بنیحارثة بن حارث: تفاوت میان نسخهها
←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
از معدود [[اخبار]] نقشآفرینی [[مردم]] این [[طایفه]] در حوادث و رخدادهای این دوره میتوان به حضور گروهی از ایشان در [[واقعه حره]] در [[سال ۶۳ هجری]] در [[مخالفت]] با [[یزید بن معاویه]] و [[رژیم]] [[اموی]] اشاره کرد. نقل است که هنگامی که خبر [[شهادت حسین بن علی]]{{ع}} به [[مدینه]] رسید، مردم این [[شهر]] در جایجای شهر بر او به نوحهسرایی و شیون و [[زاری]] پرداختند و [[بنی هاشم]] در خانههای خود بر او سخت گریستند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۷؛ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴۰.</ref>. این فریادها به آرامی به [[اعتراض]] مبدّل شد و گروهی از مردم از پرداخت درآمد زمینهایی که، معاویه به [[زور]] با پرداخت یک صدم قیمتش از آنان گرفته بود، خودداری کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. [[والی مدینه]]، [[عثمان بن محمد بن ابی سفیان]]، برای آرام کردن مردم، هیأتی از بزرگان [[انصار]] و [[قریش]] را در اوایل سال ۶۳ هجری به نزد یزید فرستاد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۸۱.</ref>. اینان بهرغم هدایایی که از یزید دریافت داشتند، پس از بازگشت، [[رفتار]] [[زشت]] یزید را بیان کردند و گفتند: «از پیش کسی آمدهایم که [[دین]] ندارد، شراب مینوشد و طنبور میزند و [[کنیزکان]] پیش وی مینوازند، سگبازی میکند و با مردم [[پست]] مینشیند، [[شاهد]] باشید ما او را [[خلع]] کردهایم»<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۶۸.</ref>. از طرف دیگر، اخبار فعالیتهای [[عبداللّه بن زبیر]]، که مردم را به [[بیعت]] خود فرا میخواند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۶۳.</ref> و هر [[روز]] بر قدرتش افزوده میشد، به [[مردم مدینه]] رسید<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۷۴.</ref>. در این هنگام [[شور و هیجان]] در مردم مدینه افتاد و از یزید [[بیزاری]] جستند و او را [[ناسزا]] گفتند و وی را از [[خلافت]] خلع کردند و عثمان [[والی]] یزید و بنی امیه را از شهر [[اخراج]] کردند. مردم شهر تا دم [[مرگ]] با عبداللّه بن حنظله ([[غسیل الملائکه]]) [[بیعت]] کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. هنگامی که یزید از اوضاع [[مدینه منوّره]] باخبر شد، [[دوازده]] هزار سپاهی را به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]] مری و معاونت [[حصین بن نمیر سکونی]] و [[همکاری]] کندیهای ساکن حمص<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۳۶.</ref>، به [[مدینه]] فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۷۱.</ref>. چون [[مردم]] [[شهر]] از آمدن مسلم باخبر شدند به [[جنبش]] درآمدند و [[خندق]] شهر را ترمیم کردند و همراه با [[فرماندهان]] خود، (عبداللّه بن حنظله و عبد الرحمن بن زهیر زهری، عبداللّه بن [[مطیع]] و [[معقل بن سنان اشجعی]]) به [[حفاظت]] از شهر پرداختند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۳۵.</ref>. [[سپاه شام]] مدینه را محاصره کرد، امّا به فتح آن موفّق نشد. [[مروان بن حکم]]، مردی از [[طایفه]] [[بنی حارثة بن حارث]] را فریفت و آن مرد، راهی را برای وی گشود و سواران سپاه شام با عبور از خندق، در بیست و [[هشتم ذی حجه]] [[سال ۶۳ هجری]] به مدینه [[حمله]] کردند. عبداللّه بن مطیع و قریشیها [[فرار]] کردند، ولی عبداللّه بن حنظله و [[انصار]] [[مقاومت]] کردند. عبداللّه جنگید تا کشته شد و مردم شهر فرار کردند. مسلم بن عقبه پس از فتح شهر، سه [[روز]] مدینه را بر [[سپاه]] خود [[مباح]] کرد و [[شامیان]] به [[غارت اموال]] و [[تجاوز]] به [[زنان]] پرداختند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۸۱؛ ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۱۰، یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲ ص۱۹۰. نیز ر.ک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref> و بسیاری از مردم شهر را کشتند. در این واقعه هفتصد نفر از [[قریش]] و انصار و ده هزار نفر از بقیه مردم کشته شدند و آنان که [[جان]] سالم به در بردند به عنوان برده با یزید [[بیعت]] کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۱۶. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۶</ref>.-<ref>اصغر منتظرالقائم، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت{{عم}} (قرن اول هجری)، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref> به [[پاس]] [[خدمت]] [[بنی حارثه]] ایها به شامیها در باز کردن راه برای آنان، [[اتباع]] [[بنی حارثه]] از هر گونه تعرض [[شامیان]] مصون شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۵.</ref>. با این حال، منازل برخی از شخصیتهای بنی حارثه نظیر [[محمد بن مسلمه]] مورد هجمه [[شامیان]] قرار گرفت. وی در [[دفاع از خانه]] و کاشانه خود [[شمشیر]] به دست گرفت و جمعی از متعرضان را کشت<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. از شمار کشته شدگان بنی حارثهایها در این واقعه میتوان از افراد بنامی چون: [[عبدالله بن عبدالرحمن بن سهل]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[کنانة بن سهل بن عبدالله]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عبدالله بن اویس]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[سهل بن ابی امامه حلیف]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[جعفر بن ثعلبة بن محیصه]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[ساعدة بن اسید بن ساعده]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> و [[یزید بن محمد بن مسلمه]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> نام برد. | از معدود [[اخبار]] نقشآفرینی [[مردم]] این [[طایفه]] در حوادث و رخدادهای این دوره میتوان به حضور گروهی از ایشان در [[واقعه حره]] در [[سال ۶۳ هجری]] در [[مخالفت]] با [[یزید بن معاویه]] و [[رژیم]] [[اموی]] اشاره کرد. نقل است که هنگامی که خبر [[شهادت حسین بن علی]]{{ع}} به [[مدینه]] رسید، مردم این [[شهر]] در جایجای شهر بر او به نوحهسرایی و شیون و [[زاری]] پرداختند و [[بنی هاشم]] در خانههای خود بر او سخت گریستند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱۷؛ سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۴۰.</ref>. این فریادها به آرامی به [[اعتراض]] مبدّل شد و گروهی از مردم از پرداخت درآمد زمینهایی که، معاویه به [[زور]] با پرداخت یک صدم قیمتش از آنان گرفته بود، خودداری کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۰۶.</ref>. [[والی مدینه]]، [[عثمان بن محمد بن ابی سفیان]]، برای آرام کردن مردم، هیأتی از بزرگان [[انصار]] و [[قریش]] را در اوایل سال ۶۳ هجری به نزد یزید فرستاد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۸۱.</ref>. اینان بهرغم هدایایی که از یزید دریافت داشتند، پس از بازگشت، [[رفتار]] [[زشت]] یزید را بیان کردند و گفتند: «از پیش کسی آمدهایم که [[دین]] ندارد، شراب مینوشد و طنبور میزند و [[کنیزکان]] پیش وی مینوازند، سگبازی میکند و با مردم [[پست]] مینشیند، [[شاهد]] باشید ما او را [[خلع]] کردهایم»<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۶۸.</ref>. از طرف دیگر، اخبار فعالیتهای [[عبداللّه بن زبیر]]، که مردم را به [[بیعت]] خود فرا میخواند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۶۳.</ref> و هر [[روز]] بر قدرتش افزوده میشد، به [[مردم مدینه]] رسید<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۷۴.</ref>. در این هنگام [[شور و هیجان]] در مردم مدینه افتاد و از یزید [[بیزاری]] جستند و او را [[ناسزا]] گفتند و وی را از [[خلافت]] خلع کردند و عثمان [[والی]] یزید و بنی امیه را از شهر [[اخراج]] کردند. مردم شهر تا دم [[مرگ]] با عبداللّه بن حنظله ([[غسیل الملائکه]]) [[بیعت]] کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۱۰.</ref>. هنگامی که یزید از اوضاع [[مدینه منوّره]] باخبر شد، [[دوازده]] هزار سپاهی را به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]] مری و معاونت [[حصین بن نمیر سکونی]] و [[همکاری]] کندیهای ساکن حمص<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۳۶.</ref>، به [[مدینه]] فرستاد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۷۱.</ref>. چون [[مردم]] [[شهر]] از آمدن مسلم باخبر شدند به [[جنبش]] درآمدند و [[خندق]] شهر را ترمیم کردند و همراه با [[فرماندهان]] خود، (عبداللّه بن حنظله و عبد الرحمن بن زهیر زهری، عبداللّه بن [[مطیع]] و [[معقل بن سنان اشجعی]]) به [[حفاظت]] از شهر پرداختند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۷۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۳۵.</ref>. [[سپاه شام]] مدینه را محاصره کرد، امّا به فتح آن موفّق نشد. [[مروان بن حکم]]، مردی از [[طایفه]] [[بنی حارثة بن حارث]] را فریفت و آن مرد، راهی را برای وی گشود و سواران سپاه شام با عبور از خندق، در بیست و [[هشتم ذی حجه]] [[سال ۶۳ هجری]] به مدینه [[حمله]] کردند. عبداللّه بن مطیع و قریشیها [[فرار]] کردند، ولی عبداللّه بن حنظله و [[انصار]] [[مقاومت]] کردند. عبداللّه جنگید تا کشته شد و مردم شهر فرار کردند. مسلم بن عقبه پس از فتح شهر، سه [[روز]] مدینه را بر [[سپاه]] خود [[مباح]] کرد و [[شامیان]] به [[غارت اموال]] و [[تجاوز]] به [[زنان]] پرداختند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۳، ص۱۸۱؛ ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۲، ص۱۰، یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲ ص۱۹۰. نیز ر.ک: سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref> و بسیاری از مردم شهر را کشتند. در این واقعه هفتصد نفر از [[قریش]] و انصار و ده هزار نفر از بقیه مردم کشته شدند و آنان که [[جان]] سالم به در بردند به عنوان برده با یزید [[بیعت]] کردند<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۱۶. سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۶</ref>.-<ref>اصغر منتظرالقائم، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت{{عم}} (قرن اول هجری)، ص۳۰۶-۳۰۷.</ref> به [[پاس]] [[خدمت]] [[بنی حارثه]] ایها به شامیها در باز کردن راه برای آنان، [[اتباع]] [[بنی حارثه]] از هر گونه تعرض [[شامیان]] مصون شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۰۵.</ref>. با این حال، منازل برخی از شخصیتهای بنی حارثه نظیر [[محمد بن مسلمه]] مورد هجمه [[شامیان]] قرار گرفت. وی در [[دفاع از خانه]] و کاشانه خود [[شمشیر]] به دست گرفت و جمعی از متعرضان را کشت<ref>ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. از شمار کشته شدگان بنی حارثهایها در این واقعه میتوان از افراد بنامی چون: [[عبدالله بن عبدالرحمن بن سهل]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[کنانة بن سهل بن عبدالله]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[عبدالله بن اویس]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[سهل بن ابی امامه حلیف]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[جعفر بن ثعلبة بن محیصه]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref>، [[ساعدة بن اسید بن ساعده]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> و [[یزید بن محمد بن مسلمه]]<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳.</ref> نام برد. | ||
از معدود [[کارگزاران]] بنی حارثهای [[امویان]] میتوان از سهل بن ابی حثمه [[انصاری]] خارص و تخمین زننده محصولات [[مدینه]] در دوره امارت [[مروان بن حکم]] در مدینه نام برد<ref>ابن معین، تاریخ ابن معین، الدوری، ج۱، ص۱۲۸.</ref>. ضمن این که از [[یزید بن براء بن عازب]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۵۳۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۹۳.</ref> یا [[سوید بن براء]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۹۶.</ref> -[[امیر]] عمان- هم میتوان به عنوان [[کارگزار]] احتمالی امویان در این دوره نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از معدود [[کارگزاران]] بنی حارثهای [[امویان]] میتوان از سهل بن ابی حثمه [[انصاری]] خارص و تخمین زننده محصولات [[مدینه]] در دوره امارت [[مروان بن حکم]] در مدینه نام برد<ref>ابن معین، تاریخ ابن معین، الدوری، ج۱، ص۱۲۸.</ref>. ضمن این که از [[یزید بن براء بن عازب]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۵۳۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۲، ص۹۳.</ref> یا [[سوید بن براء]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۹۶.</ref> -[[امیر]] عمان- هم میتوان به عنوان [[کارگزار]] احتمالی امویان در این دوره نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==مشاهیر [[بنی حارثة بن حارث]]== | |||
از اعلام و [[رجال]] بسیار برخاسته از [[بنی حارثة بن حارث بن خزرج]] -علاوه بر اسامی آنانی که در متن به نامشان پرداخته شد،- میتوان به نام اصحابی چون: [[ابوامامه ایاس بن ثعلبه حارثی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۰۱.</ref>، [[نهیک بن اساف بن عدی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۸۹.</ref>، [[عباد بن نهیک بن اساف]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۱، ص۲۷۵.</ref>، [[ابومعقل بن نهیک بن اساف]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۵۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۵، ص۲۹۵.</ref> و [[زید بن مربع]]<ref>ابن قانع، معجم الصحابه،۵، ص۱۷۱۱.</ref> و از شمار [[تابعین]] بسیار آن هم میتوان به اسامی: [[ابوعفیر محمد بن سهل بن ابوحثمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۴.</ref>، [[حرام بن سعد بن محیصه انصاری]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>، [[عبایة بن رفاعة بن رافع بن خدیج]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۰۳؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۷، ص۷۳؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۹.</ref>، [[محمد بن فضل بن عبیدالله]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۸۰.</ref>، [[محمد بن یحیی بن سهل بن ابوحثمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۸۰.</ref>، [[عبدالمجید بن ابی عبس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۸۱.</ref>، محمد<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۸۱؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۵۴؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۳۶۰.</ref>، ابراهیم<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۲۸۶؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۶.</ref>، عبدالله<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۸۹؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۵۳.</ref>، عبدالرحمن<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۲۳۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۷۶.</ref>، [[عبدالحمید]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۴۵؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۱۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۲۶.</ref>، [[رفاعه]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۴۹۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۴۰.</ref>، و عبیدالله<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۶۷.</ref> [[فرزندان]] [[رافع بن خدیج]]، یزید<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۳۲۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۹۶؛ العجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۳۶۱.</ref>، [[سوید]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۹۶.</ref>، ربیع<ref>ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۳، ص۴۵۵؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۲۶؛ العجلی، معرفة الثقات، ج۱، ص۳۵۲.</ref>، عبید<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۴۴۴؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۴۰۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۱۳۵.</ref>، [[لوط]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۴، ص۳۶.</ref>، ابراهیم<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۱، ص۲۷۳؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۲، ص۸۹.</ref> و یحیی<ref>ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۵۲۰.</ref> فرزندان [[براء بن عازب]] و نیز [[ربیع بن لوط بن براء بن عازب]]<ref>العجلی، معرفة الثقات، ج۱، ص۳۵۶. نیز ر.ک: ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۱۷۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۵، ص۳۴۰.</ref> و از [[موالیان]] آنها از [[بشیر بن یسار]] -از [[تابعین]] و از فقهای این [[قوم]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۳۲.</ref> اشاره کرد. ضمن این که از [[راویان]] و [[محدثان]] معروف این [[طایفه]] هم میتوان -علاوه بر اسامی مذکور- از [[محمد بن سهل بن ابی حثمه]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۳، ص۱۵۶.</ref>، [[عیسی بن سهل بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۸۹؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۲۷۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۲۱۴. نیز ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، صص۳۴۰.</ref>، [[یحیی بن عبدالحمید بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۳۹۰؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۹، ص۱۶۸.</ref>، [[سعید بن معروف بن رافع بن خدیج]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰؛ ذهبی، میزان الاعتدال، ج۱، ص۱۵.</ref>، [[عبیدالله بن عبدالرحمن بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۸۹؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۵، ص۳۲۱؛ ابن حبان، الثقات، ج۵، ص۷۱.</ref>، [[محمد بن فضل بن عبیدالله بن رافع بن خدیج]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۸۰؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۸، ص۵۸.</ref>، [[هریر بن عبدالرحمن بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۸، ص۲۵۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۵۸۹-۵۹۰. نیز ر.ک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۰.</ref>، [[رفاعة بن هریر بن عبدالرحمن بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۳۲۴.</ref> و [[عبیدالله بن هریر بن عبدالرحمن بن رافع بن خدیج]]<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۴۰۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۷، ص۱۵۱.</ref> و از [[محدثان]] و [[راویان]] [[بنی حارثه]] باید از [[محمد بن أحمد بن حزم بن تمام]] -مفتی و [[راوی]] ساکن طلیطله یا قلعه [[رباح]]-<ref>ابن فرضی، تاریخ العلماء و الرواة للعلم بالاندلس، ج۲، ص۴۴؛ حمیدی، جذوة المقتبس فی تاریخ العلماء الاندلس، ص۶۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، و [[قاسم بن موسی بن أحمد]] -[[محدث]] قرطبه-<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱-۳۴۲.</ref> نام برد. ضمن این که ابونملة (ابو نمیلة) بن جبر –از سران [[جاهلی]] این [[قوم]]-<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، [[عبدالله بن ابی معقل]] از اشراف این قوم که توسط [[مصعب بن زبیر]] به غزای زرنج در سیستان فرستاده شد<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، [[مسکین بن عبدالله بن ابی معقل]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۱.</ref>، ابوالقاسم عبدالکریم رافعی قزوینی [[شافعی]] -صاحب تصانیف مشهور در لغت و....-<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۲۴.</ref> نیز، از دیگر چهرههای بنام و شاخصی بودند که به این قوم منسوباند. از [[زنان]] بنام و نامآور [[بنی حارثة بن حارث بن خزرج]] هم –علاوه بر آنچه که در متن به اسامی شان پرداخته شد- باید از افرادی نظیر: ام ابی [[امامه]] مادر ابی امامة ثعلبة بن حارث -از [[صحابیات]] [[پیامبر]]{{صل}}-<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۳۰۱.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||