پادشاهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ ژوئن ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ملک در لغت]] - [[پادشاهی در قرآن]] - [[پادشاهی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ملک در لغت]] - [[پادشاهی در قرآن]] - [[پادشاهی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}


== [[آیات]] [[پادشاهی]] با واژه [[مُلک]] ==
== [[آیات]] پادشاهی با واژه [[مُلک]] ==
در [[قرآن کریم]]، واژۀ "مُلک" برای دلالت بر [[حصر حاکمیت]] در وجود [[خدای متعال]] به فراوانی به کار رفته است. در اینجا اشاره به این نکته بی‌فایده نیست که واژۀ "مُلک" در قرآن کریم نظیر سایر الفاظ و واژه‌ها به همان معنایی به کار رفته که در زبان عرب در آن به کار می‌رفته است که همان معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] است، بلکه می‌توان ادّعا کرد که صریح‌ترین واژه در دلالت بر معنای حاکمیت و سلطنت و [[قدرت سیاسی]]، همین واژۀ "مُلک" است.
در [[قرآن کریم]]، واژۀ "مُلک" برای دلالت بر [[حصر حاکمیت]] در وجود [[خدای متعال]] به فراوانی به کار رفته است. در اینجا اشاره به این نکته بی‌فایده نیست که واژۀ "مُلک" در قرآن کریم نظیر سایر الفاظ و واژه‌ها به همان معنایی به کار رفته که در زبان عرب در آن به کار می‌رفته است که همان معنای [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] است، بلکه می‌توان ادّعا کرد که صریح‌ترین واژه در دلالت بر معنای حاکمیت و سلطنت و [[قدرت سیاسی]]، همین واژۀ "مُلک" است.


خط ۱۶: خط ۱۶:
{{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ}}<ref>«بگو: بارالها! اى مالک مُلک و سلطنت! به هر کس بخواهى، سلطنت مى‌بخشى؛ و از هر کس بخواهى، سلطنت را می‌ستانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>.
{{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ}}<ref>«بگو: بارالها! اى مالک مُلک و سلطنت! به هر کس بخواهى، سلطنت مى‌بخشى؛ و از هر کس بخواهى، سلطنت را می‌ستانی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref>.


در این [[آیه]] همانگونه که ملاحظه می‌شود، خدای متعال به عنوان صاحب اصلی مُلک و [[پادشاهی]] معرفی شده و بر این نکته تأکید شده است که این جایگاه جز به وسیلۀ خدای متعال در [[اختیار]] کسی قرار نمی‌گیرد که نتیجۀ آن نه تنها [[حصر]] [[حق]] اصلی [[حاکمیت]] و سلطنت در خدای متعال است، بلکه افزون بر این، حصر طریق [[مشروعیت]] حاکمیت هر [[حاکم]] و [[سلطان]] دیگری در [[نصب الهی]] است که از آن با عبارت {{متن قرآن|تُؤْتِي الْمُلْكَ}} یاد شده است.
در این [[آیه]] همانگونه که ملاحظه می‌شود، خدای متعال به عنوان صاحب اصلی مُلک و پادشاهی معرفی شده و بر این نکته تأکید شده است که این جایگاه جز به وسیلۀ خدای متعال در [[اختیار]] کسی قرار نمی‌گیرد که نتیجۀ آن نه تنها [[حصر]] [[حق]] اصلی [[حاکمیت]] و سلطنت در خدای متعال است، بلکه افزون بر این، حصر طریق [[مشروعیت]] حاکمیت هر [[حاکم]] و [[سلطان]] دیگری در [[نصب الهی]] است که از آن با عبارت {{متن قرآن|تُؤْتِي الْمُلْكَ}} یاد شده است.


حصر "اتیان الْمُلک" در خدای متعال، صراحتاً بر این معنا دلالت دارد که هیچ موجودی [[حقّ حاکمیت]] و سلطنت ندارد، مگر آنکه خدای متعال سلطنت و حاکمیت را به او عطا کند.
حصر "اتیان الْمُلک" در خدای متعال، صراحتاً بر این معنا دلالت دارد که هیچ موجودی [[حقّ حاکمیت]] و سلطنت ندارد، مگر آنکه خدای متعال سلطنت و حاکمیت را به او عطا کند.
خط ۲۹: خط ۲۹:
این آیه و آیۀ پیش از آن، افزون بر ردّ مدعای عدم [[دخالت]] [[دین]] در [[سیاست]]، بر چند مطلب در زمینۀ [[حصر حاکمیت]] در [[خدای متعال]] دلالت دارد:
این آیه و آیۀ پیش از آن، افزون بر ردّ مدعای عدم [[دخالت]] [[دین]] در [[سیاست]]، بر چند مطلب در زمینۀ [[حصر حاکمیت]] در [[خدای متعال]] دلالت دارد:


مطلب اول: [[ملک]] و [[سلطنت]] منحصراً از آن خدای متعال است. آنچه بر این مطلب دلالت دارد، پاسخی است که خدای متعال به [[اعتراض]] [[بنی‌اسرائیل]] داده است. آنها در اعتراض به [[نصب]] طالوت به [[پادشاهی]] و سلطنت بر بنی‌اسرائیل گفتند: "طالوت را [[حق]] پادشاهی بر ما نیست - یعنی سلطنت و [[رهبری]] او بر ما [[مشروعیت]] ندارد - زیرا مردی [[فقیر]] و [[بی‌بضاعت]] است و از طبقۀ اشراف بنی‌اسرائیل نیست و پادشاهی و سلطنت کسی را می‌سزد که از طبقۀ مالکان و [[ثروتمندان]] باشد".
مطلب اول: [[ملک]] و [[سلطنت]] منحصراً از آن خدای متعال است. آنچه بر این مطلب دلالت دارد، پاسخی است که خدای متعال به [[اعتراض]] [[بنی‌اسرائیل]] داده است. آنها در اعتراض به [[نصب]] طالوت به پادشاهی و سلطنت بر بنی‌اسرائیل گفتند: "طالوت را [[حق]] پادشاهی بر ما نیست - یعنی سلطنت و [[رهبری]] او بر ما [[مشروعیت]] ندارد - زیرا مردی [[فقیر]] و [[بی‌بضاعت]] است و از طبقۀ اشراف بنی‌اسرائیل نیست و پادشاهی و سلطنت کسی را می‌سزد که از طبقۀ مالکان و [[ثروتمندان]] باشد".


در پاسخ این اعتراض خداوند به دو مطلب اشاره فرمود:
در پاسخ این اعتراض خداوند به دو مطلب اشاره فرمود:
خط ۳۹: خط ۳۹:
آنچه بر اختصاص [[حق]] [[سلطنت]] و [[مُلک]] به [[خدای متعال]] دلالت صریح دارد، اضافۀ "[[ملک]]" است به ضمیر عائد به [[ذات]] باری ‌تعالی که مفید اختصاص است و معنای دیگری جز اختصاص از آن محتمل نیست.
آنچه بر اختصاص [[حق]] [[سلطنت]] و [[مُلک]] به [[خدای متعال]] دلالت صریح دارد، اضافۀ "[[ملک]]" است به ضمیر عائد به [[ذات]] باری ‌تعالی که مفید اختصاص است و معنای دیگری جز اختصاص از آن محتمل نیست.


[[اسرائیلیان]] از [[پیامبر خدا]] درخواست کردند [[پادشاهی]] برای آنان برگزیند، این درخواست مبتنی بر [[باور دینی]] آنان - یا آنچه در عرف اصولی ما از آن به ارتکاز متشرعه تعبیر می‌شود - بود که [[پادشاه]] و [[سلطان]] را باید [[خداوند]] معین فرماید؛ زیرا [[حقّ]] پادشاهی و سلطنت مخصوص اوست. پیامبر خدا نیز این ارتکاز متشرعی را مورد [[تأیید]] قرار داد - و [[قرآن کریم]] نیز [[صحت]] آن را تأیید نمود ـ. خدای متعال در پاسخ درخواست آنان، [[طالوت]] را به سلطنت و [[رهبری سیاسی]] آنان برگزید: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا}} و سپس در ردّ [[اعتراض]] اسرائیلیان، بر این مطلب تأکید نمود که: سلطنت و مُلک، حقّ مخصوص خداست و اسرائیلیان و دیگران حقّ [[دخالت]] در [[حاکمیت]] که حوزۀ اختصاصی اوست، ندارند.
[[اسرائیلیان]] از [[پیامبر خدا]] درخواست کردند پادشاهی برای آنان برگزیند، این درخواست مبتنی بر [[باور دینی]] آنان - یا آنچه در عرف اصولی ما از آن به ارتکاز متشرعه تعبیر می‌شود - بود که [[پادشاه]] و [[سلطان]] را باید [[خداوند]] معین فرماید؛ زیرا [[حقّ]] پادشاهی و سلطنت مخصوص اوست. پیامبر خدا نیز این ارتکاز متشرعی را مورد [[تأیید]] قرار داد - و [[قرآن کریم]] نیز [[صحت]] آن را تأیید نمود ـ. خدای متعال در پاسخ درخواست آنان، [[طالوت]] را به سلطنت و [[رهبری سیاسی]] آنان برگزید: {{متن قرآن|وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا}} و سپس در ردّ [[اعتراض]] اسرائیلیان، بر این مطلب تأکید نمود که: سلطنت و مُلک، حقّ مخصوص خداست و اسرائیلیان و دیگران حقّ [[دخالت]] در [[حاکمیت]] که حوزۀ اختصاصی اوست، ندارند.


