بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==[[مساکن]] و منازل [[قوم]]== | ==[[مساکن]] و منازل [[قوم]]== | ||
این قوم نیز، همچون دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[حجاز]] و [[مدینه]] ساکن بودند<ref>عمر [[رضا]] کحاله، معجم [[قبائل]] العرب، ج۱، ص۳۵۰؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی [[الیمن]] و قبائلهم)، ج۲، ص۴۲۱. آنان در این [[شهر]] همراه با دیگر [[طوایف]] [[قبیله اوس]]، در قسمت بالا دست مدینه [[زندگی]] میکردند. (ر.ک: [[ابن سعد]]، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷)</ref>. بنی خطمه در این شهر در منازلی که به نام خودشان –خطمه- معروف بود، ساکن بودند. خطمیها در آنجا قلعههایی برای خود ساخته، نخلستانهایی ایجاد نموده بودند. آنها در این منطقه، دژی به نام «صع ذرع» بنا نمودند. این قلعه کاربرد نظامی داشت وکسی در آن سکونت نداشت؛ تنها در ایام [[جنگ]] از آن به عنوان سنگر استفاده میشد. مکان مذکور، متعلق به تمام شاخههای بنی خطمه بود و محل آن، نزدیک [[چاه]] بنی خطمه بود. این قلعه را به جهت قرار داشتن نزدیک چاه بنی خطمه که بدان «ذرع» گفته میشد، «صع ذرع» میگفتند. [[امیة بن عامر بن خطمه]] نیز، قلعهای در «[[مال]] الماجشون»، در مجاورت [[صدقه]] [[ابان بن ابی حدیر]]، ساخته بود. نام اصلی این منطقه، -که امروزه به «مجشونیه» [[شهرت]] دارد،- «ماجشونیه» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. اما «مطری» [[جمال الدین محمد بن احمد مطری]]، (متوفای ۷۴۱ [[هجری]]) عالم به [[علوم]] [[فقه]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]] و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم [[دارالهجره]]») بر این [[اعتقاد]] است که محدوده منازل [[بنیخطمة بن جشم بن مالک بن اوس]] بهطور دقیق مشخص نیست. او مینویسد: منازل بنی خطمه امروزه شناخته شده نیست، اما به نظر میرسد که آنها در [[العوالی]]، در شرق [[مسجد]] الشمس سکونت داشتهاند؛ زیرا کل آن مناطق، [[سرزمین]] اوس بود و [[پایینتر]] از آن، سرزمین [[خزرج]] محسوب میشده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. [[سمهودی]] (م. ۹۱۱ هجری) به این قسمت از سخن مطری که «پایینتر از آن، سرزمین خزرج محسوب میشده است» را خالی از اشکال ندانسته، آورده است: | این قوم نیز، همچون دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[حجاز]] و [[مدینه]] ساکن بودند<ref>عمر [[رضا]] کحاله، معجم [[قبائل]] العرب، ج۱، ص۳۵۰؛ بامطرف، الجامع (جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی [[الیمن]] و قبائلهم)، ج۲، ص۴۲۱. آنان در این [[شهر]] همراه با دیگر [[طوایف]] [[قبیله اوس]]، در قسمت بالا دست مدینه [[زندگی]] میکردند. (ر.ک: [[ابن سعد]]، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷)</ref>. بنی خطمه در این شهر در منازلی که به نام خودشان –خطمه- معروف بود، ساکن بودند. خطمیها در آنجا قلعههایی برای خود ساخته، نخلستانهایی ایجاد نموده بودند. آنها در این منطقه، دژی به نام «صع ذرع» بنا نمودند. این قلعه کاربرد نظامی داشت وکسی در آن سکونت نداشت؛ تنها در ایام [[جنگ]] از آن به عنوان سنگر استفاده میشد. مکان مذکور، متعلق به تمام شاخههای بنی خطمه بود و محل آن، نزدیک [[چاه]] بنی خطمه بود. این قلعه را به جهت قرار داشتن نزدیک چاه بنی خطمه که بدان «ذرع» گفته میشد، «صع ذرع» میگفتند. [[امیة بن عامر بن خطمه]] نیز، قلعهای در «[[مال]] الماجشون»، در مجاورت [[صدقه]] [[ابان بن ابی حدیر]]، ساخته بود. نام اصلی این منطقه، -که امروزه به «مجشونیه» [[شهرت]] دارد،- «ماجشونیه» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. اما «مطری» [[جمال الدین محمد بن احمد مطری]]، (متوفای ۷۴۱ [[هجری]]) عالم به [[علوم]] [[فقه]]، [[حدیث]] و [[تاریخ]] و مؤلف آثاری چون: «التعریف بما أنست الهجرة من معالم [[دارالهجره]]») بر این [[اعتقاد]] است که محدوده منازل [[بنیخطمة بن جشم بن مالک بن اوس]] بهطور دقیق مشخص نیست. او مینویسد: منازل بنی خطمه امروزه شناخته شده نیست، اما به نظر میرسد که آنها در [[العوالی]]، در شرق [[مسجد]] الشمس سکونت داشتهاند؛ زیرا کل آن مناطق، [[سرزمین]] اوس بود و [[پایینتر]] از آن، سرزمین [[خزرج]] محسوب میشده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. [[سمهودی]] (م. ۹۱۱ هجری) به این قسمت از سخن مطری که «پایینتر از آن، سرزمین خزرج محسوب میشده است» را خالی از اشکال ندانسته، آورده است: بنیخطمه خانههایی داشتهاند که محل آن، آنسوتر از این محدوده در مالالماجشون در کنار [[صدقه]] [[ابان بن ابی حدیر]] بوده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷. «[[مال]] الماجشون»: به آن الماجشونیه هم گفته شده و اکنون نامش المدشونیه است. این محل منسوب به ماجشون است و آن، جایی است از [[وادی بطحان]] در نزدیکی منطقه صعیب و آن جایی است در راه وادی بطحان در سمت ماجشونیه شرقی و آن نزدیک منطقه [[بنیالحارث بن خزرج]] است. (نک: احمد بن عبدالحمید العباسی، عمدة الاخبار، ص۳۵۳، ۳۵۴ و ۴۰۸)</ref>.] آنچه به نظر میرسد این است که اولین منازل خزرج در این سمت، منازل [[بنی حارث]] بود و بالاتر از آنها بنی خطمه حضور داشتند و آنچه در وادی بطحان و [[وادی]] مهزور خواهد آمد، مؤید ما در این سخن است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>. | ||
بنی خطمه در میان قلعههای خود پراکنده بودند و هیچ یک از آنها در [[منزل]] اصلی خود [[زندگی]] نمیکرد. [[پس از ظهور اسلام]]، در آنجا مسجدی بنا نهادند و یکی از آنها در کنار [[مسجد]] سکونت گزید؛ به طوری که هر صبحگاه سراغش را میگرفتند مبادا درندگان به او آسیبی رسانده باشند. اما به مرور [[زمان]]، بر تعداد [[جمعیت]] این [[سرزمین]] اصلی افزوده شد. آنان به این سرزمین، به جهت شباهتی که این مکان از لحاظ فراوانی جمعیت به غزه [[شام]] داشت، «غزه» میگفتند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>.<ref>آقای [[رسول جعفریان]] نیز با استفاده از مطالب فوق چنین مینویسد: «محدوده منازل بنیخطمة بن جشم بن مالک بن اوس به طور دقیق روشن نیست. مطری گوید: جای محلات آنها شناخته شده نیست جز آنکه ظاهراً آنان در [[عوالی]]، در شرق مسجدالشمس بودهاند؛ زیرا این نواحی به طور کامل در [[اختیار]] اوس بوده و [[پایینتر]] از آن تا [[مدینه]] متعلق به خزرج بوده است. (مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم [[دارالهجره]]، ص۶۰) این در حالی است که به [[عقیده]] [[سمهودی]]، [[بنیخطمه]] خانههایی داشتهاند که محل آن مالالماجشون در کنار [[صدقه]] [[ابان بن ابی حدیر]] بوده است. ([[سمهودی]]، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.) به [[باور]] ما سخن مطری صحیحتر مینماید، به این تعبیر که محله اصلی آنها در آنجا بوده، پس از آن از آنجا به نقاط دیگر رفته و خارج از آن سکونت گزیدهاند. سمهودی به این مسأله اشاره کرده میگوید: [[بنیخطمه]] متفرق در آطامشان (خانههای قصر یا قلعه مانند) بودهاند و در بخش اصلی محلهشان (قصبه دارهم) کسی نمیزیسته است. پس از آنکه [[اسلام]] آمد آنجا را [[مسجد]] کردند و یکی از آنها در کنار مسجد سکونت گزید به طوری که هر صبحگاه سراغش را میگرفتند