بنی‌عامله: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی خزاعه | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب بنی عامله== در نسب این قوم اختلاف است. برخی آنان را از عمالقه<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۶۴. ابن اثیر هم به نقل از ابوسعد، آنها را از عمالیق و از فرزند...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -')
خط ۲۶: خط ۲۶:


==بنی عامله و تعامل با [[دولت نبوی]]{{صل}}==
==بنی عامله و تعامل با [[دولت نبوی]]{{صل}}==
با توجه به فاصله بسیار [[مساکن]] بنی عامله با کانون [[اسلام]] و نیز هم‌پیمانی و تأثیرپذیری این قوم از [[رومیان]]، توقع اسلام‌پذیری و بالتبع نقش‌آفرینی قابل توجه این [[قوم]] در حوادث و وقایع [[تاریخ اسلام]] -از جمله رخدادهای ایام [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}}- را قدری مشکل می‌نماید. عدم ذکر نامی از ایشان در جمع [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} یا حضور ایشان در وقایع مهم دوران حیات [[نبی اکرم]]{{صل}} در منابع، [[گواهی]] بر [[صدق]] این سخن است. نخستین بار در منابع و مآخذ [[اسلامی]]، در حوادث و رخدادهای [[سال هشتم هجرت]] از این قوم ذکری به میان آمده است. بنا بر نقل منابع، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جمادی الاخر]] این سال، جمعی از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] از جمله [[ابوبکر]] و عمر و [[ابوعبیده]] را به [[فرماندهی]] [[عمرو بن عاص]] به [[ذات السلاسل]] –که ده [[روز]] راه تا [[مدینه]] فاصله داشت،- فرستاد. این گروه پس از رسیدن به منطقه مورد نظر، به [[اجتماع]] [[دشمن]]، متشکل از [[قضاعه]]، [[عامله]]، [[لخم]] و [[جذام]]، [[حمله]] بردند و ضمن به [[هلاکت]] رساندن تعداد زیادی از آنان، [[اموال]] بسیاری از ایشان را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱.</ref>. [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]] هم از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} است که در آن ذکری از بنی عامله به میان رفته است. در این سال، گروهی از [[بازرگانان]] شامی خبر آوردند که [[هرقل]] –امپراطور بیزانس- سپاهی بزرگ از [[رومیان]] فراهم آورده و [[مردم]] لخم، جذام، عامله و [[غسان]] را بر مقدمه آن گماشته و آنها را به بلقاء<ref>«بلقاء» ناحیه‌ای است از مناطق تحت حاکمیت دمشق، بین شام و وادی القری. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۹)</ref> فرستاده است. در پی دریافت این خبر، رسول خدا{{صل}} با وجود گرمای شدید هوا، دستور به [[بسیج عمومی]] مردم دادند و از آنها خواستند تا با [[آماده‌سازی]] تمام امکانات خود، مهیای این [[جنگ]] شوند. [[پیامبر]]{{صل}}، اشخاصی را هم به [[مکه]] و [[قبایل]] دیگر اعزام فرمود تا آنها را برای جنگ [[حرکت]] دهند. پس از گرد آمدن [[سپاه]]، [[لشکر]] راهی [[سرزمین روم]] شدند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.
با توجه به فاصله بسیار [[مساکن]] بنی عامله با کانون [[اسلام]] و نیز هم‌پیمانی و تأثیرپذیری این قوم از [[رومیان]]، توقع اسلام‌پذیری و بالتبع نقش‌آفرینی قابل توجه این [[قوم]] در حوادث و وقایع [[تاریخ اسلام]] -از جمله رخدادهای ایام [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}}- را قدری مشکل می‌نماید. عدم ذکر نامی از ایشان در جمع [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} یا حضور ایشان در وقایع مهم دوران حیات [[نبی اکرم]]{{صل}} در منابع، [[گواهی]] بر [[صدق]] این سخن است. نخستین بار در منابع و مآخذ [[اسلامی]]، در حوادث و رخدادهای [[سال هشتم هجرت]] از این قوم ذکری به میان آمده است. بنا بر نقل منابع، [[رسول خدا]]{{صل}} در [[جمادی الاخر]] این سال، جمعی از بزرگان [[مهاجر]] و [[انصار]] از جمله [[ابوبکر]] و عمر و [[ابوعبیده]] را به [[فرماندهی]] [[عمرو بن عاص]] به [[ذات السلاسل]] –که ده [[روز]] راه تا [[مدینه]] فاصله داشت - فرستاد. این گروه پس از رسیدن به منطقه مورد نظر، به [[اجتماع]] [[دشمن]]، متشکل از [[قضاعه]]، [[عامله]]، [[لخم]] و [[جذام]]، [[حمله]] بردند و ضمن به [[هلاکت]] رساندن تعداد زیادی از آنان، [[اموال]] بسیاری از ایشان را به [[غنیمت]] گرفتند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱.</ref>. [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]] هم از دیگر وقایع مهم [[تاریخ]] [[دوران پیامبر]]{{صل}} است که در آن ذکری از بنی عامله به میان رفته است. در این سال، گروهی از [[بازرگانان]] شامی خبر آوردند که [[هرقل]] –امپراطور بیزانس- سپاهی بزرگ از [[رومیان]] فراهم آورده و [[مردم]] لخم، جذام، عامله و [[غسان]] را بر مقدمه آن گماشته و آنها را به بلقاء<ref>«بلقاء» ناحیه‌ای است از مناطق تحت حاکمیت دمشق، بین شام و وادی القری. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۸۹)</ref> فرستاده است. در پی دریافت این خبر، رسول خدا{{صل}} با وجود گرمای شدید هوا، دستور به [[بسیج عمومی]] مردم دادند و از آنها خواستند تا با [[آماده‌سازی]] تمام امکانات خود، مهیای این [[جنگ]] شوند. [[پیامبر]]{{صل}}، اشخاصی را هم به [[مکه]] و [[قبایل]] دیگر اعزام فرمود تا آنها را برای جنگ [[حرکت]] دهند. پس از گرد آمدن [[سپاه]]، [[لشکر]] راهی [[سرزمین روم]] شدند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۲۵-۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۶۸.</ref>.
[[وفد بنی عامله]] به [[مدینه]] در [[رمضان]] المبارک [[سال دهم هجرت]] هم، از دیگر [[اخبار]] این [[طایفه]] در دوران [[حیات]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به شمار رفته است<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۸۲.</ref>. بر فرض [[صحت]] این خبر، این اقدام را باید نخستین تلاش گروهی آنان در [[پذیرش اسلام]] دانست.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
[[وفد بنی عامله]] به [[مدینه]] در [[رمضان]] المبارک [[سال دهم هجرت]] هم، از دیگر [[اخبار]] این [[طایفه]] در دوران [[حیات]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} به شمار رفته است<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۸۲.</ref>. بر فرض [[صحت]] این خبر، این اقدام را باید نخستین تلاش گروهی آنان در [[پذیرش اسلام]] دانست.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


خط ۴۱: خط ۴۱:


==بنی عامله و پذیرش [[آیین]] [[تشیع]]==
==بنی عامله و پذیرش [[آیین]] [[تشیع]]==
در پی افشاگری‌ها و مخالفت‌های مکرر جُندب بن جُناده معروف به «[[ابوذر غفاری]]» -[[صحابی بزرگ پیامبر]]{{صل}}- با [[عثمان بن عفان]]، وی این مخالفت‌ها را بر نتابید و [[ابوذر]] را در [[سال ۲۴ هجری]] به [[شام]] [[تبعید]] کرد. [[معاویة بن ابوسفیان]] -[[استاندار]] [[خلیفه]] در منطقه [[شامات]]- به محض رسیدن ابوذر به [[دمشق]]، او را مانند دیگر مخالفان خود، به منطقة ساحلی شام و [[منطقه جبل]] عامل تبعید کرد. ورود این [[صحابی]] [[بزرگوار]] به [[جبل]] عامل، آغازی بر تشیع بنی عامله در جبل عامل بود<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ عاملی، الانتصار، ج۹، ص۵۷۵.</ref>. در پی این تبعید، ابوذر به بیان دیدگاه‌هایش درباره [[خلافت]] و معرفی [[مقام]] عظمای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این [[سرزمین]] پرداخت. امری که بر مذاق معاویه و دوستدارانش خوش نیامد، از این‌رو، پس از کسب [[اجازه]] از عثمان، ابوذر را بار دیگر به [[مدینه]] باز گرداند. ابوذر به مدینه بازگشت اما [[میراث]] حضور او در [[جبل عامل]]-که همان شیوع تشیع در این منطقه بود،- از وی به یادگار ماند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. [[معتقدان]] این نظر، وجود دو [[مسجد]] قدیمی در دو روستای «مَیْس الجبل» و «صَرفند»، که به [[ابوذر]] منسوب‌اند و او در آنجاها به بیان آرا و مطالب خود می‌پرداخت را دلیل [[رأی]] خود مبنی بر [[نشر]] [[تشیع]] در این منطقه توسط ابوذر دانستند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ جهاد بنوّت، حرکات النضال فی جبل عامل، ج۱، ص۳۲ـ۳۳.</ref> و بر این اساس، [[تشیّع]] [[اهل]] [[جبل]] عامل را مقدم بر [[شهرها]] و نواحی دیگر -جز برخی از [[مردم مدینه]]- عنوان کرده‌اند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. تعداد [[شیعیان]] این منطقه از [[قرن]] چهار و پنج به بعد رو به فزونی نهاد؛ چندان که [[ناصر خسرو]] –شاعر، [[حکیم]]، [[متکلم]] و جهانگرد بلندآوازه [[ایران]] [[زمین]]- در دیداری که در سال ۴۳۹ از این [[سرزمین]] و [[شهر]] مرکزی آن «[[صور]]» داشت، [[اکثریت]] [[مردم]] این منطقه را [[شیعه]] معرفی کرده است<ref>ناصر خسرو قبادیانی، سفرنامه حکیم ناصر خسرو، ص۲۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
در پی افشاگری‌ها و مخالفت‌های مکرر جُندب بن جُناده معروف به «[[ابوذر غفاری]]» -[[صحابی بزرگ پیامبر]]{{صل}}- با [[عثمان بن عفان]]، وی این مخالفت‌ها را بر نتابید و [[ابوذر]] را در [[سال ۲۴ هجری]] به [[شام]] [[تبعید]] کرد. [[معاویة بن ابوسفیان]] -[[استاندار]] [[خلیفه]] در منطقه [[شامات]]- به محض رسیدن ابوذر به [[دمشق]]، او را مانند دیگر مخالفان خود، به منطقة ساحلی شام و [[منطقه جبل]] عامل تبعید کرد. ورود این [[صحابی]] [[بزرگوار]] به [[جبل]] عامل، آغازی بر تشیع بنی عامله در جبل عامل بود<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ عاملی، الانتصار، ج۹، ص۵۷۵.</ref>. در پی این تبعید، ابوذر به بیان دیدگاه‌هایش درباره [[خلافت]] و معرفی [[مقام]] عظمای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در این [[سرزمین]] پرداخت. امری که بر مذاق معاویه و دوستدارانش خوش نیامد، از این‌رو، پس از کسب [[اجازه]] از عثمان، ابوذر را بار دیگر به [[مدینه]] باز گرداند. ابوذر به مدینه بازگشت اما [[میراث]] حضور او در [[جبل عامل]]-که همان شیوع تشیع در این منطقه بود - از وی به یادگار ماند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. [[معتقدان]] این نظر، وجود دو [[مسجد]] قدیمی در دو روستای «مَیْس الجبل» و «صَرفند»، که به [[ابوذر]] منسوب‌اند و او در آنجاها به بیان آرا و مطالب خود می‌پرداخت را دلیل [[رأی]] خود مبنی بر [[نشر]] [[تشیع]] در این منطقه توسط ابوذر دانستند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴؛ جهاد بنوّت، حرکات النضال فی جبل عامل، ج۱، ص۳۲ـ۳۳.</ref> و بر این اساس، [[تشیّع]] [[اهل]] [[جبل]] عامل را مقدم بر [[شهرها]] و نواحی دیگر -جز برخی از [[مردم مدینه]]- عنوان کرده‌اند<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>. تعداد [[شیعیان]] این منطقه از [[قرن]] چهار و پنج به بعد رو به فزونی نهاد؛ چندان که [[ناصر خسرو]] –شاعر، [[حکیم]]، [[متکلم]] و جهانگرد بلندآوازه [[ایران]] [[زمین]]- در دیداری که در سال ۴۳۹ از این [[سرزمین]] و [[شهر]] مرکزی آن «[[صور]]» داشت، [[اکثریت]] [[مردم]] این منطقه را [[شیعه]] معرفی کرده است<ref>ناصر خسرو قبادیانی، سفرنامه حکیم ناصر خسرو، ص۲۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


==معاریف و مشاهیر بنی عامله==
==معاریف و مشاهیر بنی عامله==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش