بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
ولی بعدها در اثر کثرت استعمال، فقیه تنها درباره کسانی به کار رفت که به احکام فرعی و عملی [[دین]] و ادلّه آن اشراف دارند. بنابراین، در [[آیه شریفه]]، تفقّه به معنای عمیقنگری در همه [[امور دینی]]، خصوصاً [[مسائل اعتقادی]] و اخلاقی است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶]]، ص ۵۶۳.</ref>. | ولی بعدها در اثر کثرت استعمال، فقیه تنها درباره کسانی به کار رفت که به احکام فرعی و عملی [[دین]] و ادلّه آن اشراف دارند. بنابراین، در [[آیه شریفه]]، تفقّه به معنای عمیقنگری در همه [[امور دینی]]، خصوصاً [[مسائل اعتقادی]] و اخلاقی است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶]]، ص ۵۶۳.</ref>. | ||
== فقه در قرآن == | |||
در [[قرآن مجید]] مشتقات واژه فقه در معنای فهم و درک دقیق و عمیق به کار رفته است؛ برای نمونه، [[قوم شعیب]] به او گفتند: {{متن قرآن|يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ}}<ref>«گفتند: ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را که میگویی درنمییابیم» سوره هود، آیه ۹۱.</ref>. با آنکه شعیب با قومش به زبان آنان سخن میگفت؛ اما آنان اظهار میداشتند که سخن او را نمیفهمند. مقصودشان این بود که به [[درستی]] عمق و ژرفای سخن او را درک نمیکنند. | |||
در آیهای دیگر [[خدای متعال]] [[مؤمنان]] را مورد خطاب و [[عتاب]] قرار داده، میفرماید: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. در این [[آیه]] هم [[مؤمنان]] را به آشنایی عمیق و دقیق با [[معارف دین]] [[تشویق]] میکند ([[تفقّه]] در [[دین]])، وگرنه [[مؤمنان]] آشنایی اجمالی و سطحی با [[دین]] داشتند. | |||
در [[حدیثی]] از [[امام کاظم]]{{ع}} نقل شده که فرمود: {{متن حدیث|تَفَقَّهُوا فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِيرَةِ}}<ref>ابنشعبه حرّانی، تحف العقول، ص۴۱۰.</ref>؛ “در دین [[تفقه]] کنید، [[فقه]] کلید [[بصیرت]] و [[بینش]] است”. چنانکه [[اجتهاد]] را در لغت “بهکارگیری نفس با تمام توان و تحمل مشقت” دانستهاند و به همین مناسبت “تلاش فراوان در دفع دشمن” را [[جهاد]]، و “غور و بررسی عمیق و [[استنباط احکام]] از منابع” را اجتهاد نامیدهاند<ref>{{عربی|الاجتهاد اخذ النفس ببذل الطاقه و تحمل المشقه، یقال جهدت رأیی و اجتهدته اتعبته بالفکر. والجهاد والمجاهده استفراغ الوسع فی مدافعه العدو}}، ر.ک: اصفهانی، المفردات، ص۳۸۴؛ {{عربی|نبط الماء نبع و استنبط البثر استخرج مائها، و استنبط الفقیه استخرج الفقیه استخرج الفقه الباطن بفهمه و اجتهاده}}، المنجد، ماده “جهد”.</ref>. معلوم میشود [[کلمات]] “اجتهاد”، “فقه” و “استنباط” برای [[درک عمیق]] [[باطن]]، معنا و [[روح]]، و [[نفوذ]] به [[مغز]] است. | |||
نکته حائز اهمیت آن است که در [[منطق قرآن]] و [[احادیث]]، غالباً [[فقیه]] به کسی گفته میشود که به مجموعۀ دین، اعم از معارف [[عقیدتی]] و [[اخلاقی]] و [[فروع دین]] [[آگاهی]] عمیق داشته باشد، نه فقط کسی که آشنایی عمیق به فروع [[احکام]] دارد؛ هرچند در برخی از احادیث، به ویژه در عصر صادقین{{عم}} در این معنای خاص هم استعمال شد. در این دوره که [[علوم اسلامی]] شاخههای متعددی پیدا کرد، برخی از شاگردان ایشان در [[مباحث اعتقادی]] و [[کلامی]] و برخی هم در مباحث فرعی و [[احکام شرعی]] [[دین]] صاحبنظر شدند، واژه فقه به صورت گسترده در معنای خاص آن به کار رفت<ref>ابناثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج۳، ص۴۶۵؛ برای آشنایی بیشتر در این زمینه ر.ک: ورعی، اندیشههای فقهی امام خمینی، ص۲-۴.</ref>. | |||
در برخی از احادیث فقه “دانشی ربّانی” شمرده شده که “در [[قلب]] [[انسان]] جای گرفته و آثارش در [[رفتار]] او آشکار میشود”<ref>مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج۸، ص۲۱۱.</ref>. برخی از دانشمندان نیز با [[الهام]] از [[احادیث]] آن را دانشی میدانند که “راه رسیدن به [[آخرت]] و دستیابی به حقیقتی را در [[نفس آدمی]] نشان دهد” تا در پرتو آن بتوان به [[حقایق]] [[امور دنیوی]] و آفات نفس رسید، بهگونهای که [[خوف]] و [[خشیت الهی]] [[قلب]] [[انسان]] را فرا بگیرد<ref>ر.ک: فاضل مقداد، نضد القواعد الفقهیه، ص۶.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']] | # [[پرونده:1379153.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۶''']] | ||
# [[پرونده:1100625.jpg|22px]] [[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|'''درسنامه فقه سیاسی''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||