پرش به محتوا

توکل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[2۹]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[توکل در لغت]] - [[توکل در قرآن]] - [[توکل در حدیث]] - [[توکل در نهج البلاغه]] - [[توکل در اخلاق اسلامی]] - [[توکل در معارف و سیره نبوی]] - [[توکل در معارف و سیره علوی]] - [[توکل در معارف و سیره فاطمی]] - [[توکل در معارف و سیره حسینی]] - [[توکل در معارف دعا و زیارات]] - [[توکل در معارف و سیره سجادی]] - [[توکل در سیره معصوم]] - [[توکل در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[توکل در لغت]] - [[توکل در قرآن]] - [[توکل در حدیث]] - [[توکل در نهج البلاغه]] - [[توکل در اخلاق اسلامی]] - [[توکل در معارف و سیره نبوی]] - [[توکل در معارف و سیره علوی]] - [[توکل در معارف و سیره فاطمی]] - [[توکل در معارف و سیره حسینی]] - [[توکل در معارف دعا و زیارات]] - [[توکل در معارف و سیره سجادی]] - [[توکل در سیره معصوم]] - [[توکل در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


خط ۷: خط ۶:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
{{اصلی|توکل در لغت}}
{{اصلی|توکل در لغت}}
توکل، در لغت به معنای سپردن امر خود به غیر<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۴۰۵.</ref>، اظهار عجز، اعتماد به غیر<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۶.</ref> و سپردن ([[نیابت]] دادن ـ [[نائب]] قراردادن) [[امر]] خویش (خود) به فردی مطمئن به علت کفایت او یا [[ناتوانی]] شخص از [[قیام]] به امر خود است<ref> ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۴ - ۷۳۶ و راغب اصفهانی، مفردات، ص۸۸۲.</ref>. پس، اگر فرد به [[خدا]] اعتماد کند و او را [[وکیل]] خود قرار دهد، خدا برایش کافی است {{متن قرآن|فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و اگر به غیر [[خدا]] [[توکل]] کند و به [[دنیا]] بپیوندد، [[خداوند]]، او را به غیر خود واگذار می‌کند<ref>ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۲۹۸؛ [[حسن بن ابی الحسن دیلمی]]، [[ارشاد القلوب]]، ج ۱، ص۱۲۰؛ [[محمد بن حسن فتال نیشابوری]]، [[روضة الواعظین]]، ج ۲، ص۴۲۶ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴.</ref>
توکل، در لغت به معنای سپردن امر خود به غیر<ref>خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج ۵، ص۴۰۵.</ref>، اظهار عجز، اعتماد به غیر<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۶.</ref> و سپردن ([[نیابت]] دادن ـ [[نائب]] قراردادن) [[امر]] خویش (خود) به فردی مطمئن به علت کفایت او یا [[ناتوانی]] شخص از [[قیام]] به امر خود است<ref> ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۱، ص۷۳۴ - ۷۳۶ و راغب اصفهانی، مفردات، ص۸۸۲.</ref>. پس، اگر فرد به [[خدا]] اعتماد کند و او را [[وکیل]] خود قرار دهد، خدا برایش کافی است {{متن قرآن|فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۳.</ref> و اگر به غیر [[خدا]] توکل کند و به [[دنیا]] بپیوندد، [[خداوند]]، او را به غیر خود واگذار می‌کند<ref>ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۱، ص۲۹۸؛ [[حسن بن ابی الحسن دیلمی]]، [[ارشاد القلوب]]، ج ۱، ص۱۲۰؛ [[محمد بن حسن فتال نیشابوری]]، [[روضة الواعظین]]، ج ۲، ص۴۲۶ و ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص۲۲۲.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴.</ref>


== معنای [[توکل]] در بیان [[نبوی]]{{صل}} ==
== معنای توکل در بیان [[نبوی]]{{صل}} ==
{{اصلی|توکل در معارف و سیره نبوی}}
{{اصلی|توکل در معارف و سیره نبوی}}
در برخی منابع نقل شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جبرئیل]]{{ع}} پرسید: "معنی [[توکل بر خدا]] چیست؟" گفت: "دانستن آنکه مخلوق بدون خواست خدا نمی‌تواند [[زیان]] و سودی به کسی برساند، نمی‌تواند عطا یا منع کند و نیز [[نومید]] بودن از مخلوق است. هرگاه [[بنده]] چنین باشد، دیگر برای هیچ کس جز خدا عملی انجام نمی‌دهد و جز خدا به کسی [[امید]] نمی‌بندد و از کسی جز خدا نمی‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم [[طمع]] نمی‌دوزد"<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۶۱ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴-۳۲۵.</ref>
در برخی منابع نقل شده است که [[رسول خدا]]{{صل}} از [[جبرئیل]]{{ع}} پرسید: "معنی [[توکل بر خدا]] چیست؟" گفت: "دانستن آنکه مخلوق بدون خواست خدا نمی‌تواند [[زیان]] و سودی به کسی برساند، نمی‌تواند عطا یا منع کند و نیز [[نومید]] بودن از مخلوق است. هرگاه [[بنده]] چنین باشد، دیگر برای هیچ کس جز خدا عملی انجام نمی‌دهد و جز خدا به کسی [[امید]] نمی‌بندد و از کسی جز خدا نمی‌ترسد و به هیچ کس جز خدا چشم [[طمع]] نمی‌دوزد"<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۶۱ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۹۴.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۴-۳۲۵.</ref>
خط ۱۵: خط ۱۴:
== توکل در [[قرآن]] ==
== توکل در [[قرآن]] ==
{{اصلی|توکل در قرآن}}
{{اصلی|توکل در قرآن}}
توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: اهمیت و انگیزه [[توکل]]<ref>سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، علل و عوامل توکل<ref>سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>، آثار توکل<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، موارد [[توکل]]<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، [[ضرورت]] تلاش و کار در کنار توکل<ref>سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> پرداخته و نیز در آیاتی از [[خداوند]] به "[[وکیل]]" یاد شده است. {{متن قرآن|وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref>
توکل و مشتقات آن ۷۰ بار در قرآن به کار رفته و به موضوعاتی نظیر: اهمیت و انگیزه توکل<ref>سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>، علل و عوامل توکل<ref>سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>، آثار توکل<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، موارد توکل<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>، [[ضرورت]] تلاش و کار در کنار توکل<ref>سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref> پرداخته و نیز در آیاتی از [[خداوند]] به "[[وکیل]]" یاد شده است. {{متن قرآن|وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ}}<ref>«و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳.</ref>.<ref>[[محمد حجتیان|حجتیان، محمد]]، [[توکل (مقاله)|مقاله «توکل»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۹]].</ref>


== [[احادیث]] توکل ==
== [[احادیث]] توکل ==
{{اصلی|توکل در حدیث}}
{{اصلی|توکل در حدیث}}
برخی از احادیثی که درباره توکل از [[معصومین]]{{ع}} وارد شده عبارت‌اند از:
برخی از احادیثی که درباره توکل از [[معصومین]]{{ع}} وارد شده عبارت‌اند از:
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "[[بی‌نیازی]] و [[عزّت]] گردش می‌کنند، پس چون به جایی که محلّ [[توکّل]] است دست یابند، در آن ساکن می‌شوند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۴.</ref>؛
# [[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: "[[بی‌نیازی]] و [[عزّت]] گردش می‌کنند، پس چون به جایی که محلّ توکل است دست یابند، در آن ساکن می‌شوند"<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ الْغِنَى وَ الْعِزَّ يَجُولَانِ فَإِذَا ظَفِرَا بِمَوْضِعِ التَّوَكُّلِ أَوْطَنَا}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۶۴.</ref>؛
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "نسبت به آنچه که بدان [[امید]] نداری امیدوارتر از آن چیزی باش که بدان امید داری،؛ چراکه [[موسی]]{{ع}} رفت تا برای خانواده‌اش پاره‌ای [[آتش]] بیاورد، اما [[خداوند]] با او سخن گفت و او به عنوان یک [[پیامبر]] به‌نزد خانواده‌اش بازگشت؛ و [[ملکه سبا]] نیز از مملکت خود خارج شد امّا با سلیمان پیامبر[[ایمان]] آورد، و [[ساحران]] [[فرعون]] رفتند تا برای فرعون عزّتی کسب کنند اما خود با [[ایمان]] بازگشتند"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ{{ع}} قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ{{ع}} خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ{{ع}} وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ‌}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} فرمودند: "نسبت به آنچه که بدان [[امید]] نداری امیدوارتر از آن چیزی باش که بدان امید داری،؛ چراکه [[موسی]]{{ع}} رفت تا برای خانواده‌اش پاره‌ای [[آتش]] بیاورد، اما [[خداوند]] با او سخن گفت و او به عنوان یک [[پیامبر]] به‌نزد خانواده‌اش بازگشت؛ و ملکه سبا نیز از مملکت خود خارج شد امّا با سلیمان پیامبر[[ایمان]] آورد، و [[ساحران]] [[فرعون]] رفتند تا برای فرعون عزّتی کسب کنند اما خود با [[ایمان]] بازگشتند"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ{{ع}} قَالَ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ{{ع}} خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ{{ع}} وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ‌}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
# یکی از راویان گوید: به [[امام رضا]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! تعریف [[توکّل]] چیست؟ آن حضرت فرمودند: آن است که با [[وجود خدا]] از هیچ‌کس نهراسی"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِي أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
# یکی از راویان گوید: به [[امام رضا]]{{ع}} عرض کردم: فدایت شوم! تعریف توکل چیست؟ آن حضرت فرمودند: آن است که با وجود خدا از هیچ‌کس نهراسی"<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا{{ع}} فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حَدُّ التَّوَكُّلِ فَقَالَ لِي أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۴.</ref>؛
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "هرکس [[دوست]] دارد که قوی‌ترین [[مردمان]] باشد، باید بر خدای [[توکّل]] کند" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص۱۱۲-۱۱۷.</ref>
# [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: "هرکس [[دوست]] دارد که قوی‌ترین [[مردمان]] باشد، باید بر خدای توکل کند" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۵۱.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)| دانش اخلاق اسلامی ج۴]]، ص۱۱۲-۱۱۷.</ref>
# {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الثِّقَةُ بِاللَّهِ تَعَالَى ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَالٍ}}. فرمود: [[اعتماد]] و [[توکل به خدا]]، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی به سوی هر بلندی است<ref>اعلام الدین، ص۳۰۹؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۶۴، ح۵؛ انوار البهیة، ص۲۶۴؛ نزهة الناظر، ص۱۳۶ ح۹؛ اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۶.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۳۸۱.</ref>
# {{متن حدیث|قَالَ{{ع}}: الثِّقَةُ بِاللَّهِ تَعَالَى ثَمَنٌ لِكُلِّ غَالٍ وَ سُلَّمٌ إِلَى كُلِّ عَالٍ}}. فرمود: اعتماد و [[توکل به خدا]]، بهای هر چیز گرانبها و نردبانی به سوی هر بلندی است<ref>اعلام الدین، ص۳۰۹؛ بحار الأنوار، ج۷۵، ص۳۶۴، ح۵؛ انوار البهیة، ص۲۶۴؛ نزهة الناظر، ص۱۳۶ ح۹؛ اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۶.</ref>.<ref>[[سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری|طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل]]، [[دانشنامه جوادالائمه (کتاب)|دانشنامه جوادالائمه]]، ص۳۸۱.</ref>


== [[آداب]] توکل ==
== [[آداب]] توکل ==
طبق [[احادیث]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} و سخنان [[رسول خدا]]{{صل}} [[توکل به خدا]] زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد و در غیر این صورت، [[توکل]]، بی‌معناست. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} تأکید داشت که پیروانش پس از آماده‌سازی مقدمات امور، به خدا [[توکل]] کنند؛ به همین دلیل، وقتی مردی [[اعرابی]] به حضورشان رسید و گفت: "ای [[رسول خدا]]! شترم را رها کنم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟" آن حضرت به او فرمود: "زانویش را ببند و بعد توکل کن!"<ref>علی بن الحسن، مشکاة الانوار، ص۳۱۹ - ۳۲۰؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۱، ص۳۲۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۵، ص۱۶۸.</ref>. و نیز در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا{{صل}} گروهی از کشاورزان را دید که [[زراعت]] نمی‌کردند؛ پس فرمود: "شما کیستید؟" گفتند: "ما توکل کنندگانیم"، فرمود: "نه شما از توکل کنندگان نیستید؛ بلکه شما سرباران جامعه‌اید"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۲۱۷.</ref>.
طبق [[احادیث]] و [[روایات معصومین]]{{عم}} و سخنان [[رسول خدا]]{{صل}} [[توکل به خدا]] زمانی معنا خواهد داشت که با تلاش، همراه باشد و در غیر این صورت، توکل، بی‌معناست. [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} تأکید داشت که پیروانش پس از آماده‌سازی مقدمات امور، به خدا توکل کنند؛ به همین دلیل، وقتی مردی [[اعرابی]] به حضورشان رسید و گفت: "ای [[رسول خدا]]! شترم را رها کنم و به خدا توکل کنم یا آنکه پایش را ببندم و توکل کنم؟" آن حضرت به او فرمود: "زانویش را ببند و بعد توکل کن!"<ref>علی بن الحسن، مشکاة الانوار، ص۳۱۹ - ۳۲۰؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۱، ص۳۲۵ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۵، ص۱۶۸.</ref>. و نیز در روایتی دیگر آمده است که رسول خدا{{صل}} گروهی از کشاورزان را دید که [[زراعت]] نمی‌کردند؛ پس فرمود: "شما کیستید؟" گفتند: "ما توکل کنندگانیم"، فرمود: "نه شما از توکل کنندگان نیستید؛ بلکه شما سرباران جامعه‌اید"<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص۲۱۷.</ref>.


همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن حضرت نقل شده است که پس از [[نزول آیات]] دوم و سوم [[سوره طلاق]] ـ که [[خداوند]] در آن [[رزق و روزی]] [[بندگان]] باتقوا و متوکلش را ضمانت کرده است ـ عده‌ای از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} درهای خانه‌های خود را بسته، برای [[عبادت]] به سوی [[مسجد]] روانه شدند. وقتی این مسئله را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، آنان را احضار کرده، علت را از آنان پرسید؛ گفتند: "خداوند، خود روزی ما را بر عهده گرفته است و ما نیز به همین دلیل به او توکل و [[کسب و کار]] را رها کرده، به عبادت رو آوردیم". حضرت مسئله را برای آنان شرح داد و فرمود: "بدانید که اگر چنین کنید، هرگز دعایتان [[مستجاب]] نخواهد شد و روزی به شما نخواهد رسید؛ مگر آنکه خودتان در طلب برآیید و بکوشید"<ref>الکافی، ج ۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۱۹۳ و شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۶-۳۲۷؛ [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|مروارید نبوت]]، ص۱۹.</ref>
همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن حضرت نقل شده است که پس از [[نزول آیات]] دوم و سوم [[سوره طلاق]] ـ که [[خداوند]] در آن [[رزق و روزی]] [[بندگان]] باتقوا و متوکلش را ضمانت کرده است ـ عده‌ای از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} درهای خانه‌های خود را بسته، برای [[عبادت]] به سوی [[مسجد]] روانه شدند. وقتی این مسئله را به رسول خدا{{صل}} خبر دادند، آنان را احضار کرده، علت را از آنان پرسید؛ گفتند: "خداوند، خود روزی ما را بر عهده گرفته است و ما نیز به همین دلیل به او توکل و [[کسب و کار]] را رها کرده، به عبادت رو آوردیم". حضرت مسئله را برای آنان شرح داد و فرمود: "بدانید که اگر چنین کنید، هرگز دعایتان [[مستجاب]] نخواهد شد و روزی به شما نخواهد رسید؛ مگر آنکه خودتان در طلب برآیید و بکوشید"<ref>الکافی، ج ۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص۱۹۳ و شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص۳۲۳.</ref>.<ref>[[محسن محمدزاده|محمدزاده، محسن]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[توکل ۱ (مقاله)|توکل]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۳۲۶-۳۲۷؛ [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[مروارید نبوت (کتاب)|مروارید نبوت]]، ص۱۹.</ref>
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش