←مقدمه
(←پانویس) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[امام محمد باقر]]{{ع}} فرمود: «[[صله رحم]]، [[اخلاق]] را [[نیکو]]، دست را [[بخشنده]] و [[دل]] و [[جان]] را خوش میسازد. [[رزق و روزی]] را میافزاید و [[اجل]] و [[مرگ]] را به تأخیر میاندازد»<ref>میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۵۵.</ref>. | |||
[[ | به گفته [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: زودرسترین [[پاداش]]، پاداشی است که از [[پیوند با خویشان]] حاصل میگردد. این کار موجب فراوانی روزی [[مردمان]] و [[آبادانی]] [[سرزمینها]]، دراز شدن عمرها، محو شدن [[فقر]]، آسان شدن مرگ و حساب و [[پربرکت]] شدن [[زندگی معنوی]] و مادی [[انسانها]] میگردد<ref>میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۵۵.</ref>. | ||
پیوند با خویشان از یک [[سلام]] و احوالپرسی آغاز و به [[کمکهای مالی]] و [[معنوی]] و [[احترام]] و [[پاسداشت]] [[حرمت]] آنان، در غیاب و حضور، گسترش مییابد. بهترین کار برای دیدار بستگان شرفیابی محضر آنان است. اگر ممکن نشد با تلفن، نامه، یا سفارش و ذکر خیر و ارسال [[هدیه]] هم میتوان [[نزدیکان]] و اقوام خود را شاد ساخت. اگرچه ارتباط تلفنی برای احوالپرسی، کار پسندیدهای است، اما هیچ چیز جای دیدار حضوری را نمیگیرد. | |||
رفتار با خویشاوندان، از اصول خاصی [[پیروی]] میکند. به [[خویشاوند]] [[گمان بد]] نبرید. حرف دیگران را درباره بدیهای آنان ناشنیده بگیرید یا اصلاً نشنوید. از خطاهایشان زودتر از خطای دیگران بگذرید. به هیچ دلیلی به خصوص [[دلایل]] واهی [[سیاسی]] و [[مالی]] و وابستگیهای طبقاتی، آنان را از یاد نبرید. در رفت و آمدهای [[خویشاوندی]] تابع بده و بِستانهای رایج در بین [[مردم]] نباشید و کاسبکارانه برخورد نکنید. اصل در این پیوندها بر [[رحمت]] و گذشت و [[خیرخواهی]] یکسویه است. در [[حقیقت]] برای خدمت به اقوام، باید آنان را عضوی از خود بدانید. البته مبادا این سخنان موجب طلبکاری آدمهای پرتوقع و متکبری شود که خیال میکنند همه [[خویشان]] و وابستگان برای خدمت به آنان [[آفریده]] شدهاند. صله رحم فقط [[وظیفه]] بزرگترها یا کوچکترها نیست، بلکه یک وظیفه همگانی است. به نقل [[امام صادق]]{{ع}}: «پاداش [[نیکی]] را با نیکی دادن، صله رحم نیست، بلکه صله رحم آن است که اگر [[خویشاوندی]] از تو [[برید]]، تو پیشدستی کنی و به دیدار او بروی»<ref>آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۲۱۸.</ref>. | |||
طبق فرمایش [[رسول اکرم]]{{صل}} کسی که برای دیدن [[خویشان]]، [[مالی]] را با خود ببرد تا [[صله رحم]] کند، [[خداوند]] [[ثواب]] صد [[شهید]] را به او عطا میکند و به هر گامی که برمیدارد، چهل هزار [[حسنه]] داده میشود و از او چهل هزار [[گناه]] محو میگردد و [[مقام]] او را چهل هزار درجه بالا میبرد، درست مثل کسی که خداوند را صد سال [[عبادت]] کرده است. همچنین صله رحم باعث فزونی عمر و [[دارایی]] و [[دفع بلا]] میگردد<ref>بحارالأنوار، ج۷۴، ص۸۹ و ۹۰.</ref>. | طبق فرمایش [[رسول اکرم]]{{صل}} کسی که برای دیدن [[خویشان]]، [[مالی]] را با خود ببرد تا [[صله رحم]] کند، [[خداوند]] [[ثواب]] صد [[شهید]] را به او عطا میکند و به هر گامی که برمیدارد، چهل هزار [[حسنه]] داده میشود و از او چهل هزار [[گناه]] محو میگردد و [[مقام]] او را چهل هزار درجه بالا میبرد، درست مثل کسی که خداوند را صد سال [[عبادت]] کرده است. همچنین صله رحم باعث فزونی عمر و [[دارایی]] و [[دفع بلا]] میگردد<ref>بحارالأنوار، ج۷۴، ص۸۹ و ۹۰.</ref>. | ||
