تربیت نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۵۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۳۹: خط ۱۳۹:
[[رسول خدا]]{{صل}} در امر آموزش و انتقال مفاهیم [[دینی]] و [[اخلاقی]]، از شیوه‌های متنوع و متعدد بهره می‌جست که در فصول این کتاب بدان خواهیم پرداخت. این نکته نیز گفتنی است که اساساً [[آموزه‌ها]] و سفارش‌های آن حضرت به لحاظ افراد و بر حسب موقعیت، شرایط و نیاز آنها متفاوت بود.
[[رسول خدا]]{{صل}} در امر آموزش و انتقال مفاهیم [[دینی]] و [[اخلاقی]]، از شیوه‌های متنوع و متعدد بهره می‌جست که در فصول این کتاب بدان خواهیم پرداخت. این نکته نیز گفتنی است که اساساً [[آموزه‌ها]] و سفارش‌های آن حضرت به لحاظ افراد و بر حسب موقعیت، شرایط و نیاز آنها متفاوت بود.
صرف‌نظر از طبقات مختلف [[مردم]]، از [[زن]] و مرد، [[کودک]] و پیر، [[فقیر]] و [[غنی]]، [[عارف]] و عامی... که شاکلهٔ [[شخصیت]] هر یک از دیگری متمایز است، اصولاً هر یک از افراد [[آدمی]]، [[نیازهای روحی]] و اخلاقیِ ویژه‌ای دارد که با دیگران متفاوت است<ref>وجود این تفاوت‌ها، [[مظهر]] [[حکمت]] و [[تدبیر الهی]] است که به موجب آن، [[نظام]] [[زندگی اجتماعی]] [[بشر]] سامان می‌پذیرد.
صرف‌نظر از طبقات مختلف [[مردم]]، از [[زن]] و مرد، [[کودک]] و پیر، [[فقیر]] و [[غنی]]، [[عارف]] و عامی... که شاکلهٔ [[شخصیت]] هر یک از دیگری متمایز است، اصولاً هر یک از افراد [[آدمی]]، [[نیازهای روحی]] و اخلاقیِ ویژه‌ای دارد که با دیگران متفاوت است<ref>وجود این تفاوت‌ها، [[مظهر]] [[حکمت]] و [[تدبیر الهی]] است که به موجب آن، [[نظام]] [[زندگی اجتماعی]] [[بشر]] سامان می‌پذیرد.
امیرالمؤمنین علی{{ع}} می‌فرمود: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَكُوا}}؛ مردم تا با یکدیگر تفاوت دارند، بر خیر و صواب‌اند و چون یکسان شوند، به [[هلاکت]] رسند. ([[امالی]] [[صدوق]]، ص۳۶۸، مجلس ۶۸).</ref>. آن حضرت نیز با توجه به این «تفاوت‌های فردی»<ref>وجود «تفاوت‌های فردی» در فراگیران، واقعیتی است که امروزه علمای [[تعلیم و تربیت]] بر آن [[اتفاق نظر]] دارند. این نظریه از آنجا ناشی می‌شود که [[انسان‌ها]] از لحاظ «[[استعداد]]»، «شخصیت» و «نوع [[رفتار]]» با یکدیگر متفاوت‌اند.
امیرالمؤمنین علی{{ع}} می‌فرمود: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا تَفَاوَتُوا فَإِذَا اسْتَوَوْا هَلَكُوا}}؛ مردم تا با یکدیگر تفاوت دارند، بر خیر و صواب‌اند و چون یکسان شوند، به [[هلاکت]] رسند. ([[امالی]] [[صدوق]]، ص۳۶۸، مجلس ۶۸).</ref>. آن حضرت نیز با توجه به این «تفاوت‌های فردی»<ref>وجود «تفاوت‌های فردی» در فراگیران، واقعیتی است که امروزه علمای تعلیم و تربیت بر آن اتفاق نظر دارند. این نظریه از آنجا ناشی می‌شود که انسان‌ها از لحاظ «استعداد»، «شخصیت» و «نوع رفتار» با یکدیگر متفاوت‌اند.
دانشمند [[انگلیسی]] «فرانسیس گالتون» (Frances Galton - ۱۸۲۲ - ۱۹۱۱م) برای نخستین بار به این تفاوت‌ها توجه کرد و منشأ خدماتی در عرصهٔ [[آموزش و پرورش]] گردید.
دانشمند انگلیسی «فرانسیس گالتون» (Frances Galton - ۱۸۲۲ - ۱۹۱۱م) برای نخستین بار به این تفاوت‌ها توجه کرد و منشأ خدماتی در عرصهٔ آموزش و پرورش گردید.
گالتون بر آن بود که چون میان «[[توانایی]] هوشی» و «[[تمییز]] [[حسی]]» رابطهٔ مستقیم برقرار است و هر چه توان هوشی بالاتر باشد، سطح تمییز حسی نیز بالاتر است، [[معلم]] باید در فرایند آموزش، این تفاوت‌های فردی را منظور دارد و فراگیران را با توجه به وجود این تفاوت‌ها آموزش دهد.</ref> و نیاز و ظرفیت وجودیِ هر یک از مخاطبان، ایشان را مشمول [[عنایت]] و [[نصایح]] مشفقانهٔ خویش قرار می‌داد.
گالتون بر آن بود که چون میان «توانایی هوشی» و «تمییز حسی» رابطهٔ مستقیم برقرار است و هر چه توان هوشی بالاتر باشد، سطح تمییز حسی نیز بالاتر است، معلم باید در فرایند آموزش، این تفاوت‌های فردی را منظور دارد و فراگیران را با توجه به وجود این تفاوت‌ها آموزش دهد.</ref> و نیاز و ظرفیت وجودیِ هر یک از مخاطبان، ایشان را مشمول [[عنایت]] و [[نصایح]] مشفقانهٔ خویش قرار می‌داد.


شاید بتوان گفت آنجا که حضرت می‌فرماید: «اگر [[ابوذر]] به آنچه [[سلمان]] در [[دل]] دارد [[آگاه]] بود، او را از پای در می‌آورد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ}}. (کافی، ج۱، ص۴۰۱).</ref>، با صراحت و بیانِ مصداق، بر این تفاوت‌ها انگشت تأکید نهاده است<ref>در روایتی دیگر [[عبدالله بن عمرو]] گفته است: ما در محضر [[رسول خدا]]{{صل}} بودیم که [[جوانی]] وارد شد و از حضرت پرسید: آیا در حال [[روزه]] می‌توانم همسرم را ببوسم؟ حضرت او را [[نهی]] فرمود. اندکی بعد مرد سال‌مندی از راه رسید و همان سؤال را پرسید و حضرت به او [[رخصت]] داد. ما با شنیدن این دو پاسخ، با [[شگفتی]] به یکدیگر نگاه کردیم.
شاید بتوان گفت آنجا که حضرت می‌فرماید: «اگر [[ابوذر]] به آنچه [[سلمان]] در [[دل]] دارد [[آگاه]] بود، او را از پای در می‌آورد»<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِي قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ}}. (کافی، ج۱، ص۴۰۱).</ref>، با صراحت و بیانِ مصداق، بر این تفاوت‌ها انگشت تأکید نهاده است<ref>در روایتی دیگر عبدالله بن عمرو گفته است: ما در محضر رسول خدا{{صل}} بودیم که جوانی وارد شد و از حضرت پرسید: آیا در حال روزه می‌توانم همسرم را ببوسم؟ حضرت او را نهی فرمود. اندکی بعد مرد سال‌مندی از راه رسید و همان سؤال را پرسید و حضرت به او رخصت داد. ما با شنیدن این دو پاسخ، با شگفتی به یکدیگر نگاه کردیم.
حضرت در رفع این ابهام فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الشَّيْخَ يَمْلِكُ نَفْسَهُ}}؛ «سالمند بر [[هوای نفس]] خویش مسلط است». ([[مسند]] [[احمد بن حنبل]]، ج۲، ص۱۸۵، ح۶۷۳۹؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۳، ص۳۸۸، ح۴۹۶۲؛ [[فیض]] [[القدیر]]، ج۲، ص۳۴۹، ح۲۰۲۰).</ref>.
حضرت در رفع این ابهام فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ الشَّيْخَ يَمْلِكُ نَفْسَهُ}}؛ «سالمند بر هوای نفس خویش مسلط است». (مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۱۸۵، ح۶۷۳۹؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۳۸۸، ح۴۹۶۲؛ فیض القدیر، ج۲، ص۳۴۹، ح۲۰۲۰).</ref>.


در کتاب‌های [[سیره]] و [[جوامع روایی]]، [[اخبار]] فراوانی به چشم می‌خورد که با تعابیر مشابهی آغاز می‌شود:
در کتاب‌های [[سیره]] و [[جوامع روایی]]، [[اخبار]] فراوانی به چشم می‌خورد که با تعابیر مشابهی آغاز می‌شود:
خط ۱۹۲: خط ۱۹۲:
ما گروه [[پیامبران]] مأموریم تا با مردم به اندازهٔ خرد آنان سخن گوییم.
ما گروه [[پیامبران]] مأموریم تا با مردم به اندازهٔ خرد آنان سخن گوییم.
از سوی دیگر، آن حضرت به هنگام موعظت و آموزش، هرگز [[آمادگی روحی]] و توان [[ذهنی]] مخاطب را از نظر دور نمی‌داشت و جانب [[اعتدال]] را نگاه می‌داشت.
از سوی دیگر، آن حضرت به هنگام موعظت و آموزش، هرگز [[آمادگی روحی]] و توان [[ذهنی]] مخاطب را از نظر دور نمی‌داشت و جانب [[اعتدال]] را نگاه می‌داشت.
جاحظ<ref>ابوعثمان، عمرو بن [[بحر]]، معروف به [[جاحظ]] (م ۲۵۵ ه - [[بصره]])، از برجسته‌ترین نویسندگان و ادبای [[عرب]] در همهٔ اعصار و از [[رجال]] [[معتزله]] و صاحب تألیفات فراوان است. از جمله آثار او می‌توان به: [[الحیوان]]، البیان والتبیین، الرسائل، [[المحاسن]] و الاضداد و [[البخلاء]]، اشاره کرد.
جاحظ<ref>ابوعثمان، عمرو بن بحر، معروف به جاحظ (م ۲۵۵ ه - بصره)، از برجسته‌ترین نویسندگان و ادبای عرب در همهٔ اعصار و از رجال معتزله و صاحب تألیفات فراوان است. از جمله آثار او می‌توان به: الحیوان، البیان والتبیین، الرسائل، المحاسن و الاضداد و البخلاء، اشاره کرد.
وی با وجود چهره‌ای [[زشت]]، از بیان و قلمی [[زیبا]] برخوردار بود و در نکته‌سنجی و بدیهه‌گویی، دستی چیره و زبانی گشاده داشت.</ref> می‌گفت: «موعظتی اندک که شنونده را پسند آید، بهتر از [[موعظه]] فراوانی است که گوش را بیازارد و بر ملال [[دل]] بیفزاید»<ref>{{عربی|قَلِيلُ الْمَوْعِظَةِ مَعَ نَشَاطِ الْمَوْعُوظِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ وَافَقَ مِنَ الْأَسْمَاعِ نَبْوَةً وَ مِنَ الْقُلُوبِ مَلَالَةً}}. (ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۵، ص۴۳۶).</ref>.
وی با وجود چهره‌ای زشت، از بیان و قلمی زیبا برخوردار بود و در نکته‌سنجی و بدیهه‌گویی، دستی چیره و زبانی گشاده داشت.</ref> می‌گفت: «موعظتی اندک که شنونده را پسند آید، بهتر از [[موعظه]] فراوانی است که گوش را بیازارد و بر ملال [[دل]] بیفزاید»<ref>{{عربی|قَلِيلُ الْمَوْعِظَةِ مَعَ نَشَاطِ الْمَوْعُوظِ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ وَافَقَ مِنَ الْأَسْمَاعِ نَبْوَةً وَ مِنَ الْقُلُوبِ مَلَالَةً}}. (ر.ک: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۵، ص۴۳۶).</ref>.


ازاین‌رو [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[روزه]] [[مردم]] را موعظه نمی‌فرمود، تا مبادا این امر در [[نفوس]] مردم، ملال انگیزد و [[کلام]] را از تأثیر بیندازد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} يَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ فِي الْأَيَّامِ، كَرَاهَةَ السَّآمَةِ عَلَيْنَا}}. ([[صحیح بخاری]]، ص۴۰، ح۶۸ «کتاب العلم، باب ۱۲»؛ [[صحیح مسلم]]، ص۱۱۹۱، ح۸۳ (۲۸۲۱) «کتاب صفات المنافقین، باب ۱۹»).</ref>.
ازاین‌رو [[پیامبر خدا]]{{صل}} همه [[روزه]] [[مردم]] را موعظه نمی‌فرمود، تا مبادا این امر در [[نفوس]] مردم، ملال انگیزد و [[کلام]] را از تأثیر بیندازد<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ{{صل}} يَتَخَوَّلُنَا بِالْمَوْعِظَةِ فِي الْأَيَّامِ، كَرَاهَةَ السَّآمَةِ عَلَيْنَا}}. (صحیح بخاری، ص۴۰، ح۶۸ «کتاب العلم، باب ۱۲»؛ صحیح مسلم، ص۱۱۹۱، ح۸۳ (۲۸۲۱) «کتاب صفات المنافقین، باب ۱۹»).</ref>.
آنچه از [[منابع روایی]] و کتاب‌های [[سیره]] و [[تاریخ]] برمی‌آید، [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[آموزش]] از شیوه‌های متنوع و متعدد، بهره می‌جست که هر یک از آنها تابع موقعیت مجلس، اهمیت موضوع و [[شأن]] مخاطب بوده است.
آنچه از [[منابع روایی]] و کتاب‌های [[سیره]] و [[تاریخ]] برمی‌آید، [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[آموزش]] از شیوه‌های متنوع و متعدد، بهره می‌جست که هر یک از آنها تابع موقعیت مجلس، اهمیت موضوع و [[شأن]] مخاطب بوده است.
حضرت با بهره‌گیری از ساده‌ترین امکانات محدود آن [[روزگار]]، شیوه‌های ابتکاری و ممتازی را در امر آموزش [[ابداع]] و به [[اجرا]] درآورد که از منظر فن [[تعلیم]] و تربیتِ دنیای امروز، بسی محل [[تأمل]] و دقت است.
حضرت با بهره‌گیری از ساده‌ترین امکانات محدود آن [[روزگار]]، شیوه‌های ابتکاری و ممتازی را در امر آموزش [[ابداع]] و به [[اجرا]] درآورد که از منظر فن [[تعلیم]] و تربیتِ دنیای امروز، بسی محل [[تأمل]] و دقت است.
خط ۲۲۵: خط ۲۲۵:
آن حضرت فرمود: «آن‌که بر این شیوه رَوَد، [[نیایش]] و دعایش پذیرفته نشود، باید که پای در رکاب جست‌وجو زنید»<ref>کافی، ج۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲.</ref>.
آن حضرت فرمود: «آن‌که بر این شیوه رَوَد، [[نیایش]] و دعایش پذیرفته نشود، باید که پای در رکاب جست‌وجو زنید»<ref>کافی، ج۵، ص۸۴؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۹۲.</ref>.
باری، از آنجا که خطبهٔ معروف [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سرزمین منا]]، دربردارندهٔ [[آموزه‌های اخلاقی]] و [[دینی]] و متضمن نکته‌هایی ظریف و هنرمندانه در شیوهٔ [[آموزش]] آن حضرت است، درنگ کوتاهی بر این [[خطبه]]، خالی از [[لطف]] و فایده نیست.
باری، از آنجا که خطبهٔ معروف [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[سرزمین منا]]، دربردارندهٔ [[آموزه‌های اخلاقی]] و [[دینی]] و متضمن نکته‌هایی ظریف و هنرمندانه در شیوهٔ [[آموزش]] آن حضرت است، درنگ کوتاهی بر این [[خطبه]]، خالی از [[لطف]] و فایده نیست.
این خطبه که مورد اتفاق میان [[شیعه]] و [[سنی]] است، در بسیاری از منابع [[فریقین]] به [[روایات]] مختلف آمده است<ref>مثلاً در منابع [[شیعی]]، ر.ک: [[تفسیر علی بن ابراهیم]] القمی، ج۱، ص۱۷۱ - ۱۷۲؛ [[من لا یحضره الفقیه]]، ج۴، ص۹۳؛ [[تحف العقول]]، ص۳۰ - ۳۴؛ [[وسائل الشیعه]]، ج۲۹، ص۱۰؛ [[مستدرک الوسائل]]، ج۱۷، ص٨٧؛ ج۱۸، ص۲۰۶؛ [[بحارالانوار]]، ج۳۷، ص۱۱۳. این خطبه در [[منابع اهل سنت]]، به روایتی نسبتا متفاوت آمده است. ر.ک: [[صحیح مسلم]]، ص۵۲۹، ضمن خبر ۱۲۱۸؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۳، ص۳۶۹؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص۱۹۵؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۴۱؛ [[المغازی]]، ج۳، ص۱۱۱۱؛ [[دلائل النبوه]]، ج۵، ص۴۳۶.</ref> و ما [[ترجمه]] آن را از [[روایت]] مرحوم [[کلینی]] رازی در [[کتاب شریف کافی]] نقل می‌کنیم:
این خطبه که مورد اتفاق میان [[شیعه]] و [[سنی]] است، در بسیاری از منابع [[فریقین]] به [[روایات]] مختلف آمده است<ref>مثلاً در منابع شیعی، ر.ک: تفسیر علی بن ابراهیم القمی، ج۱، ص۱۷۱ - ۱۷۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۹۳؛ تحف العقول، ص۳۰ - ۳۴؛ وسائل الشیعه، ج۲۹، ص۱۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص٨٧؛ ج۱۸، ص۲۰۶؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۱۳. این خطبه در منابع اهل سنت، به روایتی نسبتا متفاوت آمده است. ر.ک: صحیح مسلم، ص۵۲۹، ضمن خبر ۱۲۱۸؛ مجمع الزوائد، ج۳، ص۳۶۹؛ البدایة والنهایه، ج۵، ص۱۹۵؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۴۱؛ المغازی، ج۳، ص۱۱۱۱؛ دلائل النبوه، ج۵، ص۴۳۶.</ref> و ما [[ترجمه]] آن را از [[روایت]] مرحوم [[کلینی]] رازی در [[کتاب شریف کافی]] نقل می‌کنیم:
«[[رسول خدا]]{{صل}} در [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک حج]]،]در جمع [[مسلمانان]]] فرمود:
«[[رسول خدا]]{{صل}} در [[حجة الوداع]]، پس از انجام [[مناسک حج]]،]در جمع [[مسلمانان]]] فرمود:
ای [[مردم]]! آنچه را می‌گویم بشنوید و بدان بیندیشید؛ زیرا نمی‌دانم، شاید از این پس شما را در اینجا نتوانم دید.
ای [[مردم]]! آنچه را می‌گویم بشنوید و بدان بیندیشید؛ زیرا نمی‌دانم، شاید از این پس شما را در اینجا نتوانم دید.
خط ۲۴۹: خط ۲۴۹:
#در اوج [[کلام]] و پس از بیان اصل [[پیام]]، [[پرسش]] [[پیامبر]] از مردم که {{متن حدیث|أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟}}، آیا]پیام را چنان‌که باید[رساندم؟»، انتباه و دقت مجدد ایشان را به اهمیت فوق‌العاده مطلب برمی‌انگیزد و حساسیت خود را بدان، مورد تأکید قرار می‌دهد.
#در اوج [[کلام]] و پس از بیان اصل [[پیام]]، [[پرسش]] [[پیامبر]] از مردم که {{متن حدیث|أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟}}، آیا]پیام را چنان‌که باید[رساندم؟»، انتباه و دقت مجدد ایشان را به اهمیت فوق‌العاده مطلب برمی‌انگیزد و حساسیت خود را بدان، مورد تأکید قرار می‌دهد.
#با اعلام [[تأیید]] حاضران که «آری،]پیام را رساندی]» [[رسول خدا]]{{صل}} در برابر دیدهٔ همگان به درگاه [[خداوند]] [[منان]] عرضه می‌دارد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اشْهَدْ}}؛ «خداوندا [[گواه]] باش». و بدین ترتیب، مردم سنگینی بار [[مسئولیت]] اجرای این پیام را بر شانه‌های خویش بیشتر [[احساس]] می‌کنند.
#با اعلام [[تأیید]] حاضران که «آری،]پیام را رساندی]» [[رسول خدا]]{{صل}} در برابر دیدهٔ همگان به درگاه [[خداوند]] [[منان]] عرضه می‌دارد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ اشْهَدْ}}؛ «خداوندا [[گواه]] باش». و بدین ترتیب، مردم سنگینی بار [[مسئولیت]] اجرای این پیام را بر شانه‌های خویش بیشتر [[احساس]] می‌کنند.
#سرانجام، در واپسین کلام، [[انذار]] و [[هشدار]] [[پیامبر خدا]] از خطرِ درافتادن [[امت]] به وادیِ [[کفر]] و [[ضلال]]، حاوی اشارتی کنایی از دغدغه و نگرانیِ آن حضرت از توفان حوادث و جزر و مد وقایعی است که پس از [[رحلت]] ایشان، امت را در معرض [[سقوط]] به [[وادی]] [[انحراف]] و [[گمراهی]] قرار می‌دهد<ref>گفتنی است که تشویش و [[نگرانی]] رسول خدا{{صل}} از حوادث ناگوار پس از رحلت خویش و انذار و هشدار به مسلمانان از انحراف و بازگشت به [[فرهنگ]] [[منحط]] و شرک‌آمیز [[جاهلیت]]، صرفاً در [[خطبه]] [[سرزمین منی]] و [[حجة الوداع]]، اظهار نشده است، بلکه مردم، پیش‌تر نیز همین دغدغه و نگرانی را در کلام حضرت به‌گونه‌ای صریح‌تر و مؤکدتر، [[شاهد]] بوده‌اند.
#سرانجام، در واپسین کلام، [[انذار]] و [[هشدار]] [[پیامبر خدا]] از خطرِ درافتادن [[امت]] به وادیِ [[کفر]] و [[ضلال]]، حاوی اشارتی کنایی از دغدغه و نگرانیِ آن حضرت از توفان حوادث و جزر و مد وقایعی است که پس از [[رحلت]] ایشان، امت را در معرض [[سقوط]] به [[وادی]] [[انحراف]] و [[گمراهی]] قرار می‌دهد<ref>گفتنی است که تشویش و نگرانی رسول خدا{{صل}} از حوادث ناگوار پس از رحلت خویش و انذار و هشدار به مسلمانان از انحراف و بازگشت به فرهنگ منحط و شرک‌آمیز جاهلیت، صرفاً در خطبه سرزمین منی و حجة الوداع، اظهار نشده است، بلکه مردم، پیش‌تر نیز همین دغدغه و نگرانی را در کلام حضرت به‌گونه‌ای صریح‌تر و مؤکدتر، شاهد بوده‌اند.
خبرهای ۶۵۸۲ تا ۶۵۸۷ در [[صحیح بخاری]] (صفحه ۱۱۶۸، کتاب الرقاق، باب ۵۳) در این باره قابل توجه است.
خبرهای ۶۵۸۲ تا ۶۵۸۷ در صحیح بخاری (صفحه ۱۱۶۸، کتاب الرقاق، باب ۵۳) در این باره قابل توجه است.
حضرت می‌فرماید:
حضرت می‌فرماید:
{{متن حدیث|يَرِدُ عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي فَيُحَلَّئُونَ عَنِ الْحَوْضِ فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أَصْحَابِي، فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا عِلْمَ لَكَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ، إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى}}؛ در [[روز قیامت]] شماری از اصحابم بر من وارد شوند، اما ایشان را از [[حوض کوثر]] بازخواهند داشت. من خواهم گفت پروردگارا! اینان [[اصحاب]] من‌اند.
{{متن حدیث|يَرِدُ عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي فَيُحَلَّئُونَ عَنِ الْحَوْضِ فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أَصْحَابِي، فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا عِلْمَ لَكَ بِمَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ، إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبارِهِمْ الْقَهْقَرَى}}؛ در روز قیامت شماری از اصحابم بر من وارد شوند، اما ایشان را از حوض کوثر بازخواهند داشت. من خواهم گفت پروردگارا! اینان اصحاب من‌اند.
[[خداوند]] فرماید: تو نمی‌دانی که]این [[قوم]]] پس از تو چه‌ها کردند. آنان به گذشته‌های خویش بازگشتند! (خبر ۶۵۸۵).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۶۴.</ref>
خداوند فرماید: تو نمی‌دانی که]این قوم] پس از تو چه‌ها کردند. آنان به گذشته‌های خویش بازگشتند! (خبر ۶۵۸۵).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۶۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش