طواف در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
==[[طواف]] در [[اسلام]]== | ==[[طواف]] در [[اسلام]]== | ||
در اسلام نیز همانند [[شرایع]] [[توحیدی]] پیشین [[مناسک]] [[عبادی]] [[حج]] و [[عمره]] و طواف [[تشریع]] شد. درباره [[زمان]] تشریع [[مناسک حج]] در اسلام دیدگاههای متعددی مانند پیش از [[هجرت]] و هر یک از سالهای سوم تا [[دهم هجری]] نقل شده است<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۴، ص۲۷-۲۸.</ref>. [[مسلمانان]] پیش از [[هجرت به مدینه]] در حجگزاری و طواف و [[نماز]] در [[مسجد الحرام]] [[آزاد]] نبودند و از سوی [[مشرکان]] با موانع و آزارهای فراوانی روبهرو میشدند، چنانکه نقل شده است که مشرکان گاه با [[حرکت]] پشت سر [[پیامبر]] در طواف، آن حضرت را مسخره میکردند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹؛ فتح القدیر، ج ۲، ص۳۰۷.</ref>؛ همچنین آنان با این [[استدلال]] که سرپرستان و [[متولیان]] مسجد الحرام هستند مانع ورود مسلمانان به [[مسجدالحرام]] برای طواف و نماز میشدند که [[قرآن]] این ادعای آنان را [[باطل]] و [[اهل تقوا]] و مسلمانان را متولیان [[واقعی]] [[مسجد]] شمرده است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹.</ref>:{{متن قرآن|هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>. در آیهای دیگر نیز ضمن اشاره به عمل یادشده، همه افراد مسافر و مقیم در بهرهمندی از این مسجد مساوی دانسته شده و مشرکان به [[کیفر الهی]] [[تهدید]] شدهاند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>«بیگمان به کسانی که کفر ورزیدهاند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار دادهایم- باز میدارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. در [[سال ششم هجری]] نیز که [[پیامبر اکرم]] [[و]] مسلمانان با همراه داشتن [[قربانی]] برای انجام [[عمره]] قصد ورود به [[مکه]] و [[مسجد الحرام]] را داشتند، [[کافران]] [[قریش]] در منطقه [[حدیبیه]] مانع ورود آنان به مکه شدند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۲۴؛ التبیان، ج ۹، ص۳۳۱.</ref>:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ...}}<ref>سوره حج، آیه ۲۵.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۲۳. </ref> پس از منع [[مشرکان]] و انجام مذاکراتی میان [[مسلمانان]] و مشرکان، [[صلح حدیبیه]] میان آنان منعقد شد و از بندهای توافق یادشده آن بود که مسلمانان [[اجازه]] یافتند در سال بعد سه [[روز]] وارد مکه و مسجد الحرام شوند و [[مناسک]] [[عمره]] و [[طواف]] [[خانه خدا]] را بهجا آورند. طبق گزارشهای [[تاریخی]] و [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] پیش از [[حرکت]] از [[مدینه]] یا در حدیبیه در [[عالم رؤیا]] دید که با سرهای تراشیده و مو و ناخنهای کوتاهشده همراه با [[اصحاب]] وارد [[مسجدالحرام]] میشوند<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۸۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref> و طواف میکنند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۳۹. </ref>؛ اما پس از منع مشرکان در حدیبیه، [[منافقان]] به مسلمانان درباره عدم ورود به مسجد الحرام و انجام [[مناسک حج]] [[طعنه]] میزدند که [[آیه]] نازل شد و ضمن صادق دانستن رؤیای [[پیامبر]]، به آنان [[وعده]] داد که با سرهای تراشیده و مو و ناخنهای کوتاه شده و با [[امنیت]] وارد مسجدالحرام خواهند شد<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref>: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>، از این رو در [[سال هفتم هجری]] و بر پایه [[قرارداد]] با [[مشرکان]]، [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] برای انجام [[عمره]] مفرده (مشهور به [[عمرة القضاء]])<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۶۱. </ref> به مدت سه [[روز]] وارد [[مکه]] شدند. [[پیامبر]] پیش از ورود به [[مسجدالحرام]]، برای نشان دادن [[قدرت]] و [[شوکت]] [[مسلمانان]] به [[اصحاب]] خود [[فرمان]] داد تا شانهها را از [[لباس]] [[احرام]] خارج کنند و با حالت هَرْوَلَه [[خانه کعبه]] را [[طواف]] کنند و مسلمانان درحالی که [[عبدالله بن رواحه]] جلوی پیامبر [[رجز]] میخواند با حالت یادشده طواف خانه کعبه را بهجا آوردند و [[مکیان]] از دور و نزدیک آنان را تماشا میکردند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۲؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص۲۶۱.</ref>. برخی سبب [[فرمان پیامبر]] به هروله در حال طواف را پندار [[ضعف]] مسلمانان بر اثر گرمای این [[سرزمین]] در نگاه [[مشرکان]] دانستهاند که پس از [[مشاهده]] حالت یادشده از مسلمانان، اعتراف کردند که مسلمانان از آنها قویترند<ref>سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۱؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۷۷-۱۷۸. </ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] در این روز خانه کعبه را سواره طواف کرد و هرگاه به حجرالاسود میرسید با [[عصا]] آن را استلام میکرد<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص۴۳۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۵۶. </ref> و پس از طواف، شتر را خواباند و [[نماز]] طواف گزارد<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۳۰۴؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۰. </ref>. بر اساس روایاتی دیگر، پس از [[نزول آیات]] ۲۷ - ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] که در آن پیامبر اکرم فرمان یافت تا مسلمانان را به [[حج]] و طواف [[خانه خدا]] فراخواند، آن حضرت همراه شمار فراوانی از مسلمانان عازم [[حجة الوداع]] شدند و پس از احرام در [[مسجد شجره]] و ورود به مکه و [[مسجد الحرام]]، ۷ شوط طواف [[کعبه]] و سعی [[صفا و مروه]] را به جا آوردند و پس از [[اعمال]] [[عرفات]] و [[منا]] در روز [[عید]] به مکه بازگشتند و طواف [[زیارت]] را بهجا آوردند و سپس به منا بازگشتند [[و]] پس از ایام تشریق بدون ورود به [[مسجد الحرام]] و انجام [[طواف]]، راهی [[مدینه]] شدند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۸-۲۴۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۵۷-۴۵۴.</ref>. در [[روایات اهل سنت]] نیز نقل شده است که [[پیامبر]] در این [[سفر]]، [[طواف]] [[خانه خدا]] و سعی میان [[صفا و مروه]] را سوار بر شتر انجام داد تا [[مردم]] آن حضرت را ببینند و سؤالات خود را از او بپرسند؛ همچنین آن حضرت در حال [[طواف]] سواره، پس از استلام [[حجر الاسود]] با [[عصا]] انتهای آن را میبوسید<ref>صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۷-۶۸؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۹۸۳. </ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۳.</ref> | در اسلام نیز همانند [[شرایع]] [[توحیدی]] پیشین [[مناسک]] [[عبادی]] [[حج]] و [[عمره]] و طواف [[تشریع]] شد. درباره [[زمان]] تشریع [[مناسک حج]] در اسلام دیدگاههای متعددی مانند پیش از [[هجرت]] و هر یک از سالهای سوم تا [[دهم هجری]] نقل شده است<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۳۰۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۴، ص۲۷-۲۸.</ref>. [[مسلمانان]] پیش از [[هجرت به مدینه]] در حجگزاری و طواف و [[نماز]] در [[مسجد الحرام]] [[آزاد]] نبودند و از سوی [[مشرکان]] با موانع و آزارهای فراوانی روبهرو میشدند، چنانکه نقل شده است که مشرکان گاه با [[حرکت]] پشت سر [[پیامبر]] در طواف، آن حضرت را مسخره میکردند<ref> التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹؛ فتح القدیر، ج ۲، ص۳۰۷.</ref>؛ همچنین آنان با این [[استدلال]] که سرپرستان و [[متولیان]] مسجد الحرام هستند مانع ورود مسلمانان به [[مسجدالحرام]] برای طواف و نماز میشدند که [[قرآن]] این ادعای آنان را [[باطل]] و [[اهل تقوا]] و مسلمانان را متولیان [[واقعی]] [[مسجد]] شمرده است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۹.</ref>:{{متن قرآن|هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>سوره انفال، آیه ۳۴.</ref>. در آیهای دیگر نیز ضمن اشاره به عمل یادشده، همه افراد مسافر و مقیم در بهرهمندی از این مسجد مساوی دانسته شده و مشرکان به [[کیفر الهی]] [[تهدید]] شدهاند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ٱلَّذِى جَعَلْنَـٰهُ لِلنَّاسِ سَوَآءً ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍۭ بِظُلْمٍۢ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍۢ}}<ref>«بیگمان به کسانی که کفر ورزیدهاند و (مردم را) از راه خداوند و از مسجد الحرام- که آن را برای بومی و غیر بومی یکسان قرار دادهایم- باز میدارند و (نیز) به هر کس که در آن از سر ستم آهنگ کژروی کند، از عذابی دردناک میچشانیم» سوره حج، آیه ۲۵.</ref>. در [[سال ششم هجری]] نیز که [[پیامبر اکرم]] [[و]] مسلمانان با همراه داشتن [[قربانی]] برای انجام [[عمره]] قصد ورود به [[مکه]] و [[مسجد الحرام]] را داشتند، [[کافران]] [[قریش]] در منطقه [[حدیبیه]] مانع ورود آنان به مکه شدند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۲۴؛ التبیان، ج ۹، ص۳۳۱.</ref>:{{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ...}}<ref>سوره حج، آیه ۲۵.</ref> <ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۱۴۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۳، ص۲۳. </ref> پس از منع [[مشرکان]] و انجام مذاکراتی میان [[مسلمانان]] و مشرکان، [[صلح حدیبیه]] میان آنان منعقد شد و از بندهای توافق یادشده آن بود که مسلمانان [[اجازه]] یافتند در سال بعد سه [[روز]] وارد مکه و مسجد الحرام شوند و [[مناسک]] [[عمره]] و [[طواف]] [[خانه خدا]] را بهجا آورند. طبق گزارشهای [[تاریخی]] و [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] پیش از [[حرکت]] از [[مدینه]] یا در حدیبیه در [[عالم رؤیا]] دید که با سرهای تراشیده و مو و ناخنهای کوتاهشده همراه با [[اصحاب]] وارد [[مسجدالحرام]] میشوند<ref>الکافی، ج ۶، ص۴۸۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref> و طواف میکنند<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۴، ص۱۳۹. </ref>؛ اما پس از منع مشرکان در حدیبیه، [[منافقان]] به مسلمانان درباره عدم ورود به مسجد الحرام و انجام [[مناسک حج]] [[طعنه]] میزدند که [[آیه]] نازل شد و ضمن صادق دانستن رؤیای [[پیامبر]]، به آنان [[وعده]] داد که با سرهای تراشیده و مو و ناخنهای کوتاه شده و با [[امنیت]] وارد مسجدالحرام خواهند شد<ref>جامع البیان، ج ۲۶، ص۱۳۹؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱. </ref>: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کردهاید، بیآنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد میشوید بنابراین او چیزی را میدانست که شما نمیدانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>، از این رو در [[سال هفتم هجری]] و بر پایه [[قرارداد]] با [[مشرکان]]، [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] برای انجام [[عمره]] مفرده (مشهور به [[عمرة القضاء]])<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۸، ص۱۶۱. </ref> به مدت سه [[روز]] وارد [[مکه]] شدند. [[پیامبر]] پیش از ورود به [[مسجدالحرام]]، برای نشان دادن [[قدرت]] و [[شوکت]] [[مسلمانان]] به [[اصحاب]] خود [[فرمان]] داد تا شانهها را از [[لباس]] [[احرام]] خارج کنند و با حالت هَرْوَلَه [[خانه کعبه]] را [[طواف]] کنند و مسلمانان درحالی که [[عبدالله بن رواحه]] جلوی پیامبر [[رجز]] میخواند با حالت یادشده طواف خانه کعبه را بهجا آوردند و [[مکیان]] از دور و نزدیک آنان را تماشا میکردند<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۲۱۲؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص۲۶۱.</ref>. برخی سبب [[فرمان پیامبر]] به هروله در حال طواف را پندار [[ضعف]] مسلمانان بر اثر گرمای این [[سرزمین]] در نگاه [[مشرکان]] دانستهاند که پس از [[مشاهده]] حالت یادشده از مسلمانان، اعتراف کردند که مسلمانان از آنها قویترند<ref>سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۱؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۷۷-۱۷۸. </ref>. بر پایه برخی [[روایات]]، [[پیامبر اکرم]] در این روز خانه کعبه را سواره طواف کرد و هرگاه به حجرالاسود میرسید با [[عصا]] آن را استلام میکرد<ref>السیرة النبویه، ج ۳، ص۴۳۲؛ الصحیح من سیرة النبی، ج ۱۹، ص۱۵۶. </ref> و پس از طواف، شتر را خواباند و [[نماز]] طواف گزارد<ref>مسند احمد، ج ۱، ص۳۰۴؛ سنن ابی داود، ج ۱، ص۴۲۰. </ref>. بر اساس روایاتی دیگر، پس از [[نزول آیات]] ۲۷ - ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] که در آن پیامبر اکرم فرمان یافت تا مسلمانان را به [[حج]] و طواف [[خانه خدا]] فراخواند، آن حضرت همراه شمار فراوانی از مسلمانان عازم [[حجة الوداع]] شدند و پس از احرام در [[مسجد شجره]] و ورود به مکه و [[مسجد الحرام]]، ۷ شوط طواف [[کعبه]] و سعی [[صفا و مروه]] را به جا آوردند و پس از [[اعمال]] [[عرفات]] و [[منا]] در روز [[عید]] به مکه بازگشتند و طواف [[زیارت]] را بهجا آوردند و سپس به منا بازگشتند [[و]] پس از ایام تشریق بدون ورود به [[مسجد الحرام]] و انجام [[طواف]]، راهی [[مدینه]] شدند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۸-۲۴۵؛ تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۵۷-۴۵۴.</ref>. در [[روایات اهل سنت]] نیز نقل شده است که [[پیامبر]] در این [[سفر]]، [[طواف]] [[خانه خدا]] و سعی میان [[صفا و مروه]] را سوار بر شتر انجام داد تا [[مردم]] آن حضرت را ببینند و سؤالات خود را از او بپرسند؛ همچنین آن حضرت در حال [[طواف]] سواره، پس از استلام [[حجر الاسود]] با [[عصا]] انتهای آن را میبوسید<ref>صحیح مسلم، ج ۴، ص۶۷-۶۸؛ سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۹۸۳. </ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۳.</ref> | ||
==اهمیت [[طواف]]== | |||
طواف در [[شرایع الهی]] و [[اسلام]] اهمیت و جایگاهی والا دارد. بر پایه [[آیات قرآن]] و [[روایات]]، [[خداوند]] برای [[پذیرش توبه]] [[فرشتگان]] و [[انسانها]] آنها را [[مأمور]] کرده است تا بر گرد [[بیت المعمور]] در [[آسمان]] چهارم و [[خانه کعبه]] در [[زمین]] طواف کنند<ref>الکافی، ج ۴، ص۱۸۷-۱۸۸؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۷۸.</ref>. در آیهای دیگر [[قرآن کریم]] [[فلسفه]] [[بنای کعبه]] را [[رجوع]] مکرر [[مردم]] به این [[خانه]] دانسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. {{متن قرآن|مَثَابَةًۭ}} در [[آیه]] به طواف [[تفسیر]] شده یا طواف مصداق بارز آن شمرده شده است<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۸۹. سند العروة الوثقی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. در آیهای دیگر نیز یکی از اهداف عمده فراخواندن [[بندگان]] از راههای دور و نزدیک به [[حج]]، طواف بر گرد [[خانه خدا]] دانسته شده است:{{متن قرآن|وَأَذِّن فِى ٱلنَّاسِ بِٱلْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًۭا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍۢ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍۢ *...وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ}}<ref> «و در میان مردم به حجّ بانگ بردار تا پیاده و سوار بر هر شتر تکیدهای که از هر راه دوری میرسند، نزد تو آیند * سپس باید آلایشهای خود را بپیرایند و نذرهاشان را بجای آورند و خانه دیرین (کعبه) را طواف کنند» سوره حج، آیه۲۷و۲۹.</ref>؛ همچنین خداوند پس از نشان دادن مکان [[کعبه]] به [[حضرت ابراهیم]]، آن حضرت را مأمور کرد تا خانه یادشده و پیرامون آن را برای طواف کنندگان و [[نمازگزاران]] [[پاک]] کند: {{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَٰهِيمَ مَكَانَ ٱلْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِى شَيْـًۭٔا وَطَهِّرْ بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْقَآئِمِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم را در خانه (کعبه) مستقر ساختیم (و گفتیم) که هیچ چیز را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طوافکنندگان و قیامکنندگان و رکوعکنندگان سجدهگزار پاکیزه بدار!» سوره حج، آیه ۲۶.</ref>. در آیهای دیگر از [[عهد]] مؤکد خود با آن حضرت و فرزندش اسماعیل برای [[تطهیر]] این خانه برای طواف کنندگان، [[اعتکاف]] کنندگان و [[نمازگزاران]] یاد کرده است<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۸۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۵۷.</ref>:{{متن قرآن|وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِـۧمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>. [[مأمور]] شدن دو [[پیامبر]] بزرگ [[خدا]] برای [[تطهیر]] جایگاه [[طواف]]، نشان از [[عظمت]] این عمل و طواف کنندگان آن در پیشگاه خدا دارد. افزون بر این، مقدم شدن طواف کنندگان بر دو گروه دیگر در این [[آیات]]، نشان [[برتری]] طواف بر [[نماز]] و [[اعتکاف]] در [[مسجد الحرام]] است<ref>کنز العرفان، ج ۱، ص۳۱۰.</ref>. [[روایات اهل بیت]] نیز مؤید این معنایند؛ از جمله در احادیثی از [[رسول خدا]]<ref>مجمع الزوائد، ج ۳، ص۲۹۲؛ الدر المنثور، ج ۱، ص۱۳۶.</ref> و [[امام صادق]]<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۴۰؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۷.</ref> آمده است که [[خداوند]] در اطراف [[خانه خدا]] ۱۲۰ درجه [[رحمت]] قرار داده است که ۶۰ درجه برای طواف کنندگان، ۴۰ درجه برای [[نمازگزاران]] و ۲۰ درجه برای بینندگان [[کعبه]] است؛ همچنین [[قرآن]] در [[آیه]] ۲۹ [[سوره]] [[حجّ]] از انجام طواف با صیغه [[مبالغه]] {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟}} یاد کرده است که نشان از طواف فراوان و [[استحباب]] تکرار آن دارد<ref>التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۳۲۴؛ زهرة التفاسیر، ج ۱، ص۴۴۷-۴۴۸.</ref>. در روایات اهل بیت نیز افزون بر تکرار فراوان این عمل بدون ذکر شماری خاص<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۶۴، ۳۷۷؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۱، ص۳۶۸.</ref>، [[زائران]] خانه خدا به انجام ۳۶۰ طواف و در صورت [[ناتوانی]] به انجام ۳۶۰ شوط به عدد ایام سال و در صورت ناتوانی به اندازه توان شخص [[ترغیب]] شدهاند<ref>تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۴۷۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۸.</ref>؛ همچنین [[قرآن کریم]] پس از امر به طواف در آیه یادشده، «[[تعظیم]] حُرُمات [[الهی]]» را برای [[مؤمنان]] خیر دانسته است: {{متن قرآن|وَلْيَطَّوَّفُوا۟ بِٱلْبَيْتِ ٱلْعَتِيقِ * ذَٰلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَـٰتِ ٱللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ}}<ref>سوره حج، آیه۲۹و۳۰.</ref>. مراد از حُرُمات الهی در آیه، [[مناسک حج]]، به ویژه طواف است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۲، ص۵۴؛ المیزان، ج ۱۴، ص۳۷۱.</ref> که بزرگ شمردن و انجام دادن آنها سبب برخورداری از [[خیرات]] و [[پاداشهای الهی]] میشود؛ از جمله در روایتی [[پاداش]] ۷ شوط [[طواف]] دور [[کعبه]]، برخورداری از ۶۰۰۰ [[حسنه]] و محو ۶۰۰۰ [[گناه]] و بالارفتن ۶۰۰۰ درجه شمرده شده است<ref>تهذیب الاحکام، ج ۵، ص۱۲۰؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲.</ref>. در [[حدیثی]] دیگر، پاداش ۷ شوط طواف و [[اقامه نماز]] آن در [[حج]]، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و [[شفاعت]] درباره ۷۰۰۰۰ [[حاجت]] و برخورداری از پاداش [[آزادی]] ۷۰۰۰۰ برده دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>. در روایتی دیگر پاداش هرگام طواف در هنگام زوال [[خورشید]] و با سر و پای برهنه و [[اشتغال]] زبان به [[ذکر الهی]] و اجتناب از [[آزار دیگران]]، برخورداری از ۷۰۰۰۰ حسنه و محو ۷۰۰۰۰ گناه و بالارفتن ۷۰۰۰۰ درجه و پاداش [[آزاد]] کردن ۷۰۰۰۰ برده و برخورداری از [[حق]] شفاعت درباره ۷۰ نفر از [[اهل]] طواف کننده و برآورده شدن ۷۰۰۰۰ حاجت در [[دنیا]] یا [[آخرت]] دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۱۲؛ من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۰۶-۲۰۷.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۸۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||