مطلب دوم: همان است که در ضمن مطلب اول گفته شد و آن، ارتکاز متشرعی [[بنی‌اسرائیل]] مبنی بر این که [[حقّ حاکمیت]] مخصوص خداست و لذا برای [[تعیین حاکم]] و سلطان به سراغ [[پیامبر]] رفته و از او درخواست [[تعیین رهبر]] و سلطان نمودند. این ارتکاز توسط پیامبر آنان و نیز قرآن کریم به ویژه با عبارت "مُلْکهُ" مورد [[امضا]] و تأیید قرار گرفته است.
مطلب دوم: همان است که در ضمن مطلب اول گفته شد و آن، ارتکاز متشرعی [[بنی‌اسرائیل]] مبنی بر این که [[حقّ حاکمیت]] مخصوص خداست و لذا برای [[تعیین حاکم]] و سلطان به سراغ [[پیامبر]] رفته و از او درخواست [[تعیین رهبر]] و سلطان نمودند. این ارتکاز توسط پیامبر آنان و نیز قرآن کریم به ویژه با عبارت "مُلْکهُ" مورد [[امضا]] و تأیید قرار گرفته است.
خط ۴۸: خط ۴۸:
{{متن قرآن|يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ * إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ}}<ref>«او شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب؛ و خورشید و ماه را مسخّر کرده، هر یک تا سر آمد معیّنى به حرکت خود ادامه مى‌دهد؛ این است خداوند، پروردگار شما؛ حاکمیت و پادشاهی از آن اوست. و کسانى را که جز او (به پادشاهی و اختیارداری خویش) مى‌خوانید مالک کوچکترین چیزى نیستند * اگر آنها را بخوانید صداى شما را نمى‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمى‌گویند؛ و روز قیامت، شرک انگاری شما را منکر مى‌شوند؛ و هیچ‌کس مانند (خداوند) آگاه از همه چیز، تو را (از حقایق) باخبر نمى‌سازد» سوره فاطر، آیه ۱۳-۱۴.</ref>.
{{متن قرآن|يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ * إِن تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ}}<ref>«او شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب؛ و خورشید و ماه را مسخّر کرده، هر یک تا سر آمد معیّنى به حرکت خود ادامه مى‌دهد؛ این است خداوند، پروردگار شما؛ حاکمیت و پادشاهی از آن اوست. و کسانى را که جز او (به پادشاهی و اختیارداری خویش) مى‌خوانید مالک کوچکترین چیزى نیستند * اگر آنها را بخوانید صداى شما را نمى‌شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمى‌گویند؛ و روز قیامت، شرک انگاری شما را منکر مى‌شوند؛ و هیچ‌کس مانند (خداوند) آگاه از همه چیز، تو را (از حقایق) باخبر نمى‌سازد» سوره فاطر، آیه ۱۳-۱۴.</ref>.


در آیۀ نخست از این دو [[آیه]] و [[آیات]] پیش از آن ضمن بیان [[حاکمیت خدا]] بر سراسر [[جهان هستی]] با جملۀ {{متن قرآن|لَهُ الْمُلْكُ}} که متضمّن تقدیم جار و مجرور بر متعلق است، [[حصر]] [[پادشاهی]] و [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] در [[خدای متعال]] اعلام گردیده است.
در آیۀ نخست از این دو [[آیه]] و [[آیات]] پیش از آن ضمن بیان [[حاکمیت خدا]] بر سراسر [[جهان هستی]] با جملۀ {{متن قرآن|لَهُ الْمُلْكُ}} که متضمّن تقدیم جار و مجرور بر متعلق است، [[حصر]] پادشاهی و [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] در [[خدای متعال]] اعلام گردیده است.


این [[توهّم]] که "[[مُلک]]" در اینجا مُلک بر جهان هستی است، نه بر [[جامعۀ بشر]]، نابجاست؛ زیرا روشن است که مُلک در اینجا با الف و لام جنس آمده و [[مقید]] به قید خاصی نشده و حصر آن در [[ذات]] [[باری‌تعالی]] به معنای حصر جنس پادشاهی و مُلک و سلطنت در ذات باری‌ تعالی است.
این [[توهّم]] که "[[مُلک]]" در اینجا مُلک بر جهان هستی است، نه بر [[جامعۀ بشر]]، نابجاست؛ زیرا روشن است که مُلک در اینجا با الف و لام جنس آمده و [[مقید]] به قید خاصی نشده و حصر آن در [[ذات]] [[باری‌تعالی]] به معنای حصر جنس پادشاهی و مُلک و سلطنت در ذات باری‌ تعالی است.
خط ۱۱۰: خط ۱۱۰:
تا اینجا به آیاتی که واژۀ [[ملک]] با صیغۀ مصدری آن - یعنی مُلک - در آنها به کار رفته و بر انحصار مُلک و حاکمیت در خدای متعال دلالت دارند اشاره کردیم. در ذیل به تعدادی از [[آیات قرآنی]] که در آنها صیغۀ دیگری از خانوادۀ واژۀ "ملک" به کار رفته اشاره می‌کنیم. و آن آیاتی است که از صیغۀ "[[مَلِک]]" در آنها استفاده شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>.
تا اینجا به آیاتی که واژۀ [[ملک]] با صیغۀ مصدری آن - یعنی مُلک - در آنها به کار رفته و بر انحصار مُلک و حاکمیت در خدای متعال دلالت دارند اشاره کردیم. در ذیل به تعدادی از [[آیات قرآنی]] که در آنها صیغۀ دیگری از خانوادۀ واژۀ "ملک" به کار رفته اشاره می‌کنیم. و آن آیاتی است که از صیغۀ "[[مَلِک]]" در آنها استفاده شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>.


== آیات [[پادشاهی]] با واژه مَلِک ==
== آیات پادشاهی با واژه مَلِک ==
در آیات فراوانی از [[قرآن کریم]]، [[خداوند]] به عنوان تنها [[سلطان]] و مَلِک و [[پادشاه]] [[جهان هستی]] و [[جامعۀ بشری]] معرفی شده است. از قبیل:
در آیات فراوانی از [[قرآن کریم]]، [[خداوند]] به عنوان تنها [[سلطان]] و مَلِک و [[پادشاه]] [[جهان هستی]] و [[جامعۀ بشری]] معرفی شده است. از قبیل:


خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
{{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ}}<ref>«پس بلندمرتبه است خداوندى که فرمانرواى حق است، معبودى جز او نیست؛ و او [[پروردگار]] [[عرش]] [[کریم]] است» [[سوره مؤمنون]]، آیه ۱۱۶.</ref>.
{{متن قرآن|فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ}}<ref>«پس بلندمرتبه است خداوندى که فرمانرواى حق است، معبودى جز او نیست؛ و او [[پروردگار]] [[عرش]] [[کریم]] است» [[سوره مؤمنون]]، آیه ۱۱۶.</ref>.


در این دو [[آیه]]، [[خداوند متعال]] به عنوان تنها [[پادشاه]] [[حق]] عنوان شده است که به معنای عدم [[حقانیت]] [[پادشاهی]] دیگران است و با اضافۀ جملۀ {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} اشاره به این نکته شده که [[پذیرفتن]] [[سلطنت]] و [[پادشاهی]] [[پادشاه]] دیگری - جز [[خدا]] - به معنای [[شریک]] برای خدا پنداشتن است.
در این دو [[آیه]]، [[خداوند متعال]] به عنوان تنها [[پادشاه]] [[حق]] عنوان شده است که به معنای عدم [[حقانیت]] پادشاهی دیگران است و با اضافۀ جملۀ {{متن قرآن|لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}} اشاره به این نکته شده که [[پذیرفتن]] [[سلطنت]] و پادشاهی [[پادشاه]] دیگری - جز [[خدا]] - به معنای [[شریک]] برای خدا پنداشتن است.


=== آیۀ چهارم ===
=== آیۀ چهارم ===
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش