پادشاهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲: خط ۲:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
واژۀ "[[مُلک]]" در [[زبان عرب]]، به معنای صاحب [[سلطه]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۲۰.</ref>، والی و [[قدرت]] [[پادشاهی]]<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ج۷، ص۳۲۱.</ref> و اصل آن "[[سلط]]" به معنای قوت و [[زور]]<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج‌۳، ص‌۹۵.</ref>، تمکن با [[برتری]] و تفوق (قهری یا غیر قهری) است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۵، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص ۳۴۳-۳۴۴؛ [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>
واژۀ "[[مُلک]]" در زبان عرب، به معنای صاحب [[سلطه]]<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۴۲۰.</ref>، والی و [[قدرت]] پادشاهی<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، ج۷، ص۳۲۱.</ref> و اصل آن "سلط" به معنای قوت و [[زور]]<ref>ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج‌۳، ص‌۹۵.</ref>، تمکن با [[برتری]] و تفوق (قهری یا غیر قهری) است<ref>حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۵، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص ۳۴۳-۳۴۴؛ [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۹۲-۲۰۸.</ref>


سلطان به معنای مصدری مترادف با حاکمیت و به مفهوم اعمال قدرت سیاسی است و سلطان در معنای کسی که عهده‌دار حاکمیت و اعمال کننده [[قدرت سیاسی]] است نیز گفته می‌شود و به هر دو معنی در [[نصوص]] [[اسلامی]] وارد شده است.
سلطان به معنای مصدری مترادف با حاکمیت و به مفهوم اعمال قدرت سیاسی است و سلطان در معنای کسی که عهده‌دار حاکمیت و اعمال کننده [[قدرت سیاسی]] است نیز گفته می‌شود و به هر دو معنی در [[نصوص]] [[اسلامی]] وارد شده است.


واژه سلطان در ابتدا، [[لقب]] وزرای [[دولت عباسی]] بود و اغلب بر والی بغداد و [[شام]] اطلاق می‌گردید. [[مقام]] سلطانی تا [[زمان]] محمود غزنوی، رتبه رسمی کشوری به شمار نمی‌آمد و وی به عنوان اولین سلطان رسمی در [[جامعه اسلامی]] مطرح شد<ref>از میان خلفای اسلامی، معاویه خود را به طورغیر رسمی سلطان نامید. ر. ک: خلفای راشدین؛ مصنف، ج۱۱، ص۱۴۷.</ref>. در اواخر قرن چهارم (ﻫ.ق) واژه سلطان، جایگزین واژه "[[امیرالامراء]]" شد و در گذر زمان، لقب پادشاهان ترک، کرد و مانند آن از سلاجقه گردید<ref>وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۷.</ref>. [[سلاطین]] در [[دوره اسلامی]]، به خاطر کسب و [[حفظ]] وجهه [[دینی]] حکومتشان، به ظاهر از سوی [[خلفا]] [[منصوب]] می‌شدند<ref>تاریخ التمدن الاسلامی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۱۲۲. </ref>
واژه سلطان در ابتدا، [[لقب]] وزرای [[دولت عباسی]] بود و اغلب بر والی بغداد و [[شام]] اطلاق می‌گردید. [[مقام]] سلطانی تا [[زمان]] محمود غزنوی، رتبه رسمی کشوری به شمار نمی‌آمد و وی به عنوان اولین سلطان رسمی در [[جامعه اسلامی]] مطرح شد<ref>از میان خلفای اسلامی، معاویه خود را به طورغیر رسمی سلطان نامید. ر. ک: خلفای راشدین؛ مصنف، ج۱۱، ص۱۴۷.</ref>. در اواخر قرن چهارم (ﻫ.ق) واژه سلطان، جایگزین واژه "امیرالامراء" شد و در گذر زمان، لقب پادشاهان ترک، کرد و مانند آن از سلاجقه گردید<ref>وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۷.</ref>. [[سلاطین]] در دوره اسلامی، به خاطر کسب و [[حفظ]] وجهه [[دینی]] حکومتشان، به ظاهر از سوی [[خلفا]] [[منصوب]] می‌شدند<ref>تاریخ التمدن الاسلامی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۱۲۲. </ref>


== [[آیات]] پادشاهی ==
== [[آیات]] پادشاهی ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش