پرش به محتوا

طلا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۴۱۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰: خط ۴۰:


به گفته برخی مفسران، [[آیه]]{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}<ref>«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به علاقه شدید [[زنان]] به زینت‌آلات‌اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.</ref>؛ با این توضیح که [[مشرکان]] از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت می‌شدند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ}}«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل می‌زند نوید بخشند، (و گویند دختردار شده‌ای) چهره‌اش سیاه می‌گردد و اندوهگین می‌شود» سوره زخرف، آیه ۱۷.</ref> و از سوی دیگر [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ}}«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشنده‌اند مادینه پنداشته‌اند، آیا در آفرینش آنان گواه بوده‌اند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.</ref>. [[قرآن]] با آنها چنین [[احتجاج]] کرده که چگونه شما موجودی مانند [[زن]] را که در لابه‌لای زینت‌ها پرورش می‌یابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، [[فرزند خدا]] می‌خوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در [[زینت]] پرورش یافته» در [[آیه]] ۱۸ [[سوره]] زخرف<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در [[زیور]] پرورش می‌یابد و در چالش [[ناتوان]] است (شایسته [[فرزندی]] [[خداوند]] است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.</ref>، بت‌هایی است که از طلا و [[نقره]] ساخته می‌شده است؛ یعنی آیا شما [[مشرکان]] بت‌هایی را [[شریک]] [[خدا]] دانستید که با [[زر و زیور]] ساخته شده‌اند و توان [[سخن گفتن]] ندارند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
به گفته برخی مفسران، [[آیه]]{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}<ref>«و آیا آن کس که در زیور پرورش می‌یابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸.</ref> به علاقه شدید [[زنان]] به زینت‌آلات‌اشاره دارد<ref>المیزان، ج ۱۸ ص۹۰؛ المنیر، ج ‌۲۵، ص۱۳۲.</ref>؛ با این توضیح که [[مشرکان]] از یک سو از شنیدن خبر ولادت دختر به شدت ناراحت می‌شدند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَـٰنِ مَثَلًۭا ظَلَّ وَجْهُهُۥ مُسْوَدًّۭا وَهُوَ كَظِيمٌ}}«و چون یکی از ایشان را به آنچه برای (خداوند) بخشنده مثل می‌زند نوید بخشند، (و گویند دختردار شده‌ای) چهره‌اش سیاه می‌گردد و اندوهگین می‌شود» سوره زخرف، آیه ۱۷.</ref> و از سوی دیگر [[فرشتگان]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌پنداشتند<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمْ عِبَـٰدُ ٱلرَّحْمَـٰنِ إِنَـٰثًا أَشَهِدُوا۟ خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَـٰدَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُونَ}}«و فرشتگان را که بندگان (خداوند) بخشنده‌اند مادینه پنداشته‌اند، آیا در آفرینش آنان گواه بوده‌اند؟ زودا که گواهی آنان نوشته شود و آنان بازخواست گردند» سوره زخرف، آیه ۱۹.</ref>. [[قرآن]] با آنها چنین [[احتجاج]] کرده که چگونه شما موجودی مانند [[زن]] را که در لابه‌لای زینت‌ها پرورش می‌یابد و به گونه غریزی به زیورآلات علاقه بیشتری دارد، [[فرزند خدا]] می‌خوانید؟ به نظر برخی، مراد از «کسی که در [[زینت]] پرورش یافته» در [[آیه]] ۱۸ [[سوره]] زخرف<ref>{{متن قرآن|أَوَمَن يُنَشَّؤُا۟ فِى ٱلْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى ٱلْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍۢ}}«و آیا آن کس که در [[زیور]] پرورش می‌یابد و در چالش [[ناتوان]] است (شایسته [[فرزندی]] [[خداوند]] است)؟» سوره درزخرف، آیه ۱۸.</ref>، بت‌هایی است که از طلا و [[نقره]] ساخته می‌شده است؛ یعنی آیا شما [[مشرکان]] بت‌هایی را [[شریک]] [[خدا]] دانستید که با [[زر و زیور]] ساخته شده‌اند و توان [[سخن گفتن]] ندارند<ref>جامع البیان، ج ۲۵، ص۳۵؛ فتح القدیر، ج ۴، ص۶۲۹.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>
== [[ارزشمندی]] [[طلا]]==
در [[قرآن کریم]] برخی کاربردهای طلا بیان شده که نشان دهنده ارزشمندی آن‌اند. به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
#در نظر [[مشرکان مکه]] داشتن طلا ملاک بزرگی و [[ارزش]] بود، از این رو به [[رسول اکرم]]{{صل}} گفتند به تو [[ایمان]] نمی‌آوریم، مگر آنکه خانه‌ای از طلا داشته باشی<ref>جامع البیان، ج ‌۱۵، ص۱۰۹؛ التبیان، ج ‌۶، ص۵۲۰؛ الكشاف، ج ‌۲، ص۶۹۳.</ref>:{{متن قرآن|أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌۭ مِّن زُخْرُفٍ...}}<ref>«یا خانه‌ای زرّین داشته باشی یا به آسمان فرا روی و فرا رفتنت را (هم) هرگز باور نخواهیم داشت مگر نوشته‌ای برای ما فرو فرستی که آن را بخوانیم؛ بگو: پاکا که پروردگار من است، مگر من جز بشری پیام آورم؟» سوره اسرا، آیه ۹۳.</ref>
#برای نشان دادن حتمیت [[عذاب]] کسانی که در حال [[کفر]] از [[دنیا]] رفته‌اند، گفته شده که از هیچ یک از آنان فدیه‌ای برای درآمدن به [[بهشت]] پذیرفته نمی‌شود، هر چند گنجینه‌ای به اندازۀ گستره [[زمین]] و آکنده از طلا باشد:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّـٰصِرِينَ}}<ref>«کسانی که کافر شدند و در کفر مردند و گر همچند زمین زر به بازخرید خویش دهند از آنان پذیرفته نیست؛ آنها عذابی دردناک (در پیش) دارند و یاوری نخواهند داشت» سوره عمران، آیه ۹۱.</ref> طلا به ارزشمندترین [[اموال]] در [[دنیا]] اشاره دارد<ref>مقتنیات الدرر، ج ‌۲، ص۲۳۲.</ref>.
#[[قرآن کریم]] در [[مقام]] [[داوری]] میان [[اهل کتاب]] و [[ستایش]] از گروهی و [[نکوهش]] گروهی دیگر، بازگرداندن طلای امانتی را ملاک قرار داده و گفته است برخی از آنان [[امانت]] را هرچند فراوان و [[ارزشمند]] و به اندازه قِنطار (مقدار فراوانی طلا)<ref>مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.</ref> باشد، به صاحبش بازمی‌گردانند، برخلاف دسته‌ای دیگر که [[امانتداری]] آنان حتی به اندازه یک دینار از طلا<ref>منهج الصادقین، ج ‌۲، ص۲۵۴.</ref> هم نیست:{{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ...}}<ref>«و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند» سوره آلعمران، آیه ۷۵.</ref>. ‌در مقدار قنطار [[اختلاف]] است<ref>روض الجنان، ج ‌۴، ص۲۰۷؛روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref>: مطابق روایتی به‌اندازه‌ای است که پوست گاوی از طلا پر شود<ref>نور الثقلین، ج ‌۱، ص۳۲۰؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷؛ مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲.</ref> و به‌گفته‌ای ۱۰۰ رطل (۴۰ درهم) <ref>لسان العرب، ج ‌۱۱، ص۲۸۶، «رطل».</ref> طلا<ref>روح المعانی، ج ۲، ص۹۷.</ref> و به قولی اشاره به مقدار زیادی طلاست<ref>مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ نیز نک: تفسیر قمی، ج ‌۱، ص۹۷.</ref>. برخی نیز آن را به [[مال]] یا عدد فراوان [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>نک: مجمع البیان، ج ‌۲، ص۷۱۲؛ ج ۳، ص۴۲؛ روح البیان، ج ‌۲، ص۵۱؛ التفسیر الوسیط، ج ‌۲، ص۱۴۸.</ref>. سخن از دینار در [[آیه]] یادشده از آن روست که در دوره اول [[اسلام]]، دینار از پول‌های رایج و معادل ۱۸ نخود (مثقال [[شرعی]]) و سه ربع مثقال صیرفی بوده و از طلا ساخته می‌شد. برخی دینار را مُعَرّب «دِنّار» [[رومی]] و نام سکه‌هایی از طلا به وزن ۷۲ دانه جو متوسط دانسته‌اند<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۳، ص۱۳۲.</ref>. در آن [[زمان]] کمترین نقدینه مورد اعتنا در میان [[مردم]]، دینار بود<ref>تفسیر روشن، ج ‌۴، ص۲۸۱.</ref>.