مبادا درندگان به او آسیبی رسانده باشند. پس از آن جمعیتشان در محله اصلی رو به فزونی نهاد به طوری که به آنجا غزه گفته میشود و این از بابت شباهت آنجا به لحاظ فراوانی [[جمعیت]] به غزه [[شام]] است. ([[سمهودی]]، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.) از سخن سمهودی که میگوید: [[مردم]] هر صبحگاه احوال آن شخص ساکن در قصبه اصلی را سؤال میکردهاند- همو که خانهاش را نزدیک مسجد بن خطمه در اصل قصبه بنا کرده بود- چنین میتوان [[استدلال]] کرد که این منازل در بخش شرقی [[عوالی]] بوده است و این به گونهای است که [[حمله]] درندگان به آن بخش بعید نبوده زیرا از [[آبادی]] به دور بوده است». (جعفریان، [[رسول]]، مقاله: ساختار شهری [[مدینه]] و محلات [[قبایل]] در دوره [[نبوی]]، فصلنامه [[علمی]] – ترویجی [[میقات]] [[حج]]، دوره۴، شماره۱۶، تیر ۱۳۷۵.)</ref> | بنی خطمه در میان قلعههای خود پراکنده بودند و هیچ یک از آنها در [[منزل]] اصلی خود [[زندگی]] نمیکرد. [[پس از ظهور اسلام]]، در آنجا مسجدی بنا نهادند و یکی از آنها در کنار [[مسجد]] سکونت گزید؛ به طوری که هر صبحگاه سراغش را میگرفتند مبادا درندگان به او آسیبی رسانده باشند. اما به مرور [[زمان]]، بر تعداد [[جمعیت]] این [[سرزمین]] اصلی افزوده شد. آنان به این سرزمین، به جهت شباهتی که این مکان از لحاظ فراوانی جمعیت به غزه [[شام]] داشت، «غزه» میگفتند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>.<ref>آقای [[رسول جعفریان]] نیز با استفاده از مطالب فوق چنین مینویسد: «محدوده منازل بنیخطمة بن جشم بن مالک بن اوس به طور دقیق روشن نیست. مطری گوید: جای محلات آنها شناخته شده نیست جز آنکه ظاهراً آنان در [[عوالی]]، در شرق مسجدالشمس بودهاند؛ زیرا این نواحی به طور کامل در [[اختیار]] اوس بوده و [[پایینتر]] از آن تا [[مدینه]] متعلق به خزرج بوده است. (مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم [[دارالهجره]]، ص۶۰) این در حالی است که به [[عقیده]] [[سمهودی]]، [[بنیخطمه]] خانههایی داشتهاند که محل آن مالالماجشون در کنار [[صدقه]] [[ابان بن ابی حدیر]] بوده است. ([[سمهودی]]، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.) به [[باور]] ما سخن مطری صحیحتر مینماید، به این تعبیر که محله اصلی آنها در آنجا بوده، پس از آن از آنجا به نقاط دیگر رفته و خارج از آن سکونت گزیدهاند. سمهودی به این مسأله اشاره کرده میگوید: [[بنیخطمه]] متفرق در آطامشان (خانههای قصر یا قلعه مانند) بودهاند و در بخش اصلی محلهشان (قصبه دارهم) کسی نمیزیسته است. پس از آنکه [[اسلام]] آمد آنجا را [[مسجد]] کردند و یکی از آنها در کنار مسجد سکونت گزید به طوری که هر صبحگاه سراغش را میگرفتند مبادا درندگان به او آسیبی رسانده باشند. پس از آن جمعیتشان در محله اصلی رو به فزونی نهاد به طوری که به آنجا غزه گفته میشود و این از بابت شباهت آنجا به لحاظ فراوانی [[جمعیت]] به غزه [[شام]] است. ([[سمهودی]]، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.) از سخن سمهودی که میگوید: [[مردم]] هر صبحگاه احوال آن شخص ساکن در قصبه اصلی را سؤال میکردهاند- همو که خانهاش را نزدیک مسجد بن خطمه در اصل قصبه بنا کرده بود- چنین میتوان [[استدلال]] کرد که این منازل در بخش شرقی [[عوالی]] بوده است و این به گونهای است که [[حمله]] درندگان به آن بخش بعید نبوده زیرا از [[آبادی]] به دور بوده است». (جعفریان، [[رسول]]، مقاله: ساختار شهری [[مدینه]] و محلات [[قبایل]] در دوره [[نبوی]]، فصلنامه [[علمی]] – ترویجی [[میقات]] [[حج]]، دوره۴، شماره۱۶، تیر ۱۳۷۵.)</ref> | ||