←جستارهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
# [[فروتنی]] در عمل، بدینترتیب که باید به دیگران [[احترام]] گذاشت و با خوشرویی برخورد کرد تا [[روح]] [[انسان]] تحتتأثیر قرارگیرد و خلق و خوی او دگرگون شود و به جای "[[خودبرتربینی]]" [[دوستی]] و [[فروتنی]] در وجودش رشد کند [[امام]] میفرماید راه و رسم [[فروتنی]] را پذیرا شوید و وجودتان را در خدمت این [[جهاد]] معنوی و [[اخلاقی]] قرار دهید، که تحوّل [[اخلاقی]] و روحی از انجام یک سلسله اعمال ظاهری آغاز میشود تا به مراحل عالی [[تهذیب]] و [[خودسازی]] برسد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۳.</ref>. | # [[فروتنی]] در عمل، بدینترتیب که باید به دیگران [[احترام]] گذاشت و با خوشرویی برخورد کرد تا [[روح]] [[انسان]] تحتتأثیر قرارگیرد و خلق و خوی او دگرگون شود و به جای "[[خودبرتربینی]]" [[دوستی]] و [[فروتنی]] در وجودش رشد کند [[امام]] میفرماید راه و رسم [[فروتنی]] را پذیرا شوید و وجودتان را در خدمت این [[جهاد]] معنوی و [[اخلاقی]] قرار دهید، که تحوّل [[اخلاقی]] و روحی از انجام یک سلسله اعمال ظاهری آغاز میشود تا به مراحل عالی [[تهذیب]] و [[خودسازی]] برسد<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۳.</ref>. | ||
# از آنجا که [[شیطان]] نیروهای خود را [[بسیج]] کرده تا از [[اولاد]] [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد، مهمترین وسیله آن را در درون [[انسان]] یافته است، یعنی تکبّر و خودبینی، لذا باید در برابر این نیروی [[شیطانی]]، [[قدرت]] عظیمی را تجهیز کرد. [[امام]] {{ع}} روحیه [[اخلاقی]] [[فروتنی]] را "[[سپاه]] مسلح" این میدان معرفی فرموده است: [[فروتنی]] را [[سپاه]] مسلح خود گیرید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴: {{متن حدیث|"وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّكُمْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ"}}</ref>. هر فردی باید برای ایجاد [[تواضع]]، بهعنوان یک [[جهاد]] تمام عیار به ایجاد پایگاههای معنوی بپردازد و با [[آگاهی]] و تصمیمگیری جدّی در راه ایجاد [[فضیلت]] بزرگ [[فروتنی]] [[اقدام]] کند<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref>. | # از آنجا که [[شیطان]] نیروهای خود را [[بسیج]] کرده تا از [[اولاد]] [[آدم]] [[انتقام]] بگیرد، مهمترین وسیله آن را در درون [[انسان]] یافته است، یعنی تکبّر و خودبینی، لذا باید در برابر این نیروی [[شیطانی]]، [[قدرت]] عظیمی را تجهیز کرد. [[امام]] {{ع}} روحیه [[اخلاقی]] [[فروتنی]] را "[[سپاه]] مسلح" این میدان معرفی فرموده است: [[فروتنی]] را [[سپاه]] مسلح خود گیرید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۳۴: {{متن حدیث|"وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّكُمْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ"}}</ref>. هر فردی باید برای ایجاد [[تواضع]]، بهعنوان یک [[جهاد]] تمام عیار به ایجاد پایگاههای معنوی بپردازد و با [[آگاهی]] و تصمیمگیری جدّی در راه ایجاد [[فضیلت]] بزرگ [[فروتنی]] [[اقدام]] کند<ref>[[سید حسین دینپرور|دینپرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۱۳- ۲۱۴.</ref>. | ||
== معناشناسی == | |||
تکبر به معنای [[خودبزرگبینی]]<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ۵/۱۳۰؛ زبیدی، تاج العروس، ۷/۴۳۱.</ref> و اظهار این [[برتری]]<ref>عسکری، الفروق فی اللغه، ۲۴۱.</ref> است و کبر حالتی در [[انسان]] است که خود را [[برتر]] از دیگران میبیند<ref>زبیدی، تاج العروس، ۷/۴۳۲.</ref>. [[استکبار]] به معنای در پی برتری بودن و ترک قبول [[حق]] است<ref>طریحی، مجمع البحرین، ۳/۴۶۵.</ref>. در اصطلاح [[علم اخلاق]] نیز تکبر، برتر دانستن خود بر دیگران است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۵۳؛ کاشانی، مصباح الهدایة، ۳۵۲؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۰.</ref>. | |||
از واژههای مرتبط با تکبر، کبریا، [[عجب]] و [[عزت نفس]] است. کبریا به معنای [[عزت]] و [[ملک]] است که مختص [[حق]] بوده، به معنای ثبوت عظمت و بزرگی [[حقتعالی]] است<ref>عسکری، الفروق فی اللغه، ۲۴۱.</ref>. عجب و تکبر دو [[رذیله]] اخلاقیاند که در [[خودبینی]] مشترک هستند؛ اما تکبر مرحلهای بالاتر از عجب است؛ زیرا عجب [[خودپسندی]] است، بدون اینکه مقایسه و تطبیقی با دیگران و [[برتریجویی]] در برابر آنان مطرح باشد؛ اما در تکبر این مقایسه و تطبیق وجود دارد<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۷۹.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ ـ ۴۹۲.</ref> | |||
== پیشینه == | |||
تکبر در [[انسان]] یکی از پستترین [[رذایل اخلاقی]] است؛ اما در خداوند از صفات ناپسند محسوب نمیشود<ref>مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۳۰۵.</ref>. از این رذیله در [[ادیان آسمانی]] [[سخن]] به میان آمده است<ref>کتاب مقدس، عهد قدیم، عوبدیای نبی، ۳.</ref>. در [[اسلام]] نیز در [[آیات]] پرشماری از [[قرآن کریم]]، تکبر مطرح شده است؛ مانند تکبر [[شیطان]]، علّت و آثار آن<ref>سوره بقره، آیه ۳۴؛ سوره ص، آیه ۷۴.</ref> و [[تکبر]] [[اهل کفر]] در برابر [[پیامبران الهی]]{{ع}}<ref>سوره مؤمنون، آیه ۴۶؛ سوره قصص، آیه ۳۹؛ سوره زمر، آیه ۷۲؛ سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]] پرشماری نیز این صفت در [[انسان]] نکوهش شده است؛ اما در [[خداوند]] [[کبر]] و [[عظمت]] از صفات خاص اوست که دیگران در آن [[شریک]] نیستند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹–۳۱۲؛ صدوق، ثواب الاعمال، ۲۲۱–۲۲۳.</ref>. در روایتی از امامصادق{{ع}} کبر پایینترین درجه [[الحاد]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹.</ref>. | |||
علمای اخلاق نیز این صفت را در آثار خود بررسی کردهاند. غزالی ازجمله نخستین کسانی است که باب مستقلی دراینباره تنظیم کرده است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۴–۶۰.</ref>. پس از او دیگر علمای اخلاق به تکمیل بحث او پرداختهاند<ref>طوسی، اخلاق محتشمی، ۲۹۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۰–۳۹۴.</ref>. بعضی از اندیشمندان، [[تکبر]] را حالتی ناشی از [[افراط]] در [[عزت]] و [[بزرگداشت]] نفس میدانند<ref>مدنی، ریاض السالکین، ۳/۲۹۴.</ref>. [[متکلمان]] نیز از تکبر در برابر خداوندسخن گفته، آن را سبب [[کفر]] و [[عقاب]] دانستهاند<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴/۲۰۹؛ مجلسی، مرآة العقول، ۱۰/۲۰۸.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | |||
== اقسام و درجات == | |||
علمای اخلاق اقسام و مصادیقی برای تکبر ذکر کردهاند؛ مانند تکبر در برابر [[خداوند]] و [[رسول]] او، تکبر در برابر [[بندگان خدا]] و به چشم [[حقارت]] نگریستن آنها<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۵۵؛ فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۳۱.</ref>. آنان حصول تکبر را در امور مختلفی، ازجمله اینها میدانند: | |||
# [[قدرت]]؛ | |||
# [[مال]]؛ | |||
# نسب<ref>فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۴۲–۲۴۴.</ref>؛ | |||
# [[ایمان]] و عقاید حقه؛ | |||
# ملکات فاضله، مانند [[علم]] و صفات حمیده؛ | |||
# [[مناسک]] و [[عبادات]] و [[اعمال صالح]]<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۲۴–۳۱.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | |||
== آثار تکبر == | |||
بعضی [[آیات]]، تکبر و [[استکبار]] [[شیطان]] را سبب طرد شدن او از درگاه الهی و خروج از [[بهشت]] دانستهاند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲.</ref> و استکبار و [[سرپیچی]] [[بندگان]] از [[عبادت]] [[خداوند]] را سبب وارد شدن ایشان به [[جهنم]] میدانند<ref>سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>. در [[روایات]]، [[کبر]] [[بندگان]]، مقابله با [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۰۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ۷۰/۲۱۵.</ref>. در روایتی از امام صادق{{ع}} آمده است در [[روز قیامت]]، افراد [[متکبر]] به صورت مورچه [[محشور]] میشوند و زیر پای [[مردم]] پایمال میگردند تا هنگامی که خداوند از [[حسابرسی مردم]] فارغ شود<ref>کلینی، الکافی، ۲/۳۱۱.</ref>. [[علمای اخلاق]]، [[تکبر]] را سبب هلاک [[انسان]] شمردهاند<ref>ورام، تنبیه الخواطر، ۱/۲۱۰؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۱.</ref>. بعضی تکبر را منشأ همه اخلاقهای [[زشت]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] و مانع رسیدن به [[اخلاق حسنه]] دانستهاند؛ زیرا شخص متکبر خود را بزرگ میپندارد و نمیتواند در برابر کسی [[فروتنی]] کند و با [[دروغ]] و [[نفاق]] سعی میکند کار خود را نزد دیگران بالاتر نشان دهد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۱/۱۸–۲۰.</ref>.<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ – ۴۹۲.</ref> | |||
== راه درمان == | |||
[[شناخت]] زمینههای [[تکبر]] در پیشگیری و چگونگی درمان آن بسیار مؤثر است. در بعضی [[روایات]] توجه به احوال [[مستکبران]] امتهای گذشته و [[تواضع]] [[پیامبران]]{{ع}} و [[اولیای الهی]]{{ع}} در دوری از [[کبر]] مؤثر شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، ترجمه سیدجمالالدین دینپرور، خ۲۳۴، ۳۵۲–۳۵۸.</ref>. [[علمای اخلاق]]، دو راه [[علمی]] و عملی برای درمان تکبر بیان کردهاند<ref>فیض، المحجة البیضاء، ۶/۲۵۲–۲۵۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۱/۳۸۷–۳۹۴.</ref> و درمان علمی تکبر را توجه به [[ضعف]] و نقص وجودی خود و اینکه [[برتری]] و [[کمال حقیقی]] در [[قرب به خداوند]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] است، دانسته، درمان عملی آن را تواضع و [[فروتنی]] در مقابل دیگران<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۲۹۲–۲۹۴.</ref> و انجام اعمالی پیش پاافتاده که در [[شأن]] او نیست،<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۷۲–۷۳.</ref> ذکر کردهاند<ref>[[ابوالفضل یغمایی|یغمایی، ابوالفضل]]، [[تکبر - یغمایی (مقاله)|مقاله «تکبر»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۳]]، ص۴۸۸ ـ ۴۹۲.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||