#پس از آشکار شدن [[معجزات]] گوناگون [[موسی]]{{ع}} و [[ناتوانی]] [[فرعون]] و [[فرعونیان]] از [[رویارویی]] با آن حضرت، فرعون با [[تفاخر]] به [[فرمانروایی]] خود بر [[مصر]]، نبودن دستبند طلا بر دستان موسی و همراه نبودن [[فرشتگان]] با او را بهانه کرد:{{متن قرآن|فَلَوْلَآ أُلْقِىَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌۭ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ مُقْتَرِنِينَ}}<ref>«پس چرا دستبندهایی زرّین برای او فرو نیفکنده‌اند یا فرشتگان، دوشادوش با او نیامده‌اند؟» [[سوره زخرف]]، [[آیه]] ۵۳.</ref>. «اَسْوِرَه» معرّب «دستواره» در [[زبان فارسی]]<ref>مفردات، ص۴۳۳، «سور».</ref> یا جمع سِوار<ref>التفسیر الكبیر، ج ‌۲۷، ص۶۳۷؛ التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰.</ref>، به معنای دستبند است. از نشانه‌های [[پادشاهان]] در مصر، یونان و [[ایران]]، بستن دستبندهایی از طلا بود. پندار فرعون از سَرِ [[جهل]] یا تجاهل این بود که [[پیامبر]] نیز مانند [[پادشاه]] باید نشانه‌ای همچون دستبند طلا داشته باشد<ref>التحریر و التنویر، ج ‌۲۵، ص۲۷۰؛ نیز نک: مجمع البیان، ج ‌۹، ص۷۸.</ref>. به فرموده [[امیرمؤمنان]]، فرعون این سخن را به قصد [[تعظیم]] طلا و [[تحقیر]] [[لباس]] پشمینه موسی گفت<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۲، ص۷۶.</ref>.
#[[قارون]] که از [[قوم موسی]] بود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> با [[زر و زیور]] در میان [[قوم]] خود ظاهر شد. [[دنیاطلبان]] [[آرزو]] کردند همانند او از [[دنیا]] بهره‌مند باشند؛ ولی [[عالمان دینی]]، [[ایمان]] و [[پاداش اخروی]] را [[برتر]] دانستند. کسانی که [[زر و زیور]] [[قارون]] [[چشم]] آنان را پر کرده بود، از [[مشاهده]] [[حقایق]] [[غافل]] بودند و از همین رو [[نکوهش]] شدند<ref>{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ قَالَ ٱلَّذِينَ يُرِيدُونَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا يَـٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِىَ قَـٰرُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍۢ * وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ لِّمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَـٰلِحًۭا وَلَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلصَّـٰبِرُونَ}}«آنگاه با زیورهایش در پیش [[قوم]] خویش آشکار شد؛ کسانی که [[زندگی]] این [[جهان]] را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است * و [[دانشوران]] گفتند: وای بر شما! [[پاداش]] [[خداوند]] برای آن کس که ایمان آورد و کرداری شایسته دارد بهتر است و آن را جز به [[شکیبایان]] فرا نیاموزند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۹-۸۰.</ref>. گفته شده بخشی از زینت‌های او مانند زین استر و نیز [[زینت]] مرکب‌های کنیزانش از طلا بوده است<ref>كنز الدقائق، ج ‌۱۰، ص۹۹.</ref>.
#به گفته برخی [[مفسران]]، هدیه‌ای که [[ملکه سبأ]] برای [[آزمودن]] سلیمان{{ع}} فرستاد و در آیه ۳۵ [[سوره نمل]] به آن اشاره شده، مشتمل بر [[غلامان]] و کنیزان با لباس‌های زربفت، دستبندها، طوق‌ها و گوشواره‌های طلایی و مقدار فراوانی خشت طلا بوده است<ref>تفسیر اثنا عشری، ج ‌۱۰، ص۴۲.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی]] و [[سید کمال الدین میرمحمدی|میرمحمدی]]، [[طلا (مقاله)|مقاله «طلا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۳

ویرایش