پرش به محتوا

عبادت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
{{اصلی|عبادت در لغت}}
{{اصلی|عبادت در لغت}}
عبادت در لغت به‌معنای اظهار [[فروتنی]] و خاکساری<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۴۲؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۳۸.</ref> در مقابل [[خداوند]]، [[طاعت]]<ref>فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۱۱، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۲۷۲، ماده «عبد»؛ صحاح اللغه جوهری، ماده «عبد».</ref> و [[پرستش]] و پرستیدن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۵.</ref> است. اصل آن از "عبد" به‌معنای نهایت افتادگی در مقابل مولا<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص‌۱۲.</ref> و [[نرمش]] و ذلیل شدن آمده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>
عبادت در لغت به‌معنای اظهار [[فروتنی]] و خاکساری<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۴۲؛ فیومی، المصباح المنیر، ج۲، ص۳۸.</ref> در مقابل [[خداوند]]، [[طاعت]]<ref>فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۱۱، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۲۷۲، ماده «عبد»؛ صحاح اللغه جوهری، ماده «عبد».</ref> و [[پرستش]] و پرستیدن<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۵.</ref> است. اصل آن از "عبد" به‌معنای نهایت افتادگی در مقابل مولا<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص‌۱۲.</ref> و نرمش و ذلیل شدن آمده است<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۴۰۶-۴۰۷.</ref>


از کلمات لغویین استفاده می‌شود عبادت به معنای [[اطاعت]] بی چون و چرای ناشی از [[اعتقاد]] به [[استحقاق]] [[اطاعت]] است که موجب [[خضوع]] و [[انقیاد]] می شود<ref> [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref>.
از کلمات لغویین استفاده می‌شود عبادت به معنای [[اطاعت]] بی چون و چرای ناشی از [[اعتقاد]] به [[استحقاق]] [[اطاعت]] است که موجب [[خضوع]] و [[انقیاد]] می شود<ref> [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref>.


=== معنای اصطلاحی ===
=== معنای اصطلاحی ===
عبادت در اصطلاح دینی یعنی [[اطاعت]] و [[بندگی]] [[انسان]] در برابر [[خداوند]] و [[پرستش]]، [[خداپرستی]] و [[نیایش]] به درگاه او. عبادت عبارت است از مواظبت بر برخی [[اعمال]] که از [[ناحیه]] [[شارع]] [[دستور]] رسیده است<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۱۵۱.</ref>. انجام تکالیفی همچون [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[جهاد]] عبادت است، البته تلاش برای تأمین [[زندگی]] از راه [[حلال]]، [[آموختن]] [[دانش]]، [[جهاد]] در [[راه خدا]]، رسیدگی به محرومان و [[نیکی]] به [[پدر]] و [[مادر]] نیز از بزرگترین عبادت‌هاست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۴-۱۴۵؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۵۳۹.</ref>.
عبادت در اصطلاح دینی یعنی [[اطاعت]] و [[بندگی]] [[انسان]] در برابر [[خداوند]] و [[پرستش]]، [[خداپرستی]] و [[نیایش]] به درگاه او. عبادت عبارت است از مواظبت بر برخی [[اعمال]] که از ناحیه [[شارع]] [[دستور]] رسیده است<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۱۵۱.</ref>. انجام تکالیفی همچون [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]] و [[جهاد]] عبادت است، البته تلاش برای تأمین [[زندگی]] از راه [[حلال]]، [[آموختن]] [[دانش]]، [[جهاد]] در [[راه خدا]]، رسیدگی به محرومان و [[نیکی]] به پدر و مادر نیز از بزرگترین عبادت‌هاست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۴۴-۱۴۵؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص۵۳۹.</ref>.


در [[روایات]]، اموری چون [[اندیشیدن]] در [[نعمت‌های الهی]]<ref>غررالحکم، ج۲، ص۷۴.</ref>، [[کسب حلال]]<ref>معانی الاخبار، ص۲۶۷.</ref>، [[گمان]] [[نیکو]] داشتن به [[خدا]]<ref>الدرة الباهرة، ص۱۸.</ref> و نگاه مهرآمیز به چهره [[پدر]] و [[مادر]]<ref>تحف‌العقول، ص۴۶.</ref> از مصادیق عبادت معرفی شده است<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «عبادت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص۳۲۴.</ref>.
در [[روایات]]، اموری چون [[اندیشیدن]] در [[نعمت‌های الهی]]<ref>غررالحکم، ج۲، ص۷۴.</ref>، [[کسب حلال]]<ref>معانی الاخبار، ص۲۶۷.</ref>، [[گمان]] [[نیکو]] داشتن به [[خدا]]<ref>الدرة الباهرة، ص۱۸.</ref> و نگاه مهرآمیز به چهره [[پدر]] و [[مادر]]<ref>تحف‌العقول، ص۴۶.</ref> از مصادیق عبادت معرفی شده است<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «عبادت»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص۳۲۴.</ref>.
خط ۶۹: خط ۶۹:
از این دو مجموعه [[آیات]] استفاده می شود مراد از {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} یا {{متن قرآن|أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}} یا {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}} همان {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}} است و اینکه [[عبادت]] موحّدانه [[خداوند]] تنها از طریق [[اطاعت]] از [[رسولان الهی]] محقق می گردد.
از این دو مجموعه [[آیات]] استفاده می شود مراد از {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} یا {{متن قرآن|أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ}} یا {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}} همان {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}} است و اینکه [[عبادت]] موحّدانه [[خداوند]] تنها از طریق [[اطاعت]] از [[رسولان الهی]] محقق می گردد.


بنابراین، از این دو مجموعه از [[آیات]] که همدیگر را [[تفسیر]] و [[تبیین]] می کنند، استفاده می شود، مراد از واژه "[[عبادت]]" در کاربری‌های [[قرآنی]]، همان "[[اطاعت خدا]]" است و لذا باتوجه به اینکه [[مأموریت انبیاء]]، [[مأموریت]] و [[رسالت]] واحدی است، از این [[رسالت]] واحد، گاه به {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} تعبیر شده است و گاه به {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} و تعابیر مشابه آن. کاربری این دو واژه به جای هم در بیان [[رسالت]] [[انبیاء]] نشانه دیگری است بر اینکه مراد [[قرآن]] از واژه "[[عبادت]]" همان [[اطاعت]] خاضعانه ای است که در زبان [[اهل]] لغت به عنوان بیان معنای واژه "[[عبادت]]" آمده است.
بنابراین، از این دو مجموعه از [[آیات]] که همدیگر را [[تفسیر]] و [[تبیین]] می کنند، استفاده می شود، مراد از واژه "[[عبادت]]" در کاربری‌های [[قرآنی]]، همان "[[اطاعت خدا]]" است و لذا باتوجه به اینکه [[مأموریت انبیاء]]، مأموریت و [[رسالت]] واحدی است، از این [[رسالت]] واحد، گاه به {{متن قرآن|أَطِيعُونِ}} تعبیر شده است و گاه به {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} و تعابیر مشابه آن. کاربری این دو واژه به جای هم در بیان [[رسالت]] [[انبیاء]] نشانه دیگری است بر اینکه مراد [[قرآن]] از واژه "[[عبادت]]" همان [[اطاعت]] خاضعانه ای است که در زبان [[اهل]] لغت به عنوان بیان معنای واژه "[[عبادت]]" آمده است.


افزون بر آنچه گفته شد، در [[آیات]] [[سوره مؤمنون]] نیز در بیان [[مأموریت الهی]] [[رسل]] و فرستادگان [[خدا]] ضمن به کارگیری واژه "[[عبادت]]" قرائنی به کار رفته که مراد از [[عبادت خدا]] را [[اطاعت از رهبری]] و [[فرمانروایی]] [[پیامبران]] و [[رسل]] معرفی می کنند:
افزون بر آنچه گفته شد، در [[آیات]] [[سوره مؤمنون]] نیز در بیان [[مأموریت الهی]] [[رسل]] و فرستادگان [[خدا]] ضمن به کارگیری واژه "[[عبادت]]" قرائنی به کار رفته که مراد از [[عبادت خدا]] را [[اطاعت از رهبری]] و [[فرمانروایی]] [[پیامبران]] و [[رسل]] معرفی می کنند:
# در [[آیه]] بیست و سوم از [[سوره مؤمنون]] در بیان [[مأموریت الهی]] [[نوح]] {{ع}} می فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«همانا نوح را به سوی قوم خود فرستادیم پس به قوم خود گفت: ای قوم من خدا را بپرستید که به جز او خدایی برای شما نیست چرا پرهیزگاری نمی‌کنید» سوره مؤمنون، آیه ۲۳.</ref>. سپس در بیان عکس‌العمل سران [[قوم نوح]] {{ع}} در برابر فراخوانی او به سوی [[عبادت]] موحّدانه [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ}}<ref>«پس سران کافر قومش گفتند: نوح کسی جز بشری همانند شما نیست که می‌خواهد بر شما برتری جوید، اگر خداوند می‌خواست فرشتگانی می‌فرستاد ما چنین ادعایی را در نیاکان گذشته خود نشنیده‌ایم» سوره مؤمنون، آیه ۲۴.</ref>. سرکردگان [[سرکش]] [[قوم نوح]] {{ع}} در برابر فراخونی او به سوی [[عبادت]] [[خداوند]] یکتا، او را متهم کردند که خواهان [[برتری]] بر [[مردم]] و به اصطلاح، فردی ریاست طلب و خواهان [[حکومت]] بر [[مردم]] است، واژه {{متن قرآن|يَتَفَضَّلَ}} در این [[آیه]] به معنای برتری‌جویی است.  
# در [[آیه]] بیست و سوم از [[سوره مؤمنون]] در بیان مأموریت الهی [[نوح]] {{ع}} می فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ}}<ref>«همانا نوح را به سوی قوم خود فرستادیم پس به قوم خود گفت: ای قوم من خدا را بپرستید که به جز او خدایی برای شما نیست چرا پرهیزگاری نمی‌کنید» سوره مؤمنون، آیه ۲۳.</ref>. سپس در بیان عکس‌العمل سران [[قوم نوح]] {{ع}} در برابر فراخوانی او به سوی [[عبادت]] موحّدانه [[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلَائِكَةً مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ}}<ref>«پس سران کافر قومش گفتند: نوح کسی جز بشری همانند شما نیست که می‌خواهد بر شما برتری جوید، اگر خداوند می‌خواست فرشتگانی می‌فرستاد ما چنین ادعایی را در نیاکان گذشته خود نشنیده‌ایم» سوره مؤمنون، آیه ۲۴.</ref>. سرکردگان [[سرکش]] [[قوم نوح]] {{ع}} در برابر فراخونی او به سوی [[عبادت]] [[خداوند]] یکتا، او را متهم کردند که خواهان [[برتری]] بر [[مردم]] و به اصطلاح، فردی ریاست طلب و خواهان [[حکومت]] بر [[مردم]] است، واژه {{متن قرآن|يَتَفَضَّلَ}} در این [[آیه]] به معنای برتری‌جویی است.  


از [[آیات]] دیگر [[قرآن]] استفاده می شود در سایر موارد نیز سرکردگان [[طغیانگر]] [[اقوام]] مختلف در برابر [[دعوت]] [[انبیاء]] با همین [[اتهام]] [[سعی]] داشتند [[مردم]] را از [[اجابت]] [[دعوت]] [[انبیاء]] باز دارند؛ در [[سوره اسراء]] [[خداوند]] می فرماید: {{متن قرآن|وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا * قُلْ لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولًا}}<ref>«چیزی مانع ایمان مردم نشد آنگاه که هدایت به سوی آنان آمد جز اینکه گفتند: آیا خداوند بشری را به عنوان فرستاده خویش برانگیخته است؟! بگو: چنانچه در زمین فرشتگانی وجود داشت که با آرامش بتوانند روی زمین راه بروند هر آینه از آسمان فرشتگانی به سوی آنها به عنوان فرستاده فرود می‌آوردیم» سوره اسراء، آیه ۹۴-۹۵.</ref>. سران [[شرک]] و [[کفر]] برای دورکردن [[مردم]] از [[انبیاء]] این توهّم را اشاعه می دادند که این [[پیامبران]] خواستار حکومت کردن و برتری جستن‌اند؛ در حالی که آنان بشری همانند ما هستند و اگر [[خداوند]] می‌خواست فرمانروایانی برای ما بفرستد که بر ما [[حکومت]] کنند، باید از جنس [[فرشتگان]] می بودند تا بتوان [[برتری]] آنان را بر خود پذیرفت.
از [[آیات]] دیگر [[قرآن]] استفاده می شود در سایر موارد نیز سرکردگان [[طغیانگر]] اقوام مختلف در برابر [[دعوت]] [[انبیاء]] با همین [[اتهام]] [[سعی]] داشتند [[مردم]] را از [[اجابت]] [[دعوت]] [[انبیاء]] باز دارند؛ در [[سوره اسراء]] [[خداوند]] می فرماید: {{متن قرآن|وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَى إِلَّا أَنْ قَالُوا أَبَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَسُولًا * قُلْ لَوْ كَانَ فِي الْأَرْضِ مَلَائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَسُولًا}}<ref>«چیزی مانع ایمان مردم نشد آنگاه که هدایت به سوی آنان آمد جز اینکه گفتند: آیا خداوند بشری را به عنوان فرستاده خویش برانگیخته است؟! بگو: چنانچه در زمین فرشتگانی وجود داشت که با آرامش بتوانند روی زمین راه بروند هر آینه از آسمان فرشتگانی به سوی آنها به عنوان فرستاده فرود می‌آوردیم» سوره اسراء، آیه ۹۴-۹۵.</ref>. سران [[شرک]] و [[کفر]] برای دورکردن [[مردم]] از [[انبیاء]] این توهّم را اشاعه می دادند که این [[پیامبران]] خواستار حکومت کردن و برتری جستن‌اند؛ در حالی که آنان بشری همانند ما هستند و اگر [[خداوند]] می‌خواست فرمانروایانی برای ما بفرستد که بر ما [[حکومت]] کنند، باید از جنس [[فرشتگان]] می بودند تا بتوان [[برتری]] آنان را بر خود پذیرفت.


[[انبیاء]] در برابر این [[اتهام]] خود را [[فرستاده خدا]] معرفی می کردند و به [[مردم]] می گفتند ما فرستادگانی از سوی خداییم و اینکه [[حکومتی]] که ما شما را بدان فرا می خوانیم [[حکومت]] خداست و ما از سوی [[خدا]] به [[فرمانروایی]] شما [[برگزیده]] شده ایم و [[اطاعت]] از ما، [[اطاعت]] از خدای واحد و [[پرستش]] [[خداوند]] یکتاست.
[[انبیاء]] در برابر این [[اتهام]] خود را [[فرستاده خدا]] معرفی می کردند و به [[مردم]] می گفتند ما فرستادگانی از سوی خداییم و اینکه [[حکومتی]] که ما شما را بدان فرا می خوانیم [[حکومت]] خداست و ما از سوی [[خدا]] به [[فرمانروایی]] شما [[برگزیده]] شده ایم و [[اطاعت]] از ما، [[اطاعت]] از خدای واحد و [[پرستش]] [[خداوند]] یکتاست.


[[خدای متعال]] در [[آیات]] متعدّدی از [[قرآن کریم]] به این مطلب اشاره و بر آن تأکید می کند که [[برگزیدن]] [[انبیاء]] برای [[حکومت]] و [[رهبری]]، برتری جویی آنها نیست، بلکه [[مقام]] [[برتری]] است که از سوی [[خداوند]] به آنان عطا شده و "[[فضل الهی]]" است. [[قرآن کریم]] در آنجا که به [[رهبری]] و [[حاکمیت الهی]] ابراهیم اشاره می کند، آن را "[[فضل الهی]]" به شمار آورده و می فرماید: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا به مردم رشک می‌برند به دلیل فضل و امتیازی که خداوند به آنان عطا کرده است زیرا به آل ابراهیم کتاب و حکمت را عطا کردیم و پادشاهی و سلطنت عظیمی را به آنان بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref> و در [[سوره جمعه]]، پس از آنکه [[خداوند]] را به [[پادشاهی]] [[پاک]] و حکیمانه توصیف می کند: {{متن قرآن|الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«پادشاه پاک مقتدر حکیم» سوره جمعه، آیه ۱.</ref>، به گزیش [[رسول اکرم]] {{صل}} اشاره می کند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ...}}<ref>«اوست که در میان امّیین رسولی از خودشان برانگیخت.».. سوره جمعه، آیه ۲.</ref> تا آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«این است فضل و عطای الهی که به آن کس خواست می‌بخشد و خداوند فزون‌بخشی بزرگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>.
[[خدای متعال]] در [[آیات]] متعدّدی از [[قرآن کریم]] به این مطلب اشاره و بر آن تأکید می کند که [[برگزیدن]] [[انبیاء]] برای [[حکومت]] و [[رهبری]]، برتری جویی آنها نیست، بلکه [[مقام]] [[برتری]] است که از سوی [[خداوند]] به آنان عطا شده و "[[فضل الهی]]" است. [[قرآن کریم]] در آنجا که به [[رهبری]] و [[حاکمیت الهی]] ابراهیم اشاره می کند، آن را "فضل الهی" به شمار آورده و می فرماید: {{متن قرآن|أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا}}<ref>«یا به مردم رشک می‌برند به دلیل فضل و امتیازی که خداوند به آنان عطا کرده است زیرا به آل ابراهیم کتاب و حکمت را عطا کردیم و پادشاهی و سلطنت عظیمی را به آنان بخشیدیم» سوره نساء، آیه ۵۴.</ref> و در [[سوره جمعه]]، پس از آنکه [[خداوند]] را به [[پادشاهی]] [[پاک]] و حکیمانه توصیف می کند: {{متن قرآن|الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«پادشاه پاک مقتدر حکیم» سوره جمعه، آیه ۱.</ref>، به گزیش [[رسول اکرم]] {{صل}} اشاره می کند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ...}}<ref>«اوست که در میان امّیین رسولی از خودشان برانگیخت.».. سوره جمعه، آیه ۲.</ref> تا آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«این است فضل و عطای الهی که به آن کس خواست می‌بخشد و خداوند فزون‌بخشی بزرگ است» سوره حدید، آیه ۲۱.</ref>.


در ادامه [[آیات]] [[سوره مؤمنون]] با اشاره به [[رسالت]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} می فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ * فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلا تَتَّقُونَ * وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ * وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ}}<ref>«سپس گروه دیگرى را بعد از آنها به‌وجود آوردیم. * و در میان آنان پیامبرى از خودشان فرستادیم که: "خداى یگانه را بپرستید؛ که جز او معبودى براى شما نیست؛ آیا (با این همه، از شرک) پرهیز نمى‌کنید؟!"* ولى اشرافیان (خودخواه) از قوم او که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب مى‌کردند، و در زندگى دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم، گفتند: این بشرى است مثل شما؛ از آنچه شما مى‌خورید مى‌خورد؛ و از آنچه مى‌نوشید مى‌نوشد! * و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، در این صورت به یقین شما زیان‌کارید» سوره مؤمنون، آیه ۳۱-۳۴.</ref>. در این [[آیات]]، پس از آنکه [[پیام]] و [[رسالت]] [[نبی]] را به [[قوم]] خویش در این عبارت بیان می کند: {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} عکس‌العمل سران [[طغیانگر]] و مترف [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} را در این جمله بیان می کند: {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ}}. در تعبیری که از پاسخ [[مستکبران]] و مترفان [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[دعوت]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به کار رفته است، چنین آمده {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ}} و [[دلیل]] بر آن است که [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} [[قوم]] خود را به [[اطاعت]] از [[فرمانروایی]] خود [[دعوت]] نموده است؛ همانگونه که در [[سوره شعراء]] به صراحت از زبان [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} بیان شد که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ}}<ref>«پس پرهیزگاری خدا را پیشه کنید و از من فرمان برید، * و از دستور زیاده‌خواهان فرمان نبرید * آنان‌که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند» سوره شعراء، آیه ۱۵۰-۱۵۲.</ref>. لذا سرکشان و سرکردگان [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} در واکنش به فراخوانی [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمانروایی]] [[الهی]] گفتند: {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ}}<ref>«اگر بشری همانند خود را اطاعت کنید زیان‌کار خواهید شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۴.</ref>؛ زیرا از فراخوانی [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[عبادت]] [[خداوند]] یکتا {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}}<ref>«خدا را بپرستید که خدایی جز او ندارید» سوره اعراف، آیه ۵۹.</ref> فراخوانی به [[اطاعت]] خویش و [[تسلیم]] در برابر [[امر و نهی]] و [[فرمانروایی]] [[الهی]] خویش می فهمیدند.
در ادامه [[آیات]] [[سوره مؤمنون]] با اشاره به [[رسالت]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} می فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ * فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلا تَتَّقُونَ * وَقَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ * وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُونَ}}<ref>«سپس گروه دیگرى را بعد از آنها به‌وجود آوردیم. * و در میان آنان پیامبرى از خودشان فرستادیم که: "خداى یگانه را بپرستید؛ که جز او معبودى براى شما نیست؛ آیا (با این همه، از شرک) پرهیز نمى‌کنید؟!"* ولى اشرافیان (خودخواه) از قوم او که کافر بودند، و دیدار آخرت را تکذیب مى‌کردند، و در زندگى دنیا به آنان ناز و نعمت داده بودیم، گفتند: این بشرى است مثل شما؛ از آنچه شما مى‌خورید مى‌خورد؛ و از آنچه مى‌نوشید مى‌نوشد! * و اگر از بشرى همانند خودتان اطاعت کنید، در این صورت به یقین شما زیان‌کارید» سوره مؤمنون، آیه ۳۱-۳۴.</ref>. در این [[آیات]]، پس از آنکه [[پیام]] و [[رسالت]] [[نبی]] را به [[قوم]] خویش در این عبارت بیان می کند: {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}} عکس‌العمل سران [[طغیانگر]] و مترف [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} را در این جمله بیان می کند: {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ}}. در تعبیری که از پاسخ [[مستکبران]] و مترفان [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[دعوت]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به کار رفته است، چنین آمده {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ}} و [[دلیل]] بر آن است که [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} [[قوم]] خود را به [[اطاعت]] از [[فرمانروایی]] خود [[دعوت]] نموده است؛ همانگونه که در [[سوره شعراء]] به صراحت از زبان [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} بیان شد که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ * وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ}}<ref>«پس پرهیزگاری خدا را پیشه کنید و از من فرمان برید، * و از دستور زیاده‌خواهان فرمان نبرید * آنان‌که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند» سوره شعراء، آیه ۱۵۰-۱۵۲.</ref>. لذا سرکشان و سرکردگان [[قوم]] [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} در واکنش به فراخوانی [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[اطاعت]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمانروایی]] [[الهی]] گفتند: {{متن قرآن|لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ}}<ref>«اگر بشری همانند خود را اطاعت کنید زیان‌کار خواهید شد» سوره مؤمنون، آیه ۳۴.</ref>؛ زیرا از فراخوانی [[حضرت صالح|صالح]] {{ع}} به [[عبادت]] [[خداوند]] یکتا {{متن قرآن|اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ}}<ref>«خدا را بپرستید که خدایی جز او ندارید» سوره اعراف، آیه ۵۹.</ref> فراخوانی به [[اطاعت]] خویش و [[تسلیم]] در برابر [[امر و نهی]] و [[فرمانروایی]] [[الهی]] خویش می فهمیدند.
خط ۹۱: خط ۹۱:
[[ابن منظور]] در لسان العرب می گوید: [[دین]] یعنی: [[طاعت]] و [[دین]] او را پذیرفتم یعنی از او [[اطاعت]] کردم، عمرو بن کلثوم چنین گفته است: "روزگار [[سربلندی]] و کرامتی داشتیم در آن روزها که از [[پذیرش]] [[دین]] [[پادشاه]] [[سرپیچی]] کردیم"<ref>{{عربی|و الدِّين الطاعة. و قد دِنْته و دِنْتُ له: أَي أَطعته، قال عمرو بن كلثوم: و أَياماً لنا غُرّاً كِراماً *** عَصَيْنا المَلْكَ فيها أَن نَدِينا }}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹.</ref>.
[[ابن منظور]] در لسان العرب می گوید: [[دین]] یعنی: [[طاعت]] و [[دین]] او را پذیرفتم یعنی از او [[اطاعت]] کردم، عمرو بن کلثوم چنین گفته است: "روزگار [[سربلندی]] و کرامتی داشتیم در آن روزها که از [[پذیرش]] [[دین]] [[پادشاه]] [[سرپیچی]] کردیم"<ref>{{عربی|و الدِّين الطاعة. و قد دِنْته و دِنْتُ له: أَي أَطعته، قال عمرو بن كلثوم: و أَياماً لنا غُرّاً كِراماً *** عَصَيْنا المَلْكَ فيها أَن نَدِينا }}؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹.</ref>.


[[آیات]] کریمه فوق که [[مأموریت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} را [[تبیین]] می کنند، این [[مأموریت]] را در ضمن چهار مطلب بیان می کند:
[[آیات]] کریمه فوق که [[مأموریت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} را [[تبیین]] می کنند، این مأموریت را در ضمن چهار مطلب بیان می کند:
# [[عبادت]] مخلصانه [[خدای متعال]]، عبادتی که عبارت از [[اطاعت محض]] [[خدا]] و [[قانون]] اوست.
# [[عبادت]] مخلصانه [[خدای متعال]]، عبادتی که عبارت از [[اطاعت محض]] [[خدا]] و [[قانون]] اوست.
# [[نخستین مسلمان]] بودن. معنای نخستین در این [[آیات]] و [[آیات]] مشابه، اوّلیت در رتبه است و نه اوّلیت در زمان. [[امام صادق]] {{ع}} از [[رسول خدا]] {{صل}} روایت می‌کند که از حضرت پرسیدند: "به چه چیز بر [[فرزندان آدم]] [[سبقت]] گرفتی؟ فرمود: من نخستین کسی بودم که به پروردگاری خدای خویش [[اقرار]] کردم، [[خداوند]] از [[پیامبران]] [[پیمان]] گرفت و آنان را [[گواه]] بر خویشتنشان قرار داد و خطاب به آنان فرمود: آیا [[پروردگار]] شما نیستم؟ گفتند: آری پس من نخستین کسی بودم که پاسخ آری دادم"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِأَيِّ شَيْءٍ سَبَقْتَ وُلْدَ آدَمَ قَالَ إِنِّي أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِرَبِّي إِنَّ اللَّهَ أَخَذَ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟ قالُوا: بَلى فَكُنْتُ أَوَّلَ مَنْ أَجَابَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲.</ref>. [[اقرار]] به [[ربوبیت خداوند]] به معنای [[اقرار]] به [[حاکمیت]] و آمریت و ناهویت اوست که [[رسول خدا]] {{صل}} پیش قراول مطیعان و سرسپردگان [[حق]] و پیشتاز خاضعان برای [[ربوبیت]] خداست؛ همانگونه که در [[سوره انعام]] می فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ * قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«بگو: نماز و عبادت و زندگی و مرگم یک‌سره برای خدا پروردگار جهانیان است * شریک و انبازی برای او نیست، و دستور یافتم که نخستین سرسپرده باشم. * بگو: "آیا جز خدا پروردگاری بجویم حال آنکه اوست که پروردگار همه چیز است؟!"» سوره انعام، آیه ۱۶۲-۱۶۴.</ref>. [[اسلام]] در این [[آیه]] و [[آیات]] مشابه به معنای [[اطاعت]] خاضعانه مطلق و کامل خداست؛ چنانکه در [[سوره]] صافّات به روشنی بیان شده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«هنگامى که همراه او راه بسیار رفت، گفت: "پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‌کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟" گفت: "پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت". * هنگامى که هر دو تسلیم (فرمان الهى) شدند و ابراهیم پیشانى او را بر خاک نهاد» سوره صافات، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>. در [[آیه]] اخیر، کلمه {{متن قرآن|أَسْلَمَا}} به معنای [[اطاعت]] و [[تسلیم محض]] است؛ چنانکه از [[آیات]] پیش و پس آن به روشنی معلوم است و بدین ترتیب، معلوم می شود معنای دقیق "[[اسلام]]" در اینگونه کاربری‌های [[قرآن کریم]] [[اطاعت]] بی درنگ و محض و تام و مخلصانه خداست که برای [[خدا]] شریکی در [[اطاعت]] نمی‌شناسد.
# [[نخستین مسلمان]] بودن. معنای نخستین در این [[آیات]] و [[آیات]] مشابه، اوّلیت در رتبه است و نه اوّلیت در زمان. [[امام صادق]] {{ع}} از [[رسول خدا]] {{صل}} روایت می‌کند که از حضرت پرسیدند: "به چه چیز بر [[فرزندان آدم]] [[سبقت]] گرفتی؟ فرمود: من نخستین کسی بودم که به پروردگاری خدای خویش [[اقرار]] کردم، [[خداوند]] از [[پیامبران]] [[پیمان]] گرفت و آنان را [[گواه]] بر خویشتنشان قرار داد و خطاب به آنان فرمود: آیا [[پروردگار]] شما نیستم؟ گفتند: آری پس من نخستین کسی بودم که پاسخ آری دادم"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} بِأَيِّ شَيْءٍ سَبَقْتَ وُلْدَ آدَمَ قَالَ إِنِّي أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِرَبِّي إِنَّ اللَّهَ أَخَذَ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟ قالُوا: بَلى فَكُنْتُ أَوَّلَ مَنْ أَجَابَ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۱۲.</ref>. [[اقرار]] به [[ربوبیت خداوند]] به معنای [[اقرار]] به [[حاکمیت]] و آمریت و ناهویت اوست که [[رسول خدا]] {{صل}} پیش قراول مطیعان و سرسپردگان [[حق]] و پیشتاز خاضعان برای [[ربوبیت]] خداست؛ همانگونه که در [[سوره انعام]] می فرماید: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ * قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«بگو: نماز و عبادت و زندگی و مرگم یک‌سره برای خدا پروردگار جهانیان است * شریک و انبازی برای او نیست، و دستور یافتم که نخستین سرسپرده باشم. * بگو: "آیا جز خدا پروردگاری بجویم حال آنکه اوست که پروردگار همه چیز است؟!"» سوره انعام، آیه ۱۶۲-۱۶۴.</ref>. [[اسلام]] در این [[آیه]] و [[آیات]] مشابه به معنای [[اطاعت]] خاضعانه مطلق و کامل خداست؛ چنانکه در [[سوره]] صافّات به روشنی بیان شده است: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ}}<ref>«هنگامى که همراه او راه بسیار رفت، گفت: "پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى‌کنم، پس بنگر رأى تو چیست؟" گفت: "پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت". * هنگامى که هر دو تسلیم (فرمان الهى) شدند و ابراهیم پیشانى او را بر خاک نهاد» سوره صافات، آیه ۱۰۲-۱۰۳.</ref>. در [[آیه]] اخیر، کلمه {{متن قرآن|أَسْلَمَا}} به معنای [[اطاعت]] و [[تسلیم محض]] است؛ چنانکه از [[آیات]] پیش و پس آن به روشنی معلوم است و بدین ترتیب، معلوم می شود معنای دقیق "[[اسلام]]" در اینگونه کاربری‌های [[قرآن کریم]] [[اطاعت]] بی درنگ و محض و تام و مخلصانه خداست که برای [[خدا]] شریکی در [[اطاعت]] نمی‌شناسد.
خط ۹۷: خط ۹۷:
# [[اخلاص]] [[دین]] برای [[خدا]] که به همان معنای [[اخلاص]] در [[سرسپردگی]] و [[عبادت]] و [[طاعت]] خداست.
# [[اخلاص]] [[دین]] برای [[خدا]] که به همان معنای [[اخلاص]] در [[سرسپردگی]] و [[عبادت]] و [[طاعت]] خداست.


بنابراین، از این مجموعه [[آیات]]، به روشنی استفاده می شود [[عبادت خدا]] به معنای [[طاعت]] کامل و خاضعانه برای خداست و اینکه [[عبادت]]، [[اطاعت]]، [[عدل]] و [[اسلام در قرآن]] [[کریم]] همگی به معنای [[سرسپردگی]] و [[خضوع]] کامل و تام در برابر [[حاکمیت]] [[خداوند]] و [[فرمانبری]] بی‌چون و چرا از [[اوامر و نواهی]] [[ربوبی]] اوست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱.</ref>.
بنابراین، از این مجموعه [[آیات]]، به روشنی استفاده می شود [[عبادت خدا]] به معنای [[طاعت]] کامل و خاضعانه برای خداست و اینکه [[عبادت]]، [[اطاعت]]، [[عدل]] و [[اسلام در قرآن]] کریم همگی به معنای [[سرسپردگی]] و [[خضوع]] کامل و تام در برابر [[حاکمیت]] [[خداوند]] و [[فرمانبری]] بی‌چون و چرا از [[اوامر و نواهی]] [[ربوبی]] اوست<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)| فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]].</ref>.


== اقسام عبد ==
== اقسام عبد ==
خط ۱۱۲: خط ۱۱۲:


# '''قسم اول:''' بنده [[مخلص]] خداوند و همین معنا، مقصود آیات: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ}}<ref>«و از بنده ما ایّوب یاد کن» سوره ص، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا}}<ref>«(بدانید که) او بنده‌ای سپاسگزار بود» سوره اسراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ}}<ref>«فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ}}<ref>«بر بنده خود این کتاب را» سوره کهف، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|كُونُوا عِبَادًا لِي}}<ref>«بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که (خداوند) بخشنده به بندگانش در (جهان) نهان وعده کرده است» سوره مریم، آیه ۶۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا}}<ref>«پس، بندگانم را شبانه رهسپار کن» سوره دخان، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا}}<ref>«و بنده‌ای از بندگان ما را یافتند» سوره کهف، آیه ۶۵.</ref> است.
# '''قسم اول:''' بنده [[مخلص]] خداوند و همین معنا، مقصود آیات: {{متن قرآن|وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ}}<ref>«و از بنده ما ایّوب یاد کن» سوره ص، آیه ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا}}<ref>«(بدانید که) او بنده‌ای سپاسگزار بود» سوره اسراء، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ}}<ref>«فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ}}<ref>«بر بنده خود این کتاب را» سوره کهف، آیه ۱.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ}}<ref>«بی‌گمان تو بر بندگان من چیرگی نداری» سوره حجر، آیه ۴۲.</ref>؛ {{متن قرآن|كُونُوا عِبَادًا لِي}}<ref>«بندگان من باشید» سوره آل عمران، آیه ۷۹.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که (خداوند) بخشنده به بندگانش در (جهان) نهان وعده کرده است» سوره مریم، آیه ۶۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا}}<ref>«و بندگان (خداوند) بخشنده آنانند که بر زمین فروتنانه گام برمی‌دارند» سوره فرقان، آیه ۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا}}<ref>«پس، بندگانم را شبانه رهسپار کن» سوره دخان، آیه ۲۳.</ref>؛ {{متن قرآن|فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا}}<ref>«و بنده‌ای از بندگان ما را یافتند» سوره کهف، آیه ۶۵.</ref> است.
# '''قسم دوم:''' [[بنده]] [[دنیا]] و امور ناپایدار دنیا و آن کسی است که بر [[خدمت]] به دنیا و محافظت آن کمر [[همت]] بربسته است و چنین شخصی را [[رسول اکرم]] {{صل}} مورد توجه قرار داده است در آنجا که فرمود: {{متن حدیث|تَعِسَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ، تَعِسَ عَبْدُ الدِّينَارِ}}<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص۳۲۰.</ref>: "هلاک شد بنده [[درهم]]، هلاک شد بنده [[دینار]]".
# '''قسم دوم:''' [[بنده]] [[دنیا]] و امور ناپایدار دنیا و آن کسی است که بر خدمت به دنیا و محافظت آن کمر [[همت]] بربسته است و چنین شخصی را [[رسول اکرم]] {{صل}} مورد توجه قرار داده است در آنجا که فرمود: {{متن حدیث|تَعِسَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ، تَعِسَ عَبْدُ الدِّينَارِ}}<ref>بحارالانوار، ج ۷۰، ص۳۲۰.</ref>: "هلاک شد بنده [[درهم]]، هلاک شد بنده [[دینار]]".


با این حساب [و با توجه به معنای دوم و سوم [[عبد]]] می‌توان گفت که هم درست است که بگوییم: "هر [[انسانی]] [[عبد خدا]] نیست [بلکه فقط برخی افراد بنده [[خداوند]] هستند]" [در این جمله عبد به معنای سوم به کار رفته است]. عبد در این عبارت و امثال آن به معنای [[عابد]] است منتها بلیغ‌تر از عابد است [زیرا عابد یعنی پرستش‌کننده ولی عبد یعنی با تمام وجودش خداوند را می‌‌پرستد]. و هم درست است که بگوییم: "همه [[مردم]] [[عبد خداوند]] هستند بلکه بالاتر از آن همۀ موجودات عبد و بنده خداوند هستند" [عبد در این جمله به معنای دوم یعنی موجود مُسَخَّر به کار رفته است]  
با این حساب [و با توجه به معنای دوم و سوم [[عبد]]] می‌توان گفت که هم درست است که بگوییم: "هر [[انسانی]] [[عبد خدا]] نیست [بلکه فقط برخی افراد بنده [[خداوند]] هستند]" [در این جمله عبد به معنای سوم به کار رفته است]. عبد در این عبارت و امثال آن به معنای [[عابد]] است منتها بلیغ‌تر از عابد است [زیرا عابد یعنی پرستش‌کننده ولی عبد یعنی با تمام وجودش خداوند را می‌‌پرستد]. و هم درست است که بگوییم: "همه [[مردم]] [[عبد خداوند]] هستند بلکه بالاتر از آن همۀ موجودات عبد و بنده خداوند هستند" [عبد در این جمله به معنای دوم یعنی موجود مُسَخَّر به کار رفته است]  
۱۲۹٬۶۲۱

ویرایش