] متهم کردهاند. اشخاصی مانند [[خالد بن ولید]]، [[مغیرة بن شعبه]]، [[معاویة بن ابوسفیان]]، [[براء بن عازب]]، [[انس بن مالک]]، [[ابو درداء]]، [[معاویة بن حدیج]]، [[بسر بن ارطاة]]، [[ولید بن عقبه]]، [[قدامة بن مظعون]]<ref>عدالت صحابه از دیدگاه تشیع و تسنن، علی باقر شیخانی، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳، ص۱۲۰.</ref>. | |||
برخلاف تهمتهایی که برخی [[جاهلان]] به [[پیروان اهل بیت]] میزنند و آنان را [[دشمن]] [[صحابه پیامبر]]{{صل}} و [[دشنام]] دهنده به آنان میدانند، [[شیعه]] برای اصحاب [[مخلص]] و [[وفادار]]، [[احترام]] بسیاری قائل است، بهویژه اصحابی که [[پیمان]] خود را با پیامبر{{صل}} نگسستند و پس از او نیز به سیرهاش وفادار ماندند. کسانی مانند [[ابورافع قبطی]] ([[غلام]] [[رسول الله]])، [[ابوذر غفاری]]، [[ابوایوب انصاری]]، [[بلال بن رباح حبشی]] (مؤذن پیامبر)، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[حجر بن عدی کندی]]، [[حذیفه بن یمان]]، [[خباب بن ارت]]، [[خزیمه بن ثابت]]، [[سلمان فارسی]]، [[عمار بن یاسر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[عدی بن حاتم طایی]]، [[مقداد بن اسود کندی]] و...<ref>منتهی الامال، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۲۲ و ۲۲۹ و ۳۷۰ و ۲۳۰ و ۲۳۳ و ۲۳۹ و ۲۲۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹.</ref> | |||
=== دیدگاه [[اهل سنت]] === | === دیدگاه [[اهل سنت]] === | ||
| خط ۳۹۷: | خط ۴۰۲: | ||
# [[پرونده:14000735.jpg|22px]] [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|'''صحابه در قرآن''']] | # [[پرونده:14000735.jpg|22px]] [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|'''صحابه در قرآن''']] | ||
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']] | # [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']] | ||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||