پرش به محتوا

بنی‌جنب در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -')
 
خط ۱۵: خط ۱۵:
از تاریخ [[جاهلی]] این [[قوم]] خبر چندانی در دست نیست. شاید بتوان گفت [[اخبار]] جریان [[ازدواج]] [[معاویة بن عمرو بن معاویه]] ملقب به "معاویة الخیر"<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۳؛ صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۶۸. ابن کلبی از او با نسبی متفاوت «معاویة بن عامر بن عامر بن حارث بن ربیعه» یاد کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۹۹)</ref> با دختر [[مهلهل بن ربیعه تغلبی]] در [[نجران]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۰۰؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۳.</ref> و [[همپیمانی]] جنب با [[قبایل]] صداء و [[سعد العشیره]]،<ref>ابن سلام، کتاب النسب، ص۳۱۹. اما از عبارات برخی منابع چنین بر می‌‌آید که بنی صداء تنها با بنی حارث بن کعب همپیمان بودند. (ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۹۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۳.)</ref> تنها اخبار موجود از تاریخ جاهلی جنب است.
از تاریخ [[جاهلی]] این [[قوم]] خبر چندانی در دست نیست. شاید بتوان گفت [[اخبار]] جریان [[ازدواج]] [[معاویة بن عمرو بن معاویه]] ملقب به "معاویة الخیر"<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۳؛ صحاری، الانساب، ج۱، ص۳۶۸. ابن کلبی از او با نسبی متفاوت «معاویة بن عامر بن عامر بن حارث بن ربیعه» یاد کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۹۹)</ref> با دختر [[مهلهل بن ربیعه تغلبی]] در [[نجران]]<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۰۰؛ ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۴۱۳.</ref> و [[همپیمانی]] جنب با [[قبایل]] صداء و [[سعد العشیره]]،<ref>ابن سلام، کتاب النسب، ص۳۱۹. اما از عبارات برخی منابع چنین بر می‌‌آید که بنی صداء تنها با بنی حارث بن کعب همپیمان بودند. (ر.ک: ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۲۹۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۱۳.)</ref> تنها اخبار موجود از تاریخ جاهلی جنب است.


اما تاریخ [[اسلامی]] این [[قبیله]]، همراه با حوادث مهمی است که از جمله آن مشارکت در [[واقعه ظهور]] [[پیامبران دروغین]] است. بر اساس برخی گزارشات [[تاریخی]]، بعضی از جنبی‌ها به [[هنگام ظهور]] [[اسود عنسی]] با او [[همراهی]] کردند و از [[فرماندهان]] و سران [[سپاه]] او گردیدند.<ref>معاویة بن قیس جنبی از جنبی‌هایی بوده که در کنار برخی دیگر فرماندهی سپاه اسود عنسی را عهده دار بودند. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۳۰.</ref> حضور در [[فتوحات اسلامی]] هم، دیگر رخداد مهمی است که نامی از این [[قوم]] در آن به ثبت رسیده است. [[طبری]] در یکی از گزارشات خود از وقایع مربوط به [[پیکار]] [[قادسیه]] (در [[سال ۱۴ هجری]])، نقل کرده که در پی فراخان [[عمر بن خطاب]] جهت انجام [[فتوحات]] در [[ایران]]، جمعی از [[مردم]] [[مذحج]] همراه با دیگر [[مردمان]] [[یمن]] و [[سراة]]، در [[مدینه]] گرد آمدند. فوج ۱۳۰۰ نفره مذحج به [[فرماندهی]] سه تن از بزرگان مذحج به نام‌های [[عمرو بن معدی کرب]] [[فرمانده]] بنی منبه، [[ابوسبرة بن ذؤیب]] امیر [[بنی جعفی]] و [[احلاف]] آنان مانند: جزء، [[زبید]]، انس [[الله]] و امثال آن و ۳۰۰ تن از مردم صداء، جنب و مسلیه به فرماندهی [[یزید بن حارث]] صدائی در مدینه [[اجتماع]] کردند و سپس همراه با دیگر [[اقوام عرب]] -که جمعاً تعدادشان با [[زنان]] و [[فرزندان]] به ۴۰۰۰ هزار تن می‌‌رسید،- همراه با [[سعد بن ابی وقاص]] به سوی [[عراق]] حرکت کردند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۸۴. و با اندکی اختلاف در ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۴۵۱.</ref>.
اما تاریخ [[اسلامی]] این [[قبیله]]، همراه با حوادث مهمی است که از جمله آن مشارکت در [[واقعه ظهور]] [[پیامبران دروغین]] است. بر اساس برخی گزارشات [[تاریخی]]، بعضی از جنبی‌ها به [[هنگام ظهور]] [[اسود عنسی]] با او [[همراهی]] کردند و از [[فرماندهان]] و سران [[سپاه]] او گردیدند.<ref>معاویة بن قیس جنبی از جنبی‌هایی بوده که در کنار برخی دیگر فرماندهی سپاه اسود عنسی را عهده دار بودند. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۳۰.</ref> حضور در [[فتوحات اسلامی]] هم، دیگر رخداد مهمی است که نامی از این [[قوم]] در آن به ثبت رسیده است. [[طبری]] در یکی از گزارشات خود از وقایع مربوط به [[پیکار]] [[قادسیه]] (در [[سال ۱۴ هجری]])، نقل کرده که در پی فراخان [[عمر بن خطاب]] جهت انجام [[فتوحات]] در [[ایران]]، جمعی از [[مردم]] [[مذحج]] همراه با دیگر [[مردمان]] [[یمن]] و [[سراة]]، در [[مدینه]] گرد آمدند. فوج ۱۳۰۰ نفره مذحج به [[فرماندهی]] سه تن از بزرگان مذحج به نام‌های [[عمرو بن معدی کرب]] [[فرمانده]] بنی منبه، [[ابوسبرة بن ذؤیب]] امیر [[بنی جعفی]] و [[احلاف]] آنان مانند: جزء، [[زبید]]، انس [[الله]] و امثال آن و ۳۰۰ تن از مردم صداء، جنب و مسلیه به فرماندهی [[یزید بن حارث]] صدائی در مدینه [[اجتماع]] کردند و سپس همراه با دیگر [[اقوام عرب]] -که جمعاً تعدادشان با [[زنان]] و [[فرزندان]] به ۴۰۰۰ هزار تن می‌‌رسید - همراه با [[سعد بن ابی وقاص]] به سوی [[عراق]] حرکت کردند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۸۴. و با اندکی اختلاف در ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۴۵۱.</ref>.


از دیگر حوادث مهم [[تاریخی]] [[صدر اسلام]] که جنبی‌ها در آن مشارکت داشتند، [[واقعه عظیم عاشورا]] است. از شناخته شده‌ترین چهره‌های این قوم در این [[روز]]، [[زید بن رقاد جنبی]] است که از او به عنوان یکی از [[قاتلان]] [[ابوالفضل العباس]]{{ع}} یاد شده است.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۷۵؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۶۸؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۰.</ref> او همچنین در به [[شهادت]] رساندن یکی از [[یاران امام حسین]]{{ع}} به نام [[سوید بن مطاع خثعمی]] مشارکت داشت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۵۳.</ref> [[زید بن رقاد]] را [[قاتل]] [[عبدالله بن مسلم بن عقیل]] نیز دانسته‌اند.<ref>بلاذری، [[انساب الاشراف]]، ج۶، ص۴۰۸. زید خود درباره چگونگی به شهادت رساندن [[عبدالله بن مسلم]] می‌گفت: «من تیری به سوی [[جوانی]] انداختم که دستش را به پیشانی‌اش گرفته بود و آن [[جوان]] [[عبدالله بن مسلم]] نام داشت و چون دستش را به وسیله تیر به پیشانی‌اش دوختم، گفت: «خدایا! اینان ما را کوچک شمردند و ما را [[خوار]] کردند، آنان را بکش همان گونه که ما را کشتند». بعد در حالی که او کشته شده بود به او نزدیک شدم و خواستم تیرم را از پیشانی‌اش بیرون بکشم، آن تیر را آن قدر تکان دادم تا بیرون کشیدم! ولی قسمت نصل تیر(قسمت تیزی تیر) در پیشانی او باقی ماند!» ([[طبری]]، [[تاریخ الطبری]]، ج۶، ص۶۴؛ [[ابن‌اثیر]]، [[الکامل]] فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۳.)</ref> از این رو پس از به سرانجام رسیدن [[قیام مختار]]، وی، یارانش را نزد [[زید بن رقاد]] فرستاد تا او را به سبب حضور در [[کربلا]] و انجام جنایاتش به [[مجازات]] برسانند. [[یاران مختار]]، او را دستگیر کرده، سپس با تیر و سنگ آن قدر زدند تا اینکه بر [[زمین]] افتاد. سپس [[آتش]] آورده او را زنده زنده در آتش سوزاندند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۶۴؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از دیگر حوادث مهم [[تاریخی]] [[صدر اسلام]] که جنبی‌ها در آن مشارکت داشتند، [[واقعه عظیم عاشورا]] است. از شناخته شده‌ترین چهره‌های این قوم در این [[روز]]، [[زید بن رقاد جنبی]] است که از او به عنوان یکی از [[قاتلان]] [[ابوالفضل العباس]]{{ع}} یاد شده است.<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۷۵؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۶۸؛ ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۹۰.</ref> او همچنین در به [[شهادت]] رساندن یکی از [[یاران امام حسین]]{{ع}} به نام [[سوید بن مطاع خثعمی]] مشارکت داشت.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰۴؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۵۳.</ref> [[زید بن رقاد]] را [[قاتل]] [[عبدالله بن مسلم بن عقیل]] نیز دانسته‌اند.<ref>بلاذری، [[انساب الاشراف]]، ج۶، ص۴۰۸. زید خود درباره چگونگی به شهادت رساندن [[عبدالله بن مسلم]] می‌گفت: «من تیری به سوی [[جوانی]] انداختم که دستش را به پیشانی‌اش گرفته بود و آن [[جوان]] [[عبدالله بن مسلم]] نام داشت و چون دستش را به وسیله تیر به پیشانی‌اش دوختم، گفت: «خدایا! اینان ما را کوچک شمردند و ما را [[خوار]] کردند، آنان را بکش همان گونه که ما را کشتند». بعد در حالی که او کشته شده بود به او نزدیک شدم و خواستم تیرم را از پیشانی‌اش بیرون بکشم، آن تیر را آن قدر تکان دادم تا بیرون کشیدم! ولی قسمت نصل تیر(قسمت تیزی تیر) در پیشانی او باقی ماند!» ([[طبری]]، [[تاریخ الطبری]]، ج۶، ص۶۴؛ [[ابن‌اثیر]]، [[الکامل]] فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۳.)</ref> از این رو پس از به سرانجام رسیدن [[قیام مختار]]، وی، یارانش را نزد [[زید بن رقاد]] فرستاد تا او را به سبب حضور در [[کربلا]] و انجام جنایاتش به [[مجازات]] برسانند. [[یاران مختار]]، او را دستگیر کرده، سپس با تیر و سنگ آن قدر زدند تا اینکه بر [[زمین]] افتاد. سپس [[آتش]] آورده او را زنده زنده در آتش سوزاندند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۶، ص۶۴؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش