بنی شیبان بن عاتک: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی معاویة بن کنده | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==مقدمه== مردم این طایفه از اعراب کهلانی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۶.</ref> و از دودمان بنی معاویة بن کندهاند که از شیبا...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
[[مردم]] این [[طایفه]] از [[اعراب]] کهلانی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۶.</ref> و از [[دودمان]] بنی معاویة بن کندهاند که از شیبان بن عاتک بن معاویةالاکرمی بن حارث بن معاویة بن حارث بن معاویة بن ثور بن مرتّع بن معاویة بن کندة بن عفیر [[نسب]] میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۲۰. ضمن این که ابن اثیر نیز در ذکر نسب برخی از شخصیتهای این قوم از آنها به بنی شیبان بن فاتک یاد کرده است. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۳۶ و ج۱، ص۳۹۵ و ج۲ ص۲۳۹)</ref>. منابع، نام مادرش را [[بیضاء بنت الأبیض بن امریء القیس بن حارث]] ذکر کردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. این [[قوم]] اصالتی [[یمنی]] داشتند و به احتمال، همراه با بسیاری دیگر از [[کندیان]] در حضرموت ساکن بودند<ref>ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. | [[مردم]] این [[طایفه]] از [[اعراب]] کهلانی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۶.</ref> و از [[دودمان]] بنی معاویة بن کندهاند که از شیبان بن عاتک بن معاویةالاکرمی بن حارث بن معاویة بن حارث بن معاویة بن ثور بن مرتّع بن معاویة بن کندة بن عفیر [[نسب]] میبرند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۲۰. ضمن این که ابن اثیر نیز در ذکر نسب برخی از شخصیتهای این قوم از آنها به بنی شیبان بن فاتک یاد کرده است. (ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۳۶ و ج۱، ص۳۹۵ و ج۲ ص۲۳۹)</ref>. منابع، نام مادرش را [[بیضاء بنت الأبیض بن امریء القیس بن حارث]] ذکر کردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹.</ref>. این [[قوم]] اصالتی [[یمنی]] داشتند و به احتمال، همراه با بسیاری دیگر از [[کندیان]] در حضرموت ساکن بودند<ref>ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. لکن با انجام [[فتوح اسلامی]]، بسیاری از ایشان به [[حجاز]] و [[شام]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۸۹.</ref> و نیز [[کوفه]]<ref>ر.ک: ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۸.</ref> [[مهاجرت]] کردند. | ||
از [[اخبار]] [[جاهلی]] این قوم خبری در دست نیست اما از اخبار دوران [[اسلامی]] این قوم میتوان به حضور سه تن از اشراف و بزرگان این قوم از جمله [[حارث بن سعید بن قیس بن حارث بن شیبان]]،<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۲۰.</ref> سعد (سعید) بن شرحبیل بن قیس بن حارث بن شیبان،<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹.</ref> [[أماناة بن قیس بن حارث]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۱. ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۳۶ شیبان بن فاتک گفت.</ref> و پسرش یزید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴.</ref> در [[وفد]] کنده به [[مدینه]] و حضور نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد کرد. از دیگر [[اخبار]] این [[قوم]] میتوان به مشارکت آنان در [[شورش]] [[کندیان]] علیه [[حکومت مدینه]] در روزهای آغازین [[خلافت ابوبکر]] یاد کرد. از جمله این [[مردم]] و از معاریف ایشان میتوان به نام [[معروف بن قیس بن شرحبیل]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۳۹.</ref> و [[یزید بن أماناة]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۱.</ref> اشاره کرد که در واقعه [[یوم]] النّجیر به دست عمال [[حکومتی]] کشته شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰.</ref>. همچنین در این واقعه، جمعی از [[زنان]] کنده را به [[جرم]] ابراز [[شادی]] از [[وفات پیامبر]]{{صل}} دست بریدند که [[ملکه بنت اماناة بن قیس بن حارث]] از جمله آنان بود. گفته شده که این زنان، پس از دریافت خبر [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} ضمن شاد شدن از این واقعه، [[حنا]] بستند و به دف زدن پرداختند. تعداد اولیه این زنان شش نفر گزارش شده، اما به مرور [[زمان]] بیست و اندی دیگر از زنان حضرموت از مناطق مختلف به آنها اضافه شدند. این زنان با [[اجتماع]] در سطح [[قبیله]] به ابراز شادی و دف زدن میپرداختند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. [[امرؤالقیس بن عابس بن کندی]] خبر آنان را در ضمن اخبار دیگر کنده به [[ابوبکر]] رساند و [[ابو بکر]] طی [[نامه]] ای دستور قطع دستان این زنان را صادر کرد و آنان نیز با [[حمله]] به اجتماع این زنان، چنین کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۶-۱۸۸. و با اختلاف بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>. بر اثر این واقعه، بیشتر این [[زنان]] کشته شدند و برخی از آنان به [[کوفه]] [[مهاجرت]] کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۸.</ref>. | از [[اخبار]] [[جاهلی]] این قوم خبری در دست نیست اما از اخبار دوران [[اسلامی]] این قوم میتوان به حضور سه تن از اشراف و بزرگان این قوم از جمله [[حارث بن سعید بن قیس بن حارث بن شیبان]]،<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۲۰.</ref> سعد (سعید) بن شرحبیل بن قیس بن حارث بن شیبان،<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۵۹.</ref> [[أماناة بن قیس بن حارث]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۱. ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۳۶ شیبان بن فاتک گفت.</ref> و پسرش یزید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۴.</ref> در [[وفد]] کنده به [[مدینه]] و حضور نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یاد کرد. از دیگر [[اخبار]] این [[قوم]] میتوان به مشارکت آنان در [[شورش]] [[کندیان]] علیه [[حکومت مدینه]] در روزهای آغازین [[خلافت ابوبکر]] یاد کرد. از جمله این [[مردم]] و از معاریف ایشان میتوان به نام [[معروف بن قیس بن شرحبیل]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۳۹.</ref> و [[یزید بن أماناة]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۵۴۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۶۱.</ref> اشاره کرد که در واقعه [[یوم]] النّجیر به دست عمال [[حکومتی]] کشته شدند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۶۰.</ref>. همچنین در این واقعه، جمعی از [[زنان]] کنده را به [[جرم]] ابراز [[شادی]] از [[وفات پیامبر]]{{صل}} دست بریدند که [[ملکه بنت اماناة بن قیس بن حارث]] از جمله آنان بود. گفته شده که این زنان، پس از دریافت خبر [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} ضمن شاد شدن از این واقعه، [[حنا]] بستند و به دف زدن پرداختند. تعداد اولیه این زنان شش نفر گزارش شده، اما به مرور [[زمان]] بیست و اندی دیگر از زنان حضرموت از مناطق مختلف به آنها اضافه شدند. این زنان با [[اجتماع]] در سطح [[قبیله]] به ابراز شادی و دف زدن میپرداختند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۴-۱۸۵.</ref>. [[امرؤالقیس بن عابس بن کندی]] خبر آنان را در ضمن اخبار دیگر کنده به [[ابوبکر]] رساند و [[ابو بکر]] طی [[نامه]] ای دستور قطع دستان این زنان را صادر کرد و آنان نیز با [[حمله]] به اجتماع این زنان، چنین کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۶-۱۸۸. و با اختلاف بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۶-۱۰۷.</ref>. بر اثر این واقعه، بیشتر این [[زنان]] کشته شدند و برخی از آنان به [[کوفه]] [[مهاجرت]] کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۸.</ref>. | ||