در [[حرمت]] [[قطع رحم]] فرقی میان [[مسلمان]] یا [[کافر]]، [[شیعه دوازده امامی]] یا سایر فرقههای مسلمان، [[عادل]] و [[پرهیزگار]] یا [[فاسق]] و [[فاجر]] نیست. اجمالاً [[کفر]] و [[فسق]]، سبب [[سقوط]] [[حق]] [[خویشاوندی]] نمیگردد<ref>اصول کافی، ج۳، ص۴۲۵ به بعد، باب صله رحم.</ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: آیا میتوان با خویشاوندی که [[شیعه]] نیست، به سبب آنکه [[مذهب]] حق را نمیشناسد، [[قطع رابطه]] کرد؟ فرمودند: چنین کاری شایسته نیست<ref>آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۱۸۹.</ref>. | در [[حرمت]] [[قطع رحم]] فرقی میان [[مسلمان]] یا [[کافر]]، [[شیعه دوازده امامی]] یا سایر فرقههای مسلمان، [[عادل]] و [[پرهیزگار]] یا [[فاسق]] و [[فاجر]] نیست. اجمالاً [[کفر]] و [[فسق]]، سبب [[سقوط]] [[حق]] [[خویشاوندی]] نمیگردد<ref>اصول کافی، ج۳، ص۴۲۵ به بعد، باب صله رحم.</ref>. از [[امام صادق]]{{ع}} پرسیدند: آیا میتوان با خویشاوندی که [[شیعه]] نیست، به سبب آنکه [[مذهب]] حق را نمیشناسد، [[قطع رابطه]] کرد؟ فرمودند: چنین کاری شایسته نیست<ref>آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۱۸۹.</ref>. | ||
توضیح: توجه به این نکته مهم در میان سیاستزدگان پریده [[عقل]]، لازم است که آیا: قطع رابطه خویشاوندی به سبب جناحبندیهای [[سیاسی]] رایج در [[جامعه]] ما، کاری خداپسندانه است؟ اگر نه پس چرا ما که دم از [[دوستی]] با [[اهلبیت]] میزنیم، حاضر نیستیم پا پیش نهیم و به خصوص در میان [[خویشاوندان]]، به | |||
توضیح: توجه به این نکته مهم در میان سیاستزدگان پریده [[عقل]]، لازم است که آیا: قطع رابطه خویشاوندی به سبب جناحبندیهای [[سیاسی]] رایج در [[جامعه]] ما، کاری خداپسندانه است؟ اگر نه پس چرا ما که دم از [[دوستی]] با [[اهلبیت]] میزنیم، حاضر نیستیم پا پیش نهیم و به خصوص در میان [[خویشاوندان]]، به دلجویی [[مخالفان سیاسی]] خود برویم و از این پس هم دیگر با آنان [[مجادله]] نکنیم؟ چرا [[سیاست]] چنان بر صدر نشسته که جا را بر [[ایمان]] و [[اخلاق]] هم تنگ ساخته؟ مگر خداوند از ما فقط [[وابستگی]] به مسندنشینان، و [[باور]] به پارهای نظریههای سیاسی را میخواهد و بس؟ آیا در دامنه گسترده [[احکام]] و [[قوانین اسلام]]، به جز سیاست و ارادت به این و آن، چیز دیگری اهمیت ندارد؟ در واقع یکی از شگفتانگیزترین نگاهها به [[احکام اسلام]] همین نوع نگاه است که جز نام «دگماتیزم» چیز دیگری نمیتوان بر آن نهاد. اگرچه این نوع نگاه در نظر [[عقل]] و [[شرع]] محکوم به [[شکست]] محتوم است و [[پیروز]] میدان، [[قرآن]] است و [[منش]] مهرآمیز و پرجاذبه [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، اما برای [[حاکمیت]] معارف و [[آداب]] صحیح بر وجود فردی و جمعی چه کنیم؟ روشن است که [[انسانیت]] و گذشت و [[شفقت]] بر [[خلق]]، در همه حال، و همیشه و در هر [[شغل]] و مقامی اولویت دارد<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۳۳۵.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||