←توجه به «تفاوتهای فردی» در آموزش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۳۹: | ||
[[رسول خدا]]{{صل}} در امر آموزش و انتقال مفاهیم [[دینی]] و [[اخلاقی]]، از شیوههای متنوع و متعدد بهره میجست که در فصول این کتاب بدان خواهیم پرداخت. این نکته نیز گفتنی است که اساساً [[آموزهها]] و سفارشهای آن حضرت به لحاظ افراد و بر حسب موقعیت، شرایط و نیاز آنها متفاوت بود. | [[رسول خدا]]{{صل}} در امر آموزش و انتقال مفاهیم [[دینی]] و [[اخلاقی]]، از شیوههای متنوع و متعدد بهره میجست که در فصول این کتاب بدان خواهیم پرداخت. این نکته نیز گفتنی است که اساساً [[آموزهها]] و سفارشهای آن حضرت به لحاظ افراد و بر حسب موقعیت، شرایط و نیاز آنها متفاوت بود. | ||
صرفنظر از طبقات مختلف [[مردم]]، از [[زن]] و مرد، [[کودک]] و پیر، [[فقیر]] و [[غنی]]، [[عارف]] و عامی... که شاکلهٔ [[شخصیت]] هر یک از دیگری متمایز است، اصولاً هر یک از افراد [[آدمی]]، [[نیازهای روحی]] و اخلاقیِ ویژهای دارد که با دیگران متفاوت است<ref>وجود این تفاوتها، [[مظهر]] [[حکمت]] و [[تدبیر الهی]] است که به موجب آن، [[نظام]] [[زندگی اجتماعی]] [[بشر]] سامان میپذیرد. | صرفنظر از طبقات مختلف [[مردم]]، از [[زن]] و مرد، [[کودک]] و پیر، [[فقیر]] و [[غنی]]، [[عارف]] و عامی... که شاکلهٔ [[شخصیت]] هر یک از دیگری متمایز است، اصولاً هر یک از افراد [[آدمی]]، [[نیازهای روحی]] و اخلاقیِ ویژهای دارد که با دیگران متفاوت است<ref>وجود این تفاوتها، [[مظهر]] [[حکمت]] و [[تدبیر الهی]] است که به موجب آن، [[نظام]] [[زندگی اجتماعی]] [[بشر]] سامان میپذیرد. | ||
امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَكُوا}}؛ مردم تا با یکدیگر تفاوت دارند، بر خیر و صواباند و چون یکسان شوند، به [[هلاکت]] رسند. ([[امالی]] [[صدوق]]، ص۳۶۸، مجلس ۶۸).</ref>. آن حضرت نیز با توجه به این «تفاوتهای فردی»<ref>وجود «تفاوتهای فردی» در فراگیران، واقعیتی است که امروزه علمای | امیرالمؤمنین علی{{ع}} میفرمود: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَكُوا}}؛ مردم تا با یکدیگر تفاوت دارند، بر خیر و صواباند و چون یکسان شوند، به [[هلاکت]] رسند. ([[امالی]] [[صدوق]]، ص۳۶۸، مجلس ۶۸).</ref>. آن حضرت نیز با توجه به این «تفاوتهای فردی»<ref>وجود «تفاوتهای فردی» در فراگیران، واقعیتی است که امروزه علمای تعلیم و تربیت بر آن اتفاق نظر دارند. این نظریه از آنجا ناشی میشود که انسانها از لحاظ «استعداد»، «شخصیت» و «نوع رفتار» با یکدیگر متفاوتاند. | ||
دانشمند | دانشمند انگلیسی «فرانسیس گالتون» (Frances Galton - ۱۸۲۲ - ۱۹۱۱م) برای نخستین بار به این تفاوتها توجه کرد و منشأ خدماتی در عرصهٔ آموزش و پرورش گردید. | ||
گالتون بر آن بود که چون میان | گالتون بر آن بود که چون میان «توانایی هوشی» و «تمییز حسی» رابطهٔ مستقیم برقرار است و هر چه توان هوشی بالاتر باشد، سطح تمییز حسی نیز بالاتر است، معلم باید در فرایند آموزش، این تفاوتهای فردی را منظور دارد و فراگیران را با توجه به وجود این تفاوتها آموزش دهد.</ref> و نیاز و ظرفیت وجودیِ هر یک از مخاطبان، ایشان را مشمول [[عنایت]] و [[نصایح]] مشفقانهٔ خویش قرار میداد. | ||
شاید بتوان گفت آنجا که حضرت میفرماید: «اگر [[ابوذر]] به آنچه [[سلمان]] در [[دل]] دارد [[آگاه]] بود، او را از پای در میآورد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ}}. (کافی، ج۱، ص۴۰۱).</ref>، با صراحت و بیانِ مصداق، بر این تفاوتها انگشت تأکید نهاده است<ref>در روایتی دیگر | شاید بتوان گفت آنجا که حضرت میفرماید: «اگر [[ابوذر]] به آنچه [[سلمان]] در [[دل]] دارد [[آگاه]] بود، او را از پای در میآورد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ}}. (کافی، ج۱، ص۴۰۱).</ref>، با صراحت و بیانِ مصداق، بر این تفاوتها انگشت تأکید نهاده است<ref>در روایتی دیگر عبدالله بن عمرو گفته است: ما در محضر رسول خدا{{صل}} بودیم که جوانی وارد شد و از حضرت پرسید: آیا در حال روزه میتوانم همسرم را ببوسم؟ حضرت او را نهی فرمود. اندکی بعد مرد سالمندی از راه رسید و همان سؤال را پرسید و حضرت به او رخصت داد. ما با شنیدن این دو پاسخ، با شگفتی به یکدیگر نگاه کردیم. | ||
حضرت در رفع این ابهام فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الشَّيْخَ يَمْلِكُ نَفْسَهُ}}؛ «سالمند بر | حضرت در رفع این ابهام فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الشَّيْخَ يَمْلِكُ نَفْسَهُ}}؛ «سالمند بر هوای نفس خویش مسلط است». (مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۱۸۵، ح۶۷۳۹؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۳۸۸، ح۴۹۶۲؛ فیض القدیر، ج۲، ص۳۴۹، ح۲۰۲۰).</ref>. | ||
در کتابهای [[سیره]] و [[جوامع روایی]]، [[اخبار]] فراوانی به چشم میخورد که با تعابیر مشابهی آغاز میشود: | در کتابهای [[سیره]] و [[جوامع روایی]]، [[اخبار]] فراوانی به چشم میخورد که با تعابیر مشابهی آغاز میشود: | ||
| خط ۱۹۲: | خط ۱۹۲: | ||
ما گروه [[پیامبران]] مأموریم تا با مردم به اندازهٔ خرد آنان سخن گوییم. | ما گروه [[پیامبران]] مأموریم تا با مردم به اندازهٔ خرد آنان سخن گوییم. | ||
از سوی دیگر، آن حضرت به هنگام موعظت و آموزش، هرگز [[آمادگی روحی]] و توان [[ذهنی]] مخاطب را از نظر دور نمیداشت و جانب [[اعتدال]] را نگاه میداشت. | از سوی دیگر، آن حضرت به هنگام موعظت و آموزش، هرگز [[آمادگی روحی]] و توان [[ذهنی]] مخاطب را از نظر دور نمیداشت و جانب [[اعتدال]] را نگاه میداشت. | ||
جاحظ<ref>ابوعثمان، عمرو بن | جاحظ<ref>ابوعثمان، عمرو بن بحر، معروف به جاحظ (م ۲۵۵ ه - بصره)، از برجستهترین نویسندگان و ادبای عرب در همهٔ اعصار و از رجال معتزله و صاحب تألیفات فراوان است. از جمله آثار او میتوان به: الحیوان، البیان والتبیین، الرسائل، المحاسن و الاضداد و البخلاء، اشاره کرد. | ||
وی با وجود چهرهای | وی با وجود چهرهای زشت، از بیان و قلمی زیبا برخوردار بود و در نکتهسنجی و بدیههگویی، دستی چیره و زبانی گشاده داشت.</ref> میگفت: «موعظتی اندک که شنونده را پسند آید، بهتر از [[موعظه]] فراوانی است که گوش را بیازارد و بر ملال [[دل]] بیفزاید»<ref>{{عربی|قَلِيلُ الْمَوْعِظَةِ مَعَ نَشَاطِ الْمَوْعُوظِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ وَافَقَ مِنَ الْأَسْمَاعِ نَبْوَةً وَ مِنَ الْقُلُوبِ مَلَالَةً}}. (ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۵، ص۴۳۶).</ref>. | ||
ازاینرو [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[روزه]] [[مردم]] را موعظه نمیفرمود، تا مبادا این امر در [[نفوس]] مردم، ملال انگیزد و [[کلام]] را از تأثیر بیندازد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} يَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ فِي الْأَيَّامِ، كَرَاهَةَ السَّآمَةِ عَلَيْنَا}}. ( | ازاینرو [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[روزه]] [[مردم]] را موعظه نمیفرمود، تا مبادا این امر در [[نفوس]] مردم، ملال انگیزد و [[کلام]] را از تأثیر بیندازد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} يَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ فِي الْأَيَّامِ، كَرَاهَةَ السَّآمَةِ عَلَيْنَا}}. (صحیح بخاری، ص۴۰، ح۶۸ «کتاب العلم، باب ۱۲»؛ صحیح مسلم، ص۱۱۹۱، ح۸۳ (۲۸۲۱) «کتاب صفات المنافقین، باب ۱۹»).</ref>. | ||
آنچه از [[منابع روایی]] و کتابهای [[سیره]] و [[تاریخ]] برمیآید، [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[آموزش]] از شیوههای متنوع و متعدد، بهره میجست که هر یک از آنها تابع موقعیت مجلس، اهمیت موضوع و [[شأن]] مخاطب بوده است. | آنچه از [[منابع روایی]] و کتابهای [[سیره]] و [[تاریخ]] برمیآید، [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[آموزش]] از شیوههای متنوع و متعدد، بهره میجست که هر یک از آنها تابع موقعیت مجلس، اهمیت موضوع و [[شأن]] مخاطب بوده است. | ||
حضرت با بهرهگیری از سادهترین امکانات محدود آن [[روزگار]]، شیوههای ابتکاری و ممتازی را در امر آموزش [[ابداع]] و به [[اجرا]] درآورد که از منظر فن [[تعلیم]] و تربیتِ دنیای امروز، بسی محل [[تأمل]] و دقت است. | حضرت با بهرهگیری از سادهترین امکانات محدود آن [[روزگار]]، شیوههای ابتکاری و ممتازی را در امر آموزش [[ابداع]] و به [[اجرا]] درآورد که از منظر فن [[تعلیم]] و تربیتِ دنیای امروز، بسی محل [[تأمل]] و دقت است. | ||
| خط ۲۲۵: | خط ۲۲۵: | ||
آن حضرت فرمود: «آنکه بر این شیوه رَوَد، [[نیایش]] و دعایش پذیرفته نشود، باید که پای در رکاب جستوجو زنید»<ref>کافی، ج۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲.</ref>. | آن حضرت فرمود: «آنکه بر این شیوه رَوَد، [[نیایش]] و دعایش پذیرفته نشود، باید که پای در رکاب جستوجو زنید»<ref>کافی، ج۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲.</ref>. | ||
باری، از آنجا که خطبهٔ معروف [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سرزمین منا]]، دربردارندهٔ [[آموزههای اخلاقی]] و [[دینی]] و متضمن نکتههایی ظریف و هنرمندانه در شیوهٔ [[آموزش]] آن حضرت است، درنگ کوتاهی بر این [[خطبه]]، خالی از [[لطف]] و فایده نیست. | باری، از آنجا که خطبهٔ معروف [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سرزمین منا]]، دربردارندهٔ [[آموزههای اخلاقی]] و [[دینی]] و متضمن نکتههایی ظریف و هنرمندانه در شیوهٔ [[آموزش]] آن حضرت است، درنگ کوتاهی بر این [[خطبه]]، خالی از [[لطف]] و فایده نیست. | ||
این خطبه که مورد اتفاق میان [[شیعه]] و [[سنی]] است، در بسیاری از منابع [[فریقین]] به [[روایات]] مختلف آمده است<ref>مثلاً در منابع | این خطبه که مورد اتفاق میان [[شیعه]] و [[سنی]] است، در بسیاری از منابع [[فریقین]] به [[روایات]] مختلف آمده است<ref>مثلاً در منابع شیعی، ر.ک: تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ج۱، ص۱۷۱ - ۱۷۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۹۳؛ تحف العقول، ص۳۰ - ۳۴؛ وسائل الشیعه، ج۲۹، ص۱۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص٨٧؛ ج۱۸، ص۲۰۶؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۱۳. این خطبه در منابع اهل سنت، به روایتی نسبتا متفاوت آمده است. ر.ک: صحیح مسلم، ص۵۲۹، ضمن خبر ۱۲۱۸؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۳۶۹؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص۱۹۵؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۴۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۱۱۱؛ دلائل النبوه، ج۵، ص۴۳۶.</ref> و ما [[ترجمه]] آن را از [[روایت]] مرحوم [[کلینی]] رازی در [[کتاب شریف کافی]] نقل میکنیم: | ||
«[[رسول خدا]]{{صل}} در [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک حج]]،]در جمع [[مسلمانان]]] فرمود: | «[[رسول خدا]]{{صل}} در [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک حج]]،]در جمع [[مسلمانان]]] فرمود: | ||
ای [[مردم]]! آنچه را میگویم بشنوید و بدان بیندیشید؛ زیرا نمیدانم، شاید از این پس شما را در اینجا نتوانم دید. | ای [[مردم]]! آنچه را میگویم بشنوید و بدان بیندیشید؛ زیرا نمیدانم، شاید از این پس شما را در اینجا نتوانم دید. | ||
| خط ۲۴۹: | خط ۲۴۹: | ||
