طلاق در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
# [[تهدید]] [[زنان پیامبر]] به [[طلاق]] و جایگزینی همسرانی شایستهتر برای آن حضرت در برابر [[زیادهخواهی]] آنان بوده است: {{متن قرآن|عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ}}. | # [[تهدید]] [[زنان پیامبر]] به [[طلاق]] و جایگزینی همسرانی شایستهتر برای آن حضرت در برابر [[زیادهخواهی]] آنان بوده است: {{متن قرآن|عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ}}. | ||
# مهمترین بحث در [[آیه]] چهارم، که با آغاز [[سوره طلاق]] است، و این [[سوره]]، یکی از محورهای مهمش، بحث [[طلاق]] است که از نخستین [[آیه]] شروع میشود و روی سخن را به [[پیامبر اسلام]] کرده، اما به صیغه جمع آورده و گویی در این خطاب او با دیگران مشترک است، سپس یک [[حکم]] عمومی را بیان میکند و میفرماید: ای [[پیامبر]] هنگامی که خواستید [[زنان]] را [[طلاق]] دهید آنها را در زمان عده [[طلاق]] دهید. یعنی ایجاد [[محدودیت]] برای [[طلاق]]؛ زیرا [[احکام]] [[طلاق]] و عدّه [[زنان]] مطّلقه و [[ادای حقوق]] آنان، از فرمانهای نازل شده [[خداوند]] بر [[پیامبر]] و یکی از روشهای کند کردن آن است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ}} و در نهایت در ادامه [[آیات]] تأکید میکند که پس چون عدّه آنان به سر رسید، [یا] به [[شایستگی]] نگاهشان دارید، یا به [[شایستگی]] از آنان جدا شوید. و مراد از اینکه فرمود: امساک و نگهداری [[زن]] به طور معروف باشد”، این است که اگر شوهر خواست برگردد، و از جدایی با [[زن]] صرف نظر کند، باید از آن به بعد با او [[نیکوکاری]] نموده، [[حقوقی]] را که [[خدا]] برای [[زن]] بر مرد [[واجب]] کرده، رعایت نماید. و مراد از “مفارقت به شکل معروف” هم این است که [[حقوق]] شرعیه [[زن]] را پس از جدایی با [[احترام]] ادا کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۱۰۱.</ref>. | # مهمترین بحث در [[آیه]] چهارم، که با آغاز [[سوره طلاق]] است، و این [[سوره]]، یکی از محورهای مهمش، بحث [[طلاق]] است که از نخستین [[آیه]] شروع میشود و روی سخن را به [[پیامبر اسلام]] کرده، اما به صیغه جمع آورده و گویی در این خطاب او با دیگران مشترک است، سپس یک [[حکم]] عمومی را بیان میکند و میفرماید: ای [[پیامبر]] هنگامی که خواستید [[زنان]] را [[طلاق]] دهید آنها را در زمان عده [[طلاق]] دهید. یعنی ایجاد [[محدودیت]] برای [[طلاق]]؛ زیرا [[احکام]] [[طلاق]] و عدّه [[زنان]] مطّلقه و [[ادای حقوق]] آنان، از فرمانهای نازل شده [[خداوند]] بر [[پیامبر]] و یکی از روشهای کند کردن آن است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ}} و در نهایت در ادامه [[آیات]] تأکید میکند که پس چون عدّه آنان به سر رسید، [یا] به [[شایستگی]] نگاهشان دارید، یا به [[شایستگی]] از آنان جدا شوید. و مراد از اینکه فرمود: امساک و نگهداری [[زن]] به طور معروف باشد”، این است که اگر شوهر خواست برگردد، و از جدایی با [[زن]] صرف نظر کند، باید از آن به بعد با او [[نیکوکاری]] نموده، [[حقوقی]] را که [[خدا]] برای [[زن]] بر مرد [[واجب]] کرده، رعایت نماید. و مراد از “مفارقت به شکل معروف” هم این است که [[حقوق]] شرعیه [[زن]] را پس از جدایی با [[احترام]] ادا کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۱۰۱.</ref>. | ||
==پایان دادن به [[پیمان]] [[زناشویی]] دائمی== | |||
[[طلاق]] اسم مصدر از ریشه «ط - ل - ق» است<ref>کنز العرفان، ج ۲، ص۲۴۹؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۱۱، «طلق».</ref> که در لغت به معنای رها شدن، رها کردن از بند و فرستادن<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۲۰؛ مفردات، ص۵۲۳، «طلق».</ref> و گشودن گره<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۲۹، «طلق».</ref> آمده است، از همین رو به شتر رهاشده برای چریدن «[[طالق]]»<ref>العین، ج ۵، ص۱۰۱؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۲۱، «طلق».</ref> و به [[اسیر]] رهاشده از بند [[اسارت]] «طلیق» گفته میشود<ref>العین، ج ۵، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۲۷.</ref>. برخی معنای اصلی این [[ماده]] را رفع [[حصر]] و برداشتن مانع از کسی یا چیزی دانستهاند؛ فرد یا شیئ یادشده به مانع طبیعی و [[فطری]] محصور باشد یا مانع خارجی یا موانع قراردادی؛ همچون [[عهد]] و پیمان<ref>التحقیق، ج ۷، ص۱۱۱.</ref>. طلاق از ایقاعات<ref>المجموع، ج ۱۷، ص۱۳، ۱۸۴؛ مهذب الاحکام، ج ۲۶، ص۲۵.</ref> و در اصطلاح [[فقه]] عبارت است از گشودن پیمان زناشویی دائم و پایان دادن به آن<ref>فرهنگ فقه، ج ۵، ص۱۹۴.</ref> با عباراتی خاص و شروطی معین<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۰؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۳۰.</ref>. تعریف یادشده عام است و طلاق [[خلع]] و مبارات را نیز دربرمیگیرد؛ اما برخی آن را به ازاله کردن بدون عوض قید [[نکاح]] با صیغه «طالق» و مانند آن تعریف کردهاند<ref>الروضة البهیه، ج ۶، ص۱۱؛ ریاض المسائل، ج ۱۱، ص۳۷.</ref> که با قید «بدون عوض» خلع و مبارات خارج میشوند؛ زیرا آن دو طلاق با عوض هستند. در اصطلاح [[حقوق]] نیز به انحلال رابطه زناشویی دائم به دست زوج یا [[نماینده]] قانونی او، همچون [[ولیّ]] یا به دست زوجه با داشتن [[وکالت]] از زوج یا [[حاکم]] گفته میشود<ref>ترمینولوژی حقوق، ص۴۳.</ref>. طلاق از جهات گوناگون قسمت شده است: | |||
#در یک تقسیم، طلاق از جهت تطابق با [[احکام شرعی]]، به دو قسم طلاق [[بدعت]] و طلاق [[سنت]] قسمت شده است. طلاق بدعت به [[طلاق]] [[حرام]] و [[نامشروع]]<ref> الحدائق، ج ۲۵، ص۲۶۷؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۱۹۴.</ref> یا طلاق فاقد یک یا چند شرط از شرایط طلاق صحیح گفته میشود<ref>معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۳۲.</ref>؛ همچون سه بار طلاق دادن [[زن]] در یک مجلس یا در یک [[پاکی]]<ref>معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۳۲؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۱۹۵.</ref> و [[طلاق]] [[سنت]] دو قسم است: طلاق سنت به معنای اعم و اخص. طلاق سنت به معنای اعم، مقابل طلاق [[بدعت]] است و به طلاق جایز و [[مشروع]] گفته میشود<ref>الروضة البهیه، ج ۶، ص۳۳؛ نهایة المحتاج، ج ۷، ص۳.</ref> و طلاق سنت به معنای اخص به طلاقی گفته میشود که مرد پس از طلاق تا پایان [[زمان]] عده به [[زن]] [[رجوع]] نکند و پس از تمام شدن عده در صورت [[تمایل]] با [[عقد]] جدید با زن [[ازدواج]] میکند<ref>الروضة البهیه، ج ۶، ص۳۴؛ منهاج الصالحین، خوئی، ج ۲، ص۲۹۶؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۰۶.</ref>. | |||
# طلاق از جهت [[حق]] رجوع مرد در زمان عده، به طلاق رِجْعی و باین قسمت شده است. طلاق رجعی آن است که مرد در زمان عده حق رجوع به زن را دارد، هر چند رجوع نکند یا زن به رجوع [[راضی]] نباشد<ref>الحدائق، ج ۲۵، ص۲۶۹؛ معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۰؛ معجم لغة الفقهاء، ص۲۹۲.</ref> و طلاق باین طلاقی است که مرد پس از طلاق حق رجوع به زن را نداشته باشد؛ زن عده داشته باشد یا نداشته باشد؛ مانند طلاق یائسه و طلاق پیش از مقاربت جنسی<ref>معجم الفاظ الفقه، ص۲۷۰؛ معجم لغة الفقهاء، ص۲۹۲؛ فرهنگ فقه، ج ۵، ص۲۰۴.</ref>. | |||
# طلاق از جهت گذشت زوجین از [[حقوق]] خود به طلاق [[خلع]] و مبارات قسمت میشود. طلاق خلع به طلاق در برابر عوض گفته میشود<ref>القاموس الفقهی، ص۱۲۰؛ معجم المصطلحات، ج ۲، ص۴۳۳.</ref> که در آن زن ناراضی از شوهر، [[مالی]] کمتر یا بیشتر از مهر را به شوهر میبخشد تا وی او را طلاق دهد<ref>جواهر الکلام، ج ۳۳، ص۲؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج ۲، ص۴۲۳.</ref> و مبارات به نظر برخی طلاقی است که مرد و زن ناراضی از هم، با گذشت از برخی حقوق خویش از یکدیگر جدا میشوند<ref>بدائع الصنائع، ج ۳، ص۱۵۱- ۱۵۲؛ مدخل الی علم الفقه، ص۷۷.</ref>؛ اما بیشتر [[فقیهان]] مبارات را گونهای از [[طلاق]] [[خلع]] دانستهاند که در آن شوهر در برابر گرفتن فدیهای از [[زن]]، وی را طلاق میدهد<ref>جواهر الکلام، ج ۳۳، ص۸۸؛ معجم المصطلحات، ج ۳، ص۲۰۳.</ref>؛ با این تفاوت که در مبارات بر خلاف خلع، زن و شوهر هر دو از همدیگر ناراضی هستند؛ همچنین در [[خلع]] مرد میتواند در برابر [[طلاق]]، فدیهای بیشتر از مهر دریافت کند؛ اما در مبارات باید فدیه به اندازه مهر یا کمتر از آن باشد؛ نیز در خلع اجرای صیغه طلاق با لفظ خلع به [[تنهایی]] مجزی است؛ ولی در مبارات با لفظ یادشده کافی نیست و باید الفاظ طلاق نیز همراه آن آورده شود<ref>مسالک الافهام، شهید، ج ۹، ص۴۵۶-۴۵۷.</ref>. | |||
«[[فسخ]] [[نکاح]]» نیز همانند طلاق سبب جدایی [[زن]] و شوهر میگردد؛ ولی با طلاق تفاوتهایی دارد؛ مانند: | |||
# طلاق، ایقاعی مستقل است؛ ولی فسخ مربوط به [[عقد]] نکاح پیشین است. | |||
#در طلاق جدایی میان زوجین از هنگام طلاق محقق میشود؛ ولی در فسخ بنا بر کاشفیت، جدایی از هنگام عقد واقع میشود. | |||
# طلاق در صورت وقوع قبل از آمیزش جنسی، سبب نصف شدن مهر زن میشود؛ ولی در فسخ در صورت کاشفیت، موجب نصف شدن مهر نمیشود. | |||
#پس از وقوع طلاق، زوج گاهی [[حق]] [[رجوع]] به زن را دارد؛ ولی در فسخ چنین حقی ندارد<ref>ماوراء الفقه، ج ۶، ص۳۰۶ - ۳۰۷؛ فقه الطلاق فی ضوء الکتاب والسنه، ص۱۹.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] از طلاق با چند تعبیر یاد کرده است: | |||
# [[ماده]] «طلاق» و مشتقات آن؛ مانند{{متن قرآن|ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ}}<ref>{{متن قرآن|ٱلطَّلَـٰقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَـٰنٍۢ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا۟ مِمَّآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ شَيْـًٔا إِلَّآ أَن يَخَافَآ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا ٱفْتَدَتْ بِهِۦ تِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}}«طلاق (رجعی) دوبار است پس از آن یا باید به شایستگی (با زن) زندگی یا (او را) به نیکی رها کرد و شما را روا نیست که از آنچه به آنان دادهاید چیزی بازگیرید -مگر آنکه هر دو بیم کنند که احکام خداوند را بجا نیاورند- و اگر بیم داشتید که آن دو حدود خداوند را بجا نیاورند، در آنچه زن برای آزادی خود میدهد (و شوهر میستاند) گناهی بر آن دو نیست؛ اینها احکام خداوند است از آنها تجاوز نکنید و آنان که از حدود خداوند تجاوز کنند ستمگرند» سوره بقره، آیه ۲۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ}}<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًۭا لِّتَعْتَدُوا۟ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ هُزُوًۭا وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}«و چون [[زنان]] را [[طلاق]] دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با [[شایستگی]] آنها را نگه دارید و یا به [[نیکی]] رها کنید و آنان را برای [[زیان]] رساندن نگه ندارید که (به آنها) [[ستم]] کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و [[آیات خداوند]] را به ریشخند نگیرید و [[نعمت خداوند]] را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و [[حکمت]] برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان میدهد؛ و از [[خداوند]] [[پروا]] کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۳۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَٱلْمُطَلَّقَـٰتُ يَتَرَبَّصْنَ}}<ref>{{متن قرآن|وَٱلْمُطَلَّقَـٰتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَـٰثَةَ قُرُوٓءٍۢ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِىٓ أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِى ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوٓا۟ إِصْلَـٰحًۭا وَلَهُنَّ مِثْلُ ٱلَّذِى عَلَيْهِنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌۭ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}«و زنان طلاق داده باید تا سه پاکی (از حیض) خویشتن، انتظار کشند و اگر ایمان به خداوند و روز بازپسین دارند پنهان داشتن آنچه خداوند در زهدانشان آفریده است برای آنان روا نیست و اگر شوهرانشان سر آشتی دارند به باز آوردن آنان در این حال سزاوارترند و زنان را بر مردان، حقّ شایستهای است چنان که مردان را بر زنان؛ و مردان را بر آنان، به پایهای برتری است و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره بقره، آیه ۲۲۸.</ref>. | |||
# [[ماده]] «سَراح» و مشتقات آن که به معنای گشودن، خارج کردن، فرستادن و طلاق آمده است<ref>مجمع البحرین، ج ۲، ص۳۷۱؛ تاج العروس، ج ۴، ص۸۴؛ معجم لغة الفقهاء، ص۲۴۳، «سرح».</ref> و از این رو به [[طلاق]] «سَراح» گفته شده است که [[زن]] با این عمل از قید [[ازدواج]] رها میشود<ref>جواهر الکلام، ج ۳۰، ص۱۶؛ تقریب القرآن الی الاذهان، ج ۱، ص۲۵۳.</ref>؛ مانند {{متن قرآن|وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًۭا جَمِيلًۭا}}<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نَكَحْتُمُ ٱلْمُؤْمِنَـٰتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍۢ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًۭا جَمِيلًۭا}}«ای [[مؤمنان]]! چون [[زنان]] [[مؤمن]] را به همسری (خود) درآوردید سپس پیش از آنکه با آنان همآغوش شوید طلاقشان دادید برای شما بر (عهده) آنان عدّهای نیست که آن را بشمارید بنابراین آنان را (از پرداخت نیمه مهرشان) برخوردار سازید و به نکویی رها کنید» [[سوره احزاب]]، [[آیه]] ۴۹.</ref>. | |||
#«فِراق» و برخی مشتقات آنکه در لغت به معنای جدایی انداختن میان دو چیز یا دو [[انسان]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۹۴؛ تاج العروس، ج ۱۳، ص۳۹۱، «فرق».</ref> و طلاق یا کنایه از آن<ref>المجموع، ج ۱۷، ص۹۸؛ لسان العرب، ج ۲، ص۴۷۹؛ تاج العروس، ج ۴، ص۸۴-۸۵، «طلق».</ref> آمده است؛ مانند{{متن قرآن|أفَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ}}<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلشَّهَـٰدَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا}}«پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد اندرز داده میشود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری میگشاید» سوره طلاق، آیه ۲.</ref>. | |||
#«[[استبدال]] زوج» که به معنای تبدیل کردن همسری به همسری دیگر و طلاق است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۴۱۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۹.</ref>؛ مانند{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ}}<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نسا، آیه ۲۰.</ref>. در این [[آیات]]، [[قرآن کریم]] برخی مباحث [[طلاق]]، مانند طلاق در [[ملل]] پیشین و [[عصر جاهلیت]]، طلاق در [[اسلام]] و برخی [[احکام فقهی]] آن، از جمله [[مشروعیت]] طلاق، اقسام طلاق، شرایط طلاق، [[تکالیف]] و [[حقوق]] هریک از زوجین پس از طلاق را یاد کرده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۳.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | ||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طواف (مقاله)|مقاله «طواف»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||