صفا و مروه: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
طریحی درباره مروه نیز گفته است: «المَرو»، سنگ سفید برق دار<ref>تفسیر کشف الاسرار، ج۱، ص۴۲۵.</ref> را گویند که با آن [[آتش]] روشن میکنند. مفرد آن «مروه» است و بدینسان «مروه» را در [[مکه]]، مروه نامیدهاند<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۱۹۴.</ref>. | طریحی درباره مروه نیز گفته است: «المَرو»، سنگ سفید برق دار<ref>تفسیر کشف الاسرار، ج۱، ص۴۲۵.</ref> را گویند که با آن [[آتش]] روشن میکنند. مفرد آن «مروه» است و بدینسان «مروه» را در [[مکه]]، مروه نامیدهاند<ref>مجمع البحرین، ج۲، ص۱۹۴.</ref>. | ||
در لغتنامه دهخدا به نقل از نزهة القلوب نیز آمده است: «گویند که صفا و مروه نام مردی و زنی بوده است که در [[زمان جاهلیت]] در [[خانه کعبه]] [[زنا]] کردند، [[حق تعالی]] ایشان را سنگ گردانید»<ref>لغتنامه دهخدا، چاپ دانشگاه تهران، ج۲، ص۱۷۰۰.</ref> | در لغتنامه دهخدا به نقل از نزهة القلوب نیز آمده است: «گویند که صفا و مروه نام مردی و زنی بوده است که در [[زمان جاهلیت]] در [[خانه کعبه]] [[زنا]] کردند، [[حق تعالی]] ایشان را سنگ گردانید»<ref>لغتنامه دهخدا، چاپ دانشگاه تهران، ج۲، ص۱۷۰۰.</ref> لکن این نقل را هیچ یک از منابع روایی و [[تاریخی]] [[تأیید]] نمیکند و قبل از این حادثه و در [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این دو [[کوه]]، به نامهای صفا و مروه شناخته شده و نام آنها در کتب [[تاریخ]] آمده است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۳؛ [[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۸۷.</ref>. | ||
== پیشینه تاریخی == | == پیشینه تاریخی == | ||
کوههای صفا و مروه تا قبل از هبوط [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[زمین]]، پیشینه تاریخی دارد. [[امام صادق]]{{ع}} در رابطه با نامگذاری این دو کوه فرمودهاند: «صفا را صفا نامیدهاند، بدان جهت که [[آدم]] برگزیده بر آن فرود آمد، پس برای این کوه نامی از اسم آدم [[انتخاب]] کردند [[خداوند عزوجل]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا...}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref> و [[حوا]] بر مروه فرود آمد و مروه را مروه نامید؛ زیرا [[زن]] بر آن فرود آمد پس نامی از مرأه برای این کوه برگزیدند. | کوههای صفا و مروه تا قبل از هبوط [[حضرت آدم]]{{ع}} به [[زمین]]، پیشینه تاریخی دارد. [[امام صادق]]{{ع}} در رابطه با نامگذاری این دو کوه فرمودهاند: «صفا را صفا نامیدهاند، بدان جهت که [[آدم]] برگزیده بر آن فرود آمد، پس برای این کوه نامی از اسم آدم [[انتخاب]] کردند [[خداوند عزوجل]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا...}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref> و [[حوا]] بر مروه فرود آمد و مروه را مروه نامید؛ زیرا [[زن]] بر آن فرود آمد پس نامی از مرأه برای این کوه برگزیدند. | ||
لکن [[شهرت]] این دو کوه از زمان حضرت ابراهیم{{ع}} به بعد است، آن گاه که آن حضرت همراه با [[هاجر]] و اسماعیل به مکه آمده، آنان را در کنار [[حجر]] جای داد و خود به [[شام]] بازگشت. وقتی میان مادر اسماعیل و [[ساره]] [[همسر]] دیگر ابراهیم{{ع}} کدورت پیش آمد، ابراهیم{{ع}} مادر اسماعیل و اسماعیل را که کودک شیرخواری بود همراه خود به مکه آورد، هاجر [[مشک]] آبی داشت که از آن مینوشید و به کودک خود شیر میداد و هیچگونه زاد و توشهای همراه او نبود. | |||
[[سعید بن جبیر]] گفته است: [[ابن عباس]] در حالی که به نقطهای میان [[زمزم]] و صفا اشاره میکرد چنین ادامه داد که: ابراهیم{{ع}} آن دو را کنار خاربنی (درختچهای) که بالاتر از منطقه چاه زمزم قرار داشت نشاند و سپس خود سوار بر مرکب خویش شد و به بیرون [[مکه]] حرکت داد، مادر اسماعیل از پی او حرکت نمود و تا منطقه [[کداء]] او را دنبال کرد سپس پرسید او و پسرش را به عهده چه کسی وا میگذارد؟ ابراهیم{{ع}} فرمود: به [[خدای عزوجل]] میسپارم. مادر اسماعیل گفت: خشنود و [[راضی]] هستم و در حالی که کودک را در آغوش داشت برگشته و زیر آن خاربن نشست و کودکش را کنار خویش نهاد و [[مشک]] آب خود را آویخت و از آن میآشامید و کودک را شیر میداد تا آنکه آب مشک تمام و شیر پستان او هم خشک شد. کودک به [[سختی]] گرسنه شد و به خود میپیچید، مادر بیم کرد که اسماعیل بمیرد و [[اندوهگین]] شد و با خود گفت چه بهتر که از پیش او بروم تا [[شاهد]] [[مرگ]] او نباشم!. | [[سعید بن جبیر]] گفته است: [[ابن عباس]] در حالی که به نقطهای میان [[زمزم]] و صفا اشاره میکرد چنین ادامه داد که: ابراهیم{{ع}} آن دو را کنار خاربنی (درختچهای) که بالاتر از منطقه چاه زمزم قرار داشت نشاند و سپس خود سوار بر مرکب خویش شد و به بیرون [[مکه]] حرکت داد، مادر اسماعیل از پی او حرکت نمود و تا منطقه [[کداء]] او را دنبال کرد سپس پرسید او و پسرش را به عهده چه کسی وا میگذارد؟ ابراهیم{{ع}} فرمود: به [[خدای عزوجل]] میسپارم. مادر اسماعیل گفت: خشنود و [[راضی]] هستم و در حالی که کودک را در آغوش داشت برگشته و زیر آن خاربن نشست و کودکش را کنار خویش نهاد و [[مشک]] آب خود را آویخت و از آن میآشامید و کودک را شیر میداد تا آنکه آب مشک تمام و شیر پستان او هم خشک شد. کودک به [[سختی]] گرسنه شد و به خود میپیچید، مادر بیم کرد که اسماعیل بمیرد و [[اندوهگین]] شد و با خود گفت چه بهتر که از پیش او بروم تا [[شاهد]] [[مرگ]] او نباشم!. | ||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
آن دسته از [[مشرکان]] که بت منات را میپرستیدند از آن رو که بتهای دیگری به نامهای «نهیک» و «مطعم الطَّیر» در صفا و مروه بود؛ لذا سعی صفا و مروه را انجام نمیدادند و فقط برای بت منات قصد [[حج]] میکردند و در [[مراسم حج]]، سرهای خویش را کنار آن میتراشیدند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | آن دسته از [[مشرکان]] که بت منات را میپرستیدند از آن رو که بتهای دیگری به نامهای «نهیک» و «مطعم الطَّیر» در صفا و مروه بود؛ لذا سعی صفا و مروه را انجام نمیدادند و فقط برای بت منات قصد [[حج]] میکردند و در [[مراسم حج]]، سرهای خویش را کنار آن میتراشیدند<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. | ||
ابن اسحاق میگوید: عمرو بن لحی، بت «نهیک مجاور الریح» را بر [[کوه صفا]] و بت «مطعم الطیر» را بر روی [[مروه]] قرار داده بود<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. این [[بتها]] همچنان بر روی [[کوه]] صفا و مروه قرار داشت تا آن گاه که در سال هفتم از [[هجرت]]، [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} برای انجام «[[عمرة القضا]]»<ref>عمرة القضاء، عمرهای بود که در سال هفتم هجری انجام گرفت و آن را بدین نام خواندهاند زیرا که به عنوان قضای عمره حدیبیه صورت گرفت. در سال هشتم هجری کفار مکه پیامبر و یارانش را از انجام عمره منع کردند و در نتیجه در سال هفتم پس از مراجعت پیامبر از جنگ خیبر با عده زیادی در ماه ذیقعده با ۷۰ شتر برای قربانی به جانب مکه آمده، عمره را قضا نمودند.</ref> به [[مکه]] آمدند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: [[رسول خدا]]{{صل}} به مشرکان فرمود: تا بتها را از صفا و مروه بردارند و آنان نیز چنین کردند و آن حضرت میان صفا و مروه سعی نمود. | ابن اسحاق میگوید: عمرو بن لحی، بت «نهیک مجاور الریح» را بر [[کوه صفا]] و بت «مطعم الطیر» را بر روی [[مروه]] قرار داده بود<ref>اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵.</ref>. این [[بتها]] همچنان بر روی [[کوه]] صفا و مروه قرار داشت تا آن گاه که در سال هفتم از [[هجرت]]، [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} برای انجام «[[عمرة القضا]]»<ref>عمرة القضاء، عمرهای بود که در سال هفتم هجری انجام گرفت و آن را بدین نام خواندهاند زیرا که به عنوان قضای عمره حدیبیه صورت گرفت. در سال هشتم هجری کفار مکه پیامبر و یارانش را از انجام عمره منع کردند و در نتیجه در سال هفتم پس از مراجعت پیامبر از جنگ خیبر با عده زیادی در ماه ذیقعده با ۷۰ شتر برای قربانی به جانب مکه آمده، عمره را قضا نمودند.</ref> به [[مکه]] آمدند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: [[رسول خدا]]{{صل}} به مشرکان فرمود: تا بتها را از صفا و مروه بردارند و آنان نیز چنین کردند و آن حضرت میان صفا و مروه سعی نمود. لکن پس از آنکه [[طواف]] [[رسول الله]]{{صل}} پایان یافت، [[مشرکان]] بار دیگر آنها را بر روی صفا و مروه [[نصب]] کردند. یکی از [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} که عمل سعی را انجام نداده بود، نزد آن حضرت آمده اظهار داشت: [[قریش]] بار دیگر [[بتها]] را در صفا و مروه نصب کرده و من نیز هنوز سعی را انجام ندادهام، سپس این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>. به دنبال نزول این آیه و در حالی که بتها را در صفا و مروه نهاده بودند، [[مسلمانان]] سعی میکردند تا آن گاه که [[پیامبر]]{{صل}} [[حج]] گزارد و بتها را برداشت<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۲۴۰؛ بحارالانوار، ج۹۶، ص۲۳۵.</ref>. | ||
در [[سوره بقره]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>. می توان گفت [[مفسران شیعه]] و [[سنی]] در [[شأن نزول]] این آیه [[اتفاق نظر]] داشته و آنچه گذشت را دلیل نزول آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ...}} میدانند. | در [[سوره بقره]] آمده است: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ}}<ref>«بیگمان صفا و مروه از نشانههای (بندگی) خداوند است پس هر کس حج خانه (ی کعبه) بجای آورد یا عمره بگزارد بر او گناهی نیست که میان آن دو را بپیماید و هر که خود خواسته کاری نیک انجام دهد، خداوند سپاسگزاری داناست» سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>. می توان گفت [[مفسران شیعه]] و [[سنی]] در [[شأن نزول]] این آیه [[اتفاق نظر]] داشته و آنچه گذشت را دلیل نزول آیه {{متن قرآن|إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ...}} میدانند. | ||
برخی از [[یاران پیامبر]]{{صل}} [[گمان]] میکردند با وجود بتها بر روی [[کوه]] صفا و مروه، [[موحدان]] باید صحنه را خالی نموده، سعی را ترک کنند، | برخی از [[یاران پیامبر]]{{صل}} [[گمان]] میکردند با وجود بتها بر روی [[کوه]] صفا و مروه، [[موحدان]] باید صحنه را خالی نموده، سعی را ترک کنند، لکن [[خداوند]] با فرستادن [[وحی]]، به آنان آموخت تا حضور خود را در «[[مسعی]]» [[حفظ]] نموده، رفته رفته زمینه را برای نابودی [[بت]] و [[بتپرستی]] فراهم سازند. سرانجام نیز چنین شد و گرچه [[پیامبر]]{{صل}} در [[سال هفتم هجرت]] نتوانست [[بتها]] را از روی دو [[کوه]] صفا و مروه بردارد، لکن در [[فتح مکه]] آن بتشکن سترگ، بتها را برای همیشه برداشت و از آن [[زمان]] تا کنون [[پیروان]] آئین [[پاک]] پیامبر{{صل}} در [[موسم حج]]، سعی صفا و مروه را انجام و نغمه [[توحید]] سر میدهند و این [[شعار]] [[دینی]] را زنده نگه میدارند. کوه [[مروه]] که در مقابل [[کوه صفا]] قرار دارد، کوهی کم ارتفاع است که در دامنه کوه قعیقعان قرار داشت ولی امروز با احداث خیابانی در پشت مروه از آن کوه جدا شده و اکنون داخل [[مسجدالحرام]] است. این کوه در گذشته مرتفعتر از وضع فعلی بوده ولی اکنون به علت ریزش و مفروش شدن و بنای دیوارهای مرتفع در اطراف، کوتاه و کوچک مینماید<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۶۱۳.</ref>. | ||
== فاصله میان صفا و مروه == | == فاصله میان صفا و مروه == | ||