#در اوج [[کلام]] و پس از بیان اصل [[پیام]]، [[پرسش]] [[پیامبر]] از مردم که {{متن حدیث|أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟}}، آیا]پیام را چنانکه باید[رساندم؟»، انتباه و دقت مجدد ایشان را به اهمیت فوقالعاده مطلب برمیانگیزد و حساسیت خود را بدان، مورد تأکید قرار میدهد. | #در اوج [[کلام]] و پس از بیان اصل [[پیام]]، [[پرسش]] [[پیامبر]] از مردم که {{متن حدیث|أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟}}، آیا]پیام را چنانکه باید[رساندم؟»، انتباه و دقت مجدد ایشان را به اهمیت فوقالعاده مطلب برمیانگیزد و حساسیت خود را بدان، مورد تأکید قرار میدهد. | ||
#با اعلام [[تأیید]] حاضران که «آری،]پیام را رساندی]» [[رسول خدا]]{{صل}} در برابر دیدهٔ همگان به درگاه [[خداوند]] [[منان]] عرضه میدارد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اشْهَدْ}}؛ «خداوندا [[گواه]] باش». و بدین ترتیب، مردم سنگینی بار [[مسئولیت]] اجرای این پیام را بر شانههای خویش بیشتر [[احساس]] میکنند. | #با اعلام [[تأیید]] حاضران که «آری،]پیام را رساندی]» [[رسول خدا]]{{صل}} در برابر دیدهٔ همگان به درگاه [[خداوند]] [[منان]] عرضه میدارد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اشْهَدْ}}؛ «خداوندا [[گواه]] باش». و بدین ترتیب، مردم سنگینی بار [[مسئولیت]] اجرای این پیام را بر شانههای خویش بیشتر [[احساس]] میکنند. | ||
#سرانجام، در واپسین کلام، [[انذار]] و [[هشدار]] [[پیامبر خدا]] از خطرِ درافتادن [[امت]] به وادیِ [[کفر]] و [[ضلال]]، حاوی اشارتی کنایی از دغدغه و نگرانیِ آن حضرت از توفان حوادث و جزر و مد وقایعی است که پس از [[رحلت]] ایشان، امت را در معرض [[سقوط]] به [[وادی]] [[انحراف]] و [[گمراهی]] قرار میدهد<ref>گفتنی است که تشویش و | #سرانجام، در واپسین کلام، [[انذار]] و [[هشدار]] [[پیامبر خدا]] از خطرِ درافتادن [[امت]] به وادیِ [[کفر]] و [[ضلال]]، حاوی اشارتی کنایی از دغدغه و نگرانیِ آن حضرت از توفان حوادث و جزر و مد وقایعی است که پس از [[رحلت]] ایشان، امت را در معرض [[سقوط]] به [[وادی]] [[انحراف]] و [[گمراهی]] قرار میدهد<ref>گفتنی است که تشویش و نگرانی رسول خدا{{صل}} از حوادث ناگوار پس از رحلت خویش و انذار و هشدار به مسلمانان از انحراف و بازگشت به فرهنگ منحط و شرکآمیز جاهلیت، صرفاً در خطبه سرزمین منی و حجة الوداع، اظهار نشده است، بلکه مردم، پیشتر نیز همین دغدغه و نگرانی را در کلام حضرت بهگونهای صریحتر و مؤکدتر، شاهد بودهاند. | ||
خبرهای ۶۵۸۲ تا ۶۵۸۷ در | خبرهای ۶۵۸۲ تا ۶۵۸۷ در صحیح بخاری (صفحه ۱۱۶۸، کتاب الرقاق، باب ۵۳) در این باره قابل توجه است. | ||
حضرت میفرماید: | حضرت میفرماید: | ||
{{متن حدیث|يَرِدُ عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي فَيُحَلَّئُونَ عَنِ الْحَوْضِ فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أَصْحَابِي، فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا عِلْمَ لَكَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ، إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى}}؛ در | {{متن حدیث|يَرِدُ عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي فَيُحَلَّئُونَ عَنِ الْحَوْضِ فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أَصْحَابِي، فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا عِلْمَ لَكَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ، إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى}}؛ در روز قیامت شماری از اصحابم بر من وارد شوند، اما ایشان را از حوض کوثر بازخواهند داشت. من خواهم گفت پروردگارا! اینان اصحاب مناند. | ||
خداوند فرماید: تو نمیدانی که]این قوم] پس از تو چهها کردند. آنان به گذشتههای خویش بازگشتند! (خبر ۶۵۸۵).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۶۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||